چرائی چوپان بودن پیامبران

 چرائی چوپان بودن پیامبران

به قلم: ابراهیم هورامی

احادیثی از رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند که برای درک بهترشان لازم است به تفسیر بزرگان اهل العلم خود مراجعه کنیم. یکی از این احادیث این است که : عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّﷺ قَالَ: «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيًّا إِلَّا رَعَى الغَنَمَ»، فَقَالَ أَصْحَابُهُ: وَأَنْتَ؟ فَقَالَ: «نَعَمْ، كُنْتُ أَرْعَاهَا عَلَى قَرَارِيطَ لِأَهْلِ مَكَّةَ» (رواه البخاری)

 یعنی : از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبرﷺ فرمودند: «خداوند هیچ پیامبری نفرستاده مگر اینکه گوسفندان را چوپانی کرده است» اصحاب ایشان گفتند: تو نیز یا رسول اللهﷺ؟ فرمود:« بله، من برای اهل مکه در مقابل چند قیراط گوسفندان را چوپانی می کردم»  (قیراط بخشی از واحد پولی آن زمان  بوده است.)

در اینکه چرا پیامبران چواپان بوده اند امام ابن حجر رحمه الله در شرح این حدیث می فرماید:

علما در این رابطه گفته اند که حکمت از الهام کردن چوپانیِ گوسفندان به پیامبران قبل از نبوتشان این بوده است که چوپانی کردن آن تمرینی باشد بر اقدام به امور امتشان، و اینکه در آمیخته شدن با گوسفندان به نوعی بردباری و شفقت دست می یابند چرا که هرگاه بر چراندن آن و جمع نمودنشان پس از متفرق شدنشان در چراگاه و انتقالشان از مکانی به مکان دیگر و حفاظتشان از آسیب درندگان و دزدان و غیره صبر پیشه کردند و طبایع متفاوت آنها و تفرق زیادشان که همراه با ضعف و نیاز به سرپرستی است را درک کردند، با اینکار به صبر بر امتشان عادت گرفته و اختلاف طبایع و تفاوت عقل هایشان  را درک می کنند و در نتیجه به اصلاح کاستی های آنان پرداخته و با ضعیفان نرمش کرده و به نیکی آنان را سرپرستی می کنند، و نیز تحمل کردن این گونه مشقت ها با این تمرین برایشان آسان تر ازآن زمانی خواهد بود که در وهله ی اول بدون تمرین به این وظیفه مکلف می شدند، این بدین خاطر است که با چوپانی کردن گوسفندان به تدریج به این توانایی دست یافته اند، همچنین گوسفند مخصوصا برای اینکار انتخاب شده است که از دیگر مواشی ضعیف تر است و تفرق و پراکنده شدندش بیشتر از شتر و گاو است و معمولا شتر و گاو را  می توان با ریسمانی بست، و اینکه گوسفند باوجود پراکنده شدن بسیار،  زودتر از دیگر مواشی منقاد و مطیع می گردد.[۱]


[۱]  فتح الباري شرح صحيح البخاري باب “رعي الغنم على قراريط

فرقه ناجیه کدام است؟ کدام حاکمیت کنونی جزو فرقه ناجیه است؟

فرقه ناجیه کدام است؟ کدام حاکمیت کنونی جزو فرقه ناجیه است؟

ارائه دهنده: سلیمان ژاورودی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  • لَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى أَمْرِ اللهِ، قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ، حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ . مدام و پیوسته دسته ای از امت من بنا بر دستور الهی قتال و جنگ مسلحانه می‌کنند، و بر دشمن خویش غالب و چیره هستند، و هر کس با آنان از درِ مخالفت درآید، به ایشان ضرری نمی‌رساند، تا که قیامت بر آنان بر پا می‌شود و آن‌ها بر جنگ مسلحانه ی خود هستند. روش خویش استوارند. عبدالله بن عمرو گفت: بله، سپس الله  بادی به خوش‌بویی مشک و به نرمی و لطافت ابریشم می‌وزاند که (آن باد) هر کس در قلبش ذره‌ای ایمان باشد را، می‌میراند. بعد از آن فقط مردمان شرور باقی خواهند ماند و قیامت بر آنان به پا می‌شود[۱].
  • جابر بن سمره روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: لَنْ يَبْرَحَ هَذَا الدِّينُ قَائِمًا، يُقَاتِلُ عَلَيْهِ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ .[۲]همچنان این دین برپاست؛ دسته ای از مسلمین به خاطر آن جنگ مسلحانه می‌کنند تا قیامت بر پا شود.
  • عمران بن حصین هم روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ حَتَّى يُقَاتِلَ آخِرُهُمُ الْمَسِيحَ الدَّجَّالَ.[۳]مرتّباً و همیشه قسمتی از امّتم بر اساس حق می‌جنگند و بر مخالفانشان چیره‌اند؛ تا که آخرین نفرشان با دجّال جنگ می‌کند.
  • سلمه بن نفیل کندی می‌گوید: كُنْتُ جَالِسًا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ  ، فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَذَالَ النَّاسُ الْخَيْلَ، وَوَضَعُوا السِّلَاحَ، وَقَالُوا: لَا جِهَادَ قَدْ وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا، فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ج بِوَجْهِهِ، وَقَالَ: كَذَبُوا الْآنَ، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، وَلَا يَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ، وَيُزِيغُ اللَّهُ لَهُمْ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، وَيَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، وَحَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ… [۴].

نزد رسول الله نشسته بودم که شخصی گفت: ای رسول الله! مردم اسب‌هارا خوار کرده و بدان‌ها توهین نمودند و اسلحه‌ها را بر زمین گذاشتند؛ گویند: جهادی نیست! جنگ به پایان رسیده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او رو کرد و فرمود: دروغ می‌گویند. الآن؟ هم اکنون جنگ مسلحانه فرارسیده است. همواره از امت من امتی برای حق جنگ مسلحانه می‌کنند؛ و الله دلِ گروهی را در مقابل آنان منحرف می‌کند و از آنان این گروه را روزی می‌دهد تا که قیامت بر پا گردد و وعده‌ی الهی محقق شود.

  • مَنْ يُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَيْرًا يُفَقِّهْهُ فِي الدِّينِ، وَلَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. [۵]کسی که الله برایش خیر تصمیم می‌گیرد، در دین فقیهش می کند. و پیوسته  و همیشه بخشی از مسلمانان بر اساس حق  جنگ مسلحانه می‌کنند و تا روز قیامت بر مخالفین خویش غالب و چیره‌ هستند.

 الان صرف نظر از فرقه های مختلف و متعدد، این بخش از مسلمین که از کانال الجماعة (حاکمیت بر دارالاسلام با رهبریت واحد)در حال جنگ مسلحانه با کفار هستند کدامها هستند؟ دقت کن رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده: لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.[۶] یا «وَهُمْ ظَاهِرُونَ عَلَى النَّاسِ»[۷]  همیشه و پیوسته طائفه ای از امت من بر حق جنگ مسلحانه می کنند نبرد و تا روز قیامت آشکار و پیدا هستند. یعنی الان هم، اگر از یک کافر آمریکائی یا صهیونیست یا یکی از اعضای ناتو یا روسیه و چین و اتحادیه ی آفریقا و غیره بپرسی که چه کسی با شما جنگ مسلحانه می کند قطعاً این فرقه ی ناجیه را به شما نشان خواهد داد، هم امتها و جماعتهای موازی در سرزمینهای مختلف اسلامی[۸] چون کتائب ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه را که به دلایلی از الجماعة اصلی جدا مانده اند و هم مجاهدین الجماعة را. اینها بر کفار هم، آشکار و پیدا هستند چه برسد به مسلمین.

سبحان الله، رسول الله صلی الله علیه وسلم مشخصه ی این فرقه را در تمام این احادیث جنگ مسلحانه قرار داده است و نفرموده جهاد، تا الرویبضه و علمای سوء با تفسیر جهاد به جهاد علمی و اقتصادی و فرهنگی و ورزشی و هنری و تفریحی و دهها مورد دیگر که توسط این منحرفین تولید شده است مسلمین را از مفهوم اصلی احادیث منحرف نکنند.


[۱]– مسلم ۱۹۲۴

[۲]– مسلم ۱۹۲۲

[۳]– احمد ۱۹۹۳۴٫ تعليق شعيب الأرنؤوط: إسناده صحيح على شرط مسلم.

[۴]– نسائی ۳۵۶۱ آلبانی می‌گوید صحیح است.

[۵]– مسلم ۱۰۳۷

[۶]– مسلم (۱۹۲۳) و احمد (۱۵۱۲۷).

[۷]– مسلم ۱۰۳۷

[۸] ابن تیمیه، مجموع فتاوی ج ۲۸ ص ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۵۲./ گروهی در شام، مصر و کشورهایی که در جهتِ آنان‌اند، در آن زمان مسلحانه از دین اسلام دفاع می‌کنند و ایشان حق‌دارترین مردم‌اند که شاملِ گروه پیروز «الطائفة المنصورة» باشند که، رسول الله از آن یاد کرده است…

آسیب شناسی تقیه در میان شیعیان: تقیه ابزار و حکمی جهت پیشبرد و حفظ دین یا تخریب آن؟ (۲)

آسیب شناسی تقیه در میان شیعیان: تقیه ابزار و حکمی جهت پیشبرد و حفظ دین یا تخریب آن؟ (۲)

به قلم: شیعه علی

عده ای بسیاری از احکام شرعی در فقه جعفری  و اقوال صحیح ائمه را به خاطر حمل بر تقیه باطل اعلام کرده اند، از آن جمله روایتی است که طوسی از محمد باقر نقل کرده که او گفت: «پدرم در خانه اش برای نماز اذان گفت و در اذانش عبارت «الصلاة خیرٌ من النوم». «نماز بهتر از خواب است»بر زبان جاری ساخت. طوسی می‏گوید: این قول امام، بر تقیه حمل می‏شود، چون علمای امامیه بر عمل نکردن به آن، اتفاق نظر دارند[۱].

غلات زمانی که در برابر صراحت گوئی وتمام آنچه که از امامان بر خلاف دیدگاههای آنها صادر شده بود، آن را در قالب تقیه تفسیر کردند. از جمله لعن راویان غلات توسط ائمه را اینگونه تفسیر کرده‌اند که امام می‌خواسته است با این کار چشم سلطان را از وی دور كند تا آسيبى به او نرساند. و امثال این تفسیرها و به این شیوه عوام را تحت کنترل عقاید فاسد خود و برخلاف منهج ائمه ی جعفری نگه می داشتند.

در پیش گرفتن این ترفند ممکن است از طرف دشمنان اهل بیت و شیعیان امامی به عنوان ابزار و راهی جهت فرار از آراء ائمه ی امامی جعفری به کار برده شود. به همین دلیل تمام روایات صحیحی که با آراء و عقاید اهل بیت موافقت و سازگاری داشته و با اهداف آنها همخوانی ندارند را بر تقیه حمل نموده‌اند.

علاوه بر آن جهت فرار از تنگناهایی که به دلیل نقل روایات دروغین و نادرست از ائمه و تداوم این روند که مخالف مذهب صحیح ائمه بود به این ترفند پناه می بردند.

این دسته به وسیله «تقیه ی ساختگی و جعلی» شناخت چهره مذهب حق را بر پیروان خود از بین برده‌اند. و جهت ضربه زدن به ائمه و سمبلهای توحید در مذهب شیعه ی جعفری چنین می خواهند بگویند که گویا: « امام -با به کارگیری تقیه- خودش را حفظ نموده و دین را ضایع و تباه ساخته است»[۲].

در پیش گرفتن این رویه ی غلط و قرار دادن آن در منابع مورد استناد، ممکن است در آینده باعث تفرق و سرگردانی هائی در میان پیروان مخلص ائمه و فقه جعفری نیز گردد . دیده شده که فقهای شیعه ی جعفری در تعیین اینکه کدام یک از اقوال منسوب به امام از روی تقیه بوده و کدام یک، قول حقیقی امام بوده، در میان خود به شدت اختلاف نظر پیدا کرده اند.

جعفر شاخوری می‏گوید: «همانا ما علمای بزرگ شیعه را می‏بینیم که در تعیین و تشخیص اینکه کدام یک از روایات صادره از ائمه از روی تقیه بوده و کدام یک به خاطر بیان حکم واقعی از ائمه سر زده، اختلاف نظر دارند، …  این آشفتگی در تعیین موارد تقیه منجر به اختلاف زیادی در فتوای علماء شده که این اختلاف بر اثر تعیین و تشخیص اینکه کدام یک از روایات صادره از ائمه از روی تقیه بوده و کدام یک از روی تقیه نبوده، ایجاد شده است»[۳].

امروزه که دارالاسلام ایران تشکیل شده و شیعیان در کمال آزادی می توانند بر اساس عقاید خود عمل کنند لازم است در مساله ی تقیه نیز تجدید نظری داشته باشند و بر اساس برداشت بزرگان خود چون آیت الله خامنه ای به این مساله ی مهم نگاه کنند و از شیعیان انگلیسی پرهیز کنند تا به تدریج هم آلودگی های فکری و رفتاری خود را اصلاح کنند و هم مجدد تمدن نوین اسلامی در دارالاسلام  ایران باشند.


[۱] تهذیب الأحکام: طوسی، ۱/۱۵۱٫

[۲] الشهادة الثالثة في الأذان، علاء الدین بصیر، نسخه خطی.

[۳] حرکیة العقل الاجتهادی لدی فقهاء الشیعة الإمامیة: جعفر شاخوری، ص۷۲-۷۵٫

آسیب شناسی تقیه در میان شیعیان: تقیه ابزار و حکمی جهت پیشبرد و حفظ دین یا تخریب آن؟ (۱)

آسیب شناسی تقیه در میان شیعیان: تقیه ابزار و حکمی جهت پیشبرد و حفظ دین یا تخریب آن؟ (۱)

به قلم: شیعه علی

عده ای از برادران غیر جعفری با استناد به شکل جعلی و تحریف شده تقیه در میان فرقه هائی از شیعه ی جعفری و با استناد به کسانی چون یوسف بحرانی که می‏گوید: «هیچ حکم از احکام یقینی و قطعی دین جز احکام اندکی معلوم و مشخص نیست، به خاطر اینکه احادیث دینی با روایات تقیه در آمیخته است»[۱]. به این نتیجه می رسند که فقه و مذهب جعفر صادق از بین رفته است .

در کنار این، بسیاری از عوام هنوز نمی دانند که تقیه برای حالات ضرورت و اضطرار آنهم در شرایط خاص خودش است و این روزها که دارالاسلام ایران تشکیل شده و شیعیان می توانند آزادانه تمام عقاید شیعیان جعفری را بیان کنند و می توانند به تمام آنچه که معتقد هستند عمل کنند و اصلاً تقیه در معنای شرعی آن در عقاید و عمل به مذهب هیچ جایگاهی برایشان ندارد اما متأسفانه عده ای تقیه را با دروغگوئی به عنوان یک پدیده ی زشت و ضد اسلامی اشتباه گرفته اند به همین دلیل به سادگی با اطرافیان و سایر افراد جامعه دروغ می گویند و به این صفت زشت هم در میان سایر ملل و مذاهب شناخته شده اند.

با مطالعه نهج البلاغه و وقایع تاریخی این نكته كه علی بن ابی طالب، حسن، حسین و… همیشه عقیده خود را صراحتا بیان می‌كرده‌اند بر همه آشكار می‌شود ضمن اینكه مسائلی مانند تقیه و توریه به صورت گسترده از زمان امام سجاد و امام محمد باقر در بین توده شیعه امامی برای حفظ عقاید و سلامت جان آنها مطرح و از جانب امامان تجویز گردید و علی با آن پیروان از جان گذشته و قوت بازو نیازی به ترس و تقیه نداشته‌اند. ایشان حتی برای پیروزی بر معاویه از صراحت لهجه خود در هیچ كدام از نامه‌ها اندكی كم نكردند.

شیعه ی جعفری امامی نیز در پیشبرد پروسه ی مبارزاتی خود در مقاطع مختلف تاریخ از «تقیه» همچون یک سلاح استفاده برده اند. در زمانها و مکانهائی خاص تقیه به حکم ضرورت و در راستای حفظ دین، جان، ناموس و… مانند نماز واجب شمرده شده است.

  • ابن بابویه قمی و دیگران از امام جعفر صادق روایت کرده‌اند که او گفت: «لو قلت أن تارك التقیة کتارك الصلاة لکنت صادقاً»[۲]. «اگر می‏گفتم که تارک تقیه همانند تارک نماز است، راست گفتم».
  • از امام باقر روایت است که می‏گوید: «إن تسعة أعشار الدین التقیة. ولا دین لـمن لا تقیة له»[۳]. «همانا نه دهم دین، تقیه است و هر کس تقیه نکند، بی‌دین است».

در صورت صحت این روایات، تنها الله متعال می داند که این امامان و پیروان آنها در چه ظروف و موقعیت اضطراری قرار گرفته اند که تا این حد به این مسأله جهت «حفظ دین» بهاء داده اند .

تقیه به حکم ضرورت است، و با برداشتن ضرورت، تقیه نیز برداشته می شود. اما ممکن است انسانهائی در موقعیتها و زمانها و مکانهای مختلفی قرار گرفته و به حکم ضرورت به تقیه پناه ببرند و این روند همچون سایر احکام شریعت تا ظهور مهدی[۴] و جدا شدن کامل صفوف ادامه داشته باشد “.

عده ای با برداشت غلط از این ابزار، آن را به گونه ارائه می دهند که تنها معنی دروغ گوئی و ریاکاری با همه از آن استباط می گردد. و دروغ گوئی را نیز بر همه ی مسلمین در هر رده ای که قرار گرفته باشند واجب می دانند. پیروی از این نسخه ی جعلی عملا به معنی کنار نهادن هدف و برنامه به نفع خواسته های ظالمین و ریاکاری در قبال مسلمین است .


[۱] الحدائق: یوسف بحرانی، ۱/۵٫

[۲] من لا یحضره الفقیه: ابن بابویه، ۲/۸۰٫

[۳] اصول الکافی: کلینی، ۲/۲۱۷٫

[۴]الإعتقادات: ابن بابویه قمی، صص۱۱۴-۱۱۵٫

در دارالاسلام ایران نیز مواظب نفوذی های دشمن باش

در دارالاسلام ایران نیز مواظب نفوذی های دشمن باش

به قلم: کیوان مریوانی

در مریوان ما که یکی از شهرهای استان کُردستان ایران است یکی از برادران ما با نام مُلا عارف مشهور به محمد کردستانی به شیوه ای عجیب توسط یکی از نفوذی های دستگاه استخبارات و اطلاعات وابسته به آمریکا در کردستان عراق در منزل خودش به قتل رسید.

این عامل نفوذی سکولاریستها برای خودش ریش گذاشته بود و به سنتهای ریز شخصی هم خیلی حساس بود و به این شکل اعتماد برادرمان مُلا محمد کردستانی را به دست آورده بود و به عنوان مهمان وارد مزل او شده بود و در نهایت شبی در خواب با اسلحه داریا صدا خفه کن این برادر ما را به شهادت رساند. أحسبه کذلک والله حسيبه، ولا أزكي على الله أحدًا .

افراد دیگر در مریوان مثل کاک سعدی شیرزادی و کاک طیب و … هم توسط همین مزدوران دستگاههای استخباراتی و اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در کردستان عراق به قتل رسیدند.

از بدیهیات است که هر دولت برای مقابله با هر گونه تهدید خارجی و داخلی به دستگاه استخبارات خود اهتمام می ورزد و علاوه بر تقویت آن در مقابل نفوذ مخالفین، خود سعی می کند به دولت های دیگر و تمامی اپوزیسیون‌ها نفوذ کند، و نفوذ استخباراتی متقابل بین آمریکا و رژیم صهیونیستی، کشوری که بدون آمریکا، بلافاصله به تاریخ می پیوندد، مشهور است.

ما در دارالاسلام ایران چیزی برای پنهان کردن نداریم و همان چیزی که در جلسات خصوصی خود می گوئیم فرقی با آنچه در رسانه های عمومی  می گوئیم ندارد اما بر برداران  و خواهران ما لازم است در نزدیکی با افراد نهایت درایت و تحقیقات را به کار گیرند و تدابیر امنیتی جدی به کار گیرد، چون دشمن با تمام قدرت تلاش می کند نفوذی های خود را از همان ابتدای کار جای دهد تا با رشد آن بالا آمده و خود را به مرکز تصمیم گیری برسانند.

ما در اعتماد به نفوذی های هم زبان و هم مذهب خود که در باطن مرتدی سکولار و در ظاهری خود را خودی نشان داده اند بسیار صدمه دیده ایم.

در انتخاب خلیل و صدیق و دوستان صمیمی خود دقت داشته باشیم  بخصوص ما که در دارالاسلام «اهل جماعت» هستیم و در غیر معصیت الله اطاعت خود را به حاکمیت بر دارالاسلام داده ایم و از سوی دشمنان و دوستان جاهل مورد انواع اذیت و آزارهای جنگ روانی نیز قرار داریم.

اهل جماعت بودن نعمت است و فرقه بازی و گروه بازی و ضرار سازی عذاب است، عذابی که هم اکنون برای سرگردانان تبدیل به مُد شده است.

دشمن اصلی ما آمریکا و متحدین و مزدوران آنها هستند و بهترین حامی و پشتیبان ما هم جماعت حاکم بر دارالاسلام است از نفوذی های دشمن در هر لباس و زبان و مذهبی که هستند برحذرباشیم.

اتحاد سنی های آمریکائی و شیعیان لندنی در سوریه

اتحاد سنی های آمریکائی و شیعیان لندنی در سوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

سنی آمریکائی یا همان اسلام آمریکائی، معجونی از اسلام و لیبرالیسم است که در راستای اهداف آمریکا و متحدینش در حرکت است.

این معجون، در مسائل فردی و شخصی مسلمین را آزاد می گذارد، و در بسیاری موارد زمینه را برای مشغول کردن مسلمین به مسلمین بر سر مسائل اختلافی فراهم می کند اما به مسلمین اجازه نمی دهد که در مسائل مهمی چون حاکمیت و اجرای قوانین شریعت الله و جهاد با اشغالگران صحبتی داشته باشند.

این اسلام آمریکائی در دو شکل خودش را نشان داده است:

  1. سلفیت آل سعود
  2. اخوان الشیاطین ( شاخه انحرافی و سکولار زده و لیبرال جریان مبارک اخوان المسلمین)

هم اکنون این اسلام آمریکائی بر سوریه حاکم شده است.

تشیع انگلیسی هم که در امثال صادق شیرازی و یاسر الخبیث و شیطان یاری و دهها شبکه ی ماهواره ای متعلق به اینها خودش را نشان داده است، همان شیعیان غلاتی هستند که مورد نفرین ائمه ی بزرگوار شیعه و بزرگان اهل علم شیعه بوده اند که امروزه همان نقش سنی های آمریکائی را برای انگلیس و آمریکا بازی می کنند.

یعنی این شیعیان انگلیسی هم بزرگترین شگردشان ۱- دامن زدن به خرافات میان تشیع و۲-  تولید جنگ مذهبی با سنی ها و ۳- سازگار شدن با تمام کفار انگلیسی و آمریکائی و غیره و ۴- دشمنی با تمام کسانی است که با این کفار در حال جنگ باشند چه ایران شیعه مذهب باشد یا هر گروه سنی مذهبی.

نکته ی جالب این است زمانی که سنی های آمریکائی بر دمشق و بخشهای زیادی از آن تسلط پیدا کردند به جاهایی چون مزار سیده زینب رضی الله عنها صدمه ای نزدند اما در عوض مدیریت این اماکن را به شیعیان انگلیسی سپردند که مهمترین افتخاراین شیعیان انگلیسی ضد سنّی بودن و لعن و نفرین فرستادن بر ناموس پیامبر صلی الله علیه وسلم و صحابه گرامی است.

این ارتباط و همکاری شیعیان لندنی با سنی های آمریکائی برای مومنین صادق اهل دعوت و جهاد خبر از یک توطئه می دهد، توطئه ای آشکار بر علیه منهج صحیح اسلامی و مومنین اهل دعوت و جهاد.

در جهاد به همراه اهل جماعت عقب نمان

در جهاد به همراه اهل جماعت عقب نمان

به قلم: خالد سیف الله المسلول

جهاد به عنوان اوج قله و بلندای اسلام بعد از ایمان و نماز و اهل جماعت شدن فریضه ای است که به دفاع از قوانین شریعت الله و دارالاسلام و جماعت و اهل آن و سایر مومنین و همچنین برای آزاد سازی سرزمینهای تحت اشغال کفار به عنوان تنها ابزار معرفی شده است.

این یک قاعده ی کلی است که هر گاه قانون شریعت الله بیان شده است دسته ای از کفار در برابر آن قرار گرفته اند و می خواهند مانع آن شوند که دین خدای متعال برای رهایی انسانها از بندگی بندگان و بازگرداندن آنها به بندگی خدای یکتا گام بردارد، اینجاست که این کفار یا باید با قهر الله مثل طوفان و باد و رعد و برق و سیل و غیره نابود شوند یا با قهر و خشونت مومنین با جهاد فی سبیل الله تا راه طاغوت را مسدود کرد و دین خداوند متعال برای رهایی همه بشریت در سراسر زمین حرکت کند و حق به راه خود ادامه دهد.

تا زمانی که در زمین کفر است و تا زمانی که در زمین باطل است و مادامی که در زمین عبادت برای غیر خدا انجام میگیرد که کرامت انسان را ذلیل می کند، جهاد فی سبیل الله ادامه دارد و این «جهاد» بیعتی بر ذمه‌ی هر مؤمنی است که واجب است به آن وفا کند. مَن ماتَ ولَمْ يَغْزُ، ولَمْ يُحَدِّثْ به نَفْسَهُ، ماتَ علَى شُعْبَةٍ مِن نِفاقٍ.(مسلم۱۹۱۰) کسی که بمیرد و جهاد نکند و نیت انجام آنرا نداشته باشد بر شعبه‌ای از نفاق مرده است.

اما جهاد فی سبیل الله صرفاً خیزشی برای  جنگ و درگیری نیست، بلکه قله‌ایست بر پایه ایمان که نمایانگر احساسات و شعائر و اخلاق و اعمال فرد است.

مؤمنانی که خداوند متعال با آنها عهد بسته است، کسانی که حقیقت ایمان در انها نماینگر است، این گروه، مؤمنانی هستند که خداوند با آنها بیعت کرده است و اینها خصوصیات و ممیزات آنهاست، اینها گروهی از مؤمنانی هستند که خداوند متعال به آنها وعده‌ی بهشت داده و جان و مال آنها را خریده تا همراه سنت جاریه الله تعالی گام بردارند.

جهاد در راه خدا در حقیقت برای اعلای کلام الله است : مَن قَاتَلَ، لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هي العُلْيَا، فَهو في سَبيلِ اللَّهِ (۳۱۲۶) که این راه از دوحال خارج نیست؛ یا کشتنِ دشمنان خدای متعال، کسانی که با او جل‌جلاله مخالفت می‌کنند و یا شهادت، پس ای برادران عجله کنید، از قافله مجاهدین عقب نمانید.

جهاد آسان نیست، ای برادران قدر مجاهدین را بدانید، جهاد یک عمل دشوار است، در این راه تکالیف و سختی ها را تحمل نمودن، قربانی دادن با جان و مال و نیاز به خارج شدن از خانه و کاشانه می باشد، پس تنها شخصی می تواند چنین عبادتی را انجام دهد که بر دین الله متعال با اخلاص ایمان داشته باشد و در مقابل دنیا، آخرت را برگزیند و بر الله متعال کاملا اعتماد داشته باشد بنابراین ای جوانان مومن: تحت پرچم جماعت و دارالاسلام ایران و یا تحت پرچم جبهه ی مقاومت تحت پرچم دارالاسلام ایران به میادین جهاد بشتابید و اگر خود نمی توانید خارج شوید در مناطق خود به مجاهدین با اموال و زبان و تبلیغ رسانه ای خود کمک کنید .

این تنها راه انتخاب برای عزت و سرافرازی و دوری از ذلت و عذاب تفرق و اهل تفرق است.

آنچه امثال شیخ ایمن الظواهری به آن نرسیدند

آنچه امثال شیخ ایمن الظواهری به آن نرسیدند

به قلم: محمد اسامه

نکته ی ساده اما مهم و اساسی که بسیاری از اهل دعوت و جهاد به آن نرسیده اند پیام این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم است که می فرماید: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» با جماعت مسلمین و امام آنها باش و در عین حال امر می کند اگر جماعت مسلمین یعنی حاکمیت بر دارالاسلام و رهبر واحد این دارالاسلام وجود نداشت «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[۱]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن.

این فرقه ها چون به دلایل کاملا مشخص و ناشی از فرقه گرائی و مذهب گرائی تمایلی به پیوستن به جماعت و دارالاسلام مسلمین و امام و رهبر آن ندارند اسم فرقه ی خود را گذاشته اند جماعت و بعد دهها فرقه به وجود می آیند و همه اسم خودشان را گذاشته اند جماعت و… و همه نیز شکست می خورند چون: الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[۲] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب. عذابی که الله تعالی آنرا در ردیف عذابهای آسمانی و زمینی مثل زلزله نام برده است و می فرماید: ‏ قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ ‏(انعام/۶۵) بگو : الله می‌تواند که عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد و یا شما را دسته‌دسته و پراکنده کند و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار همدیگر سازد و عذاب و تندی بعضی را به بعضی دیگرتان بچشاند. نگاه کن که چگونه آیات را بیان و روشن می‌گردانیم تا بلکه بفهمند.‏

این واقعیتی است که از ما می خواهد بر اساس شریعت اعمال خود را سازماندهی کرد.

شیخ ایمن الظواهری تقبله الله می گوید: من واقعیت را همانطور که می بینیم می خوانم، چگونه از این مخمصه رهایی یابیم؟ یکی از دلایل شکست انقلاب های موسوم به بهار عربی، نادیده گرفتن این حقیقت می باشد که راه طولانی و دشوار است و همزیستی با باطل و طاغوت شایسته نیست، این راه نیاز به فداکاری های عظیم دارد و باید برای هجرت و آزار و اذیت، کشتار و اسارت ها آماده شد، راه پیروزی راه آن جماعت هایی نیست که فرزندانشان را برای لذت بردن از وظایف و سود با جنبه های دینداری در تفاهم و صلح با طواغیت ظالم تربیت می کنند، آن “گروه‌هایی” که جوانان خود را به این باور پرورش دادند که از طریق همزیستی با طواغیت و کار کردن بر اساس (قانون اساسی، قوانین، و سازمان‌های امنیتی آنها) از اسلام حمایت کنند .

متأسفانه این جماعات و انقلاب ها، شکست و ناتوانی روش‌های خود را در دفاع و مقاومت در برابر باطل و ضلالت و جنایات طواغیت آشکار کردند و جماعت‌هایی که جوانان خود را بر عدم براءت و بیزاری از طواغیت تربیت کردند، به زودی خسارت دین و دنیا آنها را در خواهد گرفت .”

شیخ ایمن الظواهری در مورد اهل تفرق و فرقه بازها صحبت می کند و آنها را نقد می کند ای کاش اهل جماعت می شد و مثل جهاد اسلامی فلسطین و حماس و… جهاد خود را به پیش می برد و اینگونه خودش هم اسباب بازی دست دیگران نمی شود.

عزت مسلم و جوانمردی عرب و یقین مجاهد فی سبیل الله … کلماتی که نیاز به عمل دارند، ای اهل جماعت، قوی باشید که باذن الله الواحد الاحد، با آمریکا و صهیونیستها و متحدینشان نبردی چون حطین و عین جالوت در پیش داریم …


[۱] متفق علیه / البخارى (۳۶۰۶ ، ۷۰۸۴) ومسلم (۱۸۴۷)

[۲]  مسند أحمد،  4/ 278 مسند الكوفيين بقية حديث النعمان بن بشير (حديث رقم: ۱۹۳۵۱ )/ الألباني، السلسلة الصحيحة ۶۶۷ 

دستگیری ماموستا سید محمد محمدی میراولی توسط نیروهای امنیتی ایران و غوغاسالاری رسانه ای

دستگیری ماموستا سید محمد محمدی میراولی توسط نیروهای امنیتی ایران و غوغاسالاری رسانه ای

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

ماموستا سید محمد محمدی میراولی اهل روستای میراولی و امام جمعه و جماعت سابق مسجد عمر بن خطاب (رض) تازه‌آباد سریاس پاوه روز سه‌شنبه ٤ دی‌ماه ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی کشور بازداشت شد و دیدیم که تمام رسانه های مجازی سکولار و شبکه های معلوم الحالی چون کلمه و غیره شروع کردند به سرو صدا که یک ماموستای اهل سنت به خاطر مخالفت با تشیع و نقد حاکمیت دستگیر شده است و…!

قبل از هر چیزی لازم است بدانیم که این ماموستا دارای چه منهجی است:

ماموستا محمدی میراولی به عنوان معرفی خود در کانال رسانه ایش می گوید: ما غیر از اخبرنا و حدثنا چیز دیگری نمیدانیم و نمیخوانیم و نمیخواهیم و نمیگوییم و همین برای ما بس است . ان شاء الله.

اما همین ماموستا:

  • در دی ماه ۱۴۰۱ش اغتشاشات جبهه ی «زن، هرزگی، فاحشگی» را به همراه چند ماموستای دیگر «اعتراضات شرعی و قانونی ملت ایران» معرفی می کند؛ در حالی که برای همه روشن و واضح و اشکار است که این اغتشاشات توسط کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی سازماندهی و مدیریت می شد و برای جامعه ای سکولار دست به اغتشاش در ایران زده بودند که در این اغتشاشات دارودسته ی منافقین داخلی هم نفاق خود را آشکار کرده و بسیاری از مومنین جاهل را با خود همراه کرده بودند.

آیا هم جبهه ای شدن با کفار جهانی و مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین داخلی جهت تشکیل حکومتی سکولار وحمایت از اغتشاشگران اهل فتنه در «اخبرنا و حدثنا» آمده است؟

  • امام ابوحنیفه را به سبک پیروان فرقه باز حنبلی مذهب کلا جزو مرجئه و اهل رای و خارج از اهل سنت و جماعت معرفی می کند و می گوید: مذاهب معتبر نزد ما فقط سه مذهب حنابله، مالیکه و شوافع است و در اصول وفروع از احمد ن حنبل و متقدمین حنابله تقلید می کنیم
  • قول امام احمد بن حنبل را می آورد که تمام جهمی ها علی التعیین کافر هستند و بعد، مجاهدین حنفی مذهب طالبان را «افیونی های جهمی ماتریدی زندیق» معرفی می کند و به این شکل علی التعیین تمام طالبان را تکفیر می کند
  • می گوید: لعنت الله و رسول و ملائکه و جن و انس بر سلفیت معاصر با تمام طیفهایش و بر تک تک امیران و سربازان جماعات جهادی بلاء استثناء، الله رویشان را سیاه و رسوای دنیا و آخرتشان گرداند که چگونه با منهجی فاسد با روحیه و احساسات و حماسه اینهمه جوان بازی کردند و به کشتنشان دادند.

قصد پاسخ به دیدگاههای این شخص را ندارم اما لازم است بدانید: بر اساس رای تمام مذاهب اسلامی اگر کفار سرزمین مسلمین را اشغال کنند جهاد بر آنها و در صورت ناتوان بودن آنها به صورت دایره وار بر تمام مومنین فرض عین می شود مثل نماز. آیا قرنهاست و همین الان کفار سرزمنیهای مسلمین را اشغال نکرده اند؟ چگونه بر تک تک امیران و سربازان جماعتهای جهادی بلاء استثناء لعنت میفرستد و…؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ يُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَيْرًا يُفَقِّهْهُ فِي الدِّينِ، وَلَا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. [۱]کسی که الله برایش خیر تصمیم می‌گیرد، در دین فقیه و صاحب درک و فهمش می کند. و پیوسته  و همیشه بخشی از مسلمانان بر اساس حق  جنگ مسلحانه می‌کنند و تا روز قیامت بر مخالفین خویش غالب و چیره‌ هستند.

این شخص مشخص کند الان این بخش از مومنین مجاهد مسلح کدامها هستند؟ چون قطعا همیشه و پیوسته تا روز قیامت هستند و الله هم اینها را دوست دارد چون می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف/۴) آیا لعنت کردن کسانی که الله آنها را دوست دارد بدون مجازات می ماند؟

جالب است بدانید این شخص که اینگونه جاهلانه به ائمه و مجاهدین و منهج اهل سنت و جماعت می تازد و علی التعیین طالبان را تکفیر می کند و…. حتی یک نقد هم در مورد احزاب سکولار و کافر ندارد و جالبتر اینکه حتی یک نقد هم در مورد تشیع و حکومت ایران هم ندارد و اینجاست که متوجه می شویم که علت دستگیر شدن این شخص تکفیری نه نقد تشیع است نه نقد امور حکومتی ایران بلکه ذات تکفیری بودن این شخص عامل دستگیری او شده است.


[۱]– مسلم ۱۰۳۷

پیوستها:

انقلابیون یمن «سوریهٔ جولانی» را ضرب المثل «ذلیلی و مزدوری» کردند

انقلابیون یمن «سوریهٔ جولانی» را ضرب المثل «ذلیلی و مزدوری» کردند

کاتب: مسعود سنه ای

اگر دست و پا زدنهای شکست خورده های روحی طرفدار جولانی در فضای مجازی را می بینیم که با عذرتراشی ها و حکمت تراشی های بدتر از گناه در حال ماست مالی کردن انحرافات و خیانتهای جولانی نست به اهداف جهاد سوریه و سکوت در برابر اشغالگری های آشکار آمریکا و ترکیه و صهیونیستها در سرزمین سوریه و چرخش آشکار جولانی به سمت لیبرالیسم غربی به جای تشکیل حاکمیتی اسلامی هستیم، اما خارج از این منظومه ی خیالی، جهانیان با چهره ی واقعی جولانی آشنا شده اند و جولانی و گروهش بدون شک اعتباری نزد اهل دعوت و جهاد راستین ندارند.

اهل دعوت و جهاد راستین بیشتر از ۱۲ سال است که به صورت مستمر اعلام کرده است که جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو در حال جنگ است نه فی سبیل الله؛ و کسانی چون شیخ ابومحمد المقدسی هم بارها شهادت داد که جولانی جاسوس ترکیه است و جهت مصالح ترکیه و اسرائیل فعالیت می کند.

امروز این واقعیت برای کم هوشها نیز آشکار شده است.

حزام الاسد، از اعضای دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن یکی از چهره های معروف خارج از مذاهب اربعه است که آشکارا جولانی و سوریه ی تحت فرمان او را ضرب المثل ذلیلی و خواری و شکست و زبونی نشان داد.

 حزام الاسد چند روز پیش خطاب به نتانیاهو در حساب کاربری خود در ایکس نوشته بود: تا زمانی که تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه متوقف نشود، عملیات ما متوقف نخواهد شد. وی در ادامه افزود: نتانیاهو خواهد دانست که رؤیای خاورمیانه جدید چیزی جز تهدید برای او رژیم صهیونیستی نیست.

ما در نبردی گسترده و همه جانبه در تقابل با رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس هستیم و گزینه‌های بسیاری را در اختیار داریم .دشمن صهیونیستی باید منتظر پاسخ ما به تجاوز علیه یمن و البته با شدت قوی‌تر باشد.

این شخصیت انقلابی یمن در تازه ترین پیام خود می گوید: دشمن اسرائیلی باید بفهمد که «یمن»، «سوریهٔ جولانی» نیست!

این یک واقعیت است و کسی که حتی مسلمان هم نباشد اما مردم و وطنش را دوست داشته باشد می داند که جولانی در چه جایگاه ذلیلانه و خائنانه ای قرار گرفته است که تنها نظاره گر نابودی زیر ساختهای کشورش و نظاره گر اشغالگری های خارجی هاست.