
به بهانه ی ترورهای کور شیعیان در هرات افغانستان و کویته پاکستان: بازگشت از تکفیر به مسیر عزت امت
به قلم: خالد هورامی
دیروز در انجیل اطراف هرات افغانستان و امروز در کویته پاکستان شاهد قتل عام وحشیانه ی شیعیان عادی بودیم که دل هر مومنی را آزار داد.
چون جریان منحرفی که دست به تکفیر نابجا و کشتار کور شیعیان زده است خود را به آرای امثال ابنتیمیه و ابنقیم منوسب کرده در حالی که تابع «نجدیت» و برداشتهای محمد بن عبدالوهاب و علمای الدعوة النجدیة هستند، اجازه دهید به صورت مختصر و بر اساس آرای ابن تیمیه و ابن قیم رحمهما الله به نقد این جریانهای منحرف معاصر بپردازیم.
بسیاری از مدعیان پیروی از سلف صالح، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر طبل تکفیر مطلق اهل تشیع میکوبند. اما با مراجعه به کلام بزرگانی چون ابنتیمیه و ابنقیم جوزیه، حقیقتی غیر از این آشکار میشود:
- ابنتیمیه صراحتاً بیان میدارد که «مفضله» (کسانی که علی (ع) را برتر میدانند اما به خلفا توهین نمیکنند) به اهل سنت نزدیکترند و شیعیان امامیه مسلمانند و در میان آنها مومنینی وجود دارند که منافق نیستند ودر کل مثل مذهبی از مذاهب اسلامی به آنها نگاه می کند و حتی درباره رافضه (غلات میان تشیع) نیز تکفیر را به صورت مطلق نمیپذیرد و آن را منوط به غلو منجر به الوهیت میداند و تنها علمای غلاتی چون اسماعیلیه را تکفیر می کند که آگاهند و آگاهانه دچار کفریات شده اند.
- ابنقیم جوزیه در کتاب «الطرق الحکمیه» فراتر رفته و تأکید میکند که رافضه، معتزله و خوارج اگرچه بدعتگذار دانسته شوند، اما کافر نیستند و شهادت و گواهی آنان در دادگاه مورد قبول است.
وقتی پیشوایان علمی شما (ابنتیمیه و ابنقیم) دایره اسلام را چنان فراخ میبینند که شیعیان را در زمره مسلمین (و نه کفار) میشمارند، چرا جریانهای منسوب به «نجد» و محمد بن عبدالوهاب مسیر تکفیر را پیش گرفتهاند؟
آیا زمان آن نرسیده است که به جای تبعیت از آرای تندروانه و انحرافی دعوت نجدیت که باعث پارهپاره شدن پیکر امت گشته، به سیره و فتوای اصیل پیشوایان خود بازگردید که بین اختلافات کلامی و خروج از دایره اسلام مرز قائل بودند؟
امروز که به برکت بیداری اسلامی، بخشی از امت اسلام (اهل تشیع) همچون سایر مسلمین حنفی در افغانستان و شافعی ها در سومالی و مالکی ها در مالی و.. موفق به تشکیل یک قدرت حاکمیتی مستقل شده است، ثمرات آن را تمام جهان اسلام مشاهده میکند و در حالی که بسیاری از حاکمان خائن بر کشورهای اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم سر فرود آوردهاند و یا حتی در اختیار این کفار محارب قرار گرفته اند، این قدرت حاکمیتی در وضع موجود به عنوان یک قدرت حکومتی رسمی در دنیا مهمترین سد استوار در برابر اشغالگری و توطئههای ضداسلامی این کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی است و امروز این حاکمیت، عزت پایمال شده مسلمین در قدس و غزه و کل منطقه را بازگردانده است.
ای برادران مسلمان، وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم (انفال / ۴۶) پس، نزاعهای کلامی که قرنها پیش توسط فقها بررسی شده، نباید مانع از دیدن واقعیتهای عینی امروز شود. ما شما را دعوت میکنیم که به این جبهه قدرت و عزت بپیوندید. قدرت حاکمیتی که امروز در اختیار تشیع است، نه در پی نفی دیگران، بلکه در پی اعتلای کلمه الله و مقابله با دشمن مشترک (صهیونیسم جهانی و آمریکای جهانخوار) است.
اگر امروز مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) حول محور این حاکمیت مقتدر و استکبارستیز متحد شوند، هیچ قدرتی در جهان یارای مقابله با «امت واحده» را نخواهد داشت. ان شاء الله.
بیایید به جای تکفیر یکدیگر، قدرتهایمان را با هم جمع کنیم. اگر ابنتیمیه امروز زنده بود، بیشک ایستادن در صف مقابل آمریکا و صهیونیسم را بر هر نزاع کلامی مقدم میشمرد. به سوی عزت و حاکمیت واحد اسلام بشتابید.