دوگانگی جهان سکولار؛ چرا قانون خودشان مقدس است و شریعت الهی نه؟

دوگانگی جهان سکولار؛ چرا قانون خودشان مقدس است و شریعت الهی نه؟

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

بیانیه وزارت عدلیه دارالسلام امارت اسلامی افغانستان، که تصریح می‌کند اعتراض به قوانین امارت اسلامی، اعتراض به شریعت الهی است، بار دیگر پرده از تناقض و دوگانگی جهان سکولار برداشت؛ جهانی که همواره با یک بام و دو هوا با مفهوم «قانون» برخورد می‌کند.

جهان سکولار کفری، برای قوانین کاملاً بشری و ساخته ذهن انسان، بالاترین سطح الزام و مجازات را قائل است.

در کشورهای مدعی دموکراسی:

• نقض قانون مالیاتی، امنیتی یا سیاسی می‌تواند به سال‌ها زندان سنگین منجر شود؛

• اعتراض عملی به ساختارهای حقوقی‌شان با برچسب «تهدید امنیت ملی» سرکوب می‌شود؛

• حتی تردید در برخی خطوط قرمز ایدئولوژیک، هزینه‌های اجتماعی و حقوقی سنگین دارد.

اما همین جهان سکولار، وقتی نوبت به قوانینی می‌رسد که بر اساس کتاب الله، سنت رسول الله ﷺ و فقه معتبر اسلامی تدوین شده‌اند، ناگهان زبان اعتراض می‌گشاید و آن را «غیرقابل قبول» می‌خواند.

سؤال روشن است:

چرا قانون بشر خط قرمز است، اما قانون خدا محل مناقشه؟

وزارت عدلیه دارالسلام  امارت اسلامی افغانستان با صراحت اعلام کرده است که:

• هیچ ماده و بندی بدون منبع شرعی معتبر تصویب نشده؛

• روند قانون‌گذاری تحت نظارت علما، نهادهای قضایی و فقه حنفی انجام می‌شود؛

• و اعتراض به چنین قوانینی، نه نقد علمی، بلکه مخالفت با اصل شریعت است.

این موضع‌گیری، نه افراط است و نه استبداد؛ بلکه تعریف روشن حاکمیت شریعت است.

همان‌گونه که دولت‌های سکولار از قوانین خود دفاع می‌کنند، یک حکومت اسلامی نیز حق و وظیفه دارد از قانون الهی دفاع کند.

این روشنگری یک پیام روشن دارد:

جهان سکولار با قانون مشکل ندارد؛

مشکل آن‌ها این است که قانون، الهی نباشد و فقط ساخته ذهن بشر باشد.

د سیکولر نړۍ دوه‌ګونتوب؛ ولې د هغوی قانون مقدس دی، خو د الله شریعت نه؟

د سیکولر نړۍ دوه‌ګونتوب؛ ولې د هغوی قانون مقدس دی، خو د الله شریعت نه؟

د دارالسلام  افغانستان د اسلامي امارت د عدلیې وزارت وروستۍ اعلامیه، چې پکې په څرګنده ویل شوي: د اسلامي امارت پر قوانینو اعتراض، د الهي شریعت پر ضد اعتراض دی—یو ځل بیا د سیکولر نړۍ نفاق او دوه‌ګونی معیار بربنډ کړ؛ هغه نړۍ چې د «قانون» په مفهوم کې تل په دوه مخۍ چلند کوي.

سیکولر کافره نړۍ، د انسان له ذهنه جوړو شوو قوانینو ته تر ټولو لوړه درجه د الزام، تقدس او سزا ورکوي.

په هغو هېوادونو کې چې ځانونه د «ډیموکراسۍ» مدعیان بولي:

• د مالیاتي، امنیتي یا سیاسي قوانینو سرغړونه د کلونو سخت بند سزا لري؛

• د هغوی پر حقوقي جوړښتونو عملي اعتراض د «ملي امنیت د ګواښ» تر نامه لاندې ځپل کېږي؛

• آن د ځینو ایډیولوژیکو سرو کرښو په اړه شک او پوښتنه، درانه ټولنیز او حقوقي لګښتونه لري.

خو همدا سیکولر نړۍ، کله چې خبره هغو قوانینو ته ورسېږي چې د کتاب الله، د رسول الله ﷺ د سنت، او معتبر اسلامي فقه پر بنسټ جوړ شوي وي—ناڅاپه د اعتراض ژبه پرانیزي او هغه «نه منل کېدونکي» بولي.

پوښتنه روښانه ده: ولې د بشر قانون سره کرښه ده، خو د الله قانون د لانجې وړ ګڼل کېږي؟

د دارالسلام  افغانستان د اسلامي امارت د عدلیې وزارت په صراحت اعلان کړی چې:

• هېڅ ماده او بند د معتبر شرعي دلیل پرته نه دی تصویب شوی؛

• د قانون جوړونې بهیر د علماوو، قضايي بنسټونو او د فقه حنفي د اصولو تر څار لاندې ترسره شوی؛

• او پر دغسې قوانینو اعتراض، علمي نقد نه دی، بلکې د شریعت له اصل سره مخالفت دی.

دا دریځ نه افراط دی او نه استبداد؛ بلکې د د شریعت د حاکمیت روښانه تعریف دی.

لکه څنګه چې سیکولر دولتونه د خپلو بشري قوانینو دفاع کوي، همدارنګه یو اسلامي حکومت حق او مکلفیت لري چې د الهي قانون دفاع وکړي.

دا روشنگري یو ښکاره پیغام لري: سیکولر نړۍ له قانونه سره ستونزه نه لري؛

اصلي ستونزه دا ده چې قانون الهي نه وي، یوازې د بشر د ذهن جوړښوی قانون وي.

چرا اتحادیه ی زیدی ها و شافعی‌های من جبهه ی جهاد را به جنوب نمی‌کشاند؟

چرا اتحادیه ی زیدی ها و شافعی‌های من جبهه ی جهاد را به جنوب نمی‌کشاند؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

عده ای می پرسنداگر رهبران مقاومت یمن مدافع مظلومان هستند، چرا جبهه عملیاتی آنها به جنوب کشیده نمی‌شود، جایی که حکومت‌های خودخوانده و مزدور آمریکا و پیاده نظام رژیم سعودی و امارات صهیونیستی فعالیت می‌کنند؟

پاسخ روشن است و با استراتژی دفاع و اتحاد داخلی ارتباط دارد:

۱٫ حفظ وحدت زیدی و شافعی‌ها:

یمن امروز نمونه‌ای بی‌نظیر از اتحاد زیدی و شافعی‌ها است. تمرکز نیروها بر دفاع از این وحدت و مناطق تحت کنترل، اولویت است. گسترش جبهه به جنوب ممکن است این توازن حساس را بر هم زند و خطر تفرقه یا آسیب به مردم و مقاومت را افزایش دهد.

۲٫ تمرکز بر دفاع و دستاوردهای داخلی:

پس از سال‌ها جنگ و محاصره، منابع محدود است. جبهه‌بندی هوشمندانه و دفاع متمرکز، بازدارندگی واقعی در برابر تجاوزگران را تضمین می‌کند و از تلفات غیرنظامیان جلوگیری می‌کند.

۳٫ پیچیدگی جغرافیایی و سیاسی جنوب:

جنوب تحت نفوذ شبکه‌های مزدور و حمایت خارجی است. ورود مستقیم به جنوب بدون آمادگی کامل، نه تنها دستاوردهای شمال و مرکز را به خطر می‌اندازد، بلکه می‌تواند جنگ داخلی جدیدی ایجاد کند.

۴٫ استراتژی طولانی‌مدت مقاومت:

رهبران یمن با برنامه‌ریزی دقیق و هوشمندانه، مسیر مقاومت مشروع و عزتمندانه را ادامه می‌دهند. این مسیر نشان می‌دهد که مقاومت یمن، نه صرفاً نظامی، بلکه استراتژیک، سیاسی و دینی است.

پس عدم حمله مستقیم به جنوب، کوتاهی یا ضعف نیست؛بلکه حمایت از وحدت زیدی و شافعی‌ها و تضمین امنیت ملت است.

یمن با این رویکرد، همچنان نماد ایستادگی امت اسلامی در برابر تجاوز و استکبار جهانی باقی می‌ماند.

ای اهل‌سنت ایران سکوت در برابر قرآن‌سوزی اغتشاشگران سکولار ایرانی تا کی؟

ای اهل‌سنت ایران سکوت در برابر قرآن‌سوزی اغتشاشگران سکولار ایرانی تا کی؟

به قلم:  سلیمان عبدالرحمن

ای اهل‌سنت ایران،ای کسانی که اکثریت شما خود را پیرو امامان اهل‌سنت؛ امام ابوحنیفه و امام شافعی می‌دانید، امروز حقّ قرآن بر گردن شماست که بپرسید:

  • چرا برخی مولوی‌نماها و شیخ نماها و ماموستا نماها و آخوند نماها و مدعیان رهبری دینی، در برابر قرآن‌سوزیِ اغتشاشگران سکولار ایرانی سکوت کردند؟
  • چرا در برابر بی‌حرمتی آشکار به کلام‌الله، زبانشان بسته شد؟

مگر الله تعالی نفرموده است : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ  (احزاب/ ۵۷)

آیا توهین و هتک حرمت قرآن آزار الله و رسولش صلی الله علیه وسلم نیست؟ مگر قرآن کلام الله تعالی نیست؟ بله، هست؛ بر همین اساس است که علمای اهل سنت اجماع دارند که توهین به کلام الله توهین به الله و آزار الله جل جلاله است.

من به عنوان نصیحت می گویم همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده: الدِّينُ النَّصِيحَةُ (مسلم) بدانید سکوت در برابر توهین به قرآن، نه نصیحت است و نه دینداری؛ بلکه ترک غیرت دینی است.

پس ای جوان اهل سنت آیا اینقدر جاهل شده و تنفر و کینه ی جاهلی بر شما مسلط شده که خیال می کنید اگر از الله و کلام الله و شریعت الله دفاع کنید به نفع حکومت ایران تمام می شود و باید سکوت کرد؟ به صراحت بگویم یعنی آیا به این اندازه گمراه، بی‌غیرت و بی‌تفاوت شده‌اید که به این دلیل نفسانی و شیطانی در برابر سوزاندن قرآن، خاموش بمانید؟

چرا مثلاً در شش بهمن باید مردم شیعه تبریز به خاطر اهانت به قرآن تجمع اعتراضی داشته باشند اما اهل سنت و جماعت سکوت کنند و تماشاچی باشند؟

اگر امروز در برابر بی‌حرمتی به این کتاب عظیم الهی سکوت کنید، فردا با چه رویی ادعای اهل‌سنت بودن می‌کنید؟

اگر واقعاً به الله ایمان دارید و به روز قیامت باور دارید و به رسول‌الله صلی الله علیه وسلم که این قرآن را برای بشریت آورده محبت می‌ورزید پس حقّ قرآن را ادا کنید و بدانید سکوت در برابر هتک قرآن، رسوایی در دنیاست و ذلت در آخرت.

 اگر اینگونه جاهلانه الله را فراموش کنید باید منتظر این باشید که خودتان را هم فراموش کنید در حالی که الله فرموده: وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ (حشر/ ۱۹)

 قرآن، خط قرمز ایمان است و هرکه در برابر سوزاندن آن خاموش بماند، باید در ایمان خود تجدید نظر کند.

وظیفه ی ماست نه تنها خود بلکه تمام مومنین دنیا را از جنایاتی که این هرزه های سکولار در ایران نسبت به قرآن و مساجد انجام دادند باخبر کنیم و همه ی مومنین یکصدا خواستار مجازات شرعی این مجرمین باشیم.

اتحادِ استراتژیک و ضرورتِ صفِ واحدِ مجاهدین در یمن

اتحادِ استراتژیک و ضرورتِ صفِ واحدِ مجاهدین در یمن

به قلم: خالد سیف الله المسلول

برادران مجاهد در سرزمین یمن می دانند که امروز امت اسلام در برهه‌ای قرار دارد که بقای دین و سرزمین در گروی «بصیرت» است. دشمن ما، شیطان بزرگ (آمریکا) و رژیم صهیونیستی، فرقی میان زیدی و شافعی و سلفی و حنفی و جعفری و… قائل نیستند؛ هدف آن‌ها نابودیِ کلِ هویت اسلامی منطقه است. در این شرایط، تفرقه، بزرگترین خدمت به تروریسمِ واقعی (آمریکا و اسرائیل) است.

از احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم برداشت می شود که یمن همواره مهدِ ایمان بوده است. امروز ضرورت شرعی و استراتژیک ایجاب می‌کند که مجاهدین القاعده، با بصیرتی اسلامی و غیرتی دینی، در کنار برادران زیدی و برادران شافعی خود، جبهه‌ای مستحکم علیه متجاوزین تشکیل دهند. دشمن می‌خواهد با کلید زدنِ «جنگ‌های مذهبی»، توانِ رزمی شما را مستهلک کند تا خود با کمترین هزینه بر باب‌المندب مسلط شود. وحدت شما، نقشه‌ی پنتاگون و تل‌آویو را نقش بر آب می‌کند.

مجاهدین باید بدانند که امنیت یمن، امنیت کلِ جغرافیای مقاومت است. اگر در یمن صفوف متحد تشکیل نشود و استکبار بتواند نفوذ خود را بازگرداند، راه برای محاصره‌ی بیشتر دارالاسلام ایران و فشار مضاعف بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هموار خواهد شد. ضربات هماهنگ حوثی‌ها به کشتی‌های صهیونیستی و عملیات‌های مجاهدین علیه منافع آمریکا، دو بالِ یک پرواز برای آزادی قدس و حفظ کیانِ بلاد اسلامی است.

در فقهِ جهادی، زمانی که دشمنِ کافر به سرزمین‌های اسلامی هجوم می‌آورد، دفعِ این فتنه بر هر امر دیگری مقدم است. امروز آمریکا و اسرائیل صهیونیستی دشمنانی هستند که قصد ریشه‌کن کردن اسلام را دارند. مجاهدین القاعده در یمن باید با تعاملی هوشمندانه با نیروهای اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا، تمام سلاح‌ها را به سمتِ ناوگان‌های آمریکایی و منافع صهیونیست‌ها نشانه روند. هرگونه درگیری داخلی، هدر دادنِ خون‌هایی است که باید در راه آزادی اقصی ریخته شود.

البته جاسوسان و مزدورانِ بومیِ آمریکا در منطقه سعی دارند با شعارهای تفرقه‌انگیز، برادران را به جان هم بیندازند. بیداریِ مجاهدین در یمن و اتحادِ عملی با تمام جریانات ضد آمریکائی – صهیونی در جبهه‌های دریایی و زمینی، پیامی قاطع به واشینگتن است: «اینجا دیگر جولانگاهِ نفاق نیست؛ اینجا صفِ واحدِ امتِ محمد صلی الله علیه وسلم است.»

در این صورت ما از مجاهدین القائد در یمن می‌خواهیم که با درکِ حساسیتِ زمانه، دستِ برادری به سوی تمام کسانی که علیه آمریکا و اسرائیل می‌جنگند دراز کنند. بگذارید جهان ببیند که زیدی، شافعی و مجاهدینِ مخلص، زیر یک پرچم علیه استکبار جهانی متحد شده‌اند. این اتحاد، ضامنِ آن است که بگرام‌ها و پایگاه‌های آمریکا در منطقه دیگر هرگز احیا نشوند و راه برای تشکیلِ تمدنِ نوین اسلامی هموار گردد.

وقتی «دارایی‌های راهبردی» آمریکا با برتری پهپادی دارالاسلام ایران به اهداف آسیب‌پذیر تبدیل می‌شوند

خطرناک, رادارگریز و  از مرگ‌بارترین پهپادهای ایرانی
خطرناک, رادارگریز و از مرگ‌بارترین پهپادهای ایرانی

وقتی «دارایی‌های راهبردی» آمریکا با برتری پهپادی دارالاسلام ایران به اهداف آسیب‌پذیر تبدیل می‌شوند

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

در یک اعتراف کم‌سابقه، شبکه فاکس‌نیوز ـ که از رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و نظامی ایالات متحده به شمار می‌رود ـ صراحتاً اعلام کرده است که حملات همزمان و پرتعداد پهپادهای ایرانی، تهدیدی جدی برای ناوهای هواپیمابر آمریکا از جمله «آبراهام لینکلن» محسوب می‌شود.

این تحلیل، نه از موضع تبلیغاتی، بلکه بر پایه ارزیابی کارشناسان دفاعی غرب ارائه شده و چند نکته کلیدی را روشن می‌کند:

۱. فروپاشی افسانه مصونیت ناوهای هواپیمابر

کارشناسان آمریکایی اذعان دارند که ناوهای هواپیمابر ـ که گران‌ترین و نمادین‌ترین دارایی‌های نیروی دریایی آمریکا هستند ـ در برابر دکترین پهپادی ایران با آسیب‌پذیری جدی مواجه‌اند. این یعنی ستون اصلی قدرت‌نمایی دریایی آمریکا، دیگر مصون و دست‌نیافتنی نیست.

۲. برتری «کمیت هوشمند» بر «تکنولوژی پرهزینه»

قدرت پهپادی دارالاسلام ایران نه در سامانه‌های فوق‌گران، بلکه در پهپادهای پرتعداد، کم‌هزینه و هماهنگ نهفته است. فاکس‌نیوز تصریح می‌کند که در صورت پرتاب همزمان صدها پهپاد، سامانه‌های دفاعی سنتی ناوها دچار اشباع می‌شوند و عبور بخشی از پهپادها تقریباً اجتناب‌ناپذیر است.

۳. حمله اشباعی؛ نقطه ضعف ساختاری آمریکا

سامانه‌های پدافندی ناوهای آمریکایی برای مقابله با تهدیدهای محدود طراحی شده‌اند، نه موج‌های متراکم و پی‌درپی. دکترین حمله اشباعی پهپادی ایران دقیقاً بر همین ضعف ساختاری انگشت می‌گذارد و معادله دفاع دریایی را به زیان آمریکا تغییر می‌دهد.

۴. پهپادهای انتحاری؛ ابزار بازدارندگی نامتقارن

فاکس‌نیوز به‌طور خاص به پهپادهای انتحاری اشاره می‌کند؛ پهپادهایی که برای برخورد مستقیم با هدف طراحی شده‌اند و نسبت هزینه به اثرگذاری آن‌ها، توازن نظامی را به‌هم زده است. این یعنی ایران بدون ورود به رقابت پرهزینه تسلیحاتی، بازدارندگی مؤثر ایجاد کرده است.

در این صورت اعتراف رسانه‌ای چون فاکس‌نیوز نشان می‌دهد که قدرت پهپادی دارالاسلام ایران دیگر یک ادعا یا تهدید لفظی نیست، بلکه یک واقعیت پذیرفته‌شده در محاسبات دفاعی غرب است.

در چنین شرایطی، حضور ناوهای آمریکایی در منطقه بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، به یک ریسک راهبردی تبدیل شده است.

و این ثمره  یعمل به این دستور الله است که می فرماید: وَأَعِدّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ و… (انفال/ ۶۰)

بیانیه ی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مبنی بر تطبیق شریعت الله مشت محکمی بر دهان علمای سوء

بیانیه ی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مبنی بر تطبیق شریعت الله مشت محکمی بر دهان علمای سوء

کاتب: ابومحمود کندزی

بیانیه وزارت عدلیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، که تصریح کرده است: تمامی قوانین حکومت مطابق شریعت حنفی تدوین شده و هرگونه اعتراض به آن، اعتراض به شریعت است، در واقع مشت محکمی بر دهن علما سو است که اکنون چهره واقعی علما سو و جریان‌های سازش‌گر را برملا می‌کند.

این علما سو که همواره با سازش و کوتاه آمدن در برابر دشمنان اسلام تلاش کرده‌اند، حالا با واقعیت اجرای شریعت و وحدت مجاهدین شریعت‌گرا مواجه شده‌اند؛ واقعیتی که نمی‌توان آن را تحریف کرد یا زیر سؤال برد. کسانی که پیش‌تر از اغتشاشگران سکولار و مزدوران خارجی حمایت کرده و اجرای حدود الهی را «غیر انسانی» یا «غیر اسلامی» می‌خواندند، اکنون با مشت محکمی از سوی دارالاسلام امارت اسلامی روبرو شده‌اند.

بیانیه وزارت عدلیه پیام روشنی به همه مسلمانان می‌دهد:

• شریعت خط قرمز امت است و هیچ فشار سیاسی، رسانه‌ای یا جناحی نمی‌تواند آن را کم‌ارزش کند.

• مجاهدین شریعت‌گرا، تنها سپر واقعی در برابر دشمنان اسلام و مزدوران آمریکا و صهیونیست‌ها هستند.

• کسانی که با تردید، سازش و حمایت از اغتشاشگران، اسلام را تضعیف می‌کنند، خود را در مسیر دشمن قرار داده‌اند.

این بیانیه نشان می‌دهد که قدرت امت در پایبندی به شریعت و مجاهدت مجاهدین شریعت‌گرا نهفته است، و هرگونه تلاش برای تضعیف آن، خیانت آشکار به اسلام و مسلمانان است.

علما سو و جریان‌های سازش‌گر باید بدانند که هیچ نصیحت و دلجویی نمی‌تواند جای شریعت و اجرای عدالت الهی را بگیرد.

این بیانیه، نه فقط پاسخ صریح به ادعاهای علما سو است، بلکه پیام روشنی به همه امت می‌دهد که شریعت الهی تنها با تردید و سازش ضعیف نمی‌شود، بلکه با مجاهدت، هوشیاری و پیروی از نصوص قرآن و سنت است که پابرجا می‌ماند.

تابوت شناور آمریکا در خلیج فارس، وقتی خلیج فارس برای ناوهای آمریکا جهنم می‌شود

تابوت شناور آمریکا در خلیج فارس، وقتی خلیج فارس برای ناوهای آمریکا جهنم می‌شود

به قلم: کیوان مریوانی

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

وَأَعِدّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ (انفال/ ۶۰)

تحولات ژئوپلیتیک اخیر در غرب آسیا نشان می‌دهد که الگوهای کلاسیک قدرت دریایی، که بر سیطره ناوگان‌های عظیم و ناوهای هواپیمابر بنا شده بود، دیگر کارایی پیشین را ندارد. اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به منطقه، اگرچه در ظاهر تلاشی برای نمایش قدرت و بازدارندگی است، اما در واقع نشانه‌ای از پافشاری بر دکترین‌های فرسوده و محاسبه‌ای نادرست در میدانی دگرگون‌شده است.

خلیج فارس دیگر میدان مانور امن برای ناوهای بیگانه نیست؛ این جغرافیا به تله‌ای راهبردی بدل شده که هر نیروی متجاوز را با هزینه‌ای سنگین مواجه می‌کند.

دورانی که ناوهای هواپیمابر نماد بلامنازع «پرتاب قدرت» بودند، به سر آمده است. این سازه‌های عظیم، در برابر دکترین دفاع نامتقارن، به اهدافی بزرگ، کند و آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. پیشرفت‌های چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در حوزه موشکی و پهپادی، معادلات سنتی برتری دریایی را دگرگون کرده است.

در آبراه تنگ خلیج فارس، قدرت مانور این شناورها به‌شدت محدود می‌شود و آن‌ها به اهدافی آشکار بدل می‌گردند؛ وضعیتی که برتری روانی و عملیاتی را از نیروی متجاوز سلب می‌کند.

امروز نیروهای مسلح دارالاسلام ایران، با تکیه بر توان بومی، تجربه میدانی و اشراف کامل اطلاعاتی، خلیج فارس را به محیطی بازدارنده برای هر کشتی متخاصم تبدیل کرده‌اند. این بازدارندگی نه بر ادعا، بلکه بر توان واقعی استوار است.

تمامی پایگاه‌ها و نقاط حساس دشمن در منطقه، در تیررس دقیق قرار دارند و حضور ناوهای بیگانه بیش از آنکه تهدیدی عملیاتی باشد، نمایشی تبلیغاتی برای پوشاندن ضعف‌های ساختاری است.

کارنامه حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس سرشار از ناکامی‌ها و تحقیرهاست؛ از ناتوانی در برابر قایق‌های تندرو گرفته تا حوادثی که نشان داد اراده و شناخت دقیقی از میدان ندارند. این پیشینه ثابت می‌کند که نمایش ناوهای عظیم، جایگزین فهم واقعیت‌های میدانی نمی‌شود.

واضح است که معادله امروز تنها به یک نقطه محدود نیست؛ شبکه بازدارندگی منطقه‌ای، هر ماجراجویی علیه ایران را به بحرانی فراگیر بدل می‌کند. هر اقدام نسنجیده، پیامدهایی زنجیره‌ای خواهد داشت که مهار آن از توان متجاوز خارج است. فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ (حشر/ ۲)

پس خلیج فارس دیگر صحنه قدرت‌نمایی یک‌طرفه ی آمریکا و غربی ها نیست. برای ناوهای متخاصم، این آبراه می‌تواند به جهنمی راهبردی بدل شود؛ جهنمی که نه با شعار، بلکه با واقعیت‌های میدانی ساخته شده است.

ناوهایی که روزی نماد هیبت بودند، امروز بیش از هر چیز ابزار تشریفات سیاسی‌اند؛ زیرا در لحظه رویارویی واقعی، موازنه به سود مدافعان این سرزمین رقم خواهد خورد.

بگذار دنیای کفر و ارتداد از صراحت گوئی و قاطعیت عمل امارت اسلامی افغانستان در تطبیق شریعت الله بر خورد بلزرد

بگذار دنیای کفر و ارتداد از صراحت گوئی و قاطعیت عمل امارت اسلامی افغانستان در تطبیق شریعت الله بر خورد بلزرد

کاتب: ابومحمود کندزی

مجامع سکولاریستی به اصطلاح حقوق بشری از بیاینه ی وزارت عدلیه امارت اسلامی افغانستان به لرزه در آمده اند و چون قاطعیت را در امارت اسلامی افغانستان دیده اند می دانند زمانی که امارت اسلامی می گوید: اسناد تقنینی امارت اسلامی افغانستان کاملاً مطابق شریعت اسلامی بوده و اعتراض بر آن‌ها، اعتراض بر شریعت است، یعنی چه؟

وزارت عدلیه امارت اسلامی افغانستان در این اعلامیه‌ می گوید، این اسناد تقنینی توسط هيأت‌های متعدد از علما در سطح هر وزارت و اداره مربوطه، وزارت عدلیه، ستره محکمه و دفتر عالیقدر امیرالمؤمنین حفظه‌الله با استفاده از کتاب الله، سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و کتب مستند فقه حنفی تدوین و تخریج می‌شوند.

در این اعلامیه ی وزارت عدلیه آمده است که “در اسناد تقنینی امارت اسلامی هیچ ماده، فقره، جز، بند و حکمی وجود ندارد که مطابق با شریعت اسلامی نباشد و منبع شرعی نداشته باشد… و اعتراضات بر این قوانین، اساس شرعی و علمی نداشته؛ بلکه از روی جهل صورت می‌گیرد؛ بنابراین شرعاً جرم است و افراد معترض آن جهت پیگرد قانونی به ارگان‌های عدلی و قضایی معرفی خواهند شد.”

این صراحت گوئی با آنکه انتظارات مجامع سکولاریستی را به تمسخر گرفته است بیشتر از آن نمادی از استقلال شریعت الله در برابر قوانین کفری سکولاریستی است و اینکه اسلام و مسلمین خط قرمزهائی دارند که هر کسی از آنها عبور کند باید بهای این جرم خود را بپردازد.

در کنار این، این پیامی به امثال مولوی عبدالحمید زاهدانی است که با نام مذهب امام ابوحنیفه در حال رقصیدن به ساز غربی های سکولار است و تمام تلاش آن برای این است که این کفار غربی و بخصوص آمریکا را از خود راضی کند.

ما ثمره ی سخنان مولوی عبدالحمید را در هرج و مرج ماه گذشته در ایران دیدیم که نه تنها بر مساجد و قرآنها اسائه ادب شد بلکه به قوانین شریعت الله نیز توهین شد و این مجرمین خواستار حکومتی سکولار و دموکراسی سکولاریستی بودند که بالکل قوانین شریعت را کنار می زنند.

پس بگذار بار دیگر کفار این ندای « لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ »  (کافرون/۶) را از زبان امارت اسلامی افغانستان بشنوند تا بدانند برای یک مسلمان اساس قوانین شریعت الله است نه هیچ قانون دیگری و حاکمیت بدون قانون شریعت الله حاکمیتی کفری است که باید از سرزمینهای اسلامی جارو و بیرون کرده شود. 

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

سنگری واحد و اینکه چرا دفاع از «دارالاسلام ایران»، صیانت از جغرافیای «امارت اسلامی» است؟

به قلم: فضل احمد هراتی

شکست مفتضحانه آمریکا در افغانستان و خروج لرزان آن‌ها از پایگاه راهبردی «بگرام»، پایانِ کارِ شیطان بزرگ در منطقه نبود؛ بلکه آغازِ فازِ جدیدی از جنگ‌های نیابتی و فتنه‌های مذهبی است. امروز مقامات «امارت اسلامی افغانستان» و مجاهدین غیور باید بدانند که جغرافیای «دارالاسلام» در این منطقه، از کابل تا تهران، یک پیکر واحد است. آمریکا اگر امروز دارالاسلام ایران را هدف گرفته، در واقع به دنبال بریدنِ بازوی قدرتمندِ منطقه است تا دوباره مسیر بازگشت خود به بگرام و کابل را هموار کند. پس آمریکا نرفته است، تغییر چهره داده است

فراموش نکنیم که آمریکا میلیاردها دالر تجهیزات و سال‌ها اعتبار بین‌المللی خود را در خاک افغانستان دفن کرد. آن‌ها هرگز با این شکست کنار نخواهند آمد. هدفِ نهایی واشنگتن از فشار بر ایران، تضعیف جبهه مقاومت است تا در خلأ قدرتِ منطقه‌ای، بار دیگر مزدوران خود را بر سرنوشت ملت‌های مسلمان حاکم کند. جنگ با ایران، مقدمه‌ی بازپس‌گیری «بگرام» و انتقام از شکستی است که در قندهار و هلمند متحمل شدند.

در این میان، بزرگترین خطر، دشمنِ بیرونی نیست؛ بلکه «منافقین» و مزدوران محلی هستند که در هر دو سرزمین در کمین ایستاده‌اند. کسانی که در افغانستان به دنبال ایجاد آشوب و ناامنی هستند و کسانی که در ایران سودای وابستگی به غرب را دارند، از یک منبع تغذیه می‌شوند. این منافقین ماموریت دارند تا با ایجاد تنش میان دو دارالاسلام، تمرکز مجاهدین را از دشمن اصلی (آمریکا) منحرف کرده و جبهه اسلام را به درگیری‌های داخلی مشغول کنند.

واضح است که هشیاری سیاسی و شرعی حکم می‌کند که بدانیم مرزهای جغرافیایی نباید مانع از درک «سنگر واحد» شود. امروز ایرانِ تشیع، هدفِ همان گلوله‌هایی است که ۲۰ سال سینه جوانانِ حنفی افغان را می‌درید. تضعیف ایران در برابر آمریکا، به معنای چراغ سبز به تروریسمِ تحت حمایت غرب برای نفوذ به قلب افغانستان است. هرگونه تعرض به دارالاسلام ایران، مستقیماً امنیتِ ملی و بقای دارالاسلام افغانستان را به خطر می‌اندازد.

امروز وقتِ آن است که نخبگان و رهبران امارت اسلامی با نگاهی عمیق به تحولات منطقه، صف خود را در کنار برادرانِ مجاهد خود در ایران مستحکم کنند. دشمن‌شناسیِ صحیح یعنی تشخیص دهیم که آمریکا و صهیونیسم، دشمنِ «اسلام» هستند، نه فقط دشمنِ یک مذهب یا یک کشور. حمایت از ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا، در حقیقت دفاع از دستاوردهای جهاد مردم افغانستان است.

آمریکا با به‌جا گذاشتن تجهیزات در افغانستان، به دنبال ایجاد فتنه‌ای بود تا مسلمانان را با سلاح‌های خودشان به جان هم بیندازد. ما نباید در این تله بیفتیم. باید با صلابت اعلام کرد که: «هر خشتی که از دیوار دارالاسلام ایران بیفتد، رخنه‌ای در دیواره‌ی امنیت افغانستان خواهد بود.» مجاهدینِ هر دو سرزمین باید پشت به پشت هم، سنگر مقاومت را حفظ کنند تا رویای بازگشت آمریکا به این منطقه برای همیشه به کابوس تبدیل شود.