اهمیت فقه اکبر و غفلت امت – نگاهی به واقعیت امروز مسلمانان

اهمیت فقه اکبر و غفلت امت – نگاهی به واقعیت امروز مسلمانان

کاتب: خالد سیف الله المسلول

امت اسلامی امروز در بزرگ‌ترین غفلت تاریخی خود به‌سر می‌برد؛ غفلتی که ریشهٔ آن دوری از «فقه اکبر» است، همان فقهی که اساس توحید، شناخت طاغوت و کفر به طاغوت، پذیرش حاکمیت شریعت الله جلّ جلاله، دشمن شناسی شرعی و درجه بندی دشمنان و مساپلی از این دست بر آن بنا شده است. مسلمانان قرن‌ها است که از این بنیاد دور افتاده‌اند و در میان مسائل فقه اصغر ــ طهارت، نکاح، معاملات و امور فرعی ــ غرق مانده‌اند.

علمای وابستهٔ به سلطه و دنیا، مردم را عمداً در «فقه اصغر» زندانی کرده‌اند تا امت هرگز به فهم اصول دین نرسد. زیرا اگر مردم فقه اکبر را بفهمند، نخستین کسانی که در معرض سؤال قرار می‌گیرند همین خائنانی‌اند که بر محراب و منبر نشسته‌اند. امروز مسلمانان بدون شناخت توحید، بدون شناخت طاغوت و کفر به طاغوت، بدون دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان  و بدون پذیرش حاکمیت شریعت، در پیروی کورکورانهٔ این افراد اسیر شده‌اند.

فقه اکبر چه می‌خواهد؟

فقه اکبر از انسان می‌خواهد که:

  •  الله را آنگونه که در قرآن و سنت بیان شده بشناسد.
  • طاغوتهای پنج گانه در میان انسانها را در کنار شیطان که طاغوت اصلی است به‌روشنی بشناسد و به آن کفر کند
  • بداند که عبادت بدون کفر به طاغوت اصلاً عبادت نیست.
  • از میان طاغوتها از مشرکین(سکولاریستها) بری شود و بیزاری جوید
  • از دشمن شناسی شرعی برخوردار باشد و دشمنان را بتواند بر اساس شریعت الله درجه بندی کند که دشمنان اصلی او را در این زمینه ی مهم منحرف نکنند.
  • حکم الله را بالاتر از هر قانون، نظام، دولت و ایدئولوژی بداند.
  • حاکمیت شریعت الله را روح و اصل قانون و حاکمیت بداند.

اینها همان ارکانی‌اند که اگر ترک شوند، فقه اصغر هیچ ارزشی ندارد.

الله سبحانه‌وتعالی در سورهٔ حج، آیهٔ ۱۷ پنج گروه طاغوت میان انسانها را بیان می کند که ما باید در کنار شیطان به آنها کفر کنیم:

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»

  1. یهود ۲- صابیین (منداییان) ۳- نصارا (مسیحی ها) ۴- مجوس ( زرتشتی ها) ۵- مشرکین ( سکولاریستها)

هر جای قرآن و سنت صحیح اسمی از طاغوت آمده یعنی: کافر. و بعد از شیطان، اینها طاغوتهای میان اسناها هستند که باید به آنها کفر کنیم.  

چرا امام ابو حنیفه رحمه‌الله «فقه اکبر» را نوشت؟

امام اعظم ابو حنیفه رحمه‌الله با بصیرتی که کمتر عالمی در دوران خودش داشته، فهمید که:

  • فقه اصغر بدون فقه اکبر کارایی لازم شرعی را جهت اصلاح جامعه ندارد
  • عبادت بدون فقه اکبرهیچ اعتباری ندارد.
  • و هیچ‌کس نمی‌تواند طاغوت را بپرستد و هم‌زمان مدعی اسلام باشد.

او می‌دانست که اگر امت در بنیادهای عقیدوی منحرف گردد، نماز و روزه و نکاح و معاملات، هیچ‌چیز از آنان را نجات نمی‌دهد و در دام دشمنان می افتند و رهایی پیدا نمی کنند.

به همین دلیل، پیش از تدوین فقه اصغر، کتاب «الفقه الاکبر» را نوشت تا به مسلمانان بفهماند:

  • آغاز اصلاح از توحید و عقیده است، نه از مسائل فرعی.
  • هر عبادتی که بر عقیدهٔ فاسد بنا شود، باطل است.
  • شناخت طاغوت و کفر به آن و برائت از مشرکین، شرطِ صحت ایمان است.
  • دین، فقه اکبر است؛ و فقه اصغر بر دوش آن استوار می‌شود.

حضور و سخنرانی امیر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در سیمینار دو روزهٔ مجالس فقهی در کندهار

حضور و سخنرانی امیر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در سیمینار دو روزهٔ مجالس فقهی در کندهار

امیر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حفظه‌الله تعالی در سیمینار دو روزهٔ آموزشی ویژهٔ مسئولین، اعضا و علمای مجالس فقهی افغانستان که در ولایت کندهار برگزار شد، حضور یافته و سخنرانی کردند.

در این برنامه، رئیس عمومی مجالس فقهی، رئیس عمومی دارالافتاء مرکزی، رئیس عمومی مدارس جهادی و جمعی از علما و مسئولین اشتراک داشتند.

توضیحات و رهنمودهای امیر دارالاسلام

امیر دارالاسلام حفظه‌الله تعالی در سخنان خود نکات زیر را بیان کردند:

۱. اهمیت علم فقه و جایگاه علما

• بر اساس حدیث نبوی ﷺ، هرگاه خداوند برای بنده‌ای خیر بخواهد، فهم دین را نصیب او می‌کند.

• «فقه» خلاصه‌ای از قرآن کریم و سنت رسول‌الله ﷺ است و حلال و حرام از طریق آن شناخته می‌شود.

• عالم فقیه کسی است که در احکام فرعی، حلال و حرام، فرض و واجب، مکروهات و مسائل اعتقادی آگاهی کامل داشته باشد.

• علما نزد خداوند و رسول او جایگاه ویژه دارند و خیر و منفعت آنان به مردم می‌رسد و مشکلات جامعه را حل می‌کند.

۲. نقش مجالس فقهی

• رفت‌وآمد علما برای فراگیری و انتقال علم، نوعی «جهاد فی سبیل‌الله» است.

• در مجالس فقهی، حقایق روشن می‌شود، تحقیق انجام می‌گیرد و میان علما انس و محبت شکل می‌گیرد.

• خداوند میراث انبیا را به علما سپرده است تا مردم را در اخلاق، دانش و ادب هدایت کنند.

۳. مسئولیت علما

• وظیفه علما هدایت مردم بر اساس شریعت است.

• فرصت خدمتگزاری برای علما فراهم است:

• حلال را حلال و حرام را حرام بیان کنند.

• علم را یاد گرفته، نشر دهند و در میان مردم گسترش دهند.

• موفقیت دین به آگاهی‌دهی و راهنمایی درست علما بستگی دارد.

۴. توصیه‌های اخلاقی و اجتماعی

• با یکدیگر مخالفت نکنید و برای رفع اختلافات تلاش کنید.

• به دنیا حرص نورزید و حق را پنهان نکنید.

• امر به معروف و نهی از منکر انجام دهید.

• علما نمایندگان مردم هستند و باید خودشان شریعت را عملی کنند تا مردم از آنان الگو بگیرند.

• ابتدا فرامین و قوانین امارت اسلامی را بر خود تطبیق کرده و سپس برای مردم توضیح دهید.

۵. تجدید بیعت علما

در پایان، تمام علمای حاضر بار دیگر با امیر دارالاسلام تجدید بیعت کردند و تعهد سپردند که به حمایت از نظام شرعی ادامه دهند.

سیمینار با قرائت دعا توسط امیر دارالاسلام برای نظام و مردم به پایان رسید.

۲۸ عقرب ۱۴۰۴ – ۲۸/۵/۱۴۴۷ هـ ق

ضرورتِ حفظِ دارالاسلام؛ ندای قرآن برای آماده‌سازی قوّت و تجهیزات نظامی

ضرورتِ حفظِ دارالاسلام؛ ندای قرآن برای آماده‌سازی قوّت و تجهیزات نظامی

به قلم: محمد اسامه

خبر تازهٔ هشدار وزیر احیا و توسعهٔ روستایی دارالاسلام امارت اسلامی نشان داد که پروازهای هواپیماهای ناشناس بر فراز افغانستان تنها یک «نقض حریم هوایی» نیست؛ بلکه هشدار جدّی به دارالاسلام و امنیت مردم مسلمان افغانستان است.

محمد یونس آخندزاده اعلام کرد که گشت‌زنی این پرنده‌ها قابل‌قبول نیست و امارت اسلامی تأمین امنیت هوایی را در اولویت قرار داده است.

این دقیقاً همان چیزی است که قرآن به ما فرمان می‌دهد: ‏ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰)

 ‏برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی ( مادی و معنوی ) و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید ، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

این آیه به ما می‌آموزد که حفظ دارالاسلام بدون قوّت، بدون تجهیزات، بدون آمادگی نظامی ممکن نیست و تنها ابزار بازدارندگی در در برابر دشمنان آشکار و پنهان دارالاسلام بعد از مومنین تنها قدرت نظامی و اسلحه است.

همان‌گونه که زمامداران راستینِ اسلام در گذشته با ساخت سلاح ان زمان، تقویت نیرو، حراست از مرزها امت اسلامی دفاع می‌کردند، امروز نیز وظیفهٔ شرعی ماست که:

  • پهپاد بسازیم
  • سیستم دفاع هوایی تقویت کنیم
  • هواپیماهای شناسایی و جنگی تولید یا خریداری کنیم
  • نیروهای متخصص تربیه کنیم
  • و حریم هوایی دارالاسلام را خط سرخ قرار دهیم

این تجربه را ما در دارالاسلام ایران دیدیم و بخصوص در جنگ بر ضد اسرائیل و آمریکا قدرت نظامی و موشکی ایران نشان داد که تنها عامل بازدارنده مادی، اسلحه و قدرت نظامی است.

امارت اسلامی متوجه است که  دشمنان امروز فقط از زمین نمی‌آیند؛ گاهی در لباس دوستان، گاهی با شعار حقوق بشر، و گاهی با هواپیماهای بی‌نشان وارد می‌شوند.

اگر دارالاسلام در برابر تجاوز هوایی بی‌دفاع بماند، دشمن نه تنها آسمان، بلکه سرنوشت ملت را نیز قبضه خواهد کرد.

همچنین فشارهایی مانند جنگهای گاه و بیگاه پاکستان، بخشی از همان سیاست فشار خارجی علیه امارت اسلامی است، تا دارالاسلام ضعیف شود و در برابر دخالت‌ها نتواند بایستد.

اما قرآن راه را به ما نشان داده است: قدرت، آمادگی، تجهیزات، و صیانت از خاک اسلامی.

دارالاسلام امانت خداست؛ و خداوند به ما فرمان داده است: هرچه قدرت داریم، برای محافظت از آن و مومنین ساکن در دارالاسلام  آماده کنیم چون بدون وجود دارالاسلام و قدرت حکومتی، از مومنین هم نمی توان در برابر کفار محافظت کرد.

وقاحتِ سازمان‌ملل کفری و خیانتِ طواغیت عرب: تلاش برای خلع‌سلاح مقاومت و سپردن فلسطین به کفاراصلی و مرتدین داخلی

وقاحتِ سازمان‌ملل کفری و خیانتِ طواغیت عرب: تلاش برای خلع‌سلاح مقاومت و سپردن فلسطین به کفاراصلی و مرتدین داخلی

به قلم: ابومحمود کندزی

سازمان‌مللِ کافر، همان نهادی که ده‌ها سال است جنایت اسرائیل را می‌بیند و یک‌بار هم جرئت محکوم‌کردن واقعی آن را نداشته، امروز با وقاحتی بی‌سابقه قطعنامه‌ای صادر می‌کند که حماس ــ خط مقدم دفاع امت اسلامی ــ باید خلع سلاح شود و امنیت فلسطین به دست نیروهای بین‌المللی! سپرده شود؛ همان نیروهایی که در واقع لباس سازمان‌ملل بر تن دارند اما قلبشان در واشنگتن و تل‌آویو می‌تپد.

این سؤال بزرگ درست در گلوگاه تاریخ مسلمین می‌ایستد: این سازمان‌مللِ کافر، این جرئت را از کجا آورده که بخواهد مسلمانان را در سرزمین خودشان خلع سلاح کند؟

چه کسی به آن‌ها اجازه داده برای سرزمین مسلمین، برای قبلهٔ اول، برای خون هزاران شهید تصمیم بگیرند؟!

این پروژهٔ آلوده، پشت‌پرده‌ای روشن دارد:

طاغوت‌های عربی، حکام مزدور خلیج، و خائنین محلی که سال‌هاست در برابر صهیونیسم زانو زده‌اند، با سکوت و حمایت پنهانی خود به سازمان‌ملل چراغ سبز داده‌اند. همان‌ها که مرزهایشان را برای اسرائیل باز می‌کنند اما بر روی ملت‌های خود دیوار آهنین می‌کشند. همان‌ها که از نیروی مقاومت می‌ترسند، چون خوب می‌دانند که اگر این شعله خاموش نشود، تخت‌های پوسیدهٔ آنان نیز فرو خواهد ریخت.

آنان می‌خواهند فلسطین را به نیروهای «بین‌المللی» بسپارند؛ یعنی همان ارتش‌های کفار اشغالگر و مزدور طاغوت‌ها، نوکران غرب، سگ‌های نگهبان آمریکا و اسرائیل. می‌خواهند مقاومت را خلع‌سلاح کنند تا صهیونیست‌ها بی‌دردسر ریشهٔ اسلام را در قدس قطع کنند.

اما کور خوانده‌اند.

ملت فلسطین هرگز سلاحی را که با خون شهیدان تقدیس شده زمین نخواهد گذاشت.

حماس و مقاومت، با صدایی بلند این قطعنامهٔ کفر و ذلت را رد کردند و نشان دادند که هنوز در امت اسلام، رگ‌های غیرت خشک نشده است.

طاغوت‌های عرب و خائنین محلی خیال کرده‌اند می‌توانند امت را بفروشند؛ همان خیالی که در کابل، در بغداد، در طرابلس، و در صنعا خاک شد، در شام و قدس نیز خاک خواهد شد.

سلاح مقاومت امانت خداست، و هیچ سازمانِ کفری حق نزدیک‌شدن به آن را ندارد.

خائنین و طواغیت باید بدانند:راهی که امروز می‌روند، انتهایش یک چیز بیشتر نیست: رسوایی، سقوط و رفتن به زباله‌دان تاریخ.

مزدورانِ غرب و خائنانِ سکولارزده از احمد مسعود گرفته تا دیگر مزدوران «افغان نما»

مزدورانِ غرب و خائنانِ سکولارزده از احمد مسعود گرفته تا دیگر مزدوران

به قلم: فضل احمد هراتی

چندی قبل رژیم نظامی و متجاوز پاکستان با وقاحتی بی‌سابقه، حریم افغانستان را نقض کرده و خاک مقدس ما را هدف حملات وحشیانهٔ خود قرار داد؛ حملاتی‌که از مردم بی‌گناه ما قربانی گرفت، خانه‌ها را ویران ساخت و جمعی از هم‌میهنان ما را به شهادت رساند.

اما در میان این درد و خون، یک واقعیت تلخ‌تر آشکار شد: برخی از کسانی‌که خود را «افغان» معرفی می‌کنند و سال‌هاست در بیرون از کشور پرسه می‌زنند، نه‌تنها در برابر این تجاوز آشکار لب به اعتراض نگشودند، بلکه با بی‌شرمی تمام جانب پاکستان را گرفته و برای این رژیم بدنام توجیه‌سازی کردند.

در صدر این خائنان، احمد مسعود، رهبر پوشالی و شکست‌خوردهٔ جبههٔ موسوم به مقاومت قرار دارد؛ فردی که سکوت طولانی‌اش در برابر حملات پاکستان، همه را به شک انداخته بود. اما این سکوت نیز بر اساس همان برنامهٔ اربابان غربی بود؛ زیرا او در نشست چند روز پیش در فرانسه، پرده را کامل کنار زد و با ادعای فعالیت بیست گروه مسلح خارجی در افغانستان، تلاش کرد چهرهٔ تجاوز پاکستان را بزک کند.

و حال پرسش اصلی این‌جاست:

  •  چرا خائنین سکولارزده، درست در همان روزهایی که خاک افغانستان هدف حملات پاکستان قرار گرفته، به‌جای اعتراض، به حمایت از این رژیم برخاسته‌اند؟
  •  این ادعاهای بی‌اساس در چنین زمانی چه هدفی را دنبال می‌کند؟
  •  چه رابطه‌ای میان این سخنان و پروژه‌های لابی‌گری آمریکا و شبکهٔ غرب وجود دارد؟

حقیقت این است که این افراد – از احمد مسعود گرفته تا باقی فراریان جمهوریت – سال‌هاست که هویت و شرافت خود را در برابر دلارهای غرب و منافع آمریکا فروخته‌اند. آنان نه صدای مردم افغانستان‌اند و نه نمایندهٔ درد این ملت؛ بلکه بازمانده‌های یک نظام فاسد و وابسته‌اند که با خیانت و فساد سقوط کرد.

امروز نیز دقیقاً همان راه را ادامه می‌دهند: وابستگی به آمریکا، لابی‌گری برای پاکستان، و تلاش برای مشروعیت‌بخشی به تجاوزی که خون افغان بی‌گناه را ریخته است.

ملت افغانستان خوب می‌داند: خطر تنها از بیرون مرزها نمی‌آید؛ بزرگ‌ترین ضربه را همان کسانی می‌زنند که نام «افغان» را یدک می‌کشند اما در عمل، سربازان فکری و سیاسی غرب‌اند.

آیا یک جولانی دیگر در پاکستان در حال تولید است؟ فتوای فتنه انگیزانه ی طالبان پاکستان در قتال با القاعده

آیا یک جولانی دیگر در پاکستان در حال تولید است؟ فتوای فتنه انگیزانه ی طالبان پاکستان در قتال با القاعده

به قلم: خالد سیف الله المسلول

رهبر سابق القاعده یمن می گوید: “مساله ی دشمن فقط هدف قرار دادن فرماندهان ما نیست مساله ای بزرگتر بود و آن منحرف کردن جماعت بود، برادران ما را می کشند و گروهی جدید را در میان ما نفوذ می دهند که سازمان را به دست بگیرد و اداره کند.”

در کنار این توطئه ی دشمن همه ی ما دیدیم که سازمانهای استخباراتی حکومت سکولار و مرتد ترکیه به همراه آمریکا و انگلیس چگونه ابومحمد الجولانی را تولید کرده و بر جهاد و انقلاب سوریه مسلط کردند تا اینکه حاکمیت کنونی سوریه را نیز به او سپرده اند و صهیونیست عرب دیگری و مزدور و خائن دیگر بر یکی از حساسترین سرزمینهای اسلامی با نام جهاد بر مسلمین قرار دادند به گونه ای که از همان ابتدا تحت شعار مبارزه با تروریسم و به بهانه های پوچ با اهل دعوت و جهاد و مخالفین آمریکا و غرب چون القاعده و حماس و جهاد اسلامی و … می جنگید و فتواهای غیر شرعی جهت توجیه این خیانت خود صادر می کردند.

تحریک طالبان پاکستان نیز در اقدامی مشابه و صرفا به خاطر نشر مطالبی توسط القاعده که به مذاقشان خوش نیامده  فتوایی صادر کرده است که در آن به اعضای خود در منطقه اجازه داده است در صورت نیاز، اعضای القاعده در مناطق قبیله‌ای را بکشند.

اگر حتی برخی از اعضای القاعده در فضای مجازی نقدی بر علیه تحریک طالبان پاکستان داشته باشند حکمش کشتن اعضای القاعده نیست بلکه تنها با دلیل و استدلال صحبت کردن با آنهاست.

القاعده که دارای عقاید خوارج نیستند اما خوارج تا زمانی که با اسلحه به کشتار مسلمین نپرداختند سیدنا علی رضی الله عنه بر علیه آنها نجنگید و این در حالی بود که همین خوارج سیدنا علی رضی الله عنه به همراه هزاران صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را علنا تکفیر می کردند.

علاوه بر این، در گفتگو با منافقین هم که آنهمه شبهه و جنگ روانی بر علیه شخص رسول الله صل یالله علیه وسلم و سایر صحابه برپا کرده بودند امر به قتال آنها نشد بلکه با دلیل و برهان با آنها صحبت شد.

نیروهای القاعده در وزیرستان نه خوارج هستند نه منافقین، پس فتوای غیر شرعی تحریک طالبان پاکستان تنها بوی خیانت به اهل دعوت و جهاد  و خدمت به جبهه ی آمریکا و مرتدین می دهد.

اگر اعضای القاعد مقالاتی می نیسند شما هم با علم شرعی در برابرش مقالاتی طولانی تر بنویسید نه اینکه فتوا دهید اگر اینها حرفی زدند آنها را به قتل برسانید.

همه می دانیم که القاعده در پاکستان از سال ۲۰۱۴ فعالیتی آشکار نداشته و از هر گونه اصطکاک با تمام گروهها پرهیز کرده و فعالیت آشکار آن یا تبلیغ و دعوت به جهاد با آمریکا و تمرکز جهاد بر آمریکا و مزدوران داخلی آنها بوده است و یا اینکه با حافظ گل بهادر بیعت کرده و در صف اتحاد المجاهدین پاکستان بر علیه حکومت دست نشانده ی پاکستان و به دور از هر گونه جنگ انحرافی داخلی فعالیت می‌کنند.

اینکه دارالفتوای تحریک طالبان گفته است که القاعده باید تحت نظارت دقیق باشد و به بهانه ی نوشتن مطالبی در فضای مجازی آنها را توطئه گر نامیدن که کشتن آنها مجاز است؛ در واقع بوی تعفن خیانت و همسویی با جبهه ی آمریکا و راضی کردن غرب می دهد.

ما ازتحریک طالبان پاکستان(TTP) می خواهیم چنین به مومنین نشان ندهند که در جبهه و صف آمریکا و غرب قرار گرفته اند و پاسکتان شاهد تولید جولانی دیگری در آن است.

کیا پاکستان میں ایک اور جولانی تیار کیا جا رہا ہے؟ القاعدہ کے خلاف تحریک طالبان پاکستان کا فتنہ انگیز فتویٰ

کیا پاکستان میں ایک اور جولانی تیار کیا جا رہا ہے؟ القاعدہ کے خلاف تحریک طالبان پاکستان کا فتنہ انگیز فتویٰ

بقلم: خالد سیف اللہ المسلول

یمن میں القاعدہ کے سابق رہنما کہتے ہیں: “دشمن کا مسئلہ صرف ہمارے قائدین کو نشانہ بنانا نہیں تھا، بلکہ اس سے بڑا مسئلہ جماعت کو منحرف کرنا تھا۔ وہ ہمارے بھائیوں کو قتل کرتے ہیں اور ہمارے درمیان ایک نیا گروہ داخل کرتے ہیں جو تنظیم کو اپنے ہاتھ میں لے کر اسے چلائے۔”

اس دشمن کی اس سازش کے ساتھ، ہم سب نے دیکھا کہ ترکی کی سیکولر اور مرتد حکومت کی خفیہ ایجنسیوں نے امریکہ اور برطانیہ کے ساتھ مل کر کس طرح ابو محمد الجولانی کو تیار کیا اور اسے شام کے جہاد اور انقلاب پر مسلط کیا، یہاں تک کہ شام کی موجودہ حکمرانی بھی اسے دے دی گئی، اور ایک اور عرب صہیونی، مزدور اور خائن کو مسلمانوں پر ’’جہاد‘‘ کے نام پر ایک نہایت حساس اسلامی سرزمین پر مسلط کیا۔ چنانچہ شروع ہی سے وہ دہشت گردی کے خلاف جنگ کے نعرے کے تحت، اور کھوکھلے بہانوں کے ساتھ اہلِ دعوت و جہاد اور امریکہ و مغرب کے مخالفین جیسے القاعدہ، حماس، جہادِ اسلامی وغیرہ سے لڑتا رہا، اور اپنی اس خیانت کو جواز دینے کے لیے غیر شرعی فتوے جاری کرتا رہا۔

اسی طرح تحریک طالبان پاکستان نے بھی ایک ایسا ہی اقدام کیا ہے، اور صرف اس وجہ سے کہ القاعدہ نے کچھ تحریریں نشر کیں جو انہیں ناگوار گزریں، انہوں نے ایک فتویٰ جاری کیا ہے جس میں اپنے علاقائی ارکان کو اجازت دی گئی ہے کہ ضرورت پڑنے پر قبائلی علاقوں میں القاعدہ کے ارکان کو قتل کر دیں۔

اگر القاعدہ کے کچھ افراد سوشل میڈیا میں تحریک طالبان پاکستان کے خلاف کوئی تنقید کریں، تو اس کا حکم القاعدہ کے ارکان کو قتل کرنا نہیں ہے، بلکہ صرف یہ ہے کہ ان سے دلیل و استدلال کے ساتھ گفتگو کی جائے۔

القاعدہ میں خوارج کے عقائد نہیں ہیں، حالانکہ خوارج نے جب تک مسلمانوں کو اسلحے سے قتل کرنا شروع نہیں کیا تھا، سیدنا علی رضی اللہ عنہ نے ان کے خلاف قتال نہیں کیا۔ حالانکہ یہی خوارج سیدنا علی رضی اللہ عنہ اور ہزاروں صحابۂ رسول ﷺ کو علانیہ کافر کہتے تھے۔

اس کے علاوہ، منافقین کے ساتھ بھی، جنہوں نے رسول اللہ ﷺ اور صحابہ کرام کے خلاف بے شمار شبہے اور ذہنی جنگ برپا کی تھی، قتال کا حکم نہیں دیا گیا بلکہ ان سے دلیل اور برہان کے ساتھ بات کی گئی۔

وزیرستان میں القاعدہ کے افراد نہ خوارج ہیں اور نہ منافقین، لہٰذا تحریک طالبان پاکستان کا یہ غیر شرعی فتویٰ صرف اہلِ دعوت و جہاد کے خلاف خیانت کی بو دیتا ہے اور امریکہ و مرتدین کے محاذ کی خدمت دکھاتا ہے۔

اگر القاعدہ کے ارکان مقالات لکھتے ہیں تو آپ بھی شرعی علم کے ساتھ ان کے مقابلے میں اس سے طویل مقالات لکھیں، نہ کہ یہ فتویٰ دیں کہ اگر وہ کچھ کہہ دیں تو انہیں قتل کر دو۔

ہم سب جانتے ہیں کہ القاعدہ نے ۲۰۱۴ کے بعد پاکستان میں کوئی علانیہ سرگرمی نہیں رکھی، اور تمام گروہوں سے ہر قسم کے ٹکراؤ سے پرہیز کیا۔ ان کی علانیہ سرگرمی یا تو صرف امریکہ کے خلاف جہاد کی دعوت اور اسی پر توجہ رہی، یا پھر وہ حافظ گل بہادر سے بیعت کر کے اتحاد المجاہدین پاکستان کی صف میں پاکستان کی کٹھ پتلی حکومت کے خلاف اور ہر قسم کی انحرافی داخلی جنگ سے دور سرگرم رہے۔

یہ کہ تحریک طالبان کے دارالافتاء نے کہا ہے کہ القاعدہ کو سخت نگرانی میں رکھا جائے، اور سوشل میڈیا میں کچھ لکھنے کے بہانے انہیں سازشی قرار دے کر ان کے قتل کو جائز کہا ہے؛ دراصل یہ خیانت کی بدبو اور امریکہ کے محاذ سے ہم آہنگی اور مغرب کو راضی کرنے کی کوشش ظاہر کرتا ہے۔

ہم تحریک طالبان پاکستان (TTP) سے مطالبہ کرتے ہیں کہ وہ مؤمنین کے سامنے ایسا تاثر پیدا نہ کریں کہ گویا وہ امریکہ اور مغرب کی صف میں کھڑے ہیں، اور پاکستان میں ایک اور جولانی کی پیدائش ہو رہی ہے۔

ایا یو بل جولاني په پاکستان کې په جوړېدو دی؟ د پاکستاني طالبانو فتنه‌انګیزه فتوا د القاعده سره د جګړې په اړه

ایا یو بل جولاني په پاکستان کې په جوړېدو دی؟ د پاکستاني طالبانو فتنه‌انګیزه فتوا د القاعده سره د جګړې په اړه

لیکوال: خالد سیف الله المسلول

د القاعده د یمن پخوانی مشر وايي:

«د دښمن موضوع یوازې زموږ د قوماندانانو هدف ګرځول نه وو؛ مسئله تر دې لویه وه، او هغه د جماعت منحرفول وو. زموږ وروڼه به  وژل او یوه نوې ډله زموږ منځ ته داخلول چې سازمان په لاس کې واخلي او اداره یې کړي.»

«د دښمن د دې توطئې تر څنګ، موږ ټولو ولیدل چې د ترکیې د سیکولر او مرتد حکومت استخباراتو د امریکا او انګلستان سره یو ځای څنګه ابومحمد الجولاني جوړ کړ او د سوریې پر جهاد او انقلاب یې مسلط کړ، تر دې چې د سوریې اوسنی واک هم ورته وسپارل شو، او یو بل عربي صهیونیست، مزدور او خاین یې د اسلامي نړۍ پر یوه له حساسو ټاټوبي د جهاد په نوم پر مسلمانانو مسلط کړ. داسې چې له لومړي سره یې د ترهګرۍ د مبارزې تر شعار لاندې او د بې‌اساسه پلمو په وسیله د اهل دعوت او اهل جهاد او د امریکا او لوېدیځ د مخالفینو لکه القاعده، حماس، جهاد اسلامي او نورو پر ضد جګړه کوله، او د خپلې خیانتکارۍ د توجیه لپاره یې غیرشرعي فتواوې ورکولې.»

«تحریک طالبان پاکستان هم په ورته کار لاس پورې کړی او یوازې د دې لپاره چې القاعده داسې مطالب خپاره کړي چې د دوی له خوښې سره برابر نه وو، یوه فتوا یې صادره کړې ده چې په هغه کې خپلو غړو ته په قبایلي سیمو کې اجازه ورکوي چې که اړتیا وي، د القاعده غړي ووژني.»

«که آن هم داسې وي چې د القاعده ځيني غړي په مجازي فضا کې د تحریک طالبان پاکستان پر ضد کوم نقد وکړي، نو حکم یې د القاعده د غړو وژل نه دي، بلکې یوازې له هغوی سره په دلیل او استدلال خبرې کول دي.»

«القاعده هغه عقاید نه لري چې خوارج یې لرل، خو خوارج تر هغه وخته چې په وسله یې د مسلمانانو وژنه نه وه پیل کړې، سیدنا علي رضي الله عنه ورسره جګړه ونه کړه. دا په داسې حال کې وه چې هماغه خوارج په ښکاره توګه سیدنا علي رضي الله عنه او زرګونه د رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه تکفیرول.»

«سربېره پر دې، له منافقینو سره هم، چې هغومره شبهې او رواني جګړه یې د رسول الله صلی الله علیه وسلم او نورو صحابه‌وو پر ضد رامنځته کړې وه، د هغوی سره د جګړې امر ونه شو، بلکې له هغوی سره په دلیل او برهان خبرې وشوې.»

«د وزیرستان القاعده ځواکونه نه خوارج دي او نه منافقین، نو د تحریک طالبان پاکستان غیر شرعي فتوا یوازې د اهل دعوت او جهاد پر ضد د خیانت بوی ورکوي او د امریکا او مرتدینو د جبهې خدمت ښکاره کیږي.»

«که د القاعده غړي مقالې لیکي، تاسې هم باید د شرعي علم پر بنسټ تر هغو اوږدې مقالې ولیکئ، نه دا چې فتوا ورکړئ چې که هغوی څه وویل، هغوی ووژنئ.

موږ ټول پوهېږو چې القاعده په  پاکستان کې له ۲۰۱۴ کال راهیسې کومه ښکاره فعاليت نه ده لرلې، او له هر ډول شخړې او اصطکاک څخه یې د ټولو ډلو سره ځان لیرې ساتلی دی. د دوی ښکاره فعالیت یا د امریکا پر ضد د جهاد تبلیغ او دعوت و، او یا د امریکا او د هغوی د کورنیو مزدورانو پر ضد د جهاد تمرکز. همدارنګه هغوی له حافظ ګل بهادر سره بیعت کړی او د پاکستان د لاسپوڅي حکومت په خلاف د اتحاد المجاهدین پاکستان په صف کې، پرته له هر ډول انحرافي داخلي جګړې، فعالیت کوي.»

«دا چې د تحریک طالبان دارالافتاء ویلي دي چې القاعده باید تر جدي څارنې لاندې وي، او د دې په پلمه چې دوی په مجازي فضا کې مطالب لیکي، هغوی توطئه‌ګر بللي او د هغوی وژنه یې جواز ګڼلې؛ په حقیقت کې د خیانت بد بوی او د امریکا د جبهې له همغږي او لویدیځ راضي کولو  ښکار کوي.»

«موږ له تحریک طالبان پاکستان (TTP) څخه غوښتنه کوو چې مؤمنینو ته دا ډول تصویر ور نه‌کړي چې ګواکې دوی د امریکا او لویدیځ په صف او جبهه کې ولاړ دي، او پاکستان د یو بل جولاني د تولید شاهد ګرځي.»

  بازی‌های کثیف دارالکفرها: هم‌پیمانی تاجیکستان و پاکستان برای محاصره امارت اسلامی به فرمان آمریکا

  بازی‌های کثیف دارالکفرها: هم‌پیمانی تاجیکستان و پاکستان برای محاصره امارت اسلامی به فرمان آمریکا

به قلم: فضل احمد هراتی

گزارش تازه از اسلام‌آباد نشان می‌دهد که دارالکفر تاجیکستان و دارالکفر پاکستان دوباره در یک «سناریوی از پیش‌نوشته‌شده» گردهم آمده‌اند؛

سناریویی که کارگردانش آمریکا است

و هدفش فشار بر امارت اسلامی افغانستان و نمایش یک محاصرهٔ ساختگی از سوی دشمنان اسلام.

امام‌علی صابرزاده، وزیر دفاع تاجیکستان، در سفر به شیطان‌آباد اسلام‌آباد با سردمداران پاکستان نشسته تا دربارهٔ «افزایش همکاری نظامی» و «هماهنگی امنیتی» صحبت کند؛

امور نظامی؟

امنیت منطقه‌ای؟

یا همان «بازی‌های زرگری» که همیشه برای خوش‌رقصی در برابر آمریکا اجرا می‌کنند؟

رسانه‌های پاکستانی با آب‌وتاب از توافق بر سر آموزش نظامی و مبارزه با تروریسم خبر می‌دهند؛در حالی‌که خودشان لانهٔ ترور، جاسوس، مزدور و فساد سیاسی هستند.

صابرزاده در دیدار با عاصم منیر – چهرهٔ بدنام ارتش پاکستان – بر همکاری بیشتر تأکید می‌کند؛و منیر هم طبق عادت همیشه‌گی، شعار «ثبات منطقه‌ای» سر می‌دهد.

ثبات؟

آری… ثباتِ ظلم، اشغال و نوکری برای آمریکا.

نقشهٔ آمریکایی برای فشار روانی بر امارت اسلامی از کانال کشورهای سکولار پاکستان و تاجیکستان

نقشهٔ آمریکایی برای فشار روانی بر امارت اسلامی از کانال کشورهای سکولار پاکستان و تاجیکستان

به قلم: ابومحمود کندزی

امروز کشورهای سکولار تاجیکستان و پاکستان با هماهنگی کامل در حال اجرای نمایش جدیدی هستند؛نمایشی که بر اساس آن باید به امارت اسلامی چنین القا شود که:

«دور و بر شما همهٔ کشورها متحد شده‌اند، پس دست از استقلال‌طلبی بردارید.»

اما این فقط یک توطئهٔ پوشالی است؛چون این کشورها نه توانِ جنگ دارند، نه استقلالِ سیاسی، نه حمایت مردمی.

تمام پشتوانه‌شان چند دستور از سفارت آمریکا و چند دلار از میز پنتاگون است.