روشن‌گری درباره تبلیغات دوگانه علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و حقیقت حکومت‌های غیر اسلامی

روشن‌گری درباره تبلیغات دوگانه علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و حقیقت حکومت‌های غیر اسلامی

به قلم: فضل احمد هراتی

در رسانه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی، برخی جریان‌ها خود را طرفدار دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان معرفی می‌کنند، اما در واقع طرفدار حکومت غیر اسلامی سوریه و وابسته به آمریکا و کشورهای غربی هستند.

۱. این افراد وانمود می‌کنند که حکومت کنونی سوریه اسلامی است و هر همکاری یا سیاست‌ورزی غیر اسلامی آن، بخشی از یک ترفند برای فریب غرب است. حقیقت اما روشن است: حکومت سوریه غیر اسلامی و وابسته به غرب است و سیاست‌های آن شامل همکاری با آمریکا و کشورهای غربی برای حفظ قدرت و منافع خود است.

۲. همان جریان‌ها همین رفتار را  از  دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان  می‌خواهند  و ادعا می‌کنند که اگر دارالاسلام امارت اسلامی با آمریکا یا دیگر کشورهای  متحد شود در جنگ علیه تروریسم بر علیه داعش و القاعده و دیگر مجاهدین شریعت‌گرا   تعامل کند، این عمل غیر اسلامی نیست. این ادعا کاملاً نادرست است، زیرا دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان همواره مستقل، مقاوم و پایبند به اصول شریعت اسلامی بوده و هیچگاه برای خوشایند دشمنان اسلام به وابستگی تن نداده است.

۳. این تبلیغات دوگانه، تلاشی است برای پوشاندن واقعیات حکومت‌های غیر اسلامی و فریب افکار عمومی.

اهل دعوت و جهاد و تمام مناصرین حکومت اسلامی:

  •  باید واقعیت را از شعارها و تبلیغات دروغین جدا کنیم.
  • دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نمونه پایداری و پایبندی به شریعت در سیاست و حکومت است.
  • جریان‌هایی که خود را طرفدار دارالاسلام معرفی می‌کنند، اما طرفدار کفر و وابستگی سوریه هستند، قصد فریب و ایجاد تردید در میان مسلمانان را دارند.

احمد الشرع رسما به دامان سکولاریسم و غرب غلطیده و رسماً با شعار مبارزه با تروریسم به جنگ با مسلمین حماس و جهاد اسلامی و القاعده و تمام مومنین و مجاهدینی برخاسته که مخالف آمریکا و غرب و صهیونیستها باشند.

آیا این کفر آشکار نیست؟

رویارویی‌های دموکراتیک میان دموکرات‌های سکولار و مرتد چچنی ساکن اروپا بر سر… شریعت!

رویارویی‌های دموکراتیک میان دموکرات‌های سکولار و مرتد چچنی ساکن اروپا بر سر… شریعت!

کاتب: عبدالله بودینوف

ترجمه: کارزان شکاک

“مبارزه سیاسی” میان دموکرات‌های چچنی ساکن اروپا دوباره شعله‌ور شده است.

طرفداران قانون اساسی ایچکریا درگیر اختلاف بر سر مشروعیت و قدرت هستند، که با ادعاهایی در مورد اینکه چه کسی درست می‌گوید، چه کسی اشتباه می‌کند، چه کسی به نفع دولت و مردم چچن است و چه کسی درگیر کلاهبرداری و ظاهرسازی است، در هم آمیخته است.

بار دیگر اتهاماتی متوجه زاکایف، شیاد لندنی، می‌شود که به گفته بسیاری از منتقدانش، مدت‌هاست که حتی از نظر دروغ، جعل، تهمت و توهین از نگهبان کرملین در چچن نیز پیشی گرفته است (برای جزئیات بیشتر در مورد اتهامات علیه زاکایف، این لینک را دنبال کنید).

در حالی که سگ پوتین در شرارت الیگوفرنیک خود سرراست است و به طرح‌های پیچیده اهمیتی نمی‌دهد، کلاهبردار لندنی بسیار خلاق‌تر است.

این شخصیت موفق می‌شود خود را جانشین رهبران چچن معرفی کند و همزمان آنها را به لجن بکشد.

صحبت کردن در مورد استقلال ایچکریا در حالی که همزمان از دولت تحت الحمایه حمایت می‌کند و استقلال را به صورت عمده و خرده می‌فروشد.

جا زدن به عنوان مدافع قانون اساسی و نقض علنی همان قانون اساسی به منحرف‌ترین شکل آن.

و دروغ گفتن، دروغ گفتن، دروغ گفتن…!

بنابراین، نمی‌توان انکار کرد که این چهره در رسوایی‌ها و درگیری‌های بی‌پایان، به مدت ۲۵ سال به طور فعال در خرابکاری، ایجاد اختلاف، تهمت زدن، دروغ گفتن و گسترش فتنه مشارکت داشته است.

آنچه در مورد این داستان عجیب است این است که دادستانی، فرد شیاد را به دادگاه شریعت احضار کرده است، نه به جلسه دادرسی قانون اساسی. این امر به ویژه از آنجا صادق است که دادستان‌ها خود را به عنوان متخصص حقوق و علوم سیاسی معرفی می‌کنند.

این تا حدودی غیرمنتظره است، زیرا هر دو طرف با برقراری قانون شریعت مخالفند و از ایچکریای مشروطه با تمام مظاهر آیین‌های دموکراتیک حمایت می‌کنند.

همه می‌دانند که اعضای باند زاکایف، که خیانت و دروغ‌های رهبر خود را توجیه می‌کنند، مدت‌هاست، اما به طور ناموفق، سعی کرده‌اند او را به عنوان قربانی بی‌گناه «تکفیری‌ها» به تصویر بکشند. آنها ادعا می‌کنند که مقام «زیندی» که مانند شمشیر داموکلس بر سر این شیاد آویزان است، ناعادلانه و بی‌اساس است.

به نظر می‌رسید که زاکایف نباید از این موقعیت سوءاستفاده کند، در دادگاه شریعت حاضر شود و به همه دشمنانش نشان دهد که اتهامات علیه او بی‌اساس است. به خصوص که او «جویندگان دانش» وفادار کم ندارد و آنها سریع صحبت می‌کنند.

اما کلاهبردار لندنی رفتاری قابل پیش‌بینی داشت و تلاش دیگری برای احضار او به دادگاه شریعت را نادیده گرفت.

به یاد داشته باشید که زاکایف حتی برای حضور در مباهله احضار شد. احمد عمروف به دلیل دروغ‌های بی‌پایان و زشت در مورد امیر امارت قفقاز، دکا ابو عثمان، که این رذل لندنی پخش کرده و همچنان پخش می‌کند، مجبور به برداشتن این گام نسبتاً دشوار شد.

اما زاکایف از مباهله امتناع ورزید و بدین ترتیب بار دیگر جایگاه خود را به عنوان یک زنیک تأیید کرد.

شاید دلیل اینکه زاکایف دائماً از هرگونه مشارکت در دادرسی‌های شرعی اجتناب می‌کند، کمتر ترس از افشا شدن باشد (برای او، این مدت‌ها مشکلی نبوده و حتی از نظر حفاظت از او یک امتیاز محسوب می‌شود)، و بیشتر ترس از لکه‌دار شدن اعتبار دموکراتیک خالص خود با شریعت باشد. به عبارت دیگر، همین مشارکت او در دادگاه شریعت، از قبل یک نقطه ضعف در زندگینامه دموکراتیک او محسوب می‌شود.

با این اوصاف، باید اذعان کرد که زاکایف در رد شریعت، نسبت به متحدان دموکرات سابق خود، پیگیرتر است.

ضعف مخالفان او در تلاش‌هایشان برای توسل به شریعت در این واقعیت نهفته است که خودشان شریعت را «یک ارابه منسوخ» می‌دانند.

اتهامی دیگر که به زاکایف وارد شد، ایده جمهوری کوهستانی بود که او در سال ۲۰۲۲ پس از انتشار انتقادی از سوی هواداران امارت قفقاز، به آن متوسل شد. در این مقاله، این واقعیت آشکار توضیح داده شده بود که بازیگران جهانی هیچ علاقه‌ای به دو تنگه در بن‌بست کوه‌های قفقاز ندارند. اما یک نهاد سیاسی که از خزر تا دریای سیاه امتداد دارد، به هر طریقی باید در نظر گرفته شود.

به گفته برخی از منتقدان زاکایف، جمهوری کوهستانی، وضعیت ایچکریا را به عنوان یک کشور مستقل نقض می‌کند. آنها ادعا می‌کنند که مانند امارت قفقاز، جمهوری کوهستانی، وضعیت مستقل جمهوری چچن ایچکریا را که «به شدت قانون اساسی را نقض می‌کند» نفی می‌کند.

اما حتی در اینجا، همه چیز روشن نیست. همین منتقدان که قبلاً امارت قفقاز را رد می‌کردند، اکنون ادعا می‌کنند که طرفدار یک دولت پان قفقازی هستند. نقل قولی از مصاحبه با وبلاگ‌نویسان داغستانی توسط مخالف فعلی زاکایف: “صحیح‌ترین راه حل، یک دولت پان قفقازی است… می‌تواند واحد یا فدرال باشد…”

بنابراین، یک دولت پان قفقازی خوب و درست است، اما امارت قفقاز هنوز اشتباه و بد است. چرا؟ آیا مشکل قانون شریعت نیست؟!

بیایید تکرار کنیم: احضار زاکایف به دادگاه شریعت برای هر مسلمانی یک گام منطقی و معقول است. مردم باید “قهرمان” خود را که فراتر از سرزنش است، بشناسند.

اما اگر مخالفان زاکایف یک قدم به جلو بردارند، جاه‌طلبی‌های خود را کنار بگذارند، اشتباهات خود را بپذیرند، اقدامات نیمه‌کاره و تلاش‌های خود را برای قرار گرفتن روی دو صندلی ایدئولوژیک کنار بگذارند و قاطعانه قانون شریعت خدا را بپذیرند، منطقی و معقول خواهد بود.

علاوه بر این، آنها یکدیگر را درک می‌کنند. حداقل، این موضوع با یک قسمت معروف از یک بحث آنلاین بین یکی از منتقدان فعلی زاکایف (که خواستار محاکمه او به دادگاه شریعت شده بود) و وبلاگ نویس عبدالرحمانوف، مشهود است. در طول بحث، وقتی عبدالرحمانوف موضوع قانون اساسی و دموکراسی را مطرح کرد، متحد سابق زاکایف، در اوج هیجان، اعلام کرد: «اگر ما به شریعت پایبند باشیم، پس همه ما باید تسلیم دوکو می‌شدیم…!»

اگر خود را مسلمان می‌دانند و اذعان می‌کنند که طبق شریعت، دوکو درست می‌گفته، چرا تسلیم نشدند؟ یک سوال بلاغی…!

در هر صورت، توبا لغو نشده است، مگر اینکه، البته، توسل فعلی به شریعت گامی صادقانه باشد و نه تلاشی برای استفاده از قانون خدا برای مهار حریف، و سپس بازگشت به جستجوی زباله‌دان دموکراسی، و جستجوی «استدلال‌هایی» مبنی بر اینکه خلافت اسلامی بر اساس قوانین کفار ساخته شده است، «تا ما هم بتوانیم همین کار را انجام دهیم.»

چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

چرائی فتوای ارتداد حاکمیت جولانی ارباب مُلافتاحی بر سوریه از سوی شیخ ابومحمد المقدسی

ترجمه : کارزان شکاک

شیخ ابومحمد المقدسی از کمک کننده ها و مویدین سابق دارودسته ی جولانی در سوریه طی فتوائی با عنوان «کمک به کفار علیه مسلمانان، ارتداد است» دلایل ارتداد احمد الشرع ( جولانی) ارباب مُلا عبدالرحمن فتاحی را که هم اکنون به صورت رسمی با شعار مبارزه با تروریسم به تحالف تحت پرچم آمریکا در آمده و کفار محار را بر علیه مسلمینی چون حماس و جهاد اسلامی و القاعده و تمام مخالفین آمریکا یاری می کنند اینگونه بیان کرده است:

هیچ عالم معتبر و موثقی، کمک به کفار علیه مسلمانان را مجاز ندانسته است؛ بلکه برعکس، همه علما به اتفاق آرا این کار را ارتداد و عملی خلاف اسلام می‌دانند.

تفاوت بین کمک به کفار علیه مسلمانان و کمک گرفتن از کفار با شرایطی که برخی در مذهب ضعیف خود وضع کرده‌اند، واضح است و نباید از یک فرد عاقل پنهان بماند.

کمک به کافر توسط یک مسلمان به این معنی است که مسلمان مانند سگ شکاری، خدمتکار، مأمور یا جاسوس کافر شود، همانطور که در مورد حاکمان مستبد مدرن و سربازان آنها صدق می‌کند.

در مورد درخواست کمک، در این مورد، کفار خدمتکار و سگ مسلمانان هستند، زیرا شرایطی که توسط کسانی که آن را مجاز دانسته‌اند (مثلاً حنفی‌ها) تعیین شده است، دقیقاً همین معنا را برای هر کسی که آنها را با دقت بررسی کند، القا می‌کند.

و آنچه امروز تحت عنوان «ائتلاف علیه تروریسم» می‌بینیم، اساساً به این معنی است که کشورهای ضعیف، نوکر، سگ و جاسوس کشورهای قویِ عضو این ائتلاف می‌شوند.

هر کسی که در عملیات این ائتلاف تأمل کند، به وضوح خواهد دید که نقش کشورهای مسلط در آن اساسی، فراگیر و نامحدود است، در حالی که نقش کشورهای ضعیف، نقش زیردستان، خدمتکاران و سگ‌های شکاری است که اهداف را شناسایی می‌کنند، آنها را محاصره می‌کنند تا ائتلاف بتواند به آنها حمله کند، یا به جاسوسی، انتقال اطلاعات، ترجمه و مواردی از این دست بپردازد، که کار «صحوات» تحقیرآمیز است.

همه اینها بیانگر خضوع، پستی و خیانت است که در زمره نقض ایمان، کمک و حمایت از کفار علیه مسلمانان قرار می‌گیرد.

البرزولی در فتواهای خود، «کتاب القضاء»، ذکر کرده است که امیر المرابطون علی بن یوسف بن تاشفین از علمای زمان خود خواست تا در مورد درخواست المعتدة بن عباد، حاکم اندلس، از فرانک‌ها برای کمک به او علیه خود ابن تاشفین، از ترس اینکه او را از قدرت محروم کند، حکم صادر کنند.

و اکثر علمای آن زمان حکم دادند که ابن عباد مرتکب ارتداد (ردة) و کفر شده است، زیرا از مسیحیان علیه مسلمانان کمک خواسته است.

اگرچه انگیزه ابن عباد ترس از ابن تاشفین بود، نه نفرت از اسلام یا عشق به دین مسیحیت.

او خود پیش از این، هنگامی که برای اولین بار از تشکیل اتحاد با آنها علیه یوسف بن تاشفین خودداری کرد، گفته بود: «برای من بهتر است که برای ابن تاشفین شتر چرانی کنم تا اینکه برای آلفونسو خوک چرانی کنم.»

این فتوا توسط محمد بن جعفر القطانی در کتابش «ارشاد اهل اسلام در مورد چگونگی دفع بیماری کفار شرور» نقل شده و او آن را به عنوان مدرک ذکر کرده است.

پیش از او، فقهای مغرب هنگام عزل سلطان محمد الشیخ السعدی و حمایت از عمویش عبدالملک السعدی به آن استناد کردند، زیرا اولی برای کمک به کفار پرتغالی روی آورده بود و آنها به همین دلیل او را مرتد اعلام کرده بودند.

آنها علمایی نبودند که امتیاز بدهند و احکام شریعت را با چاپلوسی و تحریف جایگزین نکردند.

و به راستی، در تاریخ درس عبرتی وجود دارد.

شیخ ابومحمد مقدسی

صحبت‌های اسحاق دار وزیر خارجه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان دربارهٔ TTP دروغ محض است

صحبت‌های اسحاق دار وزیر خارجه رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان دربارهٔ TTP دروغ محض است

به قلم: ابومحمود کندزی

صحبت‌های اسحاق دار، وزیر خارجهٔ رژیم نظامی دارالکفر طاری پاکستان، در خصوص دستگیری و تحویل ۱۰۰ نفر از اعضای TTP، دروغ محض و بی‌پایه است.

این افراد در خاک افغانستان حضور و فعالیت ندارند که دولت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مسئول دستگیری یا تحویل آن‌ها باشد.

این اظهارات صرفاً یک سناریوی رسانه‌ای و تبلیغاتی از سوی دارالکفر طاری پاکستان است تا ناکامی‌های امنیتی، ضعف‌های داخلی ارتش و مشکلات مرزی خود را پشت پرده پنهان کند و مسئولیت شکست‌های خود را به دیگران نسبت دهد.

در واقع، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ نقشی در دستگیری یا تحویل افراد خیالی TTP ندارد و امنیت افغانستان کاملاً مستقل از ناکامی‌ها و بحران‌های داخلی پاکستان است.

دارالکفر طاری پاکستان با سیاست‌های اشتباه، دخالت در گروه‌های مزدور، ناتوانی در مدیریت مرزها و مشکلات داخلی، خود را در وضعیت بحرانی قرار داده است، اما تلاش می‌کند با دروغ و اتهام‌زنی به افغانستان، افکار عمومی را فریب دهد.

امارت اسلامی افغانستان هیچ گاه مسئول اقدامات ساخته و پرداختهٔ رژیم پاکستان نبوده و نخواهد بود، و این حقیقت روشن است که ناکامی‌های امنیتی، ترورها، و مشکلات داخلی پاکستان هیچ ارتباطی با خاک و مدیریت افغانستان ندارد.

در نتیجه، این ادعاها چیزی جز پوشاندن ضعف‌ها و نمایش رسانه‌ای ناکامی‌های دارالکفر پاکستان نیست، و مردم منطقه کاملاً واقعیت را می‌دانند: افغانستان امن است و امارت اسلامی با قدرت و استقلال خود، هیچ دخالتی در گروه‌های خیالی یا فعالیت‌های TTP ندارد.

  ستر فریب: په شام کې ځینې ډلې قسد او اقلیتونه د اصلي دښمن په نوم تعقیبوي؛ خو لوبه د امريکا او صهیونیستي اسرائیل په لاس کې ده

  ستر فریب: په شام کې ځینې ډلې قسد او اقلیتونه د اصلي دښمن په نوم تعقیبوي؛ خو لوبه د امريکا او صهیونیستي اسرائیل په لاس کې ده

په شام کې ځينې کسان تر هغه اندازې په خیالاتو او اوهامو کې بند دي چې فکر کوي ډېر ژر به «قسد»، «درزيان» او «علویان» مات کړي او لوی بری به ترلاسه کړي!

خو د حقیقت صحنه بل رنګ لري—

اصلی دښمن هغه کوچني ډلې نه دي، بلکې:

⚡ امریکا چې په شمال او ختیځ سوریه کې د خپلو اډو له لارې ټول سناریو کنټرولوي

⚡ صهیونیستي اسرائیل چې هره اونۍ پر شام بریدونه کوي

⚡ غرب چې د دې جګړې اصلي اتاقِ عملیات دی

دا ټول قوتونه په قصد سره داسې ډګر جوړ کړی چې خلک د کورنیو جګړو په دوو کې بوخت پاتې شي.

او د دې ککړې لوبې پایله څه ده؟

🔻 د شام د مقاومت د ریښو پرېکول

🔻 د مجاهدینو او مخلصو مهاجرینو کمزوري او له منځه وړل

🔻 د ځواکمنو لارو چارو ورکول

🔻 خلک په فرعي دښمنانو بوختول، څو اصلي دښمن پټ پاتې شي

دا ټول د یوې سترې پروژې برخه ده:

یو پلان چې د شام د جهاد روحیه مړه کړي، د مقاومت کرښه فلج کړي، او هغه مجاهدین ستړي او کمزوري کړي چې کلونه یې د ظلم خلاف مبارزه کړې ده.

کله چې اصلي دښمن امریکا او صهیونیستي اسرائیل وي،

نو د کوچنیو ډلو تعقیب یوازې د همدې اصلي دښمن په نقشه کې لوبېدل دي.

افشای چهرهٔ واقعی آمریکا؛ جوایز میلیونی هرگز سدّ راه مبارزان شریعت‌گرا نمی‌شود

افشای چهرهٔ واقعی آمریکا؛ جوایز میلیونی هرگز سدّ راه مبارزان شریعت‌گرا نمی‌شود

به قلم: فضل احمد هراتی

اعلام جایزه‌های میلیون‌دلاری از سوی آمریکای جنایت‌کار بر سر رهبران شریعت‌گرا و مبارزان القاعده در پاکستان و هند، نه چیز تازه‌ای است و نه تهدیدی که بتواند ارادهٔ مجاهدان را در مسیر آزادی سرزمین‌های اسلامی کم‌ترین لرزه ورکړي.

آمریکا سال‌هاست با چنین نمایش‌های تبلیغاتی می‌کوشد صدای مقاومت را خاموش کند و چهرهٔ مجاهدان را تخریب نماید، اما تجربه ثابت کرده است که هیچ مبلغی توان درهم شکستن عزم انسان‌هایی را ندارد که با ایمان و عقیدهٔ راسخ می‌جنگند.

این‌گونه جوایز تنها پردهٔ دیگری از چهرهٔ واقعی آمریکا را برملا می‌کند؛کشوری که خود در اشغال، تجاوز، خون‌ریزی و ویران‌سازی سرزمین‌های مسلمانان نقش مستقیم دارد، اما مبارزان آزادی‌خواه را «تهدید» معرفی می‌کند.

پس این اقدام تازهٔ آمریکای جنایت‌کار در تعیین جوایز میلیون‌دلاری بر سر رهبران جریان‌های شریعت‌گرا، سال‌هاست بخشی از ماشین امنیتی آمریکا است؛ روشی که می‌کوشد با پول، افراد فرصت‌طلب، شبکه‌های محلی وابسته، و گروه‌های منفعت‌جو را به خدمت بگیرد و از آنان به‌عنوان ابزار اطلاعاتی استفاده کند.

آمریکا تصور می‌کند با این جوایز می‌تواند محیط محلی را علیه مبارزان فعال سازد و حلقه‌های ضعف را بخرد، اما حقیقت روشن است:مبارزه‌ای که ریشه در ایمان، باور و هدف دینی دارد، با پول شکسته نمی‌شود.

این اعلان‌ها در اصل چهرهٔ واقعی آمریکا را بیش‌تر برملا می‌سازد؛ کشوری که خود دراشغال، تجاوز، بی‌ثبات‌سازی و تخریب سرزمین‌های اسلامی نقش محوری داشته است،اما اکنون وانمود می‌کند که «مدافع امنیت» است.

مبارزان شریعت‌گرا و آزادی‌طلب نه‌تنها با این سیاست‌ها تضعیف نمی‌شوند، بلکه باورشان به حقانیت و ضرورت مبارزه‌شان عمیق‌تر می‌گردد؛ زیرا این جوایز نشان می‌دهد که آمریکا از اثرگذاری آنان تا چه اندازه هراسان است.

آمریکائی ها بدانید با جایزه، تهدید، تبلیغات یا فشار هرگز نمی‌توانید راه مجاهدانی را سد کنید که برای عزت امت و آزادی سرزمین اسلامی برخاسته‌اند. این اعلان‌ها نه مانع، بلکه آتش ارادهٔ مقاومت را شدیدتر می‌سازد.

آمریکا می‌تواند مزدوران محلی را با پول فعال کند، اما ارادهٔ یک جنبش عقیدتی را هرگز نمی‌تواند بخرد یا خاموش سازد.

این جوایز نه مانع حرکت‌اند و نه سد راه؛ بلکه دلیل ترس دشمن و نشانهٔ قوت همان مبارزه‌ای است که می‌خواهد آن را متوقف کند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ هشدار قاطع و بی‌پرده به هر متجاوز و تهدیدکنندهٔ تمامیت ارضی

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ هشدار قاطع و بی‌پرده به هر متجاوز و تهدیدکنندهٔ تمامیت ارضی

به قلم: ابومحمود کندزی

«ملا عبدالغنی برادر آخوند»، معاون اقتصادی رئیس‌الوزرا، در سخنانی روشن و بدون تعارف اعلام کرده است که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گاه و در هیچ شرایطی به هیچ‌کس اجازهٔ کوچک‌ترین تجاوز به خاک خود را نمی‌دهد.

او با بیان اینکه عزت و استقلال این سرزمین قابل معامله نیست، تأکید کرده که هر طرفی—چه دولت، چه گروه منطقه‌ای و چه حامیان خارجی—اگر قصد تهدید یا نقض حاکمیت دارالاسلام را داشته باشد، با پاسخی جدی، فوری و غیرقابل تردید روبه‌رو خواهد شد.

این موضع‌گیری پیام روشنی دارد:

امارت اسلامی امنیت خاک، مرز و هویت دینی افغانستان را خط سرخ مطلق خود می‌داند. تاریخ نشان داده هرگاه بیگانگان خواسته‌اند بر این سرزمین سلطه بیابند، مردم افغانستان با استقامت، ایمان و غیرت دینی در برابر آن ایستاده‌اند و این صفحهٔ تاریخ امروز نیز تغییر نکرده است.

دارالاسلام امارت اسلامی با این اعلام، به همهٔ اطراف منطقه پیام می‌دهد که:

• هیچ بهره‌برداری سیاسی از ضعف‌های مصنوعی پذیرفته نیست،

• هیچ تعرض پنهان یا آشکار نادیده گرفته نمی‌شود،

• و هیچ تهدیدی—اگر از سوی قدرت‌های بزرگ مطرح شود—امنیت دارالاسلام را متزلزل نخواهد کرد.

این هشدار نه از موضع انفعال، بلکه از موضع قدرت، اعتماد به نفس و ثبات سیاسی صادر می‌شود.

امارت اسلامی می‌خواهد به همه نشان دهد که استقلال افغانستان ارثِ خون شهیدان است و هیچ دولتی اجازه ندارد دست دراز به این حرمت ببرد.

پیام نهایی روشن است:

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در برابر هر تجاوز، هر تهدید و هر تلاش برای دخالت در خاک خود، با قاطعیت و بدون تردید می‌ایستد.

د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان – هر هغه چا ته روښانه او پرېکنده خبرداری چې د دې خاورې د سرلوړي ازمېښت وکړي

د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان – هر هغه چا ته روښانه او پرېکنده خبرداری چې د دې خاورې د سرلوړي ازمېښت وکړي

«ملا عبدالغني برادر آخوند»، د رئیس‌الوزرا اقتصادي مرستیال، په ښکاره او بې‌پرده ټکو څرګنده کړې چې دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان هېڅ وخت او په هېڅ حالت کې چاته د خپلې خاورې د سرغړونې اجازه نه ورکوي.

نوموړي ټینګار وکړ چې د دې مبارک هېواد عزت، استقلال او ديني هویت د معاملې وړ نه دي، او هر لوری—که دولت وي، سیمه‌ییز ځواک وي او که د پردیو پلویان—که د دارالاسلام د خاورې د تهدید یا تعرض هڅه وکړي، نو سمدستي، جدي او پرېکنده ځواب به ترلاسه کړي.

دغه دریځ یو ښکاره پیغام لري:

امارت اسلامي د افغانستان امنیت، مرزونه او د دارالاسلام بشپړ حاکمیت سراسر سره کرښه بولي.

تاریخ شاهد دی چې کله پردیو په دې خاوره د واک او نفوذ هڅه کړې، د افغانستان غیرتمند ولس تل د ایمان، باور او اسلامي غیرت په وسیله ولاړ پاتې شوی دی، او نن هم هماغه روحیه ژوندۍ ده.

دارالاسلام امارت اسلامي په دې اعلان سره ټولو ګاونډیانو او سیمه‌ییزو لوریو ته دا پیغام ورکوي چې:

• له کمپاینونو او دسیسو څخه د ګټې اخیستنې هڅه بې‌ګټې ده،

• هیڅ ډول پټ یا ښکاره تعرض به چوپ پاتې نه شي،

• او هیڅ ډول ګواښ—even که د ستر قدرت له خوا وي—به د دارالاسلام اراده کمزورې نه کړي.

دا خبرداری د کمزورتیا له دریځه نه، بلکې د قدرت، اعتماد او ثبات له دریځه ورکول کېږي.

امارت اسلامي غواړي نړۍ ته وښيي چې د افغانستان استقلال د شهیدانو امانت دی، او هېڅوک حق نه لري پر دې امانت لاس وغځوي او حرمت یې مات کړي.

وروستی پیغام روښانه دی:

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان به د هر ګواښ، هر تعرض او هرې مداخلې په وړاندې په پرېکنده ډول ودرېږي.

  پرده‌برداری از دروغ‌گویان؛ آمریکا و مزدوران محلی‌اش در دارالکفر طاری پاکستان و…

  پرده‌برداری از دروغ‌گویان؛ آمریکا و مزدوران محلی‌اش در دارالکفر طاری پاکستان و…

به قلم: محمد اسامه

وقتی وزیر دفاع دارالکفر پاکستان با وقاحت می‌گوید:

«حملات دو روز پیش که منجر به شهادت ده‌ها زن و کودک شد، کار ما نبود»، این مرتد باید حقیقت را نیز اعتراف می‌کرد:این حملات را اربابشان آمریکا از همان پایگاه‌های نظامی‌اش در خاک پاکستان اجرا کرده است؛ اما جرأت گفتن حقیقت را ندارد، زیرا قدرت این رژیم‌های وابسته از واشنگتن تغذیه می‌شود.

آمریکا همیشه در سرزمین‌های اسلامی با تکیه بر مزدوران محلی پایگاه می‌سازد و همان پایگاه‌ها را برای کشتار مردم مسلمان، رهبران مردمی، و مجاهدان شریعت‌گرا به‌کار می‌گیرد؛ و مزدوران محلی، نقش سپر دروغ و توجیه رسانه‌ای را ایفا می‌کنند.

مگر ما در افغانستانِ خودمان ندیدیم؟سال‌ها از بگرام، قندهار، شندند و ده‌ها پایگاه دیگر،مراسم عروسی، تشییع جنازه، مدارس، مساجد و خانه‌های مردم را بمباران کردند؛ و تمام دولت‌های مزدور وقت، فقط نقش «سخنگوی دروغ» را بازی می‌کردند.—

همین سیاست امروز در کشور‌های دیگر هم جریان دارد: در شام و سوریه، آمریکا از مزدورش جولانی احمدالشرع استفاده می‌کند؛

و هر مجاهدی که با جولانی مخالفت کند، با پهپادهای آمریکایی از آسمان ترور می‌شود؛ درحالی‌که رسانه‌ها، این جنایات را به «حساب‌های ساختگی» و «اتهامات امنیتی» می‌نویسند تا چهرهٔ مزدوران محلی پاک نشان داده شود.

این همان سیاست ثابتی است که آمریکا و غرب دنبال می‌کنند: از مزدوران‌شان برای تثبیت میدان استفاده می‌کنند، و خودشان نیز با قدرت هوایی و اطلاعاتی پشت سر آنان می‌ایستند.

مجاهدان باید دشمن حقیقی را بشناسند: پایگاه‌ها، منافع، مراکز فرماندهی و شبکهٔ نفوذِ آمریکا در سرزمین‌های اسلامی، محور اصلی تمام این فجایع است. تا زمانی که این حقیقت پنهان بماند، مزدوران محلی، بدنامی جنایات اربابشان را می‌پوشانند و امت را در خون‌ریزی‌های مدیریت‌شدهٔ غرب غرق می‌کنند.

د دارالکفر پاکستان د مزدورانو دروغونه؛ د امريکا د جنايتکارې ستراتېژۍ اصلي څېره

  د دارالکفر پاکستان د مزدورانو دروغونه؛ د امريکا د جنايتکارې ستراتېژۍ اصلي څېره

د دارالکفر پاکستان د دفاع وزير چې وايي:

«د دوه ورځو مخکې بريدونه چې لس بې‌ګناه ماشومان او ښځې پکې شهيدان شول، موږ نه‌دي کړي»

دا مرتد بايد دا هم ويلای وای چې: دا بمبارونه د امريکا د بادار له پوځي پايګاو څخه ترسره کېږي، نه د دوی له وجدان او اختيار څخه!

امريکا په اسلامي هېوادونو کې خپلې پوځي پايګاوې د همدې مقصد لپاره ساتي:

تر څو د خپلو محلي مزدورانو په ملاتړ د مسلمانانو، مجاهدينو او د شريعت غوښتونکو خلکو د وينې تويوونکی ماشين پر مخ بوځي.

  د افغانستان روښانه تجربه

ايا موږ په خپل دارالاسلام افغانستان  د امریکا ګوډاګیان  لکه کرزی او غنی وقت هېر کړي دي چې امريکا به له بګرام، قندهار، شينډنډ او نورو پوځي پايګاو څخه:

• د واده مراسم

• د جنازې مراسم

• مدرسې او جوماتونه

• د خلکو کورونه

ټول یې بمبارول، او سلګونه ښځې، ماشومان او سپين‌ږيري یې وژل؟

نو څنګه اوس څوک جرأت کوي چې د پاکستان مرتدان ځان بې‌ګناه وښيي؟

دوی د امريکا د وسلو، امريکا د امر، او امريکا د ستراتېژۍ بې‌اختياره آلې دي.

  همداسې لوبه اوس په سوريه شام کې روانه ده

په شام کې امریکا همدا تکتیک کاروي:

مزدور یې ابو محمد جولاني احمدالشرع پر هغو مجاهدينو د امريکايي ډرونونو بريدونه کوي چې د جولاني د خيانت او انحراف خلاف غږ پورته کړي.

• څوک چې د جولاني د ګروهي سياستونو مخالفت وکړي؟

• څوک چې د شريعت د حقيقي حاکميت غوښتنه وکړي؟

پر هغو ډرون راځي؛ د امريکا وسيله، د جولاني ملاتړ، او د مسلمانانو وينې بهېږي.

دا د امريکا او غرب سياست دی؛

ځينې وخت خپله وژني، ځينې وخت د خپلو محلي مرتدانو په لاس.

  اصلي حقيقت

مجاهدين بايد په دښمن ښه پوه شي:

دښمن امريکا ده، د هغې پايګاوې، د هغې جاسوسان، او د هغې محلي مزدوران.

او د دوی موخه همدا ده چې په هر ملک کې د اسلامي مبارزې ملا ماته کړي او د مسلمانانو اراده ځپلې وساتي.