پیام عالیقدر آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به حجاج بیت الله الحرام ۱۴۰۲ش

پیام عالیقدر آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به حجاج بیت الله الحرام ۱۴۰۲ش

پیام عالیقدر آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران که صبح (سه‌شنبه۴/۴/۱۴۰۲) در صحرای عرفات قرائت شد، به این شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی الرّسول الاعظم محمّد المصطفی و آله الطّیّبین و صحبه المنتجبین.

صلای ابراهیمیِ حج و فراخوان جهانیِ آن، بار دیگر از دل تاریخ، همه‌ی گیتی را مخاطب ساخت و دلهای مستعد و ذاکر را به شور و شوق افکند. ندای دعوت‌کننده، خطاب به همه‌ی آحاد بشر است: و اَذِّن فِی النّاسِ بِالحَجّ،[۱] و کعبه، میزبانِ مبارک و رهنمای همه‌ی انسانها است: اِنَّ اَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلعالَمین.[۲]

کعبه به عنوان نقطه‌ی مرکزی و محور اصلی توجّهات آحاد مسلمانان، و آئین حج همچون نمونه‌ی کوچک از گستره‌ی متنوّع دنیای اسلام، میتواند در خدمت تعالیِ جامعه‌ی بشری و سلامت و امنیّت همه‌ی انسانها باشد. حج میتواند به کلّ بشریت، اعتلای معنوی و ارتقاء روحی و اخلاقی برساند؛ و این، نیاز حیاتی بشرِ امروز است. حج میتواند همه‌ی برنامه‌های استکبار و صهیونیسم برای سقوط اخلاقی بشر امروز و فردا را باطل و بی‌اثر کند.

شرط لازم برای این اثرگذاری جهانی، آن است که مسلمانان در گام نخست، خطاب زندگی‌بخشِ حج را خود بدرستی بشنوند و همه‌ی همّت خود را برای عملی کردن آن به کار گیرند. دو پایه‌ی اصلی این خطاب، «وحدت» و «معنویّت» است. وحدت و معنویّت، ضامن ارتقاء مادّی و معنوی جهان اسلام و نورافشانیِ آن به همه‌ی گیتی است.

وحدت به معنیِ ارتباط فکری و عملی است؛ به معنی نزدیک شدن دلها و اندیشه‌ها و جهتگیری‌ها است؛  به معنی هم‌افزایی علمی و تجربی است؛ به معنی پیوند اقتصادی کشورهای اسلامی است؛ به معنی اعتماد و همکاری دولتهای مسلمان است؛ به معنی همیاری در برابر دشمنان مسلّم و مشترک است.

وحدت بدین معنی است که نقشه‌ی طرّاحی‌شده‌ی دشمن نتواند فرقه‌های اسلامی، یا ملّتها و نژادها و زبانها و فرهنگهای متنوّع جهان اسلام را در برابر یکدیگر قرار دهد. وحدت بدین معنی است که ملّتهای مسلمان یکدیگر را، نه از راه معرّفیِ فتنه‌انگیز دشمن، بلکه از راه ارتباط و گفتگو و رفت و آمد بشناسند؛ از امکانات و ظرفیّتهای یکدیگر آگاه شوند و برای بهره‌برداری از آن برنامه‌ریزی کنند. وحدت بدین معنی است که دانشمندان و دانشگاه‌های جهان اسلام دست در دست یکدیگر نهند؛ علمای مذاهب اسلامی با حُسن ظن و مدارا و انصاف به یکدیگر بنگرند و سخنان یکدیگر را بشنوند؛ نخبگان در هر کشور و هر مذهب، آحاد مردم را با مشترکات یکدیگر آشنا و آنان را به همزیستی و برادری تشویق کنند.

وحدت همچنین بدین معنی است که پیشروان سیاسی و فرهنگی در کشورهای اسلامی، به گونه‌ای هماهنگ، خود را آماده‌ی شرایط نظم جهانیِ پیش رو کنند؛ جایگاه شایسته‌ی امّت اسلامی را در تجربه‌ی جدید جهان که سرشار از فرصتها و تهدیدها است، به دست خود و به اراده‌ی خود تعیین کنند؛ نگذارند تجربه‌ی تلخِ «مهندسی سیاسی و سرزمینیِ غرب آسیا به دست دولتهای غربی پس از جنگ جهانی اوّل» تکرار شود.

معنویّت به معنی ارتقاء اخلاق دینی است. افسونِ اخلاق منهای دین که مدّتها از سوی منابع فکری غربی ترویج میشد، سرانجامش همین سقوط بی‌مهار اخلاقی در غرب است که همه در دنیا شاهد آنند. معنویّت و اخلاق را از مناسک حج، از ساده‌زیستی در احرام، از نفی امتیازات موهوم، از «وَ اَطعِمُوا البائِسَ الفَقیر»،[۳] از «لا رَفَث وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدال»،[۴] از گردش همه‌ی امّت بر گِرد محور توحید، از رمی شیطان و برائت از مشرکان باید آموخت.

برادران و خواهران حج‌گزار! از فرصت حج برای تدبّر و تعمّق در راز و رمزهای این فریضه‌ی بی‌نظیر بهره گیرید و توشه‌ی همه‌ی عمر خود سازید. «وحدت» و «معنویّت» در این مقطع زمان بیش از گذشته در معرض دشمنی و کارشکنی استکبار و صهیونیسم است. آمریکا و دیگر قطبهای سلطه‌ی استکباری، با وحدت مسلمانان، با تفاهم ملّتها و کشورها و دولتهای مسلمان، و با تدیّن و تشرّع نسل جوان این ملّتها بشدّت مخالفند و با هر وسیله بتوانند با آن مقابله میکنند. وظیفه‌ی همه‌ی ما و همه‌ی ملّتها و دولتهای ما ایستادگی در برابر این نقشه‌ی خباثت‌آلود آمریکایی و صهیونیستی است.

از خداوند علیم و قدیر کمک بخواهید؛ روحیه‌ی برائت از مشرکین را در خود تقویت کنید؛ و خود را به نشر و عمق‌بخشیِ آن در محیط زندگی خود موظّف بدانید.

توفیق همگان و حجّ مقبول و مشکور را برای شما حجّاج ایرانی و غیر ایرانی از خداوند متعال مسئلت میکنم و دعای مستجاب حضرت بقیّة‌الله‌الاعظم (ارواحنا فداه) را برای همگان آرزو مینمایم.

والسّلام علیکم و رحمة ‌الله

ششم ذی‌الحجّة ۱۴۴۴

۴ تیرماه ۱۴۰۲      


[۱] سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۲۷؛ «و در میان مردم برای [اداء] حج بانگ برآور…»

[۲] سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۹۶؛  «در حقیقت نخستین خانه‌ای که برای [عبادت] مردم نهاده شده، همان است که در مکّه است و مبارک و برای جهانیان مایه‌ی هدایت است.»

[۳] سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۲۸؛ «… و به درمانده‌ی مستمند بخورانید.»

[۴] سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۱۹۷؛ «… در اثنای حج، همبستری و گناه و جدال [روا] نیست…»

واقعیت ابومحمد جولانی امیر فتح الشام ادلب نشین در چند سطر

واقعیت ابومحمد جولانی امیر فتح الشام ادلب نشین در چند سطر

به قلم: مجاهد مهاجر

هم اکنون در ادلب سوریه و اطراف آن چندین فرقه و گروه مسلح مثل احرار الشام و انصارالاسلام و جماعت ترکستانی ها و چچنی ها و القاعده (حراس الدین) وغیره وجود دارد که بزرگترین آنها گروه جولانی است  البته جولانی طی اولتیماتومی مبنی بر اینکه “یا به گروه هیئت تحریر الشام بپیوندید و یا هر چه سریع‌تر خاک سوریه را ترک کنید” تمام این گروهها تابع سیاستهایی شده اند که از سوی ترکیه به جولانی داده می شود.

«ابومحمد جولانی» و باغی به اهل بغی و پیمان‌شکنی است. وی پس از سال ۲۰۱۴ بیعتی که از سوی ابوبکر بغدادی بر سرش بود را شکست و بغی و غدر کرد. قضیه از این قرار بود که پس از انقلاب‌های داخلی سرزمین شام در ۲۰۱۰ و‌۲۰۱۱ علیه نظام سکولار و بعثی خاندان بشار اسد شدت گرفت ولی به علت انشقاق صفوف نمی‌توانستند کاری از پیش ببرند و نیز اهداف آنان از انقلاب، بیشتر شعارهای جاهلانه‌ی دموکراتیک و وطن‌پرستانه بود و شرعی نبود.

 در این زمان فردی بنام ابومحمد جولانی که از سربازان ابوبکر بغدادی بود به دستور بغدادی جبهه‌ی بزرگی با سلاح و تجهیزات و نیروهای کار دیده مجهز در اختیار او قرار گرفت و نیز نصف بودجه‌ی بیت المال دولتش را نیز به آنان داد تا به شام بروند. این لشکر با نام «جبهة النصرة لأهل الشام» به معنای «جبهه‌ی یاری به اهل شام» توانست در ظرف مدت کوتاهی مناطق وسیعی از شرق شام فتح کرده و تا غرب و جنوب آن پیش برود.

 سپس دولت ابوبکر بغدادی مرز طاغوتی که فرانسه و انگلیس بین عراق و شام طراحی کرده بودند تا مسلمین را چپاول کنند را برداشت و مسلمین این دو بلاد را مانند زمان خلافت قدیم به هم متصل ساخت. پس از اینکه یک حاکمیت مستقل تحت عنوان خلافت تشکیل شد برخی اعضای جبهه النصرة لأهل الشام خصوصا ابومحمدجولانی به هوای استقلال و قدرت طلبی، بیعت خود با امیر خود را شکستند و به این بسنده نکردند بلکه همسنگرهای دیروزی خود را هم کشتند و اجساد آنان را در چاه‌های نفت انداختند و به همرزمان سابق خودشان بدون دلیل واضحی، بلکه به دروغ تهمت خوارج زدند که حتی از اثبات آن عاجز ماندند.

 سپس با برخی از صحوات دموکرات و مرتد که مدعی جهاد  بودند نیز هم‌پیمان شدند! و حتی در زمانی که مسلمین علیه نظام بشار در قلمون شرقی نزدیک دمشق پیش رفته بود و درگیر بود، شورشیان جولانی که نام فتح الشام را به خود گرفته بودند و افکار وطنی-شامی داشتند نه شرعی، همزمان مجاهدان را مورد هدف قرار دادند و نصرتی برای نظام بشار اسد شدند!

هم‌اکنون این جماعت در سرزمین شام با نام تحریر الشام موجود است. از جمله انحرافات آنان:

۱. تعطیل کردن تحکیم شرع رب العالمین در مناطقی که در غرب شام (اِدلِب) در دست آنان است.

۲. راضی ساختن دولت کفر و سکولاریِ ترکیه از خود و تابع دستورات آنها شدن و تبدیل شدن به جاسوس از جاسوسهای آنها ( البته به گواهی شیخ ابومحمد مقدسی که زمانی از مدافعین آنها بود)

۳. تشکیل دولتی دموکراسی خواه که اکثر وزرای آن هرگز به قوانین شریعت الله عمل نمی کنند و از اعضای ارتش سکولار آزاد هستند .

۴- متحد شدن با گروههایی چون اشرار الشام (احرار)که علنا فتوا به جواز همکاری با آمریکا و دولت سکولار ترکیه علیه مسلمانانی که آنان را به زعم خودشان خوارج می‌دانسته داده است! و‌العیاذ بالله.

۵- داخل کردن ارتش ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه به مناطق تحت حاکمیت خودش و هم چنین گشت زنی تانکها و نفربرهای آمریکائی در مناطق تحت حاکمیت آنها و…. و در نهایت قربانی کردن اهل سنت شمال سوریه در راه اهداف آمریکا و ناتو و تبدیل شدن به سربازان پیاده ی آمریکا و ناتو جهت فشار به حکومت بشار اسد.

فرق جولانی با کرزای و دوستُم و سایر غلامان و اربکی های آمریکا و ناتو در افغانستان در چیست؟

منتظر هستیم تا بدانیم زمان فروخته شدن این اربکی های ادلب به حکومت بشار اسد چه وقت است؟ چون آمریکا بعد از تمام شدن کارش معمولا مزدورانش را مثل دستمال توالت دور می ریزد یا آنها را می فروشد.

پیام تبریکی عالیقدر مولوی هبة الله اخندزاده حفظه الله رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به مناسبت عید سعید اضحی

پیام تبریکی عالیقدر مولوی هبة الله اخندزاده حفظه الله رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به مناسبت عید سعید اضحی

بسم الله الرحمن الرحیم

الله أکبر الله أکبر، لا إله إلا الله والله أکبر، الله أکبر ولله الحمد

الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا من يهده الله فلا مضل له ومن يضلل فلا هادي له وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمدا عبده ورسوله. صلوات الله و سلامه علیه و علی آله و أصحابه أجمعین.
اما بعد: فقد قال الله عز وجل:
ــ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (۱) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (۲) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأَبْتَرُ (۳) الکوثر
ترجمه: ما به تو کوثر(خیر و برکت فراوان) اعطا کردیم. اکنون که چنین است برای پروردگارت نماز بخوان و (خاص) برای آن قربانی کن (به شکرگزاری نعمت ها ادامه بده) یقیناً یادداشت تو قطع نشده است، بلکه دشمن تو مقطوع الذکر (یادش قطع شده و مقطوع الخیر) است.(عزیز التفاسیر جلد: ۱۳ ص: ۲۵۶)

ــــ  قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٦٢﴾ الانعام  
ترجمه: بگو که یقیناً نماز و قربانی من و (بالاخره) زندگی و مرگ من خاص برای الله جل جلاله که پروردگار جهانیان است، می باشد. (عزیز التفاسیر، جلد ۴، ص:۴۰۳)

ـــ  وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ ۚ …….. وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوٓا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
[سُوۡرَةُ البَقَرَة : ۱۹۶]
ترجمه: و حج و عمره هر دو را تنها برای رضای الله جل جلاله به پایان رسانید………و از الله جل جلاله بترسید و این را بدانید که عذاب الله جل جلاله بسیار سخت است.(عزیز التفاسیر).

ــ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ : ضَحَّى رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- بِكَبْشَيْنِ أَمْلَحَيْنِ أَقْرَنَيْنِ ذَبَحَهُمَا بِيَدِهِ وسَمّى وَكَبّرُ قال: رَأَيْتُهُ وَاضِعًا قَدَمَهُ عَلَى صِفَاحِهِمَا وَيَقُولُ بسم الله والله اکبر، متفق عليه.
ترجمه: از حضرت انس رضی الله تعالی عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم دو قوچ شاخ دار با رنگ آمیخته سفید و سیاه قربانی کرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم بسم الله و الله اکبر گفت و با دست مبارک خویش آنرا ذبح نمود. حضرت انس رضی الله عنه می فرماید: من دیدم که پای مبارکش را بر گردن آنها گذاشت و بسم الله و الله و اکبر گفت.(بخاری و مسلم)

با دو قوچ شاخ دار با رنگ سیاه و سفید قربانی کرد، آنها را با دستان خویش ذبح نمود، بسم الله و تکبیر گفت و پای مبارکش را بر گردن آنها گذاشته بود.

ــ عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ « مَا عَمِلَ آدَمِىٌّ مِنْ عَمَلٍ يَوْمَ النَّحْرِ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِهْرَاقِ الدَّمِ إِنَّهَا لَتَأْتِى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِقُرُونِهَا وَأَشْعَارِهَا وَأَظْلاَفِهَا وَإِنَّ الدَّمَ لَيَقَعُ مِنَ اللَّهِ بِمَكَانٍ قَبْلَ أَنْ يَقَعَ مِنَ الأَرْضِ فَطِيبُوا بِهَا نَفْسًا» رواه الترمذی و ابن ماجه 

ترجمه: بی بی عایشه رضی الله تعالی عنها می فرماید که رسول الله صلی الله و علیه و سلم فرموده است: هیچ عمل نحر ابن آدم (روز قربانی کردن) نزذ الله جل جلاله محبوب تر از ریختن خون(قربانی) نیست. حیوان(قربانی) ذبح شده در روز قیامت با شاخ ها، موها و ناخن های خود می آید و خون قربانی قبل از این که در روی زمین بریزد( یعنی اراده ذبخ کردن) در درگاه الهی قبول می شود. پس شما به این سبب(یعنی قربانی کردن) نفس خویش را خشنود سازید.

به تمام مردم مسلمان و مجاهد افغانستان و همۀ مسلمانان جهان،

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

نخست از همه برای همه شما عید سعید اضحی را تبریک می گویم. الله تعالی قربانی، صدقات، حج ها و خدمات تان را در راه اسلام و تمام اعمال حسنه تان را قبول بگرداند. آمین یا رب العالمین.

آرزو دارم که روزهای مبارک عید را با خوشحالی تجلیل نماییم و نماز عید، قربانی، حج و سایر عبادات را به طریقه احسن انجام دهیم.

در روزهای مبارک عید سعید اضحی که از یک سو وجیبه قربانی ادا می شود و از سوی دیگر در حرمین شریفین میلیون ها مسلمان از کشورهای مختلف جهان فریضه مبارک حج را انجام میدهند، از عبادت، اخوت و قربانی روزهای اند که اهل اسلام را به اتحاد و همدلی فرا می خواند و احساس قربانی و ایثار را برای ما در برابر الله تعالی میدهد.

از اینکه روزهای عبادت و قربانی در زمانی بالای ملت رنج دیده ما فرا می رسد که کشور ما صاحب نظام اسلامی و امنیت سرتاسری شده است، هموطنان ما باید شکر الله تعالی را بجا آورند تا مستحق انعامات بیشتر الهی شویم.


لله الحمد با حاکمیت امارت اسلامی، نظام اسلامی اعاده شده است. شریعت مقدس اسلامی اعلان و تطبیق شده است، برای ارتقای شعایر دینی و تقویت و گسترش مراکز دینی اقدامات صورت گرفته است. در تقنین، حکومتداری، قضاء، اقتصاد، فرهنگ و سایر عرصه های زندگی، اصلاحات دینی جریان دارد. همه این ها اهداف و ارزش های اند که برای دستیابی آن مردم مسلمان ما مبارزه طولانی کرده و قربانی های بزرگی را متقبل شده اند.

استقلال افغانستان یکبار دیگر به سطح ملی تامین و اخوت اسلامی و وحدت ملی تحکیم یافته است. هر گونه تعصبات تحت عنوان قوم، زبان و سمت از میان برده شده است، تمامیت ارضی کشور حفظ شده و از تمام سرحدات قاطعانه دفاع و حراست می شود. سرمایه های ملی کشور مانند عواید گمرکی و مالیاتی، معادن، زمین های امارتی، جنگلات و سایر ملکیت ها که سرمایه مشترک ملت است، از چنگال استفاده جویان شخصی و زورمندان بیرون شده و منحیث سرمایه بیت المال مصئون شده اند.

با حاکمیت امارت اسلامی بخاطر نجات زنان از نکاح اجباری، در بدل بد دادن آنان و سایر ظلم های مروج اقدامات انجام شده و تمام حقوق شرعی آنان تامین شده است. اقدامات مهم در زمینه اصلاح، حجاب و عقت زنان منحیث نیم پکیر جامعه و جلوگیری از اختلاط و سوق دادن آنان در مسیر با سعادت زندگی در سایه شریعت اسلامی انجام شده است. تاثیرات منفی بی حجابی و گمراهی مربوط زنان در بیست سال اشغال در حالت ختم شدن است. با صدور فرمان شش ماده ای در خصوص حقوق زنان حیثیت آنان منحیث انسان آزاد و باعزت اعاده شده و در زمینه های نکاح، میراث و سایر حقوق آنان تمام ادارات در راستای کمک به زنان مکلف شده اند.

با فعالیت محاکم شرعی، شریعت مقدس به گونه عملی تطبیق شده است. آن عده از احکام دینی، اوامر شرعی، حدود و قصاص که اجرای عملی آن امکان نداشت، لله الحمد اجرای آن را با چشم سر مشاهده می کنیم. همچنان فریضه بزرگ امربالمعروف و نهی عن المنکر عملاً انجام می شود. در این بخش در مطابقت به اصول دعوت اسلامی جهت اصلاح جامعه با درنظرداشت اصول اعتدال، مصلحت و شفقت اقدامات صورت می گیرد که به برکت آن با گذشت هر روز در جامعه اصلاحات به میان می آید و منکرات در حال ختم شدن است.

در بخش اقتصادی گفته می توانیم که تمام پیش بینی های که گویا در اینجا سقوط اقتصادی و بحران سرتاسری به میان می آید، به فضل الله تعالی غلط ثابت شد. به برکت اقدامات حکیمانه، اخلاص و شفافیت امارت اسلامی، جلو سقوط اقتصادی گرفته شد. در تاریخ معاصر کشور برای نخستین باز کشور از نگاه اقتصادی خودکفا شده است و ترتیبات مهم در بخش های بازسازی، زراعت، آّبیاری، سرک سازی، استخراج معادن و سایر عرصه ها آغاز و روی دست گرفته شده است.

ادامه خواندن پیام تبریکی عالیقدر مولوی هبة الله اخندزاده حفظه الله رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به مناسبت عید سعید اضحی

سرپرست وزارت امر به‌معروف و نهی از منکر امارت اسلامی افغانستان در پیامی به همه رییسان ولایتی این وزارت: به حقوق زنان توجه کنید و به کسی اجازه ندهید که حقوق آنان را ضایع کند

سرپرست وزارت امر به‌معروف و نهی از منکر در پیامی به همه رییسان ولایتی این وزارت گفته‌است، به حقوق زنان توجه کنید و به کسی اجازه ندهید که حقوق آنان را ضایع کند.

شیخ محمد خالد حنفی در این پیام به رییسان ولایتی توصیه کرده‌است، کسانی‌که مهریه زنان را نمی‌پردازند، میراث را از آن‌ها می‌گیرند، بدون رضایت با آن‌ها نکاح می‌کنند یا در بد می‌دهند به محکمه معرفی کنید.

سرپرست وزارت امر به‌معروف هم‌چنان افزوده‌است، خواهران می‌توانند در این موردشکایات خود را در مرکز به وزارت امر به‌معروف، نهی از منکر و رسیدگی به شکایات در ولایات به ریاست‌های مربوطه این وزارت و در ولسوالی‌ها با آمریت‌ها در میان بگذارند و یا هم با تماس به شماره‌های زیر شکایات خودرا ثبت کنند.

۰۷۹۹۷۴۳۰۰۸ / ۰۷۶۶۶۱۹۱۹۴ / ۰۷۰۰۷۷۰۶۳۰ / ۰۷۰۴۶۹۳۸۰۱

از الله بترسید در مورد اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان

از الله بترسید در مورد اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان

به قلم: داد الله خراسانی

عده ای وجود دارند که نیمچه قدرتی به هم رسانده اند اما سخنانشان با اعمالشان مخالف است و به بهانه های دروغین خوارج بودن و رافضی بودن و غیره اهل دعوت و جهاد مخالف خودشان را با سخنانشان یا اعمالشان آزار می دهند و حتی اقدام به کشتن آنها می کنند!

من به پیروان این صاحبان نیمچه قدرت می گویم دنبال گروهی که درآن هستی تحقیق کن ببین با چه کسانی (نمی گویم تحالف چون به مزاج شماسازگارنیست می گویم)هم پیمان شده است برضدمجاهدان الله که شما به انها می گوید خوارج پناه برالله آنها ازاین صفت برئ هستن ببین هم پیمانتان بیشترشان یا نوکر آمریکا و ترکیه و قطر و عربستان هستند یا ادعای همکاری با کفار علیه تروریسم (اهل جهاد) می کنند و کفار هم بعد از این معامله، دروازه های کمکهای میلیونی و انواع کمکهای خودشان را برایشان باز کرده اند.

 یک سئوال دارم آیا در ترکیه و در زمان کرزای و غنی حزبهای دمکراسی خواه وجود داشتند که می گفتند بر علیه تروریسم با آمریکا و ناتو و سایر کفار همکاری می کنند آیا بیشترآنها نمازنمی خوانند چرا آنها را تکفیرمی کنید اما این صحوات را نه؟ مگر چه فرقی باهم دارند؟

ازالله بترسید و برسرراه مستقیم یعنی ملت ابراهیم بازگردید و از این دامی که آمریکا و ناتو برایتان پهن کرده اند خود را نجات دهید.

شما می گوییدعلما، کدام علما؟ آیا ابوبصیرطرطوسی و هانی السباعی ساکن انگلیس یا طارق عبدالحلیم ساکن کانادا یا ابومحمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی ساکن حیاط خلوت اسرائیل (اردن) را می گویید؟ پس چرا کتاب ملت ابراهیم را نگاه نمی کنید که می گوید درست نیست دررسانه های کفری درباره برادرمجاهدت حرف بزنی اگر هم خوارج باشد؛ انصاف داشته باشید تاچه حد تناقض درحرفهاتان و اعمالتان وجوددارد؟!

الله تعالی منت گذاشته برسرمسلمانان چنین بیداری اسلامی و اینهمه آگاهی شرعی را توسط اینهمه رسانه اینترنتی و مجازی و حتی ماهواره ای را در اختیارمان قرار داده تا با چشم سر واقعیتها را ببینیم ولی شما قدرآن را نمی دانید وبا آمریکا و ناتو تحالف کرده اید ببخشید هم پیمان شده اید آنهم بر علیه سایر اهل دعوت و جهاد مخالف خودتان و مخالف این کفار. اتقِ اللهَ فينا

لطفا بیدار شوید، عده ای در حال بازی با شعور و در حال معامله بر سر شما هستند، آنهم بر علیه سایر برادران و خواهران مسلمانتان.

ناسیونالیسم احزاب سکولار کوردی بزرگترین خطر اهل دعوت در کوردستان (۳)

ناسیونالیسم احزاب سکولار کوردی بزرگترین خطر اهل دعوت در کوردستان (۳)

به قلم: سامان(ابومحمد لیلاخی )

در مسئله حزب شناسی این احزاب سکولار (پژاک، پ ک ک، ی پ گ، کومله، دمکرات، شیوعی، گوران، پارتی، یکیتی و..) آنگونه که مدعی هستند و در کتب ها و رسانه هایشان می‌خوانیم، هرکدام دارای عقیده کمونیستی، مارکسیستی، مارکسیست_لنینی، سوسیالیستی، لیبرالی، دمکراسی خواهی و.. هستند  و کافر هستند به دین اسلام و این چیزی نیست که گفتنش تعارف و ترس بخواد، علنأ اعلام می‌کنند نباید قوانین شریعت الله در مسائل حکومتی و اجرائی و آموزش و پرورش و اقتصاد و سایر امور اجتماعی عمومی دخالت کند و باید قوانین سکولاریستی حاکم شوند و به همین سادگی کفر خودشون رو آشکار و اعلام می کنند.

این احزاب سکولار د رنهایت دنبال تصویب همان قوانین کشورهای اسکاندیناوی و چین و آمریکا و غیره در آزادی کفر و ترویج و قانونی کردن انواع مفاسد عقیدتی و فکری و اخلاقی و رفتاری مثل همجنس بازی، زنای محارم، سکس با حیوانات، ازدواج با حیوانات و.. هستند همانگونه که کشورهای غربی دلخواهشان چنین قوانین ضد اخلاق و ضد فرهنگی دارند وچنین قوانینی با شرف و فرهنگ ملت مسلمان کورد در تضاد است.

اگر هر مسلمان موحدی برعلیه این بردگان استعمار بایستد، برچسب سلفی تکفیری، تروریست  وتندرو و دشمن کورد و گاه رافضی و خوارج و غیره می‌خورد در حالی که تمام این احزاب سکولار کورد به صورت نوبتی برای تمام کفار و تمام دشمنان ملت مسلمان کورد جاشیگری و خیانت کرده اند و خودشان خائنین به دین و ملت و خاک ملت کسلمان کورد هستند.

چون این احزاب سکولار چیزی برایشان باقی نمانده است، فروش کرکوک و رفراندم دروغینی که برگزار کردند و آبروی کورد را بردند، همکاری بارزانی با ترکیه جهت سرکوب پ ک ک، آتش زدن یک روستای حزب پارتی با انسان و حیوان توسط محمود سنگاوی، جنگ پارتی با یکیتی، جنگ دمکرات با کومله و دهااا جنگ خودی و به قول خودشون براکوژی(برادرکشی).

خون جوانانی که می‌گفتند برای آزادی کوردستان  ریخته می‌شود، تمامأ در راه برادرکشی بود، در راه خیانت و فدا کردن خود برای دشمن درجه ۱ مسلمین وکوردها یعنی آمریکا،

هر جوان پاک وساده و با ایمانی که داخل این احزاب میرفت ، اگر میتوانست برای همیشه برگردد دیگر نه ایمانی  داشت، نه باوری به قرآن و اسلام، و اگر هم برایش مقدور بود تبلیغ کفر خود را در میان مردم انجام می‌داد.

خاصیت احزاب کوردی سکولار  چه بوده؟هیچ.. هرگز نمی‌توانند ادعا کنند که خاصیتی داشته اند، جز اینکه وجودشان همواره وسیله ای برای سرکوب کوردهای سوریه و عراق بوده است، دیگر بماند ازبین بردن  دین و دنیای جوانان  متدین کوردستان

و از اقدامات شایسته این نوکران استعمار:

*فروش کرکوک*به هدر دادن خون صدها جوان در راه برادرکشی (به قول خودشان براکوژی)*دوستی عمیق با اسرائیل به طوری که اسرائیل کردستان را خانه دوم خودش می‌داند

*کشتار مردم مسلمان سوریه توسط “پ ک ک” و “ی پ گ” با حمایت امریکا و بشار اسد

*تصویب قوانین به ظاهر ضد ترور و در اصل ضد شریعت در پارلمان کفریشان

*در جنگ های داخلی ۹۵ میلادی در شهر رانیه  که کودکان درون گهواره، گلوله به انها اثابت کرد و غرق خون شدند  کاملا عمدی و با قصد قبلی، احزابی که چنین به یکدیگر بی رحم هستند و با هم سنگران و هم وطن خویش اینگونه معامله میکنند و به عهد و پیمان خود با هم وفائی ندارند چگونه میتوان تصور کرد که دشمنی و عداوتی با منهج و اسلام نداشته باشند و اربابانشان بگذارند که بی تفاوت باشند نسبت به دین این ملت.

پس یکبار برای همیشه به سکولاریسم و تمام احزاب سکولار لگدی جانانه بزنیم و بار دیگر اجازه ی سربلند کردن به آنها ندهیم.

انتصابات و تعیینات: بر اساس حکم عالیقدر مولوی هبه الله آخندزاده حفظه‌الله رهبر دارالاسلام افغانستان

انتصابات و تعیینات: بر اساس حکم عالیقدر مولوی هبه الله آخندزاده حفظه‌الله رهبر دارالاسلام افغانستان افراد ذیل تغییر و تعیین شدند:

۱ـ قاری محمد ایوب خالد، والی پیشین کنر به‌حیث والی بدخشان.

۲ـ مولوی عبدالجمیل، قاضی پیشین محکمه شهری بدخشان به‌حیث معاون والی این ولایت.

۳ـ مولوی قدرت‌الله ابوحمزه، والی پیشین زابل به‌حیث والی کنر.

۴ـ مولوی حزب‌الله، قومندان پیشین قول اردوی ۲۱۷ عمری به‌حیث والی زابل.

۵ـ مولوی امان‌الدین منصور، والی پیشین بدخشان به‌حیث قومندان قول اردوی ۲۱۷ عمری.

۶ـ ملا آغا محمد ابراهیم، قومندان پیشین قول اردوی ۲۱۷ عمری به‌حیث معاون این قول اردو تعیین شدند.

ناسیونالیسم احزاب سکولار کوردی بزرگترین خطر اهل دعوت در کوردستان (۲)

ناسیونالیسم احزاب سکولار کوردی بزرگترین خطر اهل دعوت در کوردستان (۲)

به قلم: سامان(ابومحمد لیلاخی )

بخشی این مرزها در قرار داد سایکس پیکو ۱۹۱۶توسط سکولارهای فرانسه و انگلیس انجام شد و مناطق کورد نشین عثمانی را به ۵ قسمت (عراقی، سوریه ای، لبنانی، ترکیه ای، آذربایجانی)تقسیم کردند و هدف از این تقسیمات و دیوارکشی ها تسلط بر خاورمیانه بود.به طوری که با شعارهای ملی گرایانه ترک ها  برعلیه کوردها و عرب ها شوریدند و جنگ و درگیری میان ملیت ها شروع شد و  غرب  به خواسته هایش رسید و آتش این جنگ تا امروز هم ادامه دارد ، وگرنه قبل از آن مسلمانان با هر ملیتی آزادانه و بدون پاسپورت و ویزا می‌توانستند به همه نقاط  سفر کنند.

در خلال قرارداد سایکس پیکو و در خلال فروپاشی خلافت عثمانی، اروپاییان فرعون های دست نشانده را بر نقاط مختلفی از خاورمیانه به منصب قدرت نشاندند، همان فرانسه و انگلیس که احزاب کوردی امروزه نوکر و برده شان شده اند.

اینها بخاطر عدم مطالعه و عدم آگاهی از دینیه که انتخاب کرده ایم و اصول اولیه اش رو متوجه نشده ایم، در مورد مکاتب اومانیسم(انسان محوری) مطالعه نداریم و نمیدونیم  اصول این مکاتب مخالف قرآن است، و چنین مکاتبی اصلا قرآن و اسلام را نمی‌خواهند  آنچنان که از اسمشان پیداست، اما طرف درعین ادعای مسلمان بودن مدعی ملی گرایی است، در عین ادعای سکولار بودن مسلمان است و.. اصلا نمیداند فلان حزب و تشکیلات سکولار هدفش چیه و چکارست، چون ما کتاب خوانی رو دوست نداریم و صرفا از طریق رسانه اخبار دنبال می‌کنیم و شلاق رسانه ها مغزمان را خسته و تسلیم خود کرده است، تعصب و ناآگاهی تیشه به ریشه مان زده است، اخبار را از فضای مجازی میگیریم،

در مکاتب انسان مدار سکولاریستی مانند ناسیونالیسم(ملی گرایی)، کافر هم  می‌تواند حکومت کند، واین  با اسلام در تضاد است، چون در اسلام کافر نمی‌تواند حکومت کند.

 از پیامبر اسلام وخلفای راشدین و صحابه، تابعین، تبع تابعین تا همین الان هیچ مومنی راضی به حکومت غیر قرآن نبوده است تا ما باشیم.

مکاتب سکولاریستی ناسیونالیسم، کمونیسم، سکولاریسم، اگزیستانسیالیسم، لنیسیم، استالینیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم، داروینیسم و دمکراسی خواهی، لیبرالیسم…. این مکاتب بیشتر از نظر اقتصادی واجتماعی و.. تعریف می‌شوند. و در عقیده، همگی مخالف قرآن و اسلام هستند و از نظر اسلام به اینها کافر گفته می‌شود.

حالا یک مسلمان چطور میتونه هم مدعی اسلام باشه هم مدعی یکی از این مکاتب، بگه خدارو قبول دارم ولی خدا حق نداره قانون وضع کنه قرآن نباید در جامعه حکومت کنه این خودش کفره از نظر قرآن، خود همون مکاتب علنأ عقیده خودشون رو بیان میکنن این ماییم که در مورد عقیده خودمون اطلاعات نداریم.

اینها مخالف حکومت خدا و حکم قرآن هستند، آیه قرآن می‌فرماید: ومن لم یحکم بما انزل الله فالئک هم الکافرون.(مائده ۶۳)”هرکس بغیرآنکه الله نازل کرده حکم کند به تحقیق آنها کافرند. ودر جایی دیگه می‌فرماید اینان که به آنچه خدا نازل نکرده حکم کنند فاسق اند و ظالم اند.

گروه پ ک ک در سوریه با کورد و عرب های مسلمان دشمنی عمیقی دارند چون آمریکا بهشون دستور میده، پارتی و یکیتی قوانین ضد شریعت در پارلمان کفریشان تصویب کرده اند این احزاب سکولار به طور سیستماتیک در حال دشمنی با اسلام و مسلمین هستند، پ ک ک قبلا در مخمور عراق در اختیار صدام حسین بود، بعدأ در اختیار شوروی، و اکنون در اختیار آمریکاست، و صرفا یک حزب سوسیالیستیه و مدافع حقوق کورد هم نیست، و سران این احزاب علنأ کفر خودشون رو اعلام می‌کنند که قانون اسلام و قرآن رو نمیخوایم.

پژاک که این روزها در کوههای هورامان و اطراف مریوان در حال یارگیری و فریب جوانان جاهل کورد و هورامی است و با نیروهای ایران هم درگیر شده است شاخه ی ایرانی پ.ک.ک است . چون پ.ک.ک برای هر بخش از مناطق کورد نشنین ایران و ترکیه و عراق و سوریه احزابی مسلح و غیر مسلح جداگانه با اسمهائی جداگانه ساخته است.

طیارات بی سرنشین پاکستانی در دیره اسماعیل خان، بالای کوچیها حمله کردند

طیارات بی سرنشین پاکستانی در دیره اسماعیل خان، بالای کوچیها حمله کردند

حکومت پاکستان در منطقه روړی ولسوالی کلاچی ولایت دیره اسماعیل خان، بالای کوچیهای محل حمله طیاره بی سرنشین (ډرون) نموده، که در نتیجه به شمول کودکان تعدادی از کوچیها شدیدا جراحت برداشته اند.

گفته شده، که بعدا هلی کپترها نیز به محل آمده و عساکر مانع انتقال مجروحین حادثه به شفاخانه ها گردیده اند.

ما به صراحت میگوییم، که مجروحین حادثه مجاهدین مان نیستند، بلکی همه مردم عوام هستند؛ گذاشته شوند، که جهت تداوی به شفاخانه ها انتقال گردند. و همچنان بالای اهالی صدا میکنیم، که با مجروحین همکاریهای لازم نمایند!

محمد خراسانی، سخن گوی تحریک طالبان پاکستان.

۳ ذی الحجه / ۱۴۴۴ هه ـ ق.۲۱ جون/ ۲۰۲۳ ـ م.

ناسیونالیسم احزاب سکولار کوردی بزرگترین خطر اهل دعوت در کوردستان (۱)

ناسیونالیسم احزاب سکولار کوردی بزرگترین خطر اهل دعوت در کوردستان (۱)

به قلم: سامان(ابومحمد لیلاخی )

به جرأت میگویم ملی گرایی بزرگترین خطری است که  اکنون مانعی بزرگ برای دعوت اسلامی شده است، دلیل اینکه احزاب کوردی تا حد زیادی در قلب و روح مردم ما رسوخ کرده است بخشی برمی‌گردد به زمان تشکیل این احزاب و اینکه این احزاب با شعار “برگرداندن حق کورد” به سمت مردم آمدند، کشته دادند و بنظرم آنچه به این محبت قوت بخشید ظلم و ستم های حاکمیت  سکولار پهلوی و صدام حسین سکولار و آتاتورک سکولار و تبعیض هایی بود که در حق مردم کورد انجام می‌دادند.

اما این احزاب ملی گرا از زمان قاضی محمد به بعد همگی سکولار لیبرال یا سکولار چپ بوده اند و برای نوعی از دموکراسی سکولاریستی مردم مسلمان کورد را خرج کرده اند.  می‌دانیم در اسلام سکولاریسم و دموکراسی کفر است، و سران این احزاب سکولاریسم وقتی  درمیان مردم ما آمدند می‌دانستند مردم کورد مردمی متدین و با شرافت و باکرامت هستند، لذا نتوانستند ابتدا آن عقیده کفری و پلیدشان را علنأ آشکار کنند و در میان تبلیغ هایشان می‌گفتند ماهم مسلمانیم و جوانان مسلمان را می‌بردند در راه برادرکشی به کشتن می‌دادند تا اینکه کم کم به قدرت رسیدند و عقیده پلید سکولاریستی شان را آشکار کردند.

صرفنظر از مرامنامه ی احزاب سکولار دموکرات و کومله ها، عبدالله اوجالان آتئیست و کمونیست در کتاب مانیفست تمدن دموکراتیک می‌داند اگر مستفیمأ پیامبر خدا رامورد حمله قرار دهد موفق نمی‌شود، لذا به طور فریبکارانه ای از پیامبر اسلام تعریف و تمجید می‌کند و اینگونه کم کم عقیده کفری خودش را آشکار می‌کند که مشخص می‌شود عقیده ای به اسلام ندارد..

گرچه تاریخ این احزاب سکولار پر است از خیانت وبرادرکشی و خودفروشی، اما یادمان نرود دعوتی که اینان برای باطل  خود داشته اند ما مسلمانان برای دعوت مردم  به  حق نداشته ایم ، اینان برای عقیده خود کشته دادند، مسئله تضاد بین  اسلام و ملی گرایی در میان مردم روشن نشده بود، و بنده در این جا بصورت مختصر آنچه مهم باشد را عرض میکنم و به اذن خدا در فرصتی دیگر به ادامه مطالب می پردازیم، ابتدا میخواهم در مورد مسئله اسلام و ملی گرایی توضیحاتی اندک ارائه دهم

در اسلام دین و ملیت باهم  تضاد ندارند، و خداوند ملیت ها را قرار داده است برای شناخت همدیگر، محبت به وطن ربطی به کافر و مسلمان ندارد و امری ذاتی است هرکسی این محبت را دارد.

یک “ملیت” داریم  ویک “ملیت پرستی”

 “دین” و “ملیت پرستی” یا ملی گرایی یا قوم پرستی،  با همدیگر در تضاد هستند چرا که مسلمان خدا پرست است ملیت پرست نیست، بخاطر تعصبات قومی و قبیله ای و ملی،  حکم الله و پیامبر صلی الله علیه و سلم  را کنار نمیگذارد و حق را  بخاطر تعصب قومی و ملیتی باطل جلوه نمی‌دهد، مثلا: دین به ما میگه در شهادت دادن جانب حق رو بگیرید، حالا ما نباید بخاطر تعصب قومی و ملیتی ولو پدرم یا همسایم باشه، حق رو زیر پا بذارم و این خودش ضد ارزش و ضد اخلاقه  پس عقیده بر هرچیزی ارجحیت داره، قوم گرایی و ملی گرایی یا ملیت پرستی در تضاد با اسلامه و اصلا در تضاد ارزش‌های اخلاقی و اجتماعیه.

اصول ملی گرایی با اصول اسلام در تضاد است، در ملی گرایی مرز جغرافیایی، نژاد و زبان  عامل اتحاد و خودی بودن است،در ملی گرایی افراد داخل یک محدوه که هم نژاد و هم زبان هستند خودی و هرفردی ولو مسلمان باشد خارج از آن مرز بیگانه محسوب می‌شود ، در حالی که در اسلام تمام مسلمانان از هر جای دنیا یک امت واحت هستند، و مرز و جغرافیا و رنگ و نژاد و ملیت  ملاک برتری نیست، در اسلام ملاک برتری فقط تقواست، در ملی گرایی یک کافر نیز می‌تواند حکومت کند، در اسلام هرکس راضی به قوانین غیرخدا و غیر قرآن باشد خود این کفر  است.

در اسلام، ترک، عرب، فارس وکورد مسلمان برادر هم اند چه چچنی چه هندی چه آفریقایی، اما در ملی گرایی فقط کسانی که ملیت و جغرافیای یکسان دارند خودی هستند و یک مسلمان عراقی بیگانه محسوب می‌شود. در اسلام، ملیت مقدس نیست،یک ترک مسلمان از یک کورد کافر بهتره و یک کورد مسلمان از یک ترک کافر بهتره ، مرز وجودنداره،

چگونه انسان می‌تواند هم مسلمان باشد هم ملی گرا؟ هم مسلمان باشد هم سکولار؟ یا مسلمان باشد ومدعی آتش پرستی؟ اصلا مگه چنین چیزی امکان پذیر است؟