نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۴)

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۴)

به قلم: مسعود سنه ای  

  1. ملا هَلو(هه لو) می گوید: ولایت فقیه نزد شیعه می تواند حرام را حلال کند و حلال را حرام کند و تمام دین را دستکاری کند و می توانند تمام شریعت را دستکاری کنند. این مورد سوم از عقیده ی شیعه است.

ج: حکومت اسلامی با نهادهای مختلفی که دارد، بدون وجود رهبری عالم و فقیه، امکان اداره ی شرعی آن بر اساس قانون شریعت الله وجود ندارد. اهل سنت به این رهبر «دارالاسلام» می گویند مجتهد و شیعیان می گویند فقیه. یعنی ماهیت یکی است و اختلاف تنها در دو اسمِ هم معنی است. یکی می گوید ولایت مجتهد و شیعه جعفری ولی‌فقیه را یك اسلام‌شناس متخصصی معرفی می کند که اِعمال قوانین اسلامی را در جامعه رهبری می‌كند و به این رهبریت می گوید ولایت فقیه.

 دارودسته ی منافقین و جاهلین میان اهل سنت که جرئت و غیرت بیان دشمنی با «ولایت مجتهد»  را در میان اهل سنت ندارند به «ولایت فقیه» حمله می کنند و دارودسته ی منافقین و جاهلین میان شیعیان جعفری هم با تهاجم به «ولایت مجتهد» که اصطلاح مورد پذیرش اهل سنت است در واقع با «ولایت فقیه» دشمنی می کنند اما هر دو نه اعتقادی به «ولایت مجتهد» دارند و نه «ولایت فقیه» اما در لباس اهل سنت به «ولایت فقیه» هجوم می برند و در لباس تشیع به «ولایت مجتهد».   

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: يَؤُمُّ الْقَوْمَ أَقْرَؤهُمْ لِكتَابِ اللَّهِ، بهترین قرآن دان شما، امام جماعت شود فَإِنْ كَانُوا في الْقِراءَةِ سَواءً، فَأَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ، و اگر همه در قرائت قرآن مساوی بودند، هر کدام از آنها که نسبت به سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم عالم‌تر است، امام شود فَإِنْ كَانُوا في السُّنَّةِ سَوَاءً، فَأَقْدمُهُمْ هِجْرَةً، و اگر در سنت نیز مساوی بودند، مقدم‌ترین آنها در هجرت  فَإِنْ كانُوا في الهِجْرَةِ سَوَاءً، فَأَقْدَمُهُمْ سِنّاً و اگر در هجرت نیز مساوی بودند، مسن‌ترین آنها امامت کند (مسلم ۶۷۳).«الأَقرأ» در زمان صحابه یعنی فقیه ترین و عالم ترین شخص به قرآن .

  • أبو حنيفة که در ۱۵۰ق در زندان حکومت بدیل اضطراری اسلامی عباسیان مسموم و به شهادت رسیده در مورد « فَإِنْ كَانُوا في الْقِراءَةِ سَواءً، فَأَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ، » می گوید: در اینجا منظور فقیه ترین و عالم ترین شخص است برای امامت.
  • –         شافعی که در سال ۲۰۴ق در راه دعوت توسط مالکی مذهبها علیل شده و بر اثر همین جراحات سپس شهید شده در الفقه الاکبر در بحث شروط امامت و رهبری  «دارالاسلام» می گوید: و علم؛ به گونه ای که صلاحیت افتاء داشته باشد و اهل اجتهاد باشد.( فقه الاکبر . ص ۳۹)
  • قاضى باقلانى و قاضى ابویعلى الفراء حنبلی نیز اجتهاد و علم را یکی از شروط انتخاب رهبر دارالاسلام مى دانند.( الاحکام السلطانیه، ص۲۰ و التمهید، ص ۱۸۱)
  • امام الحرمین الجوینی می گوید: از شرایط امام و رهبر این است که از اهل اجتهاد باشد، به گونه ای که در حوادث نیاز به استفتاء دیگران نداشته باشد  و این مورد (داشتن شرط اجتهاد برای رهبر) مورد اتفاق همه است، وهذا متّفق علیه» ( الإرشاد: ص۴۲۶)

و اما اختیارات ولی مجتهد یا ولی فقیه نزد شیعه جعفری در چارچوب «شریعت و قانون اساسی که بر اساس شریعت تدوین شده است» ولایت بر مردم و امت  و ولایت بر كشور و نهادهای حكومتی است و چنانچه در ذیل اصل ۱۰۷ قانون اساسى دارالاسلام ایران آمده است: «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوى است»

پس این ملای دستگاه اوقاف بارزانی که توسط سازمان جاسوی میت ترکیه و موساد رژیم صهیوینستی تنظیم می شود این دروغ آشکاری که نوعی ابداع در اتهام زنی و سیاه نمایی و ترور شخصیتی است را از کجا آورده است؟ بدون شک از خود بافته است چون در هیچ یک از منابع شیعیان جعفری چنین سخنی وجود ندارد.

ادامه دارد ….. ان شاء الله

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۳)

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۱)

به قلم: مسعود سنه ای  

  1. ملا هَلو(هه لو) می گوید: شیعه معتقد است غیر از عایشه بقیه ی زنهای پیامبر هم کافر بودند چون به ولایت ابوبکر و عمر اقرار کردند! شیعه تو را هم کافر می داند حالا تو تا این اندازه ساده لوح باشی کسی که می خواهد تو را ذبح کند مسلمان می دانی.!

ج:  اولاً غیر از ام المومنین عایشه، رسول الله صلی الله علیه وسلم صاحب زنهائی چون ام المومنین خدیجه و زینب بنت خُزَیمه رضی الله عنهما بود که قبل از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم فوت کرده بودند و اصلا ربطی به ولایت ابوبکر و عمر نداشتند…. ثانیاً در کدام منبع شیعیان چنین سخنی در مورد زنان رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده است؟ در هیچ منبعی.

آیا ارزش دارد دشمنی و کینه جاهلی نسبت به دیگران باعث اتهام زنی به همر رسول الله صلی الله علیه وسلم و توهین به رسول الله صلی الله علیه وسلم شود؟ زمانی که شخص اتهام و دروغی به زن یا خواهر یا مادر پاکدامن شما از زبان دیگران نسبت می دهد و نمی تواند این اتهام را ثابت کند علاوه بر آنکه به همسر و خواهر و مادر شما توهین کرده است باعث توهین و اذیت شما نیز می شود.

این شخص قبل از این عموم شیعیان  را متهم کرده بود به تهمت زدن زنا به زنان رسول الله صلی الله علیه وسلم  و الله تعالی می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ‏(نور/۲۳) کسانی که زنان پاکدامن بی‌خبر (از هرگونه آلودگی و) ایماندار را به زنا متّهم می‌سازند، در دنیا و آخرت از رحمت خدا دور و عذاب عظیمی‌دارند (اگر توبه نکنند).‏

بر اساس قاعده ی فقهی « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» این شخص که مدعی است که فلانی این تهمت را به زنان رسول الله صلی الله علیه وسلم زده است باید آنرا با دلیل و سند ثابت کند. همچنین می گوید که شیعه گفته است علاوه بر عایشه سایر زنان پیامبر هم به دلیل ولایت داشتن ابوبکر و عمر کافر هستند … بر اساس  همین قاعده ی « البینه علی المدعی » باید از او دلیل خواست که در کدام منبع و کجا شیعه چنین سخنی گفته است؟ قطعاً دلیل ندارد. پس چرا دروغ می گوید؟ آیا شما هم از این دروغ آشکار این نیمچه ملا تعجب نکرده اید؟ 

اهل دعوت باید از روی علم و آگاهی صحبت کنند و زمانی که دروغی آشکار را نقل می کنند که در منابع مستند وجود ندارد و ممکن است شایعه ای کوچه بازاری و عوامانه  باشد چنین شخصی جزو دروغگوها محسوب می شوند.

الله تعالی امر می کند: وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً) (الإسراء/۳۶)از چیزی كه بدان آگاه نیستی پیروی مكن، بیگمان چشم و گوش و دل، همه مورد پرس و جوی قرار می گیرند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:«كَفَى بِالْمَرْءِ كَذِبًا أَنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ مَا سَمِعَ (رواه مسلم) برای این كه شخص درغگو به شمار آید كافی است كه هر آنچه شنید را نقل كند.

حالا شما از این شخص بپرسید چنین دروغی را از کجا گیر آورده ای و در جمع نقل کرده ای؟

شیعیان غلاة انگلیسی از یک سو باعث اذیت و آزار رسول الله صلی الله علیه وسلم می شوند و این نیمچه ملاها نیز به سبک خودشان و به نام اهل سنت در این جرم آشکار مشارکت می کنند؛ هدف هر دو طیف هم ایجاد تفرق بیشتر میان مسلمین و مشغلول کردن مسلمین به مسلمین و تولید جنگهای داخلی میان مسلمین و در نهایت رها کردن کفار سکولار و اشغالگر خارجی.

ادامه دارد …. ان شاء الله

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۲)

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۲)

به قلم: مسعود سنه ای  

  1. می گوید: شیعه می گوید عایشه زنا کرده و پیامبر چون او را دوست داشته حکم زناکار را بر او تطبیق نداده است که حدش کشتن و رجم است! و مهدی اگر بیاید عایشه زنده می کند و حد را بر عایشه تطبیق می کند.! این سخن اینهاست، چه کسی اینها را مسلمان می داند؟

ج: شیعیان جعفری اعتقاد به پاکدامن نبودن همسران پیامبران را طعن بزرگ بر انبیاء می دانند، که هست، و کسانی مثل طوسی در تفسیر التبیان می گویند: زیرا چنین مطلبی باعث نفرت از فرستاده الله و نسبت دادن ننگ و رسوایی به وی است؛ کسی که به یکی از زنان پیامبر نسبت زنا بدهد دچار خطای بسیار بزرگی شده است و کسی که تحصیل (تحقیق) کرده باشد، چنین سخنی نمی‌گوید. (الطوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۵۲، ناشر:مکتب الاعلام الاسلامی، سال چاپ:۱۴۰۹ق)

شیعیان جعفری در این زمینه به عنوان یک مبنای عقیدتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل می کنند که فرموده: مَا بَغَتْ امْرَأَةُ نَبِيٍّ قَطُّ : همسر هیچ پیامبری هرگز آلوده به عمل منافی عفت نشد و بعد با استناد به همین روایت از ابن عباس توضیح می دهند که خیانت همسر لوط این بود که با دشمنان آن پیامبر همکاری می‌کرد و اسرار خانه او را به دشمن می‌سپرد و همسر نوح نیز چنین بود.( مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ ج ۲۴، ص ۳۰۲)

سیدمرتضی (متوفای۴۲۳ش/ الامالی، ج۲، ص۱۴۴-۱۴۵،)از فقهای بزرگ شیعه و شیخ طوسی معروف به شیخ طائفه (متوفای۴۴۷ش/ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۹۵)و شیخ طبرسی (متوفای۵۳۲ش/ تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۸۵) و ملا محمدصالح مازندرانی (متوفای۱۰۴۹ش/ شرح الکافی الاصول و الروضه، ج۱۰، ص۱۰۷)و دیگران با ذکر همین روایت مَا بَغَتْ امْرَأَةُ نَبِيٍّ قَطُّ : همسر هیچ پیامبری هرگز آلوده به عمل منافی عفت نشد از ابن عباس، خیانت این زنها را از نوع همکاری با دشمنان بر علیه دعوت پیامبران، نسبت‌ دادن امور ناروا به پیامبران چون دیوانگی و مشارکت در جنگ روانی کفار بر علیه پیامبران و کشف اسرار پیامبران مثل نشان دادن جای مهمان لوط می دانند. و سیدعبدالحسین شرف‌الدین (متوفای۱۳۳۶ش/ الفصول المهمة فی تالیف الامة، ص۱۵۶) می گوید: وعلی ذلک اجماع مفسری الشیعة ومتکلمیهم وسائر علمائهمو تمام مفسران، متکلمان و دیگر علمای شیعه بر این مطلب اجماع دارند.

علامه شهاب الدین آلوسی از علمای برجسته شافعی (متوفای۱۲۳۳ش/ روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏۹، ص ۳۱۸) و از مخالفین شیعیان جعفری است در تفسیر روح المعاني می گوید: به شیعیان نسبت داده شده است که به عائشه تهمت زنا که الله او را از آن مبرّا کرده است، زده‌اند؛ در حالی که خود آن‌ها چنین مطلبی را شدیدا انکار می‌کنند؛ در کتاب‌های مورد اعتماد آن‌ها چنین مطلبی دیده نمی‌شود و اصلا اثری از آن نیست. همچنین آن‌ها وقوع فحشا را برای عائشه بعد از وفات رسول الله انکار می‌کنند و از این مطلب نیز در کتاب‌های آن‌ها اثری دیده نمی‌شود.

پس متهم کردن شیعیان جعفری به چنین اتهامی در واقع یک دروغ بزرگ تاریخی است و به جای اینکه به چنین دروغی استناد کرد بهترین گزینه فاش کردن این دروغ و فاش کردن اهداف پلیدی است که «مثلث دروغساز» و سازندگان و مروجان این دروغ در تولید تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین در پی آن هستند که پروژه ی جنگ روانی بر علیه مومنین و جنگ داخلی میان مسلمین و ضربه زدن به دارالاسلام را به پیش می برند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۱)

نقدی مختصر بر سخنان ملا هَلو(هه لو) از مجریان جنگ روانی دشمنان در کردستان عراق (۱)

به قلم: مسعود سنه ای  

ملا هَلو از خطبای رسمی تحت حاکمیت بارزانی در اقلیم کردستان عراق است که بارزانی یکی از مزدوران رسمی آمریکا و رژیم صهیوینستی است.

این ملای رسمی، به سبک ابوبصیر طرطوسی ساکن انگلیس با ارائه ی مطالبی دروغین و بی اساس به همراه مخلوطی از عقاید غلاة میان شیعه با عقاید شیعیان، خوراکی مسموم پخته که ثمره ی نهائی آن تکفیر عام شیعیان و شعله ور کردن جنگ میان شیعه و سنی و ضربه زدن به اتحاد میان مسلمین و در نهایت خدمت به آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ یعنی تکرار همان سناریوهای قدیمی دشمنان اسلام و مسلمین در مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن کفار اصلی، که به نقد مخصر و گذرای چند مورد از سخنان این مجری جنگ روانی دشمنان می پردازیم:

  1. این شخص در مغالطه ای بچه گانه می گوید: “خدا می گوید: من از اصحاب راضی هستم اما شیعه می گوید من از آنها ناراضی هستم. حالا چه کسی اینها را مسلمان می داند؟”

ج: اولاً هیچ اثری از تشیع وجود ندارد که در آن نوشته شده باشد چون الله از فلان اصحاب راضی است من از این اصحاب ناراضی هستم . مطلقا نه چنین اثری وجود دارد و نه چنین شیعه ای یافت می شود. اگر چنین اثری را پیدا کرد یا چنین شیعه ای را پیدا کرد معرفی کند که قطعا نخواهد توانست چون وجود خارجی ندارد.

کسی که به خاطر تاویل و اجتهاد فلان صحابی را قبول نداشته باشد یا حتی مثل خوارج کسانی چون علی بن ابی طالب رضی الله را تکفیر کنند که الله تعالی از آنها اعلان رضایت کرده و فرموده : السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ (توبه/۱۰۰)  یا کسانی چون حسن و حسین و هزاران صحابی موجود در ارتش خلیفه ی مسلمین علی ابن ابی طالب رضی الله عنهم اجمعین و حتی افراد موجود در سپاه معاویه و ام المومنین عایشه و ام سلمه رضی الله عنهما را نیز تکفیر کنند باز از نگاه اهل سنت اینها مسلمان هستند و تکفیر نمی شوند. چون این خوارج اجتهاد و تاویل دارند و هدفشان دشمنی با اسلام نبوده بلکه اهل تاویلی هستند که در اجتهاد خود اشتباه کرده اند.  

  • می گوید: “شیعه چون دهها آیه و حدیث را رفض و رد می کند به همین دلیل رافضه هستند؛ آیا شما اینها را مسلمان می دانید؟ پس باید از ایمان خود بترسید.”

ج: اینهم خوراک مسموم دیگری است که این شخص تولید و توزیع کرده است، چون در طول تاریخ اسلام تا کنون کسی پیدا نشده است که در تعریف رافضه چنین دروغی گفته باشد.

غیر از این، آیا شما هم اکنون شیعه ای را پیدا می کنید که بگوید این آیه قرآن است و من قبولش ندارم؟! و یا بگوید این حدیث پیامبر است اما من ردش می کنم و قبولش ندارم؟ قطعاً وجود نداشته و ندارد. پس شنوندگان چنین اشخاصی باید چقدر جاهل باشند که این شخص جرئت می کند چنین دروغ بزرگی را به خورد آنها بدهد؟

ادامه دارد …. ان شاء الله

هشدار ، مواظب باشید ، مزدوران دین فروش و مردم فروشان استحمارگر و ایجاد شبهات و اعتراض بر جهاد

هشدار ، مواظب باشید ، مزدوران دین فروش و مردم فروشان استحمارگر و ایجاد شبهات و اعتراض بر جهاد

کاتب : ابوابراهیم هورامی

می گویند در مرحله اول طلب علم واجب است. در مرحله دوم اصلاح عقیده ، در مرحله سوم تحطیم (شکسته شدن و…) القباب ( کسی که هنگام درگیری خیلی داد و فریاد کند) والزوایا (کنار زد و دور کرد، آن را منع کرد و بازداشت ، گوشه و کنج).

در مرحله چهارم گذر و به پایان رسانیدن پیروزی بر صوفیه و الطّرقیه و بدعت قبل از فکر در مورد جهاد با کفار و آزاد سازی سرزمین مسلمین از اشغال و چپاول کفار سکولار جهانی و داخلی  باید به پایان برسند. و پنجم اصلاً شما در کنج خانه چکار می کنید اگر جهاد در چچن ، فلسطین ، افغانستان ، عراق و… فرض عین است؟

ادامه خواندن هشدار ، مواظب باشید ، مزدوران دین فروش و مردم فروشان استحمارگر و ایجاد شبهات و اعتراض بر جهاد

موضع ائمه ی مذاهب پنجگانه در برابر قرآن و سنت صحیح

موضع ائمه ی مذاهب پنجگانه در برابر قرآن و سنت صحیح

به قلم: ابوبکر الخراسانی

این روزها گاه دیده می شود که عده ای با استناد به سخنان شاذ عده ای از مولوی ها و شیوخ مورد پسند خودشان به راحتی آیات قرآن و حتی سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم را نیز نادیده می گیرند؛ بخصوص در مسائلی که به وحدت اسلامی و نزدیک کردن مسلمین به همدیگر و دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و حکومت اسلامی و مسائلی اساسی از این دست ربط داشته باشد.

بر این اساس سعی کرده ام آراء ائمه ی مذاهب حنفی، جعفری، مالکی، شافعی و حنبلی را در این زمینه ارائه دهم.

امام ابوحنیفه رحمه الله چنین گفته اند:

  1.  إذا صح الحدیث فهو مذهبی = هرگاه حدیثی صحتش به ثبوت رسید آن مذهب من است.
  2. لا یحل لأحد أن یأخذ بقولنا ما لم یعلم من أین أخذناه = برای هیچ کس جائز نیست که گفته ما را بگیرد تا اینکه نداند که ما آن را از کجا گرفته ایم .
  3. ودر روایتی دیگر از ایشان آمده: حرام على من لم یعرف دلیلی أن یفتی بکلامی = حرام است بر کسی که دلیل مرا نداند به گفته من فتوا دهد .
  4. ۴-     ودر روایت دیگری اضافه تر آمده : فإننا بشر نقول القول الیوم ونرجع عنه غدا = همانا ما انسانیم امروز حرفی می زنیم و فردا از آن رجوع می کنیم وباز می گردیم
  5. ۵-     ودرروایتی دیگرازایشان نقل شده : ویحک یا یعقوب ( هو أبو یوسف ) لا تکتب کل ما تسمع منی فإنی قد أرى الرأی الیوم وأترکه غدا وأرى الرأی غدا وأترکه بعد غد = وای بر توای (ابویوسف) یعقوب هر آنچه از من می شنوئی آن را ننویس زیرا من امروز نظریه ای دارم که فردا آن را ترک می کنم و فردا نظری خواهم داشت که پس فردا آن را رها خواهم نمود.
  6. ۶-     و نیز فرمودند: إذا قلت قولا یخالف کتاب الله تعالى وخبر الرسول صلى الله علیه وسلم فاترکوا قولی = هرگاه من سخنی گفتم که با کتاب الله (قرآن) و احادیث رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم مخالف بود؛ سخن مرا ترک کنید.[۱]
ادامه خواندن موضع ائمه ی مذاهب پنجگانه در برابر قرآن و سنت صحیح

ازدواج با شیعه و شافعی از نگاه غلات و افراط گریان اهل سنت

ازدواج با شیعه و شافعی از نگاه غلات و افراط گریان اهل سنت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

غیر از غلات ، تمام فرق و مذاهب اسلامی موجود اعتقادات، احکام، اخلاق و… دارای مشترکات زیادی هستند و البته اختلاف هایی هم دارند که قابل انکار نیست، اما این اختلاف ها هرگز باعث نگردیده آنها از دایره ی اسلام خارج گردند و در مساله ی ازدواج نیز سعی شده با مسلمان همچون مسلمان برخورد شود و با غیر مسلمان همچون غیر مسلمان .هر چند که عده ای مرزها را شکسته و راه غلو و افراط را در این زمینه پیموده اند اما آنچه در ازدواج دختر و پسر لازم است مراعات شود، هم کفو بودن آنان است. در کل مؤمن، کفو و همتای مؤمن است و مسلمان، همتای مسلمان است. و در حالت جزئی تر هر چه دختر و پسر در درجات کفو با هم نزدیک تر باشند، بهتر و مشکلاتشان کمتر خواهد بود.

هم اکنون و در سایه ی جنگ نرم و رسانه ای موجود تفاوتهای عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، طبقاتی و…میان خانواده ها، وحتی افراد یک خانواده، به اندازه ای عمیق و شایع گشته و زمینه ساز مشکلات و بحران های پیچیده و ناگواری در زندگی مشترک انسانها شده است که قابل تصور با اختلافات مذاهب و فرق اسلامی در قرون گذشته نبوده و نیست.

با این وجود در یک قاعده ی کلی الله متعال مرزهای ازدواج مسلمین را تعیین نموده و در مورد ازدواج با غیر مسلمین به صراحت ازدواج با زنان و دختران مشرک یا سکولاریستهای امروزی را حرام اعلام نموده و می فرماید:

” وَلَا تَنکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّیٰ یُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلَا تُنکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّیٰ یُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ أُولٰئِکَ یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ وَاللَّهُ یَدْعُو إِلَی الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَیُبَیِّنُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ” ﴿البقرة: ۲۲۱﴾

در این صورت حکم قطعی شریعت اسلام  بر این‌ است‌ که‌ مرد مشرک‌ به‌ هیچ‌ وجهی‌ از وجوه‌ نمی‌تواند با زن‌ مؤمنی‌ هم‌بستر شود. این امر ممکن است  به‌ سبب‌ خفت ‌و ذلتی‌ که‌ از این‌ کار بر‌ اسلام‌ و قانون شریعت الله وارد می گردد باشد، و قطعا اسلام‌ این‌ خفت‌ را نمی‌پذیرد؛ یا ممکن است به این دلیل باشد که معمولا زنان تابع شوهران خود هستند و نفوذ مردها بر زنان بیشتر بوده و لذا احتمال مرتد شدن زن مسلمان می رود و یا اینکه دلایل و حکمتهای دیگری در میان باشد.اما در مورد ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب عفیف و پاکدامن (نه ازدواج زنان مسلمان با مردان اهل کتاب) اجازه ی آن داده شده است و الله متعال می فرماید:

” وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلَا مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَکْفُرْ بِالْإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ ” ﴿المائدة: ۵﴾

شکی نیست که کفار اهل کتاب دچار شرک می شوند، مانند اینکه الله متعال در قرآنش به شرکیات آنها اشاره نموده است (عده ای عیسی را پسر خدا می دانند و به تثلیث اعتقاد دارند و … ) در این صورت  صرف مرتکب شرک شدن طبق نص صریح قرآن ازدواج با کفار اهل کتاب را حرام نمی گرداند . چون اگر این زنهای کافر دچار شرک نمی شدند جزو مسلمین محسوب می گردیدند نه کفار اهل کتاب.

ادامه خواندن ازدواج با شیعه و شافعی از نگاه غلات و افراط گریان اهل سنت

حکم توهین کننده به اصحاب نزد اهل سنت

حکم توهین کننده به اصحاب نزد اهل سنت

به قلم: ابوبکر الخراسانی

در میان اهل سنت دو قول مشهور  زمینه حکم فحش دهنده به صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم  وجود دارد :
قول اولحکم به کفر و قتل ساب الصحابه.
ابن تیمیه در وجه این قول می گوید:

  1. سب صحابه موجب ایذاء پیامبر صلی الله علیه وآله می گردد؛ زیرا آنان اصحاب آنحضرت بودند که آنحضرت ایشان راتربیت نمود؛ و معلوم است که ایذاء آنحضرت حرام می باشد. 
  2.  بازگشت سب اصحاب به ابطال جمیع احکام شرعیه خواهدبود؛ زیرا صحابه ناقلین سنت بوده اند. 
  3. طعن در صحابه منجر به انکار اجماع می گردد؛ زیرا اجماع قائم است بر فضل و شرافت اصحاب.[۱]

 قول دوم : ساب الصحابه تکفیر نمی گردد؛ بلکه به واسطه ی چنین امری فاسق و اهل ضلالت می گردد و عقوبت وی نیز قتل نمی باشد؛ بلکه وی تعزیر شدید می شود تا توبه کند و اگر توبه نکرد مجازات وی تکرار می گردد تا توبه کند. مشهور مذهب مالک بن انس تادیب شدید است و احمد بن حنبل نیز از فتوای به قتل می ترسیده است.[۲]
دلیل این قول در نزد قائلین به آن عبارت است از: 

  1. حدیث: «لا تسبوا اصحابی»؛ به اصحابم دشنام ندهید. در این روایت رسول الله صلی الله علیه و سلم از فحش دادن به  اصحابش نهی فرمودند، بدیهی است که چنین عملی در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم اتفاق افتاده که رسول الله صلی الله علیه و سلم نهی فرموده اند،واگر چنین فحش وسبی حکم قتل را در پی می داشت رسول الله صلی الله علیه و سلم  آن بیان می فرمودند. 
  2. سخن ابوبکر صدیق رضی الله عنه :«ما هی لاحد بعد رسول الله صلی الله علیه وسلم»، حکم قتل تنها مربوط به دشنام دهنده به رسول الله صلی الله علیه و سلم است. [۳]
    با استناد به سنت عملی رسول الله صلی الله و علیه وسلم و قول ابوبکر صدیق که مخالفی در میان اصحاب نداشته و حکم اجماع به خود گرفته است می توان گفت حکم کسی که به اصحاب فحش و ناسزا بگوید قتل نیست. چنانکه کسی تا به حال فحاشان به عثمان و علی از عشره ی مبشره را تکفیر نکرده است . الله متعال می فرماید : « وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ »(اسراء/ ۳۳) و کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید، جز بحق.

حال کشتن‌ به‌حق‌ نیز شامل مواردی است که در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان شده اند که می فرماید: (لایحل دم امری مسلم یشهد أن لا إله إلا الله، و أنی رسول الله، إلا بإحدی ثلاث : النفس بالنفس، و الثیب الزانی و المفارق لدینه التارک للجماعة “[۴] «ریختن خون هیچ انسان مسلمانی که شهادت أن لا إله إلا الله و أن محمداً رسول الله را می‌گوید حلال نیست مگر به سه چیز: نفس در مقابل نفس، زناکار محصن، مرتدی که جماعت مسلمانان را ترک کرده است».

با استناد به این حدیث عثمان بن عفان رضی الله عنه از قاتلین خود می پرسید دلیل قتل وی چیست در حالی که هیچ یک از این جرمها را مرتکب نشده است ؟!


[۱] الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ابن تیمیه، ص۵۶۹-۵۷۰٫

[۲] همان

[۳] مسائل الامام احمد روایة ابنه عبدالله، ص۴۳۱٫

[۴] متفق علیه: بخاری (۶۸۷۸)، مسلم (۱۶۷۶)، ابوداود (۴۳۳۰)، ترمذی(۱۴۲۳)، نسائی(۹۰/۷)، ابن ماجه (۲۵۳۴).

تفاوت باورهای غلات و شیعیان جعفری

تفاوت باورهای غلات و شیعیان جعفری

به قلم: خالد هورامی

این روزها و طی جنگ روانی «مثلث دروغساز»[۱] بر علیه مسلمین داریم می بینیم که عده ای با استناد به آراء غلاة میان تشیع یا تسنن و یا چنگ زدن به آراء شاذ و اجتهادات و سخنان گذشتگانی که هم اکنون توسط بزرگان همان مذهب رد شده و مورد پذیرش نیستند سعی دارند به تفقر میان مسلمین و شعله ور کردن جنگهای داخلی میان آنها دامن بزنند تا اینکه بتوانند از این کانال به دو هدف عمده برسند:

  1. مسلمین با هم متحد شوند
  2. مسلمین به جای تمرکز بر دشمنان غارتگر و اشغالگر خارجی و مزدوران آنها به خود مشغول شوند تا این دشمنان سکولار و طاغوتهای محلی بدون دردسر به جنایات و غارت خود ادامه دهند.

در مورد شیعیان جعفری لازم است بدانیم که مشترکات بین باورهای شیعیان غلات با عقاید شیعیان علی تنها در نام و اسم است نه در محتوا. همین اسم مشترک و نبود قدرت مدیریتی حکومتی در طول قرون گذشته در تبیین و ممانعت از فرقه سازی و سوء استفده از این نام و… باعث آلودگیهای غیر قابل اجتناب، و در نتیجه، در طول قرون متمادی، باعث قضاوتهای اشتباه از جانب محققینی که به منابع اصلی دسترسی نداشته و قضاوتهای خود را بر اساس انچه که رایج است قرار داده اند،شده است.

در این صورت چهره ی قبیح غلات که پاره ای از باورهای تشیع را جهت حفظ ظاهر و مقبولیت عمومی با خود یدک می کشند به عنوان نمادی از کل جریان تشیع شناسانده شده و مسبب  وارونه جلوه دادن تشیع، سوء استفاده ی دشمنان، انحراف آشکار افکار عمومی، انزجار و بسیج عمومی بر علیه آنها گردد.

شیعه ی جعفری به صورت خلاصه یعنی: ۱- قرآن ۲- سنت (که مورد تائید قرآن باشد) ۳- عقل ( که مورد تائید قرآن باشد). در این زمینه هم به چند روایت صحیح از منابع شیعیان جعفری بسنده می کنیم که آمده است:

  • إِنَّ عَلَى كُلِّ حَقٍّ حَقِيقَةً وَ عَلَى كُلِّ صَوَابٍ نُوراً فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ.
  • مَا لَمْ يُوَافِقْ مِنَ الْحَدِيثِ الْقُرْآنَ فَهُوَ زُخْرُف‌. (زخرف یعنی چیزی که ظاهرش زیبا است و باطنش نازیبا)
  • كُلُّ شَيْ‌ءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُف‌
  • أَيُّهَا النَّاسُ مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ وَ مَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ كِتَابَ اللَّهِ فَلَمْ أَقُلْهُ
  • لَا تُصَدِّقْ عَلَيْنَا إِلَّا مَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ

شیعه ی جعفری یعنی همین. این نکات تنها برای کسانی ارزشمند است که حق طلب باشند و به ایمان و قیامت خود اهمیت دهند و دست از خدمتگزاری برای شیطان و یارنش در تولید تفرق و جنگ داخلی بردارند.

اینکه حنفی ها با جعفری ها یا مالکی ها و شافعی ها و … اختلافاتی داشته باشند یا دیگران با آنها و همدیگر دارای اختلافاتی باشند این اختلافات اگر در مسیر گفتگوی شرعی هدایت شود و باعث تفرق نشود همیشه باعث خیر و برکت است.

اختلاف یعنی نشان دادن راهکار جدید جهت اصلاح و پیشرفت اما تفرق یعنی تولید کینه و دشمنی و جدائی و جنگ داخلی و در نهایت ذلت و شکست.


[۱] ۱- کفار آشکار۶گانه (۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۶- مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ)  2- دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها  3- مومنین جاهل و ناقل دروغهای این دو گروه قبلی

آیا نجدیت و شیعیان غلاة موفق می شوند درخت اسلام را از بین ببرند؟

آیا نجدیت و شیعیان غلاة موفق می شوند درخت اسلام را از بین ببرند؟

به قلم: سعد قشمی

در گذشته عده ای از پدر و مادرهای ما می گفتند که میوه های گندیده را باید از درخت جدا کرد و دور ریخت چون این میوه های گندیده باعث می شوند که درخت از بین برود! اما آیا واقعاً اینچنین است؟

اگر واقعیت را نگاه کنیم می بینیم که این میوه های گندیده با آنکه در کنار هزاران میوه ی سالم قرار گرفته اند اما نمی توانند درخت را از بین ببرند بلکه به مرور زمان خود به خود این میوه های گندیده به زمین می افتند و از بین می روند.

حقیقت تمام تفکرات فاسد هم در طول تاریخ همین بوده است و سرنوشت تفکر نجدیت و سایر تفکرات منحرف منتسب به اهل سنت و همچنین شیعیان غلاة و سایر تفکرات منحرف به تشیع نیز چیزی غیر از این نبوده و نیست.

 تفکرات فاسد منتسب به درخت تنومند و ریشه دار اسلام با ماهیتی فاسد و پوسیده ممکن است برای دوره ای باعث سنگینی و زردی و زشتی شاخه‌های درخت اسلام شوند، اما هیچگاه نمی‌توانند درخت تنومند اسلام را به زانو درآورند.

واقعیت این است که این تفکرات پوسیده خیال می کنند با ایستادن در برابر منهج صحیح اسلامی می توانند عقیده صحیح اسلامی را شکست دهند و تفکرات فاسد و اراده ی کوته بینانه ی خود را با قیچی کاری آراء گذشتگان و دروغ و بد دهنی و توهین و فحاشی و زور و خشونت بر مومنین تحمیل کنند؛ اما تاریخ گذشته و اتفاقات زمان حاضر نشان داده است که دارند در توهم و خیال به سر می برند و تنها به عنوان خادمین دشمنان اصلی انجام وظیفه می کنند.

این واقعیت نجدیت و تصوف منحرف و شیعیان غلاة و نامیزانی است که گاه درک صحیحی از پوسیدگی افکارشان ندارند و خیال می کنند در حال اصلاح و از بین بردن فساد و انحرافات فکری و عقیدتی و رفتاری و  اخلاقی از جامعه ی مسلمین هستند اما جهل و تعصب و گاه جحود مانع شده اند که متوجه نشوند که خودشان از درون پوسیده شده اند و با اندک آگاهی صحیح و با اندک تکان دادن شاخه ی درخت به زیر پا می افتند.

پس این تفکر نجدیت و امثال نجدیت و این تفکر شیعیان غلاة که به شیعه صفوی و یا شیعه انگلیسی شناخته شده اند با این تفکرات پوسیده هرگز نخواهند توانست به درخت تنومند اسلام ضربه بزنند هر چند با افکار و رفتارهای ضد اسلامی خود چهره ای زشت از اسلام نشان داده اند.

 با این وجود هر عاقلی باید بداند که بر روی این درخت تنومند اسلام در کنار چند میوه ی فاسد و پوسیده، هزاران میوه ی سالم نیز وجود دارند و این میوه های فاسد و پوسیده دلیلی برای نادیده گرفتن انهمه میوه ی سالم و یا تهاجم به اصل درخت نیست.