غلاة میان شیعیان جعفری در آثار اهل علم: پیام به آنهائی که با عقاید غلات به شیعیان جعفری حمله می کنند

غلاة میان شیعیان جعفری در آثار اهل علم: پیام به آنهائی که با عقاید غلات به شیعیان جعفری حمله می کنند

به قلم: خالد هورامی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سال ۵۷ در ایران و اخراج آمریکائی ها و مزدورانش از ایران و همچنین بعد از زده شدن جرقه های بیداری اسلامی که خواب طاغوتهای مرتجع عرب و عجم منطقه را آشفته کرده است ما شاهد جنگ روانی بی سابقه ای توسط دستگاههای رسانه ای و علمای سوء این مزدوران محلی بر علیه ایران و شیعه جعفری بوده ایم.

یکی از حیله ها و چشم بندهای بزرگی که این علمای درباری و جاهلین دروغپرداز در جنگ با شیعیان جعفری به کار برده اند این است که ابتدا تلاش می کنند که نشان دهند شیعه جعفری یک مذهب است که همه دارای یک عقیده هستند و در مرحله ی بعد سعی می کنند با استناد به آراء غلاة میان شیعه به شیعیان اصلی حمله کنند و چنین نشان دهند که شیعه ی جعفری یعنی همین عقاید و رفتارهای غلاة و منحرفینی که اگر دقت کنیم این غلاة اکثرا توسط خود شیعیان جعفری تکفیر و مطرود شده اند.

در زیر به ۴ رای مهم اشاره می کنیم که می توانند برای اهل تحقیق و انصاف مفید باشد:

  1. ابوالحسن الشعری، شیعه را به سه گروه عمده تقسیم کرده است: غلاة، امامیه، زیدیه، وی غالیان را پانزده گروه می داند.[۱]
  2. شهرستانی، در ملل و نحل، شیعه را به پنج دسته عمده: کیسانیه، زیدیه، امامیه، غلاة، اسماعیلیه، تقسیم می کند و غلاة را یازده فرقه می داند: سبائیه، کاملیه، عَلبائیه منصوریه، کَیّالیّه، خطّابیه، هشامیه، نُعمانیه، مُغیریّه، یُونسیّه، نُصَیریه (اسحاقیه).[۲]
  3. صفرى فروشانى چند دسته از غلاة را به همراه توضیحاتی نام می برد :

تناسخيه (قائلان به تناسخ)، حلوليه (قائلان به حلول)، غرابيه (قائلان به اين‏كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و على عليه السّلام مانند دو كلاغ به هم شبيه بودند و جبرئيل عليه السّلام اشتباها وحى را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرود آورد، در حالى‏كه مامور بود بر حضرت على عليه السّلام فرود آورد)، سحابيه (قائلان به اين‏كه حضرت على عليه السّلام در ابرهاست)، مخمّسه (قائلان به الوهيت پنج تن آل كساء، يعنى حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله، على عليه السّلام، فاطمه عليها السّلام، حسن عليه السّلام، و حسين عليه السّلام).[۳]

  • دکتر محمد جواد مشکور نیز به ذکر تاریخ تفصیلی شیعه و فرقه‌های بزرگ آن و عقاید آنها می‌پردازد. وی در ذیل فرق غلاة ۱۳۱ فرقه برای آنها بر می‌شمرد.[۴]

با این آگاهی ها آیا می توان مسلمانی دلسوز و عام را پیدا کرد که با دور ریختن عمدی این حقایق و با چنگ زدن به عقاید غلاة به شیعیان جعفری حمله کند؟ قطعاً خیر. تنها دشمنان آگاه اسلام و مسلمین هستند که دست به چنین فریبکاری افکار عمومی جهت تولید جنگ داخلی میان مسلمین می زنند.

پس هشیار باشیم و فریب نخوریم.


[۱]مقالات الاسلامیین)، ۱۳/.

[۲]فرهنگ فرق اسلامی) دکترجوادمشکور، ۱۷۸/.

[۳]صفرى فروشانى، نعمت الله، غاليان كاوشي در جريانها و برآيندها تا پايان سده سوم، ۱جلد، آستان قدس رضوى – مشهد مقدس، چاپ: اول، ۱۳۷۸ ه.ش.

[۴] تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلامی تا قرن چهارم: دکتر محمد جواد مشکور، چاپ پنجم، تهران، انتشارات اشراقی، ۱۳۷۲٫

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۳) 

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۳) 

جمع آوری و ارائه: شیعه علی

آیت الله خامنه ای نیز که رهبریت کنونی حکومت اسلامی در ایران را بر عهده دارد باز در همان خط صحیح اسلاف خود حرکت کرده و با تفصیلی بیشتر می گوید: … مسأله ی شیعه و سُنی یکی از ابزارهای مهم دشمنان برای زمینگیر کردن امت اسلامی است. هم سُنی ها بدانند، هم شیعه ها بدانند؛ همه، در ایران و در دنیای اسلام، این را بدانند که اختلاف شیعه و سنی یکی از ابزارها و چماق های دشمن علیه امت اسلامی است. آنها هر جور بتوانند، از این ابزار استفاده می کنند. آن روزی که سُنیِ فلسطینی زیر فشار است، یک عده ای را با این شعار، با این تبلیغات، که: اینها سُنی هستند، شما شیعه هستید؛ سعی می کنند نگذارند کمک کنند. امروز که شیعه ی لبنان زیر فشار است، به یک عده ای می گویند: شما سُنی هستید، اینها شیعه هستند؛ به آنها کمک نکنید. آنها نه به شیعه احترامی می گذارند، نه به سُنی؛ آنها با اصل اسلام طرفند. سم مهلک دنیای اسلام تفرقه است.

اختلافات را آنها به وجود می آورند: دل سُنی را نسبت به شیعه، دل شیعه را نسبت به سُنی آن چنان چرکین می کنند که نتوانند با این همه مشترکات، کنار هم قرار بگیرند. این، کار دشمن است. چرا ما این حقیقت را نمی فهمیم؟ سالهای متمادی است – از زمان مرحوم آیت اللَّه بروجردی (رضوان اللَّه تعالی علیه) و بعضی از بزرگانِ علمای اهل سُنت در مصر – که این فکر پیدا شده که بیایید اختلافات را کنار بگذارید؛ سنی، سنی بماند؛ شیعه، شیعه بماند؛ عقاید خودتان را داشته باشید؛ اما با هم، دست در دست هم بگذارید.

قرآن از زبان پیامبر اکرم (ص) به مسیحیان آن زمان می گوید: «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الاّ نعبد الاّ اللَّه و لا نشرک به شیئا». آن وقت فرقه های مسلمان، با خدای واحد، پیغمبر واحد، قرآن واحد، قبله ی واحد، عبادت واحد، این همه مشترکات و مسلّمات، چند موضوع مورد اختلاف را وسیله قرار بدهند برای دشمنی! این، خیانت نیست؟ این، غرض ورزیِ غرض ورزان و غفلتِ غافلان نیست؟ هر کسی که در این زمینه تقصیری بکند، پیش خدای متعال مؤاخَذ است؛ چه شیعه باشد، چه سُنی.[۱]

اختلاف بین طرفداران دو عقیده بر اثر تعصبات، یک امری است که هست و طبیعی است، و مخصوص شیعه و سنی هم نیست. بین فِرَق شیعه، خودشان؛ بین فِرَق سنی، خودشان؛ در طول زمان از این اختلافات وجود داشته است. تاریخ را نگاه کنید، می بینید هم بین فرق فقهی و اصولی اهل تسنن – مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعیه و اینها – هم بین فرق مختلف شیعه، بین خودشان، اختلافاتی وجود داشته است. این اختلافات وقتی به سطوح پایین – مردم عامی – می رسد، به جاهای تند و خطرناکی هم می رسد؛ دست به گریبان می شوند. علما می نشینند با هم حرف می زنند و بحث می کنند؛ لیکن وقتی نوبت به کسانی رسید که سلاح علمی ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادی استفاده می کنند که این خطرناک است.

در دنیا این همیشه بوده؛ همیشه هم مؤمنین و خیرخواهان سعی می کردند که مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان این بوده است که نگذارند سطوح غیرعلمی کارشان به درگیری برسد؛ لیکن از یک دوره ای به این طرف، یک عامل دیگری هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود. نمی خواهیم بگوییم اختلاف شیعه و سنی همیشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخیل بوده؛ بعضی از جهالت ها، بعضی از تعصب ها، بعضی از احساسات، بعضی از کج فهمی ها دخالت داشته؛ لیکن وقتی استعمار وارد شد، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد. [۲]

سنی و شیعه هر کدام مراسم مذهبی خودشان را، آداب خودشان را، عادات خودشان را، وظائف دینی خودشان را انجام می دهند و باید بدهند؛ اما خط قرمز این است که نباید مطلقاً بین اینها به خاطر اهانت به مقدسات – چه آنچه که از سوی بعضی از افراد شیعه از روی غفلت صادر می شود، چه آنچه که از روی غفلت از بعضی از افراد سنی مثل سلفی ها و امثال اینها صادر میشود که یکدیگر را نفی می کنند – چیزی بیان شود. این همان چیزی است که دشمن می خواهد. اینجا هم باید هوشیاری باشد. [۳]


[۱] در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد علی (ع) ۱۳۸۵/۰۵/۱۷

[۲] ۱۳۸۵/۱۰/۲۵

[۳] بیانات در دیدار مردم سقز۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۲) 

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۲) 

جمع آوری و ارائه: شیعه علی

  • آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که در واقع ادامه دهنده ی خط صحیح مذهبی شیعیان جعفری است در مورد اصل وحدت میان مسلمین می گوید:

«اگر بخواهیم اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود،این انگیزه الهی را كه خداوند تعالی در قرآن كریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید و در مقابل این انگیزه كه رمز پیروزی و بقای آن است فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است».

«بی جهت نیست كه بوق‌های تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده‌های (فرزندان) بومی آنان، تمام توان خود را صرف شایع‌ها و دروغ های تفرقه افكن نموده‌اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می‌كنند. بی انگیزه نیست سفرهای دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه و مع‌الاسف در بین آنان از سردمداران و حكومت‌های بعض كشورهای اسلامی كه جز منافع شخص خود فكر نمی‌كنند و چشم و گوش بسته تسلیم آمریكا هستند دیده می‌شود.»

«توصیه این جانب به مسلمین و خصوص ایرانیان به ویژه در عصر حاضر آن است كه در مقابل این توطئه عكس‌العمل نشان داده و به انسجام وحدت خود به هر راه ممكن افزایش دهند و منافقان را مأیوس كنند».

–         آیت الله خمینی در پیام خود در تاریخ ۲۳ بهمن ۵۷ یعنی یک روز بعد از پیروزی انقلاب و در اوج مسایل متعدد و پیچیده آن روزها به این امر اساسی چنین اشاره دارند:

«ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می‏خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلًا در کار نیست، ما همه با هم برادریم‏ »[۱]

آیت الله خمینی در ۲۹ مرداد ۵۸ در پیامی به اهالی کردستان چنین می گوید:

«عوامل اجانب که منافع خود و اربابانشان را در خطر می‏بینند، برای تحریک برادران اهل سنت و دامن‏زدن به برادرکشی، قضیه شیعه و سنی را طرح نموده و می‏خواهند با شیطنت بین برادران اختلاف ایجاد کنند. در جمهوری اسلامی همه برادران سنی و شیعه در کنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوی هستند. هر کس خلاف این را تبلیغ کرد، دشمن اسلام و ایران است و برادران کُرد باید این تبلیغات غیر اسلامی را در نطفه خفه کنند »

و نیز در جایی ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه را جنایت قلمداد می گوید: «از جمله جنایتهایی که بدخواهان به اسلام مرتکب شده‏اند ایجاد اختلاف بین برادران سنی و شیعی است‏ » [۲]

«من امیدوارم که با همت همه آقایان، علمای اعلام همه بلاد و با اجتماع همه، برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل شیعه مجتمع با هم باشند و از اختلافی که می‏خواهند فاسدها و مفسدها ایجاد کنند بین ماها، از این اختلافات پرهیز کنند » [۳]


[۱] صحیفه امام،ج۶،ص۱۳۳

[۲] همان/۳۵۱

[۳] همان /‏۱۵/ ۳۹۸و ۳۹۹

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۱) 

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۱) 

جمع آوری و ارائه: شیعه علی

همچنانکه در میان حنفی ها و شافعی ها و زیدی ها و مالکی ها و سایر مذاهب اسلامی می توان فرقه های انحرافی و غلاة را پیدا کرد به همین شکل در میان مذهب جعفری نیز چنین فرقه هایی وجود داشته اند. چون شیعیان جعفری بر خلاف سایر مذاهب دارای قدرت حکومتی نبودند که تا از تولید این فرقه های انحرافی جلوگیری کنند به همین دلیل تعداد این فرقه ها در میان جعفری ها رشد عجیبی داشت حتی در عصر ائمه علیهم السلام تا اینکه بعد از قرنها شیعیان جعفری برای اولین بار در سال ۱۳۵۷ صاحب یک قدرت حکومتی شدند که در آن فقه جعفری و اهل فقه جعفری حاکمیت یافته اند.

سوالی که برای عده ای پیش می آید که این خط فکری و مذهبی از شیعیان جعفری که قدرت را در ایران در دست دارد چه نگرشی در مورد فرقه های معروف به اهل سنت دارد که در زیر به ذکر روایاتی به عنوان نمونه اشاره می کنیم:

  •  رَوَى عَنْهُ (ع) زَيْدٌ الشَّحَّامُ أَنَّهُ قَالَ: يَا زَيْدُ خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ صَلُّوا فِي مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَكُونُوا الْأَئِمَّةَ وَ الْمُؤَذِّنِينَ فَافْعَلُوا فَإِنَّكُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِيَّةُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا كَانَ أَحْسَنَ مَا يُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَكْتُمْ ذَلِكَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِيَّةُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَرٍ مَا كَانَ أَسْوَأَ مَا يُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ؛ زيد شحّام از امام صادق (ع) روايت كرده است كه به او فرمود: اى زيد با مردم (يا با اهل سنّت) با طريقه و آداب آنان معاشرت كنيد، در مساجد آنان نماز بخوانيد، و از بيمارانشان ديدن و احوالپرسى كنيد و بر جنازه‏هايشان حاضر شويد و اگر توانستيد كه پيشنماز آنان باشيد و أذان گوى ايشان شويد. پس حتما اين كار را بكنيد يا كوتاهى نورزيد، زيرا وقتى شما چنين رفتار مى‏كنيد آنان مى‏گويند: اينان از شيعيان جعفرى مذهب‏اند رحمت خداوند بر جعفر بن محمّد باد كه چه نيكو اصحاب خود را مؤدّب مى‏كند و چون اين رفتارهاى شايسته را ترك ميگوئيد با خود مي گويند: اينان شيعيان جعفرى‏اند خداوند او را جزا دهد و چنين و چنان كند كه اصحاب خود را چه بد پرورش داده است.[۱]
  • هم‌چنین آن‌قدر وحدت و برادری میان شیعه و اهل سنت از اهمیت بالایی برخوردار است که امام صادق(علیه‌السلام) به پیروان‌شان این‌چنین می‌فرماید:«هر که با آن‌ها (اهل سنت) در صف اوّل نماز بگذارد، گویا با رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) در صف اوّل نماز خوانده است».[۲]
  • –        «معاویة بن وهب» می‌گوید: از امام صادق(علیه‌السلام) درباره چگونگى رفتار با مخالفان پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: «به امامان خویش که خود را پیرو آنان مى‌دانید نگاه کنید و به هر شکلی که آنان رفتار کردند، شما نیز عمل کنید. به خدا سوگند که آنان از مریض‌شان عیادت مى‌کنند و بر جنازه‌هایشان حاضر مى‌گردند و در میان آنان به حق گواهى مى‌دهند و امانت‌شان را به آنان باز مى‌گردانند».[۳]

[۱] ج‏۱، ص۳۸۳؛ ابن بابويه، من لا يحضره الفقيه،

[۲] شیخ کلینی، کافی، ج۳، ص۳۸۰؛ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۸۲؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۲۹۹-۳۰۰٫

[۳] کلینى، الکافى، ج۲، ص۶۳۶٫

تفاوت باورهای غلات و شیعیان جعفری

تفاوت باورهای غلات و شیعیان جعفری

به قلم: خالد هورامی

این روزها و طی جنگ روانی «مثلث دروغساز»[۱] [۱- کفار آشکار۶گانه (۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۶- مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ)  2- دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها  3- مومنین جاهل و ناقل دروغهای این دو گروه قبلی] بر علیه مسلمین داریم می بینیم که عده ای با استناد به آراء غلاة میان تشیع یا تسنن و یا چنگ زدن به آراء شاذ و اجتهادات و سخنان گذشتگانی که هم اکنون توسط بزرگان همان مذهب رد شده و مورد پذیرش نیستند سعی دارند به تفقر میان مسلمین و شعله ور کردن جنگهای داخلی میان آنها دامن بزنند تا اینکه بتوانند از این کانال به دو هدف عمده برسند:

  1. مسلمین با هم متحد شوند
  2. مسلمین به جای تمرکز بر دشمنان غارتگر و اشغالگر خارجی و مزدوران آنها به خود مشغول شوند تا این دشمنان سکولار و طاغوتهای محلی بدون دردسر به جنایات و غارت خود ادامه دهند.

در مورد شیعیان جعفری لازم است بدانیم که مشترکات بین باورهای شیعیان غلات با عقاید شیعیان علی تنها در نام و اسم است نه در محتوا. همین اسم مشترک و نبود قدرت مدیریتی حکومتی در طول قرون گذشته در تبیین و ممانعت از فرقه سازی و سوء استفده از این نام و… باعث آلودگیهای غیر قابل اجتناب، و در نتیجه، در طول قرون متمادی، باعث قضاوتهای اشتباه از جانب محققینی که به منابع اصلی دسترسی نداشته و قضاوتهای خود را بر اساس انچه که رایج است قرار داده اند،شده است.

در این صورت چهره ی قبیح غلات که پاره ای از باورهای تشیع را جهت حفظ ظاهر و مقبولیت عمومی با خود یدک می کشند به عنوان نمادی از کل جریان تشیع شناسانده شده و مسبب  وارونه جلوه دادن تشیع، سوء استفاده ی دشمنان، انحراف آشکار افکار عمومی، انزجار و بسیج عمومی بر علیه آنها گردد.

شیعه ی جعفری به صورت خلاصه یعنی: ۱- قرآن ۲- سنت (که مورد تائید قرآن باشد) ۳- عقل ( که مورد تائید قرآن باشد). در این زمینه هم به چند روایت صحیح از منابع شیعیان جعفری بسنده می کنیم که آمده است:

  • إِنَّ عَلَى كُلِّ حَقٍّ حَقِيقَةً وَ عَلَى كُلِّ صَوَابٍ نُوراً فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ.
  • مَا لَمْ يُوَافِقْ مِنَ الْحَدِيثِ الْقُرْآنَ فَهُوَ زُخْرُف‌. (زخرف یعنی چیزی که ظاهرش زیبا است و باطنش نازیبا)
  • كُلُّ شَيْ‌ءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُف‌
  • أَيُّهَا النَّاسُ مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ وَ مَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ كِتَابَ اللَّهِ فَلَمْ أَقُلْهُ
  • لَا تُصَدِّقْ عَلَيْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ

شیعه ی جعفری یعنی همین. این نکات تنها برای کسانی ارزشمند است که حق طلب باشند و به ایمان و قیامت خود اهمیت دهند و دست از خدمتگزاری برای شیطان و یارنش در تولید تفرق و جنگ داخلی بردارند.

اینکه حنفی ها با جعفری ها یا مالکی ها و شافعی ها و … اختلافاتی داشته باشند یا دیگران با آنها و همدیگر دارای اختلافاتی باشند این اختلافات اگر در مسیر گفتگوی شرعی هدایت شود و باعث تفرق نشود همیشه باعث خیر و برکت است.

اختلاف یعنی نشان دادن راهکار جدید جهت اصلاح و پیشرفت اما تفرق یعنی تولید کینه و دشمنی و جدائی و جنگ داخلی و در نهایت ذلت و شکست.


[۱] ۱- کفار آشکار۶گانه (۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۶- مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ)  2- دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها  3- مومنین جاهل و ناقل دروغهای این دو گروه قبلی

مختصری از تمام عقاید اشعری ها

مختصری از تمام عقاید اشعری ها

به قلم: عادل شعیب شلار

ترجمه: مجاهد دین

بسیاری از برادران از من خواستند که برایشان تمام عقاید اشاعره را در بندهای مختصری بنویسم. و اینها به شکلی مختصر تمام عقاید اشاعره است:

۱-  روش اثبات عقاید، قرآن و سنت قطعیه و احکام عقلیۀ موافق با قرآن و سنت است.

۲-  اعتقاد داشتن به اینکه ایمان، تصدیق جازم به ارکان ایمان است، و اقرار زبانی به شهادتین شرط حکم نمودن بر شخص به اسلام است. و عمل صالح شرط کمال ایمان است، و ایمان کم و زیاد و قوی و ضعیف می‌شود.

۳-  ایمان به اینکه الله وجود دارد و مومنان روز قیامت او را خواهند دید.

۴-  ایمان به اینکه الله متعال تنها اوست که قبل همه چیز بوده، و قبل از او چیزی نبوده است و تنها او آخر است و بعد از او چیزی نخواهد بود، و او آشکار است و فوق او چیزی به آن آشکاری نیست و او باطن و‌ پنهان است و چیزی وجود ندارد که بتواند او را تعریف کند.

۵-  ایمان به اینکه الله یکی است و یکتا است، شریکی ندارد، تعددپذیر و تجزیه پذیر و ترکیب پذیر نیستف به چیزی متصل نیست و از چیزی جدا نشده است.

۶-  ایمان به اینکه الله غنی و صمد است، به چیزی محتاج نیست و همه چیز به او محتاج است.

۷-  ایمان به اینکه الله به دنیا نیامده و به دنیا نمی‌آورد، پس از مکانی و از چیزی بیرون نیامده است و در مکانی و در چیزی وارد نشده است.

۸-  ایمان به اینکه شبیه پدیدآمده‌ها نیست، هیچ کس همتای او نیست و هیچ چیز همانند او نیست.

۹-  ایمان به اینکه الله علیم است علمی‌محیط دارد، بر هر چیز قادر است قدرت دارد، مرید است اراده دارد، زنده است حیات دارد، شنوا است سمع دارد، بینا است بصر دارد، متکلم است کلامی‌غیر مخلوق و ذاتی و قدیم دارد، و اصوات و حروف اموری‌اند که الله آنها را خلق کرده و کلام ذاتی قدیم را با آن ترجمه کرده است و آن حروف و اصوات بر معانی کلام ذاتی و قدیم او دلالت دارد.

۱۰-  ایمان به اینکه اوتعالی هرچه بخواهد انجام می‌دهد و هیچ چیز و غایتی نمی‌تواند جلوی افعال او را بگیرد، و او خالق افعال بندگان است و خالق همه چیز است و او خالق خیر و شر است. و تقبیح و تحسین، شرعی هستند نه عقلی و او حلال و حرام را رزق می‌دهد.

ادامه خواندن مختصری از تمام عقاید اشعری ها

مختصری در مورد آثار سید قطب از زبان برادرش محمد قطب

مختصری در مورد آثار سید قطب از زبان برادرش محمد قطب

ترجمه: محمد عبدالرحمن (یعقوبی)

محمد قطب برادر سید قطب در پاسخ به سوال یکی از برادران می گوید:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته:

در مورد کتاب «العدالة الاجتماعیة فی الاسلام» از من سوال کردید؛ به شما می گویم که این کتاب اولین اثر سید قطب است که نوشته و سید قطب در این اثر بیشتر به زیبایی ادبی و نقد ادبی اهمیت داده است .

به یاری الله فکر سید قطب بعدها رشد چشمگیری کرد و از اسلام بیشتر آگاهی پیدا کرد به همین دلیل این کتاب،افکار سید قطب را نمایندگی نمی کند. علاوه بر این سید قطب به مطالعه ی این اثر وصیت نکرده است بلکه قبل از شهادتش کتابهایی که به آن وصیت کرده است که مطالعه شوند عبارتند از :

  •  فی ظلال القرآن ( بخصوص ۱۲ جزء اول که برای بار دوم چاپ شد و در آن بیشتر افکار خودش را بیان کرده است و قبل از آنکه سایر جزئها را بازنگری کند اعدام شد)
  • معالم فی الطریق ( که با اضافه کردن بخشهایی، اکثریت آن را از فی ظلال گرفته است)
  • –         هذا الدين
  • المستقبل لهذا الدين
  • خصائص التصور الإسلامي
  • مقومات التصور الإسلامي (کە بعد از شهادتش منتشر شد)
  • –         والإسلام ومشكلات الحضارة

کتابهایی هم که وصیت کرده است که مطالعه نشوند تمام آثاری است که قبل از فی ظلال نوشته که یکی از آنها کتاب«العدالة الاجتماعیة» است.

کتاب «لماذا أعدموني» نیز در واقع کتاب نیست بلکه مجموعه ی بازجوئی هایی است که در زندان از سید قطب شده است. از او سوالاتی می شد اما در این مجموعه تنها پاسخها وجود دارد که محمد حسین هیکل این مجموعه از پرونده های مختلف زندان بیرون کشید و به مجله ی الشرق الأوسط  فروخت و روزنامه ی المسلمون نیز به صورت بخش بخش آنرا نشر داد که بعدها به صورت کتابی مستقل این مجموعه را منتشر ساخت.

ما نمی دانیم واقعیت این مجموعه چیست و اصلاً نمی توانیم به واقعی بودن و صحت این مجموعه و کتاب حکم بدهیم؛ در این مجموعه تمام مسائلی که به شکنجه ی سید قطب می پرداخت حذف شده است و مجله هم به این مورد اشاره کرده است؛ بقیه مجموعه نیز تنها احتمال این می رود که سیدقطب آنها را گفته باشد، اما با اطمینان و با تاکید نمی توان گفت که توسط سید قطب گفته شده، چون این سخنان زیر شکنجه و تعذیب بوده .

این پاسخ سوالاتی بود که از من کرده بودی. الله متعال شما را موفق بگرداند.  

تفاوت اجتهاد و فقه در دین با غالی گری و مبارزه با احکام دین

تفاوت اجتهاد و فقه در دین با غالی گری و مبارزه با احکام دین

به قلم : ابوابراهیم هورامی

زمانی که با حاکمیت معاویه حکومت اسلامی به روش شورائی آن تبدیل به شاهیگری شد و شورای اولی الامر و امت و اجماع ناشی از این امت نیز رخت بر بست، علمای اسلام جهت سازماندهی آراء خود از اصولی پیروی کرده اند که به اصول فقه شناخته شده اند. عده ای از این اصول به متفق علیه و مواردی به مختلف فیه شناخته شده اند .

قرآن و سنت جزو موارد متفق علیه هستند . یعنی رای اجتهادی باید از این دو منبع بوده و مخالفتی با این دو منبع نداشته باشد و…. اما در مذاهب مختلف موارد دیگری در نظر گرفته شده اند به عنوان مثال: در مذهب حنفی : قیاس و استحسان و مراسل مرسله و… اضافه شدند. در مذهب شافعی اصولی چون : قرآن، سنت، اجماع، قیاس . در مذهب جعفری : قرآن ، سنت و عقل. البته سنت و عقلی که به تائید قرآن برسد و هر انچه مخالف قرآن باشد بیهوده و زخرف است. و….

در این صورت اختلافات مذهبی غیر قابل اجتنابی  در میان مسلمین حاصل گردید و با گسترش فلسفه های یونانی، ایران باستان و هندوئیسم و… مباحث کلامی نیز جامعه ی مسلمین را آشفته تر نمود . با این وجود تمام این اختلافات در چارچوب شریعت و با همان معیارهای قرآن و سنت و در قالب اجتهاد و تأویل شرعی  توجیه می گردید و نکته ای بر خلاف این منابع ذکر نمی گردید .

اما پدیده ی ظهور کفار داخلی (منافقین) ارتباطی به اجتهاد و فقه در شریعت ندارد بلکه  روندی است که طی آن عده ای به خاطر وجود قدرت حکومتی مسلمین شهامت، صداقت و غیرت خود را از دست داده و جرأت رویاروئی مستقیم با حکومت اسلامی را ندارند؛ در نتیجه اجبارا در قالب ریا و نفاق فرو رفته و با تظاهر به اسلام  هم شکل مسلمین  شده و پیوسته سعی دارند جهت رهائی از این وضع و آشکار نمودن باورهای خود، به صورت تدریجی، ابتدا از درون، اصول و بنیانهای دین اسلام را مورد تهاجم قرار دهند و در مرحله ی بعدی در قالب گروه و فرقه ای خاص آشکارا به بیان عقاید خود پرداخته و مستقیما در برار مسلمین صف آرائی می کنند . این آخرین مرحله ای است که این کفار داخلی  و پنهان را تبدیل به کفار خارجی و آشکار می گرداند و همان چیزیست که از ابتدای پیدایش آنها در مدینه تا کنون برایش تلاش نموده اند . 

گسترش رعد آسای فتوحات حکومت اسلامی با تمام ثمراتی که در برداشت باعث افزایش و تنوع این کفار داخلی نیز گردید . زمانی که متوجه میشویم که در جمعیت نزدیک به ۹۰۰ نفری مسلمین شهر مدینه در جنگ احد چیزی نزدیک به ۳۰۰ نفر آنها منافق و دارودسته ی منافقین از آب در می آیند باید تصور نمود که  در جمعیت انبوه آنهمه سرزمین فتح شده به چه تعداد کافر داخلی و دارودسته ی آنها باید وجود داشته باشد؟ آنچه باعث می شد این کفار داخلی جرئت ابراز وجود پیدا نکرده و فعالیتهای محدود آنها در نطفه خفه گردد تنها و تنها قدرت و ابهت حکومت اسلامی و نهادهای مرتبط با آن بود.

نکته ی قابل توجه اینکه این کفار داخلی در جنگ روانی بر علیه شریعت اسلام و جهت اعلام موجودیت، هر یک از ادبیات خاص خود بهره می گرفتند که به آن تعلق داشتند. به عنوان مثال مسیلمه کذاب از همان ادبیات مشرکین( سکولاریستها) سود می جست و سجاح از ادبیات نصرانیت . بعدها غلات از ادبیات نصرانیت، زروانیسم ، میترائیسم و فره ایزدی ایران باستان ، یهودیت، صائبی گری اطراف بصره و اهواز، بودیسم، شمنیسم و… لیبرالیسم، کمونیسم، سوسیال دموکراسی و…. سود جسته اند .

ادامه خواندن تفاوت اجتهاد و فقه در دین با غالی گری و مبارزه با احکام دین

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۵- و آخر)

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۵- و آخر)

به قلم: مسعود سنه ای  

در این چند قسمتی که خدمت شما عزیزان ارائه شد هدف این بود به مسلمین نشان داده شود که دشمنان آشکار خارجی به همراه دشمنان پنهان داخلی بیکار ننشسته اند و به صورت مشترک در حال پیشبرد جنگی روانی و سرد بر علیه مسلمین هستند.

خوراک این جنگ روانی دشمنان، تهمت و دروغ و قاطی کردن راست و دروغ  با هم جهت پوشاندن حق، و در نهایت سوء استفاده از ناآگاهی و جهل مخاطبین آنهاست. روشنگری صحیح و تبیین شرعی در این زمینه می تواند تاحدود زیادی سحر این مجریان جنگ روانی را باطل کند.

یکی از مجریان جنگ روانی دشمنان که در وزارات اوقاف حکومت سکولار بارزانی ها در اقلیم کردستان عراق فعالیت دارد ملا هَلو محمد رشید است که در این جنگ روانی مرتکب ابداع دروغهای بی سابقه ای کرده است که تا کنون هر انسانی که برای حیای خودش ارزش قائل بوده جرئت نشر چنین دروغهای آشکاری را نداشته است.  

  1. در این کلیپ چند دقیقه ای باز می گوید: “شیعه می گوید که مرد می تواند با پسر و پسر بچه هم متعه و ازدواج موقت انجام دهد !! این حرام است اما اینها حلالش کرده اند!!”

ج: من هم مثل شما زمانی که این دروغ آشکار را شنیدم از یکطرف متعجب شدم و از سوی دیگر به میزان خباثت و پستی دشمنان مسلمین بیشتر پی بردم که چگونه جهت مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید جنگ داخلی از هیچ دروغ و حیله ای دریغ نمی کنند.

مورد دیگری که باعث تعجب می شود میزان شعور مخاطبین و پامنبری های این ملای درباری و منتقل کنندگان این دروغ آشکار است که چگونه شخص و گروهی به چنان درجه ای می رسد که دشمنان می توانند به همین سادگی با چنین دروغهای آشکاری آنها را فریب دهند و در مسیر اهداف خود خرج کنند.

من هر چه در مورد ازدواج مردم با مرد تحقیق کردم تنها در میان سکولارهای کنونی توانستم کسانی را در قالب دگر باش و همجنس باز و… پیدا کنم و در تاریخ بشریت هیچ موردی از ازدواج مرد با مرد پیدا نکردم و وجود نداشت.

در تاریخ بعد از اسلام و در میان مسلمین نیز تنها در میان برخی از فرقه های منتسب به تصوف میان اهل سنت و  شاهان صفوی و لوطی های طرفدار آنها بود که توانستم این انحراف جنسی را مشاهده کنم اما به صورت ازدواج مرد با مرد اصلاً موردی در تاریخ بعد از اسلام مسلمین و در فقه هیچ یک از مذاهب اسلامی وجود ندارد.

البته در همین کردستان عراق و در جلو چشمان این ملای درباری و درهها ملای دیگر ما شاهد بر افراشته شدن پرچم همجنس بازها در کنسولگری آمریکا در اربیل آنهم در ماه رمضان سال۹۶ش بودیم و همه ی ما شاهد تبلیغ شبکه «روادو» متعلق به بارزانی ها برای به رسمیت شناختن حقوق همجنس بازها در میان کردهای عراق و شاهد تبلیغ رسمی هم جنس بازی توسط حزب کارگران اوجالان بودیم، علاوه بر این در همین کرستان عراق ما گزارش رئیس اتحادیه ی مردان را دیدیم که در این اقلیم و در میان کوردها پدیده ی تعویض همسر مُد شده است و… اما این ملا و سایر هم کاسه های او در برابر این جرمهای آشکار و واضح لال شدند و سکوت کردند و…

پس این انسان، چنین دروغ آشکار را از کجا گیر آورده است و به شیعه نسبت داده است غیر از القای شیاطین به او چون : إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ (انعام/۱۲۱) و اهریمنان سخت به دوستان و پیروان خود وسوسه کنند تا با شما به جدل و منازعه برخیزند. و اگر شما هم از آنان پیروی کنید شما جزو مشرکین (سکولاریستها) خواهید شد.

در این صورت مواظب این القائات شیاطین به پیروانش باشیم. اینها قصدی غیر از ضرر زدن به مسلمین و خدمت به دشمنان قانون شریعت الله و کشاندن مسلمین به مسیر مشرکین (سکولاریستها)ندارند.

پس لطفاً فریب نخوریم و قبل از پذیرش هر سخنی از صحت منبع آن سخن مطمئن شویم .

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۵)

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۵)

به قلم: مسعود سنه ای  

  1. مُلا هلو که کلیپ او در این روزها جهت فتنه انگیزی میان شعیان جعفری با حنفی ها و شافعی ها و نجدی ها و… دست به دست می شود در ادامه ی ابداعاتش در تهمت زنی و نشر اکاذیب می گوید: شیعه معتقد به سیستم تقیه است که نزد اهل سنت سیستم نفاق است… اینها اگر وارد این مسجد شوند پشت سر تو نماز می خوانند مثل تو؛ این نفاق است عبدالله بن ابی سلول (رهبر منافقین زمان پیامبر) اینگونه بود تا خونش و مالش و ناموسش محافظت شود می گفت مسلمانم و پشت سر پیامبر نماز می خواهند در حالی که کافر بود و با یهود و نصارا و مشرکین عرب بر علیه پیامبر متحد می شد! نزد شیعه کسی که منافق نباشد مومن نیست اما نزد ما هر کسی که منافق باشد مومن نیست.

ج: چرا گفتم در تهمت زنی و دروغگوئی نسبت به مخالفین خود ابداع کرده ؟ چون قبل از او کسی جرئت نکرده این دروغها را بر زبان بیاورد با استناد به این دروغها طرف مقابلش را تکفیر کند. این شخص به صراحت با استناد به تقیه و نماز خواندن شیعیان پشت سر حنفی ها و شافعی ها و سایر مسلمین آنها را به عبدالله بن ابی ملحق می کند و کافر می داند و….   اما در مورد تقیه:

 الله تعالی می فرماید:لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ (آل عمران/۲۸)  مؤمنان نباید مؤمنان را رها کنند و کافران را به جای ایشان به سرپرستی بگیرند، و هر که چنین کند (رابطه او با الله از بین رفته است و) وی را در چیزی از الله نیست – مگر آن که (ناچار شوید و در حالت ضرورت و اضطرار) خود را از (اذیّت و آزار) ایشان مصون دارید و (تقیه کنید)  – و خداوند شما را از (نافرمانی) خود برحذر می‌دارد و بازگشت (همگان) به سوی او است.‏

ابن القيم می گوید:التقية أن يقول العبد خلاف ما يعتقده لاتقاء مكروه يقع به لو لم يتكلم بالتقية (أحكام أهل الذمة: ص ۱۰۳۸) ، و السرخسي حنفی نیز می گوید: التقية أن يقي الإنسان نفسه بما يظهره، وإن كان يضمر خلافه (المبسوط: ۲۴/ ۴۵) و الحافظ ابن حجر شافعی نیز در تعریف تقیه می گوید:: الحذر من إظهار ما في النفس من معتقد وغيره (فتح الباري: ۱۲/ ۳۱۴). امام طبری هم با استثاء کردن معذورین بیچاره ای که توان هجرت به دارالاسلام را ندارند  ضمن شرعی دانستن تقیه حد و مرزهای تقیه را مشخص می کند. (تفسير الطبري ۵/ ۳۱۵)

از نگاه تمام مذاهب اسلامی تقیه رخصتی از سوی الله تعالی برای حالتهای ضرورت و اضطرار است که مومنین مثل آنچه عمار انجام داد می توانند از این رخصت استفاده کنند یا کسانی مثل خبیب از این رخصت استفاده نکرده و شهادت را انتخاب می کنند.

چنانچه مسلیمه ی کذاب دو مومن را آورد: به یکی گفت آیا شاهدی می دهی که محمد رسول الله است؟ گفت بله؛ مسلمیه دوباره پرسید آیا شاهدی می دهی که منم رسول الله هستم؟ آن مومن گفت بله. و مسیلمه او را رها کرد. مسیلمه به مومن دیگر گفت: آیا شاهدی می دهی که محمد رسول الله است؟ گفت بله. مسلمیه باز پرسید آیا شاهدی می دهی که منم رسول الله هستم؟ آن مومن گفت من کر و ناشنوا هستم نمی‌شنوم! و این کار سه بار تکرار شد به همین دلیل مسلیمه او را گردن زد. این رخداد به رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید و فرمود: کسی که کشته شد در راه صدق و  یقینش کشته شد و فضیلتش را گرفت، گوارایش باد. دیگری نیز آنچه الله جایز دانسته بود و رخصت بود را انجام داد؛ به همین سبب عقوبتی بر او نیست.( أحكام القرآن للجصاص، ج۲ص۲۸۹)

حالا شما بفرمائید این چه عقیده ای دارد و وابسته به چه گروهی است که بر خلاف قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و عمل اصحاب و فتوای تمام مذاهب اسلامی حرکت می کند؟

به نظر شما بوی فتنه و توطئه و تولید جنگ داخلی میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن کفار اصلی از دروغاهای این انسان مجرم به مشام شما نمی رسد؟

پس فریب نخوریم . بخصوص این روزها که دستهایی پلید و مجهول در حال سناریو سازی و تحریک شیعیان و حنفی ها و شافعی های ایران و افغانستان هستند.

ادامه دارد …. ان شاء الله.