زمانی که زن و دختر دکتر علی لاریجانی از او می گویند

زمانی که زن و دختر دکتر علی لاریجانی از او می گویند

دختر دکتر علی لاریجانی ‌‌می گوید:
‌ پدرم همواره می‌فرمودند که انقلاب و اسلام قائم به افراد نیست؛ این اندیشه و ایدئولوژی جهادی است که انقلاب را حفظ می‌کند. البته ترور بزرگان ما ضربه‌های سنگینی به ما وارد می‌آورد، اما هرگز آن ایدئولوژی، آن فکر و آن مسیر، خدشه‌دار نمی‌شود.

خون شهید جوشش دارد و چه‌بسا افرادی برتر و قوی‌تر از شهدای گذشته رویش پیدا کنند. همان‌طور که در طول این چهل و هفت سال و در تاریخ اسلام به عین مشاهده کرده‌ایم، مسیری که در پیش داریم باید ادامه یابد… همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، قله نزدیک است و ما باید با قوت همین مسیر را ادامه دهیم و پشت ولایت باشیم.ا

زن دکتر علی لاریجانی هم که دختر دکتر مرتضی مطهری مشهور است می گوید:

در شرایطی هستیم که تمام اسلام در برابر تمام کفر ایستاده است و «ان الله یدافع عن الذین آمنوا»


در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران ما می‌جنگیم برای صلح؛کفار محارب خارجی آتش بس می خواهند برای جنگ

در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران ما می‌جنگیم برای صلح؛کفار محارب خارجی آتش بس می خواهند برای جنگ

به قلم: ابواسامه محمود

بسم الله

در شریعت الله جنگ هرگز هدف نیست؛ بلکه راهی (شاید آخرین راه) برای دفاع از حقی که الله نازل کرده و گسترش آن در زمین، عدالت و امنیت واقعی برای انسان‌های حق طلب و همسو با حق است.

قرآن کریم به روشنی نشان می‌دهد که اصل در روابط انسانی چنین صلح، عدالت و آرامشی است. خداوند می‌فرماید: «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند، تو نیز به صلح گرایش پیدا کن و بر خدا توکل نما* (انفال/ ۶۱). این آیه نشان می‌دهد که اسلام با آنکه آغازگر جنگ بر مانعین حق است اما هرجا امکان صلحی واقعی و عادلانه بر اساس شریعت الله فراهم باشد، آن را می‌پذیرد.

اما قرآن در کنار دعوت به صلح، مسلمانان را نسبت به «فریب و نیرنگ دشمن» نیز آگاه می‌کند. تاریخ نشان داده است که گاهی قدرت‌ها و جریانهائی خاص از شعار صلح، مذاکره و آتش‌بس سخن می‌گویند، اما در پس این سخنان، اهدافی دیگر نهفته است. قرآن کریم درباره چنین رفتارهایی هشدار می‌دهد: *«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ، أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ». آنان هنگامی که از فسادشان نهی می‌شوند، می‌گویند ما اصلاح‌گر هستیم؛ در حالی که در حقیقت همان مفسدان‌اند، اما خود نمی‌دانند.* (بقره/ ۱۱).

از این منظر، تفاوت بزرگی میان «صلحِ حقیقی» و «صلحِ فریبکارانه» وجود دارد. صلح حقیقی بر اساس شریعت الله و عدالت، صداقت و احترام متقابل استوار است؛ اما صلح فریبکارانه، پوششی برای بازسازی قدرت، آماده‌سازی برای سلطه و مقدمه‌ای برای جنگی تازه است. قرآن مؤمنان را فرا می‌خواند که هم اهل صلح باشند و هم اهل بصیرت؛ هم ضمن رعایت اصول و مبانی شریعت الله در دیپلماسی و روابط خارجی با دشمنان دست صلح را بفشارند و هم از مکر و فریب دشمنان غافل نشوند.

در نگاه قرآن، قدرت و آمادگی نظامی نیز بخشی از راه حفظ صلح و مهمترین عامل بازدارنده است. خداوند می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ… تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ». یعنی تا آنجا که می‌توانید توان و قدرت فراهم کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود را از تجاوز بازدارید.* (انفال/ ۶۰)؛

این تنها مانور و آمادگی برای شروع جنگ بر مانعین حق نیست، بلکه علاوه بر آن برای جلوگیری از جنگ است و حالت بازدارندگی دارد؛ زیرا وقتی قدرت و اراده ی دفاع وجود داشته باشد، دشمن کمتر به فکر تجاوز می‌افتد.

بنابراین، حکمت مقاومت در منهج اسلامی نیز همین است: قوی شدن و ایستادگی برای حفظ صلح عادلانه بر اساس اصول و مبانی شریعت الله.

ما برای شروع یا گسترش جنگ با کسانی که با ما در صلح هستند نمی‌جنگیم؛ ما می‌جنگیم تا ظلم جنگ طلبان فاسد و فاسد کننده ای چون رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار متوقف شود، تا امنیت برای کسانی که در شریعت الله لایق امنیت هستند برقرار بماند و تا این انسانهای شایسته ی امنیت در سایه ی عدالت اسلامی زندگی کنند. در این نگاه، جنگیدن نیز در واقع دفاع از صلح حقیقی است.

در این صورت هم اکنون که می بینید که دارالاسلام ایران در جریان این جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در رمضان ۱۴۰۴ش بر ادامه ی جنگ با این کفار محارب و اشغالگر خارجی تاکید دارند به این معنی است که ما برای صلح خواسته شده در شریعت الله می‌ایستیم، برای صلح مقاومت می‌کنیم و اگر ناچار شویم، برای حفظ صلح می‌جنگیم؛ اما کفار محارب آمریکائی – صهیونی که از صلح و آتش بس سخن می‌گویند تا راهی برای سلطه و جنگ تازه بگشایند، همان کسانی هستند که قرآن درباره‌شان هشدار داده است.

مؤمنان باید هم دل در گرو صلح حقیقی و شرعی داشته باشند و هم چشمانی بیدار برای شناخت صلح فریبکارانه؛ مؤمن نه جنگ‌طلبِ بی‌دلیل است؛ نه ساده‌لوح که فریب شعار دروغین صلح را بخورد؛ چون ما برای صلح حقیقی می‌جنگیم؛ اما دشمنان گاه از صلح و آتش بس سخن می‌گویند تا راهی برای آغاز جنگی دیگر بگشایند.

ضربات سهمگین وزارت استخبارات / اطلاعات دارالاسلام ایران به وطن فروشان و وابستگان به رژیم صهیونی در آخرین ۴شنبه سال ۱۴۰۴ش

ضربات سهمگین وزارت استخبارات / اطلاعات دارالاسلام ایران به وطن فروشان و وابستگان به رژیم صهیونی در آخرین ۴شنبه سال ۱۴۰۴ش

سربازان گمنام در وزارت اطلاعات در چند عملیات موفق شدند ۱۱۱ هسته‌ سلطنت طلب را در ۲۶ استان کشور پیش از هرگونه اقدامی در چهارشنبه پایان سال شناسایی و بازداشت کنند.

از این وطن فروشان شمار قابل توجهی سلاح گرم و سرد، شوکر و باتوم کشف شده است.

همچنین ۴ جاسوس رژیم آمریکا و سرویس‌های نیابتی آن هم در استان های همدان و آذربایجان غربی شناسایی و بازداشت شدند. این جاسوسان وطن فروش موقعیت مقرها، تجهیزات و محل استقرار نیروهای حافظ امنیت را به دشمن گزارش میکردند.

کشف دو محموله سلاح جنگی مهیای استفاده برای ایجاد آشوب خیابانی شامل ۲۹ قبضه کلت کمری، ۲ کلاشینکف و ۵۸ تیغه خشاب.

شناسایی و بازداشت ۲۱ نفر از مزدوران ارسال کننده اطلاعات و تصاویر به شبکه تروریستی اینترنشنال و شناسایی و کشف دو محموله بزرگ استارلینک به شمار ۳۵۰ دستگاه هنگام ورود به کشور از دیگر اقدامات سربازان گمنام در وزارت اطلاعات بوده است.

وزارت اطلاعات از مردم شریف ایران خواسته موارد مشکوک را به درگاههای رسمی ستاد خبری وزارت اطلاعات در پیام رسان های ایتا، بله و روبیکا به آدرس vaja113@ (با تیک آبی) یا شماره های ۱۱۰و ۱۱۴ گزارش دهند.

اولین نهیب سومین رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران؛ اتمام‌حجت با خائنین و برده‌گان آمریکا و غرب

اولین نهیب سومین رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران؛ اتمام‌حجت با خائنین و برده‌گان آمریکا و غرب

به قلم: ابوبکر الخراسانی

پروردگار بزرگ ما می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوان سرپرست و تکیه‌گاه نگیرید؛ آنان سرپرستان یکدیگرند و هر شخصی از شما با آنان دوستی کند، یکی از آنان است.

این هشدار خداوند به مومنین است و می بینیم که مومنین به آن عمل می کنند و همگی به شیوه ای در برابر آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها ایستاده اند اما گروه منافقین و مرتدین برعکس این عمل می کنند و همگی در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار گرفته و بخشی از جبهه ی این کفار محارب شده اند و تحت سرپرستی این کفار به سر می برند.

سید مجتبی خامنه‌ای، سومین رهبر مقتدر دارالاسلام ایران، در اولین پیام راهبردی خود، شمشیر «عزت الهی» را از نیام برکشیده و به کشورهای دست نشانده ی منطقه نسبت به اخراج اشغالگران یا تحمل عواقب آن هشدار داد و اعلام کرد:

  1.  تعطیلی فوری پایگاه‌های شیطان در کشورهایی که خاک پاک بلاد مسلمین را به مأمن و پایگاه کفار آمریکایی تبدیل کرده‌اند، باید هرچه زودتر این کانون‌های فساد را تعطیل کنند.
  2. افشای دروغِ بزرگ مبنی بر اینکه دهه‌ها ادعای آمریکا مبنی بر «تأمین امنیت»، پوششی برای غارت و اشغالگری بوده است. رهبری دارالاسلام تأکید کرد که این کشورها اکنون طعم تلخ این دروغ را چشیده‌اند.

در این پیام صریح، رهبری دارالاسلام ایران اعلام کرد که حملات اخیر به پایگاه‌های نظامی تنها «آغاز ماجرا» بوده است و تنها بخشی از توان نظامی دارالاسلام برای تنبیه اشغالگران به کار گرفته شد. اگر لازم باشد، دست قدرت الهی از آستین مجاهدان ایران بیرون خواهد آمد و این اقدام را تا نابودی کامل توان دشمن ادامه خواهد داد و ایران مقتدر از قطره‌قطره‌ی خونِ شهدای حملات مشترک آمریکا و صهیونیزم نخواهد گذشت؛ «انتقام» یک وعده‌ی الهی و تخلف‌ناپذیر است.

در این زمینه خطاب تند سومین رهبر دارالاسلام ایران متوجه حکامی است که با پشت کردن به قرآن، به مزدوران گوش‌به‌فرمان صهیونیزم و آمریکا و غرب تبدیل شده‌اند؛ حکامی که در سرزمین وحی، فرش قرمز برای دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام پهن کرده‌اند، بدانند که طبق صریح قرآن، از دین مبین خارج گشته و در صف کفر ایستاده‌اند: إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَىٰ لَهُمْ (محمد/ ۲۵)

بدون شک مزدوری ذلت‌بار و همکاری با «کفار محارب» آمریکا و اسرائیل برای ضربه زدن به دارالاسلام ایران، بزرگترین جنایت است و بر این اساس سید مجتبی خامنه‌ای، راه نجات منطقه را نه در سازش با کفر، بلکه در «وحدت اسلامی» و تکیه بر توان داخلی امت می‌داند و اینکه عزت در سایه‌ی شمشیر مجاهدان به دست می‌آید، نه در پشت میزهایِ مذاکره با قاتلان کودکانِ غزه و لبنان و یمن و ایران و سایر سرزمینهای اسلامی و تاکید بر این نکته که زمان آن فرا رسیده که امت اسلام به پا خیزد و ریشه‌ی مزدوران داخلی و اشغالگران خارجی را از بیخ و بن برکند.وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج/ ۴۰) و قطعاً خداوند کسی را که دینِ او را یاری کند، یاری می‌دهد؛ چرا که خداوند سخت نیرومند و شکست‌ناپذیر است.

نامه‌ ۶ بندی علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی دارلاسلام ایران خطاب به مسلمانان جهان و…

نامه‌ ۶ بندی علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی دارلاسلام ایران خطاب به مسلمانان جهان و…

دبیر شورای عالی امنیت ملی دارالاسلام ایران:
بسم الله الرحمن الرحیم
مسلمانان جهان و دولت های اسلامی

۱- ایران با یک تهاجم فریبکارانه آمریکایی-صهیونیستی، آن هم در حین مذاکرات مواجه شد که قصد آن تجزیه ایران بود. رهبر بزرگ و فداکار انقلاب اسلامی و تعدادی از مردم عادی و فرماندهان نظامی را به شهادت رساندند. لذا با مقاومت ملی و اسلامی ایرانیان مواجه شدند.

۲- می دانید که جز در موارد نادر، آن هم در بعد سیاسی، هیچ یک از دولت های اسلامی به کمک ملت ایران نیامده اند؟ اما ملت ایران با اراده قوی دشمن نابکار را سرکوب کرد. به نحوی که امروز دشمن نمی‌داند از این بن بست استراتژیک چگونه رهایی یابد.

۳- ایران به راه مقاومت در مقابل شیطان بزرگ و کوچک ( آمریکا و اسرائیل) ادامه می‌دهد اما آیا رفتار دولتهای اسلامی با سخن پیامبر (ص) که فرمود “اگر به فریاد مسلمانی تجاوب نکنید، مسلمان نیستید” در تناقض نیست؟ این چه مسلمانی است؟!

۴- برخی کشورها پا را فراتر گذاشته و گفتند چون ایران پایگاه‌های آمریکا و منافع آمریکا و اسرائیل را در آن کشورها هدف قرار داده، پس ایران دشمن ماست! آیا ایران باید دست روی دست بگذارد که از پایگاه های آمریکا در کشورهای شما به ایران حمله شود؟! بهانه تراشی می کنند؛ در یک طرف نبرد امروز آمریکا و اسرائیل هستند و در یک طرف ایران مسلمان و نیروهای مقاومت. شما در کدام طرف قرار دارید؟

۵- به آینده دنیای اسلام فکر کنید. می‌دانید آمریکا به شما هیچ وفایی ندارد و اسرائیل دشمن شماست. دقیقه‌ای به خود و آینده منطقه بیندیشید. ایران خیرخواه شماست و قصد سلطه بر شما را ندارد.

۶- وحدت امت اسلامی با همه قدرت می‌تواند امنیت و تعالی و استقلال کشورها را برای همه تامین و تضمین کند.


دستور رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به ادامه خدمت منصوبان رهبر شهید انقلاب بر اساس احکام و تدابیر سابق

دستور رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران عالیقدر سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به ادامه خدمت منصوبان رهبر شهید انقلاب بر اساس احکام و تدابیر سابق

عالیقدر سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در دستوری بر ادامه‌ی خدمت مدیران و مسئولانی که منصوب مستقیم قائد شهید هستند تاکید کردند.

متن مرقومه رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
در پی استفسار بعضی از مدیران و مسئولان دستگاه‌هایی که مستقیم از طرف قائد شهید (قدّس الله نفسه الزّکیّه) منصوب شده‌اند، بدین‌وسیله اعلام میدارم فعلاً هیچ کدام به تجدید حکم نیازی نداشته و لازم است همچنان بر اساس تدابیر و سیاستهایی که در زمان حیات آن بزرگوار دریافت کرده‌اند، به کار خود ادامه دهند.

توفیقات همگان را در انجام مسئولیّتهایشان از خداوند متعال خواستارم.


سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای

ماسک انساندوستی بر چهره‌ی «دارالکفر طاری آذربایجان» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش؛ وقتی چوب تر دارالاسلام، باکو را به چاپلوسی واداشت

ماسک انساندوستی بر چهره‌ی «دارالکفر طاری آذربایجان» در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش؛ وقتی چوب تر دارالاسلام، باکو را به چاپلوسی واداشت

به قلم: کارزان شکاک

در بین ایرانی ها مثالی هست که می گوید: «تَا نَبَاشَد چُوبِ تَر، فَرْمَان نَبَرَد گاو و خَر» . ارسال کمک‌های به‌اصطلاح «بشردوستانه» از سوی دولت استان باکو (دارالکفر طاری آذربایجان شمالی) به سوی خاک دارالاسلام ایران، نه نشانه‌ی دوستی، بلکه اعترافی آشکار به ترس و درماندگی جبهه‌یِ متحد آمریکائی و صهیونیزم در منطقه است.

دولت سکولار استان جدا شده ی باکو که تا دیروز با اتکا به پهپادهای صهیونیستی و حمایت‌های آمریکا، برای مرزهای ایران خط و نشان می‌کشید، امروز که قدرت بلامنازعِ «دارالاسلام ایران» را در درهم کوبیدن هیبت پوشالیِ آمریکا و به ذلت کشیدن صهیونیست‌ها دیده است، زبان تهدید را بریده و به «زبان چاپلوسی» و «امدادرسانی» روی آورده است. این تغییر رفتار، مصداق بارز ضرب‌المثل ایرانی است؛ تا قدرت «چوب تر دارالاسلام» بر بالای سر این جریانات نباشد، راه حق را نمی‌شناسند.

کمک‌هایِ غذایی و پزشکی آذربایجان در حالی ارسال می‌شود که دست حاکمان این کشور تا مچ در خون کودکانِ غزه و لبنان شریک است؛ چون باکو به پادگان پشتیبانی اسرائیل تبدیل شده و سوخت ماشین جنگی صهیونیزم را تأمین می‌کند و استان باکو خاک خود را در اختیار موساد و سیا قرار داده تا بر ضد دارالاسلام توطئه کنند، در این صورت ارسال چند کامیون آب و غذا به سرزمین اصلی استان باکو، هرگز لکه‌ی ننگ همکاری با دشمنان قسم‌خورده‌ی رسول‌الله صلی الله علیه وسلم را از پیشانی استان جدا شده ی باکو پاک نخواهد کرد.

امت اسلام و مسئولین غیور دارالاسلام ایران باید بدانند که این کمک‌ها، چیزی جز «اسب تراوا» برای نفوذ نرم و تطهیر چهره‌ی کریه حکام استان جدا شده ی باکو نیست. کسی که با یک دست به اسرائیل نفت می‌دهد تا مسلمانان را بسوزاند و با دست دیگر به ایران «آب» می‌فرستد، مرتدی است که تنها از ترس «ذوالفقار دارالاسلام» زبان به نرمی و تملق گشوده است.

حاکمان استان باکو بدانند که قدرت دارالاسلام ایران که وطن اصلی آنهاست، ریشه در ایمان و نصرت الهی و مردم همیشه در صحنه در برابر اشغالگران خارجی دارد. اگر امروز زبان نرم پیدا کرده‌اید، به دلیل ضرب شست‌هایی است که اربابانتان در واشنگتن و تل‌آویو و دست نشاندگان آنها در عربستان و امارات و قطر و بحرین و اردن دریافت کرده‌اند. دارالاسلام ایران به این صدقه‌های آلوده نیازی ندارد؛ آنچه شما باید بفرستید، توبه از خیانت به آرمان فلسطین و اخراج صهیونیست‌ها از بخشی از خاک جدا شده ی ایران و ملحق شدن مجدد به وطن اصلی خودتان است.

.

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و فتنه سکولاریسم و تهاجم به «دین» از نگاه فقه اسلامی

جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران و فتنه سکولاریسم و تهاجم به «دین» از نگاه فقه اسلامی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اگر به ماهیت جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش دارالکفرهای آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران نگاه کنیم و اگر تنها یکبار به سخنان اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی همسو با این کفار محارب نگاهی بیندازیم و حتی اگر به شبکه ی گروه منافقین آشکار شده ی «کلمه» نگاهی کرده کرده باشیم متوجه خواهیم شد که هدف نهائی جنگ حاکم کردن قوانین کفری سکولاریستی بر مردم ایران است و این در حالی است که پروردگار می فرماید: وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ (بقره/ ۱۹۱) و فتنه [بازگرداندن از دین و کشاندن مسلمان به قوانین کفری] از کشتن هم سخت‌تر است.

هدف بنیادین ائتلافِ آمریکایی-صهیونیستی و اپوزیسیون مرتد داخلی و دول مرتد و مزدور اطراف ایران در تهاجم رمضان ۱۴۰۴ش، تنها تسخیر خاک نیست؛ بلکه هدف، تخریب بنیان‌های شریعت و جایگزینی نظام «دارالاسلام» با یک «دارالکفر سکولار» و حاکم کردن قوانین سکولاریستی است.

از منظر فقهی، حاکم کردن قوانین وضعی و کُفری سکولاریسم بر بلاد مسلمین و تشکیل «دارالکفر طاری»، به معنای تعطیل حدود الهی و کنار زدن «حاکمیت شریعت» است. این تلاشی است برای کشاندن مسلمین به مرداب ارتداد جمعی و تحمیل نظام ضد دینی بر جامعه‌ی مومنین.

در ترازوی فقه، مصائب به دو دسته‌ی «دنیوی» (مال و جان) و «دینی» (ایمان و شریعت) تقسیم می‌شوند.

از بین رفتن جان‌ها در راه دفاع از دین و قوانین شریعت الله، شهادت و سعادت است؛ اما از بین رفتن «دین» و حاکم شدن قوانینِ کفری و رضایت به این کفر بواح و آشکار، سقوط ابدی است.

اشغالگران سکولار و مزدوران داخلی‌شان در صورت تسلط بر دارالاسلام و مومنین و با ابزار سرکوب، در صددند تا مومنین را بین «پذیرش کفر قوانین سکولاریستی» یا «مجازات‌های سنگین» مخیر کنند. این همان فتنه‌ای است که از قتل هم سنگین‌تر است.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم با درکِ عمق فاجعه‌ی «تسلط کفر بر دین»، همواره این دعای راهبردی را زمزمه می‌فرمودند:اللهمَّ … لا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنا في دينِنِا، ولَا تُسَلِّطْ عَلَيْنا مَنْ لَا يرْحَمُنا (ترمذی، ۳۵۰۲) پروردگارا! مصیبت ما را در دینمان قرار مده و کسی را که بر ما رحم نمی‌کند، بر ما مسلط مگردان.

این دعا نشان می‌دهد که حاکمیت کفار بی‌رحم آمریکا و صهیونیزم و مرتدین سکولار محلی بر مسلمین دارالاسلام ایران، پیامدی جز نابودی دین و شکنجه‌ی مومنان ندارد.

در جنگِ احزاب، کفار مشرک (سکولار) با تمام قوا برای ریشه‌کن کردن اسلام و نظام نبوی حاکم بر دارالاسلام مدینه به میدان آمدند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب، به جای تسلیم در برابر فشار اقتصادی و نظامی، «مقاومت همه‌جانبه» را برگزیدند. آنان می‌دانستند که تسلیم شدن، به معنای پذیرش حاکمیت شرک و کفر قوانین سکولاریستی و پذیرش دموکراسی سکولاریستهاست که قبلا در مدینه و در سایر سرزمینهای اطراف آن دیده بودند به همین دلیل پایداری نشان دادند و صبر کردند تا اینکه پیروز شدند و پیروزی مومنین، نتیجه‌ی پایداری در برابر «مصیبت دینی» بود.

امروز سکوت در برابر این تهاجم آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران، به معنای رضایت به نابودی اسلام در این سرزمین است و بر علماء و سخنوران فرض است که «فتنه‌ی سکولاریسم» را برای مردم بازخوانی کنند.

ایستادگی در برابرِ ائتلافِ صهیونی-آمریکایی برای حفظ دارالاسلام و جلوگیری از تسلط قوانین کُفری سکولاریستی، نه یک ترجیح، بلکه یک «تکلیفِ قطعی» است تا دعای نبوی مستجاب شود و دشمن بی‌رحم سکولار خارجی و داخلی بر مقدرات مسلمین حاکم نگردد.

چرا در این «جنگ رمضان» کفار محارب آمریکائی – صهیونی، جبهه کفر را بر برادر مسلمان و دارالاسلام ایران ترجیح می‌دهید؟

چرا در این «جنگ رمضان» کفار محارب آمریکائی – صهیونی، جبهه کفر را بر برادر مسلمان و دارالاسلام ایران ترجیح می‌دهید؟

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

الله جل جلاله در سوره ای مکی و قبل از آنکه مومنین دارای دهها حکم دیگر همچون واجب بودن زکات و جهاد و روزه و حجاب و … یا حرام بودن شراب و زنا و … شوند ترازوی دشمن‌شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان را به مومنین یاد می دهد و به عنوان مثال می فرماید: غُلِبَتِ الرُّومُ * فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ * فِي بِضْعِ سِنِينَ ۗ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ ۚ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ… (روم۲-۵)

ای کسانی که خود را پیرو سلف صالح و «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامید بیایید بار دیگر در آیات ابتدایی سوره روم تأمل کنیم. در آن روزگار، میان دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی روم (اهل کتاب/نصرانی) و ایران (مجوسی/ شبه اهل کتاب) جنگی درگرفت.

مشرکانِ قریش (که امروز با نام «سکولاریستها» شناخته می‌شوند) آرزوی پیروزیِ مجوسیان را داشتند چون آن‌ها را به کفر و شرک خود نزدیک‌تر می‌دیدند. اما مسلمانان و اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهان پیروزی رومیان بودند؛ چرا؟ چون رومیان «اهل کتاب» بودند و به توحید و وحی نزدیک‌تر بودند تا مجوسیان. الله جل جلاله در این آیات نوید پیروزی رومیان را داد و فرمود در آن روز «مؤمنان به سبب نصرت الهی شادمان می‌شوند.»

اکنون سوال ما از شما مدعیان منهج اهل سنت همچون مجریان شبکه لکه چون خدمتی و کیانی و ترشابی و احراری و … این است که اگر صحابه کرام برای پیروزی «نصرانی‌هایِ اهل کتاب» بر «مجوسیان شبه اهل کتاب» شادمان می‌شدند (به دلیل قرابت عقیدتی بیشتر)، شما بر اساس کدام حجت شرعی و کدام فتوای امامان چهارگانه، پیروزیِ کفار حربی، صهیونیسم جانی و آمریکای متجاوز را بر یک فرقه از مسلمانان (شیعه) ترجیح می‌دهید؟!

شیعه، هر چقدر هم که در نگاه شما با تفاوت‌های فقهی همراه باشد، از «اهل قبله» و «مسلمان» است، رو به سوی کعبه نماز می‌خواند و شهادتین بر زبان دارد. امامان ما (ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد) همواره تأکید کرده‌اند که از سرزمین اسلامی تحت حاکمیت هر یک از مذاهب اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی حمایت می کنیم و جهاد با این کفار محارب خارجی در چنین حالتی را فرض عین دانسته اند.

چطور به خود اجازه می‌دهید در جنگی که یک سوی آن دارالکفرهای محارب آمریکا و اسرائیل (که خونِ هزاران زن و کودک مسلمان را در غزه و لبنان و تما سرزمینهای اسلامی دیگر برای خود حلال کرده‌اند) و در سوی دیگر آن دارالاسلام ایران و نیروهای مسلمان هستند، در جبهه کفار محارب بایستید؟

آیا آمریکای سکولاری که آنهمه جنایت را نسبت به مومنین سراسر دنیا مراتکب شده است و اسرائیل سکولاری که قبله اول مسلمانان را اشغال کرده، و هر دوی اینها و شرکایشان در برابر قوانین شریعت الله ایستاده اند به شما نزدیک‌تر اند یا مسلمانی که با تمام اختلافات، دشمن این اشغالگران است؟

شما با این کار، نه تنها از سوره روم و سیره صحابه تبعیت نکرده اید، بلکه دقیقاً در مسیر مشرکان(سکولاریستها) قریش گام برداشته اید که برای نابودی نزدیکان به اسلام، با هر کفری متحد می‌شدند.

بس است این همه دروغ، ادعای پیروی از اهل سنت با حمایت عملی از «کفار حربی» در برابر دارالاسلام و مومنین جمع نمی‌شود. این مسیر انحرافی که شما در پیش گرفته‌اید و با بغض و کینه نسبت به شیعه، آغوش خود را برای صهیونیسم باز کرده‌اید، مصداق بارز «تولّی کفار» است.

علمای بزرگ اهل‌سنت در طول تاریخ فتوا داده‌اند که هرگاه کسی از اهل قبله، دشمن کافرمحارب خارجی را علیه دارالاسلام مسلمانان یاری دهد، در ایمان خود دچار فساد شده و به دایره ی ارتداد وارد شده است.

آمریکا و غرب سکولار هیچ‌گاه خیری برای اسلام و مومنین شریعت گرانخواسته‌اند. آن‌ها نه به سنی خواهان شریعت الله رحم می‌کنند و نه به شیعه ی خواهان شریعت الله؛ هدف آن‌ها نابودی اصل اسلام و دارالاسلام است و تنها به اسلامی خالی از قوانین اجرائی رضای می شوند و تنها اسلامی را برای مدعیان اسلام می خواهند که با قوانین سکولاریستی آنها مخالفتی نداشته باشد حالا « أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ در حالی که تمام عزت از آن الله است.

ما به شما هشدار می‌دهیم  که به قرآن و منهج صحیح اسلامی بازگردید و در دشمن شناسی از منهج سوره روم بیاموزید. ملاک شادی و غم یک مؤمن، باید اعتلای کلمه اسلام و قوانین شریعت الله باشد، نه خوش‌رقصی برای پنتاگون و موساد.

اگر ادعای محبت امامان اهل‌سنت را دارید، بدانید که آن‌ها هرگز راضی نبودند که پیروانشان به «سرباز پیاده‌ی غرب کافر محارب» تبدیل شوند. پیش از آنکه غیرت ایمانی امت، شما را به زباله‌دان تاریخ بسپارد، از این نفاق آشکار دست بردارید و در جبهه‌ی حق علیه کفر جهانی بایستید.

حکم قطعی «فرض عین» جهاد در برابر تهاجم آمریکایی-صهیونیستی بر دارالاسلام ایران و کیفر الهی نسبت به سهل انگار

حکم قطعی «فرض عین» جهاد در برابر تهاجم آمریکایی-صهیونیستی بر دارالاسلام ایران و کیفر الهی نسبت به سهل انگار

به قلم: محمد اسامه

هم اکنون و در این ماه رمضان ۱۴۰۴ که کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران یورش آورده اند تنها گزینه ی شرعی برای مومنین «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» است که زبان و مال هم باید در خدمت این جنگ مسلحانه با کفار اشغالگر خارجی باشد و حضور و عدم حضور در این جنگ، صف بین مومنین و گروه منافقین را مشخص می کند؛ یعنی عدم مشارکت در این جنگ بر علیه کفار باعث می شود ما به شخص مسلمانی که کناره گیری کرده بگوئیم تو جزو گروه منافقین هستی.  

بر اساس فقه تمامی مذاهب اسلامی، هنگامی که کفار محارب و اشغالگران خارجی به سرزمین‌های اسلامی هجوم می‌آورند، منکری عظیم رخ داده است. در این شرایط، جهاد علیه آنان از حالت کفایی خارج شده و بر تک‌تک مسلمین «فرض عین» می‌گردد. این وظیفه چنان حیاتی است که پس از اصل ایمان و اقامه‌ی نماز، هیچ فریضه‌ای در اسلام مهم‌تر و ضروری‌تر از دفعِ شر اشغالگران از بلاد مسلمین نیست.

چشم‌پوشی از این تجاوز، پیامدهای دهشتناکی برای کل جامعه خواهد داشت. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در هشداری تکان‌دهنده می‌فرماید:إِنَّ النَّاسَ إِذَا رَأَوْا الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرُوهُ أَوْشَکَ أَنْ یَعُمَّهُمْ اللَّهُ بِعِقَابِهِ (ابوداود ۴۳۳۸)هرگاه مردم منکری (کار ناپسندی) را ببینند و به آن اعتراض نکنند، بیم آن می‌رود که عذابِ خداوند همه‌یِ آنان را در بر گیرد.

امروز، جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونیستی بر خاک دارالاسلام ایران، مصداق بارز این «منکر بزرگ» است.

بی‌تفاوتی در برابر این جنگ تحمیلی، نه تنها راه نجات نیست، بلکه دشمن کافر را در استمرار جنایاتش جسورتر می‌کند. اگر امروز به حکم «فرض عین» عمل نشود و سدی در برابر این اشغالگری ایجاد نگردد، دامنه‌ی فجایع و خونریزی‌های آنان تمامی مردم را در بر خواهد گرفت. این عذابی است که به واسطه‌ی دست کفار، بر مسلمین بی‌تفاوت نازل خواهد شد.

بزرگترین کیفر برای امتی که در برابر اشغالگری کفار سکوت می‌کند، بسته شدن درهای رحمت و استجابت دعا است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: لَيُوشِكَنَّ اللَّهُ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عِقَابًا مِنْهُ، ثُمَّ تَدْعُونَهُ فَلا يَسْتَجِيبُ لَكُمْ (ترمذی ۲۱۶۹) خداوند عذاب و مجازاتی را بر شما نازل می‌کند، و سپس هرچه (برای برطرف شدن عذاب) دعا کنید، دعایتان مستجاب نخواهد شد.

امروز ایستادگی در برابر تجاوز کفار محارب و اشغالگر خارجی یک تکلیف قطعیِ الهی است تا از نزول عذاب عمومی و بی‌پاسخ ماندن دعاها جلوگیری شود.