حزب التحریر در جایگاهی هست که ا.ا.ا را به خاطر عدم جهاد با کفار حربی سرزنش کند؟
به قلم: عنایت الرحمن مهاجر
بعد از این سخن مولوی عبدالکبیر معاون سیاسی ریاست الوزراء ا ا ا یکعده چادر پوشان تحریری اعتراض دارند که اگر افغانستان با اسرائیل سرحد ندارد با چین که کافر حربی است سرحد دارد چرا با اینها وارد جنگ نمیشود؟ نمیدانم اینها چیزی بنام وجدان در درون شان دارند یا خیر؟ در بیست سال گذشته که کشور ما تحت اشغال آمریکا و ناتو قرار گرفته بود و جهادِ که مانند نماز و روزه فرض عین گشته بود و در پشت دروازه های ما رسیده بود اینها کجا بودند؟ چرا شوق جهاد شان خفته بود؟ اون زمان پول و پیسه و زندگی راحت خوش شان میامد و با خیلی سخن اندک خود و دیگران را فریب میدادند که ما مبارزه سیاسی میکنیم. ولی امروز کسانی را طعنه ترک جهاد میدهند که در گذشته امتحان شان را داده اند اگر امروز هم زمینه مساعد شود پیشتازان میدان معرکه همین ها خواهد بود _بإذن الله تعالی_ نه تحریری های مفت خور. اگر میگویند جهاد بعد از تاسیس دولت اسلامی و به دستور امیر مسلمان ها صورت میگیرد، ا. ا. ا. نیز دارای یک دولت اسلامی بود که بعد از حمله ناتو سقوط کرد، و هم امیر داشت که ایشان ( لوی ملا صیب رحمه الله ) حکم جهاد را به فتوای ۵۰۰ تن علماء جید کشور صادر نمود چرا به فتوایش لبیک نگفته مرتکب ترک فرض شدند؟ خوب گذشته که گذشت اگر دیروز وجدان های شان مُرده بود و از شوق جهاد آگاهی نداشتند امروز برایشان فرصت مساعد شده است، تیتیپی از خود امیر دارد، ساحه تمکین دارد بروند پیوست شوند و گذشته شان را جبران کنند. اما این را همه میداند که این غیرت در وجود این ها نیست ضرب المثل مشهورِ داریم که زهر را زهرخور میخورد جهاد و مبارزه کار هر فاسق و فاجر نیست میدان معرکه ایمانِ میخواهد که در وجود اینها نیست.
پیام دکتر شفیق الرحمن امیر جماعت اسلامی بنگلادش بعد از بیرون راندن دیکتاتور سکولار از کشور
ستایش خدایی را که بنگلادش عزیزمان را در ازای خون صدها شهید از چنگ دیکتاتور آزاد کرد. از دانش آموزان، معلمان، فرهنگیان، روزنامه نگاران، حقوق دانان، شاعران، نویسندگان، جامعه مدنی و افراد مختلف از مشاغل و احزاب سیاسی کشور به خاطر نقش بی نظیری که در موفقیت این جنبش داشتند، تشکر و قدردانی می کنم. اینجانب احترام عمیق و نهایت افتخار خود را برای کسانی که جان خود را در راه این نهضت فدا کردند ابراز می دارم و به خانواده های آنان تسلیت و همدردی عمیق می نمایم. برای مجروحان نیز آرزوی شفای عاجل دارم. ملت از جوانان ما به عنوان قهرمان یاد خواهد کرد. ملت از ارتش سرافراز و دلاور ما به خاطر نقشی که با ایستادگی در کنار مردم برای کشور و مردم ایفا کرد تشکر می کند.
در این شرایط، از رهبران و فعالان جماعت اسلامی بنگلادش در همه سطوح، دانشآموزان، معلمان، والدین، احزاب سیاسی و مردم در همه سطوح میخواهم که با صبر و حوصله با این وضعیت برخورد کنند و همه باید با این وضعیت برخورد کنند. مراقب امنیت اماکن مذهبی، منازل و اموال پیروان ادیان مختلف باشیم.
همه باید مواظب باشند تا هر جنایتکاری باعث ایجاد شرایط ناگوار در کشور نشود. ما باید برای ساختن یک کشور زیبا، جامعه و دولت متحد جلو برویم.
خداوند یاور است.
– دکتر شفیق رحمان – امیر جماعت اسلامی بنگلاد
……….
پیامی از یک جوان مسلمان بنگلادشی به مسلمین
بسم الله الرحمن الرحيم
ای امت اسلام… شاید شما خبر دارید که در چند روز گذشته در کشور عزیزمان بنگلادش، قیام علیه دولت دیکتاتور و ظالم «خانم شیخ حسینه» به وقوع پیوست.
او ظلم و ستم و شکنجه و اعدام و قتل و تبعید و محروم کردن و زندانی کردن صدها هزار نفر از سیاستمداران مخالف، از جمله علمای دین و مصلحان و دانشجویان و مبلغان دینی را از پانزده سال پیش به این سو انجام داده است.
این دیکتاتور به «قاتل علمای دین» معروف است؛ چرا که دستهایش به خون علمای دین و دانشجویان مدارس دینی از سال ۲۰۱۳ میلادی آلوده شده است. از همین سال علمای دین قیام علیه او را رهبری کردند و از آن زمان زندانهای او پر از علمای دین شده و بسیاری از آنها در زندان جان باختهاند.
او تحت نفوذ و حمایت دولت مشرک هند بود و طی این مدت حقوق انسانی و آزادیهای فردی را از مردم سلب کرد. سطح اقتصادی کشور به حدی افت کرد که کشور تقریباً به فقر مطلق رسید.
الحمدلله، پس از قیام مداوم و شجاعانه مردم، به ویژه دانشجویان، امروز این دیکتاتور ظالم به هند فرار کرده و کشور ما دوباره آزاد شده است.
………
ما هم امیدواریم مسلمین بنگلادش به این درجه از بلوغ منهجی رسیده باشند که یکبار برای همیشه به سکولاریسم و سکولاریستها لگدی جانانه بزنند.
وقتی حرکات دسته های مختلف مکتب قرآن کوردستان در برابر همدیگر و سایر مسلمین را می بینم یاد خاطره ای از دوران کودکیم افتادم: در منطقه ما مثل غالب بلاد کوردستان دو فرقه خیلی محکم و غیرمستقیم پشتوانه داری دینی بنامهای دراویش و تصوف وجود داشتند و مسلمانانی بدون این دو نام بسیار کم بودند این دو فرقه هردو مخلصانه برای خدا ولی ظاهرا برای اربابان خویش عبادت خود را انجام میدادند.
بارها و بارها بدلیل خودحق پنداری، باهم درگیرهای فیزیکی سخت و خشن انجام میدادند. و یکبار که پنج شش ساله بودم در روستای ما طبق معمول جنگ درویش و صوفی اوج گرفت چند نفر این میان از دوطرف سخت مجروح شدند تا جایی که یکی به حالت بیهوشی رفت.
چند نفر بیطرفی که واقعا هیچ گرایشی نداشته و بیطرف کامل بودند به میانجیگری آمده و دوطرف قضیه این این میانجیگرها را با چوب و چماق تا حد بیهوشی بردند. بعد از سالها و حال هم از تک تکی از طرفین که گاهگداری در مهمانیها و یا جاهایی که بهم میرسیم ،میپرسم راستی دلیل اون همه کشمکش وجنگ و دعوا چی بود ،این کلمه وجه اشتراک جوابی هر دوست خیلی با کمال معذرت ازخدمت همگی،،کۆرە نەفامی،بیسه وادی ،گەوجی،، و همه این دغدغه را دارن ،،داخم خۆا بمانۆەخشێت،، یکیشون که الان محدوده سنی ۷۵ تا ٨۰سالگی را داشته و خیلی ندامت قلبی دارد به حضور این افراد رفته و ازشان حلالیت میطلبد.
بلاتشبیه و بدور از شخصیت بزرگواران،قضیه مکتب قرآن هم حال چنین حالی دارد، چرا بجان هم افتادن نوعی شگرد و شاهکار شده ،چرا مکتبیها فقط خصلت دشمن شادکردن را در درون خود میپرورانند؟
کاری نکنیم زمانی مثل آن پیرمرد ٨۰ساله به عذرخواهی بیافتیم شاید عمر ما کفاف ندهد
چرا هرکسی به فکر بایکوت و سرکوب طرف مقابل است؟
این کارها را نکنیم ،دشمنان درون و برون خود را شاد نکنیم کاکه احمدی باشیم
این بزرگوار جمله گرانقدر دارند که سالیان درازیست در ذهن و قلبم جولان میدهد(کێ خزمەتکارتربێت ئەوە لاێ خۆاوە خۆشەویسترە) دعای خیر این بزرگوار ،این مرد خدا برای دشمنانش هم زیاده تا چه رسد به دوستان. از ته دل برای همه دعا کنیم، این بینش کاکه احمدیست
واقعا این راه کاک احمد است؟ این مکتبی بودن هست؟
مکتبی بودن پسوندی هم دارد متاسفانه برداشته شده خیلی از بازاریان بدون این پسوند کاسبی خود را میکنند، مکتب قرآنی بودن ؛ واقعا آیا بینش شاگردان قرآن اینست؟
………………….
جنگ بین مکتبی ها بسیار سخت تر و عجیب تر از جنگ صوفی و درویش است… دعوای درویش و صوفی بر این بود که هرکدام ادعا می کرد او بیشتر پیرو حق است… اما در دعوای مکتبی ها یک طرف با ادعای دفاع از حق است و دیگری می گوید من خودم خود حق هستم و نمی خواهم از حق دفاع کنی…!!! دیگری هم پیوسته تکرار می کند: من باید از حق دفاع کنم….
سخنی کوتاه با زخم زبان رسانه ی نیمه رسمی «حکمرانی نئوطالبان» در خصوص ترور اسماعیل هنیه به دارالاسلام ایران
به قلم: مولوی عبدالرحمن براهویی
رسانه ی«حکمرانی نئوطالبان» رسانه ای مجازی نمیه رسمی در ا.ا.افغانستان است که بعضی از شخصیتهای حکومتی و صاحب نظر ایران و افغانستان در امور افغانستان در آن حضور دارند. این رسانه در آخرین پست خود آورده است:
“در افغانستان انتقادها از ایران به علت ترور هنیه و تامین امنیت مهمان مجاهد بالا گرفته این چهارمین مهمان مجاهد مهم ضد آمریکایی است که در خاک ایران ترور میشود .به نوعی ایران مکلف است پاسخ محکمی به ترور مذکور بدهد بحث بر سر حیثیت نظام ایران است.”
رسانه ی نیمه رسمی محترم:
می دانی که ایران چند دهه است با آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال جهاد است و هنوز هم در حال جهاد است و اینکه کشوری در حال جنگ افرادی مجاهد در آن ترور شوند و او هم افرادی از دشمن را در سرزمینهای مختلف ترور کند امری عادی است.
اگر این ترورها حیثیت ایران را لکه دار کند به نظر شما ترور الشیخ دکتر ایمن الظواهری تقلبه الله رهبر القاعده در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۲ توسط آمریکا در منزل سراج الدین حقانی وزید داخله نئوطالبان زمانی که مهمان او بود باعث بی حیثیتی نیست؟
آیا نئوطالبان حتی اجازه داد که این قتل و ترور آشکار الشیخ دکتر ایمن الظواهری تقلبه الله رهبر القاعده، این شخصیت جهادی بین المللی، آشکار شود؟ آیا خودشان بر آن نماز خواندند؟ آیا اجازه دادند مردم بر آن نماز بخوانند؟ آیا جسد او بر اساس شریعت اسلام کفن و دفن شد؟ مُلا محمد عمر رحمه الله با شیخ اسامه بن لادن تقبله الله چگونه معامله کرد و این نئوطالبان با جانشین شیخ اسامه چگونه معامله کرد؟
اگر این ترور کور دکتر اسماعیل هنیه تقبله الله حیثیت ایران را لکه دار کند به نظر شما حملات آشکار هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا و حکومت سکولار پاکستان در ترور مجاهدین و خانواده هایی که مهمان طالبان هستند و از وزیرستان شمالی پاکستان و مناطق قبایلی آمده اند چه بر سر حیثیت و غیرت حاکمیت کنونی نئوطالبان بر افغانستان می آورد؟
اگر به قول شما ایران پاسخ محکمی به این ترور بدهد باعث اعاده حیثیت برای ایران می شود، پس نئوطالبان کنونی چه زمان در برابر ترور الشیخ دکتر ایمن الظواهری تقلبه الله رهبر القاعده و دهها مهمان دیگر خود که توسط آمریکا و حکومت پاکستان ترور شده اند و ترور می شوند حیثیت برباد رفته ی خودش را برمی گرداند؟ مگر اینها مهمان نئوطالبان نبوده و نیستند؟
این را بدان که هیچ وقت نئوطالبان کنونی حیثیت رفته ی خودش را نمی تواند برگرداند، چون بر اساس معامله با آمریکا و قراداد دوحه قادر به این کار نیست؛ پس امثال شما در جایگاهی نیستید که در این زمینه به ایران که در صف مقدم جهاد با آمریکا و رژییم صهیونیستی و متحدین جهانی و منطقه ای آنهاست زخم زبان بزنید و ایران را به تمسخر بگیرید.
بدر الدين العینی الحنفی صاحب کتاب «عمدة القاري شرح صحيح البخاري» در شرح آیه ی : قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ ۖ (توبه/۵۲) بگو : آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی انتظار دارید: (یا پیروزی و غنیمت در دنیا ، و یا شهادت و بهشت در آخرت) می گوید: فيه معنى: الحرب سجال، جنگ رقابت و کشمکش است، تارة لنا وتارة علينا، ففي غلبتنا يكون الفتح، وفي غلبتهم تكون الشهادة. یکبار برای ماست و یکبار بر علیه ما، پس در پیروزی ما فتح است و در غلبه ی آنها برای ما شهادت است. [۱]
پس: أنَّ الحَرْبَ سِجَالٌ.[۲] و ایران در جنگ است و دشمنان متوجه شده اند که در مورد ایران دوران بزن در رو تمام شده، بزنند می خورند، و باذن الله همه خواهیم دید که این دشمنان برای زدن دکتر هنیه تقبله الله چگونه می خورند و دارالاسلام ایران در خونخواهی این مجاهد جبهه مقاومت که خودش هم بخشی از این جبهه است چگونه وارد عمل خواهد شد.
[۱] العيني، بدر الدين، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج۱۴ ص۱۰۱
در حالی در ادلب و مناطق تحت کنترل گروه جولانی کمونیستها و سکولارهای لیبرال آزاد هستند و حتی در حکومت انقاذ تحت کنترل گروه جولانی حضور دارند، و در حالی که نصیری ها آزاد هستند اما روشنفکران و آزادیخواهان اهل سنت در یک زندان بزرگ به نام ادلب زندگی می کنند و یا توسط دارودسته جولانی دستگیر و وارد زندان اصلی گروه جولانی می شوند. خانواده های این زندانیان به همراه سایر مردم چندین ماه است به خیابانها ریخته اند و بر علیه جولانی شعار می دهند و خواهان آزادی علماء و نزدیکان خود هستند. در این زمینه شیخ عبدالرزاق المهدی بزرگترین شیخ ادلب می گوید: قال رَسُولَ اللهِ ﷺ “اللَّهُمَّ مَنْ وَلِيَ مِنْ أَمْرِ أُمَّتي شَيْئًا فَشَقَّ عَلَيْهِمْ فاشْقُقْ عَلَيْهِ، وَمَنْ وَلِيَ مِنْ أَمْرِ أُمَّتِي شَيْئًا فَرَفَقَ بِهِمْ فَارْفُقْ بِهِ” (مسلم عن عائشة رضي الله عنها) رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «خداوندا، هر کس به امری از امت من سپرده شود و بر آنان سخت باشد، بر او سخت باش و هر کس به امری از امت من سپرده شود و نسبت به آنان نرمی و مدارا کند، با او نرمی کن».(مسلم از عایشه رضی الله عنها)
ما از رهبری هیئت تحریر الشام می خواهیم که همه مظلومان، زندانیان عقیدتی و کسانی که در ارتباط با تظاهرات دستگیر شده اند را آزاد کند. دستگیری برخی از افراد با نفوذ مشکل را حل نمی کند، بلکه کار را پیچیده می کند. همانطور که می دانید پس از آزادی شیخ ابوالولید حنفی، ابو شعیب المصری، عصام خطیب و دیگران از سرعت تظاهرات کاسته شد و تعداد تظاهرکنندگان کاهش یافت و دیگر شاهد تظاهرات زنان نیستیم. هنگامی که ابو شعیب، ابوالولید، شهم العلوان، الشریف ابو عبدالهادی و دیگران دوباره دستگیر شدند، سرعت تظاهرات افزایش یافت، تعداد تظاهرکنندگان افزایش یافت و زنان به تظاهرات بازگشتند همسران خواستار شوهر شدند پس ای بندگان خدا از خدا بترسید و بر نگرانی ها و مصیبت های این مردم داغدیده اضافه نکنید!!”
اما نه تنها شیخ عبدالرزاق المهدی بلکه تمام مناطق تحت کنترل جولانی و درع فرات و غیره به مصیبت مردم این مناطق اضافه کرده اند و همه می دانند که هم اکنون از کانال درع فرات و جولانی سرزمینشان به اشغال آمریکا و ناتو در آمده است. چون با چشم سر تانکها و نفربرها و سربازان ترکیه ( ناتو) و آمریکا را می بینند و می بینند که برای اهداف آمریکا و ناتو قربانی می شوند.
زنان زندانی در سرزمینهای اشغالی ناتو و تحت حاکمیت جولانی
به قلم: مجاهد مهاجر
بخشهایی از شمال و شمال شرق سوریه به واسطه ی گروههای مختلف سکولار و غیر سکولار میان اهل سنت به اشغال مستقیم آمریکا و از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه به اشغال ناتو درآمده است. در این سرزمینهای اشغال شده شما آشکارا می توانید تانکها و نفربر ها و نیروهای زمینی آمریکا و ناتو را ببینید. در ادلب هم نیروهای ترکیه آزادانه گردش مب کنند و از مزدورانشان در برابر مجاهدین و حکومت بشار اسد و متحدینش حمایت می کنند. ادلب که تحت سلطه دارودسته جولانی است مرتکب ظلمهای بی شماری شده است و زندانها را پر از آزادیخواهان زن و مرد میان اهل سنت کرده است. مردم بیدار شده اند و متوجه هستند که به نام انقلاب فریب خورده اند و در اختیار سیاستهای آمریکا و ناتو قرار گرفته اند به همین دلیل ماههاست راهپیمایی های علنی را بر علیه گروه مافیایی جولانی شروع کرده اند. در این میان دختران و زنان ریادی هم دستگیر و زندانی شده اند . شیخ عبدالرزاق المهدی در مورد این زندانی های زن می گوید:
زنان نباید دستگیر یا زندانی شوند، مگر در موارد معدودی و برای مدتی که طولانی نباشد، به خصوص اگر بین ۱۵ تا ۳۵ سال سن داشته باشند. همچنین مرد بودن بازپرس یا زندانبان جایز نیست. زندانیان انسان هستند و معصوم نیستند و زنان زندانی هم شاید دچار حرام شود!! ما و مردم در مورد آزار و اذیت و تجاوز، حتی اگر اندک باشد، شنیدیم. برخی از دادگاه ها این روزها حکم بازداشت و حبس طولانی مدت برخی از زنان را صادر می کنند… ماه ها یا سال ها!!
توضیح اینکه: دستگیری زنان و یا محکوم کردن آنها به حبس های طولانی در زمان پیشینیان هرگز اتفاق نیفتاده است، بلکه اختراع آن توسط ظالمان شرق و غرب بوده و ظالمان اعراب آن را از آنها گرفته اند، لذا آن را در دادگاههای دستساختهشان اجرا کردند، و دادگاههای شرعی این روزها تحت تأثیر آن بودند.
اصل اساسی در مورد بازداشت زنان این است که فقط در مواردی و برای مدتی باشد که طولانی نباشد. معلوم است که قصاص و مجازات و مجازات مستلزم بازداشت طولانی مدت نیست. پس از اثبات محکومیت با ادله شرعی، یا قصاص یا مجازات یا مجازات شلاق و مانند آن است و زن به خانه خود باز می گردد. شوراهای قضایی شرعی باید در موضوع بازداشت زنان تجدید نظر کنند و با در نظر گرفتن مفاسد ناشی از بازداشت طولانی مدت زنان به ویژه دختران، به آنچه که فقهای قدیم ملت تصمیم گرفته اند، عمل کنند، به خصوص که در عصری هستیم” این گواهی بزرگترین شیخ موجود در ادلب است . این چیزی است که امثال ابوقتاده جاسوس اردن و ملافتاحی و گروهش و مجازی های ناامید و به بن رسیده ی طرفدار جولانی قصد پنهان کردن آن را دارند.
سکولار، سکولار است، رنگ و نژاد ماهیت آنرا عوض نمی کند؛ اینجا سومالی است و کشف حجاب اجباری مسلمین
به قلم: م. بدخشانی
اینجا جوبالاند است در کشور اشغال شده صومالي است که ملیشیات سکولار مرتد حکومت سکولار صومالي تعلیم دیده نزد سکولارهای آمریکایی حجاب خواهران مسلمان را جمع کردن به آتش انداختن.
سبحان الله تعدادی جاهل میآیند باز میگویند جهاد صومالي برادر کُشی است! در صومالي تمام کفار سکولار از کشورهای مختلف آفریقا و از کشورهای اروپا و مرتدین سکولار ترکیه و مرتدین سکولار امارات متحده به قیادت آمریکا وارد صومالي شدند و میخواهند که القاعده را از صومالي نابود کنند، چون القاعده در صومالي صدفيصد به شرع الله حکم میکند! اما این طواغیت ملل کفر نمیخواهند شرع الله حاکم باشد در بلاد مسلمین
جنگ صومالي و شرق آفریقا که تنظیم قاعدة الجهاد (القاعده) آن را رهبری میکند، جنگِ کفر و اسلام هست، جنگِ توحید ضد سکولاریسم است!
ای امت غافل: اگر خودتان جهاد کرده نمیتوانید، با حرف های زهرآلود تان مسلمانان دیگر را از جهاد منع نکنید، بیایید از نزدیك مجاهدین را ببینید وضعیت منطقه را ببینید باز میدانید که جهاد صومالي بین حق و باطل است!
والله العظیم جهاد صومالي بهترین جهاد است، این مرتدین سکولار که شما آنها را برادر میگویید بار اول نیست که این کار را میکنند، بارها حجاب مسلمات را منع کردند و مسلمات را بخاطر حجاب شکنجه کردند، در مساجد مسلمین را شکنجه کردند؛ مسلمانان بیگناه را شهید کردند!
سکولار، سکولار است، رنگ و نژاد ماهیت آنرا عوض نمی کند
جماعة نصرة الإسلام و المسلمين با یک کمین محکم نیروهای مزدور بورکینیایی را در روستای کودالا هدف قرار دادند که کم از کم ۴ تن از نیروهای مزدور بورکینیایی کشته شدند و مجاهدین ۴ سلاح کلاشینکف و دو سلاح شکاری بغنیمت گرفتند.
ولایه افغانستان : با پایبندی به توافقنامهی دوحه اگر افغانستان هممرز فلسطین هم بود کاری ازش ساخته نبود!
به گزارش خبرگزاری ایسنا، معاون سیاسی رئیسالوزرای حکومت افغانستان که برای شرکت در مراسم تحلیف رئیسجمهور جدید ایران به تهران سفر کرده بود، در مورد قضیه فلسطین اظهار داشت: «افغانستان همراه با جمهوری اسلامی ایران از مردم مظلوم غزه حمایت میکند و چه بسا اگر با رژیم اشغالگر مرز مشترک داشتیم، در دفاع از مردم مظلوم غزه وارد جنگ با صهیونیستها میشدیم».
معاون سیاسی رئیسالوزرا این حرفها را زمانی بیان میکند که توافقنامهی دوحه و موجودیت برخی افکار سیاسی غیرشرعی چنان دستهای حکومت افغانستان را از عقب بسته است که حتی اگر افغانستان به جای فلسطین نیز میبود، نمیتوانست اقدامی علیه دولت یهود انجام دهد.
امریکا در پیمان دوحه از حاکمان فعلی افغانستان تعهد گرفته که « به هیچ یک از اعضایش، سایر افراد و گروهها از جمله القاعده اجازه نخواهد داد که از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش استفاده کنند.» امریکا با این توافقنامه متحدان خود را از خطر مصئون ساخته و دولت یهود بزرگترین شریک و متحد استراتژیک امریکا در قلب سرزمینهای اسلامی است.
بنابراین، در پایبندی به توافقنامه دوحه، اگر افغانستان هم مرز با فلسطین نیز بود، استدلال حاکمان آن متفاوت از حاکمان مصر و اردن نمیبود. این کشورها باوجود توانایی بیشتر نظامی نسبت به افغانستان، برای عدم نصرت مردم فلسطین به مصلحتهای اقتصادی و توافقنامههای سیاسی خود استدلال میکنند. مصر در سال ۱۹۷۸ معاهده صلح کمپ دیوید را با اسرائیل امضا کرد و اردن در سال ۱۹۹۴ پیمان وادی عربه را به امضا رساند که بر اساس آن تعهد کردند که خطری برای اسرائیل متوجه نخواهد شد.
مورد دیگری که دستهای حکومت افغانستان را برای تطبیق همهجانبهی اسلام و نصرت مظلومین بسته است، سیاست خارجی «پراگماتیک و اقتصادمحور» آن است.
در این سیاست ارزشهای اسلامی تضعیف شده و منافع ملی و روابط اقتصادی ارجحیت دارد. دقیقاً اقتصادمحوری، منافع شخصی و ملی است که کشورهای هممرز با فلسطین را به خیانت با مسلمانان غزه واداشته است. امریکا برای اردن و مصر برای تأمین امنیت اسرائیل کمک مالی میکند و لبنان و سوریه بر مبنای استدلال منافع ملی و سیاست اقتصادمحور به خیانت خود ادامه میدهند. این در حالی است که اسلام سیاست خارجی را مبتنی بر حمل اسلام از طریق دعوت و جهاد قرار داده است.
هیچ عذری نمیتواند حکام سرزمینهای اسلامی را از نصرت مسلمانان مظلوم فلسطین بازدارد. اگر واقعاً نداشتن مرز با فلسطین عذری برای کمک نکردن با آنها باشد، باید توجه کرد که افغانستان با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان نیز مرز دارد، جایی که بر شعائر اسلامی تحریم وضع شده و مسلمانان به خاطر اسلام در زندانها انداخته و شکنجه میشوند. حتی زنان و دختران مسلمان تاجیک که حکومت تاجیکستان به رفع حجابهایشان حکم کرده و آنها به سوی افغانستان «وا معتصماه» گونه صدا میزدند! ما با ترکستان شرقی نیز مرز مشترک داریم، سرزمینی که توسط چین کمونیست اشغال شده و همچون دولت یهود بر مردمانش ظلم و تجاوز صورت میگیرد، اما حکومت افغانستان میگوید به سیاست «چین واحد» متعهد است و از هیئتهای چینایی به گرمی استقبال میکند.
بنابراین، اگر حُکام افغانستان تقوا پیشه نکنند و از الفاظ دیپلوماتیک و میانخالی دست برندارند، بسیار زود به کاروان سایر حُکام سرزمینهای اسلامی خواهند پیوست. از شیوه استدلال سایر حُکام – که با مردم خود مکر میکنند – باید حذر نمود و از مکر الله متعال باید ترسید که الله متعال بهترینِ مکرکنندگان است. باید دانست که همانطور که نصرت مظلومین بر اهل قدرت فرض است، تأسیس خلافت نیز بر آنها فرض میباشد و دولت خلافت مانند قلعهای مستحکم، از خون و حریم مسلمانان دفاع خواهد کرد.
بنابراین، مسئولیت شرعی اهل قدرت این است که هر میثاقی را که با میثاق الله سبحانه وتعالی در تناقض است، بشکنند و به تأسیس خلافت راشده ثانی اقدام نمایند تا الله متعال آنها را یاری کرده و گامهای شان را استوار سازد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ [محمد: ۷] هان ای کسانی که ایمان آوردید! اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا (هم) یاریتان میکند، و گامهایتان را استوار میدارد.
هل ينظر اإلخوة المجاهدون في قاعدة الجهاد فيما أدلى به الشيخ أبو قتادة الفلسطيني؟
رسالة غزاوي إلى المجاهدين في القاعدة
بسم الله الرحمن الرحیم
هل ينظر الإخوة المجاهدون في قاعدة الجهاد فيما أدلى به الشيخ أبو قتادة الفلسطيني؟
الحمد الله رب العالمین، اللهُم إني أعوذُ بك من حياةٍ على غفلة ومن وفاة على غرّة ومن مردٍّ إلى حسرة وأسألك العافية من أن أَمَلَّ عافيتك، أو أكفرَ نعمتك أو أنسى حُسنَ بلائك أو أستبدلَ بالسيئة الحسنة.
أما بعد، فقبل كل شيء يجب علينا أن نقدم شكرنا للمجاهدين والمناصرين في قاعدة الجهاد الذين ذادوا عن الجهاد الفلسطيني بعد عملية طوفان الأقصى، التي كتب الله لهم فيها أجراً كبيرا لمواقفهم المشرقة حيث نعيش فترة تحكم الفتن فيها البلاد الإسلامية ويسيطر الكفر على قلوب المسلمين ويسجنها لمنع المجاهدين من الجهاد ضد الصهاينة ومساعدة النساء والأطفال والمؤمنين في فلسطين. إذن فمواقف قاعدة الجهاد محمودة ونسأل الله تعالى أن ينصركم ويبارك دربكم.
ولا يخفى على أحد أن الكيان الصهيوني يواجه اليوم تضامن المسلمين ووحدتهم أكثر مما مضى ويرى تشكيل جبهات متعددة ضده منها عسكرية وسياسية وثقافية ضد الصهاينة، ما كوّنه المسلمون في أنحاء العالم حتى يعدّ ذلك الأمر للكيان المجرم جرس إنذار ليسعى مهرولا وراء تشتيت صفوف المسلمين وفضّ الجبهات المتعددة إذ ينفخ في نار النعرات القبلية والصراعات الوطنية ليشغل المسلمين بأنفسهم ويضعف قدراتهم لاستغلالها ضدهم.
هذا وإنني أتابع مواقف الشيخ أبو قتادة الفلسطيني أو أبو عمر لردهة من الزمن وأرى أنه لا خير في مواقف هذا الرجل للمجاهدين والجبهة المناهضة للصهيونية بل قد يخدم مصالح الصهاينة وسياساتهم شاء الشيخ أم أبى. وأنا أذكر هنا عدة مسائل عن مواقفه مصحوبة بتحليلي الشخصي:
۱)قال أبو قتادة قبل تنفيذ عملية طوفان الأقصى عن المجاهدين وحركة حماس إن هذه الحركة جماعة علمانية ووطنية وأشار إلى أنها تحكم بغير ما أنزل الله! ولكنه يسميها في نفس الوقت جماعة جهادية. أعاد الشيخ بيان هذا الموقف ضد حركة حماس بعد عملية طوفان الأقصى.
بغض النظر عن التباين الواضح في مواقف أبو قتادة حيث يسمي حركة حماس جماعة مجاهدة تحكم بغير ما أنزل الله، هل تدعم مواقف الشيخ حركة حماس التي تعتبر الحركة الجهادية الفلسطينية الوحيدة وتساندها أم تؤدي هذه المواقف إلى إضعاف الحركة؟ هل تجلب هذه الأقول الدعم للمسلمين أم تؤثر سلبا عليهم؟ لا شك أن هذه المواقف والأقول تضعف حركة حماس في هذه الفترة المهمة من التاريخ، التي أدرك فيها العامي والمثقف أنه يجب عليه أن يتجنب مثل هذه المواقف لأنها تخدم الصهاينة وتضرب التيار الإسلامي.
قد يقول قائل إن الشيخ يرى حركة حماس جماعة مجاهدة وقدر جهودها ولكننا نرد على هذا الزعم بأن الناس غير المسلمين في أمريكا وأوروبا نطقوا بهذا الكلام كذلك واتخذوا مواقف مشرفة أكثر من هولاء العلماء الذين يتشدقون بالجهاد وكذلك نرى بعض علماء السوء شيوخ الطواغيت مدحوا الحركة وذادوا عن قضية فلسطين. إذن فالشيخ لم ينجز عملاً يذكر!
۲)نجد أن الشيخ يتحاشى اتخاذ موقف عن الحكومة الأردنية حتى قبل عملية طوفان الأقصى بينما تعتبر اليوم هي الدولة الأكثر خيانة حيث قدمت أشكال الدعم إلى الصهاينة في حربهم ضد الفلسطينيين وأصبحت درعا لهذا الكيان. كيف يفسر صمت الشيخ عن ذلك؟ وكيف يفسر صمت الشيخ عن الحكومة المصرية والسعودية؟
ألا يعتبر هذا الصمت المطبق بدعة تعزز مواقف الأردن في البلاد الإسلامية وتؤيد الحكام الخونة والعملاء وتؤزرهم؟ ألا يماثل هذا الصمت ما سماه الشيخ الحكم بغير ما أنزل الله؟ هل يستعد الشيخ للتكلم عن الحكومة الأردنية العميلة التي استخدمت دفاعاتها الجوية للذود عن الصهانية وكونت غرفاً استخباراتية مع الكيان الصهيوني للعمل ضد المجاهدين وهل يستعد الشيخ للتراجع والتخلي عما سوف يكون وبالا على حركة حماس؟ هل يجوز الصمت إزاء ذلك الأمر؟
۳)ينتقد الشيخ أبو قتادة الجماعات المسلمة التي بذلت الغالي والنفيس للدفاع عن فلسطين بدل أن ينتقد الخونة العرب والحكام المذكورين سابقا. يتجاذب الشيخ اليوم أطراف الحديث عن الحوثيين وغدا عن الشيعة وبعد غد عن الإخوان المسلمين وهلم جرا. لماذا أفرغ الشيخ طاقته في هذه الأيام العصيبة على المسلمين الذين تراصوا ضد عدو واحد ليشتت شملهم؟ يتحدث الشيخ اليوم عن بدعة الحوثيين ويعرضهم أمام أهل السنة بأنهم أعداء لهم ثم يتكلم غدا عن الشيعة ويصفهم بالكفر.
هناك سؤال يطرح نفسه: ما هي المصالح المترتبة من أقوال الشيخ على أهل السنة والجهاد الفلسطيني؟ لا تنتج أقوال الشيخ ومواقفه إلا كراهية تعصف بالمسلمين وتؤجج نار الحقد والعداوة؟ ألا تصب هذه الأقوال لصالح الصهاينة؟ نعم إنها تعزز سياسات الصهاينة ويساعدهم على التفرقة بين المسلمين ودهس تضامنهم.
هل يركز المسلم اليوم اهتمامه على الحكام الخونة الذين يذودون عن الصهاينة أم يستهدف الذين يكونون شوكة في حلوقهم؟ أما الأطفال فهم أصابوا ولكن الشيخ أخطأ
۴)تعثر الشيخ في الإشارة إلى عنوان الجهاد وقال إن الجهاد الفلسطيني مثل الجهاد في الشام واليمن! ! ! سبحان الله، قدمت اليمن دعمها الكامل لفلسطين رغم الظروف الاقتصادية والمعيشية الصعبة التي تواجها وسطرت ملاحم تاريخية ضد الصهاينة في خليج عدن، ما جعل التاريخ يذكرهم كأبطال. لماذا يذكر الشيخ اليمن إذن؟ ما هي الأسباب التي دعته إلى اقتراف هذا الخطأ الجسيم؟ أما الشام فما الدعم الذي قدمته الجماعات والفصائل في الشام إلى الجهاد في فلسطين؟ هل نرى نحن موقفا واضحا ورسميا من الجماعات في الشام لدعم القضية الفلسطينة؟ هل أطلقت الجماعات رصاصة واحدة نحو الصهاينة والأمريكيين في الشام وهل يمكن أن نشير إلى عملية نفذتها هذه الجماعات والفصائل ضد الولايات المتحدة والكيان الصهيوني ولكن هذه الجماعات تحظى بدعم الشيخ وإشادته.
يجب علينا أن نسأل: هل يشكل الطاغوت البعثي بشار الأسد خطرا أكثر على الصهاينة أم الجماعات الجهادية التي مدحها أبو قتادة؟
أمدّ بشار حركة حماس وساندها رغم عدائه الذي يكنّه لأهل السنة ولكن الجماعات الجهادية في الشام لم تعلب دورا في هذا المضمار بحيث لم نسمع فتوى تدعو إلى الجهاد ضد الصهيونية وأسيادها.
ونقول أخيرا: إن الشيخ أبو قتادة يستغل مكانته العريقة التي اكتسبها عبر انتمائها إلى قاعدة الجهاد ثم يقف ضد الجهاد الفلسطيني، لتخدم أقواله ومواقفه السياسات المناهضة للإسلام، التي يمارسها الكيان الصهيوني ضد المسلمين. لسنا نقول إن الشيخ اتخد هذه المواقف عن وعي بل نحن نتشاءم بهذا الشخص الذي ترك دروع الصهاينة ليأتي ويتحدث عن الخلافات بين المسلمين ليشتت صفوفهم ويشعل الصراعات وينفخ في نار الكراهية بينهم وكل هذا يهيب بنا إلى التشاؤم بالشيخ!
إن قاعدة الجهاد أدركت بفطنة، المواقف التي تخدم التيار الإسلامي وهذا هو الذي يدعونا إلى أن نقدم شكرنا لها ومن جهة أخرى نتوقع من هذا التنظيم تبيين موقفه الواضح عن هذا الرجل. نحن نؤكد على أن هذا الرجل لا مكانة له في التنظيم ولكن سوابقه وأنشطته في التنظيم مهدت الأرضية لاستغلال المغرضين من أقواله ضد المسلمين.