
۲۲ ژوئن ۲۰۰۴، عملیات معروف نازران به فرماندهی شامیل باسایف و دوکو عمروف (۲)
به قلم: کارزان شکاک
به یاد داشته باشیم که در جریان حمله مجاهدین، کفار به کمک نیروهای دست نشانده محلی نیامدند. این موضوع در آن زمان توسط خود مرتدان اینگوش علناً اعلام شد و روزنامه ورمیا نووستی به آن استناد کرد.
همانطور که یک مقام عالی رتبه ناشناس از دولت دست نشانده به روزنامه شکایت کرد، واحدهای کفار روسی تنها دو ساعت پس از عزیمت واحدهای مجاهدین به منطقه درگیری رسیدند.
او به روزنامه گفت: “تماس تلفنی با هیچ یک از نیروهای فدرال در شب غیرممکن بود. آنها به سادگی پاسخ ندادند.”
به گفته این مقام، آنها موفق به برقراری ارتباط شدند، اما وقتی درخواست کمک کردند، گفتند که نمیتوانند جان خود را به خطر بیندازند.
ذخایر نیروهای مرتد توسط مجاهدین در محلهای خود مسدود شده بود. به گفته این روزنامه، ساکنان نازران از قبل گزارش میدادند که آمار رسمی تلفات مرتدان بسیار کمتر از حد واقعی است.
انجمن دوستی روسیه و چچن، صحنهای تکان دهنده از آن شب را گزارش کرد.
حسن مامیلوف، مدیر فروشگاه «قرن بیست و یکم» واقع در خیابان بازورکینا در شهر نازران، جمهوری اینگوشتیا، شب را در مغازهاش گذراند. او به خبرنگار مرکز اطلاعات انجمن دوستی روسیه و چچن در مورد صحنههای نبرد شبانهای که شاهد آن بوده، گفت.
به گفته مامیلوف، او از زمان شروع تیراندازی شدید در خیابانهای شهر، مغازهاش را ترک نکرده بود. پس از مدتی، او دو نفربر زرهی متعلق به نیروهای اشغالگر را دید که در خیابان در حال حرکت بودند. آنها زیر آتش شدید یک انبار غله در نزدیکی بودند. ابتدا، یکی از نفربرهای زرهی توسط یک نارنجکانداز مورد اصابت قرار گرفت. سه کافر (که یکی از آنها آتش گرفته بود) که از آن بیرون پریدند، توسط آتش خودکار کشته شدند. سپس، نزدیکتر به مغازه، نفربر زرهی دوم مورد اصابت قرار گرفت.
سربازان داخل و روی زره آن نیز تحت آتش شدید قرار گرفتند – برخی بلافاصله کشته یا زخمی شدند، برخی دیگر به سمت مغازه دویدند، حتی تلاشی برای کمک به رفقای خود که در جاده افتاده بودند، نکردند.
حسن از ترس اینکه مجاهدین به مغازهاش آتش بگشایند، با ترس و لرز سعی کرد اعتراض کند. با این حال، کفار وحشتزده او را کنار زدند و به تجارتخانه پناه بردند. آنها و صاحب مغازه تا سپیده دم آنجا ماندند. تنها با فرا رسیدن صبح جرات کردند بیرون بروند، اما هنوز از بیرون رفتن میترسیدند. آنها به حسن دستور دادند: «بروید و اجساد را بکشید، آخرش شما قفقازیها از گلوله نمیترسید.»
حسن به کفار روسی گفت که مجاهدین مدتهاست رفتهاند و آنها بالاخره میتوانند مغازهاش را ترک کنند. اما سربازان بلافاصله حرف او را باور نکردند و تصمیم گرفتند حداقل نیم ساعت دیگر مخفیگاه خود را ترک کنند.
بسیاری از مفسران و تحلیلگران روسی و غربی خاطرنشان کردهاند که عملیات ویژه نازران از نظر جسارت، دقت، همزمانی و قاطعیت واقعاً بیسابقه بوده است.
نووایا گازتا در آن زمان نوشت: «کماندوهای هالیوودی در نازران. شبهنظامیان نه با تعداد، بلکه با مهارت پیروز میشوند.»
در اینجا برخی از نتیجهگیریها و مشاهدات تحلیل روزنامه آمده است:
«عملیات ویژه موفقیتآمیز شبهنظامیان در اینگوشتیا نه تنها شهروندان عادی، بلکه کارشناسان داخلی و خارجی را نیز شگفتزده کرد. ما معمولاً این نوع چیزها را فقط در فیلمهای اکشن هالیوود و فیلمهای جنگی خودمان میبینیم: خرابکاران نیروهای ویژه، که در حال پرواز لباس دشمن را به تن میکنند، ایستهای بازرسی، گشتها و کمینهای غافلگیرکننده ایجاد میکنند؛ آنها در تاریکی شب همه را غافلگیر میکنند و ضربه میزنند، بینهایت ضربه میزنند، خودشان آسیبناپذیرند…»
«… و همه اینها بدون عجله، اساساً، در عقب گروه فدرال، به معنای واقعی کلمه در آستانه بزرگترین پادگانهای ما، در یک زمین مسطح پرجمعیت. خرابکاران-پارتیزان، پس از انجام کار کثیف خود، طبق معمول، در جنگلها ناپدید شدند و با گستاخی و بدون مانع از تانکهای ارتش دست و پا چلفتی و هلیکوپترهای تهاجمی که راه بهتری نمیدانستند، فرار کردند.
درست است، در تاریخ واقعی عملیات ویژه (برخلاف نسخه هالیوود)، نمونههایی از چنین جسارتهایی کم است. با این حال، نمونههای بیشماری از حملات کماندویی با دقت آماده شده وجود دارد که به فاجعه ختم شدهاند. اما ویناخهای ناامید (آنها آنقدر احمق نیستند) میتوانستند واقعاً پس از تماشای ویدیوهای دزدی دریایی، این عملیات را برنامهریزی کنند…”
“…هیچ کجا از قبل، در هیچ زمین آموزشی مخفی، شبهنظامیان برای این عملیات آماده نشده بودند و تعاملات خود را در مدلهای واقعی تمرین نکرده بودند. احتمالاً بسیاری از آنها قبلاً هرگز همدیگر را ندیده بودند.” با این وجود، گروههای رزمی به طرز شگفتآوری هماهنگ و سازمانیافته عمل کردند، در حالی که همزمان با انعطافپذیری به تغییرات اجتنابناپذیر و پیشبینی نشده در وضعیت پاسخ میدادند…”
“…روسیه دشمن جالبی دارد: به شدت جسور، ماهر، متحد با اعتقاد به آرمان خود، قادر به بیرون آوردن فوری صدها جنگجوی آموزش دیده از مخفیگاه، و ناپدید شدن آنها به همان سرعت… پس حالا چه باید کرد؟”
مسکو هنوز هیچ پاسخی به این سوال ندارد…