آب، امنیت و فتنه‌افکنی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

آب، امنیت و فتنه‌افکنی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

مسئلهٔ آب میان افغانستان و ایران، نه یک منازعهٔ اعتقادی است و نه موضوعی برای التهاب‌آفرینی سیاسی. در منطق اسلام، آب نعمتی عمومی در سرزمین اسلامی است و اصل بر انتفاع متقابل و عدم اضرار است.

هرگاه آب در این‌سوی  جریان داشته باشد، به آن‌سوی نیز خواهد رسید؛ و این امری طبیعی، فنی و وابسته به شرایط اقلیمی است، نه ابزاری برای فشار یا امتیازگیری.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان هیچ‌گاه قصد محروم‌سازی برادران مسلمان خود را نداشته و تقسیم آب را نه از سر منت، بلکه از باب اخوت اسلامی می‌داند.

کشاندن این موضوع به سطح تهدید و «استفاده از همه ظرفیت‌ها»، تنها به نفع جریان‌های ثالثی است که از اختلاف میان دو دارالاسلام کشور اسلامی سود می‌برند.

اصل اسلامی روشن است: پناه دادن به مظلوم و مصتضعف، واجب است؛ اما اعتماد  به خائنان اسلام ومسلمین مرتدین  امنیتی،  است.

در دو دههٔ گذشته، تجربهٔ تلخی به‌جا مانده است: افرادی که در ساختارهای اشغال، نهادهای وابسته به آمریکا و ناتو، یا شبکه‌های اطلاعاتی غربی پرورش یافته‌اند، قابل اعتماد امنیتی نیستند؛ نه برای دارالاسلام فغانستان و نه برای دارالاسلام ایران.

پس،مسئله این است که نفوذی‌ها، جاسوسان و عناصر آموزش‌دیدهٔ دشمن نباید در هیچ دارالاسلامی، حاشیهٔ امن پیدا کنند.

هرگونه قتل، ناامنی یا حادثهٔ مشکوک در خاک کشورهای اسلامی، پیش از هر چیز باید با نگاه امنیتیِ هوشیارانه بررسی شود؛ زیرا تجربه نشان داده است که سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و صهیونیسم بارها از چنین حوادثی برای ایجاد تنش دیپلماتیک و تخریب اعتماد متقابل و تحریک افکار عمومی استفاده کرده‌اند.

تبدیل این حوادث به ابزار فشار سیاسی یا رسانه‌ای، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان امت به دنبال آن‌اند.

امروز بیش از هر زمان دیگر،

دو دارالاسلام — افغانستان و ایران — نیازمند پالایش جدی ساختارهای امنیتی و شناسایی عناصر نفوذی و همکاری اطلاعاتی برای خنثی‌سازی فتنه‌ها هستند.

اختلاف‌افکنی میان مسلمانان، پروژهٔ آمریکا است و امنیت دارالاسلام، با هوشیاری، نه هیجان حفظ می‌شود.

تسلیت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به مناسبت شهادت سخنگوی کتائب قسام و رهبران مقاومت فلسطین

تسلیت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به مناسبت شهادت سخنگوی کتائب قسام و رهبران مقاومت فلسطین

مولوی ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با نشر پیامی، شهادت حذیفه الکحلوت (ابوعبیده) سخنگوی کتائب شهید عزالدین قسام ـ شاخهٔ نظامی جنبش اسلامی حماس ـ و شماری دیگر از رهبران این جنبش را تسلیت گفت.

در این پیام، شهادت این رهبران فلسطینی «افتخار بزرگ برای مسلمانان» توصیف شده و تأکید گردیده است که آنان با نثار جان خویش، به هدف والای خود دست یافته‌اند.

دارالاسلام افغانستان ضمن ابراز همدردی و تسلیت به جنبش اسلامی حماس، خانواده‌های شهداء و تمامی نزدیکان آنان، از درگاه الله متعال صبر جمیل و اجر عظیم مسئلت کرده است.

همچنان در پایان این پیام دعا شده است که الله متعال به برکت خون پاک شهداء، سرزمین فلسطین را از اشغال رهایی بخشیده و عزت، پیروزی و آزادی را نصیب مردم مظلوم آن دیار گرداند.

به مناسبت سالگرد شهادت ابوعبیده؛ صدای امت، نماد صدق و جهاد و استقامت

به مناسبت سالگرد شهادت ابوعبیده؛ صدای امت، نماد صدق و جهاد و استقامت

به قلم: صلاح الدین مجاهد

[وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ] (سورة آل عمران ــ ۱۶۹)

و کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده نپندارید، بلکه آنان زنده‌اند (و) پیش پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

تقبّله الله في الشهداء ورفع درجته، وجعل له بين الشهداء مقامًا محمودًا.

ابوعبیده تنها یک سخنگو نبود؛

او صدای یک امت بیدار، فریاد مظلومیت فلسطین، و زبان گویای شرافت و ایستادگی در برابر اشغال و جنایت بود. واژه‌هایش از خاک زخمی غزه برمی‌خاست، اما پژواک آن در قلب همهٔ آزادگان جهان طنین می‌انداخت. او با کلامی استوار، معادلات دشمن را به چالش کشید و حقیقت مقاومت را بی‌پرده به جهانیان نشان داد.

شهادت او ـ که از سوی مقاومت تأیید شد ـ پایان راه نیست؛

بلکه آغاز فصلی تازه از مقاومت آگاهانه و ریشه‌دار است. خون او نه خاموشی، که روشنی آفرید؛ نه پایان، که تداوم مسیر. خونش چون جوهر سرخ در تاریخ مبارزه نقش بست و پرچم ایستادگی را برافراشته‌تر از همیشه به دست نسل‌های پس از خود سپرد.

ابوعبیده از آنان بود که پیمان‌شان را با خدا صادقانه ادا کردند؛ همان‌گونه که قرآن کریم فرمود:مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (احزاب/ ۲۳)از مؤمنان مردانی‌اند که به آنچه با خدا پیمان بستند صادقانه وفا کردند؛ برخی به شهادت رسیدند و برخی در انتظارند، و هرگز پیمان خود را دگرگون نکردند.

او از همان مردان صادق بود؛ نه در گفتار که در میدان، نه در شعار که در هزینه‌دادن. زندگی‌اش گواه صدق بود و شهادتش مُهر تأیید آن. نحسبه کذالک و الله حسیبه

امروز امت اسلامی نه یک سخنگو، که یک قهرمان راستین را بدرقه می‌کند؛ قهرمانی که با صداقت، شجاعت و وفاداری به عهد الهی زیست و با عزت به دیدار معبود شتافت.

راه او باقی است، صدايش خاموش نمی‌شود، و پرچمی که برافراشت تا آزادی فلسطین و کرامت امت، بر زمین نخواهد ماند.

رحم‌الله شهیدنا…

و سلامٌ على الصادقين.

آل‌سعود و امارات متحده صهیونیستی، ابزار آمریکا در ویرانی یمن

آل‌سعود و امارات متحده صهیونیستی؛ ابزار آمریکا در ویرانی یمن

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

آنچه امروز در یمن جریان دارد، یک جنگ واقعی و مستقل نیست؛ بلکه پروژه‌ای حساب‌شده در خدمت آمریکا، غرب و صهیونیسم جهانی است. آل‌سعود و امارات متحده صهیونیستی در کنار مزدوران محلی، نقش بازوی اجرایی این پروژه را بر عهده دارند و آگاهانه در مسیر نابودی یمن حرکت می‌کنند.

در سال‌های گذشته، ملت یمن به‌سبب همین خیانت سازمان‌یافته با شدیدترین فشارها روبه‌رو شده است؛ از تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده و محاصره همه‌جانبه گرفته تا بمباران مستقیم مردم بی‌گناه، تخریب زیرساخت‌ها و گسترش فاجعه انسانی. این جنایت‌ها بدون همکاری آل‌سعود، امارات و شبکه مزدوران محلی هرگز ممکن نبود.

آل‌سعود و امارات نه به‌دنبال امنیت منطقه‌اند و نه دلسوز ملت‌های مسلمان؛ آنان مجریان بی‌اراده سیاست‌های واشنگتن و نگهبان منافع رژیم صهیونیستی هستند. درگیری‌هایی که به راه انداخته‌اند، چیزی جز جنگ‌های زرگری و نمایشی نیست؛ جنگ‌هایی که خون مسلمانان را می‌ریزد تا منافع آمریکا و صهیونیسم تأمین شود.

با این همه، ملت مقاوم یمن که از اتحاد شافعی مذهبها و زیدی مذهبها تشکیل شده است نشان داده است که نه با تحریم، نه با بمباران و نه با خیانت مزدوران، تسلیم نخواهد شد.

نقشه ی آشوب‌سازی آمریکا و صهیونیستها علیه همگرایی و مقاومت اسلامی مردم ایران، اینبار با پرچم «ارز»

نقشه ی آشوب‌سازی آمریکا و صهیونیستها علیه همگرایی و مقاومت اسلامی مردم ایران

به قلم:  مسعود سنه ای

آنچه امروز عده ای به بهانه ی «بالارفتن قیمت دلار» و «مشکلات اقتصادی» قصد تولید اغتشاش و فتنه ای دیگر در ایران دارند، مسئله ی طبیعی یا تصادفی نیست؛ این پروژه ی مهندسی‌شده ی فتنه است که پس از شکست فاحش آمریکا و صهیونیستها در جنگ ۱۲ روزه فعال شده است.

از این سو وجود مشکلات اقتصادی و نگرانی از تورم و بالار رفتن قیمت ارزش هم چیزی نیست که مسئولین حکومتی ایران در مورد آن سکوت کرده باشند بلکه مدتهاست که در سایه ی دشمنی ها و محدودیت سازی های آشکار آمریکا و غرب، در پی حل این بحران هستند و تقریبا به صورت روزمره در این زمینه به صورت واضح و شفاف صحبت می شود.

پس راهکار حل مشکلات اقتصادی در یک کشور مستقل تولید هرج و مرج و اغتشاش نیست بلکه همسوئی با مسئولینی است که از کانال صحیح حکومتی در پی رفع این مشکل هستند.

دقیقا زمانی که حملات مرگبار و سیل آسای موشکی و کاملا بی سابقه ی ایران بر سر صهیونیستها باریدن گرفت و به ناچار صهیونیستها طرح آتش بس را ذلیلانه مطرح کردند و بار دیگر وحدت ملی تمام اقشار و افکار ایرانی جانی تازه گرفت، اتاق‌های عملیات آمریکا و شرکایش دکمه ی بحران‌سازی توسط خائنین داخلی را فشردند.

و در دو سه روز گذشته بالا رفتن قیمت ارز بهانه‌ای شده است برای آتش‌افروزی، در حالی که این مشکل از کانال صحیح حکومتی مدیریت می‌شود، نه با جنگ روانی و تولید اغشاش.

هرکس امروز نوسانات قیمت ارز را به ابزار فتنه تبدیل می‌کند، یا نادان است یا مامور. این خط، خطِ وحدت و هموگرائی جهت حفظ استقلال داخلی و امنیت و قدرت گیری تدریجی نیست؛ خط نفوذ است.

از بعد از جنگ ۱۲ روزه و اعلام پیروزی ایران، پرونده‌سازی‌های مشکوک امنیتی و روایت‌های جهت‌دار رسانه‌ای علیه ایران به‌راه افتاده است تا بی‌اعتمادی به مردم تزریق شود و افکار عمومی تحریک گردد و مردم درگیر حاشیه شوند.

این همان سناریوی تکراری آمریکا است، یعنی اغتشاش و فتنه داخلی درست کن، اختلاف بساز، بحران داغ کن، بعد که فریب خورده ها را قربانی کرد و به نتیجه ی مورد دلخواهش نرسید از دور دستی تکان بده.

امروز به صراحت باید گفت که بعد از چند تجربه ی گذشته ی فتنه گران در ایران، زمان تعارف نیست. دارالاسلام ایران باید بدون ملاحظه، دستهای مخرب را شناسائی و مهار کند و نباید اجازه دهد بار دیگرعناصر وابسته به آمریکا و صهیونیستها و اتاق‌های فکر آمریکا به امنیت و مردم صدمه بزنند.

علمای آگاه اهل سنت و جماعت هم نباید به خاطر عوام زدگی دچار سهل انگاری شوند؛ هر کوتاهی در این مرحله، خدمت مستقیم به همان پروژه‌ای است که برای مدتی محلات و مراکز و حتی مساجدی را سوزانده است.

مردم ایران به صوت عام و بخصوص اهل سنت و جماعت به صورت خاص بدانند که این تنش‌ها ساختگی است و طراحانش آمریکا و صهیونیستها هستند و مجریانش نفوذی‌ها و بلندگوهای وابسته و مثل همیشه هدفشان شکستن اتحاد بین مردم است .

اما این بار، بازی لو رفته است، مردم از کانال صحیح آن مطالبات خود را بیان می کنند و صف خود را از اغشاشگران جدا می کنند و اجازه نمی دهند این همبستگی سراسری با عملیات روانی دشمنان و چند فتنه گر داخلی بشکند و همگرایی واقعی با فتنه‌های اجاره‌ای فرو نمی‌ریزد.

بدون شک این پروژه جدید با نام «ارز»هم مثل ده‌ها توطئه ی دیگر با هوشیاری مردم ایران به زباله‌دان تاریخ می‌رود.

پروژه ی تنش‌سازی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان؛ از پاکستان تا نفوذی‌های امنیتی

پروژه ی تنش‌سازی میان دو دارالاسلام ایران و افغانستان؛ از پاکستان تا نفوذی‌های امنیتی

به قلم: فضل احمد هراتی

در یکی‌دو ماه اخیر، هم‌زمان با قطع روابط دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با دارالکفر طاری پاکستان و در مقابل، گسترش تبادلات تجاری و ترانزیتی میان دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران، تحرکات مشکوکی در عرصه ی رسانه‌ای و امنیتی پدیدار شده است که نمی‌توان آن را تصادفی دانست.

این تحرکات، بیش از هر چیز، نشانه ی فعال‌شدن شبکه‌های نفوذی شناخته‌شده همسو با سیاتهای غربی در داخل دارالاسلام ایران است؛ عناصری که مأموریت اصلی‌شان ایجاد تنش مصنوعی، بزرگ‌نمایی اختلافات، و انتقال بحران‌های ساختگی به حوزه ی آب و امنیت می‌باشد.

چرا اکنون؟ زمان‌بندی این تنش‌ها معنادار است چون پاکستان، پس از ناکامی در فشار مستقیم بر امارت اسلامی، عملاً از معادله کنار زده شده و مسیرهای اقتصادی و ترانزیتی افغانستان به سوی ایران فعال‌تر شده و همین مسئله، منافع آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش را به‌طور جدی تهدید کرده است.

در چنین شرایطی، تنش‌سازی میان دو دارالاسلام بهترین ابزار برای برهم‌زدن این همگرایی است.

تنش سازی با ابزارهای مختلفی و اینبار ابزار فتنه سوءاستفاده از موضوع آب و تبدیل یک مسئله ی طبیعی و فنی به بحران سیاسی، یا پرونده‌سازی‌های امنیتی مشکوک برای القای بی‌اعتمادی، یا تحریک افکار عمومی از طریق رسانه‌ها و عناصر نفوذی و القای این تصور که گویا میان دو دارالاسلام تضاد منافع بنیادین وجود دارد.

این دقیقاً همان الگوی کلاسیک آمریکا و پاکستان در منطقه است جهت ایجاد اختلاف، سپس مدیریت بحران، و در نهایت بازگشت به صحنه به‌عنوان «میانجی».

در این مقطع حساس، مسئولیت دارالاسلام ایران سنگین و روشن است، مثل شناسایی و مهار عناصر نفوذی شناخته‌شده و جلوگیری از تبدیل مسائل فنی به بحران سیاسی و بستن راه فتنه‌گرانی که مأموریت‌شان اختلاف‌افکنی میان دو دارالاسلام است.

نباید اجازه داده شود دست‌های آلوده ی دارالکفر طاری پاکستان و دارالکفر محارب و اصلی آمریکا، از درون ساختارها یا رسانه‌ها، پیوندهای اسلامی و منافع مشترک دو ملت مسلمان را هدف قرار دهند.

پس باید هوشیار باشیم و فریب نخوریم و بدانیم که تنش‌های اخیر تصادفی نیست و پشت این تحرکات، نقشه ی مشترک آمریکا و پاکستان دیده می‌شود که هدف، برهم‌زدن همگرایی اقتصادی و سیاسی میان افغانستان و ایران است، و ابزار آن، نفوذی‌ها و فعلا بحران‌سازی مصنوعی در حوزه ی آب و امنیت است.

هوشیاری، پالایش امنیتی و تکیه بر منطق اخوت اسلامی، تنها راه خنثی‌سازی این توطئه است.

هشدار قاطع حکومت یمن به رژیم صهیونیستی درباره حضور در سومالی

هشدار قاطع حکومت یمن به رژیم صهیونیستی درباره حضور در سومالی

حکومت باعزت یمن به رهبری اتحادیه زیدی–شافعی، با صدور موضعی صریح، به رژیم صهیونیستی اسرائیل هشدار داد که حضور و نفوذ این رژیم در سرزمین‌های سومالی، که با هدف اشغال و گسترش نفوذ انجام می‌شود، به‌هیچ‌وجه قابل قبول نیست.

مقامات یمنی تأکید کردند که هرگونه تلاش رژیم صهیونیستی برای استفاده از خاک سومالی و سومالی‌لند در راستای اهداف امنیتی و نظامی، تهدیدی آشکار علیه امت اسلامی و امنیت منطقه به‌شمار می‌رود و با واکنش مواجه خواهد شد.

حکومت یمن بار دیگر بر موضع اصولی و ثابت خود در حمایت از ملت فلسطین، به‌ویژه مردم مظلوم غزه، تأکید کرد و اعلام داشت که سیاست رسمی یمن، مقابله با اشغالگری، دفاع از مقدسات اسلامی و ایستادن در کنار ملت‌های مظلوم است.

یمن با وجود سال‌ها محاصره، جنگ و فشار، نشان داده است که در برابر رژیم صهیونیستی و حامیان آن عقب‌نشینی نمی‌کند و مقاومت در برابر اشغال، بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست دینی، اخلاقی و انسانی این کشور است.

مقامات یمنی تصریح کردند که همان‌گونه که در حمایت عملی از غزه و فلسطین ایستاده‌اند، اجازه نخواهند داد رژیم صهیونیستی از خاک کشورهای اسلامی دیگر برای تهدید امت اسلامی استفاده کند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ حاکمیت شرعی، نه مشروعیت بشری

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان؛ حاکمیت شرعی، نه مشروعیت بشری

به قلم: محمد اسامه

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان یک نظام اسلامی و شرعی است؛ زیرا در این حاکمیت، سرچشمهٔ قانون‌گذاری الله متعال است، نه انسان‌ها.

هرگاه کتاب الله و سنت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم معیار حکم و اجرا باشد، دیگر نیازی به هیچ‌گونه مشروعیتی که بشر یا نظام‌های سکولار تعریف می‌کنند، باقی نمی‌ماند.إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/۴۰)حکم جز از آنِ الله نیست.

و نیز می‌فرماید: وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ (احزاب/۳۶) هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون الله و رسولش به کاری حکم کردند، برای خود اختیاری قائل شود.

آنچه امروز جهان سکولار با عنوان «حکومت همه‌شمول» مطرح می‌کند، یک مفهوم سیاسی و بشری است، نه یک معیار شرعی.

اسلام، اساس حاکمیت را بر: قومیت، زبان، نژاد یا جغرافیا قرار نمی‌دهد.

اسلام همهٔ مسلمانان را بر محور ایمان و تقوا در یک صف قرار می‌دهد.

الله جل جلاله می‌فرماید: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  (حجرات/ ۱۳) گرامی‌ترین شما نزد الله، پرهیزکارترین شماست.

پس نظامی که شریعت را تطبیق می‌کند، حکم الله را حاکم می‌سازد و سنت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم را زنده نگه می‌دارد؛ در حقیقت عادلانه‌ترین و واقعی‌ترین شکل شمولیت را محقق کرده است، هرچند جهان سکولار آن را نپذیرد.

مردم افغانستان مسلمان‌اند و به حکم الله و شریعت اسلامی رضایت دارند. آنان تجربهٔ تلخ نظام‌هایی را پشت سر گذاشته‌اند که از غرب نسخه‌برداری شده بود و نام «دموکراسی» داشت اما نتیجه‌اش اشغال، فساد، ناامنی و ذلت بود.

از همین رو، رضایت ملت مسلمان افغانستان در اجرای شریعت است، نه در اسناد نهادهای سکولار جهانی.

الله جل جلاله می‌فرماید: أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/ ۵۰)  آیا حکم جاهلیت را می‌طلبند؟ و برای اهل یقین، چه کسی بهتر از الله حکم می‌کند؟

در این صورت همه بدانند که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان مشروعیت خود را از قرآن و سنت می‌گیرد و به معیارهای ساختگی و سکولار بشری نیازمند نیست و اسلام هم دین قوم، زبان و رنگ نیست، بلکه دین ایمان و تقواست و هر نظامی که حکم الله را نافذ سازد، بر حق است اگر تمام دنیا آن را رد کند.

الله جل جلاله می فرماید: فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ (مائده/ ۴۴) از مردم نترسید، از من بترسید.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به‌شدت اقدام رژیم اسرائیل در به‌رسمیت‌شناختن سومالی‌لند را محکوم کرد

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به‌شدت اقدام رژیم اسرائیل در به‌رسمیت‌شناختن سومالی‌لند را محکوم کرد

حکومت سومالی لند چیزی است در مایه های جولانی در سوریه که در مسیر اهداف و منافع آمریکا و صهیونیستها و طاغوتهای مزدور است اما با شعارهای دیگری.  صهیونیستها این حاکمیت را به رسمیت شناختند.

وزارت امور خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در اعلامیه‌ای، اقدام رژیم صهیونیستی اسرائیل در به‌رسمیت‌شناختن منطقه موسوم به «سومالی‌لند» را به‌عنوان یک دولت مستقل  به‌شدت محکوم نمود.

در این اعلامیه تأکید شده است که این اقدام، تلاشی آشکار برای تجزیه یک سرزمین اسلامی و نقض صریح اصول حقوق بین‌الملل، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی جمهوری فدرال سومالیا است و از هیچ‌گونه رسمیت، مشروعیت یا اعتبار قانونی برخوردار نمی‌باشد.

وزارت امور خارجه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان افزوده است که چنین اقدامات مداخله‌جویانه، پیامدهای منفی جدی برای صلح، امنیت و ثبات منطقه به همراه داشته و هیچ ارزشی در عرصه حقوق بین‌الملل ندارد.

اعلامیه تصریح کرده است که منطقه سومالی‌لند در سال ۱۹۹۱ به‌طور یک‌جانبه اعلام جدایی کرده، اما تاکنون هیچ کشور و جامعه بین‌المللی آن را به‌رسمیت نشناخته است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان ضمن حمایت قاطع از وحدت، حاکمیت و تمامیت ارضی  سرزمین‌های  اسلامی، این اقدام رژیم اسرائیل را غیرقانونی و بی‌اعتبار می‌داند.

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان؛ شرعي حاکمیت، نه بشري مشروعیت

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان؛ شرعي حاکمیت، نه بشري مشروعیت

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان یو شرعي او اسلامي نظام دی، ځکه چې په دې حاکمیت کې د قانون جوړونې سرچینه الله جل جلاله دی، نه انسانان.

کله چې د الله کتاب او د رسول الله ﷺ سنت نافذ وي، نو د نړۍ له هېڅ سکولر، بشري یا سیاسي مشروعیت ته اړتیا نه پاتې کېږي.

الله تعالی فرمایي:

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ»

(یوسف: ۴۰)

حکم یوازې د الله دی.

او همدارنګه فرمایي:

«وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ»

(احزاب: ۳۶)

مؤمن نارینه او ښځه دا حق نه لري چې د الله او د هغه د رسول ﷺ له پرېکړې وروسته بل انتخاب ولري.

  •  اسلامي حاکمیت او «همه‌شمول» اصطلاح

سکولر نړۍ هره ورځ د «همه‌شمول حکومت» شعار ورکوي، خو دا اصطلاح سیاسي ده، نه شرعي.

اسلام د واک بنسټ پر:

• قوم

• ژبه

• نژاد

• یا جغرافیه

نه ږدي.

اسلام ټول مسلمانان د ایمان او تقوا پر بنسټ په یوه صف کې دروي.

الله جل جلاله فرمایي:

«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»

(حجرات: ۱۳)

د الله په نزد تر ټولو عزتمند هغه دی چې ډېر متقي وي.

نو هغه نظام چې:

• شریعت نافذوي،

• د الله حکم حاکموي،

• او د رسول الله ﷺ سنت ژوندی کوي؛

هماغه په اصل کې تر ټولو عادل او رښتینی «همه‌شمول» نظام دی، که څه هم سکولر نړۍ یې ونه مني.

  •  د افغانستان خلک او شریعت

د افغانستان خلک مسلمانان دي،

او د الله د شریعت او حکم پر تطبیق راضي دي.

دوی د هغو قوانینو تجربه کړې چې:

• له غربه راغلي وو،

• دیموکراسي یې نوم و،

• خو پایله یې اشغال، فساد او ذلت و.

نو ځکه: د مسلمان ولس رضایت د الله د حکم په تطبیق کې دی،

نه د ملګرو ملتونو په سندونو کې.

  •  الله تعالی فرمایي:

«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده: ۵۰)

ایا د جاهلیت حکم غواړي؟

د یقین لرونکو خلکو لپاره د الله له حکم څخه غوره حکم نشته.

  پایله

• دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان خپل مشروعیت له قرآن او سنت اخلي؛

• د بشر له جوړو شویو معیارونو بې‌نیازه دی؛

• اسلام د قوم، ژبې او رنګ دین نه دی، بلکې د تقوا او ایمان دین دی؛

• او هغه نظام چې د الله حکم نافذ کړي، هماغه حق دی—که ټوله نړۍ یې رد هم کړي.

«فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ»

(مائده: ۴۴)

له خلکو مه وېرېږئ، له ما وېرېږئ.