تاریخ جنایات کفار سکولار در حق امت اسلامی را بشناسید. قتل عام اینگوش. جنایتی بدون مرور زمان(۲)

تاریخ جنایات کفار سکولار در حق امت اسلامی را بشناسید. قتل عام اینگوش. جنایتی بدون مرور زمان(۲)

از خاطرات ساکن اینگوشتیا، آ.-م. گاتیف

ترجمه: کارزان شکاک

شواهد زیادی، چه شهادت شهود و چه عکس و فیلم، وجود دارد که جنایات اوستیایی‌ها را اثبات می‌کند.

در جریان تحقیقات جنایی در مورد وقایع سال ۱۹۹۲، گزارش‌های معاینه اجساد و معاینات پزشکی قانونی، مرگ ۱۵ کودک خردسال را تأیید کرد (این فقط مربوط به اجساد کودکانی است که توسط متخصصان پزشکی قانونی معاینه و تحت معاینه قرار گرفته‌اند؛ در مجموع، تقریباً ۵۰ کودک توسط اوستیایی‌ها کشته شده‌اند و اجساد آنها بدون هیچ گونه رویه تحقیقاتی توسط بستگانشان دفن شده است).

گزارش‌های معاینه اجساد نشان می‌دهد که شکم‌های پاره شده، اندام‌های قطع شده، آثار سوختگی ناشی از چراغ جوشکاری و سیگار، مفاصل قطع شده، چشمان از حدقه درآمده، گوش‌های قطع شده، زنده زنده با لاستیک ماشین سوزانده شده و غیره. طبق گزارش‌های معاینه اجساد کودکان A.K. Akhriev، متولد ۱۹۸۹، L.M. Yandiev، متولد ۱۹۸۷، و S.V. گادابورشف، متولد ۱۹۸۶ (به ترتیب ۳، ۵ و ۶ ساله) و گزارش‌های پزشکی قانونی شماره ۹۲/۲۱۲، ۹۲/۳۶۷ و ۹۲/۳۶۸، اجساد این کودکان توسط حیوانات (خوک‌ها) جویده شده بود. آخیریف در حالی که توسط حیوانات خورده می‌شد (یعنی زنده زنده پرتاب شد تا توسط خوک‌ها بلعیده شود) بر اثر خونریزی درگذشت، در حالی که یاندیف و گادابورشف ابتدا کشته و سپس پرتاب شدند تا توسط خوک‌ها بلعیده شوند. این حقایق توسط مدارک پرونده جنایی تأیید شده است.

کافی است به عکس‌های اجساد آورده شده به نازران نگاه کنید تا بفهمید این موجودات غیرانسانی چه کرده‌اند.

این مستند موجود است. دو زن روایت می‌کنند که چگونه اوستیایی‌ها به دختران اینگوش تجاوز کردند.

اینگوشی‌ها هرگز تصور نمی‌کردند که چنین کاری با مردم انجام شود و حتی نمی‌توانستند از اوستیایی‌ها انتظار داشته باشند، بنابراین آنچه در آن روزها دیدند بسیاری را شوکه کرد.

ارتش روسیه به قتل عام اینگوش در منطقه پریگورودنی پیوست. روس‌ها تانک‌ها و توپخانه‌ها را به سمت روستاهای غیرمسلح اینگوش شلیک کردند. باندهای اوستیایی که توسط مسکو مسلح شده بودند، به همراه ارتش روسیه، پاکسازی قومی گسترده‌ای را در روستاهای اینگوش در حومه بورو (به اصطلاح “ولادی‌قفقاز” که در آن زمان “اوردژونیکیدزه” نامیده می‌شد) انجام دادند. فیلم مستند را ببینید.

برای شنیدن مستقیم از قربانیان نسل‌کشی که در آن روزها چه اتفاقی افتاده است عکس و کلیپ و فیلمها و شواهد ویدئویی را در فضای مجازی دنبال کنید.

در آن زمان بود که برای اولین بار اخبار مدرسه شماره ۱ در بسلان منتشر شد، که در سال ۲۰۰۴ در طول جنگ دوم روسیه و چچن، زمانی که باندهای پوتین صدها کودک اوستیایی را با شعله‌افکن و تانک قتل عام کردند، به شهرت جهانی رسید.

این مدرسه همچنین اسرار شوم دیگری را پنهان می‌کند که رسانه‌های روسی و بین‌المللی، کرملین و مقامات اوستیای شمالی در مورد آنها سکوت کرده‌اند.

تاریخ خونین مدرسه بسلان نه در سال ۲۰۰۴، بلکه خیلی زودتر، در سال ۱۹۹۲ آغاز شد. اولین گروگان‌هایی که در همان سالن ورزشی نگهداری می‌شدند، اوستیایی نبودند، بلکه اینگوشی بودند.

یک روایت مستند از وحشت اردوگاه کار اجباری اینگوش، که در مدرسه شماره ۱ بسلان واقع شده بود، در نشریه اینگوشتی Ingushetia.ru توسط یک شاهد زنده آن وقایع، زندانی سابق آن اردوگاه کار اجباری، روایت شده است.

مدرسه شماره ۱ بسلان، اردوگاه کار اجباری اینگوشی در پاییز ۱۹۹۲ بود.

این داستان یک زندانی اردوگاه کار اجباری روسی-اوستیایی در مدرسه شماره ۱ بسلان، بشیر ایزمائیلوف، متولد ۱۹۷۵ و اهل گروزنی (که اکنون جوخار نام دارد) است.

من از اول تا ششم نوامبر ۱۹۹۲ در سالن ورزشی مدرسه شماره ۱ بسلان توسط اوستیایی‌ها گروگان گرفته شدم. در آن زمان ۱۷ ساله بودم و هرگز آن وقایع را فراموش نخواهم کرد.

من در گروزنی متولد و بزرگ شدم. پدرم وقتی ۱۲ ساله بودم فوت کرد و مادرم من و دو برادرم را به تنهایی بزرگ کرد. من در سال ۱۹۹۲ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم. مادرم مرا به نالچیک فرستاد تا با پسرعمویش زندگی کنم تا او بتواند به من در ورود به دانشگاه کمک کند.

وحدت فقهی نزد ا.ا.افغانستان و پیروی از مذهب امام ابوحنیفه رحمه‌الله در افغانستان

وحدت فقهی نزد ا.ا.افغانستان و پیروی از مذهب امام ابوحنیفه رحمه‌الله در افغانستان

به قلم: ابومحمود کندزی

الله جل جلاله در قرآن عظیم‌الشأن می‌فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا (آل عمران/ ۱۰۳) همگی به ریسمان الله چنگ زنید و پراکنده نشوید.

ابن مسعود رضی الله عنه می گوید منظور از ریسمان الله «جماعت» است.

ابن عمر رضی الله عنهما روایت می کند که و رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إنَّ اللَّهَ لا يجمعُ أمَّتي – أو قالَ : أمَّةَ محمَّدٍ صلَّى اللَّهُ علَيهِ وسلَّمَ – علَى ضلالةٍ ويدُ اللَّهِ معَ الجماعةِ ، ومَن شذَّ شذَّ إلى النَّارِ (صحیح ترمذی۲۱۶۷) خداوند ﻷ امتم. یا فرمود: امت محمد صلی الله علیه وسلم را بر ضلالت و گمراهی جمع نخواهد کرد.و دست یاری خدا با جماعت است و هرکس از راه جماعت سرپیچی کند و تک‌روی را انتخاب نماید، در حقیقت راه آتش را در پیش گرفته است. (و اگر در این حال جان بسپارد و چشم از این جهان فرو بندد، در آتش سوزان دوزخ انداخته خواهد شد).

امارت اسلامی افغانستان که به فضل الهی بر اساس فقه و مذهب امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله نظام خود را استوار کرده است، از همه مسلمانان حنفی مذهب در افغانستان می‌خواهد که اگر اهل علم هستند وارد شورای علما شوند و آراء فقهی خود را در این شورا مطرح کنند و از اختلاف، چند مذهبی و دعوت به آراء مختلف فقهی در میان عوام که مسلمین را چند دسته و متفرق می کند و در برابر هم قرار می دهد و مسلمین را به مسلمین مشغول می کند خودداری نمایند.

امام ابوحنیفه رحمه‌الله، بزرگ‌ترین امام اهل سنت است که بیش از هزار سال است اکثریت مطلق مسلمانان افغانستان، آسیای میانه، هند و ترکستان بر مذهب او عمل می‌کنند. علمای امت نیز جهت جلوگیری از تولید مذاهب مختلف همواره تأکید کرده‌اند که هر مسلمان باید در سرزمین خود بر اساس ادله الفقه همان مذهبی عمل کند که اهل آن دیار بر آن هستند، تا مسلمین در مسیر وحدت حرکت کنند و این مسیر مبارک محفوظ بماند و بیشتر از این بین مسلمین اختلاف به وجود نیاید.

بزرگان ما حتی اگر وارد سرزمینی می شدند که فقه اسلامی دیگری مخالف فقه آنها رایج است بر اساس فقه آن سرزمین عمل می کردند چنان‌که امام شافعی رحمه‌الله فرمود: اذا كنتُ في العراق أفتيتُ بقول أهل العراق، واذا كنتُ في مصر أفتيتُ بقول أهل مصر. هرگاه در عراق بودم، بر فقه اهل عراق (یعنی فقه ابوحنیفه) فتوا می‌دادم، و وقتی در مصر بودم، بر فقه اهل مصر عمل می‌کردم.

بنابراین، در سرزمین افغانستان که از دیر زمان فقه امام ابوحنیفه رحمه‌الله رواج دارد و امارت اسلامی بر همین منهج مبارک حکم می‌راند، بر همه لازم است که از دعوت به افکار تفرقه انگیز واحزاب و گروههای فکری دیگر خودداری کنند و اگر فکر و اجتهادی دارند آنرا در شورای علما مطرح کنند.

کسانی که به نام‌های حزب التحریری، سلفی، اخوانی،  یا پنجم پیری در صدد نشر آراء خاص و ایجاد چند حزبی در میان عوام مسلمین افغانستان هستند، باید بدانند که این کار نه‌تنها وحدت اسلامی مردم افغانستان را می‌شکند و آنها را به خاطر مساپل ریز فقهی مطرح شده متفرق می کند و در برابر هم قرار می دهد، بلکه بر خلاف مصالح اسلام و خواست الله جل جلاله و رسول‌الله صلی الله علیه وسلم است . چرا؟ چون به عنوان مثال :

  • الله جل جلاله می فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْض ٍ[التوبة/ ۷۱]و مردان و زنان با ايمان سرپرستان و اولیا و دوستان يكديگرند.
  • رسول الله صلی الله عليه وسلم نیز مي فرمايد: “مثل المسلمين في توادهم وتعاطفهم وتراحمهم كالجسد الواحد إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمى”[اخرجه مسلم]«مثل مسلمان در علاقه عاطفه و ترحم شان به همديگر، همانند جسدي ميماند كه هرگاه عضوي از آن به درد آيد ساير اعضاي بدن در تب و بي خوابي با آن همراهي مي كنند.» و همچنين مي فرما‌يد:”المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضًا وشبك بين أصابعه صلى الله عليه وسلم” [اخرجه مسلم]«رابطه مسلمان با مسلمان چون ساختماني است كه برخي، برخي ديگر را محكم مي سازد. سپس آن حضرت صلي الله عليه وسلم انگشت هاي خود را به همديگر چسباندند.»

در برابر این آیات قرآن و احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم، اگر مسلمین به خاطر مسایل ریز فقهی روبروی هم قرار گیرند و متفرق شوند هرگز در برابر دشمنان کافر خارجی و سایر ظالمین یاران و سرپرستان و پشتیبانان هم نمی شوند.

به همین دلیل است که امارت اسلامی افغانستان از همه مسلمانان حنفی مذهب افغانستان می‌خواهد که در سایه شورا، برادری و پیروی از ادله الفقه امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله بر مسیر صحیح حرکت وحدت اسلامی واقعی باقی بمانند، تا نعمت امنیت، عدالت و شریعت در این سرزمین پایدار بماند.

تاریخ جنایات کفار سکولار در حق امت اسلامی را بشناسید. قتل عام مسلمین اینگوش (۱)

تاریخ جنایات کفار سکولار در حق امت اسلامی را بشناسید. قتل عام مسلمین اینگوش (۱)

از خاطرات ساکن اینگوشتیا، آ.-م. گاتیف

ترجمه: کارزان شکاک

در اواخر اکتبر ۱۹۹۲، روس‌ها و اوستیایی‌ها قتل عام مردم اینگوش را که در روستاهای تاریخی خود زندگی می‌کردند، اما به دستور مسکو، بخشی از اوستیای شمالی بودند، ترتیب دادند.

همه چیز از ۲۰ اکتبر ۱۹۹۲ آغاز شد، زمانی که پلیس اوستیایی عمداً با یک نفربر زرهی یک دختر ۱۳ ساله اینگوشی را زیر گرفت. هنوز کسی به خاطر این جنایت مجازات نشده است.

در ۲۲ اکتبر، اجساد دو نفر از مردم اینگوش در منطقه پریگورودنی کشف شد. یک افسر پلیس راهنمایی و رانندگی اوستیای شمالی به اتهام قتل بازداشت شد و… توسط دادستان جمهوری تحت فشار جمعی از اوستیایی‌ها آزاد شد.

نام قاتلان مشخص بود، شاهدان جنایت وجود داشتند و تا به امروز، هیچ کس به خاطر این قتل‌ها که در زمان صلح انجام شده بود، مجازات نشده است.

این امر منجر به اولین درگیری‌های مسلحانه بین افسران پلیس اوستیایی و گروهی از جوانان اینگوش شد. اوستیایی‌ها از قبل توسط ارتش روسیه، از جمله نفربرهای زرهی و سلاح‌های کالیبر بزرگ، مسلح شده بودند. آنها با حمایت روسیه، شروع به گلوله باران محله‌های اینگوش در ناحیه پریگورودنی اوستیای شمالی کردند.

در ۲۹ و ۳۰ اکتبر، ده‌ها کودک، زن و سالمند اینگوشی توسط اوستیایی‌ها گروگان گرفته شده و به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیدند. شواهدی از عیاشی‌های خونین اوستیایی‌ها و روس‌ها و انداختن کودکان اینگوشی برای خوردن توسط خوک‌های گرسنه در مقابل مادرانشان، به دست آمده است. این داستان نیست؛ اینها حقایق واقعی هستند که جوهر دودایف زمانی در یک کنفرانس مطبوعاتی ویژه فاش کرد.

گریگوری خیزا، معاون نخست وزیر وقت فدراسیون روسیه، که به اوستیا رسید، دستور اختصاص ۶۴۲ قبضه سلاح سبک اضافی (تفنگ تهاجمی، مسلسل، نارنجک‌انداز) و ۱۸ خودروی جنگی پیاده نظام به شبه‌نظامیان اوستیایی را صادر کرد.

در عوض، سرگئی شویگو، وزیر وقت موقعیت‌های اضطراری، ۵۷ تانک T-۷۲ به همراه خدمه ارتش به اوستیایی‌ها اهدا کرد. این تانک‌ها به وزارت امور داخلی اوستیا که افسرانش حتی قبل از درگیری مسلحانه با مصونیت از مجازات، اینگوش‌ها را می‌کشتند، اختصاص داده نشده بودند، بلکه به باندهای آشکار قاتلان خونخوار اختصاص داده شده بودند.

در ۱ نوامبر ۱۹۹۲، حملات توپخانه‌ای گسترده به روستاهای پرجمعیت اینگوش در منطقه پریگورودنی آغاز شد.

در همان روز، ساعت ۴ بعد از ظهر، نمایندگان طرفین در مقر لشکر نوزدهم تفنگداران موتوری ملاقات کردند و به توافق آتش‌بس رسیدند. طرف اینگوشی موافقت کرد که سلاح‌ها و تجهیزات نظامی به غنیمت گرفته شده از سربازان روسی را تحویل دهد.

با این حال، علیرغم توافق…

در ۲ نوامبر، واحدهای هوابرد روسیه وارد منطقه پریگورودنی شدند. پس از آنها، روستاهای ساکن اینگوش نه توسط واحدهای وزارت کشور روسیه، بلکه توسط واحدهای موسوم به “گارد جمهوری” اوستیای شمالی، باندهای اوستیایی و شبه‌نظامیان اوستیای جنوبی اشغال شدند.

طبق آمار به وضوح کم اعلام شده تحقیقات رسمی روسیه، ۵۴۶ نفر در جریان درگیری مسلحانه کشته شدند. از این تعداد، ۴۰۷ نفر اینگوشی و ۱۰۵ نفر اوستیایی بودند. در میان کشته‌شدگان ۴۱ زن (۳۳ اینگوشی، ۵ اوستیایی)، ۱۲ کودک زیر ۱۵ سال (همه در سمت اینگوشی) و ۴۹ نفر بالای ۶۰ سال (۴۲ اینگوشی، ۷ اوستیایی) بودند. سرنوشت تقریباً ۳۰۰ اینگوشی دیگر تا به امروز ناشناخته مانده است. در واقع، اوستیایی‌ها حداقل ۵۰ کودک اینگوشی را کشتند و این کار را به طرز بسیار وحشیانه‌ای انجام دادند.

در واقع، کفار روس، پس از تصرف روستاهای اینگوش، آنها را به اوستیایی‌ها که منتظر همین بودند، واگذار کردند. روس‌ها کشتند، اوستیایی‌ها گروگان گرفتند، وحشیانه شکنجه کردند، اعضای بدن افراد زنده را بریدند، به زنان تجاوز کردند و سپس آنها را کشتند.

ضعف موضع‌گیری امارت اسلامی در برابر توطئه‌های امریکا و پاکستان

ضعف موضع‌گیری امارت اسلامی در برابر توطئه‌های امریکا و پاکستان

کاتب: فضل احمد هراتی

اظهارات سخنگوی امارت اسلامی افغانستان، مولوی ذبیح الله مجاهد، مبنی بر اینکه «پاکستان با بمباران خاک افغانستان و بی‌حرمتی به کابل در واقع زمینه را برای بازگشت امریکا به بگرام فراهم می‌کند»، نشان‌دهنده یک موضع ضعف و انفعال است.

این نوع بیان، در حقیقت دست دشمن را بازتر می‌کند و نشان می‌دهد که امارت اسلامی به جای مقابله قاطع با تجاوز پاکستان و حفظ حریم افغانستان، تنها بر پیامدهای اقدام دشمن تمرکز کرده است. چنین رویکردی، همان چیزی است که دشمنان از آن بهره می‌برند تا نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند.

قرآن کریم درباره کسانی که اجازه می‌دهند دشمن بر مسلمانان مسلط شود هشدار داده است: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/ ۱۳۹)

یعنی ایمان واقعی اقتضا می‌کند که مسلمانان قاطع و نیرومند در مقابل دشمن باشند و اجازه ندهند شرایط به ضرر امت اسلام رقم بخورد.

بنابراین، بیان امارت اسلامی در قالب «زمینه‌سازی پاکستان برای بازگشت امریکا» نه تنها ضعف را نشان می‌دهد، بلکه به دشمن این امکان را می‌دهد که افکار عمومی و قدرت تحلیلی مردم را تحت تأثیر قرار دهد. موضع‌گیری امارت اسلامی باید فعال، قاطع و بازدارنده باشد تا هیچ یک از دشمنان، فرصت پیشبرد اهداف شوم خود را پیدا نکنند.

د امارت اسلامي د موقف کمزوري: د امريکا او پاکستان دسيسې په وړاندې بې عمله چلند

د امارت اسلامي د موقف کمزوري: د امريکا او پاکستان دسيسې په وړاندې بې عمله چلند

د امارت اسلامي د افغانستان وياند، مولوي ذبيح الله مجاهد، ويلي چې «پاکستان د افغانستان خاوره بمبارد کوي او کابل ته بې حرمتي کوي، په حقيقت کې د امريکا د بګرام د بيرته راتګ زمینه برابروي»، دا څرګندونه د ضعف او بې عملۍ واضح نښه ده.

دا ډول بيان په حقيقت کې د دښمن لاسونه نور هم پرانیزي او ښيي چې امارت اسلامي پر دې تمرکز کړی چې د دښمن د عمل پايلې تشريح کړي، نه پر دې چې په قاطعانه توګه د پاکستان تجاوز وځپي او د افغانستان حريم وساتي. دا چلند هغه څه دي چې دښمن له دې څخه ګټه اخلي څو خپل نفوذ په افغانستان کې زيات کړي.

قرآن کریم د هغو کسانو په اړه چې اجازه ورکوي دښمن پر مسلمانانو غالب شي، هشدار ورکوي:

﴿وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾ [آل عمران: ۱۳۹]

يعنې رښتینی ايمان غوښتنه کوي چې مسلمانان د دښمن په وړاندې قوي او قاطع وي او اجازه ورنه کړي چې حالات د امت اسلام پر زيان بدل شي.

نو ځکه، د امارت اسلامي دا بيان چې «پاکستان د امريکا بيرته راتګ زمینه برابروي»، نه یوازې د ضعف نښه ده، بلکه دښمن ته دا فرصت ورکوي چې د خلکو افکار او ځواکمن تحلیل تر اغيز لاندې راولي. د امارت اسلامي موقف بايد فعاله، قاطعه او مخنيوي کوونکی وي، څو د دښمن هېڅ فرصت پاتې نه شي چې خپلې شومې موخې پلي کړي.

پاکستان و امارت اسلامی؛ تجربه تلخ وابستگی و بیداری امت

پاکستان و امارت اسلامی؛ تجربه تلخ وابستگی و بیداری امت

به قلم: ابومحمود کندزی

پاکستان در برابر امارت اسلامی افغانستان، همان نقشی را ایفا می‌کند که اسرائیل در میان امت اسلامی دارد؛ نظامی ساخته و پرداختهٔ بیگانگان، که سیاست و امنیتش بر مدار منافع واشنگتن و لندن و آل سعود می‌چرخد.

این واقعیت امروز بر هیچ اهل بصیرتی پوشیده نیست که حکومت نظامی و استخباراتی پاکستان نه بر اساس خواست ملت مسلمان آن کشور، بلکه بر اساس دستور مستقیم غرب عمل می‌کند. آنان، همان‌گونه که اسرائیل را مأمور سرکوب مجاهدین فلسطین کردند، پاکستان را نیز مأمور فشار بر امارت اسلامی و ملت افغانستان ساخته‌اند.

اما باید دانست که امارت اسلامی افغانستان امروز به هیچ وجه در امور داخلی آن کشور دخالت ندارد. ملت افغانستان تصمیم خود را گرفته و از وابستگی و دسیسه‌های استخباراتی عبور کرده است. برادران ما در پاکستان نیز باید بدانند که نجات، در پیروی از اسلام و استقلال از غرب و جهاد تا نابودی مزدوران حاکم در پاکستان است

نظام مزدور اسلام‌آباد، با سیاست‌های دوگانه‌اش، هم به مردم خود ظلم می‌کند و هم با دستان خون‌آلود، جنگ و ناامنی را بر امت اسلامی تحمیل می‌نماید. اما تاریخ گواه است که امت اسلام همیشه در برابر مزدوران غرب ایستاده است و روزی فرا خواهد رسید که ملت‌های منطقه، همان‌گونه که از اشغالگران رهایی یافتند، از چنگال نفاق و سیاست‌های استعماری پاکستان نیز آزاد خواهند شد.

پاکستان او د افغانستان اسلامي امارت؛ د وابستګۍ تریخ حقیقت او د امت بیداري

 پاکستان او د افغانستان اسلامي امارت؛ د وابستګۍ تریخ حقیقت او د امت بیداري

پاکستان د افغانستان د اسلامي امارت په وړاندې هماغه رول لوبوي لکه څنګه چې اسرائیل د اسلامي امت په منځ کې لوبوي؛ یو نظام چې د کافر غرب په لاس جوړ شوی، او سیاست او امنیت یې د واشنګټن او لندن د ګټو تر سیوري لاندې څرخي.

نن دا خبره د هر بصیر مسلمان نه پټه ده چې د پاکستان نظامي او استخباراتي واکمنان د خپل ولس په اراده نه، بلکې د امریکا او انګلیس په امر عمل کوي. لکه څنګه چې اسرائیل د فلسطین د مجاهدینو د ځپلو لپاره جوړ شو، همداسې پاکستان د امارت اسلامي او د افغان ملت د فشار لپاره یو وسیله ګرځېدلی دی.

خو باید وویل شي چې اسلامي امارت د پاکستان په کورنیو چارو کې هېڅ مداخله نه لري. د افغانستان ملت خپله پرېکړه کړې ده، او له دسیسو او استخباراتي لوبو څخه تېر شوی دی. زموږ د پاکستان مسلمان وروڼه باید پوه شي چې نجات او عزت په اسلام او خپلواکۍ کې دی، نه په دې چې د امریکا مزدور پاتې شي او د خپلو ګاونډیو مسلمانانو پر ضد جګړې ته لمن ووهي.

د اسلام‌آباد مزدور نظام، په خپلو دوه مخیو سیاستونو سره، هم خپل ولس ته ظلم کوي او هم د امت په منځ کې د جګړې او وینو سیلابونه را بهوي. خو تاریخ شاهد دی چې اسلامي امت به هېڅکله د غرب د مزدورانو تر سیوري لاندې نه پاتې کېږي. هغه ورځ به راځي چې د سیمې ولسونه به، لکه د اشغالګرو له منګولو، د پاکستان له منافقانه سیاستونو څخه هم ازادي ومومي.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ پیام عزت، استقلال و ایمان

 دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ پیام عزت، استقلال و ایمان

به قلم: محمد اسامه

خلیفه سراج‌الدین حقانی، وزیر امور داخله امارت اسلامی، در نشست رسمی وزارت، سخنانی ایراد کردند که بازتاب روح ایمان، جهاد و غیرت افغان‌ها بود.

ایشان با تأکید بر سیاست روشن امارت اسلامی گفتند:هیچ‌کس از خاک افغانستان تهدید نخواهد شد، اما اگر کسی به این خاک مقدس حمله کند، مسئولیت عواقب آن به دوش همان طرف خواهد بود.

این سخن یادآور تاریخ درخشان ملت مجاهد افغانستان است؛ ملتی که در برابر تجاوز شوروی، ناتو و آمریکا با ایمان و فداکاری ایستاد، و نشان داد که ایمان قوی‌تر از هر سلاح و قدرتی است.

خلیفه حقانی در ادامه با اشاره به اظهارات برخی مقامات پاکستانی گفتند: «برای هر کس منفعت وطنش مهم است؛ همان‌گونه که شما وطن خود را عزیز می‌دانید، ما نیز این خاک را مقدس می‌شماریم و اجازه هیچ‌گونه توطئه و مداخله را نخواهیم داد.»

امارت اسلامی افغانستان، نه میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای است و نه ابزار دست بیگانگان؛ بلکه سنگر ایمان، جهاد و استقلال امت محمدی صلی الله علیه وسلم است.

و هر کسی که بخواهد در این خاک فتنه برپا کند، همان پاسخ را خواهد گرفت که شوروی، آمریکا و ناتو گرفتند.

به رهبری عمر ثالث رحمه الله، امارت اسلامی پرچم عزت و عدالت اسلامی را برافراشته و تا آخرین نفس در راه الله ایستاده است.

جنایت خونین در سودان؛ دستان امارات و آمریکا آغشته به خون ملت مظلوم الفاشر

جنایت خونین در سودان؛ دستان امارات و آمریکا آغشته به خون ملت مظلوم الفاشر

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

باز هم خون بی‌گناهان بر زمین ریخت، و باز هم سکوت مرگ‌بار جهان اسلام در برابر جنایتکارانی که خود را “دوست امت اسلامی” می‌نامند. در شهر الفاشرِ سودان، نیروهای موسوم به «قوات الدعم السریع» تحت فرمان حمیدتی، در کمتر از چند ساعت بیش از دو هزار انسان را قتل‌عام کردند. خون مردم در خیابان‌ها جاری شد، تا آن‌جا که لکه‌های خون در تصاویر ماهواره‌ای قابل مشاهده است — فاجعه‌ای که تاریخ آن را هرگز فراموش نخواهد کرد.

اما پرسش اینجاست: چه کسانی پشت این جنایت‌اند؟

آیا حمیدتی بدون پشتیبانی بن‌زاید خبیث، امارات و اربابان آمریکایی‌اش می‌توانست چنین جنایتی مرتکب شود؟

همان دستانی که در یمن، لیبیا و فلسطین خون مسلمانان را ریختند، امروز در سودان مشغول نسل‌کشی‌اند.

ای بن‌زاید!

با پول و حمایت تو، مزدورانی چون حمیدتی مردم مسلمان را قتل‌عام می‌کنند، و تو در برابر جهان با چهره‌ای فریب‌کارانه از “صلح و پیشرفت” سخن می‌گویی!

اما چگونه از اماراتی که در آغوش اسرائیل خفته، انتظار دلسوزی برای قدس و امت اسلامی می‌رود؟

خون الفاشر گواهی است بر چهره واقعی محور کفر و فساد — محور واشنگتن، ابوظبی و تل‌آویو.

پیام دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به خانواده‌های آسیب‌دیده از زلزله در ولایات شمال کشور

پیام دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به خانواده‌های آسیب‌دیده از زلزله در ولایات شمال کشور

بسم الله الرحمن الرحیم

امارت اسلامی دارالاسلام افغانستان با اندوه فراوان از حادثه دردناک زلزله در ولایات شمال کشور، که سبب جان‌باختن و زخمی‌شدن شماری از هم‌وطنان مسلمان ما گردیده است، آگاه شد.

رهبری امارت اسلامی ضمن عرض تسلیت و همدردی عمیق با خانواده‌های داغدار، برای جان‌باختگان این رویداد از درگاه الله متعال رحمت و مغفرت، و برای مجروحان شفای عاجل مسئلت می‌نماید.

امارت اسلامی به تمام نهادهای دولتی، وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث، وزارت داخله و دفاع، و سایر ارگان‌های مربوط هدایت داده است تا در اسرع وقت به کمک متضررین بشتابند و تمام امکانات ممکن را برای امداد، اسکان موقت، و تأمین مواد اولیه مورد نیاز آنان بسیج نمایند.

همچنین از تاجران، خیرخواهان و نهادهای امدادرسان اسلامی در داخل و خارج کشور دعوت می‌شود تا با احساس مسئولیت اسلامی و انسانی، در یاری برادران و خواهران آسیب‌دیده ما سهم بگیرند.

امارت اسلامی دارالاسلام افغانستان در کنار ملت مسلمان و مجاهد خود ایستاده است و هرگز آنان را در لحظات سخت تنها نخواهد گذاشت.

إنا لله و إنا إلیه راجعون

دفتر سخنگوی امارت اسلامی دارالاسلام افغانستان