د پرون سیافونه په افغانستان کې، د نن فضل‌الرحمن نانو په پاکستان کې

د پرون سیافونه په افغانستان کې، د نن فضل‌الرحمن نانو په پاکستان کې

تاریخ یوځل کارېدونکی توکی نه دی؛ څېرې بدلېږي، خو رولونه هماغه پاتې کېږي. پرون همدا سیاف‌نما کسان په افغانستان کې د کورنیو مزدورانو، امریکا او ناټو په خدمت کې ولاړ وو؛ نن هماغه فکري جریان د نوې څېرې او بل نوم تر سیوري لاندې په پاکستان کې د «دیني‌نما» ګوندونو لکه جمعیت علمای اسلام او ورته نورو په بڼه راڅرګند شوی دی.

دوی جغرافیه نه پېژني؛ هر چېرې چې وي، یو خوی لري: دین د قدرت زینې ګرځوي او شریعت د وابسته نظامونو د بقا لپاره مصرفوي.

یو فکر، څو بیرغونه دا کسان نه د اسلام استازي دي او نه د امت غږ؛ دا د سیاست درباریان دي چې: پرون یې اشغال «ضرورت» باله، نن وابستګي «مصلحت» بولي، او سبا به هر غالب ځواک د تیارې فتوا په وسیله سپینوي.

 افغانستان په خپلو سترګو ولیدل چې همدا څېرې څنګه د جهاد تر شعار لاندې، خو په عمل کې د لوېدیځ د پروژې تر چتر لاندې ودرېدې؛ او نن پاکستان هماغه صحنه بیا تجربه کوي.

خیانت قوم او تابعیت نه لري، خیانت تذکره نه لري؛ که په کابل کې وي که په اسلام‌اباد کې، که د جهاد تر نوم وي که د دیني سیاست تر عنوان. هر چېرې چې: امریکا د نجات ورکوونکي په توګه معرفي شي، شریعت څنډې ته وتمبول شي، او اسلامي مقاومت افراط ونومول شي—هلته پوه شئ چې د پرون سیاف بیا راژوندی شوی دی.

دا جریانونه: پرون د اشغال وسیلې وې، نن د امت د مهار آلې دي، او سبا به پخپله د هماغو قدرتونو قرباني شي چې خدمت یې ورته کاوه.

خو د امت تجربه روښانه ده: پلورل شوی دین نه پاتې کېږي، او تاریخ درباریان د رسوایۍ په څنډه کې غورځوي.

حق، که هر څومره یوازې هم شي، په پای کې هماغه پاتې کېږي. که وغواړې، کولی شم: دا متن لهجه‌يي قندهاري ته واړوم یا یې لا تند، لا فشرده، یا د بیان/منشور لپاره تنظیم کړم

امت باید مسلح باشد؛ هویت ما جهاد، رمایه و آمادگی دائمی است

امت باید مسلح باشد؛ هویت ما جهاد، رمایه و آمادگی دائمی است

کاتب: صلاح الدین مجاهد

امروز که سرزمینهای اسلامی مختلفی چون ایران و افغانستان و یمن و سومالی و مالی و بخشهایی از آفریقای مرکزی دارای دارالاسلامهای کوچک و بزرگی هستند جهاد باید از کانال این دارالاسلامها صورت گیرد نه گروههای متفرق، و مخاطب آیات قرآن در صدر اسلام برای جهاد نیز دارالاسلام واحد تحت پرچم رسول الله صلی الله علیه وسلم بود نه گروههای متفرق.

در این دارالاسلام امت محمد باید بداند که آمادگی نظامی یک حکم حاشیه‌ای یا تجملی نیست؛ رکن بقا و عزت امت است.اسلام از روز نخست، مسلمان را سربازِ بیدار می‌خواهد، نه تماشاگرِ منفعل.

قرآن خطاب به مومنین موجود در دارالاسلام می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ (انفال/۶۰)

🔹 ما استطعتم من قوة» شامل هرگونه قدرت رزمی در هر عصر است

🔹 امروز «رباط الخیل» تعبیر به تانک، موتر، پهپاد، هواپیما و تجهیزات روز می‌شود

🔹 علما اجماع دارند که این آیه امر به توسعه نظامی در همه زمان‌ها توسط حاکمیت بر دارالاسلام و جماعت مسلمین است

سنت نبوی نیز این مسیر را تأیید می‌کند چنانچه از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: ۶۰] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ» [۱]: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است».

از سلمة بن اکوع رضی الله عنه نیز روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم از کنار چند نفر که مسابقه ی تيراندازی می دادند، گذشت و فرمود: «ارْمُوا بَنِي إسماعِيلَ فَإنَّ أَبَاكُمْ كَانَ رَامِياً».[۲] ای فرزندان اسماعيل، تيراندازی کنيد که پدرتان (اسماعيل – عليه السلام -) تيرانداز بود.

این حدیث فقط یک ورزش را تشویق نمی‌کند؛ بلکه هویت جنگی امت را در داخل حاکمیت اسلامی و دارالاسلام زنده می‌سازد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم تیراندازی، سوارکاری و شنا را توصیه کرد. امروز سوارکاری = مدیریت ابزار جنگ مدرن است. سلاح آن زمان تیر و کمان بود؛ امروز تفنگ، موتر زرهی، پهپاد، جنگ‌افزار.

علمای اهل سنت و جماعت گفته اند که:  آمادگی نظامی فرض کفایه است؛ و اگر دشمن هجوم آورد فرض عَین می‌شود.

یعنی اگر امتی حتی هیچ کشوری به سرزمینهای اسلامی حمله نکرده باشد و بدون آمادگی نظامی  باشد، گناه آن بر گردن همه می‌نشیند و اگر در برابر اینهمه اشغالگری کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی بدون آمادگی نظامی باشد یک فرض عین را ترک کرده است.

امت بی‌سلاح و بدون آمادگی نظامی امت بی‌فردا است.و امروز که دشمن با بمب‌افکن می‌آید، امت باید با علم + ایمان + قدرت نظامی پاسخ دهد.

ما وارثان ابراهیم و اسماعیل هستیم؛ امت شمشیر نه امت سرود.اگر کمان را انداختیم و تفنگ برداشتیم،اگر اسب را رها کردیم و تانک گرفتیم، این تبدیل ابزار است، نه تغییر مسیر.

دشمن مسلح است؛ پس مسلمان نیز باید مسلح باشد. «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» هنوز حکم است برای حاکمیت بر دارالاسلام و مومنین ساکن در دارالاسلام و سایر مومنینی که هنوز موفق به تشکیل دارالاسلام نشده اند و در تلاش جهت بیرون راندن کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی از سرزمین خود تشکیل حاکمیت اسلامی هستند. 


[۱]  مسلم ۱۹۱۷

[۲]  بخاری ۲۸۹۹- أحمد ۱۶۵۲۸ –  ابن حبان ۴۶۹۳ –  البيهقي ۱۹۷۸۴

فرق حاکمیت مستقلی چون ایران و حاکمیت دست نشانده ای چون جولانی در سوریه

فرق حاکمیت مستقلی چون ایران و حاکمیت دست نشانده ای چون جولانی در سوریه

به قلم: خالد سیف الله المسلول

خطرِ نظام‌ها و ارتش‌های کارگزار فقط به این محدود نمی‌شود که اشغال را تثبیت می‌کنند و با مجاهدان آزاد می‌جنگند؛

بلکه خطرِ واقعی در نگاهِ دشمن به آن‌هاست؛ دشمن این نظام‌ها و ارتش‌ها را دارایی‌های نظامیِ خود می‌داند که آن‌ها را ایجاد کرده، حمایت کرده و میلیاردها دلار برایشان هزینه نموده است(برای نمونه: تأمین مالی ارتش مصر با حدود ۲ میلیارد دلار در سال).

به همین دلیل، اگر کشوری بخواهد آزاد شود و عواملِ وابسته به اشغالگر را سرنگون کند،دشمن بازمی‌گردد و همان وفاداری‌ای را مطالبه می‌کند که طاغوتِ ساقط‌ شده در برابر مشروعیت و قراردادهای بازسازی به او می‌داد(سوریه نمونه‌ای روشن است).

یا خواستار بازپس‌گیری پایگاه‌ها و سکوهای نفتی خود می‌شود و آن‌ها را «دارایی‌های قانونی» خویش می‌داند؛ همان‌گونه که در افغانستان و ونزوئلا دیده شد.

اگر هم از بازپس‌گیری این دارایی‌ها ناامید شوند،با ارتش‌های خود می‌آیند تا ارتش‌ها و نظام‌هایی را که دهه‌ها برایشان هزینه کرده‌اند، منحل و نابود کنند؛ مانند ارتش عراق در دوران صدام. و هر کس نپذیرد، همه‌چیز را بر سر صاحبانش ویران می‌کنند؛ چرا که از نگاه آنان، این سرزمین و زیرساخت‌ها مالِ مردمش نیست، بلکه مالِ خودشان است که با حمایت و تأمین مالی آن را ساخته‌اند.

پس هرچه بیشتر اجازه دهیم حکومت‌ها از قراردادهای بازسازی و شبکه‌های حمایت بین‌المللی بهره‌مند شوند،کشور را بیشتر در معرض ویرانیِ فراگیر قرار می‌دهیم؛روزی که زمانِ رویاروییِ واقعی فرا برسد.

این واقعیت را نیز فراموش نکنیم که حکام و ارتش‌های مزدور هرگاه تاریخ مصرف‌شان تمام شود، توسط همان اربابان خارجی کنار گذاشته یا نابود می‌شوند که تجربه ی تاریخی بارها آن را ثابت کرده است.

احمدالشرع که در سوریه نیز نه یک بازیگر مستقل و نه صاحب تصمیم و نه دارای اختیار سیاسی یا نظامی واقعی است و به‌صورت آشکار در چارچوب اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و غرب عمل می‌کند و با واشنگتن و صهیونیستها«مبارزه ی مشترک با دشمن مشترک از میان مسلمین» تعریف می‌کند و در برابر اشغال اسرائیل سکوت مطلق دارد اصلاً مجالی برای خیانت مستقل هم ندارد چرا که حاکم مزدور، اختیار خیانت یا تصمیم سرخود ندارد اربابان خارجی حتی اجازه ی آن را هم نمی‌دهند.

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۴)

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۴)

به قلم: کارزان شکاک

در ۶ دسامبر ۱۹۹۴، د. دودایف، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، اظهار داشت که سیاست‌های تهاجمی روسیه باعث افزایش احساسات اسلامی در چچن شده است. جوهر دودایف هشدار داد که منافع جهانی کشورهای اسلامی خارج از کشور می‌تواند در چچن به نمایش گذاشته شود و به طور بالقوه تحولات بیشتر را غیرقابل کنترل کند.

آنها اعلام کردند: “اکنون نیروی سومی در چچن در حال شکل‌گیری است – اسلام‌گرایان، که به تدریج ابتکار عمل را به دست می‌گیرند. ما دیگر سربازان شما نیستیم، رئیس جمهور، ما سربازان خدا هستیم.”

در ۷ دسامبر ۱۹۹۴، د. گراچف، وزیر دفاع روسیه، با د. دودایف، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، در روستای اسلپتسووسکایا دیدار کرد. گراچف پیشنهاد داد که رهبر چچن همزمان با آوتورخانوف خلع سلاح شود، اگرچه واحدهای جنایتکار دست نشانده کرملین قبلاً توسط نیروهای دولتی چچن سرکوب و خلع سلاح شده بودند و به جرم راهزنی و تلاش برای کودتا محکوم شده و روزهای خود را در زندان می‌گذراندند.

ژنرال گراچف یک مانور تبلیغاتی ترتیب داد که ظاهراً شبیه عملیات حفظ صلح بود، اما در واقع برای خرید زمان جهت اعزام نیروهای بیشتر به مرز چچن برای حمله طراحی شده بود.

در ۷ دسامبر ۱۹۹۴، شورای امنیت روسیه در مسکو برای جلسه‌ای اختصاص داده شده به وقایع چچن تشکیل جلسه داد. در همان روز، جلسه غیرعلنی دومای دولتی فدراسیون روسیه نیز با در نظر گرفتن “دستور کار چچن” برگزار شد. ژیرینوفسکی که با دو زندانی از گروزنی آمده بود، اعلام کرد که ۵۰ سرباز روسی بازمانده توسط مخالفان به دلیل حمله ناموفق به گروزنی اعدام شده‌اند.

روسای سازمان‌های امنیتی در جلسه دومای دولتی حاضر نشدند زیرا نمی‌خواستند به سؤالات تهیه شده توسط نمایندگان پاسخ دهند: چه کسی دستور استخدام پرسنل نظامی را داده است؟ چه کسی دستور بمباران گروزنی را داده است؟

پس از انجام تحقیقات پارلمانی، نمایندگان دومای دولتی تأیید کردند که استخدام پرسنل نظامی به دستور استپاشین، مدیر سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه، انجام شده و دستور بمباران گروزنی شخصاً توسط گراچف، وزیر دفاع، صادر شده است.

در ۸ دسامبر ۱۹۹۴، طرف چچنی گزارش داد که طبق اطلاعات موجود، کرملین در حال آماده‌سازی برای ورود نیروها به خاک جمهوری چچن ایچکریا و آغاز جنگ است. در آن روز دو حمله تروریستی در مسکو رخ داد که طبق معمول، چچنی‌ها بلافاصله مقصر شناخته شدند.

در ۸ دسامبر ۱۹۹۴، کمیسیون کاری مذاکرات حل و فصل مناقشه در جمهوری چچن ایچکریا، بین نمایندگان رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، د. دودایف، و مخالفان به توافقی برای آغاز مذاکرات در ولادی‌قفقاز در ۱۲ دسامبر ۱۹۹۴ دست یافت.

قرار بود طرف روسی با ۱۲ نفر به رهبری میخائیلوف، معاون وزیر امور ملیت‌ها و سیاست‌های منطقه‌ای فدراسیون روسیه، جمهوری چچن ایچکریا (CRI) با ۹ نفر به رهبری ابوباکاروف، وزیر اقتصاد و دارایی، و مخالفان با سه نفر به رهبری باسخانوف، مأمور قدیمی کا گ ب، در این مذاکرات شرکت کنند.

از ۸ تا ۱۰ دسامبر ۱۹۹۴، «هلیکوپترهای ناشناس» نسخه‌هایی از یک دستور فوق سری را در سراسر روستاهای جمهوری چچن ایچکریا انداختند که به روسای وزارت دفاع، وزارت امور داخلی و سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه دستور می‌داد تا تبعید اجباری جمعیت چچنی را به مناطق مختلف روسیه انجام دهند.

اصالت این دستور بعداً توسط سرهنگ ژنرال پودکولزین، فرمانده نیروهای هوابرد روسیه، به طور علنی تأیید شد. تنها مقاومت قهرمانانه مردم چچن در برابر اشغالگران، این نقشه‌های هولناک جنایتکاران جنگی کرملین را خنثی کرد.

در ۹ دسامبر ۱۹۹۴، رسانه‌های روسی گزارش دادند که مذاکرات با دودایف در ۱۲ دسامبر از سر گرفته خواهد شد و ژنرال‌های گراچف، ارین و استپاشین برای این منظور به موزدوک پرواز کرده‌اند.

همانطور که بعداً مشخص شد، ترور دودایف در طول سفرش به موزدوک برنامه‌ریزی شده بود و این جنایت به چچنی‌های «مخالف» نسبت داده شد.

در ۹ دسامبر ۱۹۹۴، رئیس جمهور یلتسین در تاریکی شب فرمان ۲۱۶۹ را امضا کرد که دستور می‌داد: «خلع سلاح باندهای مسلح در قفقاز شمالی با تمام نیروها و ابزارهای موجود تضمین شود.» هیچ کلمه‌ای در مورد مذاکرات برنامه‌ریزی شده گفته نشد. سخنرانان شورای فدراسیون و دومای دولتی این فرمان را تحت توافق‌نامه‌های محرمانه قرائت کردند.

در ۱۰ دسامبر ۱۹۹۴، رئیس جمهور دوما از جمهوری چچن ایچکریا (CRI) د. دودایف تمام مزدوران روسی دستگیر شده را به سرهنگ ژنرال چیژ از خدمات پزشکی وزارت دفاع روسیه تحویل داد. نخست وزیر روسیه، وی. چرنومیردین، فرمان محرمانه شماره ۱۸۸۷-p را امضا کرد که قصد دارد چچنی‌ها را به اعماق روسیه تبعید کند.

رئیس جمهور روسیه، یلتسین، به مدت نه روز «برای جراحی تیغه بینی» در بیمارستان بستری است. این تعداد روزهایی است که او به گراچف فرصت داده تا چچن را «آرام» کند، اگرچه گراچف قول داده است که این کار را حتی زودتر انجام دهد. ستاد ناحیه نظامی قفقاز شمالی دستوری مبنی بر اعزام دو لشکر تفنگدار موتوری و یک لشکر تانک به چچن در ۱۱ دسامبر صادر می‌کند.

دو هنگ از نیروهای وزارت امور داخلی روسیه برای کمک به آنها منصوب شده‌اند. عملیات «خلع سلاح گروه‌های مسلح غیرقانونی و احیای نظم قانون اساسی در چچن» قرار است حداکثر تا ۲۰ دسامبر ۱۹۹۴ تکمیل شود.

در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴، یک نیروی نظامی روسیه متشکل از ۹۰۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰۰ سرباز و افسر و تقریباً ۶۰۰۰ قطعه تجهیزات نظامی، از اینگوشتیا، داغستان و سرزمین استاوروپول به جمهوری چچن ایچکریا حمله کرد. متعاقباً، تعداد نیروهای روسی مهاجم به چچن به ۲۴۰۰۰۰ نفر افزایش یافت.

یکی از خونین‌ترین و طولانی‌ترین جنگ‌های تاریخ مدرن آغاز شده بود.

بر اساس مطالب رسانه‌های چچنی

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۲)

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۲)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

پیشگویی‌ها و هشدارها

اسلام بر دو پایه استوار است: قرآن و سنت که در احادیث معتبر حفظ شده‌اند. حضرت محمد صلی الله علیه و سلم از همان ابتدا هشدار دادند که حاکمان سعی در تغییر دین خواهند داشت و علم با ناپدید شدن علما از بین خواهد رفت.

یکی از احادیث کلیدی این است: إنَّ اللَّهَ لا يَقْبِضُ العِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ العِبَادِ، ولَكِنْ يَقْبِضُ العِلْمَ بقَبْضِ العُلَمَاءِ، حتَّى إذَا لَمْ يُبْقِ عَالِمًا اتَّخَذَ النَّاسُ رُؤُوسًا جُهَّالًا، فَسُئِلُوا فأفْتَوْا بغيرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وأَضَلُّوا.(بخاری ۱۰۰- مسلم ۲۶۷۳) به راستی که خداوند علم را با ربودن آن از مردم نمی‌گیرد، بلکه علم را با از بین بردن علما از بین می‌برد. وقتی هیچ عالمی باقی نماند، مردم جاهلان را به عنوان رهبر خود انتخاب می‌کنند… خودشان گمراه می‌شوند و دیگران را نیز گمراه می‌کنند.

حدیث دیگری هشدار می‌دهد که اسلام به تدریج ناپدید خواهد شد، نه از طریق ممنوعیت قرآن یا تخریب مساجد، بلکه از طریق از دست دادن دانش و سانسور.

منتقدان رویدادهای جاری را به این پیشگویی‌ها مرتبط می‌دانند: دستگیری علما، بازنگری در کتاب‌های درسی و گسترش فسق و سرگرمی.

سرگرمی و هویت جدید

به عنوان بخشی از چشم‌انداز ۲۰۳۰، عربستان سعودی به طور فعال در حال توسعه صنعت فسق و سرگرمی است: جشنواره‌های فصل ریاض، کنسرت‌های ستارگان بین‌المللی و نمایش‌های مد.

برخی از رویدادها مستقیماً هدف چنین رویدادهایی را نشان می‌دهند – تحقیر و توهین به اسلام. به عنوان مثال، صحنه‌هایی با ماکت کعبه یا اجراهایی در نزدیکی اماکن مقدس.

به حقیقت پایبند باشید

خداوند در قرآن هشدار می‌دهد: يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (توبه/۳۲) آنها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، اما خداوند نور خود را کامل خواهد کرد، اگرچه کافران آن را دوست نداشته باشند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده داد: لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن أُمَّتي ظاهِرِينَ علَى الحَقِّ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَذَلَهُمْ، حتَّى يَأْتِيَ أمْرُ اللهِ وفي رواية: وهُمْ كَذلكَ.(مسلم۱۹۲۰) گروهی از امت من همیشه بر حق خواهند بود. کسانی که با آنها مخالفت کنند، تا زمانی که فرمان خدا فرا نرسد، به آنها آسیبی نخواهند رساند.

در زمان تغییر، به مسلمانان یادآوری می‌شود: به قرآن و سنت تمسک کنید، از علم و حقیقت دفاع کنید.

به اصطلاح «اصلاحات» در عربستان سعودی یک چالش آشکار و اعلام جنگ علیه اسلام است.

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۳)

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۳)

به قلم: کارزان شکاک

در اول دسامبر ۱۹۹۴، فرماندهی روسیه از ورود هواپیمای حامل هیئتی از دومای دولتی روسیه به گروزنی جلوگیری کرد. نمایندگان در اینگوشتیا فرود آمدند و از طریق زمینی به گروزنی سفر کردند. آنها با چشمان خود شاهد بودند و بعداً به خبرنگاران گفتند که چگونه هشت هواپیمای سوخو-۲۷ منطقه مسکونی گروزنی را که دودایف، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، در آن زندگی می‌کرد، بمباران کردند. واحدهای پدافند هوایی چچن در آن روز یکی از این هواپیماها را سرنگون کردند.

در اول دسامبر ۱۹۹۴، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا به فرمانده کل نیروی هوایی روسیه، سرهنگ ژنرال دینکین، تلگراف زد: “من به شما و نیروی هوایی روسیه به خاطر دستیابی به برتری هوایی بر ایچکریا تبریک می‌گویم. ما روی زمین ملاقات خواهیم کرد.”

دینکین وحشت‌زده فوراً کنفرانس مطبوعاتی دیگری را فراخواند و شروع به اطمینان دادن به خبرنگاران کرد که دودایف تیمی از قاتلان را برای ترور او به مسکو فرستاده است.

او با نادیده گرفتن شهادت نمایندگان دومای دولتی و لاشه هواپیمای سوخو-۲۷ سرنگون شده بر فراز گروزنی که از تلویزیون روسیه پخش شد، بار دیگر تأکید کرد که هیچ هواپیمای نیروی هوایی روسیه بر فراز قلمرو چچن پرواز نکرده و نمی‌کند.

در اول دسامبر ۱۹۹۴، افسران اسیر وزارت دفاع روسیه، دروزدوف و پروکوپوف، در حضور نمایندگان دومای دولتی و روزنامه‌نگاران خارجی، به تفصیل شرح دادند که چگونه دپارتمان ویژه لشکر تامان، سربازانی را برای اعزام به چچن استخدام می‌کرد.

در اول دسامبر ۱۹۹۴، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، د. دودایف، آمادگی خود را برای مذاکره با رئیس جمهور روسیه، ب. یلتسین، اعلام کرد. با این حال، کرملین به این پیشنهاد پاسخی نداد.

در دوم دسامبر ۱۹۹۴، یکی از افسران اسیر روسی، روساکوف، که روزنامه‌نگاران او را از حمله به کاخ سفید و گلوله‌باران تانک به شورای عالی RSFSR در مسکو در سال ۱۹۹۳ می‌شناسند، در یک کنفرانس مطبوعاتی شرح داد که چگونه افسران FSB او را از طریق دپارتمان ویژه استخدام کردند و قول دادند که در صورت مرگش ۱۵۰ میلیون روبل به خانواده‌اش بپردازند.

در ۲ دسامبر ۱۹۹۴، سرگئی یوشنکوف، رئیس کمیته دفاع دومای دولتی و رئیس هیئت پارلمانی روسیه در جمهوری چچن ایچکریا، در یک کنفرانس مطبوعاتی در گروزنی اظهار داشت: «تکیه بر زور در روابط روسیه و چچن محکوم به شکست است. تجربه دست اول من مرا متقاعد می‌کند که مذاکرات تنها راه خروج از وضعیت فعلی است.

طرف چچنی برای آنها آماده است و پیش‌شرط تعیین نمی‌کند.» یوشنکوف در ادامه گفت که شخصاً هواپیماها و هلیکوپترهایی با نشان‌های رنگ‌شده در موزدوک دیده است و خواستار پیگرد قانونی همه افراد درگیر در این ماجرا شد.

یوشنکوف نوار ویدیویی حاوی شهادت یک خلبان آزمایشی از یک کارخانه تعمیرات در نزدیکی استاوروپول را نشان داد که شرح می‌داد چگونه سرویس امنیت فدرال (FSK) او را برای شرکت در عملیات جنگی در چچن استخدام کرده و قراردادی به مبلغ ۱۰ میلیون روبل به علاوه غرامت فوت امضا کرده است.

در ۴ دسامبر ۱۹۹۴، «صلح‌بان» آر. خاسبولاتوف در مسکو ظاهر شد، در حالی که به طور معجزه‌آسایی به همراه همدستانش از چچن فرار کرده بود. خاسبولاتوف اعلام کرد که «ماموریت حفظ صلح او در چچن» به پایان رسیده است. «روسیه در حال اعزام نیرو است و من نمی‌توانم اوضاع را کنترل کنم.»

آر. خاسبولاتوف، به عنوان رئیس شورای عالی فدراسیون روسیه، اقدامات زیادی برای جلوگیری از به رسمیت شناختن رسمی حاکمیت دولتی جمهوری چچن ایچکریا توسط کرملین انجام داد، که در نهایت منجر به جنگی شد که تا به امروز ادامه دارد.

در ۵ دسامبر ۱۹۹۴، سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه، در تلاش برای کاهش اعتراضات عمومی ناشی از شکست سنگین خود در چچن، اعلام کرد که «مزدوران خارجی از طریق مرزهای روسیه به چچن پرواز کرده‌اند.»

در همین رابطه، سرویس امنیت فدرال این احتمال را «منتفی نکرد» که «گروه‌های تروریستی اعزامی به روسیه توسط دودایف در مناطق مختلف فدراسیون روسیه فعال شوند». این بیانیه به این معنی بود که سرویس امنیت فدرال (FSK) حملات تروریستی در روسیه را با “ارتباط چچنی” آغاز کرده است.

در ۶ دسامبر ۱۹۹۴، معاون رئیس جمهور اینگوشتیا با دفتر د. دودایف، رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا، تماس گرفت و او را به مذاکره با گراچف، وزیر دفاع روسیه دعوت کرد. استپاشین، مدیر FSK و ارین، وزیر کشور نیز حضور داشتند.

مذاکرات با “سیلوویکی‌ها” بی‌نتیجه پایان یافت، زیرا طرف روسی هیچ چیز جدیدی ارائه نداد و صرفاً اولتیماتوم یلتسین را تکرار کرد. با این وجود، س. شاخرای، یکی از سرسخت‌ترین دشمنان مردم چچن، علناً اعلام کرد که “روز مذاکره با دودایف، روز شرم ملی برای روسیه خواهد ماند.”

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۲)

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۲)

به قلم: کارزان شکاک

در ۲۳ نوامبر ۱۹۹۴، نه هلیکوپتر Mi-8 روسی از نیروی هوایی ارتش ناحیه نظامی قفقاز شمالی (SKVO) حملات موشکی به شهر شالی انجام دادند و خلبانان با مسلسل‌های سنگین به بازار شلیک کردند. بیش از صد غیرنظامی در شالی کشته و زخمی شدند.

در ۲۴ نوامبر ۱۹۹۴، هفت هلیکوپتر نظامی MI-8 روسی که از یک پایگاه نظامی در شهر موزدوک اوستیایی برخاسته بودند، حملات موشکی به فرودگاه غیرنظامی شیخ منصور و هواپیماهای مسافربری انجام دادند. شش نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند و کل ناوگان هواپیماهای غیرنظامی در جمهوری چچن ایچکریا نابود شد.

در ۲۴ نوامبر ۱۹۹۴، رئیس سابق شورای عالی فدراسیون روسیه، آر. خاسبولاتوف، که در روستای تولستوی-یورت مستقر بود، گزارشی به کرملین ارسال کرد مبنی بر اینکه چچن آماده حمله زمینی به گروزنی و سرنگونی “رژیم دودایف” است.

در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴، واحدهایی از شورای موقت چچن که توسط کرملین ایجاد و تجهیز شده بودند، به همراه افسران، افسران ارشد و سربازان روسی که از واحدهای نخبه نزدیک مسکو استخدام شده بودند، با پشتیبانی هواپیماهای نظامی و تانک‌های لشکرهای تامان و کانتمیروفسکایا، صبح زود به جمهوری چچن ایچکریا حمله کردند. نیروهای «شورای موقت» شامل ۱۲۰۰ مزدور، ۵۰ تانک، ۵۰ نفربر زرهی و هشت هواپیمای سوخو-۲۷ بودند.

در همان روز، رسانه‌های روسی گزارش دادند که «تانک‌های مخالفان به گروزنی نفوذ کرده و به کاخ ریاست جمهوری نزدیک می‌شوند.» نیروهای هوایی ساختمان بانک ملی جمهوری چچن ایچکریا را در مرکز گروزنی و مناطق مسکونی اطراف آن بمباران کردند.

فیلمبرداران تلویزیون روسیه در گروزنی ساختمان بانک در حال سوختن را به بینندگان نشان دادند و خاطرنشان کردند که «محل اختفای دودایف مشخص نیست، زیرا کاخ ریاست جمهوری خالی است.» آوتورخانوف، «رئیس شورای موقت»، واقع در ۶۰ کیلومتری گروزنی، در روستای زنامنسکایا، به خبرنگاران اطمینان داد که واحد لابازانوف «لانه دودایف»، یعنی کاخ ریاست جمهوری، را تصرف کرده است.

با این حال، تا زمان ناهار، ۱۴ تانک روسی هنوز در حال سوختن بودند و اجساد سیاه شده مزدوران در مقابل کاخ ریاست جمهوری پراکنده بودند. در مجموع، مهاجمان بیش از ۵۰۰ مزدور را از دست دادند، ۲۰ تانک منهدم شد و تانک‌های باقی مانده و ده‌ها نفربر زرهی به عنوان غنیمت توسط چچنی‌ها به غنیمت گرفته شدند.

بیش از ۲۰۰ مزدور، از جمله ۷۰ نظامی روس، توسط چچنی‌ها اسیر شدند. بقیه وحشت‌زده فرار کردند. شکست تشکیلات جنایتکار «شورای موقت» و مزدوران روسی کامل و ویرانگر بود.

در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴، پ. گراچف، وزیر دفاع روسیه، دخالت نیروهای روسی در جبهه مخالفان را تکذیب کرد. گراچف در حالی که لب‌هایش را به نشانه‌ی تحقیر جمع می‌کرد، اعلام کرد: «ببخشید، چه کسی و چه احمقی تانک‌ها را به شهر می‌آورد؟ من می‌توانستم فقط با یک هنگ چترباز، نظم را در عرض دو ساعت به آنجا برگردانم.» این لاف احمقانه بارها به وزیر دفاع بیش از حد مطمئن روسیه یادآوری شد.

در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۴، به مناسبت پیروزی بر تشکل‌های خائنین ملی و اشغالگران روسی، ستونی از زندانیان در خیابان‌های گروزنی رژه رفتند.

رهبری چچن فهرستی از افسران و سربازان اسیر شده روسی را که از واحدهای نظامی نخبه ۴۳۱۶۲ و ۰۱۴۵۱ مستقر در منطقه مسکو استخدام شده بودند، به خبرنگاران ارائه داد. زندانیان به رسانه‌ها گفتند که توسط سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) برای تصرف گروزنی استخدام شده‌اند. به افسران قول آپارتمان و پول داده شده بود.

در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۴، به دنبال گراچف، فرمانده کل نیروی هوایی روسیه، سرهنگ ژنرال دینکین، نیز شروع به انکار دخالت زیردستان خود در حمله به گروزنی کرد. فرمانده کل در یک کنفرانس مطبوعاتی ویژه اظهار داشت: “حتی یک هواپیمای روسی در وقایع چچن دخیل نبوده است.”

به گفته وی، “هواپیماهای تهاجمی ناشناس” بر فراز جمهوری ایچکریای چچن پرواز کرده و حملات موشکی و بمبی به گروزنی انجام دادند. یکی از خبرنگاران پرسید: “اگر همانطور که شما ادعا می‌کنید، چچن بخشی از روسیه است، پس هواپیماهای کدام کشور در آسمان روسیه اینقدر راحت هستند و یک شهر روسیه را بمباران می‌کنند؟” دینکین زیر لب چیزی نامفهوم زمزمه کرد و از پاسخ دادن به سوال طفره رفت.

۳۰ نوامبر ۱۹۹۴٫ زندانیان روسی که از خیانت دولت خود خشمگین بودند، شروع به ارائه شهادت‌های مفصل به روزنامه‌نگاران، از جمله روزنامه‌نگاران غربی، کردند. در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران خارجی، یکی از افسران اسیر شده روسی اظهار داشت:

«نیروهای روسی، به همراه مخالفان، به گروزنی حمله کردند. من شخصاً در گروهی متشکل از سه تانک بودم که قرار بود مرکز تلویزیون گروزنی را تصرف کنند. در نزدیکی استودیوی تلویزیون، گردان معروف آبخازی شامیل باسایف به ما حمله کرد. تانک‌ها و پیاده‌نظام نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا ما را محاصره کردند و با آتش سنگین شروع به سرکوب ما کردند. ما مقاومت بیشتر را بی‌فایده دانستیم، زیرا واحدهای مخالف ما را رها کرده و فرار کرده بودند.

دو تانک ما مورد اصابت قرار گرفت و سوخت و خدمه آن تسلیم امنیت مرکز تلویزیون شدند. به نظر می‌رسید که ستون زرهی عمداً برای نابودی به گروزنی آورده شده است.

خلع سلاح دودایف و ارتش او هدف اصلی بود. ستون زرهی نتوانست شهر را تصرف و حفظ کند. ارتش دودایف توسط جنگجویان باتجربه و مسلح اداره می‌شد، در حالی که ستون به یک هدف زنده تبدیل شد.»

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۱)

مقامات عربستان سعودی در تلاش برای تغییر محتوا و مفاهیم اسلام در میان مسلمین هستند (۱)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

در حالی که جهان درگیر پروژه‌های سرگرمی پر زرق و برق، کنسرت‌ها و پروژه‌های عظیم ساختمانی است، تغییرات عمیقی در پشت صحنه در یکی از کشورهای کلیدی مسلمان – عربستان سعودی – در حال وقوع است.

مبانی سنتی اسلام در این کشور مورد حمله قرار گرفته و صدای علمای معتبر خاموش می‌شود.

از اواسط دهه ۲۰۰۰، اندیشکده‌های صهیونیستی در ایالات متحده آشکارا در مورد لزوم بازنگری اساسی در آموزش اسلامی در عربستان سعودی نوشتند. نشریات آنها بر اهمیت اصلاح قرآن و حدیث تأکید داشت، که از نظر آنها بدون آن، تغییر اسلام غیرممکن خواهد بود.

بعدها، صدها هزار نسخه تقلبی از “قرآن‌ها” منتشر شد که علاوه بر حذف صدها آیه (از جمله آیات مربوط به یهودیان، جهاد و غیره)، بسیاری از آیات و سوره‌ها را تحریف کرده بودند.

در سال ۲۰۰۹، عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان، دانشگاه سلطنتی، یک موسسه آموزشی مختلط برای مردان و زنان را افتتاح کرد که در آن دیسکوها، بارها، مهمانی‌های مختلط، زنان برهنه و سایر «دستاوردهای تمدن غرب» مجاز بود.

در همان سال، او پاکسازی گسترده‌ای از علما و واعظان ناراضی اسلامی انجام داد.

از سال ۲۰۱۷، موجی از دستگیری‌ها و ناپدید شدن علما، واعظان و امامان برجسته اسلامی در عربستان سعودی فوران کرده است.

این افراد به تروریسم یا افراط‌گرایی متهم نشده بودند؛ انتقاد آنها مربوط به تفسیر احادیث، پیشگویی‌ها و جهت‌گیری امت بود.

سازمان‌های حقوق بشر مواردی از دستگیری‌های خودسرانه، شکنجه و بازداشت طولانی مدت بدون محاکمه را مستند کرده‌اند. برخی از دانشمندان منزوی شده‌اند که منجر به مشکلات جدی سلامتی برای آنها شده است.

موج جدید ترور علیه دانشمندان همزمان با آغاز اصلاحات تحت عنوان «چشم‌انداز ۲۰۳۰» – برنامه بلندپروازانه ولیعهد محمد بن سلمان برای نوسازی اقتصاد و غربی‌سازی (کافری‌سازی) جامعه سعودی – آغاز شد.

تغییرات در برنامه‌های آموزشی

یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌ها، بازنگری کتاب‌های درسی مدارس در مورد موضوعات اسلامی بوده است. طبق گزارش‌های IMPACT-se، سازمانی که بر مواد آموزشی نظارت می‌کند، بخش‌هایی که حاوی احادیث مشهور شرعی بودند، بین سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ حذف یا اصلاح شدند. به طور خاص:

– درسی مبتنی بر حدیثی درباره ارتقای خاخام‌ها و راهبان خود توسط یهودیان و مسیحیان به مقام اربابان (اشاره به آیه‌ای در قرآن) حذف شد.

– عبارت‌بندی حدیث درباره نزول عیسی بن مریم (علیه السلام) در آخرالزمان تغییر یا تنزل یافت.

– ادعاهایی درباره نقش یهودیان در وقایع تاریخی مانند نبرد خندق (الخندق) حذف شد.

این تغییرات رسماً با تمایل به «میانه‌روی» و حذف محتوای «افراطی»، از جمله عناصر «یهودی‌ستیز» و «مسیحی‌ستیز» توضیح داده می‌شوند.

مقامات سعودی ادعا می‌کنند که هدف از این به اصطلاح «اصلاحات» ترویج مدارا و انطباق با «ارزش‌های مدرن» است.

احادیث «از نظر سیاسی حساس» و آخرالزمانی به عنوان مضر و نامربوط به دوران مدرن حذف می‌شوند.

چنین احادیثی شامل هر چیزی است که به جهاد، یهودیان، مسیحیان، ظالمان و نشانه‌های آخرالزمان اشاره دارد.

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

دارالکفر طاری پاکستان؛ ابزار آمریکا و صهیونیسم علیه دارالاسلام افغانستان و ایران

کاتب: فضل احمد هراتی

مولوی عبدالسلام حنفی در سخنانش پالیسی دارالاسلام اسلامی افغانستان تعامل بر اساس احترام متقابل معرفی می‌کند، اما واقعیت تلخ‌تر از این شعارهاست. دارالکفر طاری پاکستان امروز نه یک همسایهٔ عادی، بلکه یک عامل مستقیم و آشکار برای پیشبرد نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها در منطقه است. این کشور با دستور آمریکا و حمایت طاغوت‌های عربی مانند امارات و سعودی‌ها، هر روز علیه دارالاسلام افغانستان تهدید و تجاوز می‌کند و درگیری‌های بی‌رحمانه‌ای بین ملت‌های مسلمان ایجاد می‌کند.

فقط کافی است بدانید در عرض شش ماه گذشته وزیر دفاع پاکستان سه بار به واشنگتن احضار شده و توجیهات و هدایتهای لازمه به او داده شده است.

پس این تجاوزات پاکستان و این فتنه گری های او به صو.رت مستقیم یا از کانال گروههای نیابتی چون جیش العدل برای دارالاسلامهای ایران و افغانستان تنها نقض حریم و خاک نیست؛ بلکه خیانت آشکار به امت اسلامی است و نشان می‌دهد که کشورهای ظاهراً اسلامی عربی، در واقع ستون‌های نظام سلطه و ابزار جنگ علیه مسلمانان شده‌اند. دفاع از خاک و استقلال دارالاسلام، حق اسلامی و وظیفه‌ای  شرعی ما است، زیرا اجازه دادن به این تجاوزات، مشروعیت دشمنان و خیانتکاران منطقه را تقویت می‌کند.

پالیسی تعامل با دارالکفرها هرگز نباید به معنای چشم‌بستن بر تجاوز، خیانت و تحقیر امت اسلامی باشد. باید آگاه بود که طاغوت‌های عربی منطقه و ستون‌های صهیونیستی‌شان، همواره در کمین هستند تا ضعف و سستی ما را به بازی بگیرند.

دارالاسلام امارت اسلامی باید با اقتدار و آمادگی کامل، نه تنها در برابر تجاوز پاکستان، بلکه در برابر تمام نقشه‌های صهیونیستی و خیانت‌های منطقه‌ای، ایستادگی کند.

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۱)

تاریخ خونین کفار سکولار در سرزمینهای اسلامی را بشناسیم، حمله روسیه به ایچکریا در ۱۱ دسامبر ۱۹۹۴ (۱)

به قلم: کارزان شکاک

وقایع تاریخی:

۲ نوامبر ۱۹۹۴. بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه، فرمان محرمانه N-۲۱۳۷Ts را در مورد آغاز قریب الوقوع تجاوز مسلحانه روسیه علیه جمهوری چچن ایچکریا امضا کرد.

۱۳ نوامبر ۱۹۹۴. بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه، اولتیماتومی به نیروهای مسلح چچن صادر کرد و از آنها خواست تا ۱ دسامبر ۱۹۹۴ سلاح‌های خود را زمین بگذارند. در این اولتیماتوم، ارتش جمهوری چچن ایچکریا برای اولین بار به عنوان “تشکیلات مسلح غیرقانونی” نامیده می‌شود.

این در حالی بود که در اوایل سال ۱۹۹۲، نمایندگان نظامی جمهوری چچن ایچکریا و فدراسیون روسیه مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌ها را امضا کردند که بر اساس آن، اموال، تجهیزات و سلاح‌های نیروهای روسی مستقر در جمهوری چچن ایچکریا به نیروهای مسلح جمهوری چچن منتقل شد و این نیروها از چچن خارج شدند.

از طرف روسیه، مارشال شاپوشنیکوف (وزیر دفاع روسیه)، ژنرال ارتش کوبتس و سرهنگ ژنرال گراچف (که بعداً جایگزین مارشال شاپوشنیکوف به عنوان وزیر دفاع روسیه شد) این توافق‌نامه‌ها را امضا کردند و وضعیت رسمی نیروهای مسلح چچن را به رسمیت شناختند. اتفاقاً، این اولین خروج نیروهای شوروی (روسیه) از خاک جمهوری‌های شوروی سابق و کشورهای پیمان ورشو بود.

در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۴، یک حمله تروریستی در پل راه‌آهن روستوکینو-ولادیکینو در منطقه مسکو انجام شد. سازمان‌های اطلاعاتی روسیه چچنی‌ها را مسئول این حمله دانستند. تنها در سال ۲۰۰۲ ثابت شد که این حمله و سایر حملات تروریستی (یک سری انفجار در اتوبوس‌های برقی مسکو) توسط گروهی به رهبری لازوفسکی، مأمور سرویس امنیت فدرال (که اکنون سرویس امنیت فدرال است) فدراسیون روسیه انجام شده است.

همانطور که می‌بینیم، “گرم شدن” احساسات ضد چچنی در جامعه روسیه قبل از تجاوز برنامه‌ریزی شده به همان روشی رخ داد که در پاییز ۱۹۹۹، زمانی که مأموران FSB ساختمان‌های آپارتمانی را در شهرهای روسیه منفجر کردند تا اینکه در ریازان در حین ارتکاب جرم دستگیر شدند.

۱۸ نوامبر ۱۹۹۴. تماس ناشناس با اداره کل امور داخلی مسکو. تماس‌گیرنده گزارش داد که یک کامیون ZIL-۱۳۰ پر از مواد منفجره در بیرون دفتر شرکت لاناکو، جایی که مأمور FSB مذکور، لازوفسکی، کار می‌کرد، پارک شده است. در جریان بازرسی از کامیون، ۱۰ مین MON-50، ۵ نارنجک RGD-5، ۱۰ نارنجک F-1 و ۴ بسته مواد منفجره پلاستیکی به وزن کلی ۶ کیلوگرم کشف شد.

۱۸ نوامبر ۱۹۹۴. انفجاری در پل راه‌آهن بر روی رودخانه یاوزا (مسکو) رخ داد.

بیست متر از مسیر راه‌آهن تخریب شد. جسد تکه‌تکه شده یک تروریست از سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه، کاپیتان A. Shelenkov، که همچنین به عنوان کارمند شرکت نفت Lanako ذکر شده بود، در محل انفجار پیدا شد.

۱۸ نوامبر ۱۹۹۴. با وجود این شکست‌ها، رهبری سیاسی روسیه حملات تروریستی تحریک‌آمیز در خاک روسیه، از جمله در مسکو و منطقه مسکو را تصویب کرد. همانطور که بعداً سرویس اطلاعاتی چچن “ZAZA” تأسیس شد، رئیس اداره اصلی مسکو از سرویس امنیت فدرال فدراسیون روسیه، E. Savostyanov، به عنوان هماهنگ‌کننده این حملات تروریستی منصوب شد.

هدف از این فعالیت تروریستی توسط سرویس‌های ویژه روسیه علیه شهروندان خود، تحریک هیستری ضد چچنی و مقصر دانستن طرف چچنی برای اقدامات خود است تا فضای روانی مساعدی را در میان مردم روسیه و جامعه بین‌المللی در انتظار تجاوز برنامه‌ریزی شده علیه جمهوری چچن ایچکریا ایجاد کند.

در ۱۸ نوامبر ۱۹۹۴، رهبری چچن رسماً هرگونه دخالت در حملات تروریستی در مسکو را تکذیب کرد.

در ۲۲ نوامبر ۱۹۹۴، کمیته دفاع دولتی جمهوری چچن ایچکریا (GKO) روسیه را به قصد آغاز جنگ علیه چچن متهم کرد. جوهر دودایف، رئیس جمهور چچن، اظهار داشت که «حزب جنگ» در رهبری کرملین تصمیم به آغاز تجاوز علیه چچن گرفته است. طرح اولیه اشغال مناطق نائورسکی و شچیولکوفسکی جمهوری چچن ایچکریا بود.

جوهر دودایف به اطلاعاتی استناد کرد که نشان می‌داد خودروهای زرهی سنگین، توپخانه و شش گردان پیاده نظام در نزدیکی روستای وسِلایا در سرزمین استاوروپول متمرکز شده‌اند. نیروهایی از ناحیه نظامی قفقاز شمالی (SKVO)، نیروی هوایی ارتش و نیروهای ویژه از سرویس امنیت فدرال (FSK)، وزارت امور داخلی و وزارت دفاع فدراسیون روسیه در این امر مشارکت داشتند.