جنگهای تحمیلی بر جماعت مسلمین در زمان حاکمیت علی بن ابی طالب (۲)

جنگهای تحمیلی بر جماعت مسلمین در زمان حاکمیت علی بن ابی طالب (۲)

به قلم: خالد هورامی

امیر المومنین علی رضی الله عنه در مورد کیفیت سمع و طاعه و بیعت و نصیحت نسبت به خلفای قبل از خود می گوید: «فمشيت عند ذلك إلى أبى‏بكر، فبايعته ونهضت فى تلك الأحداث… فلما احتضر بعث إلى عمر فولاه فسمعنا وأطعنا وبايعنا وناصحنا…»[۱].«پس در آن هنگام به طرف أبوبکر رفتم و با او بیعت کردم و در آن حوادث، به همراه او قیام کردم… زمانى که أبوبکر به حالت احتضار رسید، ولایت را به عمر سپرد و ما شنیدیم و اطاعت کردیم و بیعت نمودیم و خیرخواهى نشان دادیم».

با این نگرش سیدنا علی ابن ابی طالب رضی الله عنه  است که شیخ طوسى نیز روایت کرده است: «زمانى که در جمع شکست‏خوردگان جمل امام علی علیه السلام گفت: «فبايعت أبابكر كما بايعتموه… فبايعت عمر كما بايعتموه فوفيت له بيعته… فبايعتم عثمان فبايعته وأنا جالس فى بيتى، ثم أتيتمونى غير داع لكم ولا مستكره لأحد منكم، فبايعتمونى كما بايعتم أبابكر وعمر وعثمان، فما جعلكم أحق أن تفوا لأبى‏بكر وعمر وعثمان ببيعتهم منكم ببيعتى؟»[۲].

«پس با أبوبکر بیعت کردم، همانگونه که شما بیعت کردید… با عمر نیز بیعت کردم، همانگونه که بیعت کردید و در بیعت با او، وفادار بودم… سپس با عثمان بیعت کردید، من هم با او بیعت کردم، و در حالى که در خانه‏ام نشسته بودم، به طرف من آمدید در حالى که من از شما نخواسته بودم و کسى را هم به آن مجبور نساخته بودم. پس با من هم بیعت کردید، همانطور که با أبوبکر و عمر و عثمان بیعت نمودید. بنابراین چه چیز شما را وادار کرد که در بیعت با أبوبکر و عمر و عثمان باوفاتر از بیعت با من باشید؟».

به دنبال این جنگ خونین امیرالمومنین تلاش زیادی به خرج داد تا جنگی دوباره جلوگیری کند، اما معاویه که شیوه ی حکمرانی او یکی از اسباب پیوستن مسلمین به شورشیان بود، پس از کشتار اینهمه مسلمان توسط همدیگر باز حاضر نشد تسلیم فرمان رهبر شرعی مسلمین شود و اهل جماعت شود . امیرالمومنین  در نامه ای که به معاویه نوشت متذکر شده بود: که تو حق ندارى با من بیعت نکنى؛ زیرا همه مردم با من بیعت کرده‏اند.. تحت همان شرایطى که قبلاً با أبوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند و هیچ کس هم مخالفت ننمود و اگر کسى به عنوان امام انتخاب شد، این خشنودى خدا را مى‏رساند! پس اگر کسى از روى طعن و بدعت، با امام منتخب‏شده بیعت نکرد و مخالفت نمود، بایستى مسلمانان او را برگردانند و اگر باز هم مخالفت نمود، بایستى با او – به خاطر سرپیچى‏اش – بجنگند و…»[۳].

و در جای دیگری باز به معاویه می نویسد : این که از من خواستی تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم، پیرامون آن فکر کردم و دیدم که توان سپردن آنها را به تو یا غیر تو ندارم سوگند به جان خودم، اگر دست از گمراهی و تفرقه برنداری به زودی آنها را خواهی یافت که تو را می‌طلبند»[۴].

با این وجود سپاه امیرالمومنین و رهبر شرعی مسلمین در مکانی به نام صفین در برابر گروه نافرمان معاویه قرار گرفت. با آنکه این گروه سرکش در برابر امیر و رهبر مومنان شمشیر کشده بود اما رهبر مسلمین آرزوی پرهیز از جنگ و ایجاد وحدت را داشت .

به همین دلیل زمانی که دید بعضی از سربازانش به شامی ها فحش می دهند آنها را منع کرد و گفت:  : «من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید، اما اگر کردارشان را توصیف و حالات آنها بازگو می‌کردید، به سخن راست نزدیکتر و عذرپذیرتر بود. خوب بود به جای دشنام آنان می‌گفتید:خدایا، خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن….»[۵] .

همچنین می‌فرماید:«اما امروز با پیدایش زنگارها در دین، کژی و نفوذ شبه در افکار، تفسیر و تأویل دروغین در دین، با برادران مسلمان خود به جنگ خونین کشانده شدیم. پس هرگاه احساس کنیم چیزی باعث وحدت ماست و به وسیله‌ی آن به یکدیگر نزدیک می‌شویم و شکاف‌ها را پر و باقیمانده‌ی پیوندها را محکم می‌کنیم، به آن تمایل نشان می‌دهیم، آن را گرفته و دیگر راه را ترک می‌گوییم»[۶].


[۱] الغارات ثقفى، ص‏۳۰۲- مستدرک نهج‏البلاغه، شیخ کاشف‏الغطاء، چاپ لبنان، ص‏۱۲۰-۱۱۹- همچنین با کمى تفاوت نامه ۶۲، نهج‏البلاغه شرح فیض‏الإسلام منار الهدى، على بحرانى، ص‏۳۷۳- ناسخ التواریخ، ج‏۳، ص‏۵۳۲٫

[۲] الأمالى، شیخ طوسى، ج‏۲، ص‏۱۲۱، چاپ نجف.

[۳] نهج‏البلاغه، نامه ۶٫

[۴]نامه ۹٫

[۵]خطبه ۲۰۶٫

[۶] خطبه ۱۲۲، شماره ۳٫

شبهه سکولاریست: تنها دینی که پیامبرش با قتل و کشتار دینش را توسعه داد!!

شبهه سکولاریست: تنها دینی که پیامبرش با قتل و کشتار دینش را توسعه داد!!

له قلم: مروان

پاسخ:

جناب اسلام ستیز آیا میدانی در طول ۲۳ سال دعوت پیامبر فقط یک نفر به دست شخص خود پیامبر در جنگ کشته شد؟! آری فقط یک مرد و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز نخواست او را بکشد، بلکه او بود که بر پیامبر صلی الله علیه و آله حمله کرد و پیامبر مجبور شد اورا بکشد!! ابی بن خلف مشرک بلند شد و با بلندترین صدا گفت و سلاح خود را به اهتزاز درآورد و گفت: محمد کجاست؟ من تا وقتی زنده ام او را باید بکشم!! وقتی نزدیک  پیامبر شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله با دست شریفش خنجر به او زد که باعث مرگش شد.

آیا میدانی مجموع تلفات جانی و کشته شده ها در طول ده سال غزوات و جنگهای پیامبر اسلام حداکثر هزار و پانصد (۱۵۰۰نفر ) رزمنده از هر سه طرف درگیری (مسلمانان و مشرکین و یهودیان) بوده است؟!

و در مقایسه با عصر ما که مملو از سازمان های بین المللی خواهان اخلاق جنگ و حقوق بشری است، حقوق غیرنظامیان و سازمان‌های بی‌طرف و حقوق بشر، متوجه می‌شویم که همه کشته‌شدگان در عصر پیامبر با کشته‌های یک هفته‌ای امروزی ما برابری نمی‌کنند،غیرنظامیان و همچنین جنگجویان کشته می‌شوند مرگ و میر با یکی از آن بمب هایی که چندین تن وزن دارند که در فلسطین یا جاهای دیگر ریخته می شود برابری نمی کند.

پس چرا به پیامبر ما تهمت میزنی که او با شمشیر و کشتار دینش را به مغلوبان تحمیل کرد؟!

مگر مسلمین از دست آزار مشرکین مکه به مدینه فرار نکردند؟! چرا مشرکین دوباره از مکه به سمت مدینه لشکر کشیدند ؟! و به جنگ پیامبر آمدند؟! چرا یهودیان با اینکه با پیامبر عهد بسته بودند که به مشرکین مکه همکاری نکنند خلف وعده کردند؟!

مگر همین پیامبر نبود که وقتی در اخرین جنگ مکه را فتح کرد فرمود خانه ی اباسفیان امن است ، مسجد الحرام امن است، و به هیچ کس  تعدی و ظلم نمیشود؟! مگر همه ی دشمنانش را آزاد نکرد ؟!

برای من جنگی بیاورید که به این مهربانی و گذشت ختم شود! چه زیباست بخشش وقتی که آدم قادر و توانایی هستی! چه بزرگ هستند روح هایی که از کینه و انتقام به بخشش و گذشت می روند! به جای اینکه بدى را با بدى برگردانى،  ولى عفو مى كنى و مى بخشى و از چه كسى مى گذرى ای محمد؟ درباره قومی که مدتها تو و یارانت را شکنجه می کردند و بارها قصد کشتن تورا داشتند ؟ و تو و یارانت را تحریم اقتصادی کردند؟! و اموال یارانت را دزدیدند و به تاراج بردند؟! زمین های یارانت را تصرف کردند؟! و تو و یارانت را از کاشانه و خانواده و اموالشان بیرون کردند و پس از هجرت از جنگ با تو و هیچ توطئه علیه تو دست برنداشتند!؟!

آری تو ای پیامبر بخشیدی! چون برای اخلاق نیک مبعوث شدی ، نه برای زشتی ها و پلیدی ها و حقد و کینه و ظلم.

اگر تاریخ را بخوانی میفهمی که همه ی این شبهات توخالی حاصل دشمنی با کسی است که تاریخ به صداقت و عدالت و آزادمردی او گواهی میدهد!!

این بخشی از فرهنگ تاریخی سکولاریستهاست

این بخشی از فرهنگ تاریخی سکولاریستهاست

ارائه: زانا مریوانی

در سال ۱۶۷ قبل از میلاد، یک مقام نظامی حکومت سکولار رومی به نام «بامیلیو اسپولوس»، گروهی از فراریان ارتش سکولار روم را جمع کرد و در مقابل دیدگان بسیاری از مردم، همه‌ی آن‌ها را  زیر پای فیل‌ها انداخت تا له شدند. این اولین باری بود که دولت از حیوانات برای تنبیه مردم استفاده ‌کرد، اما اولین باری نبود که مردم سکولاریست از تماشای این صحنه‌ها لذت ببرند، بلکه این مسئله به صد سال قبل از این ماجرا برمی‌گردد، وقتی دو جوان سکولار رومی خواستند مراسم تشییع جنازهٔ پدر خود را انجام دهند، آن‌ها دو تن از برده‌های خود را آوردند و در میدان بزرگی در مقابل جمعیت زیادی آن‌ها را به جان هم انداختن تا یکی از آن‌ها دیگری را بکشد.

این روند خیلی زود توسعه‌ی بیشتر یافت و حیوانات وحشی مانند شیر، ببر و فیل به میدان‌ها آورده شدند که به انسان‌ها حمله و لت‌وپاره‌شان می‌کردند، این‌گونه جمعیت از آن لذت می‌بردند و امپراتور حکومت سکولار نیز در رأس مردم ‌به تماشا می‌نشت و به مردم سلام می‌کرد.

«ژولیوس سزار» امپراتور سکولار روم این روند را به سمت دیگری پیش برد هنگامی‌که یک شکل ملی به آن داد و مردم را از سرزمین‌هایی که اشغال کرده بود برای جنگ با شیر، فیل‌ و عقاب به میدانی می‌آورد و پس از مرگشان، این حیوانات بدن آن‌ها را پاره می‌کردند.

حیوانات حاضر نیستند با انسان‌ها این‌طور رفتار کنند، اما در آن روزگار حرفه‌ای به نام (تربیت شنیداری) وجود داشت که این حیوانات را تربیت می‌دادند، به آن‌ها غذا می‌دادند و بزرگ‌شان می‌کرد؛ آنان حتی قربانیان را برای مرگ سریع آموزش می‌دادند. این وحشیگری به بخشی از فرهنگ سکولار رومیِ معروف به فرهنگ گلادیاتوری تبدیل شد که بخشی از فرهنگ سکولار غربی است که از وحشیگری و جنون لذت می‌برند.

رفتار آن صهیونیست سکولاری که سگ پلیس را به جان پیرزنی مسلمان در غزه انداخت، به این دلیل نیست که او در حال جنگ است یا ناگهان و ناخودآگاه آن را انجام داده باشد؛ بلکه این بخشی از فرهنگ عمیق سکولاریستی است که به دو هزار سال پیش باز می‌گردد!

اوج پستی صهیونیستهای سکولار: عبور تانک های سربازان سکولار اسرائیل از روی جنازه‌های اطفال غزه

اوج پستی صهیونیستهای سکولار: عبور تانک های سربازان سکولار اسرائیل از روی جنازه‌های اطفال غزه

به قلم: عبدالجلیل براهویی

با این همه حالات هنوزم پیدامیشن کسانی از میان سکولاریستها و سکولار زده های محلی ما که طرف داری از سگان سکولار صهیونیست وهم پیمانانان سکولارشان میکنند
شرم باد. بر همه ی تان ای سکولاریستها..
لعنت الله علیه ظالمین و بخصوص سکولاریستها

انتقام میگیریم سخت انتقام میگیریم
فراموش کردنی نیستیم..
هیچ گاهی..

تا زمانیکه این قلب درون سینه بتپد در هر تپش صدای انتقام از سکولاریستها خواهد بود..

والله فرامـوش نمیکنم..

جنایات صهیونیستهای سکولار برگی دیگر در کارنامه ی سکولاریستها

جنایات صهیونیستهای سکولار برگی دیگر در کارنامه ی سکولاریستها

به قلم : اسماء یعقوبی

سکولاریستها( مشرکین) در طول تاریخ دارای کارنامه ی واحدی هستند و هر یک در دورانی برگی به این کارنامه اضافه کرده اند.
تنها فرق سکولاریستها اطراف ما و دنیای معاصر ما در این است که در بسیاری از صفات بسیار پست تر و جنایتکار تر از سکولاریستهای باستان و جاهلیت معاصر با بعثت پیامبر خاتم هستند.

این تصویری از یک فیلم نیست، بلکه صحنه‌ای واقعی در غزه است

نظامیان سکولار و اشغالگر صهیونیست که به شیوه‌های مختلف علیه ملت مسلمان فلسطین دست به جنایت می‌زنند، با سگ‌های وحشی به جان مردم غزه افتاده و از این صحنه‌های وحشتناک فیلم می‌گیرند.

جنایات سکولاریستهای صهیونیست را جدا از کارنامه سکولاریستهای جهانی و سکولاریستهای مرتد اطراف خودت ندان .

مُلایی که می گوید باید سکولاریسم و دموکراسی حاکم باشد

مُلایی که می گوید باید سکولاریسم و دموکراسی حاکم باشد

به قلم: مسعود سنه ای

آیا سکولاریسم که آشکارا می گوید حکم باید از الله گرفته شود به مردم داده شود کفر بواح و آشکار نیست؟

آیا کسی که به سوی سکولاریسم دعوت می دهد به سوی کفر بواح و آشکار دعوت نداده است؟

جواب هر دو سوال مثبت است.

امام نووی شافعی از قول قاضی عیاض مالکی بیان می کند که: «أَجْمَعَ الْعُلَمَاءُ عَلَى أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَنْعَقِدُ لِكَافِرٍ وَعَلَى أَنَّهُ لَوْ طَرَأَ عَلَيْهِ الْكُفْرُ انْعَزَلَ»[۱] علماء اجماع دارند که امامت و رهبریت برای کافر منعقد نمی شود و چنانچه رهبر مسلمانی هم کافر شود از مقامش عزل می گردد.

 ابن منذر هم می گوید: تمام اهل علم بر این امر اجماع دارند که به هیچ عنوان کافر ولایت و سرپرستی بر مسلمان ندارد[۲]

بدون شک یک شخص نابالغ که قدمای ما به عنوان جاهل از او یاد می کنند لازم است که عقیده اش را به صورت تحقیقی یاد بگیرد و ممکن است در مسیر اشتباهات زیاد و سوالات مختلفی هم داشته باشد تا به بلوغ می رسد و وارد دایره ی اسلام می گردد . حالا اگر وارد دایره ی اسلام شد دیگر در برابر حکم الله تعالی اختیاری برایش باقی نمی ماند : و ما كان لمومن و لا مومنه اذا قضى الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيره من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضللا مبين (احزاب/۳۶)

 اما خارج از این دوره ی جاهلی قبل از بلوغی که عرض شد در مورد افرادی در سنین بالا و با عقاید مختلف که بر قانون شریعت آگاهی دارند باید گفت : مَا يُجَٰدِلُ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ [غافر: ۴] هیچ‌کس به جدال و نزاع باطل در برابر آیات الله برنمی‌خیزد مگر کسانی که کافر باشند.

 حالا این شخص یا یک کافر آشکار است یا یک کافر پنهان که تحت عنوان منافقین یا سکولار زده ها ما با این گروه آشنائی کاملی داریم

 مُلا یا مولویی که در عصر حاضر و با اینهمه رسانه و آگاهی باز برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهد بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم: من تشبَّهَ بقومٍ فهوَ منهم.[۳] خودش را در عقیده و فکر شبیه آنها کرده و بدون شک خودش هم کافری مثل آنهاست.  


[۱]النووي، أبو زكريا، شرح النووي على مسلم ج ۱۲ ص ۲۲۹

[۲]  ابن القيم، أحكام أهل الذِّمَّة (۲/ ۷۸۷) نقله عنه إنَّه قد “أجمع كلُّ مَن يُحفَظ عنه مِن أهل العلم أنَّ الكافر لا ولايةَ له على المسلم بِحال

[۳] أبو داود (۴۰۳۱) واللفظ له، وأحمد (۵۱۱۴)

آزادی بیان در کشورهای سکولار . فرانسه مهد آزادی سکولاریستی

آزادی بیان در کشورهای سکولار . فرانسه مهد آزادی سکولاریستی

فرانسه كمدين و طنز پردازى كه نتانياهو قصاب سکولار مسلمین غزه را مسخره كرده بود اخراج كرد.

همين فرانسه سکولار توهين به خدا و شریعتهای آسمانی و نبى صلى الله عليه وسلم را آزادى بيان ميداند

روشنفكرنمايان سکولاری هم فريب اين شعار را خورده بودند و ميگفتند حق با فرانسه هست.كشيدن كاريكاتور نبى صلى الله عليه وسلم آزادى بيان است.
حال ببينند كه فقط شعار الكى بود براى تضعيف و دشمنى با اسلام و گرنه چرا تمسخر سکولاری جنایتکار مثل نتانياهو جرم است؟؟

هیاهوی حقوق بشری آمریکا و ناتو و سایر سکولارییستها و واقعیت عملی آنها (۲)

هیاهوی حقوق بشری آمریکا و ناتو و سایر سکولارییستها و واقعیت عملی آنها (۲)

به قلم: ابوخالد کردستانی

جنایات روزمره ی صهیونیستهای سکولار در غزه آنهم با حمایتهای نظامی آمریکا و دنیای پیشرفته ی اروپا خط بطلانی بر تمام ادعاها و شعارهای حقوق بشری سکولاریستها کشیده است.

در قضایا و حوادث دیگر مثال­های بیشماری وجود دارد که نشان دهنده­ی برخورد دوگانه دولت­های استعمارگر و در رأس آنها آمریکای اشغالگر را بیان می­کند، استعمارگران غربی و اروپایی در مورد قضیه­ی سودان از سکوت مطلق و خاموشی کار گرفته­اند در حالی که روزانه صدها مسلمان توسط متحدین و مزدوران آمریکا و ناتو به شهادت می رسند و کشورهای استعمارگر سکولار غربی بدون توجه به حقوق بشر و قتل و کشتارها، این جنایتکاران مزدور را رها نموده و همه­ی جهانیان شاهد هستند که وضعیت این مسلمین به حدی رسیده است که به یک فاجعه قومی مواجه شده و سلسه خونریزی­ها در سودان سیر صعودی را به تکامل می­رساند.

اما در این میان عراق یک شیوه­ی مجزا و به یک دردسر تمام عیار برای اشغالگران اروپایی و آمریکایی تبدیل شده است، اشغالگران بعد از گذراندن بیش از سه دهه نتوانستند یک حکومت مرکزی و وابسطه به غرب را در عراق و شمال عراق استحکام دهند و آنها درک می­کنند که ترک عراق همانند دیگر کشورها ممکن نیست زیرا همزمان با ترک و خروج آنها مزدوران آنها نیز یا در محاکم عدلی در حضور مردم محاکمه خواهند شد و یا در پرواز بعدی به آنها ملحق خواهند شد و این حقیقت سبب شده که آنها مجبور به گذراندن طولانی­ترین زمان بیش از حد انتظار و حتی باقی گذاشتن تعدادی از نظامیان وحشی غربی در افغانستان شوند.

ملت عرب و کورد و تورکمن عراق باید بداند که اشغالگران آمریکای به خاطر تامین امنیت و حفظ و رعایت حقوق انسانی در عراق نیستند بلکه آنها صرفا تا زمان استحکام بخشیدن و پایدار ساختن نظامی اجیر و وابسطه به غرب در عراق خواهند ماند و اگر مقاومت مردمی و جهاد کنونی تحت فرماندهی جبهه ی مقاومت نمی­بود، یقینا آنها عراق را همانند لیبیا، سومالی، مصر و مالی ترک کرده بودند و هیچ اهمیتی به کشتارها و خونریزی­ها نمی­دادند.

همان­گونه که بعد از اشغال و ترک این کشورها تا کنون صدها هزار تن به شکل و شیوه­های گوناگونی به شهادت رسیده و می­رسند ولی هیچ کشور و یا نهادی، اشغالگران متجاوز را متهم و یا مقصر آن نمی­داند و علاوه بر آن آنها هنوز هم داعیان دموکراسی شیرین غربی و رعایت کنندگان حقوق انسانی هستند و رسانه­ها نیز همانند خوک­های شکم­چران بدون کوچک­ترین نگاه به بالا و درک حقیقت شب و روز بر خلاف عقاید، کارکردها، افکار و آروزهای ملت، جامعه ی اسلامی ما به نشرات و تبلیغات پرداخته و می­پردازند.

  پس، بدانید که شعارهایی حقوق بشری آمریکا و ناتو تنها در راستای اهداف مادی آنهاست و مصرف دیگری ندارد، آمریکا و ناتو دلسوز بشر و حقوق بشر نیستند، و منتظر نباشید که در مورد غزه و سودان و یمن و سومالی و مالی و… اقدامی جهت خدمت به حقوق انسانها انجام دهند.

هیاهوی حقوق بشری آمریکا و ناتو و سایر سکولارییستها و واقعیت عملی آنها (۱)

هیاهوی حقوق بشری آمریکا و ناتو و سایر سکولارییستها و واقعیت عملی آنها (۱)

به قلم: ابوخالد کردستانی

با آنچه که هم اکنون در غزه و سودان و یمن و سومالی و مالی می بینیم با آنچه که رسانه های سکولار در مورد حقوق بشر و کرامت انسان و… تبلیغ می کنند در تضاد کامل است.

احترام و رعایت حقوق بشر مساله­ای است که هميشه دستاويزی برای قدرت­های بزرگ و استعمارگر بوده است تا به وسيله آن کشورها و ملت­های مستقل را تحت فشار قرار دهند و به اهداف سلطه­گرانه خود برسند. در اين ميان، دولت آمريکا خود را سرکرده و یگانه کشور پایبند به احترام و رعایت حقوق بشر می­داند. اما در حقیقت بزرگترین ناقض و زیرپا کننده حقوق بشر و تعرض به انسانیت است که بیشترین کشتار انسان­ها و ملت­ها نیز توسط همین استعمارگر غرب انجام گرفته است.

آنچه هم­اکنون در غزه و با بمبهای آمریکا و همکاری کشورهای پیشرفته ی سکولار جهانی و کشورهای سکولار منطقه ای و بومی میان مسلمین می بینیم و آنچه هم اکنون در برخی کشورهای به اصطلاح پيشرفته و مدعی دمکراسی و رعايت حقوق بشر اتفاق می­افتد با آنچه که در رسانه­های مدعی همين ادعاها، انتشار می­يابد بسيار متفاوت و غيرقابل باور است.

رسانه­های استعماری و استکباری سکولار همیشه نقش عملی و بارزی در ترویج و تجلیل از احترام و رعایت حقوق انسانی توسط آمریکا و اروپا داشته­اند در حالیکه همین کشورها خود جنایتکاران و پیشه­وران تعرض و تجاوز به حقوق انسانی بوده­اند و رسانه­ها و مطبوعات در عین درک این تفاوت­ها بازهم به نشر اکاذیب و دروغ پرانی های جانبدارانه­ی غرب ادامه می­دهند و به شکلی از اشکال آن را توجیه نموده و قانونی می­شمارند.

در اقدام اخیر رژیم صهیونیستی و حمایت نظامی و سیاسی آمریکا و اتحادیه اروپا و متحدین آنها از این جنایات در غزه میزان تضاد تبلیغات با عمل سکولاریستها را می بینیم یا در یک نمونه ی دیگر دیدیم که محکمه نظامی آمریکا ندال حسن را در قضیه مجرم شمردن به قتل سیزده آمریکایی به اعدام محکوم نمود در حالی که رابرت بیلز نظامی دیگر آمریکایی که به قتل عمدی شانزده تن از افغانان مظلوم و بی­دفاع اعتراف نموده بود، را به حبس ابد محکوم کرد، این در حالی است که سرباز نظامی رابرت بیلز بعد از گذراندن بیست سال در حبس تنفیذی می­تواند در حبس تعلیقی به زندگی خویش ادامه دهد یعنی رابرت بیلز این قاتل افغان­های مظلوم می­تواند بعد از گذراندن بیست سال ، مابقی عمر خویش را در حبس با امکان آزادی بگذراند.

این قضیه از این جهت در خور تامل و تفکر است که با وجود شباهت­های فراوان در نوع و شکل حادثه، دو نوع حکم متفاوت در مورد آن اعلان گردیده و عملی می­شود، هر دو سرباز، و از نظامیان آمریکایی می­باشند، هر دوی آنها تبعه­ی آمریکا هستند، هر دو تقریبا تعداد مشابه­ای از انسان­ها را به قتل رسانده­اند علی الرغم اینکه رابرت بیلز سه تن را بیشتر کشته است، هر دو در محکمه نظامی آمریکا محاکمه شدند، هر دو تن از انجام اعمال خود اظهار رضایت و خرسندی نموده­اند، از مجموعه اسنادی که علیه رابرت بیلز در محکمه قرائت شده بود یکی از مکالمات صوتی او با همسرش بود که در عین خنده و خوشحالی چگونگی کشتن زنان و کودکان افغان را برای همسرش بیان می­دارد. اما تنها تفاوت مسلمان بودن ندال حسن است که فیصله را تغییر داده و به حکم اعدام برای وی منجر گردید.

در قضیه ی غزه هم مشکل در مسلمان بودن این قربانیان است به همین دلیل مشمول حقوق بشر سکولاریستها نمی شوند.

آیت الله خامنه ای در مورد طوفان الاقصی و جهاد مردم فلسطین چه گفت که حتی محمود عباس سکولار مزدور صهیونیستها را نیز هراسان کرد؟

آیت الله خامنه ای در مورد طوفان الاقصی و جهاد مردم فلسطین چه گفت که حتی محمود عباس سکولار مزدور صهیونیستها را نیز هراسان کرد؟

به قلم: کیوان مریوانی

در حالی که در جلو چشم دنیا و در چند ماه محدود بیشتر از ۱۵هزار کودک و بیشتر از ۱۲هزار دختر و زن و در کل بیشتر از ۴۰ هزار مسلمان بی گناه و غیر نظامی فلسطینی توسط صهیونیستهای سکولار و با اسلحه های آمریکا و ناتو در نوار غزه قتل عام و نسل کشی می شوند، محمود عباس سکولار هم که با حمایت آمریکا و صهیونیستها بر بخشی از خاک فلسطین استاندار و والی شده است نه تنها نظاره گر و تماشاچی این جنایت بوده بلکه همچون حکومت سکولار مصر و اردن و امارات متحده عربی و آل سعود و ترکیه یکی از حامیان این رژیم کودک کش نیز بوده است.

سخنان آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام که قطعاً دارای تاثیرات خاص خود در جهان اسلام و بخصوص در میان مردم مجاهد فلسطین است، محمود عباس سکولار وطن فروش خائن را به واکنش واداشت و در واکنش به سخنان آیت الله خامنه ای چنان هراسان شده که دستپاچگی را در سخنانش می توان متوجه شد، اما رهبر دارالاسلام ایران چه گفت که اینگونه دشمنان ریز و درشت فلسطین را هراسان کرده است؟

رهبر دارالاسلام ایران طی سخنانی در سال روز مرگ بنیانگذار دارالاسلام ایران گفت: ” مسئله‌ی فلسطین امروز مسئله‌ی اوّل دنیا است و با یک حمله‌ی عظیم مردمی آغاز شد و دنباله‌های آن تا امروز چشم دنیا را متوجّه خود کرده است و آن را به مسئله‌ی اوّل دنیا تبدیل کرده است … آنچه امام بزرگوار درباره‌ی آینده‌ی فلسطین از پنجاه سال قبل یا بیشتر پیش‌بینی کرده بودند، امروز بتدریج در حال تحقّق یافتن است…

آنچه حاصل و خلاصه‌ی خواسته‌ی امام بزرگوار در باب فلسطین بود، این بود که دل به مذاکرات سازش بسته نشود. دل نبندند، امیدوار نباشند به اینکه بتوانند با مذاکرات سازش، مشکل فلسطینی‌ها را حل کنند و در مسئله‌ی فلسطین به یک نقطه‌ی عادلانه برسند؛ این خلاصه‌ی حرف امام بود. ایشان معتقد بود باید خود مردم فلسطین در میدان عمل حقّ خودشان را بگیرند و دشمن را، یعنی رژیم صهیونیست را وادار به عقب‌نشینی کنند، او را تضعیف کنند، و همه‌ی ملّتهای دنیا و بالخصوص دولتهای مسلمان از فلسطینی‌ها حمایت کنند؛ ایشان همیشه تکرار میکردند که اگر ملّتها وارد میدان بشوند، خود فلسطینی‌ها اقدام کنند و کمر به عمل ببندند، اگر این[طور] شد، رژیم صهیونیست وادار خواهد شد به اینکه عقب‌نشینی کند؛ امروز این اتّفاق افتاده است…

فلسطینی‌ها در ماجرای طوفان‌الاقصیٰ وارد میدان شدند، عمل کردند، اقدام کردند و دشمن را در کنج میدانی قرار دادند که هیچ راه فراری و وسیله‌ی نجاتی برایش وجود ندارد. بله، آمریکا از رژیم صهیونیست حمایت میکند، بسیاری از دولتهای غربی حمایت میکنند امّا همه هم اعتراف میکنند و قبول دارند که شرایطی که برای حکومت صهیونیست به وجود آمده است، شرایطی است که راه نجاتی برای آن رژیم وجود ندارد. در باب این حرکت عظیم مردم فلسطین من در اینجا چند جمله‌ای توضیح عرض میکنم.

دو نقطه‌ی اساسی در حادثه‌ی طوفان‌الاقصیٰ وجود دارد که باید به آن توجّه کرد؛ دو نقطه‌ی اساسی و مهم. یک نقطه این است که این عملیّات طوفان‌الاقصیٰ که در پانزدهم مهرِ گذشته اتّفاق افتاد، دقیقاً مورد نیاز منطقه بود؛ منطقه‌ی ما به این عملیّات نیاز داشت؛ این پاسخ به یک نیاز بزرگ منطقه بود که شرح خواهم داد. نقطه‌ی دوّم این است که این عملیّات یک ضربه‌ی تعیین‌کننده‌ای به رژیم صهیونیست بود؛ ضربه‌ای که هیچ علاجی برای آن وجود ندارد، و رژیم صهیونیست بر اثر این ضربه دچار ابتلائاتی شده است که از این ابتلائات نجات پیدا نخواهد کرد.

امّا آن نقطه‌ی اوّل که گفتیم عملیّات طوفان‌الاقصیٰ دقیقاً در لحظه‌ی نیاز منطقه اتّفاق افتاد، توضیحش این است که یک نقشه‌ی جامعِ وسیعی به وسیله‌ی آمریکا و عناصر صهیونیست و دنباله‌های آنها و بعضی از دولتهای منطقه طرّاحی شده بود که بر اساس این نقشه‌ی جامع قرار بود مناسبات و معادلات منطقه تغییر پیدا کند. ارتباط رژیم صهیونیستی با دولتهای منطقه طبق خواسته‌ی خود آن رژیم تنظیم بشود و معنایش تسلّط رژیم صهیونیستی بر سیاست و اقتصاد کلّ منطقه‌ی غرب آسیا بلکه کلّ دنیای اسلام بود؛ یک برنامه‌ی وسیعی را طرّاحی کرده بودند که این نتیجه‌اش بود. این برنامه را با مقدّمات زیادی پیش برده بودند؛ آمریکا پشت سر این برنامه بود، انگلیس پشت سر این برنامه بود، جامعه‌ی صهیونیست‌های جهانی پشت سر این برنامه بودند، بعضی از دولتهای منطقه با جدّیّت در این برنامه همکاری میکردند؛ این برنامه به لحظه‌های پایانی خودش رسیده بود؛ یعنی چیزی نمانده بود که این برنامه و نقشه‌ی بلند‌مدّت به مرحله‌ی اجرای عملی برسد. در یک چنین لحظه‌ی حسّاسی حمله‌ی طوفان‌الاقصیٰ آغاز شد و همه‌ی نقشه‌های دشمن را بر باد داد. طوفان پانزدهم مهر نقشه‌ی با دقّت طرّاحی‌شده‌ی دشمن را باطل کرد و با وضعی که در این هشت ماه پیش آمده است، امیدی هم به اینکه بتوانند این نقشه را دوباره احیا کنند چندان وجود ندارد. کار بزرگ مهمّی انجام گرفت.

اینکه شما می‌بینید رژیم صهیونیستی با چنین شدّتی و قساوتی به مردم بی‌دفاع غزّه حمله میکند، واکنش عصبی رژیم به باطل شدن آن نقشه است. اینکه می‌بینید دولت آمریکا در مقابل چشم همه‌ی مردم دنیا به این جنایتها کمک میکند، به خاطر واکنش عصبی آنها است از باطل شدن نقشه‌ای که با زحمت زیاد این نقشه را کشیده بودند. طوفان‌الاقصیٰ یک چنین معجزه‌ای کرد. این طوفان‌الاقصیٰ درست در وقت خود و در لحظه‌ی خود اتّفاق افتاد. بنده البتّه نمیتوانم ادّعا کنم که طرّاحان طوفان‌الاقصیٰ آیا میدانستند که چه کار بزرگی را دارند انجام میدهند یا نه ــ من نمیدانم ــ امّا واقعیّت این است که این کاری که اینها انجام دادند، یک کاری بود که هیچ چیز دیگری نمیتوانست جای آن را بگیرد؛ اینها یک توطئه‌ی بزرگ بین‌المللی برای منطقه‌ی غرب آسیا را با عملیّات طوفان‌الاقصیٰ از بین بردند و باطل کردند. این، نقطه‌ی اوّل.

و امّا نقطه‌ی دوّم، که گفتیم عملیّات طوفان‌الاقصیٰ یک ضربه‌ی تعیین‌کننده به رژیم صهیونیستی بود، یک ضربه‌ای بود که قابل جبران نیست و رژیم صهیونیستی را در یک مسیری قرار داده است که انتهای آن مسیر جز اضمحلال و نابودی چیز دیگری نیست. درباره‌ی این بخش از قضیّه زیاد صحبت کرده‌ایم؛ از اوّل وقوع طوفان‌الاقصیٰ تا حالا، بارها درباره‌ی این مسئله صحبت کرده‌ایم؛(۵) من امروز میخواهم از زبان دیگران در‌این‌باره حرف بزنم. نظرات خودمان را فعلاً میگذاریم کنار؛ من نظرات کسانی را عرض میکنم که از لحاظ جهت‌گیری و رویکرد با ما همراه نیستند.

همه‌ی تحلیلگران غربی، اعمّ از اروپایی، آمریکایی و حتّی وابستگان به خود رژیم صهیونیستی معتقدند که در این عملیّات، رژیم صهیونیستی با همه‌ی تظاهر و یال‌وکوپال، از گروه معدود مقاومت شکست سختی خورده است. آنها میگویند رژیم صهیونیستی هشت ماه بعد از طوفان‌الاقصیٰ، با این‌همه تلاش، به هیچ‌کدام از هدفهای حدّاقلّی خود هم نرسیده؛ این را تحلیلگران غربی میگویند. از این بالاتر، یک تحلیلگر غربی قضاوتش این است و این‌جور میگوید که طوفان‌الاقصیٰ رویدادی است که میتواند تغییر‌دهنده‌ی قرن بیست‌ویکم باشد؛ این تلقّی یک تحلیلگر معروف غربی است  ــ بنده نمیخواهم اسم آنها را بیاورم ــ یک تحلیل دیگر از یک تحلیلگر دیگر غربی میگوید: طوفان‌الاقصیٰ جهان را تغییر خواهد داد. یک تحلیلگر امنیّتی صهیونیست، مربوط به داخل خود رژیم صهیونیستی، [وقتی] میخواهد بگوید درون سران و مسئولان بالای رژیم صهیونیستی آشفتگی وجود دارد، سرگیجه وجود دارد و نمیدانند چه کار باید بکنند، این‌جور میگوید که اگر محتوای بحثها و اختلافات مقامات اسرائیل در رسانه‌ها منتشر شود، چهار میلیون نفر از اسرائیل خواهند رفت؛ مهاجرت معکوس؛ یعنی سرگیجه و آشفتگی و دستپاچگی در میان مقامات اسرائیل در یک چنین حدّی است. توجّه کنید! این خیلی مهم است. یک مورّخ اسرائیلی میگوید: «پروژه‌ی صهیونیستی، نفسهای آخر خود را میکِشد ــ این را یک تحلیلگر و مورّخ صهیونیست میگوید ــ و ما در آغازِ پایان رژیم صهیونیستی هستیم؛ ارتش در حفاظت از جامعه‌ی یهودی در جنوب و شمال اسرائیل شکست خورده است». ارتشی که ادّعا میکرد جزو قوی‌ترین ارتشهای دنیا است در داخل سرزمین خود شکست خورده؛ از چه کسی شکست خورده؟ از یک دولت قوی؟ نه، از گروه‌های مقاومت، از حماس، از حزب‌الله؛ از اینها شکست خورده. طوفان‌الاقصیٰ این است.

از همه‌ی اینها که بگذریم، آنچه در مقابل چشم ما است و داریم مشاهده میکنیم، [این است که] مسئله‌ی فلسطین شده است مسئله‌ی اوّل دنیا؛ این خیلی مهم است. سالهای متمادی تبلیغات رسمی رسانه‌های وابسته‌ی به آمریکا و وابسته‌ی به مراکز صهیونیستیِ ثروتمند سعی‌شان این بود که کاری کنند که نام فلسطین و مسئله‌ی فلسطین بتدریج کم‌رنگ بشود و تدریجاً به فراموشی سپرده بشود، و مردم یادشان برود که یک چیزی هم به نام «فلسطین» وجود داشته! سالها سعی کردند و پول خرج کردند برای این کار، [امّا] امروز علی‌رغم آنها، مسئله‌ی فلسطین مسئله‌ی اوّل دنیا است. در خیابانهای لندن، در میدانهای پاریس، در دانشگاه‌های آمریکا به نفع مردم فلسطین و علیه رژیم صهیونیستی شعار میدهند. آمریکا هم در مقابل اجماع جهانی ملّتهای دنیا ناچار دچار انفعال است و دیر یا زود مجبور خواهد شد دست خودش را از پشت رژیم صهیونیستی بردارد.

البتّه مصیبت‌های غزّه، حوادث گریه‌آور غزّه، [از جمله] حمله به مردم بی‌دفاع، کشتار نزدیک به چهل هزار نفر، کشتار حدود پانزده هزار یا بیشتر کودک ــ بعضاً نوزاد، بعضاً شیرخوار ــ این مصیبت‌ها وجود دارد؛ اینها هزینه‌هایی است که ملّت فلسطین در راه نجات خود دارد این هزینه‌ها را میدهد، و [در عین حال] ایستاده است و مقاومت میکند و از حماسه‌سازان و مبارزان مقاومت دفاع میکند. ملّت فلسطین با وجود همه‌ی این مشکلات و سختی‌ها، از مقاومت اِعراض نکرد، روگردانی نکرد؛ از مقاومت دفاع میکند، به برکت ایمان اسلامی و اعتقاد به آیات قرآن؛ این خیلی مهم است.

واقع قضیّه این است که رژیم صهیونیستی یک محاسبه‌ی غلطی کرد، یک تحلیل غلطی کرد از توانایی‌های جبهه‌ی عظیم مقاومت. امروز یک جبهه‌ی بزرگی در منطقه‌ی ما وجود دارد به نام «جبهه‌ی مقاومت»؛ این جبهه توانایی‌های زیادی دارد؛ رژیم صهیونیستی در فهم این حقیقت دچار اشتباه شد، دچار غلط شد. رژیم صهیونیستی به دست خودش، خود را در یک دالان بن‌بستی انداخت که شکست‌ها پشت سر هم و پی‌درپی به سراغش خواهند آمد و به حول و قوّه‌ی الهی از این دالان راه نجاتی پیدا نخواهد کرد. امروز رژیم صهیونیستی در مقابل چشم مردم دنیا دارد بتدریج ذوب میشود، دارد تمام میشود؛ این را مردم دنیا دارند می‌بینند. البتّه در تبلیغات حرف میزنند، امّا واقع قضیّه این است؛ هم خودشان میدانند، هم بسیاری از سیاسیّون دنیا میدانند، هم بسیاری از ملّتها این را میفهمند و هم ملّت فلسطین این را فهمیده است.