
راهبرد مهار و بیطرفسازی از پیمانهای دارالاسلام مدینه تا دیپلماسی کنونی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش
به قلم: ابرهیم یعقوبی هورامی
در منهج و دیپلماسی سیاسی حکومتی اسلام، هدف اصلی حفظ کیان «دارالاسلام» است و حفظ دارالاسلام به اندازه ای مهم است که ائمه و بزرگان صالح ما در گذشته گفته اند: وقد عُلِمَ بالضرورةِ من دينِ الإسلامِ، أن لا دينَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بإمامة، ولا إمامة إلا بسمع وطاعة؛ که در واقع همان سخن عمر بن خطاب رضی الله عنه است که می گوید:لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ.[۱] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با رهبریت و رهبریت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.
پس بر همه ی مومنین ( بخصوص در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که آمریکا و صهیونیستها و مرتدین منطقه ای بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده اند) باید مواظب باشند که بعد از ایمان و نماز واجبی مهمتر از جهاد با این کفار محارب اشغالگر و محافظت از دارالاسلام وجود ندارد. حالا هر کسی در برابر این منهج صحیح اسلامی می خواهد دلش بسوزد و بدش بیاید به خودش ربط دارد.
در این راستا قرآن کریم به مسلمانان اجازه میدهد برای مهار دشمن بزرگتر، با بخشهائی از جبهه ی کفار بر مبنای عدم همکاری با دشمن، تعامل کنند. الله تعالی می فرماید:
- وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا (انفال/۶۱) و اگر به صلح تمایل داشتند، تو نیز بدان تمایل نشان د). این آیه مبنای پذیرش بیطرفی کشورهایی است که مستقیم وارد جنگ با دارالاسلام نمیشوند.
- لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ (ممتحنه/۸) خداوند شما را از نیکی و عدالت با کسانی که در دین با شما نجنگیدهاند، نهی نمیکند. این اصل فقهی، زیربنای برخورد با کشورهایی است که با وجود تضاد عقیدتی، در عمل به جبهه آمریکا و صهیونیسم کمک مستقیم نظامی نمیکنند نه اینکه همچون بریتانیا و فرانسه و امارات و آل سعود و … با موزی گری از همان ابتدای جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش از حامیان آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام بوده اند.
در زمینه ی مهار حکومتها در سیره ی حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم بر دارالاسلام مدینه مستندات تاریخی وجود دارد و رسول الله صلی الله علیه وسلم در جنگ با « کفار سکولار قریش» (نماد استکبار و سکولاریسم آن زمان)، راهبرد جداسازی متحدان دشمن را در پیش گرفتند به عنوان مثال:
- رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبایلی مانند «بنیضمره» و «بنیمُدلج» پیمان عدم تعرض بستند. شرط اصلی این بود که آنها به قریش کمک نکنند و در عوض از حمایت مادی و امنیت دارالاسلام مدینه برخوردار شوند.
- شاهکار سیاسی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای خنثی کردن متحدان قریش صلح حدیبیه بود تا ایشان بتوانند بر دشمنان دیگر (مانند یهود خیبر) تمرکز کنند، بدون اینکه نگران خنجر از پشت قبایل سکولار بیابانی باشند.
- رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تضعیف جبهه کفر، برخی قبایل را با بخششهای مالی (تألیف قلوب) به سمت بیطرفی سوق میدادند تا جبهه دشمن واحد و یکپارچه نشود.
امروز دارالاسلام ایران در برابر جبهه آمریکا و صهیونیسم، همان مدل نبوی در دارالاسلام مدینه را در قبال کشورهایی خاص اجرا میکند به عنوان مثال:
- مهار دارالکفرهای طاری چهارگانه (ترکیه، پاکستان، آذربایجان و… : ایران با آگاهی از وجود پایگاههای آمریکا در ترکیه و نفوذ صهیونیسم در آذربایجان، سیاست «تنشزدایی برای مهار» را برگزیده است. هدف این است که این کشورها، خاک و امکانات خود را در اختیار تجاوز مستقیم آمریکا و صهیونیستها قرار ندهند.
- همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم به قبایل دور مدینه امتیاز میداد تا با کفار سکولار قریش( سرافعی آن زمان) همپیمان نشوند، دارالاسلام ایران نیز با توسعه روابط تجاری و مرزی، هزینهی خیانت این کشورها و همکاری با آمریکا (سر افعی این زمان) را بالا میبرد.
بدون شک این حکام خائن و مرتد منطقه ای، آمریکا را «ربّ» و ارباب خود میدانند و بقایشان به اشاره واشنگتن است. سیاست دارالاسلام ایران در قبال آنها، «تحدید خطر» و جلوگیری از تبدیل شدن آنها به پیادهنظام دشمن است.
نکته ی دیگر قدرتهای سکولار روسیه و چین رقیب آمریکا هستند که اگرچه در تعریف فقهی جزو دارالاسلام نیستند، اما به دلیل تضاد منافع با آمریکا، «متحد راهبردی» محسوب میشوند و هرگونه همکاری که بر اساس قاعده ی «نفی سبیل» انجام شود و منجر به شکست سلطه آمریکا (سرافعی) شود، مجاز و مورد تأکید است.
در این صورت می توانیم بگوئیم که سیاست فعلی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی صهیونیستی-آمریکایی رمضان ۱۴۰۴ش، کپیبرداری دقیق از «دیپلماسی دفاعی رسول الله صلی الله علیه وسلم» است؛ یعنی تمرکز بر دشمن اصلی و سرافعی و بستن راههای نفوذ از طریق بیطرف نگه داشتن همسایگان متزلزل، تا قوای اسلام صرف درگیریهای فرعی با مزدوران نشود و ضربه نهایی بر پیکره آمریکا و صهیونیستها وارد گردد.
[۱] سنن الدارمي، مقدمة باب في ذهاب العلم، ۲۵۷- ۲۶۵/ ابوداوود (۳۶۶۴)، احمد (۲/۳۳۸)، ابن عبدالبر، جامع بیان العلم وفضله ۳۲۶/ عَنْ تَمِيمٍ الدَّارِيِّ ، رَضِيَ اللهُ عَنْهُ ، قَالَ : تَطَاوَلَ النَّاسُ فِي الْبِنَاءِ فِي زَمَنِ عُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ ، فَقَالَ عُمَرُ : يَا مَعْشَرَ الْعُرَيْبِ ، الْأَرْضَ الْأَرْضَ ، إِنَّهُ لَا إِسْلَامَ إِلَّا بِجَمَاعَةٍ ، وَلَا جَمَاعَةَ إِلَّا بِإِمَارَةٍ ، وَلَا إِمَارَةَ إِلَّا بِطَاعَةٍ ، فَمَنْ سَوَّدَهُ قَوْمُهُ عَلَى الْفِقْهِ ، كَانَ حَيَاةً لَهُ وَلَهُمْ ، وَمَنْ سَوَّدَهُ قَوْمُهُ عَلَى غَيْرِ فِقْهٍ ، كَانَ هَلَاكًا لَهُ وَلَهُمْ)