دولت الاسلامی یا داعش در افغانستان تکرار پروژه ی آل سعود در برابر حکومت عثمانی

دولت الاسلامی یا داعش در افغانستان تکرار پروژه ی آل سعود در برابر حکومت عثمانی

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

 دولت اسلامی با منهج سلفیت خاص نجدیت ابتدا در عراق شکل گرفت و بعد از آن در سوریه هم نفوذ کرد و تبدیل شد به دولت اسلامی در عراق و شام (مخفف آن داعش) و پس از چندی اعلام خلافت کرد اما پس از چندی هم اکنون با از دادن مناطق تحت نفوذش از حالت حکومت و دولت خارج شده و تبدیل شده است به یک حزب و جماعتی که از بسیاری از جماعتهای دیگر هم کوچکتر است و هم اکنون تحت عنوان دوله، تنظیم دوله، جماعت دوله شناخته شده است .

دوله زمانی که در بخشهائی از سوریه و عراق حاکمیت داشت قاعده ی شرعی این بود که همه ی گروهها – صرف نظر از منهج سلفیت خاص نجدیت دوله – در برابر هجوم کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا به او بیعت می دادند،اما چنین نکردند ،و علاوه بر آنکه بیعت شکنی کردند به نفع کفار سکولار جهانی و مرتدین ملحد pkk با دوله وارد جنگ شدند، تا اینکه در جبهه ی آمریکا و کردهای ملحد pkk  دوله را از دولت تبدیل کردند به جماعت و حزبی چریکی کوچک  و خودشان هم یا مثل گروه علوش و صدها گروه دیگر مثل زنکی از بین رفتند یا چنان ضعیف شده اند که هر گاه تاریخ استفاده از آنها تمام شود کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی خواهند تواسنت با کمترین هزینه ها آنها را نابود کنند .

در زمانی که دوله در عراق و سپس در سوریه در حال شکل گیری بود در افغانستان حکومت اسلامی طالبان وجود داشت، همچنانکه در بخشهائی از سومالی و یمن و قفازهم اهل سنت امارتهای کوچک اسلامی تشکیل داده بودند . در زمانی که در افغانستان یک حکومت اسلامی با شورای رهبریت خاص خودش حاکمیت داشت گروهی از افراد حکومت طالبان بیعت خود را با شورای رهبری شکسته و در برابر به دولت ابوبکر بغدادی بیعت دادند و بغدادی هم این بیعت شکنی را تائید و از بیعت شکنان بیعت گرفت .

به این شیوه همچنانکه جولانی بیعت ابوبکر بغدادی را شکست و  الظواهری ضمن تائید بیعت شکنی جولانی بیعت او را پذیرفت، ابوبکر بغدادی هم همان واکنش را در برابر بیعت شکنان حکومت طالبان انجام داد . هم الظواهری و هم بغدادی مثل دو رقیب یک واکنش در برابر بیعت شکنان انجام دادند .

این بیماری در میان سلفیت خاص نجدیت دارای سابقه ی طولانی به اندازه ی عمر حکومت آل سعود دارد . زمانی که آل سعود بیعت خود با حکومت اسلامی عثمانی را شکست و با شعار جهاد بر علیه مشرکین[۱] بر علیه چنین حکومتی خروج نموده و در جبهه ی کفار انگیس و فرانسه و ایتالیا و…. و مرتدین محلی چون آتاتورک به عمر حکومت عثمانی خاتمه دادند .   

پروژه ی آل سعود به شدت توسط حکومت انگیس بر علیه حکومت اسلامی عثمانی حمایت و پشتیبانی می شد، و زمانی که حکومت اسلامی عثمانی متلاشی شد و سرزمینهای مسلمین به دهها قسمت تقسیم شد و هر کافری سهمی برای خود برداشت آن وقت مرزهای آل سعود را نیز مشخص کردند،و آن را تاکنون تابع سیاستهای خود کرده اند.

هم اکنون که در افغانستان حکومت اسلامی طالبان وجود دارد گروه دوله در این کشور نباید اشتباه گذشتگان فکری خود چون آل سعود و … را تکرار کند چون بیعت شکنی و ایجاد تفرق توسط آنها هر چند باعث « فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ» تمام مسلمین منطقه و تقویت جبهه ی کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها می گردد، اما قبل از آنکه به حکومت اسلامی طالبان صدمه جدی بزند به خود آنها صدمات جبران ناپذیر خواهد زد، و ممکن است ناخواسته همچون آل سعود و …. ابزار دست کفار سکولار جهانی و منافقین قرار بگیرند، و ندانسته تبدیل شوند به یک پروژه ی ضد اسلامی جهت تقویت کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین محلی .


[۱] منظور مفتی های آل سعود، مسلمین جاهلی است که دارای عذرهای شرعی هستند، یا تفسیری بر خلاف تفسیر آنها دارند . چون مشرک در زبان امروزین یعنی سکولار و مشرکین یعنی سکولاریستها . و در آن زمان آل سعود با مشرکین(سکولاریستها) بر علیه مسلمین متحد شده بودند و در چهار طرف خود مسلمان کشی کردند و تا کنون حتی یک گلوله به سمت کفار اصلی مثل مشرکین(سکولاریستها) و یهود و نصارا شلیک نکرده اند .

فصل زمستان در افغانستان و گرم شدن تنور دروغپردازی دستگاه تبلیغاتی حکومت دست نشانده و برادران متشدد دوله (داعش)

فصل زمستان در افغانستان و گرم شدن تنور دروغپردازی دستگاه تبلیغاتی حکومت دست نشانده و برادران متشدد دوله (داعش)

به قلم : عبدالله مسلم

می دانیم دشمنان قانون شریعت الله غیر از جنگ نظامی جنگهای دیگری مثل جنگ دیپلماسی و سیاسی و جنگ اقتصادی و بخصوص جنگ فکری و عقیدتی را علیه تمام مسلمینی که با یکی از مذاهب اسلامی در حال قدرت گیری هستند راه انداخته اند . در این میان جنگ فکری و عقیدتی بسیار خطر ناکتر از سایر جنگهاست. چون در این جنگ ایمان و اراده ی مسلمین مورد حمله قرار می گیرد .

پس جنگ فکری و عقیدتی در واقع جنگ اصلی و حقیقی دشمنان بر علیه مسلمین بوده است که جنگ نظامی هم برای همین مسائل فکری و عقیدتی بوده و از ۳ طریق انجام گرفته است . یکی از طریق خود کفار (مثل بی بی سی و صدای آمریکا و…) و دومی از کانال منافقین که این عقاید آلوده ی کفار را با عقاید اسلامی قاطی کرده و باعث شبه و فریب مسلمین و به انحراف کشانیدن افکار و عقاید  شده اند و آخرین مورد غلاة، متشددین و تندروانی هستند که با مشغول کردن مسلمین به مسلمین و بر هم زدن درجه بندی شرعی دشمنان اغلب ناخواسته توسط گروه اول و دوم مورد سوء استفاده قرار می گیرند .

این جنگ عقیدتی و فکری بر خلاف جنگ نظامی تنها زمانی خاتمه می یابد که فکر مخالف به صورت همه جانبه شکست خورده و بیرون رانده شود . این جنگ همان جنگی است که با آمدن فصل زمستان و برف و کولاک تنور آن از طرق حکومت دست نشانده ی افغانستان و متشددین و تندروان دوله (داعش) گرم شده است .

فصل زمستان در بسیاری از مناطق افغانستان مساوی است با بارش برف و بسته شدن راهها و سرمای شدید که بر روی تمام بخشهای زندگی تاثیرات مستقیمی می گذارد، از جمله جهاد .از این رو همانند دیگر بخش های زندگی، فعالیت های جهادی مجاهدین نیز در زمستان کمبود نسبی را شاهد است و این معمول هر ساله است. البته سخن غیر عادی و قابل تعجب در این باره اینست که مقامات رژیم مزدور کابل که یک سال تمام را تحت حملات کوبنده مجاهدین می گذرانند، هنگامیکه فصل زمستان فرا می رسد و به سبب عوامل طبیعی در حملات مجاهدین کمی می آید ، در این وقت مقامات و سخنگویان ادارات مختلف رژیم بیدار شده و لاف از موفقیت ها، پیشرفت ها و عملیات های خود می زنند که در میدان نبرد پیشرفت های قابل توجه یی کرده و ماشین جنگی مجاهدین و امارت اسلامی را فلج کرده اند و…

کسی نیست از این دروغپردازان دست نشانده بپرسد که در این ۱۸ سال ۴۸ کشور نتوانسته اند ماشین جنگی طالبان را از کار بیاندازند و به پیشرفتی دست پیدا کنند حالا چگونه است که با بارش برف و برقرار شدن سرمای زمستان و مسدود شدن راههای مواصلاتی این حکومت لرزان و پوسیده توانسته است در مدت ۳ هفته ماشین جنگی طالبان را فلج کند و…؟!!!

 خود سازندگان دروغ به این دروغها باور ندارند و تنها برای فریب مسلمین و دلگرم کردن نوکرانشان از آن استفاده می کنند، چون :

  1. به دلیل شرایط جغرافیائی حاکم بر افغانستان کم شدن تحرکان نظامی ، اقتصادی و… از مشخصه های زمستان است
  2. طالبان فعلا با عدم تنازل از ارزشهای اسلامی خود، یعنی:  پرچم اسلام و مردم در افغانستان . و تا زمانی که پرچم اسلام و مردم افغانستان وجود دارد طالبان و مجاهدین هم وجود دارند چون این قیام سرتاسری برخاسته از میان ملت است، که ریشه های عمیق و بنیاد محکمی دارد.

 در این صورت باید متوجه شد که کم شدن نسبی عملیاتهای نظامی مجاهدین و حتی قطع شدن حملات زمینی دشمنان آن چون آمریکا و حکومت فاسد و لرزان کابل و حتی دشمنان جاهلی چون متشددین دوله (داعش) بخاطر عوامل طبیعی است که این بر حسب معمول هر ساله چنین بوده و همه آگاه هستند، اما حکومت دست نشانده که حیا ندارد و از هیچ دروغ و خیانتی کوتاهی نکرده است با دروغپردازی رسانه ای خود را مسخره ی خاص و عام افغانستان نموده و تنها شایسته است چون رسول الله صلی الله علیه و سلم به این دسته از انسانها گفته شود  : إنَّ مما أدرك الناس من كلام النبوة الأولى: إذا لم تستح فاصنع ما شئت . (صحیح بخاری شریف)  یکی از سخنانی که مردم از پیامبران گذشته دریافته اند این است که: اگر حیا نداری، هرچه خواهی کن.

توطئه ی آمریکا و متحدینش پس از شکست جنگ نظامی و دیپلماسی در برابر طالبان

 توطئه ی آمریکا و متحدینش پس از شکست جنگ نظامی و دیپلماسی در برابر طالبان

 به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

زمانی که ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد یکی از شعارهای انتخاباتیش این بود که اگر پیروز شود نیروهای نظامی و دلارهای آمریکا را  از کشورهای دیگر جمع کرده و صرف امور داخلی کشورش می کند .

در همین راستا در مراسم تحلیف خود گفت : ما تریلیون ها دلار را در کشورهای دیگر صرف کردیم، کشورهای دیگر را سیر کردیم، اما خود امریکا را فراموش کردیم، پس ازین به امریکا توجه می شود.

اما این دروغگو در کمال ناباوری ۸ ماه پس از رسیدن به قدرت استراتژی تازه ی جنگی خود را جهت پیروزی بر مجاهدین طالبان اعلام نمود و گفت: « نیروهای نظامی امریکایی تا زمانی در افغانستان می جنگند که پیروز شوند و تا زمانی با طالبان مسلح درگیر می باشند که آن ها را شکست بدهند». البته مدت این پیروزی را نیز مشخص کرده بود : ۶ ماه

طالبان نیز که با ادبیات چنین دروغگویانی آشناست در مقابل اعلام نمود: «تا زمانی که یک عسکر امریکایی هم در کشور ما حضور داشته باشد و مقامات امریکایی خط مشی جنگی را تعقیب بکنند، ما با روحیهء قوی، عزم راسخ و کمال متانت در برابر آن ها جهاد می کنیم. به نصرت پروردگار، پیروزی حتما از آنِ ما می باشد، دشمن ما بالاخره شکست می خورد و با رسوایی جهانی دچار می شود» .

دو تا ۶ ماه با آنهمه جنایت جنگی و کشتار غیر نظامیان توسط بمبارانهای کورکورانه ی هوائی آمریکا و نیروی زمینی مزدورانش هم تمام شد، اما آمریکا غیر از شکست در میدانهای نظامی و دیپلماسی و جنگ نرم و روانی و بالا رفتن و افزایش تنفر و بدبینی مسلمین افغانستان از آمریکا و مزدورانش چیزی نصیبش نشد، به همین دلیل اعمال آمریکا و مزدورانش تنها به پیشرفت و مقبولیت و همدلی بیشتر مسلمین افغانستان با طالبان  ختم شد، که سال ۲۰۱۸ را می توان علاوه بر پیروزی های نظامی سال پیروزی دیپلماسی طالبان هم نامید، به گونه ای که مسلمین افغانستان پیروزی خود را بعد از نصرت الله تعلی حتمی و برای شکست کفار سکولار و اشغالگر خارجی لحظه شماری می کنند .

این اوضاع باعث مقبولیت جهانی طالبان شد، به گونه ای که کشورهای مختلف جهت حفظ منافع خود به صورت آشکار و پنهان خواستار برقراری روابط با حکومت طالبان شدند. چنین اوضاعی که بر آمریکا تحمیل شده بود ترامپ را مجبور به واکنش نمود، و در عقب نشینی آشکاری جهت تبرئه ی خود و سرپوش گذاشتن بر شکست آشکارشان در افغانستان، این سیاست شکست خورده ی جنگی را به گردن ژنرالها و اطلاعات غلط آنها انداخت؛ و مکارانه جهت نجات نیروهای نظامی و صرف آنهمه دلارهای آمریکا برای اولین بار آشکارا طالبان را به رسمیت شناخت و راه صلح و گفتگوی مستقیم با طالبان از کانال  الیس ویلز و سپس زلمی خلیلزاد را درپیش گرفت .

در برابر اینهمه موفقیت طالبان باید از نظر دور نداشت که آمریکا و متحدین مکارش به همین سادگی تسلیم نخواهند شد و قطعا تا زمانی که طالبان از آرمانهای خود تنزل نکرده ، در راه تضعیف طالبان دست به توطئه زده و تلاش خواهند کرد . چه با دادن امتیازاتی به متحدینش و چه با فراهم نمودن زمینه های ایجاد جنگ داخلی میان طالبان و دوله و شاخه های مختلف طالبان با همدیگر و تکرار سناریوی سوریه و عراق و یمن و… در افغانستان . این همان چیزی است که ما در جنگ روانی و تبلیغاتی فراگیر کنونی مخالفین طالبان می بینیم و نیاز به واکنش مناسب و به موقع دارد .

توهمات ادامه دهندگان راه امانی و رضاخانی در افغانستان و ایران در برابر بیداری مسلمین

توهمات ادامه دهندگان راه امانی و رضاخانی در افغانستان و ایران در برابر بیداری مسلمین

   به قلم: شاهو مریوانی

در رسانه های ماهواره ای و مجازی وابسته ی به سکولاریستها و منافقین(سکولار زده ها) و مسلمین جاهل ایرانی زمانی که قصد دارند الگوی مناسب برای ایران را نشان دهند به حکومت سکولار رضا خان و پهلوی اشاره می کنند،البته بعضی از سکولار زده های سرزمینهای مسلمان نشین هم دولت سکولار و جنایتکار ترکیه (عضو فعال ناتو) را به عنوان یک الگو معرفی می کنند .

حکومت سکولار رضاخان با آنکه بخش بسیار ناچیز از ثروتهای ملی را صرف پاره ای امکانات صنعتی نمود اما پروژه های بزرگ ملی چون راه آهن و صنایع مادر کلا در خدمت منافع کشورهای بیگانه بودند و نسبت این پروژه ها در طول ۵۰ سال حاکمیت پهلوی به نسبت ۳۲ سال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بسیار ناچیز و ضعیف است . چون ۸ سال این نظام در جنگ با کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای منطقه ای و محلی گذشت (۸+ ۳۲=۴۰).    به گواهی دوست و دشمن پهلوی یک حکومت سکولار دست نشانده و ظالمی بود که نزدیک به نیم قرن حاکمیت ایران را به مرکز فساد و فاحشه خانه ی  دنیا تبدیل کرده و…..

این رسانه های معارض ایرانی خود را ادامه دهندگان چنین سکولاریستهائی در ایران می دانند.اشرف غنی هم در افغانستان در سخنرانی‌های متعددی، حکومت خود را پیرو اصلاحات امانی خوانده و بر ادامۀ راه امان الله خان تأکید نمود. وی در ادامۀ سخنانش مبنی بر دلیل عدم موفقیت برنامه‌های امان الله خطاب به جوانان نموده گفت: «امان الله برای رسیدن به اهدافش نسلی جوان همانند شما، پایبند به دموکراسی و اصول دولتی دموکراتیک را نداشت که خوشبختانه من دارم.» در ادامه دلایلی دیگری نیز دال بر سقوط امان الله و موفقیت خویش برای تطبیق کامل دموکراسی و سیکولریزم در افغانستان یادآوری نمود.

از آن‌جایی‌که همه می‌دانیم، امان الله بعد از قتل پدرش بشکل مرموز با حمایت کفار سکولار جهانی و تعدادی از هم‌فکرانش در کابل به قدرت رسید؛ دقیقاً او زمانی قدرت را بدست گرفت که در جهان و منطقه تحولاتی عظمیی در جریان بود و بزرگترین ابرقدرت دنیا(خلافت عثمانی) طی یک توطئه‌ی هماهنگ سکولاریستهای خارجی و خائنین سکولار داخلی سقوط نموده بود. اروپا بعد از جنگ‌های جهانی دوباره خود را بازسازی می‌نمود و امریکا بسوی ابرقدرت شدن روان بود.

ادامه خواندن توهمات ادامه دهندگان راه امانی و رضاخانی در افغانستان و ایران در برابر بیداری مسلمین

افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

 افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

  به قلم : عبدالخالق پنجشیری

 چند سال قبل ، به دنبال حملات نیروهای ائتلاف بین‌المللی سکولاریستها(مشرکین) به سرکردگی امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱م و سقوط حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان، صفحه‌ی دیگری در تاریخ این کشور ورق زده شد. متنفذین قومی و سیاسی و سران نیروهای نظامی سکولار زده و منافقین برای بحث روی ساختار حکومتی، که قرار بود پس از طالبان و تحت حمایت آمریکا به دست گیرند، در شهر بن آلمان گردهم آمدند.

بعد از رایزنی‌ها و چاره‌اندیشی‌ها فیصله بر آن شد تا حامد کرزی به همراه نظام پیشکش‌شده‌ی غرب به عنوان رئیس دولت موقت به کابل فرستاده شود. سرانجام طبق فیصله‌ی مذکور، کرزی باهمراهانش با ظاهری خجسته و مبارک رهسپار دیار مادری‌اش گشت. در سوی دیگر، دارودستهی  منافقین و سکولار زده های افغان از شدت اشتیاق به وجد آمده بودند و شوق و ذوق عجیبی در میان‌شان فراگیرشده بود. چراکه گمان می‌کردند، وی باخود دموکراسی  را خواهد آورد و غافل از واقعیت جامعه ی اسلامی خود و بی‌خبر از همه چیز با آغوش باز، شتاب‌زده و دوان‌دوان به استقبالش شتافتند و با شادی و مسرت تحفه‌ای را که دنیای سکولار(مشرک)غرب توسط پیک‌اش(کرزی) برای‌شان فرستاده بود، باجان و دل پذیرفتند. عاقبت با طناب پوسیده‌ی غرب خود را به چاه انداخته، کلنگ بدبختی‌شان را بر زمین زدند.

ادامه خواندن افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

رابطه حضور آمریکا در افغانستان با صلح در این کشور

 رابطه حضور آمریکا در افغانستان با صلح

 ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

بعد از اشغال مستقیم افغانستان توسط آمریکا در سال ۲۰۰۱  آمریکا به تدریج پایگاه های خود را در مناطق مختلف افغانستان مستحکم نموده که از آنجا حملات وحشیانه خود را تا حال بر علیه مسلمین افغانستان سازماندهی و آنرا تمدید می نماید. از سوی دیگر آمریکا توسط یک تعداد از جیره خواران اش دست به تطبیق پروژه های مختلف زده که هدف از آن سکولاریزه ساختن یک تعداد از نخبگان جامعه است تا اینکه الگوی باشند برای اقشار مختلف جامعه، که تا الحال کار این پروژه ها با اسالیب مختلف توسط نهاد های مختلف ادامه دارد.

 اگر در اصل قضیه برگردیم حکام و بعضی از سیاسیون اغوا شده ای که در کاسه آمریکا غذا می‏خورند دلیل حضور آمریکا و ناتو را در افغانستان مبارزه با تروریزم، ایجاد صلح سرتاسری و ثبات پایدار در افغانستان عنوان می کنند، در حالی که نخست سرخط رسانه ها را صلح با حزب اسلامی به خود مشغول کرده بود، مذاکرات دولت افغانستان با حزب اسلامی پایان یافت و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار به پروسه صلح پیوست که اصلا تحول در بهبود وضعیت امنیتی کشور دیده نشد و این درست زمانی است که چندی بعد دونالد ترامپ راهبرد جنگی اش را در مورد افغانستان اعلام نمود که اوضاع افغانستان بیشتر از پیش به حالت وخامت درآمد، حملات هوای را شدت بخشیدند، جنگ در میادین نبرد شعله ورتر شد و حملات در پایتخت و ولایات خصوصا بالای اماکن مذهبی افزایش یافت، چنانچه یوناما می گوید: “در حملات بالای اماکن مذهبی در افغانستان ۲۶۱ تن کشته شده اند” و همچنان طبق توافق دولت آمریکا، حکومت افغانستان می‏خواهد رقم تلفات نظامیان را در میادین جنگ پنهان نگهدارد که این خود نشان دهنده رقم بیشتر تلفات نظامیان نسبت به گذشته است.

حال اینکه حزب اسلامی به پروسه صلح پیوسته و خطری از جانب آن به حکومت افغانستان متصور نیست و اینکه بحث و گفتگوها در مورد به میز مذاکره کشانیدن طالبان فضای گرم رسانه ها را به خود مشغول نموده است و در این اواخر فشار های هم بالای رهبری سیاسی و نظامی پاکستان از سوی دولت آمریکا وارد می‏شود تا اینکه پای طالبان را به میز مذاکره با دولت افغانستان بکشاند چنانچه رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در جریان سفرش به تاریخ (۱/۸/۱۳۹۶) به افغانستان و ملاقات با سران حکومت وحدت ملی در فرودگاه بگرام گفت؛ روابط آمریکا با پاکستان مشروط به همکاری های آن کشور در پروسه صلح افغانستان خواهد بود.

پرسش در اینجاست که آیا بعد از به میز مذاکره کشانیدن طالبان و پیوستن آنها به پروسه صلح، امنیت و ثبات در افغانستان تامین خواهد شد یا خیر؟! پس سخن واضح است که نخیر!  و این سروصدا های صلح هم سرابی بیش نیست و فریب ایست برای افکار عمومی، و همین که طالبان به درخواست دولت افغانستان لبیک بگویند و به پروسه صلح هم بپیوندند آمریکا دست اش سبک می‏شود برای تولید گروهی مسلح معارض با حکومت دست نشانده و موافق با خود بر علیه چین و روسیه و ایران .

 پس شعله ورتر شدن آتش جنگ در افغانستان که هیزم سوخت آن مردم بی دفاع افغانستان اند وسیله ایست برای رسیدن اهداف خصمانه آمریکا در منطقه و در حقیقت صلحی که آمریکا خواهان آن است جنگ است و تا زمانیکه دست آمریکای اشغالگر و مزدوران اش از سر سرزمین مان قطع نگردد به وجود آمدن صلح خیال است و محال. صلح واقعی زمانی به میان میآید که امت وحدت نموده و زیر چتر یک حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله، یک  رهبر و در یک جغرافیای واحد در یک فضای صمیمیت اخوت و برادری با هم زیست نمایند و بدون شک که امام(رهبر اسلامی )سپری است که از عقب آن می جنگید و توسط آن محافظت می‏شوید!

استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه

استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه

به قلم: مسعود. ن.

 بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و ستایش برای خداوند احد و سلام و درود خداوند بر خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم)

 

سرانجام پس از سه ماه رایزنی و مشاوره با بهترین پارتیزانهای آمریکایی و همچنین پس از چرتکه اندازیهای دور و دراز با مهمترین سیاستمداران و تئوریسینهای آمریکایی، هفته گذشته رئیس جمهور آمریکا استراتژی تداوم فعالیت نظامی خود را در کالج نظامی وست پوینت اعلام کرد.

ویژگیهای مهم این استراتژی را می توان بصورت زیر ذکر کرد:

افزایش نیروها: محوریترین قضیه این استراتژی پاسخ مسئول اداره آمریکا به ژنرالهای مسئول جنگ افغانستان مبنی بر ارسال نیروی کمکی است. استنلی مک کریستنال مدیر اصلی جنگهای خاورمیانه و افغانستان چند ماه پیش برای ارسال ۴۰ هزار نفر نیروی تازه نفس و آموزش دیده، اصرار فراوان داشت که در استراتژی جدید رئیس جمهور آمریکا این مهم با ارسال ۳۴ هزار نفر نیروی آمریکایی و درخواست ارسال ۶ هزار نفر دیگر از کشورهای اروپایی و ناتو لحاظ گردیده است. که تاکنون انگلس با اعلام ارسال ۵۰۰ نفر نیروی مجرب و کارآزموده تا پایان ماه میلادی جاری به سمت هلمند با این نقشه موافقت کرده است.

 آموزش نیروهای افغان: بر همگان معلوم است که رئیس جمهور آمریکا با شعار تغییر توانست کاخ سفید را فتح کند که تغییر مورد نظر در مورد افغانستان این بود که در سریعترین وقت ممکن جدول زمانی معقولی برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان همانند خروج آنها از عراق تهیه شود. رئیس جمهور آمریکا که هم اکنون ریاست حزب دمکرات را نیز بر عهده دارد، باید پایبندی خود را به این وعده تبلیغاتی ثابت کند. راهی را که مستشاران رئیس جمهور آمریکا به او پشنهاد می کنند، آموزش نیروهای افغانی بر مبادی دمکراسی آمریکایی است تا در آینده نه چندان دور خود افغانها بتوانند اهداف آمریکا را در افغانستان تحقق دهند و آمریکا نیز با خیال راحت جنگ با تندروهای! طالبان را به کرزای واگذار کند. آنچه در استراتژی جدید کاخ سفید در این باره اعلام شده، شروع زمان خروج اولین نیروهای آمریکایی و پیمان ناتو از افغانستان است که البته پس از ۱۸ ماه شروع می شود. این اصل در راستای شعار تغییر رئیس جمهور آمریکا محقق می شود تا بتوان با خروج نیروهای آمریکایی، آخرین ملزومات دمکراسی مزعوم خود را ادا نماید. و نیز از هزینه های سرسام آور جنگ بکاهد. مسئولیت آموزش نیروهای افغان به عهده نیروهای آمریکایی و ناتو و خصوصاً نیروهای متخصص بریتانیایی و استرالیایی است که هر دو این کشورها با ارسال نیروی خبره جدید برای تحقق این هدف موافقت کرده اند.

ادامه خواندن استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه

از دمکراسی عراق و سوریه و افغانستان تا خشکسالی و قحطی یمن و سومالی!!

 

از دمکراسی عراق و سوریه و افغانستان  تا خشکسالی و قحطی یمن و سومالی!!

نویسنده: شیخ أبو منذر شنقیطی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين

همه آن جنگ­ و درگیری­های مسلحانه­ لشکریان و سپاهیان سکولاریستها برای اشغال سرزمینهای اسلامی، سکولاریستها را به این باور و قناعت رسانید که جنگ و اشغال مستقیم سرزمین­های اسلامی برایشان بسیار پر هزینه و گران تمام می­شود. این مسئله آنها را سوق داد به مطرح کردن بهانه­هایی برای عذر و توجیه وارد شدن به سرزمینهای اسلامی و استتار و پوششی بر اشغالگری­هایشان.

دیروز سکولاریستهای آمریکا به بهانه نشر دمکراسی، عراق را به اشغال درآورد و ویرانی، قتل و کشتار و هتک حرمت مقدسات و تجاوز به ناموس را منتشر کرد. و ثروت و منابع عراق را غارت کرد و فساد و تباهی را در آنجا گسترش داد.

***

و امروز همان سکولاریستها به همان طریق سعی دارند افغانستان و سوریه و یمن را به اشغال در آورده و برای برای محاصره مجاهدان یمنی و «جنبش شباب المجاهدین» به بهانه کمک و یاری رساندن به آسیب دیدگان از خشک سالی و مبارزه با گرسنگی، وارد کشور یمن و سومالی شوند.

اما در حقیقت، این سکولاریستها هیچ رحم و شفقتی در قلبشان نسبت به جامعه اسلامی ندارند. بلکه خوشحال می­شوند وقتی که می­بینند نه ده­ها و صدها بلکه هزاران و میلونها تن از مسلمانان از بین می­روند و کشته می­شوند. خداوند متعال می­فرماید:

«إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا» آل عمران ۱۲۰

«اگر خیری (نيكي) به شما دست دهد (و نعمتي بهره شما گردد) ناراحت مي‌شوند، و اگر به شما بدي برسد، شادمان مي‌گردند.»

همین غربیهای سکولاریستی که سازمانهای امداد و گروههای بشردوستانه را حمایت می­کند همانهایی هستند که سرزمینهای اسلامی را اشغال کردند. و به کشتار و قتل و عام مسلمانان پرداختند. به ناموس مسلمانان تجاوز کردند و اموال مسلمانان را غارت کردند. ادامه خواندن از دمکراسی عراق و سوریه و افغانستان تا خشکسالی و قحطی یمن و سومالی!!

آمریکا و غلامانش بدانند در افغانستان صلح به وحشت و درندگی نمی آید

 

آمریکا و غلامانش بدانند در افغانستان صلح به وحشت و درندگی نمی آید

ارائه دهنده: ابوهاجر کندزی
نیروهای اشغالگر خارجی به سرکردگی امریکا در حالی که تلاش های شان را برای صلح شدت بخشیده اند، همزمان عملیات شب هنگام و بمباران کورکورانهء شان را نیز افزایش داده شدت اند.

در ماه جولایی ۲۰۱۸م، رسانه های امریکایی خبر دادند که ترامپ ماموران خود را به آغاز مذاکرات مستقیم با طالبان فرمان داده است.

پس این پنجمین ماه است که امریکا تلاش های گفتگوهای مستقیم خود با طالبان را آغاز کرده است. اما در عین حال بمباران ها و عملیات های شب هنگام خود را به شکل بسیار وحشیانه شدت بخشیده است.

اشغالگران خارجی و مزدوران داخلی از ماه جولایی تا آخر نومبر (در ظرف ۵ ماه) دقیقا ۱۶۶۲ تن غیر نظامیان را که بیشتر شان زنان و کودکان بودند در اثر عملیات های شبانه و بمباران ها در بخش های مختلف کشور به شهادت رسانیده اند، دو چند این تعداد را زخمی و زندانی ساخته اند و مردم را به اندازهء صدها هزار دالر تلفات مالی نیز رسانیده اند.

متاسفانه، از یکسو بسیار به چشم سفیدی دست به کشتارهای دسته جمعی می زنند و از سوی دیگر ادعای دروغین هم می کنند که گویا طالبان را هدف قرار داده اند. در حالی که تمام دنیا تصاویر و ویدیوهای فاجعه های مرگبار را از طریق شبکه های اجتماعی می بینند که قربانیان زنان، کودکان و مردم ملکی اند.

دو هفته پیش، ۲۳ تن را در گرمسیر (هلمند) در اثر بمباران شبانه به شهادت رسانیدند، دشمن مشترک ادعا کرد که مجاهدین را آماج قرار داده اند. اما بعدا یوناما صحنه را دید و تصدیق کرد که هیچ یکی از قربانیان طالب نبود، همه مردم ملکی بودند و ۱۸ آنان زنان و کودکان بودند. با وصف اینکه یوناما حتی الامکان برای پنهان کردن جنایات اشغالگران می کوشد.

همین عصر دیروز، نیروهای امریکایی به همکاری مزدوران شان یک خانهء عروسی را در منطقهء اورموز ولسوالی نوزاد ولایت هلمند بمباران کردندن و شماری زیادی را کشته و زخمی ساختند.

همچنان ۸ تن افراد ملکی را در لوگر شهید و ۷ خانه را با خاک یکسان ساختند.

همچنان در خوست، قندوز، وردک، پکتیا، ننگرهار و……….دست به قتل عام، ویرانی مساجد و مدارس و تباهی املاک مردم زده اند، در حالی که لاف از صلح و مذاکرات هم می زنند.

ما نمی دانیم که دشمن مانند سگ دیوانه به هر سو دهن می زند، آیا اینگونه عملکرد دو رویه، دروغین و وحشیانه می تواند آن ها را به هدفی برساند ؟

با کشتار مردم ملکی تنها چهرهء وحشی خود را رسوا تر می سازند، اما اهداف مذمومی که می خواهند به دست بیاورند، هیچگاه بدست آورده نمی توانند.

حقیقت اینست که شعارهای صلح با چنین وحشت و درندگی اصلا نمی زیبد، با این کار آن ها نمی توانند مجاهدین را وادار به تنزل و یا معامله بسازند. البته، بعید نیست که امارت اسلامی در واکنش به این اعمال وحشیانهء آن ها در مورد قطع مذاکرات با آنان مجدداً فکر بکند.

زیرا از یکسو شعارهای صلح و از سوی دیگر بمباران مردم ملکی و شهید ساختن زنان و کودکان، منافقت، وحشت و درندگی آشکارا است.

پاسخی به اشغالگران آمریکائی  و مزدورانش : ملت مجاهد افغانستان حق دارد اشغالگران را از هر راه ممکن از کشور خود بیرون کند.

پاسخی به اشغالگران آمریکائی  و مزدورانش : ملت مجاهد افغانستان حق دارد اشغالگران را از هر راه ممکن از کشور خود بیرون کند.

 

سخنگوی امارت اسلامی در مورد حرفهای وزیر دفاع امریکا می گوید: نشریهء غربی «ملتری تایمز» از زبان جیمز میتس، وزیر دفاع امریکا نوشته است که امریکا خواهان حل مشکل افغانستان است، اما طرحی برای اخراج نیروهای خود از آن کشور ندارد.

میتس این حرف ها را در نشست دفاع ملی ریگان ابراز داشته است.

امارت اسلامی به وزیر دفاع امریکا و دیگر مقامات امریکایی واضح می سازد که ملت مسلمان و غیور افغانستان مصمم هستند که نیروهای اشغالگر امریکایی را وادار می سازند تا از افغاستان بیرون شوند.

امارت اسلامی اگر از راه های سیاسی نیز برای اخراج امریکایی های اشغالگر تلاش می کند، هرگز به معنای این نیست که به امریکایی های اشغالگر در عرصهء نظامی چیزی گفته نمی شود و یا بیرون شدن و نشدن از افغانستان، در اختیار جنرالان امریکایی می باشد !!؟

امارت اسلامی به امریکا فرصت داده است، اگر از راه بی مصرف سیاسی می خواهد به اشغال افغانستان نقطهء پایان بگذارد و نگرانی های مشروع خود را رفع بکند، ما آمادۀ این فرصت هستیم. اما اگر مقامات و جنرالان امریکایی به این فکر باشند که نیروهای اشغالگر شان در افغانستان مستقر می باشد و برای آن ها اجازه داده می شود که در این جا زندگی آرام داشته باشند، پس باید یکبار دیگر بر این فکر خود تجدید نظر بکنند.

ما از راه جهاد نه خسته و نه هم نا امید می شویم. مجاهدین امارت اسلامی تا خروج آخرین عسکر اشغالگر امریکایی به مبارزه و جهاد مسلحانهء خود ادامه می دهند.

خطای بزرگ مقامات نظامی امریکا این است که از راه تعقل و منطق پیش نمی روند، همواره از زورگویی کار می گیرند و زور در هر جا نتیجه نمی دهد. ملت مجاهد افغانستان حق دارد که اشغالگران را از هر راه ممکن از کشور خود بیرون بکنند. در طی یک قرن اخیر، دو بار دیگر نیز اشغالگران (انگلیس ها و شوروی ها) را به فرار از افاانستان وادار ساخته اند، امریکایی ها باید تاریخ ما را بخوانند و عبرت بگیرند.

 

ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی

 

۲۴/۳/۱۴۴۰هـ ق

 

۱۱/۹/۱۳۹۷هـ ش ــ ۲۰۱۸/۱۲/۲م