
منظور جولانی ارباب مُلا فتاحی از «تجاوز» چیست؟ ایران و حزبالله و تنظیم الدولة و القاعده و… یا اسرائیل؟
به قلم: ابوخالد کُردستانی
اگر در گذشته و حتی در چند سال اخیر و در افغانستان کسانی چون راکتیار و احمد شاه مسعود و ربانی و مجددی و … و در سومالی کسانی چون شریف شیخ احمد به خائنین به اهل دعوت و جهاد مشهور شدند تاریخ بار دیگر در سوریه شاهد ظهور چهرهای است که برای حفظ کرسی قدرت، نه تنها بر خونهای ریخته شده، بلکه بر آرمانهای اصیل اسلامی و اهدافی که اهل دعوت و جهاد انصار و مهاجر به خاطر واید میدانهای جهاد قدم گذاشته بودند پا میگذارد.
احمد الشرع همین خائن و مرتدی است که رسماً و آشکارا به تحالف تحت پرچم آمریکا با شعار مبارزه با تروریسم درآمده است و با هر گروه و فرد و حاکمیتی که آمریکا و شرکایش آنها را تروریستی می داند وارد جنگ شده است و امروز نقاب از چهره برداشته و با وقاحتی تمام، سخن از «بیطرفی» و «مذاکره با اشغالگران صهیونیست» به میان میآورد.
احمد الشرع در حالی دم از عدم ورود به جنگ میزند که چکمههای سربازان صهیونیست، خاک قنیطره را آلوده کرده و دشمن تا دروازههای دمشق پیشروی کرده است و آمریکا نیز در حسکه و مناطق دیگر پایگاه نظامی دارد که در این جنگ رمضان مورد هدف نیروهای اسلامی قرار گرفتند.
کدام استدلال، چه اسلامی و چه سکولار، اجازه میدهد که خاک کشور تحت اشغال کفار محارب خارجی باشد و مدعی رهبری، سخن از «دوری از جنگ» به میان آورد؟
امروز که جبهه واحد «مقاومت اسلامی» از ایران و یمن و جنوب لنبان گرفته تا دلاوران و مجاهدان حماس، رژیم صهیونیستی را زیر ضربات سنگین جنگ مسلحانه و نرم خود گرفتهاند و لرزه بر اندام این غده سرطانی انداختهاند، احمد الشرع به جای ایستادن در صف حق، سیگنال سازش برای تلآویو میفرستد. او ثابت کرد که جهاد ادعایی او، تنها برای کشتار مسلمانان و ویرانی سوریه بود، نه برای مقابله با دشمن اصلی امت اسلام.
ای مُلا عبدالرحمن فتاحی، اگر ذرهای از «غیرت اسلامی» در وجودت باقی مانده بود، امروز باید از این جولانی مرتد فاصله یم گرفتی و تمام قوای خود را برای بازپسگیری جولان و قنیطره بسیج میکردی. اگر اسلام را نمیفهمی، دستکم به اندازه یک «سکولار میهنپرست» غیرت داشته باش و از تمامیت ارضی کشوری که مدعی آزاد سازی آنرا دارید دفاع کن، چطور میتوانید حتی از بازسازی و اقتصاد سخن بگویید در حالی که دشمن در حال حفر سنگر در خاک شماست؟
اعتراف به انجام مذاکره با اسرائیل و ابراز تأسف از تغییر نظر آنها، اوج پستی و سقوط اخلاقی است. این نشان میدهد که جولانی دیروز و الشرع امروز، هیچگاه به دنبال اعلای کلمه الله نبوده، بلکه همواره به دنبال «معامله» بوده است. او میخواهد سوریه را به منطقهای خنثی و تحت فرمان قدرتهای استکباری تبدیل کند تا تنها چند روز بیشتر بر اریکه قدرت تکیه بزند.
جولانی می گوید: اگر به ما تجاوز شود پاسخ می دهیم.
منظور ابو محمد جولانی از واژه «تجاوز» بیشتر به سمت ایران و حزبالله و نیروهای اسلامی مخالف آمریکا هدایت میشود تا اسرائیل. او با این تفسیر میکوشد تا دشمن اصلی را از ایران و حزبالله نشان دهد و اسرائیل را در جایگاه بیطرف یا کمتر مقصر معرفی کند. این شیوهٔ روایت گاهبهگاه میتواند در خدمت مشروعیتبخشی به سیاستهای سیاسی طرف مقابل باشد و از نگاه واقعیت میدانی فاصله بگیرد.
اما واقعیتِ میدانی چه میگوید؟ اسرائیل تاکنون تا نزدیکی دمشق و قنیطره پیش رفته و ایستگاههای بازرسی ایجاد کرده است. گاه در برخی مناطق، گزارشهایی مطرح میشود از بازرسیهای خانهها و بازداشت برخی افراد. این واقعیتها نشان میدهد که دشمن صریح سوریه تنها یک «طرف خیالی» نیست و حضور نظامیِ اسرائیل و آمریکا در خاک سوریه با پیامدهای جدی برای امنیت و تمامیت ارضی سوریه وجود دارد.
اگر ذرهای از «غیرت اسلامی» در وجود این فرد و برخی همفکران باقی مانده بود، باید در برابر اشغال خاک سوریه و تقدیم جولان و قنیطره به دشمنان ایستادگی میکردند، نه اینکه با طعنزدن به مسلمین در حال جنگ با آمریکا و صهیونیستها، از مذاکرات سازش سخن به میان آورند.