مشعل المپیک ۲۰۲۴ در دستان شیطان

مشعل المپیک ۲۰۲۴ در دستان شیطان

به قلم: دکتر امید حبیبی

  • ۱۲ سال پیش که وارد دانشگاه شدم، کتاب مرجع روانپزشکی DSM4 بود. در این کتاب به وضوح، تمام گرایشات جنسی منحرف از جمله همجنسگرایی، نوعی بیماری تلقی می‌شد. اما در سال ۲۰۱۳، که نسخه‌ی بعدی این کتاب منتشر شد، دیگر خبری از این بیماری نبود!

بله! درست متوجه شدید… نویسندگان این کتاب، این انحرافات را از لیست بیماری‌ها حذف کرده و آن‌ها را به عنوان گرایشاتی کاملاً طبیعی جلوه دادند.

به راستی چه اتفاقی افتاد؟ آیا علم و تحقیقات روان آن‌ها را به این نتایج رسانده یا علم را نیز به ابزاری برای گسترش بیشتر فساد تبدیل کردند؟

  • در حقیقت حامیان فساد (در عصری که به عصر علم معروف شده)، به دلایل علمی برای گسترش فحشاء در جامعه نیاز داشتند و به بهترین شیوه آن را در قالب علم به مردم عرضه کردند.

همان‌طور که می‌بینیم، قدم اول برای عادی‌سازی فساد، توجیه کردن آن از نظر علمی است. چنین رویه‌ای درباره‌ی موضوعات مختلفی صادق بوده و هم‌اکنون نوبت‌ عادی‌سازی این فساد بود.

و از اینجا به بعد، افراد دارای این انحرافات، با جرأت بیشتری پا در جامعه نهادند و به تبلیغ فساد خود پرداختند و دامنه‌ی آن را روز به روز گسترده‌تر کردند.

  • این مقدمه را عرض کردم که موضوعی را بیان کنم. چند روز پیش در مهم‌ترین رویداد ورزشی جهان یعنی افتتاحیه‌ی المپیک، به قبیح‌ترین شکل ممکن این انحرافات تبلیغ شدند. آن هم نه یک تبلیغ ساده، بلکه تبلیغ همراه با ضربه و توهین آشکار به باورهای دینی.

دنیای کفر با قوی‌ترین بلندگوی خود فریاد زد که قصد دارد فساد و فحشاء را به تک تک جوامع و تمام خانواده‌ها بکشاند.

دنیای کفر، دین خود را از دعوت مخفی و نیمه مخفی و کمی آشکار خارج کرده و آن را به آشکارترین شکل ممکن اعلام کرد.
مبارزه‌ای آشکار با دشمنان و مخالفان انحرافات جنسی که مهمترینشان حامیان ادیان الهی هستند. در چنین حالتی، زنگ خطر را باید بیش از پیش به صدا درآوریم. دشمن که حمله می‌کند، باید با آمادگی وارد میدان مبارزه شویم.

  • درباره‌ی این مبارزه باید بیشتر و بیشتر بگوییم، اما اولین و مهمترین قدم، این است که فرزندانتان را دریابید و در فضاهای مجازی بی‌کران، رهایشان نکنید.

روح فرزندانتان را می‌دزدند. فرزندانتان را منحرف می‌کنند. فرزندانتان را فاسد می‌کنند.

درآمریکای سکولار چه می گزرد؟

درآمریکای سکولار چه می گزرد؟

به قلم: ابومحمود کندزی

سیکولاریزم دین سکولاریستها است که در تاریخ قرآن تحت عنوان مشرکین و احزاب شناخته شده اند.
بنیانگذار دین سیکولاریزم هم شیطان است آن زمان که در برابر حکم الله مبنی بر سجده بر آدم حکم خودش را قرار داد.

سیکولاریزم، دشمن هویت معنوی جامعۀ انسانی است و جامعه را از همه خوبی‌ها تهی می‌گرداند و همچون جنگلی می‌سازد بی‌در و سر که شماری از دروغ‌گویان عاری از اخلاق، بر سر سایر افراد هرچه می‌خواهند در آنجا انجام دهند. یکی از اندیشه‌مندان در بارۀ سیکولاریزم می‌گوید:
«من سیکولاریزم را طوری تعریف می‌کنم که تنها جدایی دین از دولت و سیاست نیست؛ بلکه سیکولاریزم همه زندگی انسانی را از ارزش‌های انسانی، اخلاقی و دینی جدا می‌سازد».
در آمریکا هر ۴۰ ثانیه بعد یک کودک ناپدید میشود!
که ۴۶۰ هزار کودک در سال فقط در آمریکا ناپدید میشود، در تمام جهان ۸۵۰ هزار کودک ناپدید میشود که هرگز پیدا نمیشوند!
منبع سخن FBI و لینکش در آخر متن،  خوب سوال اینجه است که این اطفال چی میشوند و سرنوشت شان چی میشود؟
متاسفانه بعد از یک سال بدون پیدا شدن پرونده شان توسط پلیس بسته میشود، آیا FBI و غیره در این کار درست دارند؟ بلی
جواب در داستان جنایت آلیستر کراولی، آلیستر کراولی در آثار خودش فراوان تاکید داشته که : هر گناه در مسیحیت یک ثواب در عرفان است . او درسال ۱۹۲۹ در  کتابش نوشت:
ساحران باستان باور داشتند که هر موجود زنده انباری از انرژی است که کمیت آن بسته به اندازه و سلامتی آن موجود و کیفیت آن بسته به شخصیت ذهنی و روحی اوست . هنگام مرگ این انرژی ناگهان آزاد می شود و برای بهترین عمل « روحانی » فرد باید قربانی ای  انتخاب کند که دارای عظیم ترین و خالص ترین نیرو و انرژی باشد . فرزند ذکور با معصومیت کامل و هوش بالا بهترین و مناسبترین قربانی است .
بین سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۲۸ آلیستر کراولی هر سال تقریبا ۱۵۰ و در مجموع بیش از ۲۵۰۰ کودک معصوم را در پیشگاه شیطان قر-بانی کرد.
مطبوعات انگلیس او را شیطانی ترین مرد جهان نام گذاری کرد.
و اینجاست که معلوم می شود میلیونها کودکی که هر سال در سرتا سر جهان گم می شوند و هرگز پیدا نمی شوند سراز کجا در می آورند.
نوت: جالب اینجه است باز همین مردم در عید قربان میگن چرا حیوان بیچاره ره ذبح میکنین ایقدر خوده مهربان نشان میدن باز خودشان طفل مردمه  قر-بانی میکنن بخاطر شیطان،
-نا گفته نمانه بیل گیت-س رییس ای کار هاست. 
منبع مفقودین: https://childsafety.losangelescriminallawyer.pro/missing-and-abducted-children.html

آزادی حزب به سبک سکولاریستها: حبس ابد برای انجم چودری، واعظ اسلام‌گرا در انگلیس به اتهام رهبری یک حزب اسلامگرای شریعت گرا

آزادی حزب به سبک سکولاریستها: حبس ابد برای انجم چودری، واعظ اسلام‌گرا در انگلیس به اتهام رهبری یک حزب اسلامگرای شریعت گرا

در حاکمیتهای سکولار افرادی می توانند حذب به ظاهر اسلامگرا داشته باشند به شرطی که خواهان قوانین شریعت الله و مخالفت با قوانین سکولاریستی نباشد و در واقع از درون تهی از قوانینی باشه که مخالف قوانین سکولاریستی حاکم بر جامعه است.
حالا یک واعظ و خطیب مسجد در کشور سکولار انگلیس حزبی ساخته که برای احرای قوانین الله در جامعه تبلیغ می کند.
دادگاه انگلیس هم روز سه‌شنبه، انجم چودری، واعظ اسلام‌گرا در این کشور را به اتهام رهبری یک حزب اسلامگرای شریعت گرا که از نگاه سکوالاریستها ممنوعه و تروریستی است به حبس ابد محکوم کرد.

انجم چودری باید  ۲۸ سال در زندان بماند تا بتواند برای آزادی مشروط خود درخواست بدهد.

اهل جماعت نمی شوی در کشتار مسلمین توسط کفار شریکی

اهل جماعت نمی شوی در کشتار مسلمین توسط کفار شریکی

به قلم: خالد هورامی

امام ابن حزم اندلسی رحمه الله می گوید: «اگر فردی [در جامعه ی اسلامی] از  گرسنگی در شهری بمیرد، اهل آن شهر  قاتلان او محسوب می شوند؛ و  دیه ی آن فرد از آنها گرفته می شود». در ادامه می افزاید: «فرد گرسنه به هنگام ضرورت می تواند در راه به دست آوردن حق خود از غذای اضافی نزد دیگران  بجنگد که در این صورت اگر کشته شود، قاتل وی قصاص می شود و اگر کسی را بکشد که مانع رسیدن او به حقش شده، مقتول گرفتار لعنت خداوند می گردد زیرا از حقی منع کرده و بازداشته است و جزو  باغیان محسوب می گردد». [۱]

الان:

مگر کشتار مسلمین غزه توسط صهیونیستهای سکولار را نمی بینی؟

مگر خود مجاهدیین فلسطینی در جبهه ای تحت عنوان جبهه یی مقاومت که رهبریت آنرا دارالاسلام ایران بر عهده دارد عضو نیستند و با ایران در یک جبهه نیستند؟

پس تو در کجا ایستاده ای؟

اگر ادعا می کنی با مجاهدیین فلسطینی هستیی پس باید مثل مجاهدیین فلسطینی در کنار ایران باشی، اگر نیستی، پس در ادعایت دروغ می گوئی.

اینهمه جنایت صهیونیستهای سکولار را با حمایت آمریکا و ناتو و حکومتهای خائن منطقه می بینی و تنها نظاره گر شده ای، پس بدان که شریک جرم اینها هستی چه بدانی چه ندانی.

تنها گزینه این است که اهل جماعت شوی و در جبهه ی مقاومت قرار بگیری . راه و گزینه ی دیگری وجود ندارد.


[۱] المحلى، الجزء السادس، المسألة رقم ۷۲۵ ص۲۲۶ و۲۲۷٫

ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

به قلم: طاهر جان فرغانه ای

لازم می دانم بگویم که ابومعصب زرقاوی زمانی که در افغانستان بود نه به القاعده بیعت داد و نه به طالبان و حتی زمانی که در هورامان و نزد جماعت انصارالاسلام هم بود باز بیعت نداد بلکه گروه چند نفره ی خودش را داشت.

ابومصعب زرقاوی نه از علم دانشگاهی برخوردار بود نه از فقه شریعت و تنها بر اثر برخورد با علمای دعوت نجد و پیروان محمد بن عبدالوهاب چون ابومحمد مقدسی بود که به مسیر جهاد کشیده شد.

ابومصعب زرقاوی گروه توحید و جهاد را تشکیل داد و جهت جذب بیشتر مجاهدین به القاعده شیخ اسامه بن لادن بیعت داد اما این گروه بعد از خودش تبدیل به دولت اسلامی عراق به رهبری ابوعمر بغدادی شد و ابوحمزه المهاجر مصری به عنوان آخرین امیر القاعده در عراق به دولت عراق اسلامی بیعت داد و القاعده کلاً منحل شد.

در اين مرتبه مختصرا اشاره ای به ارتباط بین دولت اسلامی عراق و القاعده می کنیم، و برای تفهیم و تبیین صحیح اين موضوع لابد دو بیانیه “شهادة لحقن دماء المسلمین” و در جوابش؛ بیانیه”عذرا أمیر القاعدة” را در کنار هم قرار داد و با هم قرائت کرده و در کنار هم تحلیل نمود.

الفاظ و عباراتی که در بیانیة “شهادة لحقن دماء المسلمین” پیرامون و حول اين کلمات و موارد می چرخد: أمیره.. جز .. مشورت.. ولا .. اطلاع.. ولاة أمرنا..دولتکم.. أمر منکم.. جنودا له.. رجالا أوفیا .. تجدد بیعت از طرف دولت اسلامی.. أمیرنا.. مشايخنا.. سقوط هیبةالجماعة.. إلی أمرائه.. أمیرنا.. أمر لأمیر..

اگر مبنا بر اعتداد و اعتماد به اين الفاظ باشد، بايد دانست که؛ مدلول و غايت اين الفاظ و عبارات دلالت بر بیعت جهاد وطاعت در آن و وحدت در امر جهانی جهاد می باشد! نه اينکه ادعای دادنِ بیعتِ امامت به طالبان از طريق بیعت با القاعده شود! نه اينکه اين ولاء و ارتباط ملزم و نافذ در داخل دولت اسلامی باشد و بتواند آن را منعقد و يا منحل نمايد!! هیچ کدام از خطوط اين بیانیه و هیچ يک از جملات وارد شده در آن دلالت بر اينکه دولت اسلامی به القاعده و سپس طالبان بیعت امامت داده است، نمی کند! و هیچ يک به صراحت به اين موضوع اشاره نمی کند!.. القاعده در عراق به دولت اسلامی بیعت داد ومنحل شد، حال چه معنايی دارد که؛ قاعده به دولت به شرطی بیعت بدهد که دولت به قاعده بیعت دهد!!.. من المعضلات؛المضحکات المبکیات!!در اين مساله بیانديش و اين تفريق را رعايت کن تا ندانسته حکم اشتباهی صادر نکنی.

بیانیة “عذرا أمیر القاعدة” ابومحمد العدنانی ثابت می کند که اين ادعا بیعت امامت وامارت برای القاعده و امارت اسلامی افغانستان! به هیچ وجهی از وجوه، نه از طرف خود طالبان مطرح شده و نه امرای القاعده به آن اشاره واضح و صريح و يا تلمیحی ننموده ونه هم هیچگاه امرای دولت اسلامی عراق به اين موضوع اقرارکرده اند! بلکه حتی از نام امارت اسلامی “افغانستان”..أفغانستان!!.. نیز می توان جواب را فهمید!! بلکه به راحتی میتوان گفت: طالبان درتمامی بیانات خود تصريح کرده است که؛دايره امارت و فعالیت و اوامر و کنترلش فقط در اراضیّ افغانستان است و نمی خواهد در هیچ يک از کشورهای همسايه دخالت کند! و به آنها آسیبی برساند، چه رسد به اينکه دايره فعالیت و امارت خود را به کشورهايی به دوری عراق و سوريه توسعه دهد!! تامل کن.

پس از این شعارها و توهمات بیا بیرون، فریب نخور و عمرت را هدر نده و بدان جولانی یکی از سربازان ابوبکر بغدادی بود که به ابوبکر بغدادی خیانت کرد و برای اینکه سربازانش را مدتی فریب دهد به الظواهری بیعت داد و بعد که وضعیت آرام شد به الظواهری هم خیانت کرد و الظواهری به او گفت ناکث.

هم واقعیت کنونی امارت اسلامی افغانستان در زمان حال را متوجه شو و هم واقعیت جولانی خائن و ناکث را که در فضای مجازی ادعای جهاد دارد البته جهاد فی سبیل ناتو و قتال الفتنه.

برچه کسی پوشیده مانده که رژیم آل سلول رژیم طاغوتی وعلمای دربارش خرهای اند که فقط برای آل سلول کتاب حمل می کنند

‫ برچه کسی پوشیده مانده که رژیم آل سلول رژیم طاغوتی وعلمای دربارش خرهای اند که فقط برای آل سلول کتاب حمل می کنند

ئا : ب .کوردستانی

الله می فرماید: مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ۚ بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (توبه/۵) کسانی که تورات بدیشان واگذار گردید ، ولی بدان عمل نکردند و حق آن را ادا ننمودند ، به درازگوشی می‌مانند که کتابهائی را برمی‌دارد ( ولی از محتوای آنها خبر ندارد ) . مردمانی که آیات خدا را تکذیب می‌دارند ، بدترین مثل را دارند . خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمی‌دهد ( و به سعادت هر دو سرا نائل نمی‌گرداند ) .‏

آل سعود مثل بسیاری از طاغوتهای اطراف خودمان، علماء و اهل دعوت و مخالفین خود را با برچست خوارج و تروریست بودن زندانی و تبعید و اعدام می کنند. حالا به نظر شما خوارج تروریست اند ؟ یا اینکه تروریست ها خوارج اند؟ آیا شما می توانید جواب این معما را در نصوص شرع پیدا کنید؟

رژیم کفر آل سلول میگوید چند تروریست را اعدام کرد. خرهای نجدی دربارشان میگویند خوارج اعدام شدند. درعین حال هیئت خرهای کبار – بیانیه صادر می کند که این کار ولی خمر اجراکردن شرع الله بود؟

سوال می شود آیا شرع الله بود؟ نه والله شرع الله نیست – بلکه آل سلول وهیئت حمارهای کبار شان شرع الله را تبدیل کرده اند واین کفری آشکار است. این شرع الله نیست – بلکه شرع کفار سکولار (مشرک) و شرع سازمان ملل کفری و سکولار است که آل سلول آن را اجرا می کند.

اینهمه علماء و طلبه و اهل دعوت و دلسوزان امت و اهل غیرت که سال ها را در شکنجه گاه های آل سلول به دلیل مخالف با آمریکا و ناتو و صهیونیستهای سکولار سپری می کنند یا به شیوه ای مشکوک کشته می شوند یا آشکارا آنها را اعدام می کنند.

کسی برای این کشته شده های اهل سنت واکنشی نشان نداد اما چند سال پیش زمانی که یک شیعه را اعدام کردند دیدیم که شیعیان دنیا را به لرزه در آوردند. درحالیکه اهل سنت در سکوت مرگ سپری می کنند.آیا غیر این است که نجدی های هیئت های خرهای کبار با اسامی بزرگ شان اهل سنت را سحر کرده اند؟

تا دیروز اگر برای فرد عوامی از اهل سنت می گفتی که رژیم آل سلول – صدها تن از علماء طلاب ومجاهدین وعموم مسلمانان را زندان کرده واعدام کرده است – فورا نفی میکرد – حتی بعضی ها می گفتند مگر ممکن است که علماء را زندان کند وقتل کند درحالیکه هیئت علمای کبار دارد وعلمای بزرگ – فورا برایت نام های از پرورش دهندگان آل سلول را ذکر می کرد.

اگر برایش می گفتی علمایی که آل سلول آن ها را بزرگ کرده واسامی بزرگ بر آنها نهاده علمای دربارش هستند که خود آنها را پرورش داده – بازهم نفی میکرد-

اما امروزه و با اینهمه رسانه ی ماهواره ای و مجازی چی؟ امروزه دیگر خود رژیم کفر آل سلول ثابت کرده که سال ها است علماء را زندان کرده و  به این صورت آنها را قتل عام می کند و برای سکولاریسم به صورت تدریجی فعالیت می کند و هیچ مخالفتی را تحمل نمی کند.

دیگر برچه کسی پوشیده مانده که رژیم آل سلول رژیم طاغوتی وعلمای دربارش خرهای اند که فقط برای آل سلول کتاب حمل می کنند؟

ملی گرایی کُردهای سکولار مشکل کُردها

ملی گرایی کُردهای سکولار مشکل کُردها

به قلم: مُلا خلیل مهابادی

هنوز برای عده ای از مردم ما جای سوال است که بعد از اینهمه شکست احزاب سکولار ملی گرا و بعد از اینهمه جنگ داخلی این احزاب سکولار ملی گرا و سوسیالیست و بعد از این کارنامه ی ننگینی که این احزاب از خود به جا گذاشته اند آیا مشکل امروز کوردستان ایران ملی گرایست؟! یا ملی گرایی خودش مشکل برای کوردهای مسلمان درست کرده است ؟ و یا ملی گرای کوردی ابزاریست در دست سران و رهبران خود خوانده احزاب سکولار کورد برای تحقق آرمان های سکولاریستی و سوسیالیسم و لیبرالیسم در کوردستان به اسم دفاع از حقوق کورد؟

می دانیم که — تنوع در خلقت انسان (از لحاظ زبانی…رنگ و …) نشانه‌ای از قدرت الله خالق متعال است و این نشانه‌ها مایه برتری بر هیچ کس نیست… این نشانه‌ها باید بدون افراط و تفریط حفظ شوند به این معنی که حقوق ملی هر ملت و قومی باید رعایت شود…

«قوم گرایی» مفهومی نزدیک به «نژادپرستی» دارد. قوم گراییِ ناپسند، قوم گرایی ای است که به خاطر آن، حقی که الله معرفی کرده است نادیده گرفته شود و گرنه بر اساس شرییعت الله دفاع از خانواده و قوم و ملت مسلمانت یک ارزش و عبادت زبانی و عملی است.

هنگامی که از پیامبر اکرم(ص) از قوم گراییِ [مذموم] پرسیدند، فرمود: أن تُعینَ قَومَک عَلَی الظُّلمِ؛[۱] آن است که قوم و قبیله ی خود را در راه ستم یاری رسانی.

هر شعاری و عملی که با اصل اسلام و قرآن فاصله بگیرد و معیار آن نژاد، وطن، مذهب و طریقه باشد از امور جاهلیت و ظلم به دین و مسلمین است؛ هنگامی که بین دو نفر از مسلمانان یک مهاجر و یک انصار مشاجره ای در گرفت و هر کدام گروه خود را به کمک طلبید، رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم فرمود:« أَبِدَعْوَی الجَاهِلیةِ وأنا بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ »[۲] آیا در حالی که من بین شما هستم فریاد جاهلانه سر می دهید؟» پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم با مشاهده ی این موضوع بسیار ناراحت شد.[۳]

همچنین در جای دیگر پیامبر خدا(ص) می فرماید: لَیسَ مِنّا مَن دَعا إلی عَصَبِیةٍ، و لَیسَ مِنّا مَن قاتَلَ (عَلی) عَصَبِیةٍ، و لَیسَ مِنّا مَن ماتَ عَلی عَصَبِیةٍ؛[۴] از ما نیست کسی که به قوم گرایی دعوت کند و یا در این راه بجنگد و یا با چنین تفکری از دنیا برود.

برادران و خواهران گرامی امروزه در میان کُردها احزاب و گروهایی سکولار هستند که خود را تنها مدافعان ملت کورد معرفی میکنند ولی کارنامه ی آنها و واقعیت امر رسانده که اینها دشمنان ملت کورد هستند و اینها خودشان از مشکلات ملت کورد هستند که باید برداشته شوند اگر خواهان کرامت و عزت و شرافت اسلامی هستیم.


[۱]  سنن أبی داوود، ج ۴، ص ۳۳۱، ح ۵۱۱۹

[۲]  تفسیر ابن کثیر ۱/۳۹۰

[۳]  مجموع الفتاوی  28/328 ، ۳۲۹

[۴]  سنن أبی داوود، ج ۴، ص ۳۳۲، ح ۵۱۲۱

جمال عبدالناصر سکولار ، رئیس سابق مصر در مکه چه گفت؟ و بعد از مرگش چه اتفاقی افتاد؟

جمال عبدالناصر سکولار ، رئیس سابق مصر در مکه چه گفت؟ و بعد از مرگش چه اتفاقی افتاد؟

ارائه: عبدالله مهاجر

با مطالعه این داستان یاد سرانجام جلال طالبانی از طاغوتهای میان کوردهای عراق و اسحاق رابین صهیونیست افتادم که چقدر پست و ذلیلانه مردند.

«أنیس منصور» نویسنده‌ی مصری می گوید:

هنگامی که جمال عبدالناصر رئیس مصر در سال ۱۹۶۶ میلادی «سید قطب» را اعدام کرد از جانب برخی از نزدیکانش به وی توصیه شد که برای انجام حج تمتع به خانه خدا سفر کند تا محبت مردم را به سوی خود جلب کند و بگویند که انسان خوبی است!!

أنیس منصور در ادامه می گوید: با جمال عبدالناصر برای انجام حج تمتع به عربستان رفتیم، در حال انجام طواف بودیم که او نپذیرفت ۷ بار طواف را به جای بیاورد، علاوه بر این نیز در هنگام طواف بسیار به تنگنا آمده بود و به من گفت «یا أنیس هو لعب العیال دٓه هیخلص إٌ مَتی؟!» یعنی انیس این بازی بچه‌گانه کِی تمام می شود (منظور او از بازی بچه‌گانه، انجام حج تمتع و طواف بود)

أنیس منصور می گوید: به الله سوگند که من شاهد این سخنان بودم.

اینگونه است که عالمان و داعیان و مسلمانان یکتاپرست و افراد مُصلح و حقگو را به شهادت می‌رسانند و مانع از هوشیاری مردم توسط آنان می‌شوند ، اما قافله این دین حق هرگز متوقف نمی‌شود.

سپس با تظاهر به انجام برخی از عبادات ظاهری مردم را فریب داده و باقی امور را از یادشان می برند.

هنگامی که جمال عبدالناصر در تاریخ ۲۸ دسامبر سال ۱۹۷۰ میلادی مُرد (شما بخوانید به هلاکت رسید) حدود ۵ الی ۷ میلیون نفر در تشییع جنازه‌اش شرکت کردند، و بعد از خاکسپاریش سُفرای کشورها، هیئت‌ها، نماینده‌ی رؤسای کشورها و همچنین مردم عامی نیز از مقبره‌اش دیدار به عمل می‌آوردند، که متوجه این شدند که بوی متعفنی از قبر او به مشام می‌رسد، این بود که گروهی از جانب دولت موظف شدند تا در اطراف قبر او گُل بکارند تا مردمی که برای دیدار به مقبره او می‌آیند متوجه بوی متعفن نشوند، اما علی‌رغم کاشتن گُل نیز بوی بد به مشام می رسید.

سپس با دستور رئیس بعدی مصر یعنی انور سادات قبر جمال عبدالناصر را نبش کردند تا از علت بوی بد باخبر شوند، غافل از اینکه با نبش قبر دچار شوک شدیدی خواهند شد زیرا کانال فاضلاب شهری از زیر قبر او گذر می کرده و جنازه را نیز همراه خود به مکانی نامعلوم برده بود که تا به امروز نیز اطلاعی از جسد مفقود وجود ندارد (مردم مصر در آن زمان شاهد این اتفاق عجیب بودند).

پروردگار متعال اینگونه ستمکاران را رسوا میکند همانطور که قارون را در زمین فرو برد و فرعون را نیز در دریا غرق کرد و نمرود را نیز با پشه‌ای از بین برد و بسیاری دیگر از ستمکاران زمانه، این سزای دنیوی آنان است سزای قبر و آخرت نیز دردناک‌تر است.

برگرفته از کتاب:

«کیف استطاع الرئیس عبدالناصر أن یخدع شعباً و یضلل أمة … چگونه رئیس عبدالناصر توانست مردم را فریب دهد و امتی را گمراه کند» /صفحه ۱۷۲

سکولاریستها و حقوق بشرشان در فلسطین و ایران و افغانستان

سکولاریستها و حقوق بشرشان در فلسطین و ایران و افغانستان

به قلم: فضل احمد هراتی

چرا وقتی که یک قوم در حال در حال نابود شدن است غربی های سکولار به دنبال حقوق بشر و حقوق زن در افغانستان و ایران آنهم به بهانه داشتن روسری سرگردان اند؟

آیا در فلسطین انسان نیست؟
زن نیست؟.      کودک نیست ؟

چرا مسلمان ها بیدار نمی‌شوند ؟

چرا بعضی از افغانهای کمپ نشین و تاجیکستان نشین به دنبال کفار سکولار چون آمریکا و انگلیس و ازبکستان و تاجیکستان است ؟

به اندازه کودکان و زنان خارجی غیرت داشته باشید

زنان سکولار صهیونیست با مسلمانان در صفوف جنگ اند. قتل عام انجام میدهند، و برای زنان افغان و ایران به دنبال حقوق.

کدام حقوق ؟

کفار سکولار هرگز با ما مسلمین دوست نمی‌شوند، چه کافر سکولار خارجی چه کافر سکولار و مرتد داخلی و محلی.

جنگهای تحمیلی بر جماعت مسلمین در زمان حاکمیت علی بن ابی طالب (۳)

جنگهای تحمیلی بر جماعت مسلمین در زمان حاکمیت علی بن ابی طالب (۳)

به قلم: خالد هورامی

امیر المومنین علی رضی الله عنه و فرمانده ی ارتش مسلمین جنگ صفین را بعد از پایان جنگ این گونه تحلیل می‌کند: «آغاز کار چنین بود که ما با مردم شام دیدار کردیم که در ظاهر پروردگار ما یکی و پیامبر ما یکی و دعوت ما در اسلام یکی بودو در ایمان به خدا و تصدیق کردن پیامبرش، هیچ کدام از ما بر دیگری برتری نداشت و ما با هم وحدت داشتیم جز در خون عثمان که ما از آن برکناریم. پس به آنان گفتیم: بیایید با خاموش ساختن آتش جنگ و آرام کردن مردم، به چاره جویی و درمان بپردازیم، تا کار مسلمانان استوار شود و به وحدت برسند و ما برای اجرای عدالت نیرومند شویم. اما شامیان پاسخ دادند: چاره‌ای جز جنگ نداریم.

…پس آنگاه که دندان جنگ در ما و آنان فرورفت…به دعوت ما (صلح و گفتگو)گردن نهادند و بر آنچه آنان را خواندیم، پاسخ دادند. ما همه به درخواست آنان پاسخ دادیم و آنچه را خواستند زود پذیرفتیم تا حجت را بر آنان تمام کنیم و راه عذرخواهی را ببندیم…»( نامه ۵۸)

 شورشیان و قاتلین عثمان که بسیاری از مورخین آنها را عامل تحمیل جنگهای جمل و صفین بر مسلمین می دانند پس از جنگ صفین به بهانه ی حکمیت از سپاه رهبر مسلمین جدا شده و برای خود رهبر و خلیفه ی جداگانه ای انتخاب کردند . همان کاری که قبل از بیعت انصار و مهاجرین با علی بن ابی طالب ترس آن می رفت که توسط این شورشیان انجام شود.

رهبر مسلمین جهت پرهیز از جنگ و حفظ وحدت مسلمین با آنها مدارای زیادی نمود و کسانی چون ابن عباس را جهت گفتگو و برگرداندن  این گروه به دامان حکومت اسلامی فرستاد .

با آنکه این گروه رهبر مسلمین را کافر می دانستند اما رهبر مسلمین هرگز حقوق آنها را از بیت المال قطع نکرد و تا زمانی که آنها تا دست به سلاح نبردند و مسلمین را نکشتند با آنها وارد جنگ نشد. این شورشیان با همراه نمودن هزاران مسلمان دیگر با خود سومین جنگ داخلی را بر مسلمین در نهروان تحمیل نمودند . حتی بعد از شکست این شورشیان رهبر مسلمین به آنها اجازه داده بود که در مسجد کوفه پایتخت آن زمان مسلمین نماز بخوانند و کسی مزاحم این‌ها نمی‌شد.

با آنکه چندی بعد رهبر مسلمین توسط این خوارج ترور شد، اما رهبر مسلمین با آنکه بر اثر زخم ناشی از ضربه ی آنها در بستر شهادت قرار داشت باز گفت:«بعد از من با خوارج نبرد نکنید، زیرا کسی که در جستجوی حق بوده و خطا کرده مانند کسی نیست که طالب باطل بوده و آن را یافته است»( خطبه ۶۱)

رهبر جماعت مسلمین به این شیوه در این مدت چهار سال و نه ماه خلافت از دست همه ضربه خورد و با معیار قرار دادن حکومت اسلامی و آنهائی که اهل جماعت بودند و به وحدت پایبند بودند می گوید: «مسلمانان پس از وحدت و برادری به جدایی و تفرقه رسیدند و از ریشه و اصل خویش پراکنده شدند، تنها گروهی شاخه‌ی درخت توحید را گرفتند و به هر طرف که روی آورد همسو شدند»( خطبه ۱۶۶، ش۲)

این تفرق نگرانی جدی برای رهبر مسلمین به وجود آورده بود به گونه ای که می گوید : «در حالی که خداوند بر این امت اسلامی بر وحدت و برادری منت گذارده بود،که در سایه‌ی آن زندگی کنند، نعمتی بود که هیچ ارزشی نمی‌توان همانند آن تصور کرد، زیرا از هر ارزشی گران‌قدرتر و از کرامتی والاتر بود، بدانید که پس از هجرت، دوباره چونان اعراب بادیه‌نشین شده اید و پس از وحدت و برادری به احزاب گوناگون تبدیل گشته اید، از اسلام تنها نام آن و از ایمان جز نشانی رانمی‌شناسید. شعار می‌دهید: آتش آری، ننگ هرگز. گویا می‌خواهید اسلام را واژگون و پرده‌ی حرمتش را پاره کنید و پیمانی را که خدا برای حفظ حرمت مسلمین در زمین و عامل امنیت و آرامش مردم قرار داد بشکنید؟» ( خطبه ۱۹۲ ش ۱۵)

رهبر مسلمین اهمیت وحدت میان مسلمین و ضررهای ناشی از تفرق را می دانست به همین دلیل می گفت :«همواره با بزرگترین جمعیت‌ها باشید که دست خدا با جماعت است، از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها بهره‌ی شیطان است… هرکس مردم را به این شعار «تفرقه و جدایی» دعوت کند او را بکشید، هر چند که زیر عمامه من باشد» ( خطبه ۱۲۷، ش ۲)