هنر برخورد با سیستم جاهلی / مشروعیت انتقام و دفاع فیزیکی از خود و دیگران در صورت توانایی و پذیرش عواقب آن

هنر برخورد با سیستم جاهلی / مشروعیت انتقام و دفاع فیزیکی از خود و دیگران در صورت توانایی و پذیرش عواقب آن

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

چنانچه دشمن هدف اذیت و آزار مسلمان را داشته باشد و مسلمان بتواند با او برخورد کند به ویژه اگر اذیت و آزار جسمی باشد دفاع از خود در این مرحله نیز اشکال ندارد.

در سرگذشت نماز خواندن در درّه ها از سعد بن ابی وقاص روایت شده است :

«… زمانی که سعد بن ابی وقاص همراه برخی از یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای نماز خواندن به درّه ای از درّه های مکه پناه برده بودند در حال نماز خواندن دسته ای از مشرکان (سکولار ) بر آنان وارد شدند و نسبت به نماز آنها اظهار ناخرسندی و ریشخند نمودند. مسلمانان با آنان درگیر شدند تا حدی که سعد ابن وقاص استخوان شتر را بر سر یکی از آنها کوبید و سر او را شکست و این اولین خونی بود که در اسلام ریخته شد».[۱]

داستان عثمان بن مظعون هم بر تأیید این برخورد دلالت می کند. او زمانی که از حبشه بازگشت به ناچار در جوار ولید بن مغیره پناهنده شد، اما دیری نگذشت که پناهندگی او را باطل کرده و به خدا پناه برد و اشعار لبید را رد کرد. در نتیجه مردم بر سر او ریختند او نیز با مردم جنگید و به زد و خورد پرداخت تا حدی که صورتش کبوده شده بود.[۲]

بنابر آنچه که در ضمن داستان اسلام آوردن عمر بن خطاب نقل شده است می توان بر این مسأله بیشتر تأکید کنم، او زمانی که به اسلام گروید، در مقابل ریشخند کافران توان تحمل نداشت و با آنان به زد و خورد پرداخت و تا غروب آفتاب با آنان درگیر بود.[۳]

اما این مسأله مطلق نیست و کسی می تواند در این مرحله چنین برخوردی کند که یا توانایی فیزیکی مبارزه را داشته و یا اینکه  ، با آنکه می داند که تنهاست و ممکن است صدمات جدی جسمی هم به او وارد شود ، جهت شکستن ابهت و شوکت دشمنان با آنان درگیر شده و عواقب این درگیری را نیز بپذیرد .

قرآن این گونه افراد را با این طرز برخورد می ستاید :

«وَالَّذینَ اِذا أَضابَهُم اَلبَغیُ هُم یَنتَصِرُونَ»[۴]

«و کسانی که چون ستمی به ایشان رسد، یاری می جویند و به انتقام برمی خیزند».

ردِ تجاوز در بالا بردن معنویات و جنبه ی روحی در عموم مسلمانان تأثیر مثبتی دارد و باعث می شود آنان که به قدرت اهمیت می دهند و آن را بزرگ می پندارند با دیدن این مواضع به گرویدن به سوی دعوت تشویق شوند.

پاسخ عثمان بن مظعون به ولید بن مغیره، بر مقدار اطمینان روحی ژرف او دلالت می کند :

«ای ابا شمس! من در پناه کسی هستم که از تو عزیزتر و نیرومندتر است و چشم سالم من نیازمند همان چیزی است که چشم مجروحم دچار گشته است».[۵]


۱- تهذیب السیره، ابن هشام، ص ۵۷

۲- سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۹-۱۰

۳- الرحیق المختوم، مبارکفوری، ص ۱۲۰، از ابن جوزی

۱- شوری : ۳۹

۲- سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۰

آینده از آن جنبش‌های اسلامی است چرا؟

آینده از آن جنبش‌های اسلامی است چرا؟

به قلم: شهيد (باذن الله) دكتر عبدالعزيز رنتيسي

گسترش جنبش هاي اسلامي نيازي به استدلال ندارد ، افكار مخالف با تفكر اسلامي در كشورهاي عرب و مسلمان آشكارا در حال عقب نشيني در برابر تفكرات جنبش هاي اسلامي است . در راي گيريهاي اخير در كشورهاي مغرب ، پاكستان و بحرين جنبش هاي اسلامي پيروزي هاي بي نظيري به دست آورده اند . جالب است بدانيم اين پيروزي ها در زماني به دست مي آيد كه محدوديتهاي زيادي بر جنبش هاي اسلامي اعمال مي شود و اين جنبش ها از بسياري از حقوق كه گروههاي ديگر از آن بهره مندند برخوردار نيستند . گاهي اجازه تشكيل حزب ندارند و چنانچه اين اجازه به آنان داده شود، اجازه ندارند پايگاه تبليغاتي براي خود داشته باشند و پس از مدت كوتاهي كه از تاسيس اين حزب گذشت با صدور حكم انحلال حزب و يا دستگيري رهبر و يا اعدام سياسي (ترور) آن را از صحنه رقابت خارج مي كنند .

ما هيچ وقت فشارهاي وارده به سازمانها و موسسات خيريه اسلامي را كه در فعاليتهاي اجتماعي ، آموزشي ، بهداشتي و يا فرهنگي و يا غيره مشاركت دارند ، فراموش نمي كنيم .

همچنين تبليغات ظالمانه اي را كه به هدف ضربه زدن به جنبش هاي اسلامي و رهبران و فرماندهان اين جنبش ها صورت مي گيرد ، فراموش شدني نيست . اين حملات تبليغاتي عموما از سوي جريانهايي صورت مي گيرد كه رسانه ها و مراكز تصميم گيري را در دست دارند . اين جريان ها با در اختيار داشتن رسانه ها و مراكز آموزشي و موسسات مختلف و به علت نداشتن وجداني كه اين جريان ها را از كنترل حقد و حسد نسبت به اسلام و پرچمداران آن باز دارد ، حق و باطل را وارونه جلوه مي دهند و از اين كار خود هيچ ابايي ندارند . از جمله خطرات ديگري كه جنبش اسلامي با آن مواجه مي باشد اين است كه دشمنانش حكومتهايي را در دست دارند كه از آن براي سركوب ، تهديد ، از بين بردن و دستگيري و ارعاب اين جنبش ها بهره مي گيرند.

ادامه خواندن آینده از آن جنبش‌های اسلامی است چرا؟

الديمقراطية… دين أم سياسة؟!

الديمقراطية… دين أم سياسة؟!

بقلم؛ اليمان بن عبد الله السلمان   

الحمد لله رب العالمين، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وصحبه ومن دعا بدعوته وتمسك بسنته الى يوم الدين.

وبعد…

كثر الكلام والجدال حول الديمقراطية وأختلفت الآراء حولها…

•  بين من عدَّها لا تتناقض مع الدين ودعا الى تطبيقها، وأنها وسيلة حضارية لتحقيق مصالح الدعوة.

•  وقسماً آخر؛ عدها ديناً متناقضاً ومحاربا لدين الله تعالى، وأعلن كفره بها، وتبرأ منها، لأنه يعدها طاغوتاً جديداً.

قال أبن تيمية رحمه الله: (الأسماء ثلاثة أنواع؛ نوع يعرف حده بالشرع كالصلاة، ونوع يعرف حده باللغة كالشمس والقمر، ونوع يعرف حده بالعرف…).

ولما كان لفظ الديمقراطية لم يرد في الشرع، ولا هو مما تعرفه العرب من لغتها، فلا بد لمعرفة معناه وحقيقته من الرجوع الى عرف أهله الذين وضعوه.

إن أصل لفظ الديمقراطية؛ يوناني، وهي دمجً واختصار لكلمتين “ديموس”، وتعني الشعب، و”كراتوس”، وتعني الحكم أو السلطة أوالتشريع، ومعنى هذا أن الترجمة الحرفية للديمقراطية هي “حكم الشعب”.

كما يجب علينا معرفة كيف نشأت الديمقراطية وما هي الظروف التي كانت سبباً في ظهورها، وإن نشأة الديمقراطية وما صاحبها من أفكار؛ كانت كرد فعل للطغيان الذي مارسه الملوك ورجال الكنيسة على الناس بإسم الدين، فكفر الناس بهذا الدين الذي كان سبب شقائهم واستعبادهم وأتخذوه وراءهم ظهرياً، وكان أحد شعارات الثورة الفرنسية؛ “أشنقوا آخر ملك بأمعاء آخر قسيس”.

فهي في أصل نشأتها تمردٌ على سلطان الله لتعطي السلطان كله للإنسان، ليضع نظام حياته وقوانينه بنفسه دون أي قيود، أي؛ أعطت حق التشريع للأنسان.

ادامه خواندن الديمقراطية… دين أم سياسة؟!

برخورد زنان با کتاب و سنت و حضور آنان در مساجد صدر اسلام

برخورد زنان با کتاب و سنت و حضور آنان در مساجد صدر اسلام

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

مسجد در زمان حیات پیامبرصلی الله علیه وسلم  از آن مرد و زن بود. برای حفظ حجاب، مردان در صف های اول و زنها در صف های آخر با کمی فاصله می ایستادند و حتی زن و مرد از یک در وارد و خارج می شدند تا این که پیامبر صلی الله علیه وسلم  به علت ازدحام زن و مرد، به قسمتی از مسجد اشاره نمود و فرمود : کاش در اینجا دری برای ورود و خروج زنان ایجاد می کردیم و بعدها ایجاد شد و اکنون هم به «باب النساء» مشهور است.

مسجد تنها منزل عبادت نبود، بلکه یک دانشگاه عالی محسوب می شد که پیامبر صلی الله علیه وسلم  به عنوان مدیر در رأس آن قرار داشت و مسلمانان علوم خود را در آنجا از منبع وحی دریافت می کردند، به همین خاطر زنان اصرار می ورزیدند که از حضور در مجالس خیر و از حرکت با جماعت مسلمانان عقب نیفتند و پیامبر صلی الله علیه وسلم  اوقات خاصی را به پرورش و آموزش آنان اختصاص می داد.

مسجد علاوه بر این که دانشگاه علم و منزل عبادت بود، مرکز تصمیم گیری و اجرای امور و مواجهه با مشکلات و بحران بود؛ بنابراین زنان مسلمان روز به روز و لحظه به لحظه با رویدادها می زیستند و هرگز نسبت به وقایع و مسائل روز در انزوا قرار نمی گرفتند و با احساسات و عواطف و اندیشه های خود با مشکلات می زیستند و کنار می آمدند، از سر باور و از روی قناعت مشکلات همسران خود را از راه آنان می زدودند و به گام های آنان به سوی آینده ی درخشان سرعت می بخشیدند. این جریان عمومی جامعه است و بدان معنا نیست که زنان الگو و نمونه وجود ندارند، اما تعداد آنان در هر منطقه معدود و انگشت شمار است و هنوز به عنوان یک تشکل برجسته و منظم ظهور نکرده اند و از حرکت نوپای اسلامی انتظار می رود که به این جنبه اهتمام ورزد.

از دیدگاه بنده علاوه بر تربیت روحی و علمی ، بزرگ ترین گام عملی که زنان معاصر در اسلام نهادند انتقال عواطف، احساسات و ذوق و سلیقه ی آنان از جاهلیت به سوی اسلام و به ویژه در عرصه ادب و هنر است، و در مقابل فنون جاهلی به رقابت می پردازند و موج رادیوها و کانال های بی بند و بار را قطع می کند که زنان اوقات فراغت خود را با آن سپری کرده و ذوق و عاطفه و افکار خود را با آن شکوفا می نمایند.

یکی دیگر از نمونه های عملی، لبیک آنان به اسلام و تسریع بخشیدن هرچه بیشتر به اجرای احکام اسلامی بوده است و به عنوان شاهد به چند روایت از ام المؤمنین عایشه- رضی الله عنها- در این مورد اشارهمی نماییم :

۱- خداوند زنان پیشگام مهاجر را ببخشاید که به هنگام نزول آیه ی «وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِ هِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ» پارچه های آستین خود را بریده و به عنوان نقاب بر سرو گردن خویش فرو انداختند.

۲- صفیه دختر شیبه از ام المؤمنین عایشه روایت می کند : زمانی که این آیه نازل شد، حاشیه های جامه های خود را بریده و سینه و گردن خود را با آن پوشاندند.

۳- باز صفیه روایت می کند : ما در مجلسی در خدمت ام المؤمونین عایشه بودیم که پیرامون فضل و امتیازات زنان قریش بحث می شد، ام المؤمنین عایشه فرمود : راست است که زنان قریش صاحب فضل و امتیازند اما به خدا سوگند فضل و امتیازی که در تصدیق کتاب خدا و ایمان به وحی از زنان انصار دیده ام در هیچ گروهی از زنان ندیده ام، وقتی که این آیه « وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِ هِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ» از سوره ی نور نازل شد، مردانی که درخدمت پیامبر صلی الله علیه وسلم  حضور داشتند، این فرمان الهی را به اطلاع زنا، دختران ، خواهران و خویشاوندان خود رساندند، به عنوان تصدیق و ایمان به کلام خدا سر و گردن خود را با جامه هایشان پوشاندند و با پوشش اسلامی و حساسیت ایمانی دنبال دستورات پیامبر صلی الله علیه وسلم  افتادند.

آری زنان این گونه با کتاب و سنت برخورد می کردند و این چنین برای نماز و کسب علم در مسجد حضور می یافتند و به ندای خدا لبیک می گفتند.

اگرما همین مسیر صحیح مبارزه را ادامه بدهیم آینده متعلق به ماست

اگرما همین مسیر صحیح مبارزه را ادامه بدهیم آینده متعلق به ماست

به قلم: مجاهد «طالب احدی حسنین »کردستانی

الحمد الله وصلات وسلام علی خاتم الانبیا محمد صلی الله علیه وسلم اما بعد

السلام علیکم : لطفاً اگر به صلاح می دانید دوستان وهوادان این منهج صحیح ، درمورد جریانات وحزبهای کم تجربه تر جهادی بیشتر وروشنتر صحبت کنند.

ما الان قبل از هرچیزی در اولین مرحله به انتخاب مسیر صحیح نیاز داریم . چون اگر مسیر غلط انتخاب شود، هرچه زحمت بیشتری کشیده شود ازهدف دورتر می شویم .

یک مشرک ( سکولار) اگر مسیر شهری را که درشمال است  به طرف غرب یا جنوب یاشرق برود هرگز به مقصد نمی رسد.  واگر یک مسلمان هم دچار این اشتباه بزرگ شود باز به مقصد نمی رسد.

من حالا به این نتیجه رسیده ام که ناآگاهانه با شعله ور کردن اختلافات مذهبی  وتفسیری چقدر به دشمنانمان خدمت کرده ایم . ما روش بررخورد بابدعتها ویاشرکیات مردم عوام وحتی برخورد صحیح باخطاهای برادرانمان رابلد نبودیم تا وحدت درمبازه وجهاد با اشغالگران  را حفظ کنیم .

شیطان ما را به خودمان ودرگیری با مردمان اهل بدعت مشغول  کرد که سه نتیجه ی پرضرر برای ما داشت :

۱-       خودمان پس از خروج ازهورامان عراق وبیاره  به دوشاخه ی عمده ی انصار وکتائب  تقسیم شدیم . وپس از آن جیش صلاح الدین توسط کاک مروان و جماعت النفیر توسط دکترجوتیار وجماعت عثمان شفیق و… همچون قارچ سربرآوردند.

۲-       با جنگ ودرگیریهای بی ثمر و اغلب جاهلانه وعجولانه با مردم عامی  ضررهای زیادی را بر خود وجریان جهادی وارد کردیم .

۳-       مهمتر از همه احزاب سکولار و سکولاریسم به عنوان دشمن شماره یکی که ما را از قدرت وعزت ووطنمان بیرون کرده بود را فراموش کردیم وآرام آرام شیطان مارا در دشمن شناسی ودرجه بندی دشمنانمان منحرف کرد . 

من به شما ودوستانتان در بنیان جهاد علیه سکولاریسم افتخار می کنم وروشنائی پیروزی وغلبه بر آمریکا وناتو ومرتدین سکولاریست محلی را آشکارا می بینم . چون روزبه روز بر تعداد مجاهدین ومبارزین آگاه و وحدت طلب فرقه ی ناجیه در منطقه افزوده می شود واین یکی از علائم آشکار نصرت الهی وپیروزی آشکار است.

لطفاً من وبرادرم  را نیز یکی از برادران مجاهد خود بدانید .

اگرما همین مسیر صحیح مبارزه را ادامه بدهیم آینده متعلق به ماست . وتمام انسانهای شریف از ثمره ی کارهای ما خوشحال ودلگرم خواهند شد.

الله اکبر والعزه لله  ولرسول وللمؤمنین

توضيحاتی در باب اصول ايمان و ويژگیهای مؤمنان

توضيحاتی در باب اصول ايمان و ويژگیهای مؤمنان

نویسنده: شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی رحمه الله

مترجم: س. حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

( با مطالعه ی این اثر نزدیکترین ثمره ی آن در جامعه این است که متوجه می شویم غیر از غلاة  تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی زیدی و جعفری ۱۲ امامی و حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی و… همگی اهل ایمان و جزو مسلمین مومنین به شمار می روند و این می تواند بزرگترین ابزار جهت ایجاد اتحاد و سپس وحدت واقعی بین تمام این مومنین شود. چیزی که در وضع موجود قبل از هر چیزی به آن نیاز داریم.)

مقدمه

إن الحمدَ لله نحمدُه و نستعينُه و نستغفره، و نعوذ بالله من شرور أنفسنا و من سيئات أعمالنا، من يهده اللهُ فلا مُضل له، و من يُضلل فلا هادي له و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، و أشهد أن محمداً عبده و رسوله.

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ آل عمران ۱۰۲

 يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَ نِسَاءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً (  نساء ۱

) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً (  احزاب ۷۰ و۷۱

ادامه خواندن توضيحاتی در باب اصول ايمان و ويژگیهای مؤمنان

خرید و فروش زندانیهای مسلمان بدست بربر های قرن بیست ویکم

خرید و فروش زندانیهای مسلمان بدست بربر های قرن بیست ویکم

گزارش هيئت تحقيق سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ كه درباره زندان‌هاي مخفي آمريكا و سازمان‌هاي جاسوسي اين كشور در ديگر كشورها منتشر شده در بخش افغانستان آن آمده است:

۲۳ زنداني كه از گوانتانامو آزاد شدند در زندان‌هاي سيا در افغانستان نيز زنداني بوند كه عبارتند از:

________________________________________

ادامه خواندن خرید و فروش زندانیهای مسلمان بدست بربر های قرن بیست ویکم

بل هي أمريكا التي نعرف، ومقتها من لوازم الإيمان

بل هي أمريكا التي نعرف، ومقتها من لوازم الإيمان       

 الكاتب : عبد الآخر حماد الغنيمي

أمريكا دولة البغي والعدوان، ما كان الإسلام والمسلمون في طرف، إلا كانت في الطرف المقابل، هذه حقيقة لا تحتاج إلى برهان، ومن يطلب برهاناً عليها فكأنما يقول لك : اثبت أن الكل أكبر من الجزء، وأن الواحد نصف الاثنين.

ومع ذلك ففي عصر قد اختل فيه ميزان كل شيء نحن مضطرون لإثبات ما لا يحتاج إلى إثبات، والبرهنة على ما هو أوضح من ضوء النهار .

ففي خطبة الجمعة التي نقلتها بعض الفضائيات من بغداد يوم الجمعة (۱۸/۲/ ۱۴۲۴هـ) ذكر الخطيب – الدكتور أحمد الكبيسي – في معرض تنديده بما حدث من أمريكا تجاه العراق : ( أن هذه ليست أمريكا التي نعرف، وأننا إنما نعرف أمريكا بلد العدالة والحرية، التي وقفت ضد فرنسا وبريطانيا أيام العدوان الثلاثي على مصر، وقال رئيسها أيزنهاور لرئيس الوزراء البريطاني يومها : ” إنني أقف في صف عبد الناصر لأنه مظلوم ” ).

والحقيقة أن العرب والمسلمين لم يروا من أمريكا في يوم من الأيام عدالة ولا إنصافاً، وما رأينا أمريكا سعت في تحقيق مصلحة – حتى لعملائها من الحكام – إلا بقدر ما يحقق ذلك مصالحها التي ترتبط دائماً بالمصالح الصهيونية في المنطقة .

والإنذار الأمريكي لفرنسا وبريطانيا إبان حرب السويس عام (۱۹۵۶) لم يكن حباً في عبد الناصر ولا دفاعاً عن حق مصر المهضوم، وإنما كان سببه الرئيس أن بريطانيا وفرنسا قد تصرفتا بغير إذن أمريكا، ولم يكن أيزنهاور ليسمح بأن يدبر أحد في بلاد الغرب شيئاً من وراء ظهره، باعتبار أن أمريكا قد خرجت من الحرب العالمية الثانية وهي زعيمة العالم الغربي بلا منازع، وقد كشف الرئيس الأمريكي السابق نيكسون أن سبب معارضة أيزنهاور لبريطانيا وفرنسا أنهما لم تخبراه بما تنويانه بل تركتاه على حد تعبيره في الظلام. . .

” بل كذبتا عليه بشأن خطتهما للاستيلاء على القناة، ولم يشأ هو أن يبدو وكأنه يؤيد الاستعمار الصفيق، وما كان للدولتين أن تختارا وقتاً أسوأ من هذا الوقت للإقدام على فعلتهما، إذ أن ذلك حدث كما هو الواقع بعد أسبوعين من إدانتنا لخرشوف لأنه أرسل قوات سوفيتية داخل المجر، وقبل أسبوع من الانتخابات التي كان أيزنهاور مرشحاً فيها على برنامج يدعو للسلام والرخاء ” [ ۱۹۹۹نصر بلاحرب :ص: ۲۱۸ ].

ادامه خواندن بل هي أمريكا التي نعرف، ومقتها من لوازم الإيمان

اسلوبهای جنگ روانی سکولاریستهای قریش و معاصر در برابر قانون شریعت الله

اسلوبهای جنگ روانی سکولاریستهای قریش و معاصر در برابر قانون شریعت الله

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

علامه مبارکفوری چند نوع از این اسلوبهای جنگ روانی را برشمرده است :

۱- «تحقیر و تمسخر، ریشخند و خندیدن به قصد آبروریزی مسلمانان و سبک شمردن نیروی معنوی آنها، همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم  را با اتهامات تمسخر آمیز و دشنامهای احمقانه و … هدف قرار می دادند.

۲- تشویش اذهان مردم پیرامون تعالیم نبوی و برانگیختن شبهه ها و پخش تبلیغات دروغین و نشر اکاذیب و ایرادهای واهی نسبت به این تعالیم و شخصیت رسول الله صلی الله علیه وسلم  و ادامه دادن به این تبلیغات و غوغاها جهت مشغول کرد اذهان عمومی و دور کردن مردم از رسول الله صلی الله علیه وسلم  …

۳- مبارزه با قرآن از طریق اسطوره های گذشته و مشغول کردن مردم جهت منصرف شدن آنها از قرآن … نضر بن حارث به حیره رفت و آنجا داستان و اسطوره های پادشاهان ایرانی مانند رستم و اسفندیار را فرا گرفت. هرجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم  جهت دعوت مردم به دین خدا و هشدار مردم از خشم خدا می نشست، نضر پشت سر او می رفت و می گفت : قسم به خدا سخنان محمد از سخنان من شیرین تر نیست و مردم را جمع می کرد و داستان پادشاهان فارس و داستان رستم و اسفندیار را برای آنان تعریف می کرد سپس می گفت : سخنان محمد کجا مثل سخنان من است؟

۴- چانه زدن بر سر اینکه اسلام و نظام جاهلی سکولاریستی  در یک میان راهی به هم برسند به صورتی که سکولاریستها از بعضی موضعهای خود دست بردارند و رسول الله صلی الله علیه وسلم  هم از بعضی افکار و عقیده های خود صرفنظر کند و در این مورد خداوند موضع رسول الله صلی الله علیه وسلم  را روش می کند و می فرماید :«وَدُّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنُونَ»[۱]

: «دوست دارند که مداهنه و سازش  کنی تا مداهنه و سازش  نمایند».

«قُل یا أَیُّهَا الکافِرُونَ* لا أَعبُدُ ما تَعبُدُونَ … لَکُم دینُکُم وَلِیَ دینٌ»[۲].

: «بگو ای کافران، آنچه نمی پرستم، و آنچه می پرستم شما نمی پرستید و نه آنچه پرستیدید من می پرستم و نه آنچه می پرستم شما می پرستید دین شما برای خودتان و دین من برای خودم»[۳].

این نمونه ها را ذکر کردیم چرا که در هر نسلی از دعوت تکرار می شوند و حرکت اسلامی نیازمند آشنایی و اطلاع بر این تلاش های منفی سکولاریستها است تا از تقویت بازوی دعوتگران غافل نماند، چرا که دعوتگران شبانه روز با انواع جنگ های روانی از قبیل استهزاء، توبیخ، ملامت و تمسخر درگیر هستند و آنان را از جنبه ی عقلی مرتجع، خشک، متعصب، عقب افتاده و به عهد شتر و چادر منتسب و متهم می کنند و نیز آنان را عقب مانده ی عقلی می دانند. پس باید این دعوتگران از رسول الله صلی الله علیه وسلم  ، سرور فرزندان آدم، درس بگیرند و او را سرمشق و الگوی خود قرار دهند که دشمنان او را به دیوانگی متهم نمودند و خداوند به او اطمینان بخشید که از آن عیب مبرا است  :

«ن* وَ القَلَمِ وَ مایَسطُرُونَ* ما أَنتَ بِنِعمَهِ رَبِّکَ بِمَجنُونٍ»[۴].

:«سوگند به قلم و آنچه می نویسند، تو به لطف پروردگارت دیوانه نیستی».

   رسول الله صلی الله علیه وسلم  را به دروغگویی متهم کردند در صورتی که بشریت، صادق تر از او را به خود ندیده است و خود آنها شهادت دادند که «دروغی از تو ندیده ایم» . همانگونه که رسانه های سکولار گروهی نظام جاهلی، دعوتگران اسلام را به توطئه گری و دروغگویی متهم می نمایند و تلاش می کنند بر اخلاق آنها سرپوش نهند.

ادامه خواندن اسلوبهای جنگ روانی سکولاریستهای قریش و معاصر در برابر قانون شریعت الله

هنر برخورد با نظام جاهلی  / تجزیه و کم کردن دشمنان با بستن پیمان با مشرکین و… علیه کافر اساسی

هنر برخورد با نظام جاهلی  / تجزیه و کم کردن دشمنان با بستن پیمان با مشرکین و… علیه کافر اساسی

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

این یکی از برنامه های رسول الله صلی الله علیه وسلم  بود که با همسایگان و قبایل مجاور پیمان می بست  و همراه آنان علیه دشمن مشترک جبهه ی واحد تشکیل می داد، به ندرت این پیمان ها شکسته می شد و چنان که در ابتدای دوران مدینه دیدیم گروهی از هم پیمانان به علت پایین آمدن شکوه و اقتدار مسلمانان در جنگ احد، به ویژه در جنگ احزاب ، به پیمان خود با رسول الله صلی الله علیه وسلم  خیانت کردند و به ائتلاف ضد اسلامی پیوستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم  قبل از برخورد مسلحانه هیئتی را جهت تذکر و نصیحت پیش آنان فرستاد.

باید به یاد داشته باشیم با آنکه یهود و سکولاریستها دشمنان شماره یک مسلمین و قانون شریعت الله هستند ،  اما فتح مکه در نتیجه ی حمله ی سکولاریستهای قریش به قبیله ای از سکولاریستهای هم پیمان رسول الله صلی الله علیه وسلم  صورت گرفت . این حمله ی سکولاریستهای قریش به سکولاریستهای  بنی‌خزاعه  که هم پیمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند به منزله ی نقض صلح حدیبیه تلقی گردیده و اسباب فتح مکه و نابودی مرکزی سکولاریستها در جزیره العرب را فراهم ساخت .

قریشیان، در کمتر از دو سال، بند اول صلح‌نامه را نقض کردند، زیرا طبق بند پایانی، قبیله سکولار بنی‌خزاعه با مسلمانان و قبیله سکولار بنی‌بکر با سکولاریستهای قریش هم‌پیمان شدند، اما در نبردی که در سال هشتم میان این دو قبیله رخ‌داد، مردانی از سکولاریستهای قریش به نفع بنی‌بکر، افرادی از بنی‌خزاعه را کشتند.

این به معنای نقض صلح حدیبیه بود و با اینکه ابوسفیان شخصآ برای عذرخواهی به مدینه رفت، عذرش پذیرفته نشد و در اندک مدتی، رسول الله صلی الله علیه وسلم با سپاهی انبوه، که در زمان صلح و گسترش اسلام گردآمده بودند، عازم فتح مکه شد .

در این جا باید دقت شود که پیمان با یک کافر بر علیه یک کافر دیگر است ، نه اینکه با یک کافر بر علیه یک مسلمان . این شبهه ای است که معمولا دین فروشان خائن جهت توجیه خیانت اربابانشان در اتحاد با سکولاریستهای جهانی بر علیه مسلمین  ، جهت انحراف افکار عمومی مسلمین ، به کار گرفت و می گیرند .