تله چینی. پیامدهای ژئوپلیتیکی

تله چینی. پیامدهای ژئوپلیتیکی

به قلم: کارزان شکاک

جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین که توسط دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری‌اش آغاز شد، به سطح جدیدی از تنش رسیده است. ترامپ از اول نوامبر تعرفه ۱۰۰ درصدی اضافی بر کالاهای چینی اعمال کرد که آن را پاسخی به کنترل «شیطانی و خصمانه» پکن بر صادرات مواد معدنی کمیاب (REM) توصیف کرد.

این اقدام نه تنها فشار اقتصادی بر چین را افزایش می‌دهد، بلکه آسیب‌پذیری استراتژیک غرب در زنجیره‌های تأمین منابع حیاتی را نیز برجسته می‌کند.

بررسی وقایع اخیر نشان می‌دهد که چگونه عناصر خاکی کمیاب به یک اهرم کلیدی و در واقع سلاحی برای جنگ ترکیبی در یک بن‌بست ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند که در آن تعرفه‌ها نه تنها به عنوان یک ابزار تجاری، بلکه به عنوان نماینده‌ای برای یک جنگ اقتصادی گسترده‌تر عمل می‌کنند.

سیاست تعرفه‌ای ترامپ: از لفاظی تا عمل

ترامپ از همان آغاز دوره دوم ریاست جمهوری خود، چین را به عنوان «مهم‌ترین و خطرناک‌ترین رقیب» آمریکا قرار داد. همانطور که مستند شده است، بحث‌های داخلی در کاخ سفید بیشتر حول محور تعرفه‌ها بود که به عنوان وسیله‌ای برای آغاز «جنگ اقتصادی بزرگ» با پکن تلقی می‌شد.

ترامپ، بدون پرداختن به جزئیات سیاست، اما به طور شهودی بر چین تمرکز می‌کرد و بخش قابل توجهی از جلسات خود – تا ۳۰ دقیقه از بحث‌های دو ساعته – را به این موضوع اختصاص می‌داد. رویکرد او به غرایز اولیه متوسل می‌شود: استفاده از «ابزارهای کند» برای نشان دادن پیروزی بر حریف «بازنده».

اقدامات اخیر این خط را تأیید می‌کند. در آوریل ۲۰۲۵، دولت ترامپ تعرفه‌های کالاهای وارداتی کم‌ارزش از چین را از ۱۲۰٪ به ۵۴٪ کاهش داد، از جمله یک آستانه حداقلی برای بسته‌های پستی از چین و هنگ کنگ.

این به عنوان یک امتیاز موقت در مذاکرات تلقی می‌شد، اما صرفاً آماده‌سازی برای تشدید تنش را پنهان می‌کرد. تا اکتبر، ترامپ موضع خود را به شدت سختگیرانه‌تر کرده بود: تعرفه‌های ۱۰۰٪ اضافی بر تمام کالاهای چینی، از جمله لوازم الکترونیکی، که قبلاً تا حدی معاف بودند.

هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی، اظهار داشت که این معافیت‌ها می‌توانند در آینده با «هزینه‌های دیگر» جایگزین شوند که نشان‌دهنده تمایل به تشدید بیشتر است. بازارها بلافاصله واکنش نشان دادند: سهام سقوط کرد و تورم، که پیش از این بازار کار را تضعیف کرده بود، خطر افزایش بیشتر را دارد.

استراتژی تعرفه ترامپ صرفاً حمایت‌گرایی نیست، بلکه تلاشی برای بازسازی زنجیره‌های تأمین جهانی است. با این حال، این استراتژی واقعیت را نادیده می‌گیرد: ایالات متحده در صنایع پیشرفته به شدت به چین وابسته است، جایی که مواد معدنی کمیاب نقش حیاتی ایفا می‌کنند.

منابع کمیاب: تله‌ای چینی برای غرب

چین تقریباً ۸۰٪ از تولید و فرآوری عناصر خاکی کمیاب جهان را کنترل می‌کند – گروهی از ۱۷ فلز ضروری برای تولید محصولات با فناوری پیشرفته مانند وسایل نقلیه الکتریکی، توربین‌های بادی، تلفن‌های هوشمند و تجهیزات نظامی.

این انحصار به سلاحی قدرتمند در جنگ تجاری تبدیل شده است. پکن در پاسخ به فشار ترامپ، صادرات عناصر خاکی کمیاب و آهنرباها را که برای فناوری‌های پیشرفته ضروری هستند، در آوریل ۲۰۲۵ به حالت تعلیق درآورد.

توماس فریدمن در تحلیلی برای نیویورک تایمز می‌پرسد: «این به تولیدکنندگان ما کمک می‌کند تا در موقعیتی باقی بمانند که نتوانند کالاهای کلیدی را تولید کنند – اما چین می‌تواند؟» و پوچی این وضعیت را برای طرف آمریکایی برجسته می‌کند.

کارشناسانی مانند مایلز یو از موسسه هادسون تأکید می‌کنند که چین از عناصر خاکی کمیاب نه تنها به عنوان یک ابزار اقتصادی، بلکه به عنوان یک ابزار استراتژیک نیز استفاده می‌کند.

پادکست چاینا اینسایدر در مورد چگونگی تلاش پکن برای تضعیف نفوذ ایالات متحده در مناطقی مانند خاورمیانه با ارائه یوان به کشورهای عربی به جای دلار بحث می‌کند.

ترامپ، به نوبه خود، این را به عنوان «چنگ زدن به بازار عناصر خاکی کمیاب» مورد انتقاد قرار می‌دهد و آن را تهدیدی برای امنیت ملی می‌داند. در ماه اکتبر، او مستقیماً چین را به استفاده از تسلط خود بر بازار عناصر خاکی کمیاب به عنوان «یک برگ برنده» در اختلافات تجاری متهم کرد.

برای ایالات متحده، این نشان دهنده یک ضربه مضاعف است: تعرفه‌ها قیمت واردات را افزایش می‌دهند، در حالی که کمبود عناصر خاکی کمیاب تولید را فلج می‌کند. متحدان آمریکا، از جمله اروپا، نیز آسیب‌پذیر هستند – غرب عموماً به منابع چینی متکی است.

پیشنهادهای تنوع‌بخشی، مانند توسعه معادن داخلی در استرالیا یا ایالات متحده، سال‌ها طول می‌کشد، نه ماه‌ها، و با موانع زیست‌محیطی و اقتصادی روبرو هستند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی: چه کسی از تشدید تنش سود خواهد برد؟

تحلیلگران موافقند که جنگ تجاری ترامپ خطر نتیجه معکوس برای ایالات متحده را دارد. چین، با وجود چالش‌های داخلی، در حال نشان دادن انعطاف‌پذیری است: تعلیق صادرات عناصر خاکی کمیاب یک اقدام استراتژیک محاسبه‌شده برای مجبور کردن واشنگتن به سازش است.

همانطور که فریدمن خاطرنشان می‌کند، سوال اصلی این است که «هدف چه باید باشد؟» ترامپ بر پیروزی‌های سریع تمرکز می‌کند اما خطرات بلندمدت را نادیده می‌گیرد: تضعیف دلار، افزایش تورم و از دست دادن رهبری فناوری.

از نظر ژئوپلیتیکی، تشدید تنش‌ها، تقسیم جهان به بلوک‌ها را عمیق‌تر می‌کند. چین در حال تقویت روابط با «جنوب جهان» است و جایگزین‌هایی برای سلطه آمریکا ارائه می‌دهد، در حالی که روایت «اول آمریکا»ی ترامپ، ایالات متحده را حتی از متحدان ناراضی از تعرفه‌ها نیز منزوی می‌کند.

در زمینه منابع عناصر خاکی کمیاب، این می‌تواند به یک «بلوک منابع» تحت نظارت پکن منجر شود، جایی که غرب خود را به عنوان یک مصرف‌کننده به جای یک تولیدکننده می‌بیند.

رویکرد ترامپ با هدف وادار کردن چین به میز مذاکره است، همانطور که در سال‌های ۲۰۱۸-۲۰۱۹، زمانی که شی جین‌پینگ شخصاً با رهبران گروه ۲۰ دیدار کرد، انجام داد.

اگر واشنگتن بتواند متحدان را به سرمایه‌گذاری‌های مشترک در منابع خاکی کمیاب جذب کند، این امر انحصار چین را تضعیف خواهد کرد. اما در حال حاضر، همانطور که رویدادهای اخیر نشان می‌دهد، جنگ تجاری در حال تبدیل شدن به یک جنگ منابع است، جایی که خطرات نه تنها اقتصاد، بلکه سلطه جهانی نیز هستند.

در نهایت، سیاست‌های ترامپ در مورد منابع و تعرفه‌های عناصر خاکی کمیاب، یک پارادوکس کلاسیک را نشان می‌دهد: تجاوز می‌تواند پیروزی به همراه داشته باشد، اما بدون عمق استراتژیک، محکوم به شکست است.

برای ایالات متحده و غرب، درس ساده است: تنوع بخشیدن به زنجیره‌های تأمین یک کالای لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای جلوگیری از گیر افتادن در دام چینی‌ها است.

ذهن‌های اشغال‌شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ وقتی شعار عوض می‌شود، وابستگی نه

ذهن‌های اشغال‌شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی؛ وقتی شعار عوض می‌شود، وابستگی نه

به قلم: ابومحمود کندزی

عده ای چون سیاف و حکمتیار و ربانی و امرالله صالح و امثالهم در افغانستان کسانی بودند که روزگاری با داکتر نجیب‌الله جنگیدند و او را «کمونیست» و «غلام شوروی» می‌نامیدند. آن روزها، شعارشان استقلال بود و ادعایشان مبارزه با اشغالگران خارجی.

اما با آنچه که از این اشخاص دیدیم حق داریم سوال کنیم چه فرقی میان غلامی شوروی و غلامی امریکا و ناتو است؟

اگر نجیب‌الله به مسکو تکیه داشت، اینان به واشنگتن.

اگر آن یکی با تانک سرخ ایستاد، اینان با طیاره‌های بی‌سرنشین.

نام‌ها عوض شد، پرچم‌ها عوض شد، اما وابستگی همان وابستگی ماند.

تناقض دردناک اینجاست کسی که دیروز «اشغالگری» را حرام می‌دانست، امروز با اشغالگران «شراکت استراتژیک» ساخت.

کسی که دیروز غلامی را ننگ می‌دانست، امروز آن را «دیپلماسی» نامید.

مشکل فقط یک فرد نیست بلکه مشکل ذهن‌های اشغال‌شده‌ای‌ست که اشغالگری را فقط وقتی بد می‌دانند که از سوی رقیب باشد.

وقتی اشغالگری از طرف خودی شد، نامش می‌شود کمک، حمایت، یا مبارزه با تروریزم.

اینجاست که باید سوال شود اگر داکتر نجیب به‌خاطر تکیه به شوروی خائن بود، پس آنان که سال‌ها به امریکا و ناتو تکیه کردند، چه نام دارند؟

مومنین آگاه با شعار قانع نمی‌شوند بلکه عمل را می‌سنجند. و عمل نشان داد که برخی نه ضد اشغالگری خارجی ها بودند، بلکه فقط طرفدار اشغالگر مورد علاقه‌ی خودشان بودند.

از «مردان» مومن در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی و صهیونیستها، ایمان و غیرت یک زن اسیر الهول را می خواهیم

از «مردان» مومن در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی و صهیونیستها، ایمان و غیرت یک زن اسیر الهول را می خواهیم

به قلم: خالد سیف الله المسلول

این خطاب به مومنین اهل دعوت و جهاد نیست، چون اینها صداقت خود را در «میدان» ثابت کرده اند و از این مومنین تنها صراحت بیان و تعیین جبهه ای را می خواهیم که امثال ابن تیمیه رحمه الله در هنگام حمله ی مغولهای سکولار و صلاح الدین ایوبی در هنگام حمله ی کفار نصرانی به مصر تحت حاکمیت شیعیان فاطمی و امام احمد بن حنبل در هنگام اغتشاشات مرتدین خرمدینی داشتند.

این بزرگواران با آنکه از نظر فکری و مذهبی کاملاْ مخالف این حاکمیتها بودند و حتی کسانی چون امام احمد بن حنبل به مدت ۱۵ سال در زندان این حاکمیت معتزلی اهل بدعت به سر برده بود و کسی چون ابن تیمیه در زندان همین حاکمیت هم وفات کرد با این وجود همگی در هنگامی که خطر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی را احساس کردند در کنار این حاکمیت و زیر پرچم این حاکمیت بر علیه این کفار مهاجم خارجی و مرتدین داخلی وارد جنگ شدند.

این منهج صحیح اهل سنت و جماعت است که هم اکنون به دلیل غربت آن در میان عوام الناس حتی بیان آن برای عده ای نیاز به ایمانی پولادین دارد چه رسد به هم جبهه ای شدن با این حاکمیتهای اسلامی در برابر جبهه ی کفار خارجی و مرتدین محلی.

به عنوان مثال تنها کسانی چون اسامه بن لادن هستند که با «عمل» و یا کسانی چون ماموستا کریکار هستند که با «فتوا و سخن» و یا کسانی چون حماس و جهاد اسلامی و شافعی های یمن و امثالهم هستند که با «سخن و عمل» در جبهه ی ایران در برابر جبهه ی آمریکا و مرتدین داخلی قرار گرفتند و هم اکنون نیاز مبرمی به کپی برداری از چنین مومنین منهجی داریم، آنهم هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها دارالاسلام ایران را مورد تهدید قرار داده اند و امکان حملات نظامی این کفار محارب و اشغالگر خارجی بر علیه دارالاسلام ایران وجود دارد و عده ای به دلیل ۱- جنگ روانی گسترده ی کفار و مرتدین و گروه منافقین  2- جهالت فراگیر مسلمین به منهج اهل سنت و جماعت در خود این قدرت ایمانی را نمی بینند جبهه ی خود را بر اساس منهج اهل سنت و جماعت مشخص کنند بخصوص هم اکنون که عده ی زیادی به دین سکولاریسم مرتد شده اند.

در اینجا باید جهت تقویت ایمان خود به این آیه ی قرآن دقت بیشتری داشته باشند که الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (مائدة /۵۴)

ای مؤمنان! هرکس از شما از آئین خود بازگردد (و از ایمان به کفر گراید ، کوچکترین زیانی به خدا نمی‌رساند و در آینده) خداوند جمعیّتی را (به جای ایشان بر روی زمین ) خواهد آورد که:

  1.  خداوند دوستشان می‌دارد و آنان هم خدا را دوست می‌دارند.
  2.  نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نیرومندند.
  3.  در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای ( در اطاعت از فرمان الله ) هراسی به خود راه نمی‌دهند .

 این هم فضل خدا است ( که کسی دارای چنین اوصافی باشد) ؛ خداوند آن را به هرکس که بخواهد (به خیر و خوبی نائل شود ) عطاء می‌کند . و خداوند دارای فضل فراوان و (انعام بیشمار است، و از مستحقّان آن ) آگاه است .‏

غیر از این دسته از مومنین اهل دعوت و جهاد، از سایر مومنین هم که از ایمان ضعیفی برخوردارند یا باز این قدرت را در خود نمی بینند که آشکارا در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی قرار بگیرند این مصاحبه ی یکی از مومنه های اسیر موجود در اردوگاه الهول از تنظیم دوله (داعش) را نقل می کنیم که مدت ۷ سال است در اسارت به سر می برد و صفحه عبری زبان ایدیت بار ویدیوی مصاحبه ی آنرا با زیرنویس عبری منتشر کرده است که در آن، مومنه ای زندانی می‌گوید:

«شوهرم اهل عراق است و من، خدا را شکر، اهل دولت اسلامی هستم و به آن افتخار می‌کنم. »

او می‌گوید برای موحدین، مرزهای جغرافیایی بی‌معنا هستند و تنها قانون اسلامی است که حکم می‌کند تاسرهای هرچه بیشتری از کفار بریده شود.

روزنامه‌نگار از او می‌پرسد: «سر چه کسانی باید بریده شود؟»

او بدون تردید پاسخ می‌دهد: «همه کفار، و مرتدین؛ یعنی همه کسانی که به دین خود خیانت کرده‌اند.»

اینجاست که رسانه‌ اسرائیل تأکید می‌کنند که آزادی هزاران عضو داعش که زندانی هستند، یک «رویداد محلی» نیست، بلکه بمبی ساعتی است که ممکن است مقابل ما منفجر شود.به گفته این رسانه‌، این افراد سال‌ها در زندان بوده‌اند، اما نه‌تنها عقایدشان تغییر نکرده، بلکه حتی  محکم تر شده است.

ما بدون شک در مسائلی با مومنین موجود در تنظیم دوله(داعش) اختلافاتی داریم اما همین واکنش محکم آنها در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی باعث شده است که ترس و هراس از خودشان را بر صهیونیستها و تمام کفار و مرتدین مسلط کنند.

هم اکنون چه دلیلی وجود دارد که مومنین موجود در دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان همچون این خواهر مومنه در برابر آمریکا و صهیونیستها و مرتدین موجود در اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی چنین واکنشی نشان دهند؟

زمانی که هرزه های سکولار ایرانی به خیابانها می ریزند و مساجد و مراکز مذهبی مسلمین را به آتش می کشند و قرآنها را می سوزانند و آنهمه به شریعت الله توهین می کنند، چه دلیلی وجود دارد مومنین نتوانند بر اساس منهج عقیدتی خود در برابر این جبهه ی کفار و مرتدین ابراز وجود کنند؟

بگذار تمام دنیای کفر و ارتداد بداند که در جنگ روانی کنونی که مدتهاست در جریان است و یا جنگ مسلحانه ای که احتمال وقوع آن می رود ما مومنین اهل دعوت و جهاد با زبان و مال و دست در کنار دارالاسلام ایران هستیم و این را عقیده و منهج صحیح اهل سنت و جماعت می دانیم. وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (صف/۸)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۳)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۳)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

هر مومن منصف و اهل عدالتی که با «فعالیتهای میدانی» دارالاسلام ایران از نزدیک آشنائی دارد می تواند گواهی دهد که حاکمیت بر ایران با آنکه با محوریت تشیع جعفری «اصولگرا» و با تمرکز بر «قرآن و عقل» شکل گرفته و اداره می شود اما در فعالیتهای جهادی داخلی و برون مرزی خود هرگز بر یک مذهب تمرکز نداشته و فرامذهبی و به صورت «جبهه» ای عمل کرده است که در این جبهه ی اسلامی هم از اهل سنت وجود دارد و هم از شیعان جعفری و زیدی.

حتی در جریان جهاد با آمریکا و شرکای اشغالگرش در عراق دیدیم که دارالاسلام ایران از انصارالاسلام سلفی مسلک و حتی خود ابومصعب زرقاوی حمایت کرد و همین ابومصعب زرقاوی مدتها در کنار سربازان سپاه بدر صدر بر علیه کفار اشغالگر آمریکائی و انگلیسی در کربلا و نجف و … جنگید تا اینکه دسته هائی از شیعیان و ابومصعب زرقاوی در دام سیاست و سناریوی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» کفار افتادند و این اتحاد و هم جبهه ای بودن مبارک را بر هم زدند.

هم جبهه ای بودن تمام اهل دعوت و جهاد با هر مذهبی که دارند بزرگترین مزیت دنیایی برای مومنین است و زمانی که رسانه های ماهواره ای و مجازی منتسب به اهل سنت یا تشیع که مورد حمایت حکومتهای دست نشانده ی منطقه یا فریب خوردگان و مریدان رسانه ها هستند و از شعار‌های ضدنظام حاکم بر دارالاسلام ایران و به نفع کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی حمایت می‌کنند، در واقع علیه منافع خود توطئه می‌کنند و از سیاست‌هایی حمایت می‌کنند که به هیچ وجه به سود مومنین اهل دعوت و جهاد و حتی مسلمین عادی نخواهد بود.

تمام رسانه های ماهوراه ای و مجازی که خود را منتسب به تسنن یا تشیع می دانند و برای بازگشت دارالاسلام ایران به دارالکفری سکولار و قبل از انقلاب ۵۷ تلاش می کنند و سعی دارند جامعه را به سمت و سوی سکولاریسم و حاکمیتی سکولار پیش ببرند نه تنها عقیده و منهج اسلامی و رشادت آنهمه مومن در جلوگیری از عقبگرد اهل دعوت و جهاد و دارالاسلام وحجم فداکاری‌ها و تلفاتی که ملت ایران برای رهایی از شاه سکولار داده است را نادیده می‌گیرند بلکه گفتمانی را در پیش گرفته‌اند که در راستای فقه هیچ یک از مذاهب اسلامی و منافع هیچ مومنی نیز نیست و سود این گفتمان تماماً به نفع کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی است.

فقط کافی است که به شعارهای سکولاریستهای مرتد داخلی ایران و یا به تهدیدات مداوم آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنها در مورد دارالاسلام ایران نگاه کنید تا بدانید حاکمیتی که به عنوان بدیل این دارالاسلام در نظر گرفته اند حاکمیتی کفری و ارتدادی است که تماماً بر علیه مومنین شریعت گرا و بخصوص مومنین اهل دعوت و جهاد است.

اینکه این مثلث شوم کفار سکولار و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و مرتدین سکولار محلی و گروه منافقین بومی بخواهند از بحران اقتصادی و معیشتی پیش آمده در ایران در راستای ایجاد آشوب طلبی و جنگ داخلی و مداخله ی خارجی استفاده کنند امری عادی است چون صفت گرگ دریدن است، اما در این میان اهل دعوت و جهاد و مومنین شریعت گرائی که قصد دارند به سمت و سوی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت حرکت کنند غیر از عقبگرد و بازگشت به خفقانی به سبک امارات متحده عربی و اردن و مصر و آل سعود و ازبکستان و تاجیکستان و سایر حاکمیتهای کفری و ارتدادی چه گیرشان می آید؟

حالا از خودمان بپرسیم:

  •  اگر همین الان صلاح الدین ایوبی زنده بود و اینهمه تهاجم کفار اشغالگر خارجی بر علیه حاکمیت بر شیعه را می دید چکار می کرد؟
  • اگر همین الان شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله زنده بود و تهاجم کفار اشغالگر و سکولار و مغولهای سکولار جدید را بر علیه حاکمیت اهل بدعت زمان خود می دید چکار می کرد؟
  • اگر همین الان امام احمد بن حنبل زنده بود و تهاجم مرتدین خردمینی سکولار و هرزه را بر علیه مومنین و بر علیه حاکمیت اهل بدعتی که او را به مدت ۱۵ سال در بدترین شرایط شکنجه بدنی و روحی زندانی کرده بود می دید چکار می کرد؟

در کنار این و هم اکنون در کنار حمایتهای علنی و تهدیدات علنی آمریکا و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام ایران و اغتشاشات هرزه های سکولار داخلی ایران، دیدیم که حساب رسمی موساد به زبان فارسی در بیانیه‌ای در تاریخ ۲۰۲۵/۱۲/۳۱ در شبکه ایکس نشر داد به طور صریح اعلام کرد که از اعتراضات ایران حمایت می‌کند و گفت که عناصر میدانی برای پشتیبانی از این اعتراضات حضور دارند. مایک پمپئو، وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز تاکید کرد که موساد اسرائیل در اعتراضات حضور دارد و برای ایجاد آشوب در داخل ایران تلاش می‌کند.

پس جبهه کاملاً مشخص است و باید قبول کنی که دفاع از ثبات و امنیت دارالاسلام ایران در برابر این کفار آشکار خراجی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی در واقع دفاع از منهج اهل سنت و جماعت و حرکت در مسیر سلف صالحی چون صلاح الدین ایوبی و ابن تیمیه و احمد بن حنبل و صدها بزرگوار در گذشته و حال چون الشیخ اسامه بن لادن و ماموستا کریکار و… است.  

ایران و جبهه ی مقاومت تحت پرچم او و شریعتگرایان و جهادی موازی و همسوی با آن از میان اهل سنت و جماعت، هم اکنون تنها مانع سلطه طلبی های بیشتر آمریکا و غرب و صهیونیستها در منطقه است و دارالاسلام ایران مهمترین پوشش راهبردی برای مومنین اهل دعوت و جهاد از میان تمام مذاهب اسلامی است اگر این مومنین اهل حکمت و فقه فهم شرعی بر اساس منهج اهل سنت و جماعت باشند؛ بخصوص مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت که حاکمیتی رسمی در تمام دنیا وجود ندارد که از جهاد آنها بر علیه آمریکا و صهیونیستها و غرب حمایت کند.

الان وقتش است که کمی بیشتر فکر کنی و بگوئی که تو کجا ایستاده ای؟ جبهه ی تو کجاست؟ تضعیف دارالاسلام ایران به نفع کیست؟

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۹)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۹)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

در مورد چچنی‌هایی که برای جهاد علیه کفار بیرون رفتند، تنها کاری که باید انجام می‌دادند این بود که به سادگی وارد شهر شوند. به سادگی با هر سلاحی که در دست داشتند وارد شهر می‌شدند… نکته اصلی ورود بود… حتی بدون سلاح.

زیرا چچنی‌ها در آن زمان قدرتمندترین سلاح جهان را داشتند – دعای کل جهان اسلام برای برادرانشان در چچن.

نیروهای روسی متحمل خسارات عظیمی شدند – خساراتی که آنها پنهان می‌کنند و تا زمان فروپاشی رژیم کرملین پنهان خواهند ماند. مواضع و استقرار واحدهای روسی به طور دوره‌ای مورد اصابت آتش سنگین برخی سلاح‌های بزرگ قرار می‌گرفت. و همه این حوادث به اشتباهات و عدم هماهنگی نیروهای روسی، به “پوشش آتش خودشان” نسبت داده شد.

چنین اتفاقاتی در جنگ رخ می‌دهد. اما موارد زیادی از این دست وجود داشت و پرسنل نظامی نمی‌توانند اینقدر اشتباه کنند، حتی اگر ژنرال‌های روسی باشند.

یکی از شرکت‌کنندگان و شاهدان آن وقایع این را روایت کرد. او در یک خانه ویران شده دستگیر شد و به محوطه بیمارستان سابق جمهوری برده شد تا به نقطه فیلتراسیون در موزدوک منتقل شود.

در حیاط بیمارستان، او را مجبور کردند که با دستانش یک تیرک را بگیرد و دستبند زده شد. حدود ۵۰ سرباز آنجا بودند و ناهار می‌خوردند. ناگهان، رگبار مداوم گلوله‌ها، شبیه آتش خمپاره، شروع به باریدن روی حیاط کرد. همه گلوله‌ها دقیقاً در داخل حیاط فرود آمدند.

بیشتر آنها کشته شدند؛ هیچ سنگر یا پوششی از آنها محافظت نمی‌کرد. کمی بیش از ده سرباز زنده ماندند. هیچ زخمی وجود نداشت. “حتی یک تکه ترکش هم به من برخورد نکرد، حتی با اینکه در فضای باز بودم.”

و نکته مهم دیگری که همه ساکنان چچن می‌دانند. از همان روز اول حمله، گروزنی با ابر آبی تیره عجیبی پوشیده شده بود که مشکلات جدی برای هواپیماهای روسی ایجاد می‌کرد. در همین حال، برف در اطراف گروزنی وجود داشت و یک ماه تمام هوا آفتابی بود.

اما وقتی وارد محدوده شهر شدیم، احساس کردیم که گرگ و میش عصرگاهی فرا رسیده است. این ابر به مدت ۵۴ روز بر فراز گروزنی باقی ماند و پس از خروج آخرین گروه از مجاهدین از شهر ناپدید شد.

جنگ در گروزنی فروکش کرد، اما جنگ تمام نشده بود….

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۲)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۲)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در کنار حمایت دارالاسلام ایران از جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین نمی توان نقش محوری آنرا در لبنان نادیده گرفت که از کانال حزب الله توانست در سال ۲۰۰۰ن جنوب لبنان را از وجود اشغالگران صهیونیست آزاد کند که می توان این پیروزی را اولین پیروزی نظامی عربی قاطع و پایدار علیه اسرائیل بدون هیچ گونه امتیازدهی و راه حل‌های سیاسی قلمداد کرد.

علاوه بر این، در عراق هم ما شاهد شکست تمام پروژه های آمریکایی – صهیونیستی هستیم که از سال ۲۰۰۳ن و همگام با اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس شروع شد عراق نه تنها پایگاهی قابل اطمینان برای اشغالگران نشد بلکه با جنگ فرسایشی که آمریکا و شرکایش در آن افتادند معادله به نفع جبهه ی مقاومت اسلامی برگشت.

ای کاش در این برهه از زمان کسانی چون ابومصعب زرقاوی جنگ مذهبی را با عبارت کتاب ابوبصیر طرطوسی لندن نشین تحت عنوان «الروافش طایفه الشرک و الرده» بر شیعه و سنی تحمیل نمی کرد تا ما شاهد قدرت گیری بیشتر نیروهای مقاومت اسلامی در عراق می بودیم.

از زمانی که قدرت گروههای مقاومت اسلامی همسو با ایران در عراق بالا گرفته است ما دیگر شاهد کشتار اهل سنت صرفا به خاطر داشتن اسم شناسنامه ای ابوبکر و عمر و عثمان و خالد و صلاح الدین و سایر توحش شیعیان انگلیسی همسو با آمریکا و انگلیس نبوده ایم و این شیعیان انگلیسی با رهبرانی چون صادق شیرازی با تمام حملاتی که به دارالاسلام ایران در عراق داشته اند اما در نهایت به حاشیه رانده شده اند همچنانکه در ایران هم به حاشیه رانده شده اند.

اولین پیامد فاجعه بار این است که مساله فلسطین به طور کامل از بین خواهد رفت؛ با تضعیف نقش ایران جنبش‌های مقاومت فلسطین با انزوای خفه کننده رو به رو خواهند شد به ویژه اینکه توافقات ابراهیم درحال گسترش بوده و حمایت‌های عمق رسمی عربی کاهش یافته است. درحال حاضر فناوری‌ها و تسلیحاتی که تهران فراهم می‌کند سوپاپ امنیت راهبردی به شمار می‌رود که از تاثیرگذاری مقاومت بر روی زمین محافظت می‌کند و مانع آن می‌شود که مساله فلسطین از یک نبرد آزادی بخش ملی به تنها یک پرونده انسانی تبدیل شود که رژیم صهیونیستی آن را مدیریت کند.

نکته ای که لازم است در اینجا به آن دقت شود این است که جنگ میان گروههای نجدی چون جریان ابومصعب زرقاوی ( توحید و جهاد- مجلس شورای مجاهدین- دولت اسلامی عراق – دولت اسلامی در عراق و شام) با گروههای شیعی ربطی به مقاومت اسلامی نداشته و ندارد بلکه جنگی انحرافی و بر اساس خواست و سناریوهای دشمنان اسلام است که کل نفع آن به کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی رفته است و کسی نباید این جنگها را به اهل سنت یا شیعه ربط بدهد بلکه این جنگ تنها بین این گروههاست و دیدیم که با تضعیف یا مدیریت این گروهها این جنگها نیز در عراق خنثی و حتی نابود شدند و مردم اهل سنت و شیعه ی عراق با حقوقی تعریف شده و مشخص در حال زندگی مسالمت آمیز با هم هستند.

در اینجا اگر ایران تضعیف شود و قدرت جبهه ی مقاومت اسلامی از عراق گرفته شود باز به یکی دیگر پیامد‌های فاجعه بار برای منطقه در سایه تضعیف نقش دارالاسلام ایران پی خواهیم برد که نه تنها شیعیان انگلیسی باز به توحش سابق خود برمی گردند بلکه به دلیل نبود قدرت بازدارندگی دارالاسلام ایران باید شاهد نفوذ مطلق آمریکا و بخصوص رژیم صهیونیستی در عراق باشیم، همان نیمچه نفوذی که در میان کوردهای بارزانی عراق دارد و نفوذ کاملی که بر حاکمیتهایی چون امارات متحده عربی پیدا کرده است و به این شکل می بینیم که اشغالگری رژیم صهیونیستی تنها محدود به فلسطین نخواهد بود بلکه طمع ورزی‌های این رژیم برای سلطه اقتصادی و امنیتی دامن پایتخت‌های عربی و حتی غیر عربی چون استان باکو آذربایجان و اربیل عراق را خواهد گرفت؛ و همه ی این مشکلات به دلیل نبود قدرت بازدارنگی در برابر این وحشی ضعیف است.

صهیونیستها در پی تشکیل «اسرائیل بزرگ» از نیل مصر تا فرات عراق هستند و می خواهند بعد از اشغال کرانه باختری و نوار غزه، سرنوشت کشور‌های همجوار را نیز با حمایت آمریکا و غرب مشخص کنند، فقط کافی است بدانید که هم اکنون نه تنها تمام آسمان سوریه جولانگاه صهیونیستهاست بلکه غیر از جولان سوریه که از سوی ترامپ به صهیونیستها بخشیده شد بخشهایی از خاک سوریه تا نزدیکی های دمشق هم به اشغال صهیونیستها در آمده است و این غیر از استان السویداء است که توسط صهیونیستهای دروزی برای رژیم صهیونیستی اداره می شود.

آیا نبود قدرت جبهه ی مقاومت اسلامی و قدرت گیری آمریکا و صهیونیستها در سوریه را احساس نمی کنید؟ آیا نمی بینید که آمریکا و صهیونیستها در تمام تصمیم گیری های حاکمیت جولانی بر سوریه دخالت دارند و منطقه به صورت تک قطبی و با تبیعت از سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اداره می شود و نه تنها ثروت‌های نفتی بلکه تصمیمات سیاسی سوریه هم همچون‌آل سعود و امارات و اردن و سایر صهیونیستهای عرب به طور کامل بر اساس منافع آمریکا و صهیونیستهاست؟

پیامد تضعیف نقش ایران را به سادگی می توان در سوریه دید، ایرانی که قبلا توانست طی چند دهه پروژه‌های بزرگ آمریکایی از «خاورمیانه جدید» گرفته تا «معامله قرن» را با شکست مواجه کند و  این دلیل اصلی حملات گسترده ی تبلیغی آمریکا و صهیونیستها و مزدوران داخلی آنها و حتی تهدیدات نظامی آنها بر علیه دارالاسلام ایران است .

بر این اساس است که آمریکا تنها قدرت هسته ای و موشکی ایران را هدف نگرفته است بلکه قدرت منطقه ای ایران را نیز هدف گرفته است تا به قول خودش کشورهایی چون آل سعود و امارات بتوانند به راحتی و بدون ترس هر تصمیمی که می خواهند بگیرند.

اینجاست که می توانید این سخن ترامپ در ۳ روز پیش در داووس در مورد قدرت منطقه ای دارالاسلام ایران را خوب متوجه شوید که گفت: در منطقه ما یک قلدر داشتیم؛ آن قلدر ایران بود، قلدر خاورمیانه. سال‌ها به آن این‌طور می‌گفتند؛ ایران قلدرِ خاورمیانه بود… دیگر قلدر خاورمیانه نیست. و کشورها از آن نمی‌ترسند.

متوجه شدید؟

هر چند این سخن ترامپ مبنی بر تضعیف منطقه ای ایران در حدی که او تصور می کند یک توهم و تاتر سیاسی و رسانه ای است با این وجود باید بدانیم که تضعیف قدرت منطقه ای دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت یعنی قدرت گیری کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و این تماما به ضرر اهل دعوت و جهاد منطقه است.

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

ابتدا باید برای عده ای از مومنینی که آشنایی کافی با منهج اهل سنت و جماعت ندارند و بیشتر تابع رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی شده اند جای تعجب باشد که چرا کسی چون ماموستا کریکار بنیانگذار انصارالاسلام و امارت اسلامی هورامی غربی فتوا می دهد و به تمام اهل سنت و جماعت بیان می کند که در صورت جنگ بین ایران با با آمریکا یا صهیونیستها یا غرب یا هر کافر دیگری باید بدون شک از ایران حمایت کرد؟

این منهج اهل سنت و جماعت است که از دارالاسلام (با هر مذهب اسلامی که اداره شود) در برابر هر دارالکفری مهاجمی حمایت کرد، همان کاری که امثال ابن تیمیه و صلاح الدین ایوبی انجام دادند.

اهل سنت و جماعت می دانند که در صورت تضعیف دارالاسلام و تقویت پایگاه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی در سرزمینهای اسلامی نه تنها حاکمیتهای اهل بدعتی چون فاطمی ها صدمه می بینند بلکه کل مسلمین، اعم از شیعه و سنی صدمه خواهند دید.

اینجاست که صلاح الدین ایوبی به یاری حکومت شیعیان مصر در برابر کفار محارب نصرانی می شتابد و ابن تیمه هم به یاری حاکمیت بر شام در برابر کفار محارب سکولار مغول می آید، حاکمیتی که ابن تیمیه آنهمه توسط آن اذیت شده بود و در نهایت در زندان همین حاکمیت هم وفات کرد.

پس تنها مومنین آگاه به منهج اهل سنت و جماعتی که دارای انصاف و عدالت هستند می توانند در برابر چنین حاکمیتهایی بر اساس این حکم الله عمل کنند که می فرماید: ‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائدة /۸)

‏ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری و عدالت گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری و عدالت نکنید . دادگری و عدالت کنید که عدالت ( به ویژه با دشمنان ) به پرهیزگاری و تقوا نزدیکتر ( و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا ) است . (با اطاعت از دستورات الله از خشم) خدا پرهیز کنید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

با این مقدمه به چند پیامد‌های فاجعه بار برای منطقه در سایه تضعیف نقش دارالاسلام ایران می پردازیم.

ایران در زمان حاکمیت سکولاریستی پهلوی ها یکی از متحدین اصلی صهیونیستها و مهره ی دست نشانده ی آمریکا بود. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران دیدیم که نه تنها نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل در تهران بسته شد وهیات اسرائیلی بیرون رانده شد بلکه گامی اتخاذ کرد که هیچ کشوری در آن زمان جرات انجام آن را نداشت؛ ایران مقر نمایندگی دیپلماتیک رژیم صهیونیستی را به سازمان آزادی بخش فلسطین داد تا به عنوان اولین سفارت فلسطین در جهان شناخته شود و پرچم فلسطین در این سفارت برافراشته شد و در آن لحظه مقاومت فلسطین از انزوا و عزلت خارج شد.

ایران علاوه بر آن سفارت آمریکا و لانه ی جاسوسی آن در ایران را تسخیر کرد و گروگانهایی گرفت و نشان داد آن زمان که ایران حامی منافع غربی‌ها بود به پایان رسیده است و هم اکنون ایران بازوی اصلی مقاومت اسلامی در منطقه است.

این اقدام برای فلسطینی انجام شد که در آن هیچ شیعه ای وجود نداشت و همه ی مسلمین آن اهل سنت هستند، به دنبال آن بود که کمکهایی به نفع شیعیان عراق و لبنان و… صورت گرفت.

پس جبهه ی مقاومت اسلامی با بازوی قدرتمند ایران ابتدا به حمایت از اهل سنت فلسطین فرا منطقه ای شد و تاکنون و بعد از ۴۷ سال هنوز و تا همین لحظه (۴بهمن ۱۴۰۴ش) در حال تهدید شدن و پرداخت هزینه و تحمل فشار و جنگهای تحمیلی آمریکا و صهیونیستها به این منظور است.

 زمانی که جنبشهای سکولاریستی چپ و لیبرال ملی گرای عرب به صورت نوبتی خود را به آمریکا و غرب واگذار کردند، دارالاسلام ایران به تنها ریه و راه تنفسی جنبش‌مقاومت فلسطین تبدیل شد.

از مردم مومن و اهل دعوت و جهاد فلسطین بپرسید بزرگترین حامی شما در این سالها چه کسی بوده است؟ قطعا خواهند گفت دارالاسلام ایران.

دارالاسلام ایران بود که تنها در جنگ ۱۲ روزه ی با آمریکا و صهیونیستها نزدیک به یکهزار ایرانی قربانی داد و بزرگترین فرماندهان نظامی خود تا بالاترین سطوح را فدای صداقت خود در این جبهه ی مقاومت اسلامی کرد.

به نظر شما تضعیف نقش ایران در منطقه به نفع مومنین جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین است یا صهیونیستها و آمریکا و صهیونیستهای عربی چون حکام دست نشانده ی بر اردن و مصر و سوریه و امارات متحده عربی و آل سعود و…؟

اینجاست که متوجه می شویم اولین جماعتی که از تضعیف نقش ایران در منطقه ضررمند می شود مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت هستند. بخصوص اهل سنت فلسطین.

ادامه دارد … ان شاء الله

رزمایش‌های هسته‌ای ناتو. لهستان اعلام کرد که در وضعیت جنگی با روسیه است

رزمایش‌های هسته‌ای ناتو. لهستان اعلام کرد که در وضعیت جنگی با روسیه است

به قلم: کارزان شکاک

رئیس دفتر امنیت ملی لهستان، اسلاومیر چکیویچ، اعلام کرد که لهستان در وضعیت درگیری نظامی با روسیه قرار دارد.

این اظهارات در بحبوحه اتهامات علیه مسکو مبنی بر خرابکاری، حوادث پهپادی و حملات سایبری در اروپا مطرح شد.

چکیویچ در مصاحبه‌ای با فایننشال تایمز گفت: “اگر به فضای مجازی نگاه کنید، لهستان اکنون در وضعیت جنگی با روسیه است. دیگر تهدیدی نیست.”

به گفته وی، حملات ترکیبی در کشورهای اتحادیه اروپا – از نفوذ پهپادها به حریم هوایی آنها گرفته تا تلاش برای هک سیستم‌های آب و سایر زیرساخت‌های حیاتی – توسط خرابکارانی انجام شده است که با ارز دیجیتال پرداخت شده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: “این روش پرداخت اجازه می‌دهد جریان‌های مالی از سازمان‌های اطلاعاتی پنهان شوند.”

به عنوان مثال، او به یک شبکه مأمور GRU که در سال ۲۰۲۳ کشف شد، اشاره کرد. در آن زمان، بیش از ۱۰ شهروند اوکراینی و بلاروسی در لهستان به اتهام جاسوسی برای روسیه دستگیر شدند.

طبق اعلام آژانس امنیت داخلی این کشور، آنها محموله‌های سلاح به اوکراین را رصد می‌کردند و قصد داشتند تبلیغاتی با هدف بی‌ثبات کردن روابط لهستان و اوکراین انجام دهند.

پس از اعلام لهستان، کشورهای ناتو رزمایش‌های هسته‌ای گسترده‌ای را آغاز کردند.

آخرین دور تنش‌های ژئوپلیتیکی در اروپا و جهان، موضوع پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک (START) را به خط مقدم کشانده است.

کارشناسان ارتباط روشنی بین رزمایش‌های بازدارندگی هسته‌ای گسترده ناتو و مواضع مسکو و واشنگتن در مورد تمدید این پیمان می‌بینند.

رزمایش‌های ناتو: نمایش قدرت

مانورهای سالانه NN که از ۱۳ اکتبر در هلند آغاز شد، برای تمرین سناریوهای بازدارندگی هسته‌ای طراحی شده‌اند. این رزمایش‌ها شامل ۷۱ هواپیما از ۱۴ کشور عضو این ائتلاف، از جمله جنگنده‌های پیشرفته F-۳۵، تورنادو و یوروفایتر است.

مارک روته، دبیرکل ناتو، تأکید کرد که هدف از این رزمایش‌ها، تأیید قابلیت اطمینان و اثربخشی قابلیت‌های هسته‌ای این اتحاد است. رسماً، این رزمایش علیه کشور خاصی نیست. با این حال، جامعه کارشناسان مطمئن است که سیگنال خطاب به مسکو واضح است.

پوتین در واکنش به رزمایش‌های ناتو اظهار داشت که مسکو آماده مذاکره در مورد تمدید پیمان استارت جدید است، اما امتناع ایالات متحده برای روسیه حیاتی نخواهد بود. او تأکید کرد که توسعه و نوسازی جدیدترین سیستم‌های هسته‌ای روسیه طبق برنامه پیش می‌رود و آزمایش‌ها با موفقیت در حال انجام است.

برخی از مفسران معتقدند که پوتین به موشک کروز هسته‌ای بوروستنیک اشاره می‌کند که مسکو ادعا می‌کند می‌تواند به هدفی در برد ۲۰۰۰۰ کیلومتر حمله کند. همچنین ادعا می‌شود که این موشک می‌تواند مانور دهد و مسیر پرواز خود را تغییر دهد و سرنگونی آن را “عملاً غیرممکن” می‌کند.

تحلیل تطبیقی مزایای تمدید پیمان

تحلیل تطبیقی مزایای تمدید پیمان نشان می‌دهد که تمدید برای واشنگتن حیاتی‌تر از مسکو است.

ناتو و ایالات متحده به طور فعال در حال انجام رزمایش‌هایی برای نشان دادن آمادگی هسته‌ای هستند که نشان‌دهنده نگرانی در مورد وضعیت بازدارندگی و لزوم حفظ آن در سطح بالا است.

این امر به ویژه در زمینه افزایش امنیت اروپا، از جمله به دلیل نقض حریم هوایی و استفاده فعال روسیه از موشک‌های دو منظوره در جنگ اوکراین، اهمیت دارد.

با توجه به اظهارات پوتین، روسیه از قبل با سناریوی احتمالی کنار گذاشتن پیمان استارت جدید سازگار شده است. مسکو در حال سرمایه‌گذاری در انواع جدید سلاح‌های هسته‌ای است و صرفاً به چارچوب پیمان موجود متکی نیست. کارشناسان معتقدند که این امر به کرملین آزادی بیشتری در برنامه‌ریزی استراتژیک می‌دهد و وابستگی آن به توافق‌های بین‌المللی را کاهش می‌دهد.

وضعیت رزمایش Steadfast Noon (که از هواپیماهای مدرن قادر به حمل سلاح‌های هسته‌ای استفاده می‌کند) بر تعهد ناتو به حفظ بازدارندگی هسته‌ای تأکید می‌کند.

شکاف در رویکردها: غرب در مقابل روسیه

وضعیت فعلی شکاف در رویکردها را برجسته می‌کند: غرب در تلاش است تا وضع موجود را از طریق سیگنال‌های دیپلماتیک و نظامی حفظ کند.

روسیه نوسازی و استقلال استراتژیک را در اولویت قرار می‌دهد.

بنابراین، تمدید پیمان استارت جدید در درجه اول به نفع غرب است که به یک مکانیسم رسمی برای کنترل و پیش‌بینی‌پذیری در حوزه سلاح‌های استراتژیک نیاز دارد.

برای روسیه، فقدان این پیمان به معنای فروپاشی نیست، بلکه فرصتی برای توسعه سریع‌تر سیستم‌های جدید و افزایش پتانسیل نظامی تهاجمی است.

این تفاوت در رویکردها، عامل تنش دیگری را در روابط با غرب ایجاد می‌کند که به نوبه خود به یک آزمون کلیدی برای امنیت جهانی تبدیل می‌شود.

گاردین: عقب‌نشینی ترامپ از تهدید نظامی علیه گرینلند نشان می‌دهد او فقط زبان زور را می‌فهمد

گاردین: عقب‌نشینی ترامپ از تهدید نظامی علیه گرینلند نشان می‌دهد او فقط زبان زور را می‌فهمد

روزنامه انگلیسی گاردین نوشته است:
پس از آنکه تعدادی از دولت‌های اروپایی اعلام کردند که می‌خواهند در واکنش به تهدیدهای ترامپ در گرینلند مانور نظامی برگزار کنند، او در سخنرانی‌اش در داووس اعلام کرد که دیگر به دنبال تصاحب این جزیره با زور نخواهد بود.

درس این ماجرا برای اروپا واضح است، رهبران اروپا باید بفهمند که حتی قاطعیت آزمایشی آنها بسیار بهتر از چاپلوسی‌ها، عقب‌نشینی‌ها و تسلیمی است که در گذشته برابر ترامپ داشتند. او فقط زبان قدرت و زور را درک می‌کند.