آمریکا و مزدورانش بدانند: عاقبت سگی که، شیر را خشمگین کرد

آمریکا و مزدورانش بدانند: عاقبت سگی که، شیر را خشمگین کرد

به قلم: سیف الله گوران

این روزها آمریکا و متحدین آن که غرور و تکبرشان دنیا را کر کرده است در سرزمینهای اسلامی روز به روز در حال ضعیف شدن هستند آن قدرت چند دهه ی قبل را ندارند اما با این وجود از قدرت رسانه ای و مزدوران بالقوه ای برخوردارند.

این مزدوران آنها سر و صداهائی بر پا کرده اند که لازم می دانم جهت عبرت داستانی واقعی و تاریخی را برایشان بیان کنم:

پادشاه نصاری نامه ای تمسخر آمیز و تهدید آمیز, به سلطان یوسف بن عبدالمومن (۱۷ فوریه ۱۱۳۹، تینمل – ۲۹ ژوئیه ۱۱۸۴، سانتاری) دومین پادشاه مُوَحّدانِ مغرب (مراکش) نوشت، و از او خواست سرزمین های مسلمین را به او تحویل دهد!

بخشی از آنچه که پادشاه مغرور و متکبر صلیبی به سلطان ابو یوسف نوشت این بود: میبینم که خودت را برای آمدن به جهاد معطل میکنی!، یکی از پاهایت را جلو می اندازی و پای دیگر را با تأخیر تکان میدهی!، آیا بزدلی سرعتت را کم کرده یا دروغ پنداشتن وعده های پیامبرت!

پس از آنکه سلطان ابو یوسف نامه را خواند به شدت خشمگین شد، تا جایی که حالت طبیعی صورتش دگرگون گشت، سپس نامه را پاره کرده، و بر بخشی از آن این آیه کریمه را نوشت:(به سوی آن‌ها باز گرد، همانا با لشکریانی به سوی آن‌ها خواهیم آمد که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند، و بی‌تردید آن‌ها را از آن (سرزمین) با ذلت و خواری بیرون می‌کنیم!) [نمل ۳۷]

سپس سلطان ابو یوسف برخواست و مردم را به سوی جهاد فراخواند، و در روز جمعه خطبه ای محکم ایراد کرد، و مردم را به سوی جهاد فراخواند، مسلمین به سرعت خود را تجهیز کرده و شتابان خود را به لشکر سلطان رساندند.

سلطان همراه با لشکرش به سوی اندلس به راه افتاد و با لشکر نصاریٰ روبه رو گشت، و بین آنها جنگی شدید و سنگین روی داد، که در این جنگ نصاری به بدترین وجه ممکن شکست خوردند، در نتیجه ۱۴۶ هزار نفر از سربازان نصاری به قتل رسید، سلطان ابو یوسف الموحدي -رحمه الله- اینگونه عزّت مسلمین در اندلس را بازگرداند، و اینگونه جواب نامه ی پادشاه را داد، با فعل نه با قول.

این عاقبت سگی است که شیر را خشمگین میکند!

به امید روزی که دارالاسلام ما در این جبهه ای که تشکیل داده است سگهای آمریکائی و انگلیسی و صهیونیستها را به سرانجام سگهای رو گرفتار کند.

پس بیا اهل جماعت شویم و با وحدت خود و پرهیز از تفرق در این مسیر مبارک قدم بگذاریم.

جایگاه سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها در برابر شریعت و قانون الله

جایگاه سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها در برابر شریعت و قانون الله

به قلم: احسان پاوه ای

سکولاریسم دین سکولاریستها است که این سکولاریستها در قرآن تحت عنوان مشرکین و احزاب معرفی شده اند. و ما ضمن برائت از سکولاریستها «إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» (ممتحنه/۴) به آنها می گوئیم : لَکُمْ دينُکُمْ وَ لِيَ دينِ (کافرون/۵)

پس سکولاریستها احزاب هستند و هرگز یک حزب نیستند به همین دلیل جهت پیشبرد کارهایشان نیاز دارند که رای اکثریت آنها اجرا شود به همین دلیل سیستم دموکراسی ( حاکمیت قوانین مردم برمردم) را به جای تئوکراسی ( حاکمیت قوانین الله بر مردم) را تولید کرده اند. 

اسلام قوانینی ثابت دارد که نیازی به رای گیری نیست و جهت اداره ی امور هم ابزاری به نام «شورا» را معرفی کرده که در امور اجتهاد بپذیر رای خودش را صادر کند.

پس اینکه چه کسی به چه عملی نگاه میکند وچه نظری دارد در دین اهمیتی ندارد. چرا که شرع الله نیازی به اکثر واقل ندارد باهر وضعی ونفراتی باید اجرا شود حالا اینکه عده ای خواهان سکولاریسم و دموکراسی هستند مشکل خودشان است. الله تعالی نفرموده زمانی که عده ای از مردم از قانون شریعت الله خوششان نیامد مومنین باید کوتاه بیایند و تسلیم رای اکثریت جامعه شوند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم و اکثریت مطلق پیامبران در جامعه ی خود در اقلیت بودند و عده ای از این پیامبران بعدها با هدایت مردم در اکثریت قرار گرفتند.

پس: نه اکثریت مهم است نه اقلیت: مهم عمل به قوانین شریعت الله است حتی اگر پیروان این شریعت یک نفر تنها در میان ملیونها انسان باشد مثل ابراهیم علیه السلام.

آیا وقت آن رسیده است که به هیئت تحریر الشام بگوییم که آنها به کفر نزدیک‌تر هستند تا ایمان؟

آیا وقت آن رسیده است که به هیئت تحریر الشام بگوییم که آنها به کفر نزدیک‌تر هستند تا ایمان؟

به قلم: شیخ ابومحمد مقدسی

جماعت هیئة تحریرالشام مخالفان خود را متهم به سرقت می‌کند در حالی‌که این جماعت اموال و سلاح بیشتر فصایل را به سرقت برده است!

هیئة، اخیراً انبارهای سلاح‌های جماعت حراس‌الدین(القاعده)  را به سرقت برده است که حراس‌الدین (القاعده) آن را اخیراً به شکل قرضی برای عملیاتی در جبل الترکمان خریداری کرده بود. هیئة، یک تانک و یک توپ ۱۴٫۵ را نیز از حراس‌الدین (القاعده) سرقت کرد و در حال حاضر نیز به دنبال بقیه سلاح و انبارهای سلاح حراس است. حال بگویید سارق کیست؟!

آیا هیئة تحریرالشام، حراس‌الدین (القاعده) را تکفیر می‌کند که اینگونه مصادره سلاح و مقرهای آنان را مباح دانسته و بتواند از آنان سرقت کند؟!

و یا اینکه اموال مسلمین را مباح می‌داند و هرگز به حرمت‌های آنان توجهی ندارد؟! و یا همانند طواغیت، دارایی دیگران را مصادره می‌کند؟!

اما شرایط ظالمانه‌ای که اخیراً جولانی آن را تحمیل کرد، داستان دیگری دارد که نشان دهنده درستی گفته‌های مردم درباره اوضاع این روزهای هیئة تحریرالشام با اطلاعات ترکیه است!

مهم‌ترین و بارزترین و خبیث‌ترین این شروط عبارت است:

۱- باید حراس‌الدین(القاعده)  به شکل یک تیپ نظامی با ۵۰۰ جنگجو باشد که با اتاق عملیات فتح المبین در ارتباط باشد. آنها مشخص می کنند که در کجا مقر، اردوگاه و مکان‌های آموزشی داشته باشند و چه کسی آموزش بدهد و باید با ابو حسن ستیمه مسئول نظامی هیئة در ارتباط باشند آنها باید در کارهای نظامی با اتاق عملیات فتح المبین در ارتباط باشند؛ هرگز هیچ‌کاری را بدون موافقت این اتاق عملیات انجام ندهند.

۲- و هیچ‌گونه فعالیتی در زمینه‌ی امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشند و اگر شاهد امر منکری باشند، تنها باید مسئولین این کار در هیئت را آگاه سازند.

۳- واگر فردی از فرماندهان جهادی کشته شود، حق تسلیت گویی ندارند آنچنان که درباره شیخ ابو مصعب عبد الودود و دیگران انجام دادند.

۴- و در حراس‌الدین (القاعده) اشخاصی تحت پیگرد قرار دارند که یا باید به هیئة تحریرالشام تسلیم شوند و یا این جماعت آنها را با استفاده از زور بازداشت خواهد کرد.

۵- هیئة تحریرالشام، همکاری با سازمان‌های کمک بشری و استفاده از آنان را ممنوع اعلام کرده است مگر اینکه از طریق هیئة انجام گردد.

۶- و هم چنان ایجاد مقر را تنها با هماهنگی هیئت مجاز می دانند.

و شرایط ظالمانه‌ای دیگری که گویی در این شرایط ابو بکر صدیق رضی الله عنه به مرتدین می‌گوید: “يا جنگ یا تسلیم بدون قید و شرط”

ایکاش پیشنهاد آنها به همینجا ختم می‌شد! اما شرایط بیشتر از این پیچیده است. آنها می‌گویند هرکس با این شرایط مخالف است در خانه بماند و اگر قصد دارید علیه ما کار امنیتی انجام دهید، ما هم علیه شما اقدامات امنیتی خواهیم داشت.

حرف‌های آنان و شرعی‌های این جماعت که می‌گفتند امروز جهاد در شام بر همه واجب است، کجا رفته است. آنها می‌گفتند جهاد هیچ شرطی ندارد تا جایی که برخی درباره شرط توحید به مجادله برخواستند. پس چگونه با استفاده از این شروط ذلت‌بار، دیگران را از جهاد باز می‌دارید و شرایطی را مطرح می‌کنید که الله تعالی آن را نازل نکرده است؟!

همه شرایطی که جولانی تلاش می‌کند آن را تحمیل کند را رها کنید و تنها بر روی شرط اول تمرکز کنید! فرماندهان مشارکت کننده در طرحی که ترک‌های سکولار آن را تحمیل کرده‌اند و کسانی که از جزئیات آن آگاهی دارند، توضیح داده‌اند که حقیقت این شرط بر این اساس است: طرح ترکیه اجرا گردد که افسران ترک کار نظارت بر آن را بر عهده دارند. بر اساس طرح ترکیه، ۴۰ تیپ متشکل از ۲۵ تیپ از فصایل جبهه وطنی و گروه‌های وابسته به آن و ۱۵ تیپ از هیئة تحریرالشام و گروه‌های وابسته به آن تشکیل می‌شود که هر تیپ شامل ۵۰۰ جنگجو خواهد بود. تمامی این تیپ‌ها با افسران حکومت سکولار ترک (از اعضای ناتو) در ارتباط بوده و مستقیماً توسط آنان حمایت شده و دستورات لازم را دریافت می‌کنند. از این مسئله می‌توان دریافت که حقیقت پیشنهاد جولانی از چهارچوب طرح ترکیه خارج نمی‌شود اما ارتباط مستقیم با افسران ترک را مخفی می‌کند.

بنابراین، به نظر می‌رسد که اظهار نظرها در مورد هیئة تحریرالشام بعد از امروز تنها محدود به سخن گفتن درباره بازداشت‌های ظالمانه و سرقت سلاح و حمله به مقرهای گروه‌هایی که مخالف این طرح های تحمیلی هستند، نخواهد شد. به نظر می‌رسد اظهار نظرها در مورد هیئة، محدود به حکم محافظت از گشت‌زنی های ترکیه و روسیه و اجرای مخفیانه‌ای توافق‌های بین‌المللی المللی و دیگر امور نخواهد بود.!

ادامه خواندن آیا وقت آن رسیده است که به هیئت تحریر الشام بگوییم که آنها به کفر نزدیک‌تر هستند تا ایمان؟

حمله کمین لیزری و راکٹی تحریک طالبان پاکستان در ایجنسی خیبر ولایت پیشاور بر نیروهای سکولار فوج و ایف سی

حمله کمین لیزری و راکٹی تحریک طالبان پاکستان در ایجنسی خیبر ولایت پیشاور بر نیروهای سکولار فوج و ایف سی

شب گذشته مجاهدان تحریک طالبان پاکستان با تفنگ لیزری و راکت انداز به پاسگاه سور کمر حوالداری ایف سی در جمرود ولسوالی (تحصیل) ایجنسی خیبر ولایت پیشاور حمله کردند که در نتیجه آن ۴ پرسنل سکولار ایف سی کشته شدند و ۳ تن دیگر نیز زخمی شدند. مجاهدین با کسانی که برای کمک فوج می آمدند نیز کمین گذاشته بودند تا کمک به پاسگاه نرسد.
در نتیجه این کمین ۵ تن از نیروهای ایف سی و فوج کشته و تعداد زیادی زخمی شدند. ولله الحمد والمنه
در جریان کمین، یکی از مجاهدین بنام محمد به درجه رفیع شهادت نائل آمد – نحسبه کذالک والله حسیبه.

حمله استشهادی های حرکت جوانان مجاهد بر مرتدین سکولار سومالی و پیام یکی از استشهادی ها

حمله استشهادی های حرکت جوانان مجاهد بر مرتدین سکولار سومالی و پیام یکی از استشهادی ها

مجاهدین الشباب دیشب حمله انغماسی به هتل بيرل_بيج در مرکز عبدالعزیز پایتخت مگادیشو سومالی انجام دادند که در آن مسوولین بلند رتبه بود باش داشتند در این حمله استشهادیان تعداد زیادی کشته و زخمی شدند و مجاهدین بر این هتل سیطره پیدا کردند و درگیری هنوز ادامه دارد…

پیامی جدید از سوی یکی از استشهادی های الشباب که در حال حاضر هتل دولتی “پرل پیج” در منطقه عبد_العزيز در پایتخت موگادیشو را در اختیار دارند، ۴ ساعت پس از به دست گرفتن کنترل آنها پیامی ارسال کردند گفت:

“کجا هستند آن نیروهایی که در أوغندا آموزش دیده اند و توسط إماراتمتحدهعربی حمایت مالی شده اند و زمام امنیت پایتخت مقديشو را به آنها سپرده اید و شما به آنها مباهات می کنید که پایتخت را تامین کرده اند؟ آیا امنیت را در آن حفظ کرده اند؟ ما از موانع امنیتی بسیاری گذشتیم تا به مناطق شما که بفضل الله تعالى بر ما مستحکم می دانید، رسیدیم و شما نتوانسته اید و نخواهید توانست با ما روبرو شوید و از مسلمانان می خواهیم که برای ما دعا کنند و به کفار و حامیان آنها می گوییم که خیال امنیت نکنید.

بیش از ۲۹ تن از ملیشیات سومالی در هتل دولتی بيرلبيج در منطقه عبدالعزيز در پایتخت مگاديشو کشته و تعداد زیادی زخمی شدند.

طبق آمار اولیه حمله فدائی های مجاهدین الشباب به هتل دولتی بيرلبيج در منطقه عبدالعزيز در پایتخت مگاديشو که در آن مسوولین بلند رتبه بود باش داشتند و این حمله بیش از ۱۰ ساعت ادامه داشت، بیش از ۲۹ تن کشته و تعداد زیادی زخمی شدند.
ولله الحمد والمنه

بیانیه فرمانده نظامی حركة الشباب المجاهدين [تنظيم القاعدة الجهاد] درباره حمله استشهادیان به پایگاه نظامی کفار سکولار و اشغالگر اتیوپیایی

بیانیه فرمانده نظامی حركة الشباب المجاهدين [تنظيم القاعدة الجهاد] درباره حمله استشهادیان به پایگاه نظامی کفار سکولار و اشغالگر اتیوپیایی که در این حمله بیش از ۱۲۳ تن کشته و ۷۸ تن دیگر زخمی شدند.

“مجاهدین در پاسخ به فرمان خداوند متعال مبنی بر مبارزه با دشمنان و دفاع از اسلام، در روز چهارشنبه ۱۸ ذی القعده ۱۴۴۴ هجری قمری برابر با ۷ ژوئن ۲۰۲۳ دو عملیات استشهادی را بر روی یک پایگاه نظامی نیروهای صلیبی إتيوبي در شهر دولو در ایالت اسلامی جذو در جنوب غربی سومالی که منطقه را اشغال کرده بودند انجام دادند.” فرماندهی نظامی در این بیانیه افزود: “عملیات اول مقر فرماندهی کل نیروهای إتيوبي مستقر در این ایالت را هدف قرار داد، در حالی که عملیات دوم انبار و سیلوهای سلاح، مهمات و تجهیزات نظامی در پایگاه را هدف قرار دادند.
نیروهای سکولار إتيوبي که در پایگاه مورد هدف حضور داشتند، ۳۰۰۰ سرباز اتیوپیایی بودند.” در بیانیه ای که مورد تایید فرمانده نظامی الشباب است آمده: “بیش از ۱۲۳ سرباز صلیبی اتیوپی کشته، ۷۸ تن دیگر زخمی شدند و انبار و سیلوهای اسلحه، مهمات و تجهیزات نظامی پایگاه “کباسو” به اضافه تعداد زیادی خودروی نظامی اتیوپی منهدم شدند.” در خاتمه این بیانیه آمده است: “سازمان جهادی الشباب برای حفظ سلامة أمة مسلمة، و تطبيق شريعة إسلامي و تحرير ديار مسلمين از صليبيين و مرتدين و غيرهم، می‌جنگند. مجاهدین الشباب بار دیگر مسلمانان را به این امر دعوت می‌کند تا از پایگاه ها، مقرها و دفاتر دشمن در شهرها و مناطقی که از ملت مسلمان سومالی غصب کرده، دوری کنند. مجاهدین الشباب متعهد است که به جهاد خود علیه ائتلاف جهانی صلیبیون و همدستان مرتد آنها ادامه دهد تا زمانی که سررمین سومالی از دشمن متجاوز پاک شود و دین کاملاً برای خداوند متعال باشد. قال الله تعالى: [وقاتلوهم حتىٰ لا تكون فتنة ويكون الدين لله ۖ فإن انتهوا فلا عدوان إلا على الظالمين]”.

امیدواری به شکست آمریکا وصهیونیستها و تمام کفار، زمانی که الله تعالی با مومنین است

امیدواری به شکست آمریکا وصهیونیستها و تمام کفار، زمانی که الله تعالی با مومنین است

به قلم: کیوان مریوانی

زمانی که شخص مطمئن است و یقین دارد که الله به عنوان بالاترین قدرت و مرکز عزت از او حمایت و پشتیبانی می کند و مراقب اوست امید او به پیروزی با امیدهای دیگران قابل مقایسه نیست و قطعاً او به یکی از پیروزی ها ۱- شهادت ۲- پیروزی دنیوی بر دشمنان می رسد.

زمانی که موسی از کشته شدن توسط فرعون می ترسد: وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ، یا در آیه‌ی دیگر که موسیٰ و هارون میگویند: إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَنْ یَطْغَى، الله تعالی به موسی و هارون می فرماید: قَالَ کَلَّا فَاذْهَبَا بِآیَاتِنَا إِنَّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ؛(شعراء:۱۵/«چنین نیست، (آنان کاری نمی‌توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید؛ ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‌شنویم!) یا می فرماید: : قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى؛(طه:۴۶/ : «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) می‌شنوم و می‌بینم!)

الله به رسول الله صلی الله علیه وسلم و جماعت تحت فرمانش می فرماید: فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ؛(محمد:۳۵/ پس هرگز سست نشوید و (دشمنان را) به صلح (ذلّت‌بار) دعوت نکنید در حالی که شما برترید، و خداوند با شماست و چیزی از (ثواب) اعمالتان را کم نمی‌کند!)

 پیامبران به این حماعت و همراهی الله ایمان و اعتماد داشتند و بر الله توکل داشتند چنانچه: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ * قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛(شعراء:۶۲/ (موسی) گفت: «چنین نیست! یقیناً پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد!»)

 رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در غار ثور زمانی که از دست کفار سکولار قریش مخفی شده بود می بینیم که همین میزان از اعتماد به الله را با ذکر اینکه الله با ماست به نمایش می گذارد؛ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا (توبه:۴۰/ اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!)

اگر الله اینگونه حمایت خودش و همراهی خودش از مومنین و جماعت مسلمین و مومنین اهل جماعت را اعلام داشته و رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز می فرماید: :إنَّ اللَّهَ لا يَجْمَعُ أمَّتي عَلَى الضَّلَالةٍ ويدُ اللَّهِ على الجماعةِ. (صحيح الترمذي ۲۱۶۷) «يَدُ اللهِ مَعَ الجَمَاعة.( ترمذی (۲۱۶۶)) بدون شک الله امت مرا بر سرگردانی و گمراهی جمع نمی‌کند و دست الله با (بر) جماعت است؛ پس مومنین هم باید مثل پیامبران و اولیای الله چنین وعده ای را باور کنند و به آن اعتماد کنند و امیدوارانه با ایمانی راسخ اهل جماعت شوند و رو به جلو حرکت کنند.

امروزه رسانه های مختلف جنگ روانی کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی «امید» مومنین اهل جماعت را هدف گرفته اند که یکی از مراکز قدرت آنهاست، بیائید با اعتماد به الله و قبول داشتن سخنان الله و رسولش صلی الله علیه لگد جانانه ای به تمام سخنان و تبلیغات و سم چاشی های این دشمنان قانون شریعت الله و دارالاسلام بزنیم.

جنگیدن مسلمین در کنار هیلتر بر علیه آمریکا و … و جنگیدن در کنار روسیه بر علیه آمریکا و …

جنگیدن مسلمین در کنار هیلتر بر علیه آمریکا و … و جنگیدن در کنار روسیه بر علیه آمریکا و …

به قلم: مسعود سنه ای

در تاریخ می خوانیم که حکومت عثمانی با حکومت سکولار آلمان به رهبری هیتلر بر علیه روسیه و آمریکا و متحدین آنها متحد شد. در اینجا جماعت و حاکمیت مستقل مسلمین جهت جنگ با سایر کفار با کافری متحد شده است که شرعی است. 

محمد امین حسینی است که در زمان خودش (مفتی عامِ [بیت المقدس])  و رئیس مجلسِ اسلامی أعلی نیز بود و همچنین رئیس لجنه‌ی عربی نیز بود، در تصاویری با هیتلر دیده می شود و تصویر دیگر از(احترام نظامی)(به شیوه‌ی نازی ها)از محمد امین حسینی به سربازانِ نازی موجود در فیلقِ اسلامی است!!

کسانی از مسلمین که به همراه آمان نازی و هیتلرِ بر علیه سایر کفار می جنگیدند به فتوای همین علمای اهل سنت وارد این جنگ می شدند و کسانی از همین اهل سنت حنفی مذهب نیز که در هند بودند به فتوای مولوی های خود و نجدی های آل سعود با عثمانی ها وارد جنگ می شدند.

 فرق بین اینها در این بود که مسلمین همراه جماعت عثمانی به همراه دارالاسلامی مستقل بودند که در کنار کافری بر علیه کافری بدتر می جنگیدند که مصلحت دارالاسلام و عموم مسلمین در شکست آمریکا و انگلیس و روسیه ی آن زمان بود اما کسانی که در ارتش انگلیس بودند به فتواهی فرقه ها و مولوی ها متفرقی در راه اهداف انگلیس و بر علیه مسلمین و کفار می جنگیدند و د رواقع جنگشان برای براورده کردن اهداف و تفشه های انگلیس بود.

امروزه نیز کسانی هستند که در سوریه و ادلب و یمن و لیبی و سومالی و نیجریه و مالی و غیره فی سبیل آمریکا و ناتو و اتحادیه ی آفریقا و سایر کفار می جنگند.

پس از کثرتِ داعیان به سوی جهنم در این زمان تعجب نکن که فتوای جوازِ دوری از جماعت و اهل جماعت و دارالاسلام شدن و مشارکت در فرقه ها و احزاب مختلف را می دهند که در نهایت فی سبیل کفار و در راه اهداف کفار مبارزه می کنند و می جنگند.

الله تعالی در مورد این افراد که در خسارت عمل می‌کنند و خودشان به این گمانند که کارشان نیکو و مصلحت است میفرماید:(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا –الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا)الکهف۱۰۳-۱۰۴

سید قطب رحمه الله می گوید: ” كلّ من جَبُنَ عن قول كلمة الحقّ، تحجّج بالمصلحة والمفسدة حتى أصبحت المصلحة والمفسدة طاغوتاً يُعبدُ من دونِ الله. همه ی کسانی که از بیان کلمه حق می ترسند دلیل آن را مصلحت و مفسده ذکر می کنند چنانکه رفته رفته مصلحت و مفسده به طاغوتی تبدیل می گردد که به جای الله عبادت می شود. “

مسلمان اگر اهل جماعت شود و در صف دارالاسلام مبارزه و جهاد کند در هر صورت نزد الله تعالی عذری برای کارش دارد اما اهل تفرق و فرقه بازی هیچ عذری ندارند هر چند با شعارها و عوام فریبی هائی بخواهند انحرافات خود را مخفی کنند.

به نظر شما فرق سربازان حنفی هندی که در ارتش انگلیس می جنگیدند با دارودسته ی جولانی در ادلب چیست که در راه ناتو و از کانال ترکیه در حال جنگ هستند؟

خطر جریان تکفیری در میدانهای جهاد

خطر جریان تکفیری در میدانهای جهاد

به قلم: فضل احمد سمنگانی

شیخ ابومصعب سوری در بیان خطر جریان تکفیری بر مسیر جهاد می گویند:

“لازم است که مفصلا در مورد خطر جریان تکفیر بر قضیه ی جهاد صحبت کنیم، ما به عنوان جهادی ها هدفمان این است که مردم را گرفته و همراه خود کنیم تا همراهمان با دشمنان سه گانه یعنی یهود و صلیبی ها و مرتدین بجنگند.

پس خلاصه نظریه ی ما این است که  امت را با خود برای مبارزه با دشمن اشغالگر همراه کنیم.

و خلاصه ی پیام جریان تکفیری این است که مردم را گرفته و تکفیر کنند! و بدین سبب مردم از کارزار خارج شده و جز تکفیری ها باقی نمی مانند، و آن ها (تکفیری ها) هرگز جهاد دشمن سه گانه را که ذکر شد در نظر ندارند بلکه جهاد کردن ضد امت و حرکات جهادی را در نظر دارند!

و از اين گونه افکار که از این گروه خارج می شود نمونه های بسیاری را دیده و شنیده اید!”

پس ساختن افراد تکفیری برای دشمنان دعوت و جهاد یک صنعت است، صنعتی کثیف برای تولید کالاهائی مسموم و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد.

جهت خنثی کردن این توطئه ی خطرناک هم اهل سنت شویم و هم اهل جماعت و از تفرق و فرقه بازی و دنباله روی از افراد شاذ و افکار تولید شده توسط منحرفین و یا مجریان جنگ روانی و فکری دشمنان دوری کنیم. 

غلاة ی که زمینه سازان قتل ائمه شیعه بودند، مرجع قضاوت در مورد شیعه یا …؟

غلاة ی که زمینه سازان قتل ائمه شیعه بودند، مرجع قضاوت در مورد شیعه یا …؟

به قلم: خالد هورامی

بدون شک هیچ محبی دوست ندارد برای محبوبش مشکلی به وجود آورد چه رسد به اینکه زمینه های مرگ و حذف وی را فراهم نماید . کسانی که در قالب محبوب به شخص نزدیک شده و دچار چنین جرمهائی می شوند را چه می نامید؟ اینها دوستند یا دشمنی در قالب دوست ؟

ائمه ی بزرگوار شیعه از چنین دشمنان دوست نما زیاد داشته اند که متأسفانه برادرانی از فرق مختلف معروف به اهل سنت با استناد به گفته های انحرافی و دروغپردازیهای این افراد به کل جریان شیعه ی امامی جعفری یورش برده و با معیار این دشمنان به کل جریان می نگرند به بهانه ی اینکه گفته های اینها در کتب اصلی شیعه وجود دارد. همان اسلوب نادرستی که کفاراهل کتاب و شبهه اهل کتاب و سکولارهای خارجی و قالب مستشرقین  در حمله به خود آنها در پیش گرفته اند .

در زیر به یک سناریو و تراژدی تأسف برانگیز این موجودات نسبت به ائمه نگاه کنید تا به میزان بخشی از ظلمی که این انسانهای دشمن دوست نما در حق آنها مرتکب شده اند پی ببرید:

روایتهای هشام بن الحكم در اکثر کتب و بخصوص در كتب هشت گانه  شیعیان جعفری بچشم می‌خورد،و عده ای با استناد به آنها شیعه ی جعفری را مورد هجوم قرار می دهند در حالی که خود شیعیان جعفری چنین روایتهایی را ضعیف و غیر قابل استناد دانسته اند درست مثل تمام روایتهای ضعیفی که امثال آلبانی از منابع فرق معروف به اهل سنت استخراج کرده است .  اماهمین هشام بن الحكم بود كه سبب زندانی شدن امام كاظم علیه السلام و سپس شهادت ایشان گردید.«هشام بن الحكم گمراه و گمراه كننده بود، در خون امام كاظم علیه السلام شریک بود»[۱].

 هشام به امام كاظم علیه السلام گفت مرا نصیحت كنید، امام فرمودند:«نصیحت من به تو این است كه در باره خون من از خدا بترسی!»[۲].تاجائیكه امام كاظم علیه السلام از او خواسته بودند كه حرف نزند، یكماه صبر كرد، اما مجددا شروع به حرف زدن كرد، امام به او فرمودند:«ای هشام! آیا خوشحال می‌شوی كه در خون یک شخص مسلمان شریک شوی؟ گفت خیر، فرمودند: پس چگونه در ریختن خون من داری كمک می‌كنی، ساكت می‌شوی یا اینكه راضی هستی مرا سرببرند؟ ساكت نشد تااینكه امام علیه السلام را بشهادت رساندند»[۳].

این شخص عمدا و طی این مراحل اسباب مرگ امام عصر خودش را فراهم نمود آیا یک دوستدار اهل بیت قصداً باعث شهادت امام می‌شود!؟ امام علیه السلام در مورد چنین شخصی گفته است:

«از محمد بن فرج الرخجی روایت است كه گفت به امام كاظم علیه السلام نامه نوشتم و پرسیدم كه در باره قول هشام بن الحكم در «جسم» و قول هشام بن سالم جوالیقی در «صورت» چه می‌فرمایید؟ نوشتند: «دع عنك حيرة الحيران، و استعذ بالله من الشيطان، ليس القول ما قال الهشامان» «به سرگردان توجه نكن و از شر شیطان به خداوند پناه بجوی، آنچه دو هشام گفته‌اند درست نیست»[۴].

حالا به نظر شما شرعی است صرفا به دلیل اینکه روایتهای این شخص سرگردان و گمراه در منابع شیعیان جعفری امامی وجود دارد می توان با استناد به انها کل جریان را زیر سوال برد؟ اگر آنها مقابله به مثل نموده و همین کار را با کتب فرق معروف به اهل سنت انجام دهند و به روایتهای ضعیف و دروغین استناد کنند که قرنهای گذشته مورد پذیرش فرقه های اهل سنت بوده اما الان نیست چه فاجعه ای رخ می دهد؟


[۱] رجال كشی ص/۲۲۹

[۲] رجال كشی ص/۲۲۶

[۳] رجال كشی ص/۲۳۱

[۴] اصول كافی: ۱/۱۰۵ بحار الانوار: ۳/۲۸۸ الفصول الـمهمة: ص/۵۱٫