
در این جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران ما میجنگیم برای صلح؛کفار محارب خارجی آتش بس می خواهند برای جنگ
به قلم: ابواسامه محمود
بسم الله
در شریعت الله جنگ هرگز هدف نیست؛ بلکه راهی (شاید آخرین راه) برای دفاع از حقی که الله نازل کرده و گسترش آن در زمین، عدالت و امنیت واقعی برای انسانهای حق طلب و همسو با حق است.
قرآن کریم به روشنی نشان میدهد که اصل در روابط انسانی چنین صلح، عدالت و آرامشی است. خداوند میفرماید: «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند، تو نیز به صلح گرایش پیدا کن و بر خدا توکل نما* (انفال/ ۶۱). این آیه نشان میدهد که اسلام با آنکه آغازگر جنگ بر مانعین حق است اما هرجا امکان صلحی واقعی و عادلانه بر اساس شریعت الله فراهم باشد، آن را میپذیرد.
اما قرآن در کنار دعوت به صلح، مسلمانان را نسبت به «فریب و نیرنگ دشمن» نیز آگاه میکند. تاریخ نشان داده است که گاهی قدرتها و جریانهائی خاص از شعار صلح، مذاکره و آتشبس سخن میگویند، اما در پس این سخنان، اهدافی دیگر نهفته است. قرآن کریم درباره چنین رفتارهایی هشدار میدهد: *«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ، أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ». آنان هنگامی که از فسادشان نهی میشوند، میگویند ما اصلاحگر هستیم؛ در حالی که در حقیقت همان مفسداناند، اما خود نمیدانند.* (بقره/ ۱۱).
از این منظر، تفاوت بزرگی میان «صلحِ حقیقی» و «صلحِ فریبکارانه» وجود دارد. صلح حقیقی بر اساس شریعت الله و عدالت، صداقت و احترام متقابل استوار است؛ اما صلح فریبکارانه، پوششی برای بازسازی قدرت، آمادهسازی برای سلطه و مقدمهای برای جنگی تازه است. قرآن مؤمنان را فرا میخواند که هم اهل صلح باشند و هم اهل بصیرت؛ هم ضمن رعایت اصول و مبانی شریعت الله در دیپلماسی و روابط خارجی با دشمنان دست صلح را بفشارند و هم از مکر و فریب دشمنان غافل نشوند.
در نگاه قرآن، قدرت و آمادگی نظامی نیز بخشی از راه حفظ صلح و مهمترین عامل بازدارنده است. خداوند میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ… تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ». یعنی تا آنجا که میتوانید توان و قدرت فراهم کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود را از تجاوز بازدارید.* (انفال/ ۶۰)؛
این تنها مانور و آمادگی برای شروع جنگ بر مانعین حق نیست، بلکه علاوه بر آن برای جلوگیری از جنگ است و حالت بازدارندگی دارد؛ زیرا وقتی قدرت و اراده ی دفاع وجود داشته باشد، دشمن کمتر به فکر تجاوز میافتد.
بنابراین، حکمت مقاومت در منهج اسلامی نیز همین است: قوی شدن و ایستادگی برای حفظ صلح عادلانه بر اساس اصول و مبانی شریعت الله.
ما برای شروع یا گسترش جنگ با کسانی که با ما در صلح هستند نمیجنگیم؛ ما میجنگیم تا ظلم جنگ طلبان فاسد و فاسد کننده ای چون رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار متوقف شود، تا امنیت برای کسانی که در شریعت الله لایق امنیت هستند برقرار بماند و تا این انسانهای شایسته ی امنیت در سایه ی عدالت اسلامی زندگی کنند. در این نگاه، جنگیدن نیز در واقع دفاع از صلح حقیقی است.
در این صورت هم اکنون که می بینید که دارالاسلام ایران در جریان این جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها در رمضان ۱۴۰۴ش بر ادامه ی جنگ با این کفار محارب و اشغالگر خارجی تاکید دارند به این معنی است که ما برای صلح خواسته شده در شریعت الله میایستیم، برای صلح مقاومت میکنیم و اگر ناچار شویم، برای حفظ صلح میجنگیم؛ اما کفار محارب آمریکائی – صهیونی که از صلح و آتش بس سخن میگویند تا راهی برای سلطه و جنگ تازه بگشایند، همان کسانی هستند که قرآن دربارهشان هشدار داده است.
مؤمنان باید هم دل در گرو صلح حقیقی و شرعی داشته باشند و هم چشمانی بیدار برای شناخت صلح فریبکارانه؛ مؤمن نه جنگطلبِ بیدلیل است؛ نه سادهلوح که فریب شعار دروغین صلح را بخورد؛ چون ما برای صلح حقیقی میجنگیم؛ اما دشمنان گاه از صلح و آتش بس سخن میگویند تا راهی برای آغاز جنگی دیگر بگشایند.