نکاتی از سخنرانی آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران، درباره مسائل روز ایران، منطقه و جهان (۶/۹/۱۴۰۴)

نکاتی از سخنرانی آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران، درباره مسائل روز ایران، منطقه و جهان (۶/۹/۱۴۰۴)

ارائه دهنده: شیعه علی

آیت الله خامنه ای حفظه الله رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران امشب (۶/۹/۱۴۰۴) درباره مسائل روز ایران، منطقه و جهان سخنرانی زنده ای داشت که نکاتی از آن به شرح زیر است:

  • در همه جای دنیا، در همه‌ی کشورها اگر چنین چیزی (بسیج) وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است، به خصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکشهای بین‌المللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبهه‌ای به عنوان جبهه‌ی مقاومت پدید آورده. کشوری مثل کشور ما با این خصوصیات، نیازش به بسیج از همه‌ی کشورها بیشتر است. دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزیها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلمها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا.
  • امروز این عنصر، عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده، گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما میبینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی، کشورهای اروپا و حتی خود آمریکا به نفع مقاومت شعار میدهند، به نفع مقاومت غزه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، این امروز به تدریج در بخش عظیم دنیا گسترش پیدا کرده. این لازم است. این باید وجود داشته باشد.
  • این جریان مبارک، این جریان بسیج، جریان مبارک، جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند، بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءاللّه قویتر و کاملتر بشود… با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، با نشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، این پدیده زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشتگرمی خواهند کرد، احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند.
  • در جنگ دوازده‌روزه، ملت ایران هم آمریکا را شکست داد هم صهیونیست‌ها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند کتک خوردند و دست خالی برگشتند. این شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند، اما دست خالی برگشتند، یعنی به هیچکدام از هدفهای خودشان نرسیدند. بنا به قولی رژیم صهیونی بیست سال برای این جنگ برنامه‌ریزی و آماده‌سازی کرده بود. … دست خالی برگشتند قضیه به‌عکس شد و ناکام شدند و حتی کسانی که با نظام زاویه هم داشتند در کنار نظام قرار گرفتند، یک اتحاد عمومی در کشور به وجود آمد که باید این را قدر دانست و نگه داشت.
  • بله ما خسارتهایی دیدیم، جانهای عزیزی از دست ما رفتند، تردیدی در این نیست، خب این طبیعت جنگ است. «فیَقتُلونَ و یُقتَلون»، در آیه‌ی شریفه‌ی قرآن. در طبیعت جنگ همین هست لکن جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی نشان داد که کانون اراده و قدرت است، میتواند تصمیم بگیرد، میتواند قدرتمندانه بایستد و از های‌وهوی این و آن واهمه نکند. خسارتهای مادی‌ای که بر دشمن وارد شد بسیار بیشتر بود از خسارتهای مادی‌ای که بر کشور ما وارد شد.
  • در این جنگ دوازده روزه آمریکا به شدت ضرر کرد، به شدت ضرر کرد. آخرین تسلیحات و پیشرفته‌ترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد، از زیردریایی‌هایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگنده‌اش استفاده کرد، از پیشرفته‌ترین پدافندش استفاده کرد اما نتوانست به آنچه که میخواهد به او برسد. او میخواست ملت ایران را فریب بدهد، ملت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیه به‌عکس شد، همین طور که گفتم ملت ایران اتحادشان در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.
  • آمریکا در این قضیه کنار رژیم غاصب قرار گرفت و به شدت بی‌آبرو و بدنام شد چرا که مردم دنیا می‌دانند رژیم صهیونیستی بدون آمریکا قادر به این همه فاجعه‌آفرینی نیست.
  • دخالت آمریکا در هر منطقه‌ای، باعث جنگ‌افروزی و یا نسل‌کشی، ویرانی و آوارگی است.
  • اختلافات میان قشرها و جناح‌های سیاسی وجود  دارد اما مهم این است که در مقابل دشمن هم‌چون جنگ ۱۲ روزه، کنار هم باشیم که این همبستگی عامل بسیار مهمی برای اقتدار ملی است.

مستضعفین جهان با رشد مقاومت، احساس پشتیبانی و قدرت می‌کنند.

تاثیر صلابت دارالاسلام ا.ا.افغانستان در تعامل حکومت دست نشانده ی پاکستان با آن

تاثیر صلابت دارالاسلام ا.ا.افغانستان در تعامل حکومت دست نشانده ی پاکستان با آن

به قلم: فضل احمد هراتی

حادثهٔ اخیر، یک‌بار دیگر نشان داد که هرگاه دارالاسلام ا.ا.افغانستان با صلابت سخن بگوید، حاکمیت مزدور و غلام پاکستان به‌سرعت رنگ می‌بازد و از موضع خود عقب‌نشینی می‌کند.

پس از آن‌که دارالاسلام امارت اسلامی   در برابر تجاوز هوایی دارالکفر پاکستان هشدار روشن، جدی و بدون ابهام صادر کرد، ارتش و حکومت دارالکفر طاری پاکستان ـ که در سال‌های گذشته بارها به خاک دارالاسلام تجاوز کرده بود ـ این‌بار به‌طور بی‌سابقه‌ای از پذیرش مسئولیت فرار کرد و لحن خود را کاملاً تغییر داد.

سخنگوی ارتش دارالکفر پاکستان که در ابتدا تلاش داشت حمله را توجیه کند، پس از هشدار قاطع دارالاسلام امارت اسلامی ، سریعاً سکوت را برگزید و با انکار و شانه‌خالی‌کردن، ترس آشکار خود را از واکنش دارالاسلام به نمایش گذاشت.

این عقب‌نشینیِ ناگهانی، پیام روشنی دارد: دارالکفر طاری پاکستان خوب می‌داند که دارالاسلام امروز، هم توان پاسخ دارد و هم ارادهٔ پاسخ.

در این حملهٔ بزدلانه و غیرانسانی حاکمیت غلام و مزدور پاکستان بر مناطق سرحدی دارالاسلام:

۱۰ تن شهید شدند، که میان آنان ۹ کودک معصوم و یک زن حضور داشتند، و ۳ تن دیگر زخمی شدند.

این فاجعه نه یک «اشتباه» بود و نه «اقدام ناخواسته»؛ بلکه بخشی از همان رفتار سال‌های اخیر دارالکفر پاکستان است که بارها بدون هیچ ملاحظه‌ای خاک دارالاسلام را هدف قرار داده است.

پیام دارالاسلام امارت اسلامی  کاملاً روشن و مستقیم بود: تجاوز تحمل نمی‌شود، خون کودکان قابل چشم‌پوشی نیست، و هرگونه تکرار حمله، پاسخ متناسب خواهد داشت.

دارالکفر طاری پاکستان دقیقاً از همین می‌ترسد؛ از اراده‌ای که در دارالاسلام شکل گرفته، اراده‌ای که اجازه نمی‌دهد تاریخ تلخ گذشته تکرار شود.

این اقدامات و واکنشها نشان داد که عقب‌نشینی دارالکفر طاری پاکستان نشانهٔ قدرت دارالاسلام است؛ قدرتی که امروز با آرامش، صلابت و حکمت اعلام می‌کند: هیچ تجاوزی بی‌پاسخ نمی‌ماند و خون مردم دارالاسلام، ارزان‌ نیست.

دارالاسلام امارت اسلامی له سخت ګواښ وروسته د دارالکفر پاکستان  شرموونکې شاتګ

دارالاسلام امارت اسلامی له سخت ګواښ وروسته د دارالکفر پاکستان  شرموونکې شاتګ

وروستۍ پېښه یو ځل بیا دا ثابته کړه چې هرکله دارالاسلام په قوي او باصلابته ژبه خبرې وکړي، دارالکفر پاکستان سمدستي خپل دریځ بدلوي، رنګ یې پرېوځي، او شاتګ کوي.

کله چې دارالاسلام امارت اسلامي  د دارالکفر پاکستان د وروستي هوايي تېري په اړه روښانه، پرېکون او قاطع ګواښ ورکړ،

د دارالکفر پوځ او حکومت – چې په تېرو کلونو کې یې بیا بیا د دارالاسلام خاوره نښه کړې – دا ځل په بې‌ساري ډول له مسوولیت څخه تېښته وکړه او خپل غږ یې بدل کړ.

دارالکفر پاکستان؛ انکار، یوازینی د تېښتې لاره

د دارالکفر د پوځ ویاند، چې په پیل کې یې پر دې برید د پوهاوي او توجیه هڅه کوله، خو کله چې دارالاسلام امارت اسلامي  له قاطع دریځه سره مخ شو، سمدستي یې د انکار لار ونیوله او له مسوولیت څخه یې ځان خلاص کړ.

دا ناڅاپي شاتګ یو څرګند پیغام لري: دارالکفر پاکستان ښه پوهېږي چې دارالاسلام نن د ځواب وس هم لري او د ځواب اراده هم.

د دارالاسلام وینې؛ د ماشومانو او ښځې شهادت

په دې بزدلانه او غیرانساني برید کې چې د دارالکفر لخوا د دارالاسلام پر سرحدي سیمو وشو:

۱۰ تنه شهیدان شول،

چې پکې ۹ معصوم ماشومان او یوه ښځه شامل وو،

او ۳ تنه نور ټپیان شول.

دا پېښه نه “اشتباه” وه او نه “نامنظمه حمله”؛ بلکې د هغو تیریو دوام دی چې دارالکفر پاکستان یې کلونه پرله‌پسې د دارالاسلام پر خاوره ترسره کوي.

دارالاسلام؛ نه تسلیمېږي، نه هېروي

 دارالاسلام امارت اسلامي  پیغام په ډېر وضاحت سره دا و: تېری نه منل کېږي، د ماشومانو وینه هېرېدونکې نه ده، او که بیا برید وشي، متناسب ځواب به ورکړل شي.

دارالکفر پاکستان له همدې وېرېږي؛ له هغه نوي ارادې چې د دارالاسلام په وجود کې راژوندۍ شوې ده، اراده چې نور د تېرو ظلمونو تکرار نه پرېږدي.

پایله

د دارالکفر پاکستان شاتګ د هغوی د کمزورۍ نښه نه ده، بلکې د دارالاسلام د قوت، صلابت او حکمت نښه ده؛

هغه قوت چې په ښکاره وايي: هیڅ تېری بې ځوابه نه پاتې کېږي، او د دارالاسلام د خلکو وینه  ارزانه وینه نه ده.

امارات متحده عربی؛ دجّالِ عربی و کارگزار هر فتنه در جهان اسلام

امارات متحده عربی؛ دجّالِ عربی و کارگزار هر فتنه در جهان اسلام

به قلم: ابراهیم یعقوبی

اگر در سرزمینهای اسلامی که تحرکات جهادی بر ضد آمریکا و غرب و جود دارد یا قرار است غربیها منابع آن کشور را با آتش فتنه، کودتا، اشغال، جنگ نیابتی، فساد سیاسی و خیانت غارت کنند به دقت نگاه کنید متوجه خواهید شد یا دلارها و دیپلماسی آل سعود در آن وجود دارد یا دلارها و حتی قدرت نظامی و مزدوران امارات متحده عربی؛ همان دجّالِ عربی که در چهرهٔ یک دولت کوچک، اما در باطن، پروژه‌ای خطرناک‌تر از اسرائیل را پیش می‌برد.

این رژیم کوچک صهیونیست عرب نفتی، با پول‌های سیاه و حمایت قدرت‌های استعماری، همچون اختاپوسی که شاخک‌های خود را در سرزمین‌های مسلمانان گسترده، امروز بر نیمی از لیبی، هفتاد درصد سودان، نیمی از سومالی، بخشی از یمن، جزایر قمر، بنادر مراکش، اقتصاد مصر و دریای موریتانیا نفوذ و کنترل دارد.

اما این تنها ظاهر ماجراست؛ امارات حکومتی نیست که به تنهایی وارد عمل شود و ضعیف تصور شود؛ امارات همچون رژیم عبری صهیونیستی یعنی یک صهیونیست عرب که آمریکا و ناتو را پشت سر خود دارد و مجری طرحهها و برنامه های آنها در سرزمینهای اسلامی است.  

حتی از سوی غربیها بر علیه دوستان خود نیز جهت مدیریت بیشتر و هشدا به کار می رود؛ در سال ۲۰۱۶، همین رژیم بود که کودتای خونین علیه اردوغان را رهبری کرد.

نفوذ آن در کاخ سفید چیزی کمتر از نفوذ اسرائیل نیست.

حاکمانش عرب اصیل نیستند؛ از خاندان‌های مهاجر هندی‌اند و ارتشی از مزدوران خارجی دارند که به‌جای آنان می‌جنگند.

در میانۀ این خیانت‌ها، امارات در کنار چین علیه مسلمانان اویغور و روهینگیا ایستاد، در نزاع حساس پاکستان و هند جانب هند را گرفت، در آفریقای مرکزی از مسیحیان علیه مسلمانان حمایت کرد و در مالی به‌صورت مستقیم در برابر مجاهدین شریعت گرا و حتی در برابر ارتش مسلمان ازواد قرار گرفت.

خلاصهٔ ماجرا این است:

پشت هر فتنه، پشت هر توطئه، پشت هر خون ریخته‌شده در جهان اسلام، ردّی از آل سعود و امارات دیده می‌شود؛ امارات، کشوری کوچک با قلبی که از تل‌آویو دستور می‌گیرد.

تجاوز صهیونیست‌گونه دارالکفر طاری پاکستان بر دارالاسلام افغانستان؛ جنایت علیه کودکان و زنان بی‌گناه ادامه دارد!

تجاوز صهیونیست‌گونه دارالکفر طاری پاکستان بر دارالاسلام افغانستان؛ جنایت علیه کودکان و زنان بی‌گناه ادامه دارد!

به قلم: ابومحمود کندزی

دارالکفر پاکستان بار دیگر تجاوز وحشیانه و صهیونیست‌گونهٔ خود را بر خاک دارالاسلام افغانستان ادامه داد، در حالی که طبق توافقات پیشین در ترکیه، قرار بود هیچ حمله‌ای علیه افغانستان صورت نگیرد.

حوالی ساعت ۱۲ شب گذشته، قوای متجاوز پاکستانی خانه یک خانوادهٔ ملکی در ولسوالی گربُز، ولایت خوست را بمباران کردند که نتیجهٔ آن شهید شدن ۹ کودک و یک زن بی‌گناه بود. علاوه بر این، در جریان حملات هوایی در ولسوالی‌های کنر و پکتیکا، ۴ فرد ملکی زخمی شدند.

مولوی ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، اعلام کرد که امارت اسلامی در حال بررسی گزینه‌ها و کیفیت پاسخ نظامی به این تجاوزات است.

این اقدامات جنایتکارانه، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و معاهدات منطقه‌ای است و بار دیگر نشان می‌دهد که دشمنان دارالاسلام افغانستان، به جای احترام به توافقات و زندگی مردم، قتل‌عام غیرنظامیان و کودکان را ادامه می‌دهند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هشدار داد که خاک و مردم دارالاسلام افغانستان برای تجاوزگران خط قرمز است و هرگونه ادامهٔ این حملات بی‌پاسخ نخواهد ماند.

د دارالکفر پاکستان صهیونیستي‌ډول تېری پر  دارالاسلام افغانستان؛ د ښځو او ماشومانو وژنه لا هم روانه ده!

د دارالکفر پاکستان صهیونیستي‌ډول تېری پر  دارالاسلام افغانستان؛ د ښځو او ماشومانو وژنه لا هم روانه ده!

دارالکفر پاکستان یو ځل بیا خپل صهیونیست‌گونه وحشیانه تېری د افغانستان پر خاورې تکرار کړ، په داسې حال کې چې په ترکیه کې په شوې هوکړه کې پرې تاکید شوی و چې پاکستان به نور هوایي بریدونه نه کوي.

تېر مازیګر د شپې شاوخوا ۱۲ بجې، د پاکستان متجاوزو ځواکونو د خوست ولایت د ګربز ولسوالۍ د یوه ملکي کور بمبار وکړ چې په پایله کې ۹ ماشومان او یوه ښځه شهیدان شول. همدارنګه په کنړ او پکتیکا کې د پاکستاني ځواکونو په هوایي بریدونو کې ۴ تنه ملکي کسان ټپیان شوي دي.

مولوي ذبیح‌الله مجاهد، د دارالاسلام امارت اسلامی ویاند، اعلان کړی چې دارالاسلام امارت اسلامی د دې صهیونیستي‌ ډول تېری  تجاوز د نظامي ځواب ډول او کیفیت ارزونه کوي.

دا جنایت د نړیوالو قوانینو او سیمه‌ییزو تړونونو ښکاره نقض دی او یو ځل بیا ثابتوي چې د دارالاسلام افغانستان دښمنان د توافقاتو او د خلکو د ژوند پر ځای، د ښځو او ماشومانو وینه تویول لومړیتوب ګڼي.

دارالاسلام امارت اسلامی ټینګار کړی چې د دارالاسلام افغانستان خاوره او خلک د هر متجاوز لپاره سور کرښه ده او د دې ډول حملو دوام به هېڅکله بې ځوابه پاتې نه شي.

بن سلمان و جولانی مُلا فتاحی؛ دو روی یک سکه در خدمت آمریکا

بن سلمان و جولانی مُلا فتاحی؛ دو روی یک سکه در خدمت آمریکا

به قلم: خالد سیف الله المسلول

بعضی از مردم تعجب می کردند که چگونه علمای درباری آل سعود در هنگام اشغال افغانستان توسط شوروی ها فتوای جهاد با کفار اشغالگر صادر می کردند و مردم را به دادن کمکهای مالی به مجاهدین دعوت می کردند و مجاهدینی چون شیخ اسامه بن لادن رحمه الله آزادانه به عربستان می رفتند و مورد استقبال کسانی چون بن باز و دیگران قرار می گرفتند اما به محض اینکه جای اشغالگر عوض شد و آمریکا جای شوروی ها را در اشغال افغانستان گرفت به ناگاه جهاد در افغانستان نامشروع شد و کسانی چون اسامه بن لادن نیز تبدیل شدند به خوارج!

عین این اتفاق در سوریه رخ داده است، زمانی که نیروهای مخالف آمریکا و غرب در سوریه حضور داشتند عده ای جهاد را در سوریه فرض عین اعلام کردند اما با آمدن آمریکا و غرب و صهیونیستها به سوریه، جهاد نامشروع  و تمام شده اعلام شد و مجاهدین نیز برچسب خوارج خورده اند.

مُلا عبدالرحمن فتاحی نیز که یک عمر جوانان مردم را به نام «جهاد» به سوریه کشاند، دیدار احمد شرع با ترامپ را زیرکی سیاسی می‌نامند، در حالی که دیدار محمد بن سلمان با همان ترامپ را خیانت و وابستگی می‌خواند.

اما حقیقت ساده است:

کاخ سفید همان کاخ سفید است، خط سیاسی آمریکا همان خط سیاسی آمریکا است، رئیس جمهور همان ترامپ است؛ تنها چیزی که تغییر کرده هوای دل مردم و گرایش نجدی های درباری است، نه داده‌های واقعی سیاسی.

نجدی درباری که از بن سلمان متنفر است، هر حرکت او را خیانت می‌نامد. و نجدی درباری که به احمد شرع گرایش دارد، همان حرکت را هوشمندی و زرنگی می‌خواند.

واقعیت تلخ اما این است که هر دو، در تسلیم در برابر آمریکا، یک مسیر را پیش گرفته‌اند:

بن سلمان با میلیاردها دلار پول نزد ترامپ رفت و گفت: «ما پول می‌دهیم، شما حمایت کنید».

جولانی اما پولی نداشت؛ پس به جای آن، وفاداری و تسلیم کامل به آمریکا آورد و گفت: «دستور شما، قانون من است؛ سوریه را به نفع منافع شما بازسازی می‌کنم و جلوی مجاهدین و بیداری اسلامی جبهه ی مقاومت اسلامی حماس و تمام نیروها و قدرتهای همسو با آن را در سوریه می‌گیرم».

هم بن سلمان و هم احمد شرع، ترستی و هراس خود را در برابر قدرت آمریکا نشان دادند: ترس از سقوط، ترس از از دست دادن حکومت و منافع، و ترس از نابودی موقعیت سیاسی.

و در کنار این دو، نجدی تازه درباری شده، ملا فتاحی به‌عنوان مربی فکری و تبلیغاتی، نسل‌ها از جوانان مسلمان کُرد را به جنگ نیابتی و جهاد تحریف‌شده هدایت کرد، و با توجیه حرکت جولانی، چهره خیانت و تسلیم را به زیرکی سیاسی تبدیل کرد.

واضح است که فرقی میان آنان نیست؛ بن سلمان، جولانی و شاگردان و نوچه های درباری همچون مُلا فتاحی، همه شرط بقا و قدرت را در اطاعت و خدمت به آمریکا می‌دانند و با نام دین، امت را قربانی منافع شخصی و قدرت غرب می‌کنند.

پنهانکاری‌ها و توجیهات نجدی های درباری، حقیقت را تغییر نمی‌دهد؛ بن سلمان و احمد شرع دو روی یک سکه‌اند؛ یک سکه در خدمت سیاست آمریکا و علیه امت اسلامی.

دشمن صهیونیستی تا بیخِ گوش دمشق و «مُلا عبدالرحمن فتاحی» در پناه تلبیس و نفاق

دشمن صهیونیستی تا بیخِ گوش دمشق و «مُلا عبدالرحمن فتاحی» در پناه تلبیس و نفاق

به قلم: محمد اسامه

دشمن صهیونیستی امروز در جنوب سوریه به دروازه‌های دمشق پایتخت امویان رسیده است. امویانی که باند جولانی خود را زنده کننده ی حاکمیت آنها بر سوریه می دانستند.

رژیم صهیونیستی از قنیطره تا کوه حرمون پایگاه زده، پیش‌روی کرده، و پست‌های نظامی ساخته است؛ تا جایی که گزارش‌ها می‌گویند تا نزدیکی های دمشق هم آمده و به‌صورت رسمی می‌گوید که «تا هر زمان لازم باشد» همچون فلسطین اشغالی در این بخش از سرزمین مسلمانان خواهد ماند.

این یعنی اشغال آشکارِ بخشی دیگر از زمین مسلمین.

اما سؤال بزرگ اینجاست:

پس کجاست ملا فتاحی؟

آن‌کسی که ادعای غیرت، جهاد، عدالت و دفاع از مردم فلسطین و غزه می‌کرد؟

چطور شد که وقتی دشمن خون آشام اسلام تا بیخ گوشش رسید، به‌جای فریاد زدن، به‌جای دفاع از سرزمین شام، به‌جای ایستادن برابر اشغالگران، به نفاق، دروغ، تلبیس، و سخنان منافقانه در توجیه کفرهای بواح و ارتداد جولانی در پیوستن به تحالف تحت پرچم آمریکا و عدم تشکیل حکومت اسلامی و عدم تطبیق شریعت الله و اینهمه سیاستهای ضد اسلامی جولانی پناه برد؟

فتاحی امروز نه صدای جهاد دارد، نه غیرت، نه درد امت. فقط بهانه‌های منافقین را تکرار می‌کند، به مردم همان حرف‌هایی را می‌خوراند که دشمن می‌خواهد، و هر روز با توجیهات سست، سعی در سفید شوئی جولانی و عادی نشان دادن اشغالگری کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیست و اعضای ناتو چون فرانسه و ترکیه و… دارد.

آخر شرم نداری؟

این همان روزی نیست که باید آزمایش می‌شدی؟

این همان لحظه نبود که باید صدای جهادت بلند می‌شد؟

پس چه شد؟

قدرت؟

پست؟

وسوسه؟

تجارت با جهاد؟

تجارت با خون جوانان ؟

یا همان تفکر اشتباه و انحرافی که امروز با ماندگار کردنت کنار مرتدین و خائنین به اهل دعوت و جهاد و امت رسوایت کرده؟

وقتی آمریکا برای سوریه حکم صادر می‌کند و هنوز مُلا فتاحی در فکر خودفریبی است

وقتی آمریکا برای سوریه حکم صادر می‌کند و هنوز مُلا فتاحی در فکر خودفریبی است

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

چرا در همین ابتدای امر خطاب به مُلا عبالرحمن فتاحی گفتیم خودفریبی؟ چون آنچه امروز در سوریه جریان دارد، نه سیاست است و نه مدیریت بحران؛ این نمایشِ کاملِ ذلت و بردگی سیاسی و انحراف آشکار از شریعت الله و افتادن در کفر بواح است؛ پس برای مُلا فتاحی امکان عوام فریبی باقی نمانده است چه رسد به این با سر هم کردن ناشیانه و قیچی کاری شده ی چند داستان تاریخی بخواهد آگاهان اهل دعوت و جهاد را فریب دهد.

 جایی که آمریکا به عنوان اربابا و کافری محارب و اشغالگر آشکارا تعیین می‌کند که چه کسی در سرزمین شام چه کاری باید بکند و چه کاری نباید بکند، و مدعی می‌شود که حق دارد برای خاکی که متعلق به امت اسلام است، داوری و تصمیم‌گیری کند چه جایی برای جوجه مریدان جولانی چون مُلا فتاحی باقی می ماند؟

در چنین فضایی، اگر عبدالرحمن فتاحی و پیروانش اندکی غیرت، شهامت یا حسّ مسئولیت نسبت به امت مسلمان داشتند، باید امروز از این پیروی کورکورانه‌ای که مردم ساده‌دل را به چاه تاریک وابستگی آمریکایی انداخت، خون گریه می‌کردند.

فتاحی، اگر ذره‌ای شرم در وجودت مانده، اگر اندکی شرف از گذشته برایت باقی است، راهی جز این نداری که توبه کنی، کنار بروی، و اجازه بدهی مردم مسلمان بیش از این از سیاست‌های پر از خیانت و وابستگی آسیب نبینند.

تاریخ، امت و سرزمین شام هرگز این سقوط را فراموش نخواهد کرد. و رسوایی خیانت، از هر مجازات دنیوی سنگین‌تر است.

و این خیانت محدود به فتاحی و همراهانش نیست؛ امروز واشنگتن علناً اعلام کرده که دمشق در نابودی نیروهای مقاومت مشارکت «فعال» می‌کند.

آمریکا همچنین اعلام کرده است:

• قسد باید بندهای توافق با دمشق را تسریع کند

• پیش از پایان سال قدم‌های ملموس برداشته شود

• نشست مشترک میان دمشق، قسد و ادارهٔ خودگردان برگزار شود

• ادغام قسد در ارتش سوریه، نفت، گذرگاه‌ها و فرودگاه قامشلی بررسی شود

• هرگونه درگیری میان قسد و دمشق ممنوع است

• و فرستادهٔ آمریکا و فرماندهٔ سنتکام شخصاً در این نشست حضور خواهند داشت

یعنی آمریکا رسماً و بی‌پرده برای سرزمین شام حکم صادر می‌کند.

و جولانی و طبیعاً نوچه اش مُلا فتاحی به بهانه ی مبارزه با تروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده اند؛ البته لازم است بدانید که حماس و جهاد اسلامی فلسطین و هر کسی مخالف آمریکا و غرب باشد جزو تروریستهایی است که سگهای بوکش جولانی در کنار سایر مرتدین و کفار اصلی باید در کنار آمریکا و تحت فرمان آمریکا و به انتخاب آمریکا وارد عمل شوند.

شیخ فاتحِ سیاست‌مدار و دست و پا زدن مُلا عبدالرحمن فتاحی در بن بست منهجی و واقع سوریه

شیخ فاتحِ سیاست‌مدار و دست و پا زدن مُلا عبدالرحمن فتاحی در بن بست منهجی و واقع سوریه

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در این روزها که «شیخ فاتح» ما، جناب احمد الشرع شده، علاوه بر خیانتهای پنهانی که در دوران ابومحمد الجولانی داشت، چند جلسهٔ پرهیاهو با سرسخت ترین دشمنان و قاتلین مسلمین برگزار کرده‌اند، ملت شام شاهد سیاست‌های تازه و بی‌سابقه‌ای است.

ایشان برای مصلحت، و به نام سیاست، (اما در اصل به خاطر موجودیت در تحالف ضد تروریستی تحت پرچم آمریکا بر ضد اهل دعوت و جهاد و گروههای مخالف با آمریکا و غرب) گروه‌های مجاهد فلسطینی چون حماس و جهاد اسلامی را از سوریه اخراج کردند، چون لابد مبارزه با صهیونیستهای جنایتکار و دفاع از قبلهٔ اول مسلمین دیگر سیاسی نیست.

و در سخنرانی فرمودند: «ما اسلام‌گرا نیستیم»، چرا که گویا علت موفقیت «الشیبانی» در عراق هم همین بی‌اسلامی بوده است.

و از نشانه‌های «حکمت سیاسی» ایشان این بود که با فرماندهان آمریکایی بسکتبال بازی کردند، مهم این است که در بازی کم نیاوردند.

آمریکا هم دیگر قدمش نحس نیست؛ فقط اشتباهی در مانور هوایی، چند تن از فرماندهان اصلی مخالفش را کشت؛ چه اشتباه با برکتی.

از شدت مهربانی هم، ده‌ها مهاجر مسلمان منتقد را همراه با زنان و فرزندانشان به زندان انداختند تا مبادا در زمستان سرما بخورند.

از فرانسه هم دستور گرفتند تا بر مسلمانان فرانسوی در سوریه حمله کنند، چون اطاعت از غرب امروز عین بصیرت است.

و تازه، فقط یک پایگاه آمریکایی در فرودگاه المِزه دمشق افتتاح شد، نه بیشتر، و فقط برای مبارزه با «تروریسم» ( یعنی همان اهل دعوت و جهاد راستین و گروههای مخالف آمریکا و غرب) عضو ائتلاف غربی تحت پرچم آمریکا شدند.

برای آزادی هم سنگ تمام گذاشتند: چند مشروب‌فروشی و رقاص‌خانه را آزاد گذاشتند تا مردم لذت آزادی را بچشند؛ ان‌شاءالله که زیاد نمی‌شود.

در بخش فرهنگ هم چند مبحث اسلامی از کتاب‌ها حذف شد و به جایش موسیقی و رقص اضافه شد، چون به قول ایشان، «بچه‌ها باید درست تربیت شوند»

پس نگران نباشید، همه‌چیز زیر کنترل است. شیخ فاتح حتماً سیاست دارد، فقط شما نمی‌فهمید.

سلفیت مدخلی و درباری راه حق است، هرچند مقصدش در آغوش واشنگتن و پاریس باشد.

حالا ملا فتاحی در آخرین پستی که گذاشته است با آوردن نمونه هایی از کارهایی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان حاکمیتش انجام نداد می گوید این کارهای جولانی ما را هم نگران کرده اما فعلاً صبر می کنیم و امیدواریم ما را ناامید نکند.

بلکه، صبر کنید، چون اگر حرفی مخالف جولانی بزنید مثل ابودرداء الکوردی رحمه الله از فرماندهان انصار حذف می شوید یا همچون ابوشعیب المصری باید زندان بروید.علت صبر تو همین است جناب به بن بست رسیده.

تنها به تو و امثال تو در برابر تمام شبهاتی که ساختی بگویم: رسول الله صلی الله علیه و سلم حکومت اسلامی و دارالاسلام مستقل خودش را داشت که در آن قانون شریعت الله به صورت کامل تطبیق می شد و تمام کارهایی که در حالتهای عادی و ضرورت انجام در چنین حاکمیتی بود. دقت کردی جناب مُلا؟

اما جولانی حاکمیتی دست نشانده و سکولار دارد که ربطی به حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله ندارد که برای مومنین اهل دعوت و جهاد و شریعت الله، اصل است.

مورد دوم اینکه، رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار(مشرک) قریش بر علیه جماعت ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه که عملیاتهای چریکی مستقلی بر علیه کاروانهای قریش انجام می دادند متحد نشد اما جولانی رسما جهت مبارزه با گروههای جهادی مثل حماس و جهاد اسلامی و … تحت شعار مبارزه با تروریسم به زیر پرچم آمریکا درآمده است. همین یک مورد بر اساس عقاید نجدیت خودت از نواقض اسلام نیست جناب مُلا؟

اصلا نگی که جولانی که با عراق بوده و سرباز ابوبکر بغدادی بوده و …. جاهل است و عذر دارد هاااا و گرنه ناراحت میشم.

تو و امثال تو به بن رسیده اید و به جای دست و پا زدن و گمراه کردن بیشتر دیگران سکوت کنید، البته بهترین گزینه بازگشت و توبه است نه ادامه ی مسیر با مرتدین.