مذاکره و انعقاد قرارداد و پیمان سیاسی و عدم تعرض و نیز قرارداد دفاعی و نظامی (۱۷۹)

مذاکره و انعقاد قرارداد و پیمان سیاسی  و عدم تعرض و نیز قرارداد دفاعی و نظامی (۱۷۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

یکی دیگر از ابزار روابط خارجی پیامبر خاتم  انعقاد قرار داد ها وپیما ن های سیا سی بود که از جمله ی آن پیمان عقبه ، منشور مدینه[۱] وصلح حدیبیه را می توان برشمرد.[۲]

یکی از معا هدات رسول خد پیمانی است که بین ایشان ونصارای نجران منعقد شد. نجران با هفتاد دهکده ی تابع خود ، درمنطقه مرزی حجاز ویمن واقع شده بود و در آغاز ظهور اسلام، تنها منطقه ی نصرانی نشین حجاز محسوب می شد که از دین سکولاریسم دست برداشته وبه ایین نصرانیت گرویده بود. پیامبر بافرستادن نامه ی به ابو حارثه اسقف نجران سا کنان آن دیار را به پذیرش دین مبین اسلام فرا خواند وهیأ ت نمایندگی نجران به مدینه آمدند تا با پیامبر گفتگو نمایند وصحت وسقم نبوت پیامبر خاتم را نیز بررسی نمایند.

پس از بحث فراوان در باره حقانیت اسلام ونبوت پیامبر نمایندگان نجران مذاکرات خودرا با رسول خدا قانع کننده نیافتند وهردو طرف آمادگی خود رابرای مباهله اعلام نمودند. در این هنگام ایه مباهله ناز ل گردید ورسول خدار ا مأ مور کرد تا با کسانی که بااو به مجادله ومحاجه برمی خیزند وزیر بار حق نمی روند مباهله نمایند.

پیامبر اسلام برخلاف انتظار سران هیأ ت نما یندگی نجران، همراه با تعدادی از اهل بیت خود در میان آنان آمد.نصرانیان به این نتیجه رسیدند که پیامبر در دعوت وادعای خویش اعتقاد راسخ دارد. سر انجام، با وحشت نصرانیان از مباهله، پیمان صلح بین آنان ومسلمانان به امضاء رسید و نصرانیان متعهد شدند سالیانه مبلغی به عنوان جزیه  به دولت اسلامی بپردازند ودر برابر آن،پیامبرخاتم  نیز مسؤلیت دفاع وجلوگیری از هر گونه ظلمی را از طرف مسلمانان به نصرانیان نجران وآزادی آنان در مراسم مذهبی رابه عهده گرفت.

[۱] سید جعفر شهیدی، تحلیلی از تاریخ اسلام، تهران، انتشارات نهضت زنان ایران(۱۳۵۹) ، ج ۲٫ ص  ۵۴-۴۹

[۲] سید محمد تقی مدرسی،  ، هدایتگران راه نور، قم، نشر بقیع۱۳۷۵ ، ص ۴۸- ۴۶

انعقاد پیمانهای سیاسی با قدرتهای بی طرف (۱۷۸)

انعقاد پیمانهای سیاسی با قدرتهای بی طرف (۱۷۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

همواره سعی پیامبر(ص) بر این بود که تا جایی که مقدور است، در جنگها از تفرق جبهه ها جلوگیری شود. به همین سبب، پس از تشریع جهاد و هجرت به مدینه با اینکه تمامی داخل و خارج شبه جزیره عربستان هنوز در شرک به سر میبردند، پیامبر ابتدا، متوجه کانون دشمن شدند. بنابراین، بیشتر تلاش خویش را مصروف تضعیف و مخالفت با قریش کردند. این سیاست، مستلزم این بود که پیامبر، حتیالامکان از ایجاد تنش با قدرتهای کوچک و بزرگ بیطرف بپرهیزد و خود این پرهیز از تنش، گاه با نمایش قدرت و گاه با صلح بود. به این ترتیب، پیامبر(ص) با اجرای یک دیپلماسی فعال، از یک سو مانع همبستگی غیرمسلمانان با قریش شده و از سوی دیگر، سعی می­کرد تا از آنان گرچه هنوز اسلام نیاورده اند، به عنوان متحدان خویش در برابر قریش استفاده کند[۱]

انعقاد قراردادهای همکاری، اتحاد، عدم تعرض و ترک مخاصمه

پیامبر خاتم  در دعوت خود، به‌رغم انحرافات عملی، وجوه منفی و ضعف‌های عقیدتی که از مخالفین مشاهده می‌کرد، اعتماد و اعتقاد خود را نسبت به اصلاح‌پذیری و رشدطلبی و امید به کمال‌پذیری انسان از دست نمی‌داد و در هر مرحله‌ای، تولد جدید برای انسان را ممکن، تلقی می‌نمود.

گرچه پیامبر خاتم  (ص) شخصا با سران کشورها و زمامداران زمانش ملاقات نکرد ولی با تعدادی از آنان به وسیله مکاتبه و نمایندگانش رابطه برقرار کرد و نمایندگانی را برای مذاکره یا دعوت به میان قبایل و اقوام مختلف فرستاد و خود شخصا با نمایندگان سران حکومتها و قبایل مختلف به مذاکره نشست و موافقتنامه و قراردادهایی را امضاء کرد. وی طی این مذاکرات و توافق ها، امتیازاتی داد و امتیازاتی نیز گرفت و قراردادهای صلحی نیز منعقد ساخت و همواره برای رسیدن به توافق در قدر مشترکها از همه جهانیان خواست که با وی همکاری کنند و به مذاکره بنشینند[۲] ادامه خواندن انعقاد پیمانهای سیاسی با قدرتهای بی طرف (۱۷۸)

پیامبر خاتم و دادن امتیاز جهت خنثی کردن نیروهای مخالف(۱۷۷)

پیامبر خاتم و دادن امتیاز جهت خنثی کردن نیروهای مخالف(۱۷۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

بدیهی است، این کار، یکی از ابعاد سیاست خارجی و دیپلماسی فعال هر دولتی به شمار می رود و بنابراین، سیاست خارجی دولت، باید بر این محور استوار باشد تا به این وسیله، مانع از اتحاد قدرتهای دیگر علیه خود گردد. مثلاً با دادن امتیاز، با یکی از آنها رابطه برقرار کند و در مقابل با دیگری روی خوش نشان دهد و یا از دادن کمک یا انجام مذاکره دوستانه با سومی امتناع ورزد؛ به نحوی که نوعی رقابت منفی بین دشمنان خود با توجه به منافعی که در اتحاد دنبال می کنند، به وجود آورد.

چنان که می دانیم، پیامبرخاتم  صلی الله علیه وسلم  و پیروان ایشان در دوران صدر اسلام، به سبب نوپا بودن حکومت اسلام، بارها مورد هجمه کلامی و نظامی مشرکان قرار گرفتند، ولی نباید از یاد برد که عامل استقرار اسلام در آن عصر و استمرار آن تاکنون در چگونگی برخورد مدبرانه پیامبر صلی الله علیه وسلم  در برابر آن یورشها نهفته است ادامه خواندن پیامبر خاتم و دادن امتیاز جهت خنثی کردن نیروهای مخالف(۱۷۷)

مذاکره با سفرا و نمایندگان قبایل ، گروهها و دولتها(۱۷۶)

مذاکره با سفرا و نمایندگان قبایل ، گروهها و دولتها(۱۷۶)

 بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

مذاکره به مفهوم چانه زنی، استدلال ومتقاعد کردن طرف مقابل، یکی از رایج ترین وعمومی ترین ابزارهای ارتباط در روابط خارجی و اقدامات دیپلماتیک محسوب می شود به گونه ای که برخی از صاحب نظران، دیپلماسی را مترادف با آن معنا کرده اند. یکی از مهم ترین دلایل روی آوردن به مذاکره کم هزینه بودن، ماهیت مسالمت جویانه آن و سابقه بسیار طولانی آن در حل منازعات ومهارجنگ های قبیله ای وملی است.[۱]

اهمیت مذاکره از دیدگاه اسلام به ماهیت و حقیقت این روش باز می گردد. اسلام به منظور دعوت و بسط تعالیم اسلامی، از روش موعظه ، جدال احسن، استدلال و مناظره بهره می گیرد. در آیات مختلف قرآن به روش های موعظه حسنه، حکمت و جدال احسن، جهت بسط تعالیم اسلامی و انجام دادن رسالت دعوت تاکید شده است. در تاریخ اسلام و سیره پیامبر (ص)، نمونه های متعددی از مذاکره های سیاسی و گفتگوهایی برای گسترش اسلام و جلوگیری از جنگ و درگیری مشاهده می شود. مذاکره های پیامبر با سفیران و نمایندگان طوایف و گروه ها و اقوام حاکی بر این امر می باشد که اسلام در زمینه دعوت، حل مشکلات اقتصادی، اعطای مسئولیت های سیاسی و اداری، امضای قراردادهای دو جانبه از این ابزار به درستی بهره برده است.[۲]

مذاکره در روابط خارجی پیامبر گرامی وسیره سیاسی آن حضرت ازاهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است. در اهمیت مذاکره در سیره رسول خدا (ص) همین بس که ایشان سفیرانی را به ممالک غیر اسلامی گسیل می داشت وآنان را موظف می نمود تامذاکره رامقدم برشیوه های خشونت آمیز بدارند.[۳]

[۱] عبدالقیوم سجادی، ، ص ۱۷۵

[۲] همان ۱۶۵

[۳]همان ۹۹

پیمان و ائتلاف با سرسختترین دشمن اسلام ، یهود اهل کتاب و مشابهین آنها (۱۷۵)

پیمان و ائتلاف با سرسختترین دشمن اسلام ، یهود اهل کتاب و مشابهین آنها (۱۷۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

بت پرستی تفکر و اندیشه نیست، بلکه بی فکری و بیچارگی است و به همین خاطر پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم در مراحل ابتدائی تشکیل حکومت اسلامی، آزادی را برای آنان نه به عنوان صاحبان فکر و اندیشه بلکه به عنوان تجمع قبیله ای تصویب و شرایط حضور مشرکان در جامعه ی اسلامی را در ضمن پیمان مدینه تعیین کرد :

  • هیچ مشرکی حق ندارد مال و جان فردی از قریش را پناه دهد و یا علیه مؤمنی از او حمایت نماید
  • هرکس از روی آگاهی و عمداً مؤمنی را بکشد در مقابل آن قصاص خواهد شد مگر آن که اولیای مقتول رضایت دهند..

بدین صورت می بینیم هنگام تأسیس دولت اسلامی با رهبری پیامبر بزرگوار و مدیریت و درایت بی نظیر او، بین تمام شهروندان جامعه ی مدینه رابطه ی انسانی و شهروندی برقرار شد و تمام اقشار جامعه ی مدینه به عدالت کامل و آسایش و امنیت مطلوب نایل آمدند.

اینک در سایه حکومت نبوی حقوق همه محفوظ و مسؤولیت همه مشخص است و تنها دشمنی که جامعه ی مدینه و تمام اقشار آن را تهدید می کند مشرکان سکولارقریش هستند. بنابراین شهروندان مدینه باید با هم پیمان دوستی و همکاری امضا کنند و به مفاد آن در برابر این دشمن شماره یک و قدرتمند مشترک پایبند باشند.

یهودیان نیز از یک جنبه قدرتمند و توانا واز جنبه ی دیگر اهل کتاب آسمانی بودند، به همین دلیل پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم به جای گشودن جبهه ی جنگ و ستیزه، چشم امید به هدایتشان دوخته بود و در ضمن پیمان مدینه که اصول روابط بین مهاجرین و انصار و مشرکان مدینه را تعیین می کرد، با یهودیان نیز پیمان دوستی و عدم تجاوز به اصول و ارزش ها منعقد و بر مبنای حفظ دین و مال بین اقشار مختلف مدینه رابطه ی دوستی برقرار نمود. این پیمان عموم مسلمانان را دربرگرفته و یهودیان مدینه را به دو دسته تقسیم کرده بود و با توجه به شرایط ویژه ی هر یک از این دو دسته اصول روابط با آنان را تعیین می نمود. ادامه خواندن پیمان و ائتلاف با سرسختترین دشمن اسلام ، یهود اهل کتاب و مشابهین آنها (۱۷۵)

انعقاد قراردادهای همکاری ،عدم تعرض و ترک مخاصمه (۱۷۴)

انعقاد قراردادهای همکاری ،عدم تعرض و ترک مخاصمه (۱۷۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

همزیستی مسالمت آمیز:

همزیستی مسالمت آمیز از جمله اصولی است که در سیاست خارجی پیامبر نقش مهم داشتند، اما در این زمینه سؤالاتی مطرح است که آیا اسلام در روابط خارجی خود اصل را بر جنگ قرار داده است و یا با صلح. عدهای با استناد به بعضی آیات می آورند که اسلام تأکید به جنگ دارند تا صلح، که به نظر میرسد این عده دچار اشتباه شدند، اما آیات زیادی داریم از جمله آیه ۲۰۸ از سوره بقره که بیان می­دارد هدف غایی و نهایی اسلام دستیابی به صلح است، این چیزی است که در سیره پیامبر هم کاملاً مشهود است؛ زیرا پیامبر جنگ را به عنوان آخرین راه چاره می دیدند ودر وهله نخست ،  دیپلماسی در حکم منادی و پیشاهنگی بود که رسالت اسلام را قبل از آغاز جنگ ابلاغ میکرد[۱]

در ضمن این اصل،سه فرع وجود دارد که طریقی است برای صلح وهمزیستی مسالمت آمیز :‌ ادامه خواندن انعقاد قراردادهای همکاری ،عدم تعرض و ترک مخاصمه (۱۷۴)

عهد و پیمان بر سر مبانی اسلام و تشکیل دولت اسلامی با پشتوانه ی اسلحه ، نظم و خودانتقادی (۱۷۳)

عهد و پیمان بر سر مبانی اسلام و تشکیل دولت اسلامی با پشتوانه ی اسلحه ، نظم و خودانتقادی (۱۷۳)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

احمد بن حنبل همراه با شرح جابر روایت کرده است :جابر گفت : آن روز گفتیم ای رسول الله صلی الله علیه وسلم  بر سر چه چیزی با تو بیعت کنیم؟!

فرمود :

  • فرمانبرداری در رنج و راحتی.
  • انفاق در تنگدستی و توانگری.
  • امر به معروف و نهی از منکر.
  • در راه خدا سخن حق بگویید و از ملامت هیچ ملامت گری بیمناک نباشید.
  • مرا مانند زنان و فرزندان خود حمایت کنید .[۱]

در روایت کعب که ابن اسحاق آن را آورده است فقط بند آخر وجود دارد و کعب نقل کرده است :بعد از اتمام سخنان عباس به او گفتیم : گفتار تو را شنیدیم. سپس به رسول الله صلی الله علیه وسلم  روی کردیم و گفتیم : ای رسول الله صلی الله علیه وسلم  ! لب بگشای تا آنچه را از طرف خود و پروردگارت می خواهی تعهد نماییم.

رسول الله صلی الله علیه وسلم  قسمتی از آیات قرآن را تلاوت نمود و مردم را به راه خدا فراخواند و آنها را به اسلام تشویق کرد. سپس فرمود : از شما پیمان می گیریم که مرا مانند زنان و فرزندان خود حمایت کنید. براء بن معرور دست خود را به سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم  دراز کرد و گفت : قسم به خدایی که تو را به حق برانگیخته است پیمان می بندیم که از تو همچون زنان و فرزندان خود حمایت کنیم. ای رسول الله صلی الله علیه وسلم  ! با ما پیمان ببند. به خدا ما اهل جنگ و پیکاریم و این خصلت را از بزرگان خود به ارث برده ایم. ابوالهیثم بن تیهان سخنان براء بن معرور را برید و گفت : ای پیامبر خدا! ما با یهودیان روابطی داریم که آنر ا قطع خواهیم کرد، آیا ممکن است که وقتی کار تو نتیجه گرفت ما را رها کنی و به سوی خویشاوندان خود برگردی؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم  لبخندی زد و فرمود : خون و جان ما در گرو یکدیگر است. شما از من و من از شمایم با هر که جنگ کنید، می جنگم و با هر که صلح کنید، صلح می کنم .[۲] ادامه خواندن عهد و پیمان بر سر مبانی اسلام و تشکیل دولت اسلامی با پشتوانه ی اسلحه ، نظم و خودانتقادی (۱۷۳)

اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها(۱۷۲)

اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها(۱۷۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

یکی از مهمترین اصول در روابط خارجی و بین المللی در اسلام،‌ اصل وفای به عهد و پیمان است . از نظر اسلام، التزام به پيمان و وفاي به عهد، يک سياست راهبردي وبلند مدت است که به هیچ وجه نباید نقض شود مگر اینکه از طرف مقابل نقض گردد،‌ و وفای به این اصل به حکم  شرع و عقل لازم است. ايجاد زمينه ي توافق بر رساندن دعوت توحید به مردم بدون انتخاب گزینه ی جنگ مسلحانه  از حکمتهای این سیاست راهبردی و بلند مدت می باشد .

به دیگر سخن : حکمت تأکید اسلام بر لزوم وفای برعهد و پیمان، ایجاد زمینه توافق بر همزیستی و زندگی مسالمت آمیز است تا انسانها با آزادی و صلح و امنیت با یکدیگر زندگی کنند و اصول و قواعد حاکم بر زندگی مشترک بر اساس توافق و اراده مشترک تنظیم گردد.[۱]

در قرآن کریم نسبت به وفای به عهد و پیمان تأکید شده است از جمله:

  • الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا …(بقره/۱۷۷) و (نيكي كردار كساني است كه) وفاكنندگان به پيمان خود بوده هنگامي كه پيمان بندند .
  • يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ …  (مائده /۱) اي مؤمنان ! به پيمانها و قراردادها وفا كنيد
  • ‏الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ‏ .( رعد/۲۰) ‏ ( خردمندان ، يعني ) آن كساني كه به عهد خدا وفا مي‌كنند ، و پيمان ( موجود ميان خود و بندگان ) را نمي‌شكنند
  • وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا .( اسراء/۳۴) و به عهد و پيمان ( خود كه با خدا يا مردم بسته‌ايد ) وفا كنيد ، چرا كه از ( شما روز رستاخيز درباره‌ي ) عهد و پيمان پرسيده مي‌شود.
  • ‏وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ‏ .( مومنون/۸) و كسانيند كه در امانتداري خويش امين و در عهد خود بر سر پيمانند

سنت و سیره  پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم نیز بیانگر تاکید بر وفای به عهد است به عنوان مثال انس ابن مالک از پیامبر  صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرمود: لا دین لمن لا عهد له ؛ کسی که پایبند به عهد و پیمان خود نیست دین ندارد. همچنين رسول خاتم صلی الله علیه وسلم فرمود: «المومنون عند شروطهم»[۲]

در آیات و روایت فوق، وفای به عهد به‌عنوان ممیز و علامت ایمان، معرفی می‌شود؛ گویی حس وفای به عهد از ایمان سرچشمه می‌گیرد و خیانت به عهد، ناشی از نقص یا فقدان ایمان شمرده می‌شود. بنابراین، از نظر اسلام، التزام به پیمان و وفای به عهد، علاوه بر جنبه حقوقی، یک سیاست بلندمدت است که تحت هیچ شرایطی، مجوزی برای نقض آن وجود نداشته و پیمان‌شکنی از گناهان بزرگ معرفی شده است.

نمونه‌های بسیاری در سیرة سیاسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم وجود دارد که نشانگر علاقة رسول الله به عهد و پیمان و وفاداری نسبت به آن بوده است از جمله : ادامه خواندن اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها(۱۷۲)

اصلاح طلبي و رفورمی که قاعده ی نفی سبیل را نادیده می گیرد (۱۷۱)

اصلاح طلبي و رفورمی که قاعده ی نفی سبیل را نادیده می گیرد (۱۷۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

تغييرات ناچيز و جزئي در نهادهاي موجود اجتماعي، بدون ايجاد دگرگوني در روابط اساسي و زير بنايي قانون موجود حاكم بر جامعه را اصلاح يا رفورم گويند.  اصلاح طلبان براين باورند كه حكومت نماينده مستقيم مردم نبوده و مي توان آنرا در مبارزات پارلماني بدون اينكه عكس العمل خطرناك نشان دهد، از بين برد و دولتي مردمي كه منطبق و خواهان برنامه هاي آنان است روي كار آورد.

اگرچه از نظر تئوريك، امكان پاره اي از تغييرات حاشيه اي و در پاره اي از جوامع تابع تفكر بشري با همان تفكر بشري برتر، امكان تغييرات اساسي غير خشونت آميز را مي توان تائيد نمود. و اگرچه احتمال مي رود و ممكن است در صورت عدم هضم طالبين اصلاح طلبي در لنجزار بوروكراسي و بورژوازي و يا ایسمهاي رنگارنگ و عدم فسيل شدنشان، آنان بتوانند با استفاده از تمامي ترفندها و يا به اصطلاح حكمتها و مصلحت انديشها  و با گريز از تمامي دستگاههاي اطلاعاتي و پليسي و دادگاههاي نماينده قانون حاكم، بتوانند به پاره اي از اهداف مندرج در برنامه اي كه برايش به پا خواسته اند، برسند. اما آيا براي نمونه مي توان يك دگرگوني اساسي و صلح آميز را در كل تاريخ بشري مثال آورد كه در انهدام تمام روابط جاهلي استثمار استضعافي انسان، موفق گرديده باشدویااز زیر بنا حکم خدا را جایگزین حکم وسیستم ساخت بشر نموده باشد ؟ و آيا در كل، چنين خيزشهايي توانسته اند به حيات خود ادامه دهند  ؟ و يا در صورت ادامه فعاليت به چه ميزان از اصول اساسي كه ابتدا برايش به پا خاسته بودند، فاصله گرفته اند ؟  باز با وجود:

  • شرايط حاكم بر انتخابات و همچنين موقعيت آگاهيهاي اكثريت جامعه به استضعاف كشيده شده
  • ميزان بهره وري طبقات حاكمه از تبليغات و اهميت مسئله رسانه هاي جمعي در برخورد با چنين مردمي
  • تاثير قدرت پول و امكانات در تعيين و موفقيت كانديداها و سردرگمي و باز در بسياري موارد فريب مردماني آنچناني
  • و حتي در صورت چيره شدن احتمالي بر موارد فوق ضديت و مبارزه علني حاكميت با احزاب مردمي و خيانت بسياري از رهبران احزاب عامه فريب به اصطلاح پيشرو
  • و بالاتر از همه عدم اجازه عمل و تبليغ تمام آنچه كه بدان معتقد و پايبندند
  • وجود فشارها و توطئه هاي خارجي مضاعف بر آنچه در داخل مرزهاي قراردادي غيره انساني عليه خيزشهايي كه منافع مادي يا معنوي مستكبرين و مترمنين را به خطر اندازد

ادامه خواندن اصلاح طلبي و رفورمی که قاعده ی نفی سبیل را نادیده می گیرد (۱۷۱)

پیامبر خاتم و رد هر گونه مذاکره و سازشی راجع به سپردن حکومت به سکولاریستها و کفار (۱۷۰)

پیامبر خاتم و رد هر گونه مذاکره و سازشی راجع به سپردن حکومت به سکولاریستها و کفار (۱۷۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شاید در قرآن کریم پس از جهاد ، مسأله سیاسی ای مانند نهی از تولای کفار وجود نداشته باشد ، که قرآن کریم به آن عنایت خاصی مبذول داشته است ، مسأله ای که اساس سیاست خارجی اسلام می باشد . قران کفر را ملت واحدی که به تمام وجود در مقابل اسلام به عناد برخاسته می داند ، و کافرین را دشمنان سرسخت اسلام می پندارد . خداوند در آیات بسیاری اعلام می کند که در قلوب کفار و منافقین کینه و عداوت با مسلمانان وجود دارد[۱]

خداوند متعال در این زمینه می فرمایند :

  • ما يَوَدُّ الَّذينَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لاَ الْمُشْرِکينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْکُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ. (بقره/ ۱۰۵) كافران اهل كتاب و همچنين مشركان، دوست نمي‌دارند خير و بركتي از جانب خدايتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد، در حالي كه خداوند (به خواست و آرزوي ايشان توجّهي نمي‌كند و ) به هركس كه بخواهد رحمت خويش را اختصاص مي‌دهد، و خدا داراي فضل و بخشش بزرگ است.
  • ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتابِ کُلِّهِ وَ إِذا لَقُوکُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْکُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ * إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّکُمْ کَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ .(آل عمران /۱۱۹ – ۱۲۰) هان !  (اي مؤمنان !) اين شمائيد كه آنان را (به خاطر قرابت يا صداقت يا مودّت) دوست مي‌داريد، و ايشان شما را (به خاطر تعصّب ديني خود) دوست نمي‌دارند ، و شما به همه‌ي كتابهاي (آسماني) ايمان داريد (امّا آنان به كتاب آسماني شما ايمان ندارند) . و وقتي كه با شما برخورد مي‌كنند (براي گول‌زدنتان، به دروغ) مي‌گويند : ايمان آورده‌ايم . امّا هنگامي كه تنها مي‌شوند ، از شدّت خشم بر شما، سرانگشتان خود را به دندان مي‌گزند ، بگو : با (درد همين) خشمي كه داريد، بميريد، بيگمان خداوند از آنچه در درون سينه‌ها مي‌گذرد آگاه است اگر نيكي به شما دست دهد (و نعمتي همچون پيروزي و غنيمت بهره‌ي شما گردد) ناراحت مي‌شوند، و اگر به شما بدي برسد، شادمان مي‌شوند . و اگر (در برابر اذيّت و آزارشان) بردباري كنيد و (از دوستي با ايشان) بپرهيزيد، حيله‌گري (ودشمنانگي خائنانه‌ي) آنان به شما هيچ زياني نمي‌رساند،(چه) شكّي نيست خداوند بدانچه انجام مي‌دهند احاطه دارد (و قادر به دفع نقشه‌هاي خائنانه و نيرنگهاي اهريمنانه‌ي ايشان از شما است) .

ادامه خواندن پیامبر خاتم و رد هر گونه مذاکره و سازشی راجع به سپردن حکومت به سکولاریستها و کفار (۱۷۰)