مُلا فتاحی از سربازان جولانی جواب دهد: وقتی دشمن حمله کند و اشغال نماید، حکم شرع چیست؟

مُلا فتاحی از سربازان جولانی جواب دهد: وقتی دشمن حمله کند و اشغال نماید، حکم شرع چیست؟

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

مُلا فتاحی سرباز جولانی و جولانی هم سرباز آمریکا و ناتو و محافظ صهیونیستها در سوریه است که هم اکنون با شعار مبارزه با تروریسم به صورت رسمی تحت پرچم آمریکا در آمده و در حال جنگ با تمام گروهها و افرادی است که از نگاه آمریکا و غرب جزو گروههای تروریستی محسوب می شوند مثل حماس و جهاد اسلامی فلسطین و القاعده و تنظیم دوله (داعش) حزب الله لبنان و خلاصه هر کسی دشمن آمریکا و شرکای آمریکا باشد.

اینهم ثمره ی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتوی جناب مُلا فتاحی .

در مورد خاص اشغال سرزمینهای اسلامی توسط کفار محارب علمای گذشته و حال اجماع دارند:

✔ اگر کفار به سرزمین مسلمانان حمله کنند جهاد فرض عین می‌شود.

✔ هرگونه سکوت، همکاری، یا توجیه، خیانت و از گناهان کبیره و حتی ارتداد از اسلام است.

✔ و هرکه مردم را از جهاد بازدارد منافق و شریک جنایت دشمن است.

مُلا فتاحی، امروز امتحان تو همین است؛ قبلاً آمریکائی ها و ترکیه وارد سوریه شده بودند و بعد از تسلیم دمشق به اربابت جولانی دشمن صهیونیستی هم وارد سوریه شد و بخشهایی از خاک مسلمین را به اشغال خود درآورده است، پایگاه زد، کوه حرمون را اشغال کرد، قنیطره را در کنترل گرفت، بخش‌هایی از جنوب شام را زیر چکمه ی خود آورد… حتی مسلمین سوریه را به جرم تروریستی بودن مثل مسلمین بیت جن به قتل می رساند یا آنها را دستگیر کرده و حتی به سرزمینهای اشغالی فلسطین منتقل می کند و…

اما تو چه کردی؟هیچ. جز تلبیس، نفاق، و تغذیه ی آن چند مریدی که برایت مانده اند با بهانه‌های شرم‌آور.

امروز صدای تو صدای مجاهد نیست؛ صدای عذرهای منافقین است.

نقشه ی کامل حضور نظامی و نفوذ امنیتی آمریکا در سرزمین‌های اسلامی

نقشه ی کامل حضور نظامی و نفوذ امنیتی آمریکا در سرزمین‌های اسلامی

به قلم: صلاح الدین مجاهد

آمریکا برای پیشبرد منافع خود در جهان اسلام، فقط به «پایگاه دائمی» اکتفا نکرده است؛ بلکه با سه ابزار هم‌زمان عمل می‌کند:

۱-            پایگاه‌های نظامی دائمی

۲-            همکاری و آموزش نظامی–امنیتی

۳-            عملیات مستقیم یا غیرمستقیم (پهپادی/اطلاعاتی)

کشورهایی با پایگاه نظامی دائمی یا حضور ثابت

جنوب و خلیج

• قطر: Al Udeid Air Base (فرماندهی هوایی منطقه)

• بحرین: پایگاه ناوگان پنجم دریایی

• امارات: Al Dhafra Air Base

• عربستان سعودی: Prince Sultan Air Base

شرق و مرکز

• کویت: Camp Arifjan، Ali Al Salem، Camp Buehring

• عراق: Ain al‑Asad، Erbil، Balad، Taji، حضور در منطقهٔ سبز بغداد

غرب (شامات)

• سوریه: Al‑Tanf، حسکه، رمیلان، دیرالزور

• اردن: Muwaffaq al‑Salti (Azraq)

شمال

• ترکیه: Incirlik Air Base (کشورعضو ناتو)

کشورهایی بدون پایگاه دائمی اما با رابطه ی نظامی، آموزشی یا عملیاتی

پاکستان (جنوب آسیا)

• همکاری نظامی و اطلاعاتی طولانی‌مدت

• آموزش نیروها، کمک‌های تسلیحاتی

استفاده ی گسترده از حریم هوایی/اطلاعاتی برای عملیات یعنی پایگاه دائمی رسمی ندارد، اما رابطه ی امنیتی عمیق دارد

اندونزی (جنوب شرق آسیا)

• آموزش نیروهای ویژه

• رزمایش‌های مشترک

همکاری امنیتی–دریایی. بدون پایگاه دائمی، اما پیوند نظامی فعال

سومالی (شرق آفریقا)

• آموزش ارتش سومالی توسط آمریکا

• حضور مستشاران نظامی

• عملیات هوایی و پهپادی

پیشنهاد و توافق برای استفاده از پایگاه‌ها . حضور نظامی فعال بدون پایگاه رسمی بزرگ

یمن

• عملیات هوایی و پهپادی علیه گروه‌ها

• پشتیبانی اطلاعاتی و دریایی

استفاده از پایگاه‌های اطراف (عمان، جیبوتی) . پایگاه دائمی ندارد، اما حضور عملیاتی مستقیم دارد

مصر

• همکاری نظامی گسترده

• کمک‌های نظامی سالانه

آموزش و رزمایش مشترک . بدون پایگاه دائمی، ولی متحد نظامی اصلی

عمان

• دسترسی لجستیکی و هوایی

توافقات استفاده ی موقت از فرودگاه‌ها . پشتیبانی لجستیکی بدون پایگاه بزرگ

متوجه شدیم که آمریکا در اکثریت سرزمین‌های اسلامی:

• یا با پایگاه‌های دائمی مستقر است،

• یا با آموزش، تسلیح، اطلاعات و عملیات نفوذ دارد.

در هر دو حالت، هدف یکی است: پشتیبانی از نیروها و ساختارهای وابسته برای مهار بیداری اسلامی و فشار بر مسلمانان جهان.

نبودِ «پایگاه دائمی» به‌معنای نبودِ نفوذ نیست؛ در بسیاری از کشورها، نفوذِ نظامیِ بدون پایگاه، مؤثرتر و پنهان‌تر عمل می‌کند.

مولوی عبدالحمید و زمینه سازی برای انحراف «نسبی‌سازی شریعت» پشت نقاب دلسوزی اجتماعی

مولوی عبدالحمید و زمینه سازی برای انحراف «نسبی‌سازی شریعت» پشت نقاب دلسوزی اجتماعی

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

آنچه مولانا عبدالحمید در پوشش دلسوزی برای معیشت مردم مطرح می‌کند، در ظاهر سخن حقی است؛ اما باطلی بزرگ در بطن خود پنهان دارد. اسلام هرگز اجازه نمی‌دهد که درد اقتصادی، نردبان تحریف شریعت شود.

گفتنِ اینکه «احکام ادیان با شرایط تغییر کرده‌اند» سخنی است خلاف قرآن، خلاف اجماع امت و همسو با پروژهٔ سکولاریزه‌کردن عقاید اسلامی مسلمین.

زمانی که الله تعالی می فرماید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» دینی که کامل شد، دیگر «قابل تغییر بر اساس نیاز زمان» نیست.

تدرّج در تشریع، مربوط به دوران تکمیل شریعت اسلام بود، نه ابزاری برای حذف یا تعطیلی احکام در قرن پانزدهم هجری.

امروز هرکس از «تغییر نصوص شریعت به نفع مردم» سخن می‌گوید، عملاً می‌گوید: می توان نصر شریعت را به نفع خواست مردم حذف کرد و شریعت دیگر کارایی ندارد.

این همان مسیری است که در ترکیه به لائیسیته انجامید، در تونس به حذف شریعت و در تمام سرزمینهای اسلامی که طاغوتهای سکولار و دست نشانده بر آنها چیره شده اند به اسلامِ بی‌اثر وخنثی.

بله این صحیح است که اسلام دینِ رحمت است، اما رحمتِ بدون حدود و تطبیق شریعت الله معنی شرعی ندارد و کلمه ی حقی است که باطلی را پشت سرخود پنهان کرده که به فساد و انحراف از دستورات شریعت ختم می شود.

ای مولوی گرامی بهترین گزینه این است که به منهج اهل سنت و جماعت و علمای امت برگردی که همه اتفاق دارند تدرّج در نزول احکام بوده و تغییر بعد از اکمال دین باطل است

الله تعالی می فرماید: وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً ‏(اسراء/۱۰۶) قرآنی است که آن را ( در مدّت بیست و سه سال به گونه آیه‌ها و بخشهای ) جداگانه فرستاده‌ایم تا آن را آرام بر مردم بخوانی و قطعاً ما آن را کم کم و بهره بهره فرستاده‌ایم ( نه یکجا و سرِهم ).‏

این یعنی به صورت تدریجی نازل شدن احکام قرآن، اما اگر به صورت کامل نازل شد چه؟  آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ (بقره/۲۸۵) ‏فرستاده (خدا ، محمّد) ایمان دارد بدانچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مؤمنان (نیز) بدان باور دارند.

حالا این مومنان نسبت به آنچه الله نازل کرده است چه واکنشی نشان می دهند: وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ‏(بقره/۲۸۵) و می‌گویند: (اوامر و نواهی ربّانی را توسّط محمّد) شنیدیم و اطاعت کردیم.

این واکنش مومنین در برابر تمام آنچیزی است که از شریعت الله به آنها رسیده است، چون الله تعالی باز می فرماید: ‏ وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً مُّبِیناً ‏(احزاب/ ۳۶) ‏هیچ مرد و زن مؤمنی، در کاری که خدا و پیغمبرش داوری کرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختیاری از خود در آن ندارند (و اراده ایشان باید تابع اراده خدا و رسول باشد). هر کس هم از دستور خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، گرفتار گمراهی کاملاً آشکاری می‌گردد.‏

در این صورت می توان گفت هر گونه زمینه سازی که منجر به این شود قانون شریعت الله از زندگی اجتماعی انسانها کنار زده شود خیانت آشکار به دین الله و بندگان الله است هر چند با سخنان زیبنده ی دلسوزی اجتماعی و غیره بیان شود.

نمایش قدرت پوشالی ارتش پاکستان و ضرورت آمادگی راهبردی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

 نمایش قدرت پوشالی ارتش پاکستان و ضرورت آمادگی راهبردی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

رزمایش اخیر ارتش پاکستان با تبلیغات گسترده دربارهٔ پهپادهای FPV، بیش از آن‌که نشانهٔ اقتدار واقعی باشد، نمایشی برای پنهان‌سازی ضعف‌های ساختاری و بحران مشروعیت این نهاد نظامی است. تاریخ ارتش پاکستان نشان می‌دهد هرگاه در سیاست داخلی یا معادلات منطقه‌ای به بن‌بست رسیده، به جنگ روانی، تهدید لفظی و نمایش‌های پرهزینه پناه برده است.

این همان ارتشی است که دهه‌ها با اتکای مستقیم به حمایت آمریکا زیسته، در بزنگاه‌ها عقب نشسته و هزینهٔ ماجراجویی‌هایش را مردم پاکستان پرداخته‌اند. امروز نیز رزمایش‌ها و تهدیدها بیش از آن‌که بیانگر آمادگی پایدار باشد، ابزار فشار و ارعاب رسانه‌ای است؛ صدایی بلند برای پوشاندن شکنندگی درونی.

در مقابل، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با دشمنی روبه‌روست که سابقهٔ طولانی در فتنه‌افروزی مقطعی، نقض تعهدات و استفادهٔ ابزاری از تنش دارد.

از این‌رو، رویکرد درست امارت اسلامی نه سهل‌انگاری است و نه واکنش احساسی؛ بلکه آمادگی همه‌جانبهٔ راهبردی، حفظ انسجام داخلی و تقویت بازدارندگی مشروع است. ثبات پایدار از مسیر تصمیم‌سازی سنجیده، اتکای به مشروعیت اسلامی و هوشیاری در برابر فشارهای نرم و سخت به دست می‌آید.

به عنوان مثال امارت اسلامی افغانستان نیز باید سامانه های جمر و ضد fpv تهیه کند و درمقایسه مناسب شاتگانها را در اختیار نیروههای خط مقدم خود قرار دهد تا حملات Fpv را خنثی نماید

در این صورت می توان گفت که نمایش‌های پوشالی، قدرت واقعی نمی‌سازند و ارتش‌های وابسته با عربدهٔ رسانه‌ای جای ضعف را پر نمی‌کنند و فتنه‌افروزی مقطعی امنیت نمی‌آورد.

دارالاسلام برای صیانت از استقلال و امنیت خود باید در برابر دشمن مزدوری که هر از گاه فتنه می‌افروزد، آمادگی لازم را داشته باشد؛ آمادگی‌ای که بر انسجام، عقلانیت و بازدارندگی مشروع استوار است و اجازه نمی‌دهد فشار بیرونی به شکاف داخلی تبدیل شود.

انکار بی‌ارزش پاکستان؛ هشدار قاطع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

انکار بی‌ارزش پاکستان؛ هشدار قاطع دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

اینکه رژیم سکولار و نظامی پاکستان به آمریکای جنایتکار اجازه داده که در پاکستان پایگاه نظامی داشته باشد و از این پایگاهها مسلمین را به بهانه های بی اساس مورد حمله قرار دهد و زنان و کودکان را قتل عام کند و اینکه پاکستان در این امر و بر اساس پیمان مبارزه با تروریسم متحد آمریکاست و هر چند وقت یکبار هم خودش بخشهایی از خاک امارت اسلامی افغانستان را مورد حمله قرار می دهد اما با بی‌شرمی حملات هوایی خود در خاک دارالاسلام افغانستان را انکار می‌کند، هیچ تغییری در تصمیم قطعی و استوار امارت اسلامی برای پاسخ‌گو کردن اسلام‌آباد ایجاد نمی‌کند.

تجاوز، تجاوز است، زمانی که از خاک پاکستان به امارت اسلامی افغانستان حمله می شود حتی اگر با ده‌ها بیانیهٔ رسمی هم پنهانش کنند باز فرقی در ماهیت حملات ندارد.

باید پیام دارالاسلام باید واضح، سنگین و غیرقابل‌تأویل باشد، همچنانکه دیروز یک هزار عالم در کابل اعلام کردند تمامیت ارضی افغانستان خط قرمز است؛ و پاسخ دارالاسلام به‌گونه‌ای خواهد بود که نه آمریکا و نه مزدورانش نتوانند حتی در خیال خود سایهٔ حملهٔ مجدد را بپروراند.

حکومت دست نشانده پاکستان باید بفهمد: انکار، خون مسلمین کشته شده را پاک نمی کند و رسوایی را رفع نمی‌کند؛ تجاوز، بدون حساب باقی نمی‌ماند؛ دارالاسلام افغانستان امروز، کشورِ بدون واکنش نیست؛ امنیت ما، حاکمیت ما و عزت ما قابل معامله نیست.

امت و مردم افغانستان یک چیز می‌خواهند:

موضعی روشن، صریح، قدرتمند و درخور دارالاسلام، موضعی که پیامش را به‌گونه‌ای به اسلام‌آباد برساند که دیگر هیچ قدرتی جرأت آزمودن صبر این ملت را نداشته باشد.

انکار پاکستان هیچ ارزشی ندارد؛ اما پاسخ افغانستان، ارزش حاکمیت این سرزمین را تثبیت می‌کند.

فرق سیاست دارالاسلام ایران و دارلکفر طاری پاکستان در برابر دارالاسلام امارت سالامی افغانستان

فرق سیاست دارالاسلام ایران و دارلکفر طاری پاکستان در برابر دارالاسلام امارت سالامی افغانستان

به قلم: محمد اسامه

در نشست اخیر شورای امنیت، دو نگاه کاملاً متفاوت به افغانستان دیده شد. نماینده پاکستان گفت:

خاک افغانستان تبدیل به بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی ما شده است.

نماینده ایران تأکید کرد:

تعامل با افغانستان یک ضرورت است، کمک‌های بشر دوستانه نباید سیاسی شوند و دارایی‌های افغانستان باید آزاد شوند.

این دو رویکرد، تفاوت سیاست در دارالاسلام و دارالکفر را آشکار می‌کند:

۱٫ پاکستان – دارالکفر طاری:

نگرانی اصلی: تهدید امنیت ملی خود.

نگاه مبتنی بر منافع و تهدیدات سیاسی، نه بر اصول و اخلاق.

افغانستان را به چشم ابزار فشار می‌بیند و امنیت خود را بر جان مسلمانان ترجیح می‌دهد.

۲٫ ایران – دارالاسلام:

نگرانی اصلی: رعایت حقوق مردم و حفظ ثبات منطقه.

کمک‌های بشر دوستانه و تعامل سیاسی را با هدف خدمت به امت و رعایت اصول اسلامی تعریف می‌کند.

سیاست، ابزار حمایت و همبستگی اسلامی است، نه ابزار فشار و تهدید.

درس روشن از این دو واکنش دارالاسلام ایران و دارالکفر طاری پاکستان این است که:

در دارالاسلام، سیاست خدمت به مردم و شریعت است.

در دارالکفر، سیاست ابزار منافع شخصی، زور و سلطه بر دیگران است.

ای اهل ایمان، نگاه کنید و تفاوت‌ها را دریابید: کدام کشور سیاست خود را بر خدمت به امت و دین می‌چرخاند و کدام بر ترس و تهدید؟

د دارالاسلام او دارالکفر طاری سیاستونه

د دارالاسلام او دارالکفر طاری سیاستونه

په وروستۍ ناسته کې د امنیت شورا، دوه بیخي جلا لیدل شوي.

د پاکستان استازي وویل

:د افغانستان خاوره زموږ د ملي امنیت لپاره لویه ګواښ ګرځېدلې ده.

د ایران استازي ټینګار وکړ:

له افغانستان سره تعامل یو اړتیا ده، بشري مرستې باید سیاسي نه شي او د افغانستان شتمنۍ باید آزادې شي.

دغه دوه لیدلوري د دارالاسلام او دارالکفر سیاستونو توپیر روښانه کوي:

۱٫ پاکستان – دارالکفر طاری:

اصلي اندېښنه: د خپل ملي امنیت ساتنه.

سیاست د ګټو او ګواښونو پر اساس، نه د اصولو او اخلاقو.

افغانستان د فشار او کنټرول وسیله ګڼي، او خپل امنیت د مسلمانانو پر ژوند ترجیح ورکوي.

۲٫ ایران – دارالاسلام:

اصلي اندېښنه: د خلکو حقونه او سیمه‌ییز ثبات ساتل.

بشري مرستې او سیاسي تعامل د امت خدمت او د اسلامي اصولو رعایت لپاره وي.

سیاست د ملاتړ او اسلامي همغږۍ وسیله ده، نه د فشار او ګواښ لپاره.

روښانه درس:

په دارالاسلام کې سیاست د خلکو او شریعت خدمت لپاره دی.

په دارالکفر کې سیاست د شخصي ګټو، زور او نورو باندې د واک لپاره کارول کیږي.

ای د ایمان خاوندانو، وګورئ او توپیرونه درک کړئ:

کوم هېواد خپل سیاست د امت او دین د خدمت لپاره کاروي او کوم د وېرې او ګواښ لپاره؟

چرا آمریکا جولانی را می‌پذیرد اما امیر امارت اسلامی افغانستان را نه؟

چرا آمریکا جولانی را می‌پذیرد اما امیر امارت اسلامی افغانستان را نه؟

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

امروز به‌خوبی دیده می‌شود که معیار قبولیِ ایمان، اسلام و مشروعیت سیاسی نزد آمریکا و غرب، نه کتاب الله است و نه سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم؛بلکه پیروی از قوانین سکولاریستی و خط‌مشی‌های سیاسی خودشان است.

نمونهٔ واضح: امارت اسلامی افغانستان، حکومتی که بر شریعت الله تکیه دارد و رهبرش شیخ‌الحدیث والقرآن ملا هبت‌الله آخندزاده حفظه‌الله است؛ اما آمریکا حاضر نیست حتی نامش را بر زبان بیاورد، چه رسد به اینکه حکومتش را به رسمیت بشناسد.

در مقابل، ابومحمد جولانی که امروز به‌جای شریعت، دموکراسی، قوانین بشری و سیاست‌مداری به سبک غربی را پذیرفته است، از سوی همان آمریکا به‌عنوان یک «سیاست‌مدار موفق» معرفی می‌شود و عملاً مورد حمایت قرار می‌گیرد.

ای اهل ایمان و اهل بصیرت!این تضاد بزرگ چه پیامی دارد؟

آیا معنی‌اش این است که: امیر دارالاسلام، ملا هبت‌الله، یک مسلمان، عالم و سیاست‌مدار صالح نیست؟ یا اینکه مشکل جای دیگر است؟

حقیقت روشن است: مشکل آن‌جاست که امارت اسلامی از دستور آمریکا پیروی نمی‌کند، قوانین سکولار را نمی‌پذیرد، و حاکمیت را تنها از الله می‌گیرد، نه از واشنگتن.

در مقابل: جولانی امروز دقیقاً همان چیزی را انجام می‌دهد که آمریکا می‌خواهد؛ به‌جای حاکمیت شریعت، به‌دنبال دولت‌سازی سکولار است؛ به‌جای امت، از ملت و مرز و سیاست غربی سخن می‌گوید؛و به‌جای عداوت با کفار محارب، با آنها هم‌سویی می‌کند.

پس سؤال اصلی این است: آیا آمریکا ایمان و اسلام را معیار می‌گیرد، یا میزان تسلیم و تابعیت از پروژهٔ غرب را؟

اگر معیار، شریعت باشد، پس امارت اسلامی باید مورد احترام باشد.

اگر معیار، مردانگی و جهاد باشد، پس طالبان باید ستوده شوند.

اما اگر معیار، سکولاریسم، تبعیت سیاسی و همراهی با نقشهٔ آمریکا باشد… آن‌گاه روشن است که چه کسی مورد تأیید قرار می‌گیرد

و چه کسی دشمن اعلام می‌شود.

این سؤال را ما مطرح کردیم؛ اکنون پاسخ را شما بدهید، ای اهل ایمان و اهل بصیرت!

د ایمانوالو لپاره روښانه سوال: ولې امریکا جولاني مني، خو د اسلامي امارت مشر نه؟

د ایمانوالو لپاره روښانه سوال: ولې امریکا جولاني مني، خو د اسلامي امارت مشر نه؟

نن ښکاره ده چې د ایمان، اسلام او سیاسي مشروعیت معیار د امریکا او لویدیځ لپاره نه د الله کتاب دی او نه د رسول ﷺ سنت؛

بلکې د سکولار قوانین او د هغوی سیاسي پلانونو ته اطاعت معیار دی.

مثالونه واضح دي:

د افغانستان اسلامي امارت، چې د الله شریعت یې بنیاد دی او مشر یې شیخ الحدیث او القرآن ملا هبت‌الله آخندزاده حفظه‌الله دی؛

خو امریکا حتی د نوم یادولو هم زړه نه کوي، او حکومت یې نه پیژني.

په مقابل کې، ابو محمد جولاني (احمد الشرع) چې نن د شریعت پر ځای

ډیموکراسۍ، بشري قوانین او د غرب د سیاست لارښوونې مني،

د امریکا له لوري د «بریالي سیاستمدار» په توګه پېژندل شوی او ملاتړ یې ترلاسه کړی.

ای اهل ایمان او بصیرت!

دغه لوی تضاد څه پیغام ورکوي؟

آیا معنی دا ده چې د اسلامي امارت مشر ملا هبت‌الله مسلمان، عالم او سیاستمدار ندی؟

یا ستونزه په بل ځای کې ده؟

حقیقت روښانه دی:

ستونزه دا ده چې اسلامي امارت د امریکا امر نه مني،

سکولار قوانین نه مني،

او واک یوازې له الله څخه اخلي، نه واشنګټن څخه.

په مقابل کې:

جولاني دقیقا هغه څه کوي چې امریکا غواړي؛

پر شریعت نه، بلکې پر سکولار دولت ټینګار کوي؛

پر امت نه، بلکې پر ملت، سرحد او د غرب سیاست خبرې کوي؛

او د کفارو سره همغږي کوي، پرځای د هغوی مقابله.

نو اصلي سوال دا دی:

ایا امریکا ایمان او اسلام معیار ګڼي، یا یوازې د خپل پلان سره تابعیت؟

که معیار شریعت وي،

نو اسلامي امارت باید محترم وبلل شي.

که معیار میړانه او جهاد وي،

نو طالبان باید ستایل شي.

خو که معیار سکولاریزم، سیاسي اطاعت او د امریکا پلان سره همغږي وي…

نو روښانه ده چې څوک تصویب کیږي او څوک دښمن اعلان کیږي.

دا سوال موږ مطرح کړ؛

اوس ځواب ستاسو دی، ای اهل ایمان او بصیرت!

د افغانستان دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان جنګي خانیم لاسته راوړنې او د غرب سیاستونه

د افغانستان دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان جنګي خانیم لاسته راوړنې او د غرب سیاستونه

هغه مستند چې د الجزیره ټلویزیون له لارې خپور شو، ښيي چې د افغانستان اسلامي امارت وتوانېدله چې د امریکا له لوري مهم جنګي توکي ترلاسه کړي. دغه حقیقت یوازې یو نظامي او سیاسي بریالی ګام دی، خو پکې ځینې مهم انتقادي ټکي هم شته:

۱. د افغانستان اسلامي امارت بریا

• د امریکا له لوري ترلاسه شوې جنګي لاسته راوړنې د امارت اسلامي ځواک او هوښیارۍ ښکارندویي کوي.

• دغه لاسته راوړنې یوازې وسایل نه دي، بلکه د مقاومت او سیاسي مدیریت نښه ده.

• اسلامي امارت وتوانېدله چې د هوښیارۍ، صبر او ستراتیژیک پلان په مرسته د دښمن منابع د خپل حق لپاره وکاروي.

۲. سیاسي او دیني پیغام

• دغه بریا ښيي چې دارالاسلام (د افغانستان اسلامي امارت) کولی شي پرته له دې چې د غرب د امر تابع شي، خپل امنیت او خپلواکي وساتي.

• د امارت اسلامي سیاست د شریعت او امت خدمت دی، نه د امریکا یا سکولار قوانینو اطاعت.

• په مقابل کې هغه کسان چې په ظاهره جهادي او مشران وو، خو عملاً د امریکا، اسرائیل او نورو بهرنیو ځواکونو تابع شول، دا ثابته شوه چې استقلال او اسلامي مشروعیت یوازې په شریعت او ایمان کې موندل کېږي.

۳. د مزدورانه سیاستونو سره مقایسه

• ډیری ډلې او مشران، لکه ابو محمد جولاني (احمد الشرع)، له غرب او ناټو سره یو ځای شول او مشروعیت یې د بهرنیو ځواکونو له مهر سره ترلاسه کړ.

• په مقابل کې، امارت اسلامي خپل استقلال، ځواک او مشروعیت یوازې د شریعت او د مسلمانانو ایمان څخه اخلي، نه د امریکا د تصویب څخه.

• دغه مقایسه ښيي چې اصلي ځواک او مشروعیت په دارالاسلام کې دی، نه په دارالکفر او د هغوی مزدورانو کې.

۴. زده کړې

• جنګي لاسته راوړنې یوازې د نظامي بریا نښه نه ده؛ بلکه د اسلامي حکومت د مقاومت، د دښمن د منابعو مدیریت او سیاسي خپلواکۍ توانايي ښيي.

• هر مسلمان او هر جهادي ډله باید زده کړي چې د شریعت اطاعت او د امت اهدافو پیروي له دې غوره ده چې د بهرنیو سکولار ځواکونو تابع شي.

پایله:

د افغانستان اسلامي امارت په څرګنده توګه وښودله چې استقلال، زړورتیا او د شریعت اطاعت حتی د تر ټولو ځواکمنو هیوادونو پر وړاندې بریالی کیدی شي، پداسې حال کې چې مزدوران تل د بهرنیو ځواکونو وسیله پاتې کېږي او حقیقي مشروعیت نه لري.

که وغواړې، زه کولی شم یو نسخهٔ تندتر، شعاري او ضربتي هم جوړ کړم، چې د ټولنیزو رسنیو یا پستر لپاره مناسب وي. آیا دا هم غواړې؟