دستور رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به ادامه خدمت منصوبان رهبر شهید انقلاب بر اساس احکام و تدابیر سابق

دستور رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به ادامه خدمت منصوبان رهبر شهید انقلاب بر اساس احکام و تدابیر سابق

عالیقدر سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در دستوری بر ادامه‌ی خدمت مدیران و مسئولانی که منصوب مستقیم قائد شهید هستند تاکید کردند.

متن مرقومه رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
در پی استفسار بعضی از مدیران و مسئولان دستگاه‌هایی که مستقیم از طرف قائد شهید (قدّس الله نفسه الزّکیّه) منصوب شده‌اند، بدین‌وسیله اعلام میدارم فعلاً هیچ کدام به تجدید حکم نیازی نداشته و لازم است همچنان بر اساس تدابیر و سیاستهایی که در زمان حیات آن بزرگوار دریافت کرده‌اند، به کار خود ادامه دهند.

توفیقات همگان را در انجام مسئولیّتهایشان از خداوند متعال خواستارم.


سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۱)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۱)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

بخش ۲

هر رویدادی، هر چقدر هم غیرمنتظره، علل خود را دارد. و ما به نوبه خود، تا حد امکان سعی خواهیم کرد آنها را شناسایی کنیم.

برای شاهدان و شرکت‌کنندگان در آن رویدادها، یک چیز کاملاً واضح است: اگر فقط بر حمله به گروزنی تمرکز کنیم، درک دلایل و منطق پشت وقایع شرح داده شده غیرممکن است. و این دلایل در سال‌های گذشته، از سال ۱۹۹۰، زمانی که چچنی‌ها ژنرال جوخار دودایف را در یک کنگره ملی به عنوان رهبر خود انتخاب کردند، پدید آمد.

اغراق نیست اگر بگوییم که جوهر دودایف یکی از بااستعدادترین سیاستمداران زمان خود بود. او نه تنها با توسل به شعارهای بلندپروازانه، عشق به آزادی و نفرت از برده‌داری را القا می‌کرد، بلکه واقع‌بینانه می‌اندیشید و از همه مهم‌تر، دقیقاً می‌دانست از حریف خود چه انتظاری داشته باشد.

او با دانستن تمام تاکتیک‌های خائنانه رهبران کرملین، همیشه چند قدم از آنها جلوتر بود. و از همه مهم‌تر، او کاملاً به هرگونه وعده‌ای که مقامات دولتی روسیه که به طور دوره‌ای با پیشنهادهای “سودآور” به گروزنی می‌آمدند، می‌دادند، بی‌اعتنا بود.

دودایف مودب، متین، خندان بود و تمایل خود را برای مذاکره صادقانه نشان می‌داد، اما در مورد مسئله استقلال، مانند سنگ محکم بود.

یلتسین تصمیم گرفت به شدت عمل کند و در ۷ نوامبر ۱۹۹۱، در چچن وضعیت اضطراری اعلام کرد. در پاسخ به تصمیم یلتسین، دودایف حکومت نظامی اعلام کرد.

یک عملیات مسلحانه برای تصرف ساختمان‌های وزارتخانه‌ها و سازمان‌های امنیتی روسیه در چچن، خلع سلاح واحدهای نظامی، محاصره اردوگاه‌های نظامی وزارت دفاع روسیه و توقف سفرهای ریلی و هوایی آغاز شد. OKChN (کنگره سراسری مردم چچن) از چچنی‌های ساکن مسکو خواست تا “پایتخت روسیه را به منطقه فاجعه تبدیل کنند.”

تکان‌دهنده‌ترین اتفاق برای مسکو، حمله به ساختمان KGB در گروزنی به دستور دودایف بود. این دومین بار در تاریخ بود که بایگانی‌های KGB (NKVD) به دست افراد نادرست می‌افتاد. اولین بار در تابستان ۱۹۴۱، در اسمولنسک بود، زمانی که چکیست‌ها تحت یورش سریع نیروهای آلمانی بدون اینکه وقت داشته باشند بایگانی‌های خود را بازیابی کنند، فرار کردند.

دودایف قاطعانه عمل کرد، اما همیشه جایی برای مذاکرات برابر با دشمن باقی گذاشت. او از مردم خواست که برای دفاع از آزادی خود آماده باشند.

او به خاطر عدم ایجاد یک ارتش ملی، نداشتن تانک و توپ برای دفاع از همین آزادی مورد انتقاد قرار گرفت.

دودایف، به عنوان یک سرباز و سیاستمدار حرفه‌ای، می‌دانست که با توجه به منابع موجود و خرابکاری کامل مأموران روسی که از هر گوشه و کناری بیرون می‌خزیدند، هرگونه تلاشی برای ایجاد حتی ظاهری از یک ارتش در آن زمان بی‌فایده است. بنابراین، او بر ایجاد ستاد کل تمرکز کرد و ژنرال اصلان مسخدوف را به ریاست آن منصوب کرد و چندین گردان آماده به رزم را سازماندهی کرد. اما این نقشه اصلی نبود؛ بلکه صرفاً یک مرکز هماهنگی در صورت جنگ بود.

جوهر معتقد بود که تجاوز خارجی فقط از طریق مقاومت سراسری قابل توقف است. و دودایف، خطاب به تجمع هزاران نفر، اعلام کرد: «شما ارتش ما، تانک‌ها، توپ‌ها، هواپیماهای ما هستید… و ما به یاری خدا، هر دشمنی را که بخواهد آزادی ما را از ما بگیرد، شکست خواهیم داد.»

نفاق آشکار «اردوغان» و خیانت سکولاریسم همسو با ناتو، خنجری زهرآگین بر پشت امت اسلامی و دارالاسلام ایران

نفاق آشکار «اردوغان» و خیانت سکولاریسم همسو با ناتو، خنجری زهرآگین بر پشت امت اسلامی و دارالاسلام ایران

به قلم: مسعود سنه ای

این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده است چهره ی خیلی از کفار آشکار غربی و منطقه و بخصوص مرتدین میان مسلمین برای این نسل که چند سالی است از فضای مجازی این کفار و مرتدین را می شناسند بر ملا کرد.

هم اکنون برای این نسل نوجوان و جوان ما که تجربیاتی از این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی ندارند زمان آن رسیده است که نقاب از چهره‌ی فریبکار حکومت سکولار و مرتد ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان برداشته شود. کسی که در ظاهر ادعای اسلامگرائی دارد و برای غزه اشک تمساح می‌ریزد و برای صهیونیستها خط و نشان می کشد و از مفاسد و جنایات آنها می گوید، اما در باطن، ستون فقرات لجستیکی و نظامی و شریکِ استراتژیک رژیمِ صهیونیستی و همچنین چشم و رادار نظامی و امنیتی آمریکا و صهیونیستها در منطقه است.

حکومت سکولار و مرتد ترکیه، علی‌رغم ژست‌های اسلامی نمایشی، یک نظام کاملاً سکولار و بخشی از ساختار نظامی کفر جهانی (ناتو) است. «دارالکفر ترکیه» امروز بزرگترین تأمین‌کننده و پشتیبان صهیونیست‌هاست و در حالی که مردم دارالاسلام ایران در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش و قبلتر از آن مردم لبنان و غزه زیر آوار هستند، بنادر ترکیه همچنان به ارسال کالا، مواد غذایی و سوخت هواپیماهای صهیونیستی مشغول بوده‌اند و بخشِ بزرگی از نیازهای زیرساختی و فولاد مورد نیاز صنایع تسلیحاتی اسرائیل از طریق ترکیه تأمین می‌شود.

البته هم اکنون در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران بزرگترین خیانت اردوغان و حکومت سکولار و مرتدش، در اختیار قرار دادن خاک سرزمین‌های اسلامی به دشمنان اسلام است که پایگاهِ اینجرلیک تبدیل به خانه‌ی امن آمریکائی ها و غربیها و صهیونیست‌ها شده است.

این پایگاه نه تنها در خدمت ارتش آمریکا و ناتو است، بلکه به عنوان یک مرکز پشتیبانی و جاسوسی، مستقیماً امنیت کشورهای اسلامی و جبهه‌ی مقاومت را هدف قرار می‌دهد و هم اکنون که دارالاسلام ایران اکثریت مطلق رادارها و چشمهای آمریکا و صهیونیستها را در کشورهای مزدور و دست نشانده ی منطقه کور و نابود کرده است این پایگاه به ردیابی موشکها و پهبادهای ایرانی برای دشمنان مشغول است.

چگونه می‌توان ادعای «مسلمانی» را داشت در حالی که جنگنده‌های آمریکایی از خاک ترکیه برای حمایت از اسرائیل برمی‌خیزند؟

ترکیه به عنوانِ یکی از اعضایِ فعال ناتو، متعهد به دفاع از منافع غرب است. ناتو یعنی جبهه‌ی متحد غربیها علیه دارالاسلام ایران و تمام مجاهدین اهل دعوت و جهاد دنیا. حضور حکومت سکولار و مرتد ترکیه در این اتحاد، به معنای پذیرش سلطه‌ی کفر و همکاری اطلاعاتی و عملیاتی با دشمنان خونی مسلمانان است.

اردوغان با زبان بازی و نفاق، به دنبال جلب قلوب ساده‌لوحان است؛ اما حقیقت این است که او و حکومت سکولارش باید به دلیل این خیانت‌های بزرگ «تنبیه» شوند. تنبیه از طریق آگاهیِ امت، بایکوتِ اقتصادی و فشار همه‌جانبه برای قطعِ شریان‌های حیاتی اسرائیل که از ترکیه می‌گذرد و در نهایت و به عنوان اصلی ترین ابزار، تنبیه با قدرت اسلحه از کانال مجاهدین مسلح فرقه ی ناجیه.

تا زمانی که ترکیه از کفر سکولاریسم و از ناتو خارج نشود و پایگاه اینجرلیک را تعطیل نکند، هرگونه سخن از حمایت فلسطین توسط اردوغان، دروغی شاخدار و توهین به شعور مومنین است.

ماسک انساندوستی بر چهره‌ی «دارالکفر طاری آذربایجان» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش؛ وقتی چوب تر دارالاسلام، باکو را به چاپلوسی واداشت

ماسک انساندوستی بر چهره‌ی «دارالکفر طاری آذربایجان» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش؛ وقتی چوب تر دارالاسلام، باکو را به چاپلوسی واداشت

به قلم: کارزان شکاک

در بین ایرانی ها مثالی هست که می گوید: «تَا نَبَاشَد چُوبِ تَر، فَرْمَان نَبَرَد گاو و خَر» . ارسال کمک‌های به‌اصطلاح «بشردوستانه» از سوی دولت استان باکو (دارالکفر طاری آذربایجان شمالی) به سوی خاک دارالاسلام ایران، نه نشانه‌ی دوستی، بلکه اعترافی آشکار به ترس و درماندگی جبهه‌یِ متحد آمریکائی و صهیونیزم در منطقه است.

دولت سکولار استان جدا شده ی باکو که تا دیروز با اتکا به پهپادهای صهیونیستی و حمایت‌های آمریکا، برای مرزهای ایران خط و نشان می‌کشید، امروز که قدرت بلامنازعِ «دارالاسلام ایران» را در درهم کوبیدن هیبت پوشالیِ آمریکا و به ذلت کشیدن صهیونیست‌ها دیده است، زبان تهدید را بریده و به «زبان چاپلوسی» و «امدادرسانی» روی آورده است. این تغییر رفتار، مصداق بارز ضرب‌المثل ایرانی است؛ تا قدرت «چوب تر دارالاسلام» بر بالای سر این جریانات نباشد، راه حق را نمی‌شناسند.

کمک‌هایِ غذایی و پزشکی آذربایجان در حالی ارسال می‌شود که دست حاکمان این کشور تا مچ در خون کودکانِ غزه و لبنان شریک است؛ چون باکو به پادگان پشتیبانی اسرائیل تبدیل شده و سوخت ماشین جنگی صهیونیزم را تأمین می‌کند و استان باکو خاک خود را در اختیار موساد و سیا قرار داده تا بر ضد دارالاسلام توطئه کنند، در این صورت ارسال چند کامیون آب و غذا به سرزمین اصلی استان باکو، هرگز لکه‌ی ننگ همکاری با دشمنان قسم‌خورده‌ی رسول‌الله صلی الله علیه وسلم را از پیشانی استان جدا شده ی باکو پاک نخواهد کرد.

امت اسلام و مسئولین غیور دارالاسلام ایران باید بدانند که این کمک‌ها، چیزی جز «اسب تراوا» برای نفوذ نرم و تطهیر چهره‌ی کریه حکام استان جدا شده ی باکو نیست. کسی که با یک دست به اسرائیل نفت می‌دهد تا مسلمانان را بسوزاند و با دست دیگر به ایران «آب» می‌فرستد، مرتدی است که تنها از ترس «ذوالفقار دارالاسلام» زبان به نرمی و تملق گشوده است.

حاکمان استان باکو بدانند که قدرت دارالاسلام ایران که وطن اصلی آنهاست، ریشه در ایمان و نصرت الهی و مردم همیشه در صحنه در برابر اشغالگران خارجی دارد. اگر امروز زبان نرم پیدا کرده‌اید، به دلیل ضرب شست‌هایی است که اربابانتان در واشنگتن و تل‌آویو و دست نشاندگان آنها در عربستان و امارات و قطر و بحرین و اردن دریافت کرده‌اند. دارالاسلام ایران به این صدقه‌های آلوده نیازی ندارد؛ آنچه شما باید بفرستید، توبه از خیانت به آرمان فلسطین و اخراج صهیونیست‌ها از بخشی از خاک جدا شده ی ایران و ملحق شدن مجدد به وطن اصلی خودتان است.

.

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و فتنه سکولاریسم و تهاجم به «دین» از نگاه فقه اسلامی

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و فتنه سکولاریسم و تهاجم به «دین» از نگاه فقه اسلامی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اگر به ماهیت جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش دارالکفرهای آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران نگاه کنیم و اگر تنها یکبار به سخنان اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو با این کفار محارب نگاهی بیندازیم و حتی اگر به شبکه ی گروه منافقین آشکار شده ی «کلمه» نگاهی کرده کرده باشیم متوجه خواهیم شد که هدف نهائی جنگ حاکم کردن قوانین کفری سکولاریستی بر مردم ایران است و این در حالی است که پروردگار می فرماید: وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/ ۱۹۱) و فتنه [بازگرداندن از دین و کشاندن مسلمان به قوانین کفری] از کشتن هم سخت‌تر است.

هدف بنیادین ائتلافِ آمریکایی-صهیونیستی و اپوزیسیون مرتد داخلی و دول مرتد و مزدور اطراف ایران در تهاجم رمضان ۱۴۰۴ش، تنها تسخیر خاک نیست؛ بلکه هدف، تخریب بنیان‌های شریعت و جایگزینی نظام «دارالاسلام» با یک «دارالکفر سکولار» و حاکم کردن قوانین سکولاریستی است.

از منظر فقهی، حاکم کردن قوانین وضعی و کُفری سکولاریسم بر بلاد مسلمین و تشکیل «دارالکفر طاری»، به معنای تعطیل حدود الهی و کنار زدن «حاکمیت شریعت» است. این تلاشی است برای کشاندن مسلمین به مرداب ارتداد جمعی و تحمیل نظام ضد دینی بر جامعه‌ی مومنین.

در ترازوی فقه، مصائب به دو دسته‌ی «دنیوی» (مال و جان) و «دینی» (ایمان و شریعت) تقسیم می‌شوند.

از بین رفتن جان‌ها در راه دفاع از دین و قوانین شریعت الله، شهادت و سعادت است؛ اما از بین رفتن «دین» و حاکم شدن قوانینِ کفری و رضایت به این کفر بواح و آشکار، سقوط ابدی است.

اشغالگران سکولار و مزدوران داخلی‌شان در صورت تسلط بر دارالاسلام و مومنین و با ابزار سرکوب، در صددند تا مومنین را بین «پذیرش کفر قوانین سکولاریستی» یا «مجازات‌های سنگین» مخیر کنند. این همان فتنه‌ای است که از قتل هم سنگین‌تر است.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم با درکِ عمق فاجعه‌ی «تسلط کفر بر دین»، همواره این دعای راهبردی را زمزمه می‌فرمودند:اللهمَّ … لا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنا في دينِنِا، ولَا تُسَلِّطْ عَلَيْنا مَنْ لَا يرْحَمُنا (ترمذی، ۳۵۰۲) پروردگارا! مصیبت ما را در دینمان قرار مده و کسی را که بر ما رحم نمی‌کند، بر ما مسلط مگردان.

این دعا نشان می‌دهد که حاکمیت کفار بی‌رحم آمریکا و صهیونیزم و مرتدین سکولار محلی بر مسلمین دارالاسلام ایران، پیامدی جز نابودی دین و شکنجه‌ی مومنان ندارد.

در جنگِ احزاب، کفار مشرک (سکولار) با تمام قوا برای ریشه‌کن کردن اسلام و نظام نبوی حاکم بر دارالاسلام مدینه به میدان آمدند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب، به جای تسلیم در برابر فشار اقتصادی و نظامی، «مقاومت همه‌جانبه» را برگزیدند. آنان می‌دانستند که تسلیم شدن، به معنای پذیرش حاکمیت شرک و کفر قوانین سکولاریستی و پذیرش دموکراسی سکولاریستهاست که قبلا در مدینه و در سایر سرزمینهای اطراف آن دیده بودند به همین دلیل پایداری نشان دادند و صبر کردند تا اینکه پیروز شدند و پیروزی مومنین، نتیجه‌ی پایداری در برابر «مصیبت دینی» بود.

امروز سکوت در برابر این تهاجم آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران، به معنای رضایت به نابودی اسلام در این سرزمین است و بر علماء و سخنوران فرض است که «فتنه‌ی سکولاریسم» را برای مردم بازخوانی کنند.

ایستادگی در برابرِ ائتلافِ صهیونی-آمریکایی برای حفظ دارالاسلام و جلوگیری از تسلط قوانین کُفری سکولاریستی، نه یک ترجیح، بلکه یک «تکلیفِ قطعی» است تا دعای نبوی مستجاب شود و دشمن بی‌رحم سکولار خارجی و داخلی بر مقدرات مسلمین حاکم نگردد.

چرا در این «جنگ رمضان» کفار محارب آمریکائی – صهیونی، جبهه کفر را بر برادر مسلمان و دارالاسلام ایران ترجیح می‌دهید؟

چرا در این «جنگ رمضان» کفار محارب آمریکائی – صهیونی، جبهه کفر را بر برادر مسلمان و دارالاسلام ایران ترجیح می‌دهید؟

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

الله جل جلاله در سوره ای مکی و قبل از آنکه مومنین دارای دهها حکم دیگر همچون واجب بودن زکات و جهاد و روزه و حجاب و … یا حرام بودن شراب و زنا و … شوند ترازوی دشمن‌شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان را به مومنین یاد می دهد و به عنوان مثال می فرماید: غُلِبَتِ الرُّومُ * فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ * فِي بِضْعِ سِنِينَ ۗ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ ۚ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ… (روم۲-۵)

ای کسانی که خود را پیرو سلف صالح و «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامید بیایید بار دیگر در آیات ابتدایی سوره روم تأمل کنیم. در آن روزگار، میان دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی روم (اهل کتاب/نصرانی) و ایران (مجوسی/ شبه اهل کتاب) جنگی درگرفت.

مشرکانِ قریش (که امروز با نام «سکولاریستها» شناخته می‌شوند) آرزوی پیروزیِ مجوسیان را داشتند چون آن‌ها را به کفر و شرک خود نزدیک‌تر می‌دیدند. اما مسلمانان و اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهان پیروزی رومیان بودند؛ چرا؟ چون رومیان «اهل کتاب» بودند و به توحید و وحی نزدیک‌تر بودند تا مجوسیان. الله جل جلاله در این آیات نوید پیروزی رومیان را داد و فرمود در آن روز «مؤمنان به سبب نصرت الهی شادمان می‌شوند.»

اکنون سوال ما از شما مدعیان منهج اهل سنت همچون مجریان شبکه لکه چون خدمتی و کیانی و ترشابی و احراری و … این است که اگر صحابه کرام برای پیروزی «نصرانی‌هایِ اهل کتاب» بر «مجوسیان شبه اهل کتاب» شادمان می‌شدند (به دلیل قرابت عقیدتی بیشتر)، شما بر اساس کدام حجت شرعی و کدام فتوای امامان چهارگانه، پیروزیِ کفار حربی، صهیونیسم جانی و آمریکای متجاوز را بر یک فرقه از مسلمانان (شیعه) ترجیح می‌دهید؟!

شیعه، هر چقدر هم که در نگاه شما با تفاوت‌های فقهی همراه باشد، از «اهل قبله» و «مسلمان» است، رو به سوی کعبه نماز می‌خواند و شهادتین بر زبان دارد. امامان ما (ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد) همواره تأکید کرده‌اند که از سرزمین اسلامی تحت حاکمیت هر یک از مذاهب اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی حمایت می کنیم و جهاد با این کفار محارب خارجی در چنین حالتی را فرض عین دانسته اند.

چطور به خود اجازه می‌دهید در جنگی که یک سوی آن دارالکفرهای محارب آمریکا و اسرائیل (که خونِ هزاران زن و کودک مسلمان را در غزه و لبنان و تما سرزمینهای اسلامی دیگر برای خود حلال کرده‌اند) و در سوی دیگر آن دارالاسلام ایران و نیروهای مسلمان هستند، در جبهه کفار محارب بایستید؟

آیا آمریکای سکولاری که آنهمه جنایت را نسبت به مومنین سراسر دنیا مراتکب شده است و اسرائیل سکولاری که قبله اول مسلمانان را اشغال کرده، و هر دوی اینها و شرکایشان در برابر قوانین شریعت الله ایستاده اند به شما نزدیک‌تر اند یا مسلمانی که با تمام اختلافات، دشمن این اشغالگران است؟

شما با این کار، نه تنها از سوره روم و سیره صحابه تبعیت نکرده اید، بلکه دقیقاً در مسیر مشرکان(سکولاریستها) قریش گام برداشته اید که برای نابودی نزدیکان به اسلام، با هر کفری متحد می‌شدند.

بس است این همه دروغ، ادعای پیروی از اهل سنت با حمایت عملی از «کفار حربی» در برابر دارالاسلام و مومنین جمع نمی‌شود. این مسیر انحرافی که شما در پیش گرفته‌اید و با بغض و کینه نسبت به شیعه، آغوش خود را برای صهیونیسم باز کرده‌اید، مصداق بارز «تولّی کفار» است.

علمای بزرگ اهل‌سنت در طول تاریخ فتوا داده‌اند که هرگاه کسی از اهل قبله، دشمن کافرمحارب خارجی را علیه دارالاسلام مسلمانان یاری دهد، در ایمان خود دچار فساد شده و به دایره ی ارتداد وارد شده است.

آمریکا و غرب سکولار هیچ‌گاه خیری برای اسلام و مومنین شریعت گرانخواسته‌اند. آن‌ها نه به سنی خواهان شریعت الله رحم می‌کنند و نه به شیعه ی خواهان شریعت الله؛ هدف آن‌ها نابودی اصل اسلام و دارالاسلام است و تنها به اسلامی خالی از قوانین اجرائی رضای می شوند و تنها اسلامی را برای مدعیان اسلام می خواهند که با قوانین سکولاریستی آنها مخالفتی نداشته باشد حالا « أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که تمام عزت از آن الله است.

ما به شما هشدار می‌دهیم  که به قرآن و منهج صحیح اسلامی بازگردید و در دشمن شناسی از منهج سوره روم بیاموزید. ملاک شادی و غم یک مؤمن، باید اعتلای کلمه اسلام و قوانین شریعت الله باشد، نه خوش‌رقصی برای پنتاگون و موساد.

اگر ادعای محبت امامان اهل‌سنت را دارید، بدانید که آن‌ها هرگز راضی نبودند که پیروانشان به «سرباز پیاده‌ی غرب کافر محارب» تبدیل شوند. پیش از آنکه غیرت ایمانی امت، شما را به زباله‌دان تاریخ بسپارد، از این نفاق آشکار دست بردارید و در جبهه‌ی حق علیه کفر جهانی بایستید.

حکم قطعی «فرض عین» جهاد در برابر تهاجم آمریکایی-صهیونیستی بر دارالاسلام ایران و کیفر الهی نسبت به سهل انگار

حکم قطعی «فرض عین» جهاد در برابر تهاجم آمریکایی-صهیونیستی بر دارالاسلام ایران و کیفر الهی نسبت به سهل انگار

به قلم: محمد اسامه

هم اکنون و در این ماه رمضان ۱۴۰۴ که کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران یورش آورده اند تنها گزینه ی شرعی برای مومنین «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» است که زبان و مال هم باید در خدمت این جنگ مسلحانه با کفار اشغالگر خارجی باشد و حضور و عدم حضور در این جنگ، صف بین مومنین و گروه منافقین را مشخص می کند؛ یعنی عدم مشارکت در این جنگ بر علیه کفار باعث می شود ما به شخص مسلمانی که کناره گیری کرده بگوئیم تو جزو گروه منافقین هستی.  

بر اساس فقه تمامی مذاهب اسلامی، هنگامی که کفار محارب و اشغالگران خارجی به سرزمین‌های اسلامی هجوم می‌آورند، منکری عظیم رخ داده است. در این شرایط، جهاد علیه آنان از حالت کفایی خارج شده و بر تک‌تک مسلمین «فرض عین» می‌گردد. این وظیفه چنان حیاتی است که پس از اصل ایمان و اقامه‌ی نماز، هیچ فریضه‌ای در اسلام مهم‌تر و ضروری‌تر از دفعِ شر اشغالگران از بلاد مسلمین نیست.

چشم‌پوشی از این تجاوز، پیامدهای دهشتناکی برای کل جامعه خواهد داشت. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در هشداری تکان‌دهنده می‌فرماید:إِنَّ النَّاسَ إِذَا رَأَوْا الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرُوهُ أَوْشَکَ أَنْ یَعُمَّهُمْ اللَّهُ بِعِقَابِهِ (ابوداود ۴۳۳۸)هرگاه مردم منکری (کار ناپسندی) را ببینند و به آن اعتراض نکنند، بیم آن می‌رود که عذابِ خداوند همه‌یِ آنان را در بر گیرد.

امروز، جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونیستی بر خاک دارالاسلام ایران، مصداق بارز این «منکر بزرگ» است.

بی‌تفاوتی در برابر این جنگ تحمیلی، نه تنها راه نجات نیست، بلکه دشمن کافر را در استمرار جنایاتش جسورتر می‌کند. اگر امروز به حکم «فرض عین» عمل نشود و سدی در برابر این اشغالگری ایجاد نگردد، دامنه‌ی فجایع و خونریزی‌های آنان تمامی مردم را در بر خواهد گرفت. این عذابی است که به واسطه‌ی دست کفار، بر مسلمین بی‌تفاوت نازل خواهد شد.

بزرگترین کیفر برای امتی که در برابر اشغالگری کفار سکوت می‌کند، بسته شدن درهای رحمت و استجابت دعا است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: لَيُوشِكَنَّ اللَّهُ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عِقَابًا مِنْهُ، ثُمَّ تَدْعُونَهُ فَلا يَسْتَجِيبُ لَكُمْ (ترمذی ۲۱۶۹) خداوند عذاب و مجازاتی را بر شما نازل می‌کند، و سپس هرچه (برای برطرف شدن عذاب) دعا کنید، دعایتان مستجاب نخواهد شد.

امروز ایستادگی در برابر تجاوز کفار محارب و اشغالگر خارجی یک تکلیف قطعیِ الهی است تا از نزول عذاب عمومی و بی‌پاسخ ماندن دعاها جلوگیری شود.

خیانت جولانی ارباب مُلا عبدالرحمن فتاحی در سوریه و سراب قدرت در سایه‌ی کفر و زمزمه هائی جهت بازکردن جبهه ای بر علیه حزب الله

خیانت جولانی ارباب مُلا عبدالرحمن فتاحی در سوریه و سراب قدرت در سایه‌ی کفر و زمزمه هائی جهت بازکردن جبهه ای بر علیه حزب الله

به قلم: ابوخالد کُردستانی

الله تعالی می فرماید: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مومنان دوست و سرپرست خود می‌گیرند. آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ همانا عزت همگی نزد الله است.

گروه جولانی و از جمله گروهک چند نفره ی مُلا عبدالرحمن فتاحی از همان ابتدا و با شعارهای شبهه جهادی جوانان را برای تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله به میدانهای جنگ کشاندند در حالی که به گواهی مقامات سوریه و ترکیه و از جمله جولانی، این گروه از همان ابتدا با حکومتهای کافر خارجی از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه در ارتباط بودند و در واقع جنگ آنها فی سبیل آمریکا و ناتو بود که نتیجه را هم می بینیم . إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ  (یوسف/ ۵۲) همانا خداوند نیرنگ خائنان را هدایت نمی‌کند.

ما از اهل بصیرت و مجاهدانی که مدعی تمسک به شریعت هستند، سوالی صریح و به نام «الله» داریم: آیا «ابومحمد جولانی» (احمد الشرع) و دارودسته‌اش، امکانات و نیروی کمتری جهت جهاد با صهیونیستهای وحشی در اختیار دارند یا رزمندگان حماس و مجاهدان شافعی – زیدی یمن؟

حقیقت عیان این است که جولانی و پیروانش، چندین برابر مقاومت غزه و لبنان و یمن، زمین آزاد شده و نیروی مسلح مجهز در اختیار دارند. اما چرا این شمشیرها به جای دریدن سینه اشغالگرانِ آمریکایی و صهیونیست، در غلاف «مصلحت‌هایِ خیانت‌بار» زنگ زده‌اند و هم اکنون زمزمه هائی جهت شروع جنگ در لبنان بر علیه حزب الله و کم کردن فشار جنگ بر صهیونیستها توسط باند جولانی می رود؟

کجای تاریخ اسلام دیده شده است که کسی با نوکری کفار و هم‌پیمانیِ پنهان و آشکار با مستکبرین، به قدرت واقعی و عزت پایدار دست یافته باشد؟ ابومحمد جولانی گمان می‌کند با تغییر چهره و نرمش در برابر نظام‌های کفر، می‌تواند جایگاهی برای خود دست و پا کند. اما مَنْ طَلَبَ الْعِزَّ بِغَيْرِ اللَّهِ أَذَلَّهُ اللَّهُ . هر کس عزت را در غیرِ الله بجوید، خداوند او را ذلیل خواهد کرد.

جولانی و پیروانش با دلبستگی به چراغ سبز قدرت‌های استکباری، مصداق کسانی هستند که «عزت» را در آستان کفر گدایی می‌کنند، در حالی که ثمره‌ی این مزدوری، چیزی جز ذلت و پشیمانی نخواهد بود.

سنت الهی و منهج اصیل اسلامی حکم می‌کند که عزت، تنها از مسیر «جهاد خالصانه» و «توکل بر الله» به دست می‌آید.

چگونه می‌توان مدعی شریعت بود اما با دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام (آمریکا و صهیونیزم) نرد عشق باخت و در برابر جنایات آنان در غزه و بلاد مسلمین سکوت کرد؟

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش هرگز با خفت و سازش به پیروزی نرسیدند. آنان در سخت‌ترین شرایط (همچون جنگ احزاب)، جبهه‌ی کفر را به رسمیت نشناختند و بر ایمان خود پای فشردند.

جولانی و پیروانش که خاک پاک سرزمین‌های اسلامی را به پایگاهی برای حفظ منافعِ خود و بازی‌های سیاسی منطقه‌ای آمریکا و صهیونیستها و غرب تبدیل کرده‌اند و با شعار «مبارزه با تروریسم» جهت جنگ با تمام دشمنان آمریکا و غرب و صهیونیستها به زیر پرچم آمریکا در آمده اند، بدانند که خشم الهی و نفرین مومنان در کمین آن‌هاست. دلبستگی به وعده‌های توخالی کفر، ریسمان پوسیده‌ای است که آنان را به قعر چاه ذلت خواهد برد.

امروز بر هر مجاهد صادقی فرض است که صف خود را از این «مرتدین» و «خائنین به آرمان قدس» که «آشکارا» به زیر پرچم آمریکا و تحالف تحت پرچم آمریکا درآمده اند جدا کند.

هم اکنون باند جولانی در تلاش است با بهانه های پوچی جنگی را بر حزب الله لبنان تحمیل کنند تا بار جنگ بر علیه صهیونیستها را سبکتر کنند؛ صهیونیستها بخشهائی از سوریه را اشغال کرده اند اما از دست و زبان باند جولانی درامان هستند اما وجود چند مسلح در خارج از مرزهای سوریه و در لبنان، بهانه ای شده برای اینکه باند جولانی ادعا کنند این افراد «ممکن» است در «آینده» به داخل سوریه بیایند و…

ادعای دارالکفر طاری پاکستان درباره تلفات مجاهدین افغان تبلیغات است

صدیق‌الله نصرت: سخنگو وزارت دفاع ارتش دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان ادعای دارالکفر طاری پاکستان درباره تلفات مجاهدین افغان تبلیغات است

صدیق‌الله نصرت، معاون سخن‌گوی وزارت دفاع دارالاسلام امارت افغانستان، ادعای وزیر اطلاعات دارالکفر پاکستان درباره تلفات مجاهدین افغان را نادرست و تبلیغاتی خوانده است.

آقای نصرت گفته که طرف پاکستانی با نشر گزارش‌های کاذب تلاش می‌کند خسارات و تلفات سنگین خود را که از سوی نیروهای دارالاسلام افغانستان بر آنان وارد شده، پنهان کند.

به گفته وی، در حملات مجاهدین افغان صدها ملیشه پاکستانی کشته و صدها تن دیگر زخمی شده‌اند و همچنان ده‌ها پوسته و قرارگاه آنان پس تصرف توسطه نیروهای ارتش دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و از بین رفته است.

در واکنش به حملات شب گذشته رژیم دارالکفر طاری پاکستان، تأسیسات نظامی مهم این رژیم توسط دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در کوهات هدف قرار گرفت

در واکنش به حملات شب گذشته رژیم دارالکفر طاری پاکستان، تأسیسات نظامی مهم این رژیم توسط دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در کوهات هدف قرار گرفت

وزارت دفاع ارتش‌ دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان اعلام کرد که در پاسخ به حملات شب گذشته رژیم نظامی پاکستان به خاک دارالاسلام افغانستان، نیروهای هوایی کشور صبح امروز مراکز و تأسیسات نظامی استراتژیک نظامیان پاکستانی را در منطقه کوهات خیبر پختونخوا هدف قرار دادند.

به گفته این وزارت، در این حملات، قلعه نظامی کوهات، مرکز قوماندانی جنگ در خط فرضی (که در دو کیلومتری این قلعه قرار دارد) و دفتر قوماندان قلعه نظامی مورد اصابت قرار گرفته‌اند.

منبع می‌افزاید که در این حملات، تأسیسات نظامی قلعه، مرکز قوماندانانی ، دیپوها و محل استقرار عساکر از بین رفته است.

و هچنان در حملات هوایی نیروهای ارتش دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در اسلام‌آباد در منطقه فیض‌آباد
یک پهپاد به بلاک ۲۸ محل اقامت افسران در کمپ حمزه اسلام‌آباد برخورد کرده است که در نتیجه به شمار زیادی از افسران تلفات وارد شده است.