جماعت زرقاوی (داعش) در برابر منهج القاعده

جماعت زرقاوی (داعش) در برابر منهج القاعده

به قلم: محمد اسامه

اسامه بن لادن که ادامه دهنده مسیر اخوان المسلمین با تفکرات سید قطب است از سوی تمام فرقه های جهادی مورد توجه است که یکی از آنها فرقه ی نجدی دوله است، اما لازم است بدانیم که این فرقه واقعاً در همان مسیر شیخ اسامه درحرکت است؟

شیخ اسامه بن لادن تقبله الله می گوید: فلابد من مراعاة الدقة في الكلمات والإصدارات حتى لا نثبت في أذهان المسلمين بعض ما اتهمنا الأعداء به من أننا متوحشون مستبدون نستلذ بسفك الدماء (توجیهات لترشید العمل الاعلامی) ما مجاهدان باید در گفته ها و بیانات و کلیپ هایی که صادر می کنیم نهایت دقت را به خرج دهیم تا آنچه را که دشمنان ما را به آن متهم می کنند در ذهن مسلمانان به ثبوت نرسد که ما خود رای و مستبد و وحشی هستیم و از ریختن خون لذت می بریم.

اما در اعلامی جماعت دوله (داعش) ذبح و تشدد و خونریزی و نهایت استبداد وحشی گری است که کفار از ان می توانند سو استفاده کنند  و جنون و وحشی گری موج میزند و در اعلامی دوله هیچ ملاحظه ای وجود ندارد.

شیخ عطیه الله تقبله الله می فرماید:نؤكِّدُ على تبرُّئنا الكاملِ مِن أيِّ عملياتٍ تستهدفُ المسلمينَ سواءٌ في مساجدِهم أو أسواقِهم وطرقاتِهم أو تجمّعاتِهم, وأنّ تنظيمَ قاعدةِ الجهادِ مُمثّلاً في قيادتِه وعبرَ بياناتِه وعبرَ متحدثيه قد أكّدَ هذا الأمرَ مِرارًا, وبيّنّا هذا الأمرَ من منهجنا وطريقِنا ودعوتِنا . ما برائت خود از هر عملیاتی که مسلمین را هدف قرار می‌دهد اعلام می‌کنیم و عملیات در مساجد مسلمین، بازارها، راه‌ها و تجمعات آنها تفاوتی ندارد … این است منهج ما، این است طریق و دعوت ما…

شیخ عطیه الله اللیبی به این موضوع تاکید می کند ، وی فردی است که مورد تایید شیخ اسامه رحمه الله است، همین بیانات رسا را شیخ اسامه تقبله الله چندین بار انجام داده اند، و حتی شیخ ایمن ظواهری نامه به ابومصعب زرقاوی می نویسد و از انفجار و قتال در مساجد و بازارها نهی می کند، قطعا آن انامه مورد تایید شیخ اسامه بوده است، زیرا در آن زمان شیخ ایمن نائب شیخ اسامه بوده و به دستور وی این کار را کرده است.

حال فرقه نجدی دوله را با منهج اصیل جهاد اسلامی و سفارش بزرگان قیاس کنیم:

  • انفجارها در مساجد از طرف فرقه نجدی دوله قابل شمارش نیست، انقدری که فرقه نجدی دوله مساجد را از بین برد ، اسرائیل و آمریکا از بین نبرده است!!
  • انفجارها در بازارهای مسلمین توسط فرقه نجدی دوله قابل شمارش نیست ، همان مسیر زرقاوی را ادامه داده اند و هزاران مسلمان  با این عملیات ها جان خود را از دست داده اند، به راستی این خدمتی بس عظیم به آمریکا و تمام کفار سکولار جهانی و محلی نیست؟! این اقدامات بی شک در مسیر خشنودی آمریکا و  طواغیت است، چه کافری بدش بیاید که یک احمق جاهل مسجدی از مساجد مسلمین را منفجر کند؟

این مسیری که فرقه دوله آن را طی می کند در واقع همان مسیری است که ابومصعب زرقاوی نشان داده است و مناسب این است که بگوئیم جماعت زرقاوی نه دوله (داعش).

صحیفه ای غیر از قرآن

صحیفه ای غیر از قرآن

 به قلم: خالد هورامی

عده ای بر این باور شدند که به اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم صحیفه ای غیر از قرآن داده شده است و غلات(منافقین داخلی) نیز از این مسأله همچون سایر مسائل سوء استفاده های خود را جهت بی اعتبار کردن قرآن در میان مسلمین نمودند و از خود شروع به یاوه گوئی و دریده گوئی های رایج غلات نمودند .

در زیر به روایتهائی اشاره می شود که نشان می دهد ریشه ی این نگرش نیز به همان منابع فرق معروف به اهل سنت بر می گردد که مورد سوء استفاده قرار گرفته است. در زیر به چند روایت از این منابع اشاره می شود: 

۱- «عن أبي جحيفة  قال:  سَأَلْتُ عَلِيًّا  هَلْ عِنْدَكُمْ شَىْءٌ مَا لَيْسَ فِى الْقُرْآنِ وَقَالَ مَرَّةً مَا لَيْسَ عِنْدَ النَّاسِ فَقَالَ وَالَّذِى فَلَقَ الْحَبَّ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ مَا عِنْدَنَا إِلاَّ مَا فِى الْقُرْآنِ ، إِلاَّ فَهْمًا يُعْطَى رَجُلٌ فِى كِتَابِهِ ، وَمَا فِى الصَّحِيفَةِ . قُلْتُ وَمَا فِى الصَّحِيفَةِ قَالَ الْعَقْلُ، وَفِكَاكُ الأَسِيرِ، وَأَنْ لاَ يُقْتَلَ مُسْلِمٌ بِكَافِرٍ». «از ابو جحیفه  روایت است كه من از علی   پرسیدم: آیا نزد شما چیزی هست كه در قرآن وجود نداشته باشد؟ فرمود: قسم به آن ذاتی كه دانه را شكافت و جان را آفرید، نزد ما چیزی علاوه بر آنكه در قرآن نوشته شده وجود ندارد مگر اینكه كسی درک و فهمی موهبی در كتاب الله داشته باشد و آنچه در صحیفه نوشته شده. عرض كردم: در صحیفه چه نوشته شده؟  علی گفت؟ دیه، آزادی زندانیان، احكام قتل نكردن مسلمان در برابر كافر و غیره»[۱].

۲- «عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ، قَالَ: سُئِلَ عَلِيٌّ  : هَلْ خَصَّكُمْ رَسُولُ اللَّهِ   بِشَيْءٍ ؟ فَقَالَ: مَا خَصَّنَا رَسُولُ اللَّهِ   بِشَيْءٍ لَمْ يَعُمَّ بِهِ النَّاسَ إِلَّا مَا فِي قِرَابِ سَيْفِي، فَأَخْرَجَ صَحِيفَةً فِيهَا: لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ذَبَحَ لِغَيْرِ اللَّهِ ، وَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ غَيَّرَ مَنَارَ ، وَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَعَنَ وَالِدَهُ، وَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ آوَى مُحْدِثًا». «از ابو طفیل   روایت است كه ازعلی پرسیده شد: آیا رسول الله چیزی مخصوص، به شما داده‌اند؟ فرمود: ایشان به ما چیز مخصوصی كه به عموم مردم نداده باشند ندادند جز آنچه در نیام شمشیرم است. سپس صحیفه‌ای  از آن بیرون آورد كه نوشته بود: لعنت خداست بر كسی كه برای غیر الله ذبح كند و لعنت خداست بر آن شخصی كه نشانه‌های زمین را بدزدد – مطابق با روایت دیگر بر آن شخصی كه نشانه‌های زمین را تغییر دهد – و خدا لعنت كندكسی را كه به والدینش را لعنت فرستد و لعنت خدا بر آن كسی كه مجرمی را پناه دهد»[۲].

«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ عَبْدًا مَأْمُورًا مَا اخْتَصَّنَا دُونَ النَّاسِ بِشَىْءٍ إِلاَّ بِثَلاَثٍ أَمَرَنَا أَنْ نُسْبِغَ الْوُضُوءَ وَأَنْ لاَ نَأْكُلَ الصَّدَقَةَ وَأَنْ لاَ نُنْزِىَ حِمَارًا عَلَى فَرَسٍ».«از حضرت عبدالله بن عباس ب روایت است كه رسول الله ص بنده‌ای بودند مأمور؛ به ایشان دستور داده شده بود (تمام احكام دین را به مردم ابلاغ نمایند) كه در هیچ چیزی نسبت به عموم مردم قائل به خصوصیت ما (اهل بیت) نشوند مگر در سه مورد:(۱) به ما دستور داده شد كه بطور كامل و به نحو احسن وضو بگیریم (۲). مال صدقه نخوریم (۳). خر را (برای جفتگیری) بر اسب ماده سوار نكنیم»[۳].

منابع ذکر کرده اند که این صحیفه امام علی علیه السلام همچون سایر صحف مجموعه‌ای از احادیث نبوی بود. چنانكه «الصحيفة الصادق» عبدالله بن عمرو بن العاص، «صحیفه جابر» جابر بن عبدالله مجموعه‌هایی از احادیث نبوی بودند و در صحیفه ی امام علی فدیه، قصاص، حقوق ذمیان، ولاء و معاهدات درج شده بود. طبق رأی برخی از محققین، امام علی  در این صحیفه خویش، دستور مدینه و خطبه حجة الوداع را هم محفوظ نگه داشته بود.

شش جا در صحیح بخاری ذكر صحیفه علی به میان آمده است و در هر جا وضاحت شده كه این، مجموعه‌ای از احادیث نبوی بود. به عنوان مثال در این کتاب آمده است: «ما عندنا شئ إلا كتاب الله وهذه الصحيفة عن النبي ».[۴] یعنی: «پیش ما هیچی نیست جز كتاب الله (قرآن) و صحیفه‌ای كه از رسول الله صلی الله علیه وسلم منقول است».


[۱]بخارى به حواله مشكوة، مرقات المفاتيح ۷: ۵۶ تا ۵۷

[۲] صحیح مسلم به حواله مرقات شرح مشكوة: ۸/۱۱۲

[۳]ترمذی، نسائی به حواله مرقات شرح مشكوة: ۷/۳۲۳

[۴] بخاری. كتاب الجهاد ۱/۴۵۱

جهاد با نفس و مجاهد در میدان

جهاد با نفس و مجاهد در میدان

به قلم: صلاح الدین مجاهد

افراد زیادی وجود دارند که توانائی دارند و می توانند اما حاضر نیستند چند روز از وقت کاری خود را به الله بدهند و در میان ملت خود به دعوت و تبلیغ در یکی از مساجد یا در اماکن عمومی و روستاهای مجاور یا دور دست بروند آنوقت به چند کلاس شب نشینی مانند دلخوش کرده اند و اسم این کار حداقلی را نیز گذاشته اند تزکیه و می گویند جهاد با نفس بزرگترین جهاد است!

اگر انسانی میخواهد جهاد با نفس بکند بزرگترین جهاد با نفس همین است که با علمی از قرآن و احادیث صحیح در حد حتی کفر به طاغوت و سپس ایمان به الله و تنها یک آیه و حدیث دارد بیاید روبروی دشمن سکولار و فرهنگ فاسد سکولاریستی در فضای حقیقی زندگی در خانواده و روستاها و محله ها و شهرها و جامعه بایستد.

حتی آن قرآنی که در خانه میخوانی بیا همان را در یک مسیر دعوت در یک روستا و محله و مسجد دیگر بخوان و فرقش را متوجه شو.

اگر واقعا جهاد با نفس میکنید!

تو همان اذکاری که در خوانه میخوانی بیا اینجا بخوان، این است جهاد با نفس!

با انسان منحرف سکولار و سکولار زده با افکار آلوده و با دهها نوع بیمار عقیدتی و فکری سروکار دارید که تنها با یک کفر به طاغوتی که به آنها آموزش داده شود به مسیر صحیح برمی گردند و تو این را می دانی و نیاز به تجربه داری.

زمانیکه کل این سختی ها را تحمل  کنی !… وزمانیکه تو در اینجا تنها به آموزش آن چند مطلب ساده اما اساسی که یادگرفتی می پردازی و جاهلیت را با پوست و استخوان لمس می کنی  و ثابت قدم می مانی واقعا جهاد با نفس کردی.

چون جهاد با نفس این هست که تو خواهشات نفسانیت را بر عکس بکنی یعنی برعکس خواهشات نفست انجام بدهید.

در این لحظه تو جهاد با نفست کردی!…

خواهش نفسانی تو به تو می گوید در منزلت بنشین و دییگران را نسبت به خودت بدبین نکن و زندگی راحتی داشته باش و…

اما تزکیه به تو می گوید همچون رسول الله صلی الله علیه وسلم و همچون اصحاب رسول الله و همچون امام شافعی و حنبل و … باش و در حرکت و زنده بودن .

امامت نزد شیعیان و جایگاه کسی که آن را قبول نداشته باشد

امامت نزد شیعیان و جایگاه کسی که آن را قبول نداشته باشد

به قلم: خالد هورامی

این روزها و در فضای مجازی و بخصوص در ماهواره های شیعیان انگلیسی و همچنین سنی های آمریکائی با چنگ زدن به تفکری خاص از غلاة میان شیعه در مورد «امامت» قصد دارند چنین نشان دهند که شیعیان، تمام مذاهب حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی و دیگران را تکفیر می کنند.

در برابر این جنگ روانی و تحریف آشکار بهترین گزینه تبیین و روشنگری است که سعی می شود به صورت مختصر و مستند به این موضوع که از مختصات مذهب شیعه ست پرداخته شود و قضاوت نهائی به خواننده ی محترم سپرده شود.

استناد به آیات قرآن:

برخی از علمای شیعه با استناد به آیات قرآن چنین برداشت کرده اند که امامت بلافصل علی بن ابی طالب رضی الله عنه و دیگر ائمه توسط سه آیه ی قرآن بیان شده است که به آن اشاره می شود: 

  1. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡۖ فَإِن تَنَٰزَعۡتُمۡ فِي شَيۡءٖ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلًا (نساء/ ۵۹) .«ای کسانی که ایمان آورده‏اید! فرمانبرداری كنید خدا را و فرمانبرداری كنید پیغمبر را و فرمان روایان را از جنس خویش، و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر خدا بازگردانید اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است».

آیت الله خمینی می‌نویسد: در این آیه مراد از «اولی الامر» دوازده امام است.[۱]

  • ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗا (المائدة/ ۳).«امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما اختیار كردم».
  • يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥۚ وَٱللَّهُ يَعۡصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ (المائدة/ ۶۷)«ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است،  (به مردم) برسان! و اگر چنین نكردی، رسالت او را انجام نداده‏ای، خداوند تو را از مردمان نگاه می‌دارد، هر آیینه خداوند گروه كافران را هدایت نمی‌كند».

آیت الله خمینی می گوید: حضرت رسول اكرم (ص) مطابق با این آیه در تاریخ ۱۸ ذی الحجه سال دهم هجری در محلی بنام غدیر خم امامت حضرت علی علیه السلام را اعلام كردند و از مردمان حاضر در آنجا به دست حضرت علی علیه السلام  بیعت گرفتند.[۲]

استناد به روایت غدیر خم :

این حدیث از طرق مختلف و متعددی روایت شده است به گونه ای که آن را در ردیف احادیث مشهور قرار داده است . علامه ابن حجر عسقلانی می گوید:وأما حديث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلَيٌّ مَوْلاهُ» فقد أخرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جداً، وقد استوعبها ابن عقده في كتاب مفرد، وكثير من أسانيدها صحاح وحسان[۳]حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلَيٌّ مَوْلاهُ» را ترمذی و نسائی بیان كرده‌اند، و با طرق مختلف، روایت شده است. ابن عقده در كتابی مستقل، همه طرق را جمع‌آوری كرده است. خیلی از اسانید این حدیث در رتبه «صحیح» و «حسن» قرار دارند .

ابن حجر هیثمی مكی نیز می گوید: وبيانه أنه حديث صحيح لا مرية فيه وقد أخرجه جماعة كالترمذي والنسائي وأحمد وطرقه كثيرة جداً ومن ثم رواه ستة عشر صحابياً، وفي رواية لأحمد: أنه سمعه من النبی صلی الله علیه وسلم ثلاثون صحابياً، وشهدوا به لعلي لـما نوزع أيام خلافه كم مر وسيأتي، وكثير من أسانيدها صحاح وحسان ولا التفات لـمن قدح في صحته ولا لـمن رده بان علياً كان باليمن لثبوت رجوعه منها وادراكه الحج مع النبي صلی الله علیه وسلم  وقول بعضهم: إن زيادة اللهم وال من والاه الخ موضوعة مردود فقط ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيراً منها».

بدون تردید این حدیث، صحیح است. جماعتی از محدثین مانند ترمذی، نسائی و احمد (رحمهم الله) این حدیث را تخریج كرده‌اند. این حدیث اسانید بسیار دارد. شانزده صحابی، این حدیث را روایت كرده‌اند و مطابق با یک روایت مسند احمد سی صحابی، این حدیث را از رسول الله  صلی الله علیه وسلم شنیده‌اند. هنگامی كه در دوره خلافت علی ، با وی مخالفت شد، اصحاب به وسیله همین حدیث گواهی دادند. بسیاری از اسانیدش، به درجه «صحیح و حسن» رسیده‌اند. حرف شخصی كه بر صحت این حدیث، اعتراض كند یا با این گفتار كه در آن وقت علی  در یمن بود رد كند بی اعتبار است. چرا كه بازگشت حضرت علی  از یمن و شركتش همراه رسول الله   در حجة الوداع، به ثبوت رسیده است. حرف كسانی كه گفته‌اند«اللهم وال من والاه» بر حدیث اضافه‌ای است موضوع، پذیرفتنی نیست. برای اینكه این اضافه، با چندین سند، روایت شده است و امام ذهبی بیشتر سندها را صحیح قرار داده‌است[۴]. منابع مختلفی محرک و عوامل ایراد این خطبه را به سفر یمن و اختلافات پیش آمده با امام علی رضی الله عنه بر می گردانند . [۵]

استناد به روایات موالات از خطبه ی غدیر :

منابع مختلف بخشهای مختلفی از روایت غدیر را بیان کرده اند، در این منابع آمده است:

  1. «إِنَّ عَلِيًّا مِنِّي وَأَنَا مِنْهُ وَهُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي»[۶]همانا علی از من است و من از علی هستم و او بعد از من (ولی) و محبوب هر مؤمن است.
  2. «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلَيٌّ مَوْلاهُ».هر كه را من (مولی) او باشم علی (مولای) اوست.[۷]
  3. «أَلَسْتُ أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ. قَالُوا بَلَى. قَالَ: فَهَذَا وَلِىُّ مَنْ أَنَا مَوْلاَهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ اللَّهُمَّ عَادِ مَنْ عَادَاهُ». آیا من برای هر فرد مؤمن بیشتر از جانش محبوب (اولی) نیستم؟ حاضرین عرض كردند: بله! ایشان فرمودند: هر كس را من محبوب (مولی) باشم علی محبوب (مولی) اوست. ای الله! هر كه با علی محبت (موالات) كند تو با او محبت (موالات) بفرما و ای الله! هر كه از علی نفرت (معاداة) كند تو از او نفرت (معاداة) كن».[۸]
  4. «مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَعَلِيٌّ وَلِيُّهُ». «هر كس را من محبوب (ولی) او باشم علی محبوب (ولی) اوست».[۹]
  5. «إن الله مولاي وأنا ولي كل مؤمن ثم أخذ بيد على فقال: من كنت وليه فهذا وليه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه». «بدون تردید الله (مولای) من است و من (مولای) هر مؤمن هستم. سپس دست علی را گرفته فرمودند: هر كه را من (ولی) او باشم علی (ولی) اوست. ای الله! هر كه با علی (موالات) كند با او (موالات) فرما و هر كه از علی نفرت (معاداة) داشته باشد تو نیز از او نفرت(معاداة) داشته باش».[۱۰]
ادامه خواندن امامت نزد شیعیان و جایگاه کسی که آن را قبول نداشته باشد

آنهایی که با نام انتقاد از چند مجری فاسد به تضعیف دارالاسلام ایران و خدمت به دشمنان مشغولند

آنهایی که با نام انتقاد از چند مجری فاسد به تضعیف دارالاسلام ایران و خدمت به دشمنان مشغولند

به قلم: مسعود سنه ای

باید توجه داشت که جهاد زمانی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم فرض شد که مسلمین صاحب جماعت و دارالاسلام و حاکمیت واحدی بر دارالاسلام شده بودند . یعنی جهاد باید توسط اهل جماعت و تحت پرچم جماعت واحد با رهبر واحد صورت گیرد که از قدرت ایمان و قدرت اتحاد و وحدت اسلامی و جماعت برخوردارند .

در عهد نبوی “صلی الله علیه و سلم” اسب یکی از مهمترین وسایل جهاد شمار قرار داده شد، رسول الله “صل الله علیه و سلم” در این مورد فرموده اند : در سمّ اسب ها تا روز قیامت خیر وجود دارد [بخاری، جلد اوّل، کتاب الجهاد] در حدیث فوق، رسول الله “صل الله علیه و سلم” ما را از سخنی روشن آگاه فرموده است، اینکه جهاد تا روز قیامت ادامه خواهد داشت و چونکه جهاد توسط مجاهدین اهل جماعت انجام می شود بنابراین مجاهدان نیز تا قیامت وجود خواهند داشت اما در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا همه مجاهدین اهل جماعت نیک هستند یا اشخاص بد نیز به آنها می پیوندند ؟

بدون شک در ارتش رسول الله صلی الله علیه وسلم گاه افرادی چون عبدالله بن ابی رهبر دارودسته ی منافقین به همراه افرادش حضور داشتند، پس ارتش جماعت و اهل جماعت یکدست نیستند.

انور شاه کشمیری رحمه الله می نویسد : اعمالی که با یک جماعت مرتبط هستند، اصلاح همه افرادی که عضو آن هستند ضروری نیست زیرا اصلاح کل صف غیرممکن می باشد و اگر اصلاح کل صف را شرط قرار داد بسیاری از کارهای بزرگ به حالت تعلیق در خواهند آمد .

 جهاد تا قیامت ادامه دارد و همه می دانند که جهاد کار یک فرد نیست بلکه کار یک جماعت با رهبر واحد و پرچم واحد می باشد، در یک جماعت رهبر و قیادت صالح لازم است و رهبر صالح برای همیشه زنده نیست، هنگامی که افراد صالح وجود نداشته باشند یکی از دو عمل لازم می شود، یا باید جهاد را ترک کرد و یا باید در پیروی از رهبر ناصالح جهاد نمود زیرا پیروی از قیادت غیرصالح بهتر از روی گردانی از جهاد و گردن نهادن طوق بردگی است [فیض الباری شرح صحیح البخاری]

اگر مسائل و ایراداتی در نظام حاکم بر دارالاسلام ایران یا دارالاسلام الشباب سومالی و سایر دارالاسمهای موازی می بینیم که در حال جهاد با کفار اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها هستند باید به جای اهل تفرق شدن و فرقه بازی  بر اصلاح توجه داده شود و به جای تضعیف نظام با قدرت مردم، به توسعه و اصلاح توجه شود .

ما نباید به دلیل برخی ایرادات در حکومت، زمینه را برای سقوط نظام و بازگشت به نظامهای کفری سکولاریستی فراهم کنیم زیرا اصول مهم شرع است کہ “ما لایدرک کله لا يترک کله” یعنی آن چیزی را که کاملاً درک نکردید آن را کاملاً نیز رها نکنید. عده ای در واقع به نام خوبی دارالاسلام ایران با آن دشمنی می کنند و چنین فعالیت هایی را در رسانه ها انجام می دهند که در واقع آسیب زیادی به نظام وارد می شود، آنها به جلو نگاه می کنند اما به عقب نگاه نمی کنند اگر آنها اقدامات حکومتهای سکولار جنایتکار را به یاد بیاورند بنابراین آنها ارزش نظام کنونی را درک خواهند کرد .

صبور باشید، آهسته آهسته پروردگار همه مسائل را درست خواهد کرد زیرا در دارالاسلام ایران جماعت و جریانی با ایده های سازنده وجود دارد .

روشی که در دارالاسلام ایران داریم ما را به هدف نزدیک می کند یا دور؟!

روشی که در دارالاسلام ایران داریم ما را به هدف نزدیک می کند یا دور؟!

کاتب: خالد سیف الله المسلول

برای دست یابی به وحدت و اتحادی که الله تعالی از مسلمین خواسته است لازم است که مسلمین به دو عامل درونی و بیرونی دقت داشته باشند، و بر این اساس «روش عمل واحد» و «هدف واحد» خود را تعیین کنند که به عنوان اصلی ترین عوامل وحدت بخش مطرح می گردند.

در اینجا نمی توان گفت که مثلاً بنده هدف را قبول دارم اما روش عمل واحد را نمی پذیرم . چون با این کار آشکارا وارد دایره ی عذاب تفرق شده ایم (الفرقة عذاب) که بزرگترین مانع وحدت است، وحدتی که بزرگترین ابزار رسیدن به هدف است.

کسانی که با توسل به عصبیت و جاهلیت از اتخاذ روشی واحد دوری می کنند و مسلمین را از پیوستن به هم و درپیش گرفتن روشی واحد منع می کنند و باز ادعای رسیدن به اهدافی بزرگ چون اخراج اشغالگران خارجی و نوکران محلی آنها و تشکیل حکومتی یکپارچه ی اسلامی را دارند، بدون شک یا دارودسته ی منافقین هستند که می خواهند از درون اجازه ی رسیدن به چنین هدفی را به مسلمین ندهند یا دوستان جاهلی هستند که فریب اینها را خورده اند.

کسانی که با ایجاد کینه و تنفر و حسادت و تهمت و غیبت نسبت به سایر فرق اسلامی نوعی لجاجت را در میان مسلمین تولید می کنند مستقیماً به تزکیه و درون مسلمین یورش آورده اند، و به این شکل با همین عوامل درونی جرقه های اختلاف و تفرق را می زنند، تا در نهایت کار به تفرق در عالم بیرون هم کشیده می شود، و مسلمین نمی توانند با اتخاذ روشی واحد به هدف واحدشان برسند.

اینجاست که دشمن درون و بیرون از جنّی و انسی بیکار نمی نشیند و میکوشد که با بهره‌گیری از نقاط ضعف و مشکلات و دشواریهای پیش آمده، تخم عناد و دشمنی را در میان جامعه بپراکند و مردمان را به تنازع و درگیری بکشاند. به همین ترتیب است که مسلمین به تدریج به دلیل تضادهای درونی به سمت و سوی دوری از هم و جنگهای داخلی کشیده می شوند، اما دشمنان با تمام اختلافاتی که در منافشان دارند در برابر مومنینی که متفرق شده اند با هم متحد می شوند و دسته جمعی میکوشند تا اسباب شکست و نابودی مؤمنان را فراهم آورند.

اگر می بینی که تمام مشرکین (سکولاریستها) هم اکنون با هم متحد شده اند باید از خودت بپرسی آیا تمام مسلمین هم با هم متحد شده اند تا اینکه بتوانند این دستور و امر الله تعالی را اجراء کنند و خود را نجات دهند که می فرماید: وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِکِینَ کَآفَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَآفَّةً (توبه/۳۶) (ای مؤمنان !) با همه مشرکان بجنگید همان گونه که آنان جملگی با شما می‌جنگند.

بزرگترین قلم و نوشتاری که می نویسی

بزرگترین قلم و نوشتاری که می نویسی

ارائه دهنده: آغسار تورکمن

ضمن رعایت مسائل اساسی متعلق به اهل جماعت شدن بر اهل دعوت و جهاد لازم است که با آلودگی های عقیدتی و حرکتی و فکری که در جامعه وجود دارد ۱- مودبانه ۲- مستند و با درپیش گرفتن ۱- عدالت ۲- انصاف ۳- حکمت مبارزه کند.  

امام ابن القیم  رَحمه الله رحمةً واسعه [تـ: ۷٥١ هـ.ق] می‌فرماید:

«القلم الجامع، وهو قلم الرد على المبطلين، ورفع سنّة المحقين، وكشف أباطيل المبطلين على اختلاف أنواعها وأجناسها، وبياني تناقضهم، وتهافتهم، وخروجهم عن الحق، ودخولهم في الباطل. وهذا «القلم» في الأقلام نظير الملوك في الأنام، وأصحابه أهل الحجة الناصرون لما جاءت به الرسل، المحاربون لأعدائهم، وهم الداعون إلى الله بالحكمة والموعظة الحسنة، المجادلون لمن خرج عن سبيله بأنواع الجدال. وأصحاب هذا «القلم» حرب لكل مبطل، عدو لكل مخالف للرسل. فهم في شأني، وغيرهم من أصحاب الأقلام في شأن. فهذه الأقلام التي بها انتظام مصالح العالم. ويكفي في جلالة «القلم» أنه لم تكتب كتب الله إلا به، وأن الله – سبحانه – أقسم به في كتابه، وتعرف إلى غيره بأن علم بالقلم، وإنما وصل إلينا ما بعث به نبینا بواسطة «القلم». ولقد أبدع أبو تمام… »

بزرگ ترین قلم قلمی است که بر اهل باطل نوشته می‌شود و با آن راه اهل حق تبیین و مشخص می‌گردد، قلمی که دلایل باطل اهل گمراه گشته را با وجود انواع شبهه ها و رنگ‌های مختلف بر ملا می‌سازد، قلمی که تناقض‌ها و دورنگی های ایشان را نشان داده و علت بیرون شدن ایشان از حق و داخل شدن شان بر باطل را نمایان می سازد.

و این قلم در میان دیگر قلم‌ها به مانند و مثل پادشاه در مقابل دیگر انسان هاست.

 و صاحبان این قلم اهل دلیل و برهان هستند، کسانی که با عملشان آن دعوتی که انبیاء به خاطر آن فرستاده شده‌اند را یاری می‌دهند، کسانی که با دشمنان به مبارزه بر می‌خیزند، آنها داعیان باحکمت و صاحبان پندهای نیک به سوی راه الله هستند، همچنین کسانی هستند که با اشخاصی که از راه الله خارج گشته با روش های مختلف به جدال می‌پردازند. و صاحبان این قلم با هر گمراه گشته و اهل باطل در مبارزه بوده و با هر مخالف گر انبیاء و راه ایشان دشمن می‌باشند، پس ایشان در منزلت والایی هستند، منزلتی خاص که دیگران در این منزلت و شأن نبوده و نیستند…»[۱]


[۱]  التبیان فی أیمان القرآن، ص ۳۱۰

کفار بر ما یورش آورده اند، اهل جماعت شده ای یا خیر؟

کفار بر ما یورش آورده اند، اهل جماعت شده ای یا خیر؟

به قلم: محمد اسامه

رسول الله صلی الله علیه وسلم یم فرماید: يُوشِكُ أن تَدَاعَى عليكم الأممُ من كلِّ أُفُقٍ ، كما تَدَاعَى الْأَكَلَةُ إلى قَصْعَتِها ، قيل : يا رسولَ اللهِ ! فمِن قِلَّةٍ يَوْمَئِذٍ ؟ قال لا ، ولكنكم غُثاءٌ كغُثاءِ السَّيْلِ ، يُجْعَلُ الْوَهَنُ في قلوبِكم ، ويُنْزَعُ الرُّعْبُ من قلوبِ عَدُوِّكم ؛ لِحُبِّكُمُ الدنيا وكَرَاهِيَتِكُم الموتَ.[۱]گمانِ این میرود كه ملّتها بر شما هجوم آورند، همچون هجوم گرسنگان به ظرف غذا. يكى از آن ميان گفت: آيا به علت آن كه در آن هنگام شمارمان اندك است [چنين مى كنند]؟ فرمود: بر عكس، (آن هنگام) تعدادتان بسيار زياد است اما چنان كف و خاشاك روى سيلاب هستيد، خداوند هيبت و شكوه شما را از دلهاى دشمنانتان بر میگيرد و در دلهاى شما «وهن» مى افكند. يكى پرسيد: اى پيامبر خدا! «وهن» چيست؟ فرمود: دوست داشتن دنيا و ناخوش داشتنِ مرگ

راست فرمود پیامبر ﷺ امروز امت های سکولار جهانی و منطقه ای و محلی با هم متحد گشته و بر سر اندک مردم مسلمان ستمدیده‌ی بی‌پناه و بی‌دفاع غزه برای قتل عام و نابودی خانه و کاشانه‌شان گرده هم آمده‌اند و قبل از آن نیز مردم ستمدیده افغان و بوسنی و هرزگوئی و مالی و سومالی و یمن و… در مقابل نیز امت مسلمان با جمعیتی بالغ بر دو میلیارد نفر بزرگترین کاری که می‌توانند انجام دهند اظهار نارضایتی بوسیله تظاهرات است. چرا؟! برای اینکه دوست داشتن دنیا و رقابت بر سر بدست آوردن کالای دنیا و پیروی از غرب سکولار.

 افکار کفار سکولار را به جای احکام شریعت در پیش گرفته‌ایم و از جهاد کردن و مجاهدان نیز بدور هستیم، نه تنها به دور هستیم بلکه دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت آن و اندک کسانی که دارالاسلامهای موازی الشباب سومالی و یمن و مالی و … که به جهاد پرداخته برای برافراشتن کلمه لا اله الا الله و یاری رساندن به ستمدیدگان را تروریست می‌نامیم و به آنها طعنه می زنیم ، که در نتیجه حاصل امر این خواهد شد که امروز شاهد آن هستیم ، ذلت و خواری و زبونی همانطور که پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید: إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ، وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ، وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ، وَتَرَكْتُم الْجِهَادَ؛ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلًّا لَا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ.[۲]

اگر خرید و فروش ربوی انجام دادید و دُم گاوها را گرفتید و به کشاورزی کردن رضایت دادید و جهاد کردن را رها کردید، (پس) خداوند خوار و زبونی را بر شما تحمیل خواهد کرد و آن را از شما کنار نخواهد زد تا به دین تان باز گردید.

به دینتان برگردید یعنی به آن ۴ معنی و مفهوم دین برگردید نه اینکه با ترک جهاد مرتد شده باشید . باید به ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش بر اساس دین الله برگردید که معادل آن می شود یعنی: اهل جماعت و دارالاسلام و حاکمیت شریعت الله شوید.

حال همانطور که عرب می گوید «الللیب تغنیه اللمحة» دانا را اشاره اى كافيس؛  این از مشکل (ذلت و خواری و زیر دستی) و این نیز راه حل آن (اهل جماعت شدن و جهاد از کانال این جماعت واحد)


[۱]  الألباني، صحيح الجامع ۸۱۸۳

[۲]  الألباني، صحيح الجامع ۴۲۳

علمایی که برای اهل جهاد و گروههای مسلح فرقه باز سم هستند

علمایی که برای اهل جهاد و گروههای مسلح فرقه باز سم هستند

به قلم: ابوخالد کردستانی  

دسته هایی از افراد و جریانات و فرقه های مسلح و غیر مسلح حزب باز زمانی که با یک مذهب یا تفسر یا حزب مخالف می جنگند دنبال علمایی می گردند که مخالف آن حزبی باشند که اینها مخالفش هستند.

مثلاً کسانی که با فرقه ی نجدی دوله (داعش) دشمنی دارند دنبال بعضی از آثار و سخنان امثال هانی السباعی و ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی و عبدالرحیم حقانی و… می دوند هر چند در این آثار دروغ و خلاف شرع هم وجود داشته باشد.

  یا کسانی که مخالف تشیع یا ایران باشند به هر جاهل و یا دغل باز دروغگوی حیله گری مثل ابوقتاده فلسطینی و … که مخالف ایران یا تشیع سخنی گفته باشد پناه می برند.

دسته ای از این علما واقعا در مسائلی اهل قلم هستند ما نمی گوئیم که اینها یاید به دارالاسلام هجرت کنند چون به چنان درجه ای از رشد منهجی نرسیده اند یا معاند و سربازی از سربازان جنگ روانی دشمن هستند، بلکه اگر میخواهند تا صد سال دیگر هم در دارالکفر باشند اما میگوئیم  اینها در مورد مخالفین از علم و بخصوص از عدالت و انصاف دور شده اند و انسان عاقل در این زمینه ها نباید از آنها چیزی بگیرد.

علمای واقعی در دارالکفرهای سکولار کنونی یا در جهاد هستن یا در زندان یا زیر خاک و به خاطر اسلام شهید شده اند.

مسئله دیگر این است که علمایانی در دارالکفرهای سکولار وجود دارند که مواضع توحیدی و جهادی خود را بیان کرده اند ، خطبه داده اند و کتاب نوشته اند ، به زندان افتاده اند و خلاصه سابقه ی فعالیت جهادی داشته اند اما اهل جماعت نیستند و باز از انصاف و عدالت نسبت به مخالفین به دورند. اینها نیز در این زمینه، برای مومنین اهل دعوت و جهاد سم هستند.

باید دقت داشته باشییم که کسانی مجاهد بوده اند و بعد  مزدور کفار سکولار جهانی و منطقه ایی شده اند مثل احمد شاه مسعود و ربانی و حکمتیار و سیاف و جولانی و …  که واقعا با دلایل محکم برای ما ثابت شده که این فرد در اختیار کفار سکولار جهانی مثل آمریکا و ناتو و غیره است نه با شبهات واهی.

در مورد دارودسته ی جولانی و بوقهای رسانه ای آن: واقعا کسی اگر کمی تفکر کند میداند که چه رابطه تنگاتنگی بین دارودسته ی جولانی و ترکیه  (عضو ناتو) وجود دارد و همکاری آنان برای ضربه زدن به مسلمین … که ابومحمد مقدسی و بزرگان جدا شده از آن به جاسوس بودن جولانی و گروهش شاهدی داده اند …  دارودسته ی جولانی مثل آب خوردن وقتی سرباز بغدادی بود به ایشان پشت کرده و خواهان استقلال خودش شد و بعد به الظواهری هم خیانت کرد و بعد از این خیانتها خیلی چیزهای دیگر گریبانگیرش شد و هم اکنون هم از سوی آمریکا و ناتو و رژیم صیهیونستی قصد دارد رئیس جمهور  پس از بشار اسد شود.

 کسانی از اهل علم هم که با اینها هستند سربازی از سربازان جنگ روانی اینها هستند و باز برای اهل دعوت و جهاد حکم سم را دارند.

چرا خطبای شبه جهادی و علمای غیر متخصص سودی برای جهاد ندارند؟

چرا خطبای شبه جهادی و علمای غیر متخصص سودی برای جهاد ندارند؟

به قلم: مجاهد مهاجر

برای شما جالب نیست که عده ای در قلب کفاری فتوا میدادند که معتقد بودند باید با آنها جنگ شود اما کفار با آنها کاری نداشت! در عوض یک مجاهد راستین را هر جا پیدا می کردند فوراً می کشتند یا زندانی و دییپورت می کرده اند.

برای شما جالب نیست که افرادی در بلوچستان پاکستان بر علیه دارالاسلام ایران جنگ مسلحانه می کنند و در پنجگور و کویته و… همراه زن و بچه ی خود زندگی می کنند یا آزادانه زندگی دارند و در عین حال معتقد هستند که باید با آمریکا هم جهاد شود و پاکستان هم مرتد است که باید با آن جهاد شود اما نه آمریکا با آنها کاری دارد و نه پاکستان؟ بلکه صدها نفر مثل خالد شیخ بلوچ و خواهرمان دکتر عافیه صدیقی و استاد یاسر را دستگیر و زندانی و یا به قتل رسانده اند چون واقعا مجاهد و مخالف آمریکا بودند. 

 موضوع این است که این عده اگر به جهاد هم بروند باز هم سودی برای اهل جهاد ندارند، بلکه این ایراد ما نسبت به آنها، بخاطر شناخت حقایقشان است.

اما چرا سودی ندارند؟ چون علم جهاد و قتال با دشمنان اسلام را ندارند،  بلکه اینها یا جنگنده هایی در مسیر اهداف دشمنان و یا نویسندگان خوش قلمی هستند که باز در مسیر اهداف دشمنان.

مثالی از غیر مسلحین میان این فرقه ها عرض میکنم، عبدالرزاق مهدی، یکی از علمای با سابقه  اسلام که در علم حدیث بسیار خبره و جای اطمینان است، هیچگاه به جهاد هجرت نکرد بهتره بگیم جهاد به سوی او آمد، چون اهل شام بود و ناخواسته وارد ماجرا شد.

حالا این شخص که فقط علم حدیث دارد نه میدانه جهاد معاصر چیست نه میداند اصول مبارزه نظامی و سیاسی با دشمن چیست

نه میداند دستگاه های اطلاعاتی چه برنامه ای دارند نه اصلا سابقه جا به جا کردن یک اسلحه را دارد میتواند تبدیل به رهبران جهاد شوند؟؟ و بگویند قتال با جیش الحر اشتباه است؟؟ سیاست تعیین کنند برای مجاهدینی که از تورا بورا تا صحرای انبار تجربه جنگ و جهاد دارند

و این میشود که سیاست های شیخ اسامه بن لادن را هم این شخص عبدالرزاق مهدی به هیچ میپندارد و حتی بعدا به جماعت های به نام معتدل خودشان هم تاختن، چون هیچی نمی دانند از اصول جهاد فقط تحت تاثیر یک سری اخبار و داستان های تاریخی هستند

ما در سازمان القاعده ی شیخ اسامه بن لادن با منهج اخوانی سید قطبی اشخاصی را داشتیم که درسته در علوم حدیث یا فقه یا اینگونه مسائل علمشان به علمای دار الکفر نشین نرسد اما این مشایخ جهاد میدانند علم جهاد علم مبارزه علم چگونگی برخورد با دشمنان علم چگونگی برخورد با سیاست های دستگاه اطلاعاتی علم حاکمیت علم سیاست ووو

حالا معلوم است ممکنه در برخی مسائل علمی اشتباه نیز داشته باشند اما آیا جهادی که تا زمان کودتای نجدیتی ایمن الظواهری ادامه دادند کافی نبود تا به شما ثابت شود علم سیاست و جهاد دارند؟

بله القاعده ی شیخ اسامه بن لادن بر خلاف القاعده ی نجدی ایمن الظواهری هیچگاه اختیار جهاد خودش را در دست عده ای نمیدهد که علاوه بر اینکه علم جهاد ندارد در کنار دستگاه اطلاعاتی کسانی نشسته اند که قصد نابودی جهاد و اهل جهاد را دارند

با احترامی که به علم این علما ی ساکن در انگلیس و کانادا و اردن و… قائل هستم اما اگر بخواهند در غیر رشته خود نظر بدهند مجبوریم با تندی و حتی بی ادبی ردش کنیم.