عبرتِ «حِطّین» و تلبیسِ نفاق، چرا مدعیان جهاد، آدرسِ دشمن را گم کرده‌اند؟

عبرتِ «حِطّین» و تلبیسِ نفاق، چرا مدعیان جهاد، آدرسِ دشمن را گم کرده‌اند؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

در قرن ششم هجری، زمانی که صلیبیان بر بیت‌المقدس چیره شده و خون مسلمانان را مباح کرده بودند، جهان اسلام گرفتار تفرقه میان خلافت فاطمی در مصر (شیعه فاطمی) و سلجوقیان و زنگیان در شام (سنی حنفی) بود. «صلاح‌الدین ایوبی» (سنی شافعی) با درک درست از «دشمن‌شناسی»، فهمید که تا زمانی که جبهه داخلی اسلام تکه‌تکه باشد، قدس آزاد نخواهد شد. او با وجود اختلافات مذهبی، قدرتِ مصرِ فاطمی را با شام پیوند داد. او نه برای حذف مذهب، بلکه برای ایجاد «صفِ واحد» علیه اشغالگران صلیبی، جبهه‌ای بزرگ تشکیل داد که در نهایت منجر به پیروزی در نبرد «حطین» و آزادی قدس شد. او می‌دانست که خطرِ صلیب، موجودیتِ کل اسلام را تهدید می‌کند، نه یک مذهب خاص را.

امروز، سوال بزرگ اینجاست: «اهل جهاد» کجا هستند؟ کسانی که برای نبردهای داخلی و تکفیر برادران خود به راحتی سلاح به دست می‌گیرند، چرا در برابر آمریکایی که به صراحت از نابودی ایران و سایر سرزمین‌های اسلامی سخن می‌گوید، سکوت کرده‌اند؟ حقیقت تلخ این است که بسیاری از مدعیان جهاد، «بصیرت» را فدای «تعصب» کرده‌اند. آن‌ها دشمن اصلی (آمریکا و صهیونیسم) را رها کرده و به آدرس‌های غلطی که سازمان‌های جاسوسی غرب برایشان ترسیم کرده‌اند، یورش می‌برند.

چگونه است که صلاح‌الدین ایوبی برای مقابله با صلیبی‌ها، همکاری و انسجام میان بخش‌های مختلف امت اسلام (از مصر تا شام) را واجب می‌دید، اما امروز برخی مدعیان جهاد، حمایت از ایران متشکیل از اکثریتی شیعه جعفری و اقلیتی حنفی و شافعی و حنبلی را که در خط مقدم نبرد با «صانعانِ اسرائیل» ایستاده است، بر نمی‌تابند؟

 دشمن‌شناسی حکم می‌کند که هر کس در برابر آمریکا و صهیونیسم بایستد، هم‌سنگر ماست. انفعال در برابر تجاوزات آمریکا به حریم کشورهای اسلامی و تنها گذاشتن ایران در این کارزار، نشان‌دهنده آن است که ادعای جهادِ این گروه‌ها، نه برای اعتلای کلمه الله، بلکه در راستای پروژه‌های استکباری است.

صلاح‌الدین ایوبی اگر زنده بود، کسانی را که به نام دین، شکاف میان سنی و شیعه را عمق می‌دهند تا آمریکا با خیال راحت ثروت‌های مسلمین را غارت کند، «خائن به آرمان قدس» می‌نامید. امروز آمریکا با نقابِ حمایت از حقوق بشر و در واقع با خویِ مغولی، به دنبال تکه‌تکه کردن ایران، افغانستان، عراق، سوریه و یمن و سمالی و… است. هر «مجاهدی» که در این لحظه تاریخی، صف خود را از جبهه مقاومت ضدآمریکایی جدا کند، دانسته یا نادسته، در زمینِ دشمن بازی کرده است.

وقت آن رسیده است که اهل جهاد از خود بپرسند: آیا سلاح ما به نفعِ اعتلای اسلام می‌چرخد یا به نفعِ امنیتِ واشنگتن؟ سکوت در برابر آمریکا و هم‌زمان مدعی جهاد بودن، پارادوکسی مضحک است. اگر صلاح‌الدین برای نجات قدس، از اختلافات گذشت، مدعیان امروز نیز باید بدانند که حمایت از ایران و محور مقاومت، نه یک انتخاب مذهبی، بلکه یک «ضرورت راهبردی و شرعی» برای حفظ کیان اسلام در برابر یورش نوینِ غرب است.

بعدها اگر جهانی باقی مانده باشد نسلهای مومن ما خواهند خواهند که در روزگارِ هجومِ همه‌جانبه‌ی مغولان قرن بیست و یکم، چه کسانی «مردِ میدان» بودند و چه کسانی با توجیهاتِ فرقه‌ای، پشتِ جبهه حق را خالی کردند. دشمن‌شناسی یعنی بدانی که امروز، لوله‌ی تفنگِ هر مجاهدِ واقعی، باید سینه ی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها را نشانه برود، نه برادرِ مسلمانش را.

عملیات جهانی آتش‌زدن بر پیکر آمریکا ببر کاغذی و سقوط فرعون زمان

عملیات جهانی آتش‌زدن بر پیکر آمریکا ببر کاغذی و سقوط فرعون زمان

به قلم: صلاح الدین مجاهد

امروز بر تمامی مجاهدین شریعت‌گرا و بیداردلان امت فرض است که میدان نبرد را گسترش دهند. نبرد با دشمن مستکبر نباید به مرزهای جغرافیایی خاصی محدود شود؛ بلکه منافع «آمریکای متجاوز» در سراسر جهان چه در بلاد اسلامی و چه در دیگر نقاط باید به بانک اهداف مجاهدین تبدیل شود. هر پایگاه، هر مرکز اقتصادی و هر شریان حیاتی متعلق به این طاغوت، هدفی مشروع برای درهم‌کوبیدن هیمنه استکبار است.

آمریکا دهه‌هاست که با ابزار ارعاب و تبلیغات، خود را قدرتی شکست‌ناپذیر جلوه داده است. اما حقیقت این است که این قدرت، تنها یک «ببر کاغذی» است که با جرقه‌ی ایمان و ضربات کوبنده مجاهدین، به سرعت آتش می‌گیرد. وارد آوردن ضربات پی‌درپی بر منافع جهانی این دشمن، پوشالی بودن این قدرت را به جهانیان ثابت خواهد کرد و نقاب ترس را از چهره ملت‌های مظلوم بر خواهد داشت.

هدف از این حملات هدفمند، تنها خسارت مادی به دشمن نیست؛ بلکه هدف والاتر، تزریق خون تازه در رگ‌های امت اسلامی است. هنگامی که مسلمین شاهد سقوط ابهت آمریکا در نقاط مختلف جهان باشند روحیه مقاومت و شجاعت در میان جوانان بیدار خواهد شد و طلسم ترس از نظام‌های فرعونی و طاغوتی شکسته می‌شود و امید به پیروزی نهایی جایگزین یأس و ناامیدی خواهد گشت.

نجات از چنگال این «طاغوت فرعونی» که جهان را به بند کشیده است، تنها با زبانِ زور و جهاد میسر است. با بیرون راندن اشغالگران و برچیدن سلطه آمریکا، راه برای استقرار عدالت واقعی و آرامش پایدار هموار خواهد شد. این تنها مسیر برای پایان دادن به قرن‌ها ظلم و استثمار و بازگشت عزت به سرزمین‌های اسلامی است.

پس بدانیم که زمان انتظار به پایان رسیده است. امروز جهان صحنه‌ی تقابل حق و باطل است. با سوزاندن ریشه‌های نفوذ آمریکا در هر گوشه از کره زمین، مقدمات سقوط کامل این بت مدرن فراهم می‌شود تا امت اسلامی در پناه شریعت و استقلال، به آرامش و تمدن اصیل خود بازگردد.

غروب قدرت پوشالی آمریکا و مانورهای رسانه ای آمریکا در پوشش اعزام ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن» و استقرار جنگنده‌های پیشرفته در پایگاه‌های منطقه

غروب قدرت پوشالی آمریکا و مانورهای رسانه ای آمریکا در پوشش اعزام ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن» و استقرار جنگنده‌های پیشرفته در پایگاه‌های منطقه

به قلم: مسعود سنه ای

اعزام ناوهواپیمابر «آبراهام لینکلن» و استقرار جنگنده‌های پیشرفته در پایگاه‌های منطقه، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، گویای وحشتِ عمیق و ریشه‌دار در اتاق‌های فکر واشنگتن است.

آمریکا که روزگاری خود را قدرت بلامنازع جهان می‌پنداشت، امروز به نقطه‌ای از استیصال رسیده است که برای حفظ بقای هژمونیِ در حال فروپاشی خود، ناچار است تمام توان نظامی‌اش را به میدان بیاورد؛ غافل از آنکه زوال یک امپراتوری استکباری، با آهن و پول متوقف نخواهد شد.

تحرکات اخیر نظامی آمریکا در منطقه، نه یک اقدام تهاجمی از روی اقتدار، بلکه نمایش قدرت برای کتمان فروپاشی درونی و واکنشی دفاعی و انفعالی برای نجات از گرداب فروپاشی است. تاریخ گواهی می‌دهد که فرعون‌ها دقیقاً در لحظاتی که احساس نابودی می‌کنند، به لشکرکشی و ارعاب روی می‌آورند تا اینکه در نیلها غرق می گردند.

 آمریکا امروز به مثابه «طبل توخالی» است که می‌کوشد با صدای ناهنجارِ ناوها و موشک‌های تاماهاک، ترک‌های عمیق بدنه حاکمیت خود و شکست‌های پی‌درپی راهبردی‌اش را پنهان کند.

در این میان، شرم‌آورترین بخش ماجرا، نقش‌آفرینی حاکمان خائن و فاسدی است که خاک کشورهای اسلامی را به جولانگاه شیطان بزرگ تبدیل کرده‌اند. این حاکمان دست‌نشانده، به همراه «علمای سوء» و درباری که دین را به دنیای فرعون فروخته‌اند، به جای تکیه بر قدرت الهی و اراده ملت‌های خود، به ریسمان پوسیده استکبار چنگ زده‌اند. این مزدوران منطقه‌ای که در خدمت اهداف صهیونیسم و آمریکا هستند، بدانند که سرنوشت آن‌ها با اربابانشان گره خورده و همگی در آتش خشم ملت‌ها خواهند سوخت.

در مقابل این جبهه کفر و استکبار، «دارالاسلام ایران» به عنوان لنگرگاه ثبات و عزت در منطقه، با صلابت ایستاده است. دارالاسلام ایران با الگوگیری از مکتب جهادی و به صورت فرامذهبی و منطقه ای، توانسته است برخلاف میل آمریکا «سرافعی»، یک «جبهه متحد و نفوذناپذیر» از نیروهای مخلص و مقاومت ایجاد کند. این جبهه متحد، امروز نه تنها نقشه‌های آمریکا را در نطفه خفه کرده، بلکه معادله قدرت را به نفع مظلومان تغییر داده است.

پس آمریکا باید بداند که دورانِ «بزن و دررو» به پایان رسیده است. ورود ناوهای جنگی به خاورمیانه، تنها روند اخراج آن‌ها از منطقه را تسریع خواهد کرد. جبهه مقاومت به رهبری ایران مقتدر، بیدارتر از همیشه است و هرگونه خطای محاسباتی شیطان بزرگ، آخرین میخ را بر تابوت حضور منحوس آن‌ها در این جغرافیا خواهد کوبید. نصرت الهی نزدیک است و باطل، همان‌گونه که وعده داده شده، رفتنی است.

اتحاد شیعیان زیدی و شافعی های یمن را الگوئی در حرکت عزتمندانه و جهاد با آمریکا بدانیم

اتحاد شیعیان زیدی و شافعی های یمن را الگوئی در حرکت عزتمندانه و جهاد با آمریکا بدانیم

به قلم: مسعود سنه ای

در همسایگی ما، در کشور افغانستان که هم اکنون توسط امارت اسلامی افغانستان و بر اساس ۱- قرآن ۲- سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم ۳- فقه مستند مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله اداره می شود، آمریکا و بیشتر از ۴۶ کشور هم پیمان با آن ذلیلانه و بعد از ۲۰ سال اشغالگری از افغانستان اخراج شدند و به این شکل امارت اسلامی با اتحاد و یکپارچگی خود به دنیا نشان داد که در قدرت ایمان و اتحاد چه نیروی بزرگی نهفته است هر چند قدرت نظامی دشمن بارها از مجاهدین مبارز بیشتر باشد.

هم اکنون و در یمن نیز باز ما شاهد تکرار چنین سناریویی هستیم؛ در سایه‌ی اتحاد تاریخی و عزتمند زیدی‌ها و شافعی‌های یمن، صنعا بار دیگر پیام روشنی به دشمنان ملت یمن مخابره کرد: یمن، یکپارچه و استوار، در بالاترین سطح آمادگی نظامی قرار دارد و در برابر تجاوز، عقب‌نشینی نخواهد کرد.

هم‌زمان با ورود ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن آمریکا به منطقه، مقامات یمنی هشدار دادند که از نزدیک‌شدن کشتی‌های جنگی آمریکا جلوگیری خواهند کرد و اجازه نخواهند داد امنیت دریای سرخ و دریای عرب به بازیچه‌ی سیاست‌های تجاوزکارانه واشنگتن تبدیل شود.

سرتیپ عزیز راشد، کارشناس نظامی نزدیک به جنبش انصارالله، تأکید کرد:

نیروی دریایی یمن تحرکات دشمن را در دریای سرخ و دریای عرب به‌صورت دقیق زیر نظر دارد و برای خنثی‌سازی هرگونه تلاش آمریکا جهت تثبیت حضور نظامی خود از طریق استقرار ناو آبراهام لینکلن، آمادگی کامل دارد.

وی افزود:

یمنی‌ها پیش از این نیز بارها همین ناو هواپیمابر آمریکا را که در چارچوب تجاوزات این کشور علیه یمن در منطقه مستقر شده بود، هدف قرار داده‌اند و ثابت کرده‌اند که دوران بی‌هزینه‌بودن تجاوز به یمن پایان یافته است.

این هشدار در حالی صادر می‌شود که آمریکا، به‌عنوان شیطان بزرگ، تلاش دارد با حضور نظامی خود معادلات منطقه را به نفع رژیم صهیونیستی تغییر دهد؛ اما اتحاد زیدی و شافعی یمن نشان داده است که مومنین تمام سرزمینهای اسلامی با تکیه بر ایمان، وحدت و عزت، در برابر هر تجاوزی ایستادگی خواهند کرد ان شاء الله.

این یکی از الگوی های زنده ی ماست که با وجود تسلحیات ناچیزی که دارد بارها آمریکا و صهیونیستها را با ذلت مواجه کرده است و کشور بزرگ و قدرتمند ایران که قدرتی به مراتب بالاتر از اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن دارد بدون شک در صورت درگیر شدن با آمریکائی ها، نه تنها ابهت پوشالی آمریکا را نابود خواهد کرد بلکه دریا و پایگاههای منطقه ای آنها را به گورستانی برایشان تبدیل خواهد کرد. باذن الله.

پیام مقاومت امت اسلامی در مورد حضور نیروهای آمریکای اشغالگر در اطراف دارالاسلام ایران

پیام مقاومت امت اسلامی در مورد حضور نیروهای آمریکای اشغالگر در اطراف دارالاسلام ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

امت اسلامی می داند که دارالاسلام ایرانِ امروز، ایرانِ دیروزِ محاصره‌شده و تنها نیست.

دارالاسلام ایران، با اتحاد عزتمند و فرامذهبی با تمام مومنین مجاهد منطقه، به نماد بیداری، کرامت و ایستادگی در برابر استکبار جهانی بدل شده است.

هم‌زمان با تلاش آمریکا برای تحمیل حضور نظامی از طریق ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، دارالاسلام ایران پیام روشنی مخابره کرد:

ایران در بالاترین سطح آمادگی قرار دارد و اجازه نخواهد داد آب‌های منطقه به میدان نمایش قدرتِ شیطان بزرگ تبدیل شود.

این پیام، پیام یک حزب یا یک جریان نیست بلکه پیام یک امت و ملتِ متحد است که ایمان را بر تهدید، و عزت را بر تسلیم ترجیح داده است.

نیروی دریایی دارالاسلام ایران، تحرکات دشمن را در خلیج فارس و دریای عمان به‌دقت زیر نظر دارد و نشان داده است که تجاوز، بی‌هزینه نخواهد بود.

امت اسلامی باید آگاه باشد که حضور نظامی آمریکا در منطقه، نه برای امنیت ملت‌ها،بلکه برای حمایت از رژیم صهیونیستی و تداوم جنگ‌افروزی و بی‌ثبات‌سازی است.

دارالاسلام ایران، با وحدت فرامذهبی اسلامی، ثابت کرده است که اختلافات مذهبی می‌تواند به نقطه قوت مقاومت بدل شود؛ وقتی هدف، دفاع از اسلام، کرامت انسان و استقلال سرزمین‌هاست.

این پیام کنونی دارالاسلام ایران است به امت اسلامی که «راه عزت، از وحدت می‌گذرد؛راه امنیت، از ایستادگی می‌گذرد؛ و راه رهایی، از نه گفتنِ صریح به آمریکا و پروژه‌های صهیونیستی.»

فاکس نیوز: پهپادهای ایران؛ کابوس ناوهای آمریکا

فاکس نیوز: پهپادهای ایران؛ کابوس ناوهای آمریکا

فاکس نیوز در تحلیلی با اشاره به «آسیب‌پذیری‌های ناوگان دریایی آمریکا» نوشته است:
کارشناسان دفاعی هشدار می‌دهند که پهپادهای ایرانی تهدیدی جدی برای دارایی‌های باارزش نیروی دریایی آمریکا (از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن) به شمار می‌روند.

ایران می‌تواند تعداد زیادی پهپاد را به صورت هماهنگ به سوی شناورهای نظامی شلیک کند و با ایجاد حملات اشباعی، سامانه‌های دفاعی سنتی را از کار بیندازد.

اگر صدها پهپاد در مدت زمان کوتاه پرتاب شوند، تقریباً قطعی است که برخی از آن‌ها از سد دفاعی ناوها عبور خواهند کرد.

قدرت ایران در سامانه‌های پهپادی کم‌هزینه و پرتعداد نهفته است؛ به‌ویژه پهپادهای انتحاری که برای برخورد با هدف و انفجار طراحی شده‌اند.

جبهه واحد منطقه‌ای و موج گسترده حمایت از ایران در منطقه غرب آسیا در مقابل تهدیدات آمریکا

جبهه واحد منطقه‌ای و موج گسترده حمایت از ایران در منطقه غرب آسیا در مقابل تهدیدات آمریکا

نقل از : روزنامه اینترنتی صدای‌ایران

در هفته‌های اخیر مقامات مختلف آمریکا با توسل به روش‌های گوناگون اقدام به طرح تهدیدات متنوعی علیه ایران کرده‌اند. در مقابل این تهدیدات جدای از واکنش قاطع مقامات جمهوری اسلامی ایران، موج گسترده‌ای در منطقه غرب آسیا نیز در حمایت از ایران به راه افتاده است. شخصیت‌ها وگروه‌هایی مانند شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب‌الله لبنان، آیت‌الله شیخ عیسی قاسم عالم برجسته بحرینی، کتائب حزب‌الله عراق و… با ادبیات محکم و قاطع، حمایت خود را از جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب در برابر هر تهدیدی اعلام کردند. این موج حمایت‌ها نشان‌دهنده تحکیم یک پیوند راهبردی عمیق میان ایران و محیط پیرامونی آن است.

ایران در این منظومه، یک حامی مالی یا سیاسی نیست، بلکه به ستون مرکزی یک نظم امنیتی غیر رسمی تبدیل شده که هر تهدیدی علیه آن به طور خودکار تهدیدی علیه کل این ساختار تلقی می‌شود. نظمی که طی چند دهه گذشته در واکنش به مداخلات نظامی آمریکا و سیاست‌های بی‌ثبات‌ساز رژیم صهیونیستی شکل گرفته و اکنون به سطحی از بلوغ و خودآگاهی رسیده است. در چنین چارچوبی، هر تهدید علیه ایران به‌طور واضحی تهدید علیه این نظم تلقی می‌شود و همین امر، دامنه پاسخ و هزینه هرگونه اقدام خصمانه را به‌شدت افزایش می‌دهد.

حمایت‌های اعلام‌شده از ایران را باید به‌مثابه اجزای یک منطق «بازدارندگی جمعی» تحلیل کرد. بازدارندگی‌ای که برخلاف الگوهای کلاسیک، بر تمرکز قدرت در یک نقطه تکیه ندارد، بلکه بر شبکه‌ای از بازیگران، جغرافیا و ظرفیت‌های متکثر استوار است. این شبکه، نوعی عمق استراتژیک پراکنده ایجاد کرده که محاسبات نظامی و سیاسی آمریکا را به‌مراتب پیچیده‌تر از گذشته می‌سازد؛ چراکه هرگونه اقدام علیه ایران، دیگر محدود به یک جبهه یا یک پاسخ قابل پیش‌بینی نخواهد بود.

در کنار این بُعد سخت، موضع‌گیری شخصیت‌های دینی و اجتماعی منطقه، لایه نرم و هویتی این بازدارندگی را برجسته می‌کند. هنگامی که تهدید علیه ایران در قالب تهدید علیه یک مرجعیت دینی و نماد استقلال سیاسی طرح می‌شود، مسئله از سطح منازعه دولت‌ها فراتر می‌رود و به یک چالش هویتی تبدیل می‌شود. در این وضعیت، هزینه‌های سیاسی، اجتماعی و حتی اخلاقی هرگونه اقدام نظامی به‌شدت افزایش می‌یابد، زیرا واکنش‌ها تنها از سوی دولت‌ها یا گروه‌های مسلح نخواهد بود، بلکه بدنه‌های اجتماعی گسترده‌تری را در بر می‌گیرد.

نکته کلیدی آن است که این همگرایی برخلاف برداشت رایج در واشنگتن، محصول «دستور» یا «تحمیل» نیست، بلکه نتیجه یک همبستگی و تجربه تاریخی مشترک است؛ تجربه‌ای که از جنگ‌ها، تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی و پروژه‌های براندازی عبور کرده و به این جمع‌بندی رسیده است که تضعیف ایران، به‌معنای گشودن درهای بی‌ثباتی فراگیر در کل منطقه خواهد بود. از همین رو حتی اشاره‌های نمادین به حمایت از ایران، حامل پیام‌های سنگین راهبردی‌ است.

در کل، واکنش‌های منطقه‌ای به تهدیدهای ترامپ نشان می‌دهد که ایران امروز نه‌تنها به‌عنوان یک بازیگر ملّی، بلکه به‌عنوان محور یک موازنه منطقه‌ای شناخته می‌شود؛ موازنه‌ای که هرچه تهدید آشکارتر می‌شود، انسجام آن نیز بیشتر خود را نشان می‌دهد. این واقعیت مهم‌ترین متغیری است که آینده‌ی هرگونه تقابل یا تعامل با ایران را رقم خواهد زد.

معاون نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران: بر آسمان، سطح و زیر آب‌های تنگه هرمز احاطۀ کامل داریم

معاون نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران: بر آسمان، سطح و زیر آب‌های تنگه هرمز احاطۀ کامل داریم

ایران به‌صورت لحظه‌ای از آسمان، سطح و زیر دریای تنگۀ هرمز اطلاعات دریافت می‌کند و امنیت این گذرگاه راهبردی به تصمیمات تهران وابسته است.
ایران دنبال جنگ نیست، اما آمادگی کامل دارد / اگر جنگی آغاز شود، حتی یک میلی‌متر عقب‌نشینی نخواهد شد و حرکت ایران روبه‌جلو خواهد بود.
مدیریت تنگه هرمز از حالت سنتی خارج شده و کاملاً هوشمند است / ایران لحظه‌ای بر تمام تحرکات دریایی، سطحی و زیرسطحی اشراف دارد.
تشخیص عبور یا عدم عبور شناورها با پرچم‌های مختلف، در کنترل کامل ایران است.
کشورهای همسایه دوست ما هستند، اما اگر از خاک، آسمان یا آب‌هایشان علیه ایران استفاده شود، متخاصم تلقی خواهند شد / این پیام به طرف‌های منطقه منتقل شده است.
ما نمی‌خواهیم اقتصاد دنیا آسیب ببیند، اما قرار هم نیست آمریکایی‌ها و حامیانشان از جنگی که آغاز کرده‌اند، سودی ببرند.
علاوه بر مواردی که گفته شد، توانمندی‌های دیگری وجود دارد که در زمان مناسب مطرح خواهد شد.

تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۲)

تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۲)

به قلم: کارزان شکاک

پیروزی از جانب خداست، همانطور که شکست. او با حکمت خود تصمیم گرفت ما را بیازماید، ایمان ما را تقویت کند و صفوف ما را از منافقان پاک کند. علاوه بر این، خداوند ما را از فتنه‌ای که در صورت پیروزی، با توجه به وضعیت قبلی‌مان، می‌توانست بر ما وارد شود، نجات داد. در هر صورت، ما از تصمیم خداوند راضی هستیم.

“اگر زخمی به شما وارد شده است، زخمی مشابه قبلاً بر آن مردم وارد شده است. ما روزها (پیروزی و شکست) را برای مردم عوض می‌کنیم تا خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند بشناسد و از میان شما شهیدانی برگزیند – زیرا خداوند ستمگران را دوست ندارد – و خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند پاک کند و کافران را نابود کند. آیا گمان کردید که وارد بهشت خواهید شد تا اینکه خداوند مجاهدان و صابران شما را مشخص کند؟» (آل عمران ۳: ۱۴۰-۱۴۲)

«چه بسیار پیامبرانی که بسیاری از مؤمنان نیکوکار در کنارشان جنگیدند! آنها از آنچه در راه خدا به آنها رسید، سست نشدند و سستی و تسلیم نشان ندادند. خداوند صابران را دوست دارد.»  (آل عمران/ ۱۴۶)

شامیل باسایف :

«هدف این عملیات، وارد کردن ضربه‌ای به دشمن بود. در واقع، این تا حدودی قیام مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا برای آزادسازی نالچیک از کفار و مرتدانی بود که توسط سیاست‌های نئوامپریالیستی و شیطانی روس‌ها به این نقطه رانده شده بودند.

دو سال پیش، من در کاباردینو-بالکاریا بودم و هیچ وجه مشترکی با اکثریت مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا پیدا نکردم، اما بهار امسال خودشان مرا دعوت کردند…

دستاورد اصلی این عملیات، انجام آگاهانه وظیفه اسلامی (فرض عین) مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا در برابر خداوند متعال و انجام وظیفه جهاد برای ایمان، آزادی و شرفشان بود.

ما ۲۱۷ مجاهد در این عملیات تهاجمی شرکت داشتیم و نتوانستیم ۱۵۰ مجاهد دیگر را که قرار بود تقاطع‌های اصلی در مرکز نالچیک را مسدود کنند، مستقر کنیم.

ما این کار را نکردیم وقت داریم آنها را از کاشخاتائو به داخل شهر بیاوریم، زیرا جاده‌های خسانیا و بلایا رچکا به دلیل کشف یکی از گروه‌های ما در اوایل صبح ۱۳ اکتبر توسط کفار و مرتدان مسدود شده بود و ما قادر به ارسال وسایل نقلیه برای آنها نبودیم.

تلفات ما به ۳۷ مجاهد کشته شده می‌رسد. چهار مجاهد که قبلاً مرده فرض می‌شدند، زنده پیدا شدند. کفار و منافقین «یک و نیم کشته و یک زخمی بسیار سطحی» از دست دادند. (طبق گفته ستاد جبهه قفقاز، کل تلفات دشمن در کشته‌ها و زخمی‌ها بیش از ۳۰۰ نفر بوده است. “KC”).

در مورد غیرنظامیان، بر کسی پوشیده نیست که نیروهای امنیتی روسیه برنامه خاصی برای بازداشت مجاهدین دارند. به عنوان مثال، در چچن، اگر هر نیروی امنیتی اشغالگر به مدت یک هفته یک مجاهد را بازداشت یا نکشد، از بخشی از پاداش حقوق خود محروم می‌شود. بنابراین، جای تعجب نیست که تعداد زیادی «شبه نظامیان کشته و بازداشت شده» در … وجود دارد. نالچیک.

به همین دلیل است که آنها انواع و اقسام “تابستان‌های آتشین” را به نام من اعلام می‌کنند (اگرچه من چنین اظهاراتی نکردم) و سپس “با موفقیت از آنها جلوگیری می‌کنند.”

البته، از نظر تاکتیکی، ما در این عملیات شکست خوردیم، زیرا نتوانستیم به هدف خود برسیم. اما از نظر استراتژیک، این یک پیروزی بزرگ برای ماست، حتی اگر هر ۴۰۰ مجاهد شرکت کننده در این عملیات کشته شده باشند.

غیرت و بصیرت در برابر تهدیدات آمریکا در منطقه و فرا رسیدن زمان تمایز صفوف حق و باطل

غیرت و بصیرت در برابر تهدیدات آمریکا در منطقه و فرا رسیدن زمان تمایز صفوف حق و باطل

به قلم: صلاح الدین مجاهد

الله تعالی بعد از توضیحاتی در مورد روش عمل کفار سکولار (= مشرک) و پیروزی مومنین در غزوه ی بدر می فرماید: ‏ لِیَمِیزَ اللّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَیَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمِیعاً فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (انفال/۳۷) ‏تا خداوند ناپاک را از پاک جدا سازد و برخی از ناپاکان را بر برخی دیگر بیفزاید و جملگی ایشان را روی هم انباشته کند و آن گاه به دوزخشان بیندازد . آنان ( در دنیا و آخرت ) زیانکارند .‏

امروز خاورمیانه بار دیگر شاهد لشکرکشی فرعون زمان، شیطان بزرگ آمریکا، است. ورود ناوهای جنگی و غرش آهن‌پاره‌های استکبار در خلیج اسلام، نه نشانه‌ی قدرت، بلکه آزمونی بزرگ برای ایمانِ مومنان است. اکنون زمان آن است که مدعیان اسلام و توحید، مرزهای خود را با جبهه کفر مشخص کنند.

مومنین می دانند که در کسب توحید؛ نفی طاغوت پیش از ایمان به الله نهفته است و رکن رکین توحید، «لا اله الا الله» است. هیچ ایمانی پذیرفته نیست مگر آنکه ابتدا کفر به طاغوت محقق شود: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ (بقره/ ۲۵۶).

کسی که در برابر عربده‌کشی آمریکا سکوت کند یا به حمایت حاکمان مزدور و خائن دلخوش باشد، در حقیقت توحید خود را لکه‌دار کرده است. مومن واقعی کسی است که آمریکا را به عنوان «طاغوت اعظم» شناخته و برائت خود را از آن فریاد بزند.

اینجاست که مساله ی دشمن‌شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و شناخت مکر شیطان و فریبِ نفاق به عنوان یک ضرورت خودش را نشان می دهد.

امروز دشمن تنها در ناوهای جنگی خلاصه نمی‌شود؛ دشمن همان حاکمان فاسد همچون آل سعود و امارات و اردن و علیف استان باکو، علما‌ء سوء دربار و رسانه‌هایی چون کلمه و صدها شبکه ی سکولار و ارتدادی چون عنتر یهودی (ایران اینترنشنال و…) هستند که می‌خواهند هیبت پوشالی آمریکا را در دل مومنان بزرگ جلوه دهند. بصیرت یعنی دانستن این حقیقت که قدرت آمریکا در مقابل اراده الهی و امتی متحد و اهل جهاد، همچون سرابی در بیابان است.

آمریکا نه تنها در ویتنام بلکه در افغانستان نیز نشان داده که در برابر اراده ی ملتی که تصمیم به جنگیدن و نابودی آن در سرزمینشان را دارند پوشالی و ببری کاغذی است.

ما در برابر این پهلوان پنبه ای که قدرتش تنها در عملیاتهای هوائی و مزدوران داخلی است نیاز به جهاد و ایستادگی در جبهه ای متحد داریم.

امروز «دارالاسلام ایران» به عنوان خیمه‌گاه مقاومت، پرچم ایستادگی را برافراشته است. مومنان نباید در برابر سرنوشت امت اسلام بی‌تفاوت باشند. از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد جهاد با کفار سکولار(مشرک) و سکولاریستها(مشرکین) می فرماید: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ.[۱]با مال و جان و زبان تان به جهاد مشرکان بروید». 

• مجاهد بودن یعنی حضور در میدان (چه با قلم، چه با قدم و چه با سلاح).

• مشخص کردن صفوف یعنی جدا کردن راه خود از کسانی که برای رضایت آمریکا، نه تنها قبله اول مسلمین را بلکه سایر سرزمینهای اسلامی را نیز وجه‌المصالحه قرار داده‌اند.

غیر از مرتدین سکولار و خائنی که آشکارا در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند کسانی که به ظاهر خود را مسلمان می نامند همچون موجوداتی که در شبکه ی کلمه هستند و به جای تکیه بر قدرت خدا، به ناوهای آمریکایی و وعده‌های شیطان دل بسته‌اند، بدانند که طبق وعده قرآن: بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا * الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ (نساء/ ۱۳۸-۱۳۹). عزت تنها نزد خداست، نه در کاخ سفید و پایگاه‌های نظامی استکبار و این خائنین در نهایت هم در دنیا و هم در قیامت دچار حسرت و عذابی دردناک خواهند شد.

ای مومنین، هم اکنون که می بینید دنیا کفر سکولاریسم به پرچمداری آمریکا در حال عربده کشی و تهدید دارالاسلام ایران است، هنگام انتخاب است؛ یا در صفِ مجاهدان جبهه حق و زیر پرچم اهل قبله، یا در حاشیه ذلت و در کنار مزدورانِ منطقه.

زیرپای آمریکا و فرعون زمان در منطقه لرزان است و غرق شدن او در نیلِ خشم ملت‌ها حتمی است. و وعده ی الله حق است و صبح پیروزی نزدیک و به این دو نکته ی مهم و راهنمای عمل دقت داشته باشید:

  1. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/۷) ای مؤمنان ! اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند (و بر دشمنانتان پیروز می‌گرداند) و گامهایتان را استوار می‌دارد (و کار و بارتان را استقرار می‌بخشد) .‏ وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا (احزاب/۲۲) ‏هنگامی که مؤمنان احزاب (سکولاریستها)[۲] را دیدند ، گفتند : این همان چیزی است که خدا و پیغمبرش به ما وعده فرموده بودند .  ( خدا و رسول او به ما وعده داده بودند که نخست سختیها و رنجها ، و به دنبال آن خوشیها و گنجها است ) و خدا و پیغمبرش راست فرموده‌اند . این سختیها جز بر ایمان ( به خدا ) و تسلیم ( قضا و قدر شدن ) ایشان نمی‌افزاید .‏    

این است مسیر ما در برابر آمریکا و تمام شرکای جهانی و منطقه ای و محلی جنایتکارش.


[۱]  أخرجه أبو داود (۲۵۰۴)، وأحمد (۱۲۲۶۸) واللفظ لهما، والنسائي (۳۰۹۶)

[۲]  هر جای قرآن و احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم و تمام آثار ائمه ی بزرگوار و سلف صالح تا زمان ابن تیمیمه و ابن قیم و ابن کثیر و مدتها بعد از آن از لحاظ «شرعی نه لغوی و لفظی» اسمی از احزاب یا مشرکین آمده است مراد سکولاریستها هستند. مشرک = سکولار ، مشرکین یا احزاب = سکولاریستها.