ابن مفلح حنبلی ۷ قرن قبل از زمانه‌ی  ما و تکرار تاریخ می گوید

ابن مفلح حنبلی ۷ قرن قبل از زمانه‌ی  ما و تکرار تاریخ می گوید

به قلم: محمد اسامه

شمس‌الدین‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ مفلح که از شاگردان او امام ذهبی و مزی بودند در مورد مردم عصر خودش سخنانی می گوید که انگار در مورد مردم زمانه ی ماست . چنانچه می گوید:

“از عجیب‌ترین چیزهایی که از احوال مردمان دیدم و بررسی کردم این بود که آنان

برای خراب شدن خانه و دیارشان نوحه‌ها سرمی‌دادند و بسیار گریه می‌کردند

و برای کم‌شدن رزقشان بسیار حسرت می‌خوردند

و بسیار زمان و دوره‌ی خود را ملامت می‌کردند

و از سختی های آن می‌گفتند

و بیشتر سخنانشان از گرانی کالاهای مورد نیازشان بود

درحالی که منهدم شدن و از بین رفتن اسلام را با چشمان خود می‌دیدند

و می‌بینند که مردم از مساجد دور شده‌اند

و سُنّتهای رسول الله صلی الله علیه و سلم دفن شده‌اند

و بدعتها منتشر شده و گناهان در میان مردم عادی شده‌اند…

اما کسی از آنها را ندیدم که برای دینش گریه کند

و برای کم‌کاری و تقصیر خودش گریه کند

و یا برای از بین رفتن زمانش ناراحت شود

و برای این حالات سببی ندیدم مگر

کم‌شدن توجه و اهتمام مردم به دین اسلام

و بزرگ شدن دنیا در نظرشان…. .”

اللهم لاتجعل مصیبتنا فی دیننا و لاتجعل الدنیا اکبر همنا 

پس از این دوران، مومنین در گوشه ای دیگر از دارالاسلام باز دارای قدرت و حاکمیتهای قدرتمندی شدند و باز به همین بیماری مبتلا شدند و باز از این بیماری نجات یافته و قدرت گرفتند و باز….

پس خیال نکن فقط مسلمین اطراف تو مریض عقیدتی و فکری شده اند، و به جای غم خوردن و از مردم اطرافت همیشه شاکی شدن، قدمی جهت بیداری و قدرت گیری جماعت و دارالاسلام بردار و اهل جماعت شو.

چرا ۱۲ امامی؟

چرا ۱۲ امامی؟

 به قلم: خالد هورامی

ممکن است عده ای از فرق معروف به اهل سنت و غیره از خود بپرسند که  12 امامی از کجا امده؟ آیا این از اختراعات انسانهاست یا ریشه ی شرعی دارد؟

بدون شک اکثریت قاطع باورها و تأویلات شیعه (نه روافض و غلات) به منابع اسلامی بر می گردد که ممکن است در پاره ای موارد با فرق دیگر تفاوتهائی داشته باشد .روایتهائی  که به ۱۲ امام اشاره شده است و شیعیان ائمه را تا ۱۲ عدد می دانسته اند نیز از این دسته منابع هستند .

در صحیح بخاری به نقل از جابر بن سمره روایت شده است که پیامبر ج فرمود:«یكون اثنا عشر أمیراً»: «[پس از من] دوازده فرمانروا خواهند بود.» آنگاه عبارتی فرمود که من آن را [به خوبی] نشنیدم. پدرم گفت: پیامبر در آن هنگام فرمود:«كلهم من قریش»: «همه آن‌ها از قریش هستند.»[۱]

در صحیح مسلم به نقل از جابر آمده است که شنیدم پیامبر فرمود:«لایزال الإسلام عزیزاً إلی إثنی عشر خلیفة»: «اسلام همچنان عزیز و محکم برجا خواهد ماند تا اینکه دوازده خلیفه [و جانشین بر سرکار] بیابند.» سپس عبارتی فرمودند که من آن را نفهمیدم. از پدرم پرسیدم: پیامبر ج پس از آن چه فرمودند؟ پدرم پاسخ داد: پیامبر فرمود:«كلهم من قریش»: «همه آن‌ها از قریش خواهند بود.»[۲]

ابوداود این حدیث را چنین روایت کرده است: «لایزال هذا الدین قائماً حتی یكون علیكم إثنا عشر خلیفة كلهم تجتمع علیهم الأمة»: «این دین همچنان برجا خواهد ماند تا زمانی که دوازده خلیفه بر شما حکومت کند، که امت [اسلامی] درباره [خلافت] همه آن‌ها اتفاق و اجماع خواهند داشت.»

در منابع مختلف این حدیث با الفاظ زیر ذکر شده است:

  • «لایزال هذا الأمر صالحاً حتی یكون إثنا عشر أمیراً»[۳]
  • «لایزال هذا الأمر ماضیاً حتی یقوم إثنا عشر أمیراً»[۴]
  • «لایزال هذا الأمر قائماً حتی یمضی إثنا عشر أمیراً»[۵]
  • «إن هذا الدین لایزال عزیزاً إلی إثنی عشر خلیفة»[۶]
  • «لایزال الإسلام عزیزاً إلی إثنی عشر خلیفة»[۷]
  • «لایزال هذا الدین عزیزاً إلی إثنی عشر خلیفة»[۸]
  • «لایزال هذا الدین منیعاً إلی إثنی عشر خلیفةً»[۹]
  • «لایزال هذا الدین عزیزاً أوقال لایزال الناس بخیر[۱۰] إلی إثنی عشر خلیفة»[۱۱]
  • –         «لایزال هذا الأمر عزیزاً منیعاً ینصرون علی من ناواهم علیه إلی إثنی عشر خلیفة»[۱۲]
  • «لایزال هذا الأمرمواتی أو مقارباً حتی یقوم إثنا عشر خلیفة كلهم من قریش»[۱۳]
  • «لایزال هذا الأمر في مسكة وفی علیاء حتی یملك إثنا عشر من قریش»[۱۴]
  • «لایزال هذا الأمة مستقیم أمرها حتی یكون إثنا عشر خلیفة»[۱۵]
  • «لایزال أمر هذه الأمة هادئاً علی من ناوأها حتی یكون علیكم إثنا عشر أمیرا»[۱۶]
  • «لایزال أمر هذه الأمة ظاهراً حتی یقوم إثنا عشر خلیفة»[۱۷]
  • «لایزال هذا الدین ظاهراً علی من ناوأه لایضره مخالف ولامفارق حتی یمضی من أمّتی إثنا عشر أمیراً كلهم من قریش»[۱۸]
  • «لایزال هذا الأمر ظاهراً علی من ناوأه ولایضره مخالف ولامفارق یمضی إثنا عشر خلیفة من قریش»[۱۹]
  • «لن یزال هذا الدین عزیزاً منیعاً ظاهراً علی من ناوأه لایضره من فارقه أوخالفه حتی یملك إثنا عشر كلهم من قریش»[۲۰]
  • «لایزال أمر هذا الأمّة ظاهراً حتی یقوم إثنا عشر خلیفة»[۲۱]

در این روایتها به خلفاء و امیرانی اشاره شده است که از قریش هستند. و عده ای بر این باورند که تا پایان حکومت این حاکمان یا در سایه حکومت آن‌ها اسلام دارای عزت و افتخار خواهد بود. در منابع شیعیان ۱۲ امامی نیز آمده است:

ادامه خواندن چرا ۱۲ امامی؟

دغل بازی و دروغپراکنی رسانه ای فرقه نجدی دوله (داعش) در برابر ا.ا. افغانستان (۱- طالبان و ریگان)

دغل بازی و دروغپراکنی فرقه نجدی دوله (داعش) در برابر ا.ا. افغانستان (۱- طالبان و ریگان)

به قلم: کیوان مریوانی

زمانی که فرقه ی نجدی دوله(داعش) در مورد شیعیان جعفری دچار قیچی کاری می شد یا با عقاید غلات منحرف شیعه به شیعیان حمله می کرد همه سکوت کردند و چیزی نگفتند، اما این روزها که دوله(داعش) دست به قیچی کاری و دروغپراکنی در مورد امارت اسلامی افغانستان زده است صدای عده ای بلند شده است!

واقعیت این است که مومنین چون تابع دلیل و بینه و مستندات هستند و در این زمینه خودشان از همه قویتر هستند نیازی به دروغ ندارند به همین دلیل همیشه از مخالفین خود که تابع دروغ و تهمت زنی هستند دلیل خواسته اند چنانچه الله جل جلاله می فرماید: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره/۱۱۱) بگو: دلیل و برهان بیاورید اگر راست می‌گویید.

اما ریشه های عقیدتی و اجتماعی و روانی دروغ گوئی فرقه نجدی (داعش) در زمان حاضر چیست؟ چون گذشتگان آنها که اکثراً میدان دیده و اهل علم بودند تا آنجائی که برایشان امکان داشت اهل دروغپراکنی نبودند و حتی رسانه های آنها برای دوست و دشمن قابل استناد بود، اما با رفتن این طیف از داعش و جایگزین شدن مشتی داعشی اناشیدی و تلگرامی چه اتفاقی افتاده است داعش از گفتن هیچ دروغی پروا ندارد؟

علتهای مختلفی دارد مثل:

  1. جهل به منابع شرعی
  2. ضعف ایمان و کم شدن تقوای از الله و تمایل کینه ی نابجا و دوری از عدالت و انصاف
  3. عدم شجاعت در گفتن حقایق و ترس از گفتن حقایق و اقرار به اشتباه و فرار از تنگاه و مشکلی که در آن افتاده اند
  4. ترور شخصیتی مخالفین و تحت تأثیر قرار دادن دیگران و دفاع از خود

یکی از دروغهای داعش که اخیرا نشر داده است این است که می گوید امارت اسلامی با ریگان که رئیس جمهور بود دیدار کرده و به اصطلاح از همان زمان آمریکائی بوده است!

درحالی که:

  1. همه و حتی خودشان می دانند که امارت اسلامی در زمان مُلا محمد عمر دشمن شماره یک آمریکا بود و به همین دلیل توسط آمریکا و ناتو نابود شد و تمام رسانه های سابق خودشان هم از امارت اسلامی تحت حاکمیت مُلا محمد عمر حمایت کرده اند.
  2. ریگان بین سالهای ۱۹۸۱م تا ۱۹۸۹ رئیس جمهور بوده و تصویری که آنها نشر داده اند متعلق به مجاهدینی است که در دوران ریاست جمهوری ریگان و در زمان جهاد با شوروی ها جهاد کرده اند.
  3. امارت اسلامی افغانستان از سال ۱۹۹۶م تا ۲۰۰۱م بر افغانستان حاکمیت داشت. یعنی ۷ سال بعد از تمام شدن ریاست جمهوری ریگان بر آمریکا !

آیا رسانه های دروغگوی فرقه ی نجدی دوله (داعش) شرم و حیا ندارند؟

وَجَــاهــِدْهــُم بــِهِ جِـهـَادًا كــَبـِيـرًا . جهاد بالقلم فرعى از جهاد باللسان و جهاد بالبيان

وَجَــاهــِدْهــُم بــِهِ جِـهـَادًا كــَبـِيـرًا . جهاد بالقلم فرعى از جهاد باللسان و جهاد بالبيان

به قلم: ابومحمود خان آبادی

خداوند متعال ميفرمايد: “ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطرُونَ”
برادرعزیز
خواهرگرانقدر!
جهاد بالقلم فرعى از جهاد باللسان و جهاد بالبيان ميباشد که قرآن عظيم الشان در مورد اهمیت آن ميفرمايد: ” وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا” و جهاد بکن با ايشان (کفار) با زبانت، جهادى بزرگ و گسترده. آيهْ مباركهْ فوق مکى بوده و به اتفاق مفسرين منظور از جهاد در آن، جهاد باللسان يا جهاد با زبان ميباشد.
جهاد با زبان که يکى از وسائل مهم نشردعوت اسلامى و دفاع از عقيده و ارزشهاى دينى ميباشد، انواعى دارد که جهاد بالقلم يکى ازمهمترین آنها ميباشد. مجالها و ميدانهاى رسانه هاى چاپى نيز بسيار زياد است که نمونه هاى انترنت، کتاب، روزنامه، مجله، جريده، بروشور و غيره ميباشد.
متأسفانه در عصريکه ما زندگى ميکنيم بيشتر آنچه که در ميدان رسانه هاى چاپى به نشر ميرسد روحیهء دین ستیزی دارند. در کشور ما افغانستان خاصتا بعد از اشغال این کشورتوسط نیروهایی اجنبی، وضع بهمين منوال است. بيشتر رسانه هاى چاپى که از طرف غرب تمويل ميگردند و يا هم توسط عقول مريض به پيش برده ميشود، اسلام و ارزشهاى تاريخى ملت ما را مورد هجوم قرار داده  وذهنیت هارا مغشوش می سازند. روزانه صدها صفحه‌‌ء انترنتى منسوب به افغانها، مطالبى را به نشر ميرسانند که بشکلی از اشکال ارزشهاى دينى ما را مورد تاخت و تاز قرار ميدهند.
بــرادر عــزيــز و خــواهــر گــرامـى !
آيا گاهى فکر نموده ايد، که اين همه نشرات ضد دينى و خلاف واقع تا چى حدى حيات ايمانى نسل جديد ما را تهديد مى نمايد؟ و آيا ميدانيد که چگونه فکر ارتدادى بعنوان مرض مهلک از لابلاى اين نشرات بخورد و جوانان ما داده ميشود؟
پيشگامان فکر ارتدارى در جامعهء ما دو گروه ميباشند: يکى شيفته گان غرب که تمدن غرب را با تمام تلخ و شيرين آن در مجال فکر و انديشه، اخلاق و عادات و نظام هاى اجتماعى و سياسى بحيث مادل قابل پسند و الگوى  ايده آل خود قبول نموده و براى تعميم اين فکر از طرق مختلف بشمول رسانه هاى چاپى کار مى کنند.
دوم حرکتهاى قومى تاجيک، پشتون، هزاره ازبک وغيره که کوشش دارند تا زير ادعاى کاذب وطن دوستى و خدمت به مليت معين کار اسلامى را زير سوال برده و جوانان را ناخود آگاه بطرف ارتاد دينى دعوت نمايند.

کم نيستند سايتهايى که همين اکنون صحابه و تابعين رضوان الله علیهم را مهاجمين بى فرهنگ توصيف نموده بازگشت به جاهليت قومى را بهتر از زندگى در روشنايى اسلام ميدانند.
اين همه افکار و نوشته ها بى اثر نبوده و افکار تعدادى از جوانان ما رابه مرورزمان  مغشوش خواهد ساخت.  آنانيکه اخيراً بحثهاى مقايسهء اسلام و قوم گرايى را در فيس بوک تعقيب نموده باشند، خطورت اين مرض را بهتر از ديگران ميتوانند درک نمايند.

ادامه خواندن وَجَــاهــِدْهــُم بــِهِ جِـهـَادًا كــَبـِيـرًا . جهاد بالقلم فرعى از جهاد باللسان و جهاد بالبيان

آشنائی با اندیشه های سید قطب

آشنائی با اندیشه های سید قطب

ارائه: ابراهیم یعقوبی

سيد در كتاب معالم فى الطريق ضرورت جهاد ضد دشمن را اجتناب‏ناپذير مى‏داند و مى‏گويد:

««برقرارى حكومت خداوند بر روى زمين و محو حكومت بشرى، گرفتن قدرت از دست بندگان غاصب و برگرداندن به خدا، اقتدار بر اساس قانون الاهى و از بين بردن قوانين ساخته بشر فقط از طريق موعظه و حرف صورت نخواهد گرفت.»»

در دنياى اسلام، شخصيت‏هاى بزرگى نداى آزادى و عدالت‏خواهى سر داده و مردم را به بازگشت به اسلام راستين و مبارزه با ستم دعوت كرده‏اند. يكى از اين شخصيت‏هاى‏بزرگ، «سيد قطب» است كه فرياد اسلام‏خواهى و مبارزات او با استعمار كهنه انگليس، شايسته مطالعه و درخور تأمل است. وى در طول نيم قرن زندگى و جهاد، خدمات فراوانى در راه اعتلاى اسلام و تحقق حكومت اسلامى انجام داد. دشمنان اسلام كه تا امروز زيركانه‏تر از مسلمانان عمل كرده‏اند، رفتار سيدقطب و دوستانش را به طور كامل زير نظر گرفته و سرانجام پس از مدت‏ها حبس و زندان، وى را شهيد كرده‏اند. گرچه بدخواهان نگذاشتند او به هدف مهمش كه ايجاد حكومت واحد اسلامى در سراسر جهان است برسد، فرياد رساى او اكنون پرده گوش‏ها را در كشورهاى اسلامى به لرزه در آورده و چراغ فروزانى كه او برافروخته، مشعل هدايت جوانان مؤمن و انقلابى سراسر عالم اسلام شده است.

كتاب‏ها و مقالات نافذ او كه بارها به زبان‏هاى گوناگون دنيا چاپ، و در سراسر جهان منتشر شده، همچون خورشيد، روشنگر دل‏هاى مسلمانان وحدت‏گرا و جوانان انقلابى است. اكنون مركز تحقيقات مجمع جهانى تقريب مذاهب كه اصلى‏ترين وظيفه خود را گسترش ادبيات تحقيقى تقريب و شكل‏دادن به پژوهش‏هاى كاربردى و علمى پيرامون اين مقوله مى‏داند، معرفى طلايه‏داران تقريب و شناساندن انديشه‏هاى پيشتاز و تجربه‏هاى به جاى‏مانده از آنان را يكى از نخستين گام‏ها و پيش‏نيازها قرار داده است. در اين مقاله، شرح حال «شهيد سيد قطب» يكى از انديشه‏وران اصلاح‏گرا، از نظر مى‏گذرد. اميد است آشنايى با شرح حال اين مرد بزرگ، راه را براى مبارزان و مصلحان مسلمان هموارتر سازد.

انديشه‏ ها و اعتقادات سيد قطب

سيد قطب در جايگاه مغز متفكر جمعيت اخوان المسلمين بين سال‏هاى ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۴ ميلادى مطرح بود و همواره مقابل كسانى كه از اين جنبش ضد استعمارى انتقاد مى‏كردند، مى‏ايستاد. وى در باره «اخوان المسلمين» مى‏گويد: خداوند اخوان المسلمين را زنده بدارد كه مصر را زنده نمود و مفهوم جهاد را كه از نظر مردم فقط شعار دادن و كف‏زدن بود، تغيير داد و مفهوم اصلى آن را كه كار و فداكارى است، به آن بازگردانيد و چگونگى نبرد را كه منحصر به تبليغات بود، به قربانى شدن و شهادت در راه خدا تبديل كرد (سيد قطب، ۱۳۷۰، ص۱۰۷).

ادامه خواندن آشنائی با اندیشه های سید قطب

سرخوردگان مهاجر در احزاب به اصطلاح جهادی سوریه

سرخوردگان مهاجر در احزاب به اصطلاح جهادی سوریه

به قلم: منصور امارتی

این روزها که کفار جهانی به همراه مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین داخلی جنگ تبلیغی و گسترده ای را از کانالهای مختلف ماهواره ای و مجازی و منابر مختلف مساجد و غیره برعلیه اهل دعوت و جهاد شروع کرده اند، یکی از دامهایشان کشاندن این جوانان به میدانهای جنگی است که ثمره ی جنگ این جوانان، در معادلات جهانی و منطقه ای خدمتی است به اهداف کوتاه مدت و یا بلند مدت آنها.

 این جوانان که ثمره ی تلاش سالها دعوت و خود سازی و جهاد هستند به ناگاه غافلگیر می شود زمانی که می شنوی که آنها آن میدانی راکه پر از دعوت و فعالیت نموده بودند، به ناگاه خلوت کرده و به بلادی که گفته شده بود در آنجا جهاد فی سبیل الله در جریان است و حدود الهی در آن اقامه می­شود یا جبهـه­ای که گفته شده بود، آرمان و پرچمی پاک و اسلامی در آنجا برافراشته شده است، هجرت مـی­کردند، و آن جوانان در سرزمینشان دعوت و تلاش خود را در به یکباره و بعد از اینکه مراحل مهمی از آن را پیموده بودند، ترک کرده و از سرزمین خود، خارج می­شدند در حالی که می­دانستند بازگشت برایشان بسیار مشکل و حتی غیر ممکن خواهد بود.

پس به آن بلاد یا آن جبهه می­رفتند تا بعد از آن با این حقیقت مواجه شوند که کسی که آنها را به آمدن به آنجا تشویق کرده بود، در خبرهایش از آنجا، مبالغه نموده است و آن خبرها را بر اساس تحقیقی جامع و فراگیر و نظری واقعی و تیزبینانه، بنا ننموده است، بلکه تنها محرک او عاطفه و حماسه­گری و سطحی نگری بوده است.

زمانی که شخص مهاجر چنین وضعی را می بیند و با چنین رفتار غیرمنتظره و غافلگیرانه­ای روبرو می شود تصمیم به کناره گیری از این وضع می گیرد که یا بعضی از آن افراد به سرزمینشان بر می گردند و ممکن است با زندانی و محدودیتهای جدی مواجه شوند و یا اینکه راه برگشتی برای خود باقی نگذاشته اند و مجبور می شوند در یکی از دارالکفرهای سکولار مثل ترکیه و غیره به زندگی ذلت بار خود ادامه دهند.  

البته ممکن است برخی دیگر از این مهاجرین از روی ناچاری پراکنده شده و در سرزمین­ها و جبهات مختلف پخش ­شوند. گروهی این جبهه را پسندیده و بدان می­پیوندند، گروهی دیگر آن سرزمین را پذیرفته وآن را برای کار خود اصلح­تر می­یابند، و به همین صورت هر گروه به جایی رفته و سپس هر گروه برای شروع تلاش­هایی پراکنده­ و اقداماتی بدون برنامه و منهج مشخص را صورت می­دهند و هر کدام شروع به فراخوندن جوانانی می­کند که خود آنها را می­شناسد، و آنها را به ترک دعوت و ملحق شدن به خود فرا می­خوانند، و دست به انجام دادن مقارنات و مقایساتی بین جبهات و جمع­آوری اموال و امکانات و نیرو می­زنند، اما بعد از مدتی، سهل و آسان می­بینی که گزینه­ی جدیدشان را هم تغییر داده و آن جبهه یا آن مکان را ترک نموده و به جبهه یا مکان یا عمل دیگری منتقل می­شوند و…

گروههای مختلفی که امروزه در سوریه وجود دارند ثمره ی این تغییر و تحولات شده اند، بخصوص مهاجرینی که نه راه پس دارند نه پیش و مجبورند نا امیدانه با وضعی که وجود دارد بسازند؛ وضعی که در آن «ناتو» از کانال حکومت سکولار ترکیه ارباب است و بقیه فرمانبر آن. 

در مورد ڪتاب السنة منتسب به امام عبدالله فرزند امام احمد بن حنبل

در مورد ڪتاب السنة منتسب به امام عبدالله فرزند امام احمد بن حنبل

به قلم: حقاني فاريابي

آيا ڪتاب السنة ڪه امروز ها در مڪتبة الشامله ودر ڪتاب خانه ها به اسم امام عبدالله فرزند امام احمد بن حنبل فروخته ميشود، و وهابيان از آن ڪتاب عليه امام ابوحنيفه خيلي استفاده ميڪنند واقعا هم از امام عبد الله بن احمد است؟

الجواب:‌

اين ڪتاب ڪه دشمنان اسلام نام آن را ڪتاب السنة مانده اند، معنايش ڪتاب سنت رسولﷲﷺ و عقائد اهلسنت ، هرگز از امام عبد الله بن احمد رحمهﷲ نيست!

و نسبت اين ڪتاب به امام عبد الله درست نيست، و سند اين کتاب تا به امام عبدالله بن احمد مجهول است،‌ در سند آن دو راوي مجهول وجود دارند، و اين ڪتاب را يڪ شخص مجهول از امام عبدالله روايت ڪرده است❗

اين ڪتاب را شخصي به نام أبو النصر محمد بن الحسن بن سليمان السمسار از أبو عبد الله محمد بن إبراهيم بن خالد الهروي روايت ڪرده است، و محمد بن إبراهيم بن خالد الهروي، از دروغ اين ڪتاب را به امام عبد الله نسبت داده و روايت ڪرده است!

اولا: محمد بن الحسن بن سليمان السمسار، شخصي مجهول است، در تمام ڪتاب هاي تاريخ، و جرح تعديل چيزي در مورد او ذڪر نشده،صرف تنها در تاريخ امام ذهبي همينقدر مذڪور است ڪه او در سال حدودا (۳۷۳) وفات گرديده است و بس!( تاريخ الإسلام للذهبي ج ۸/ ص ۳۹۴- الطبقة الثامنة والثلاثون- ۱۲۱٫ بتحقيق: الدوڪتور محمد بشار عواد معروف.

ديگر هيچ معلومات از وي در دسترس هيچ ڪسي نيست، ڪه آيا مسلمان بود يا ڪافر؟ شيعه بود يا سني؟خوارج، و مجسمه بود، يا ڪراميه و معتزلي؟ ثقه و قابل اعتماد بود؟ يا ڪذاب وضاع و دروغگو بود؟ و آيا اين آقاي سمسار، محمد بن إبراهيم بن خالد الهروي را ديده است ياخير، ڪه ازو روايت ڪرده است؟!

ثانيا: محمد بن إبراهيم بن خالد الهروي که محمد بن الحسن السمسار اين ڪتاب السنة را ازو روايت ڪرده است، ڪاملا مجهول است، حتا اين هم معلوم نيست ڪه در ڪدام سنه متولد گرديده، و در ڪدام سنه وفات ڪرده است، و درهيچ ڪتاب از تاريخ، جرح و تعديل نامي از وي برده نشده، ڪه آيا مسلمان بود يا ڪافر؟ شيعه بود يا سني؟ خوارج، و مجسمه بود، يا ڪراميه و معتزلي؟ ثقه و قابل اعمتاد بود؟ يا ڪذاب وضاع و دروغگو بود؟ و آيا او امام عبد الله بن احمد را ديده است ياخير؟ ڪه از‌و روايت ڪرده است؟!

ثالثا: و همچنان در هيچ ڪتاب تاريخ، جرح و تعديل ذڪر نشده است ڪه امام عبدالله شاگردي به اسم محمد بن ابراهيم بن خالد الهروي داشته است، و او اﺯ امام عبدالله روايت ڪرده باشد❗

پس اسناد اين ڪتاب تا به امام بزرگوار عبدالله بن احمد مجهول است، و اين ڪتاب به اسناد صحيح از امام عبد الله ثابت نيست!

ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

به قلم: طاهر جان فرغانه ای

لازم می دانم بگویم که ابومعصب زرقاوی زمانی که در افغانستان بود نه به القاعده بیعت داد و نه به طالبان و حتی زمانی که در هورامان و نزد جماعت انصارالاسلام هم بود باز بیعت نداد بلکه گروه چند نفره ی خودش را داشت.

ابومصعب زرقاوی نه از علم دانشگاهی برخوردار بود نه از فقه شریعت و تنها بر اثر برخورد با علمای دعوت نجد و پیروان محمد بن عبدالوهاب چون ابومحمد مقدسی بود که به مسیر جهاد کشیده شد.

ابومصعب زرقاوی گروه توحید و جهاد را تشکیل داد و جهت جذب بیشتر مجاهدین به القاعده شیخ اسامه بن لادن بیعت داد اما این گروه بعد از خودش تبدیل به دولت اسلامی عراق به رهبری ابوعمر بغدادی شد و ابوحمزه المهاجر مصری به عنوان آخرین امیر القاعده در عراق به دولت عراق اسلامی بیعت داد و القاعده کلاً منحل شد.

در اين مرتبه مختصرا اشاره ای به ارتباط بین دولت اسلامی عراق و القاعده می کنیم، و برای تفهیم و تبیین صحیح اين موضوع لابد دو بیانیه “شهادة لحقن دماء المسلمین” و در جوابش؛ بیانیه”عذرا أمیر القاعدة” را در کنار هم قرار داد و با هم قرائت کرده و در کنار هم تحلیل نمود.

الفاظ و عباراتی که در بیانیة “شهادة لحقن دماء المسلمین” پیرامون و حول اين کلمات و موارد می چرخد: أمیره.. جز .. مشورت.. ولا .. اطلاع.. ولاة أمرنا..دولتکم.. أمر منکم.. جنودا له.. رجالا أوفیا .. تجدد بیعت از طرف دولت اسلامی.. أمیرنا.. مشايخنا.. سقوط هیبةالجماعة.. إلی أمرائه.. أمیرنا.. أمر لأمیر..

اگر مبنا بر اعتداد و اعتماد به اين الفاظ باشد، بايد دانست که؛ مدلول و غايت اين الفاظ و عبارات دلالت بر بیعت جهاد وطاعت در آن و وحدت در امر جهانی جهاد می باشد! نه اينکه ادعای دادنِ بیعتِ امامت به طالبان از طريق بیعت با القاعده شود! نه اينکه اين ولاء و ارتباط ملزم و نافذ در داخل دولت اسلامی باشد و بتواند آن را منعقد و يا منحل نمايد!! هیچ کدام از خطوط اين بیانیه و هیچ يک از جملات وارد شده در آن دلالت بر اينکه دولت اسلامی به القاعده و سپس طالبان بیعت امامت داده است، نمی کند! و هیچ يک به صراحت به اين موضوع اشاره نمی کند!.. القاعده در عراق به دولت اسلامی بیعت داد ومنحل شد، حال چه معنايی دارد که؛ قاعده به دولت به شرط یبیعت بدهد که دولت به قاعده بیعت دهد!!.. من المعضلات؛المضحکات المبکیات!!در اين مساله بیانديش و اين تفريق را رعايت کن تا ندانسته حکم اشتباهی صادر نکنی.

ادامه خواندن ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

جهاد زمانی که الجماعة وجود دارد

جهاد زمانی که الجماعة وجود دارد

به قلم: صلاح الدین عبدالرحمن

جهاد مثل اجرای حدود و بسیاری از امور دیگر تنها از کانال جماعت و قدرت جماعت انجام می شود نه از کانال فرقه ها و احزاب مختلف . در کل می توان گفت وجود اسلام کامل هم به وجود جماعت بستگی دارد چنانچه عمر بن خطاب می گوید: :لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ.[۱] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با رهبریت و رهبریت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.

جماعت یعنی حاکمیت بر دارالاسلام که در شکل یک رهبر مسلمان خودش را نشان می دهد و زمانی که گفته می شود شخص مسلمان باید اهل جماعت شود و ما اهل جماعت هستیم به این معنی نیست که مثلاً ما در نمازهای جمعه و جماعت شرکت می کنیم بلکه به این معنی است که ما اهل اطاعت از حاکمیت و جماعت مسلمین در غیر معصیت الله تعالی هستیم و اطاعت خودمان را در خیر و در غیر معصیت الله به این جماعت حاکم بر دارالاسلام داده ایم.

امروزه جهاد در زیر پرچم جماعت و دارالاسلام بر مسلمانی واجب عینی است چون سرزمینهای مختلف اسلامی توسط کفار اشغال شده اند.

زمانی که جهاد فرض کفایه بود اما رهبریت دستور جهاد عمومی داده بود کعب بن مالک رضی الله عنه یک بار بخاطر تخلف بدون عذر در جنگ، ۵۰ روز رسول الله صلی الله علیه و سلم و صحابه با او حرف نمی زدند تا الله تعالی در مورد توبه آنان آیه نازل فرمود.

حال و وضعیت آن کسی که در طول عمرش یک بار هم به جهاد نرفته باشد چطور است؟

الان یکی بیاید و بگوید من جهاد را قبول ندارم

الله المستعان


[۱] سنن الدارمي، مقدمة باب في ذهاب العلم، ۲۵۷- ۲۶۵/ ئەبوداوود (۳۶۶۴)، ئەحمەد (۲/۳۳۸)، داریمی (۲۵۷)، ابن عبدالبر، جامع بیان العلم وفضله ۳۲۶

نیروهای سکولار سازمان ملل زیر ضربات مجاهدین یاری اسلام و مسلمین در مالی

نیروهای سکولار سازمان ملل زیر ضربات مجاهدین یاری اسلام و مسلمین در مالی

جماعة نصرة الإسلام و المسلمين [تنظيم القاعدة الجهاد] کاروان نیروهای سازمان ملل متحد را در غرب شهر بیر منطقه تمبکتو هدف قرار دادند که خبرها از کشته و زخمی شدن گزارش شده است‌.

همچنبن در همین روز یک خودروی دیگر سازمان ملل متحد را هدف قرار دادند که کاملا منهدم شد. ولله الحمد والمنه