اصل نفی سبیل و عزت اسلامی (۱۶۹)

اصل نفی سبیل و عزت اسلامی (۱۶۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

اصل نفی سبیل به لحاظ لغوی و اصطلاحی

یکی از اصولی که اساس و شالوده روابط خارجی پیامبر  خاتم صلی الله علیه وسلم را تشکیل می‌داد و پیامبر در گفتار و رفتار خویش بر آن تأکید می‌ورزید، اصل نفی سبیل و عزت‌مداری است. این قاعده، چارچوب کلی سیاست خارجی نظام اسلامی را تنظیم و خط قرمزهای آن را روشن می‌سازد.

سبیل در لغت به معنای راه است.  در اصطلاح یعنی قانون و شریعت – واژه نفی یعنی به معنای بسته شدن – پس مفهوم و معنای قاعده نفی سبیل چنین است : خداوند در قوانین و شریعت اسلام هیچ گاه راه نفوذ و تسلط کفار بر مسلمین را باز نگذارده و راه تسلط کافران بر مسلمانان را بسته است.

خداوند در این زمینه می فرمایند :«وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نسا / ۱۴۱) هرگز خداوند كافران را بر مؤمنان چيره نخواهد ساخت. علاوه بر احادیث و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم[۱] ؛ از ديگر دلايل و مستندات قاعده ي نفي سبيل، اجماع فقها و مسلمانان بر اين مطلب است که در اسلام هيچ گونه قاعده اي مبني بر جايز بودن تسلط کافران بر مسلمانان وجود ندارد.[۲] ادامه خواندن اصل نفی سبیل و عزت اسلامی (۱۶۹)

اصل رفتار متقابل(۱۶۸)

اصل رفتار متقابل(۱۶۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

استفاده از تجربه و توان سکولاریستها : پیامبر صلی الله علیه و سلم و ابوبکر صدیق، عبدالله بن اریقط را طبق قرارداد قبلی اجیر کردند تا آنها را از راههای مخفی به مدینه راهنمایی کند،  و او هر چند مشرک غیر اهل کتاب ( سکولار ) بود اما مردی نجیب و امین بود و خبر مسلمانان را به سکولاریستهای قریش  انتقال نمی داد. این کار به معنای آن است که در هنگام ضرورت استفاده از تجربه و توان سکولاریستها ی کافر در صورت امین بودن از شخصیت آنها اشکالی ندارد. در این جا نیز نباید یک سکولار کافر را با یک سکولار مرتد یکی دانست .

امان ومصونيت سفيران و اصل رفتار متقابل : مصونيت سفيران نيز در حقوق اسلامى و رفتار مسلمانان اصل پذيرفته شده‏اى بوده است كه ريشه در عقد و يا قرارداد امان دارد و در روايات نبوى به ويژه سيره پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم بر آن تاكيد شده است. مصونيت سفيران شامل مصونيت اموال آنان هم مى‏شود و البته شامل اصل رفتار متقابل در مورد توقيف نمايندگان و سفراى اسلامى هم مى‏باشد.

تشویق خوب میان بدها به خوبی و بزرگداشت صفت خوبی که نزد آنها وجود دارد (۱۶۷)

تشویق خوب میان بدها به خوبی و بزرگداشت صفت خوبی که نزد آنها وجود دارد (۱۶۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در این نوع خطاب و دعوت، هیچ نوع تحریف اصول و از بین بردن ثوابت و یا مداهنه­ی كفار و میل نمودن به سوی آنان وجود ندارد، بلكه این حق روشن و آشكاری است و از ثوابت و اصول دین ما است و بیان و اظهار آن برای مردم، بر هر داعی واجب است، و هیچ مانعی برای تركیز بر آن و مباحثه حول آن با كسی كه این محاسن را دوست دارد و یا كفار را بدان تعظیم می­­كند، وجود ندارد ..

از همیـن نـوع، می­­تـوان به روایتی اشاره كرد كـه امام بخاری رحمه الله در مـورد قصـه­ی حدیبیه نقل می­­كند؛ هنگامی­ كه مردی از بنی­كنانه از سوی قریش به نزد پیامبر ­صلی الله علیه وسلم و اصحابش آمد، پیامبر ­صلی الله علیه وسلم فرمود: «این فلانی است و از قومی­ است كه برای بُدن (شترها و گاوهایی که برای قربانی آورده می­شوند)، احترام قائلند، پس آن (قربانی­ها) را برایش (آن مرد) بفرستید.» پس آن به نزدش فرستاده شد و مردم از او استقبال کرده و شروع به تلبیه گفتن (لبیک اللهم لبیک گفتن) کردند، هنگامی­ كه (آن مرد) این را دید گفت: سبحان الله، سزاوار نیست كه این مردم (پیامبر و اصحابش) از بیت (كعبه) منع شوند، و هنگامی­ كه به سوی دوستانش برگشت گفت: گاوها و شتران قربانی را دیدم كه آویزان شده و مورد احترام قرار گرفته بودند بنابراین فكر نمی­­كنم كه خوب باشد جلوی آنان را بگیریم (بهتر است كه مانع حج ایشان نشویم .)   [۱]

[۱]صحیح بخاری ـ باب ۱۵ ـ ص ۹۷۴ـ شماره ۲۵۸۱

پیامبر خاتم و مساله قدر شناسی از کفار[۱] (۱۶۶)

پیامبر خاتم و مساله قدر شناسی از کفار[۱] (۱۶۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

دو سال یا سه سال، بر تحریم مسلمین در شعب ابی طالب  گذشت. در ماه محرم سال دهم بعثت، پیمان‌نامه نقض شد، و محاصره برداشته شد. ماجرا از این قرار بود که در اصل، برخی از کفار سکولارقریش از انعقاد این عهدنامه خشنود بودند، اما، بعضی دیگر خوشایندشان نبود. به تدریج، آن عده از سکولاریستهایی که از انعقاد چنین پیمان‌نامه‌ای ناخشنود بودند، کوشیدند تا آن را نقض کنند.

فرد شاخصی که به این امر اقدام کرد، هشام‌بن عمرو، مردی از طایفه بنی عامربن لُؤی بود. وی زهیربن ابی‌امیه مخزومی، مُطعَم بن عَدّی، ابوالبختری بن‌هشام و  زمعه بن اسودبن مطلب بن اَسَد  را با خود همراه و همصدا نمود . بامداد فردای آن روز، به سوی مراکز تجمّع همه روزه خودشان به راه افتادند. و هریک بر علیه پیمان نامه ی محاصره سخنانی گفتند، ابوطالب نیز در آن سوی نشسته بود. آمده بود که به آنان بگوید: خداوند رسول‌گرامی خود را از وضع صحیفه‌ای که پیمان مذکور در آن نوشته شده است مطلع گردانیده، حاکی از آنکه خداوند موریانه را فرستاده است تا همه محتوای جفاکارانه و ستمکارانه آنان را که پایمال کننده روابط خویشاوندی بود بخورد، مگر آنجایی که نام خداوند عزّوجل در آن ذکر شده است.

پس از اینکه گفتگوی ایشان با ابوجهل پایان پذیرفت، مطعم آهنگ آن صحیفه مربوط به عهدنامه کرد؛ دید که تمامی آن را موریانه خورده است، بجز جمله «باسمک اللهم» و هر جای دیگر آن قرارداد که نام «الله» آمده بود. به این ترتیب، قرارداد تحریم اقتصادی- اجتماعی سکولاریستها برعلیه بنی‌هاشم و بنی‌مطلب نقض گردید، رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- با همراهانشان از شِعب ابی‌طالب بیرون آمدند. سکولاریستها نیز اینک معجزه بزرگی را در ارتباط با نبوت و رسالت آن حضرت مشاهده کرده بودند. امّا، همینطور که خداوند درباره این قوم فرموده است:وَإِن یَرَوْا آیَهً یُعْرِضُوا وَیَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ.(قمر/۲) هرگاه معجزه‌ای را مشاهده می‌کردند، اعتراض می‌کردند و می‌گفتند: همان جادوی همیشگی است! ادامه خواندن پیامبر خاتم و مساله قدر شناسی از کفار[۱] (۱۶۶)

اصل رعايت احترام متقابل و نزاکت بين المللي (۱۶۵)

اصل رعايت احترام متقابل و نزاکت بين المللي (۱۶۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

يکي از مهم ترين ويژگي هاي ديپلماسي اسلام، اصل رعايت احترام و نزاکت در روابط بين الملل است.[۱]باید یاد گرفت که رعایت احترام ظاهری با اصل ولاء وبراء درونی متناقض نیستند .

این اصل در اندیشه اسلامی دارای اهمیت است و در اسلام به این نکته توجه شده: اولا اسلام آیین فطرت است و هرگز با احساسات طبیعی و انسانی بشر دوستانه ناسازگاری نداشته است، ثانیا اسلام به این نکته توجه داشته است که همیشه با ایجاد جو آرام و تفاهم است که انسان می تواند با مخالفان به گفت و گو بنشیند؛ در تاریخ روابط دیپلماتیک، اسلام تجلی گاه اصلی وفاداری رعایت ادب و احترام متقابل و مراعات بین الملل است  .

اسلام در برخورد با اهل کتاب با مروت برخورد کرده و اقليت های اهل کتاب را داراي حقوق ويژه اي دانسته و از سخت گيري پرهيز دارد. داراي تسامح ديني نسبت به رابطه با اهل کتاب است و به حسن سلوک و مهرورزي دستور مي دهد.[۲] علاوه بر آن و به صورت کلی سيره ي پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  در برخورد با سفرا و نمايندگان همه ي ملل، محبت آميز و به دور از هر نوع خشونت بود و کمترين مزاحمتي براي آنان ايجاد نمي کرد . که برخورد با سفیر مسیلمه کذاب نمونه ی برجسته ی این تعامل است .

در کتب تاريخي در خصوص رفتار سياسي پيامبر(ص) روايت شده است که ايشان هميشه با فرستادگان ملل خارجي با احترام و مهرباني هر چه تمام تر رفتار مي کرد. بنابر عادت و خوي متعالي خود به بسیاری از آنها تحف و هداياي فراواني ارزاني مي شده است و درمقام توصيه به اصحاب خود در اين مهم مي فرمود:«پس ازمن نيز بدين گونه عمل کنيد»[۳]

[۱] سيد خليل خليليان، اسلاموحقوق بین الملل، ص ۲۵۳٫

[۲] مارسل بوازار، اسلام و حقوق بشر، ترجمه: مؤيدي، محسن،‌تهران‌،‌ دفتر نشر فرهنگ اسلام  ۱۳۵۸٫،ص۶۳٫

[۳] احمد رشيد ، اسلام و حقوق بين المللي عمومى ، ترجمه حسين سيدى ، تهران ، دانشگاه تهران , دانشكده حقوق و علوم سياسي  ,مركز مطالعات عالي بين المللى ۱۳۵۳ ش ، ص۸۴-۸۵

تشکیل حکومت اسلامی واجبی مانند دیگر واجبات (۱۶۴)

تشکیل حکومت اسلامی واجبی مانند دیگر واجبات (۱۶۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

۱- ضرورت حكومت اسلامي‌‌‌‌‌‌

الف: « فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا»( بقره/ ۲۱۳) پس خداوند پيغمبران را برانگيخت تا ( مردمان را به بهشت و دوزخ ) بشارت دهند و بترسانند . و كتاب ( آسماني ) كه مشتمل بر حق بود و به سوي حقيقت ( و عدالت ) دعوت مي‌كرد ، بر آنان نازل كرد تا در ميان مردمان راجع بدانچه اختلاف مي‌ورزيدند داوري كند

همان طور كه از آيه‌ي فوق فهميده مي‌‌‌‌‌‌شود، حكومت اسلامي‌ ‌‌‌‌‌از آن خداوند و پيامبران است و مشروعيت حكومت بايد با خواست و اذن خداوند صورت بگيرد. و يكي از اهداف پيامبران، تشكيل حكومت براي اجراي احكام الهي كه از سوي پروردگار به آنها رسيده است، می باشد .

بنابراين از آيه‌ي فوق فهميده مي‌‌‌‌‌‌شود كه مقصود از حكم كردن كتاب در اختلافات اين است كه حكم داوري بر اساس قوانين دين و شريعت آسماني صورت بگيرد چنان كه در جاي ديگر مي‌‌‌‌‌‌فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَينَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ و َلَاتَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا»( نساء/ ۱۰۵) ‏ ما كتاب (قرآن را كه مشتمل بر حق و بيانگر هر آن چيزي كه حق است) به حق بر تو نازل كرده‌ايم تا (مشعل راه هدايت باشد و بدان) ميان مردمان طبق آنچه خدا به تو نشان داده است داوري كني، و مدافع خائنان مباش ادامه خواندن تشکیل حکومت اسلامی واجبی مانند دیگر واجبات (۱۶۴)

منظور از دولت و حاکمیت پیامبر خاتم (۱۶۳)

منظور از دولت و حاکمیت پیامبر خاتم (۱۶۳)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

منظور از دولت پیامبرخاتم  واحدی است که از تمام عناصر یک دولت برخوردار بوده وتحت ادارۀ پیامبرخاتم قرار داشته است. عناصر اصلی این دولت عبارتند از:

الف. جمعیت:  دو قبیلۀ اوس وخزرج  و مهاجرین پایۀ اساسی جمعیت دولت پیامبر را تشکیل می دادند. علاوه برآن سه طایفۀ یهودی نیز در کنار دو قبیلۀ مذکور زندگی می کردند. براساس تعهداتی که میان پیامبر و سران یهود انجام گرفته بود، آن ها از حقوق شهروندی برخوردار بودند. بني قينقاع، بني نضير و بني قريظه، اقتصاد شهر را دردست داشتند. بدین ترتیب پیامبر در نخستین اقدام  خود جمعیت کثیری را تحت چتر واحد که” امت” خوانده می شدند گرد آورد. چنان چه در صحیفه می خوانیم:

وانی یهود بنی عوف امت مع المومنین؛ للیهود دینهم و للمسلمین دینهم، موالیهم وانفسهم الا من ظلم واثم فانه لایوتغ الانفسه واهل بیته.

یهود بنی عوف، خود وهمپیمانان(موالی) آن ها، با مؤمنین یک امت هستند؛ یهود به دین خود ومسلمانان به دین خود شان؛ مگر کسی که با پیمان شکنی ستم کنند و گناه نماید وچنین کسی جز خود وخاندانش را دچار زحمت نخواهد کرد.

ب. سرزمین: پیامبر برای ایمن سازی دولت وحکومت خویش دست به اقدام دیگری زد وحدود فرمانروایی خود را تحت حرم نشانه گذاری نمود. چنان چه در بند ۲۹ صحیفه آمده است:

واین یثر حرام جوفها لاهل هذه الصحیفه ؛ داخل شهر یثرب برای اهل این صحیفه منطقۀ امن و حرم می باشد. ادامه خواندن منظور از دولت و حاکمیت پیامبر خاتم (۱۶۳)

مشخصه های کلان دولت اسلامی (۱۶۲)

مشخصه های کلان  دولت اسلامی (۱۶۲)

 بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

مشخصه های کلان دولت اسلامی  که « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » را جهت تسهیل در امر عبادت الله فراهم می کنند به صورت فهرست وار عبارت اند از :

  • مساوات
  • عدالت
  • شورا

۱- مساوات:

مساوات در لغت به معنی : برابری در میان دوچیز، یكسانی، برابری حق، تساوی حقوق وهمانند.

مساوات از دیدگاه اسلام عبارت است از: اجرای قانون بصورت یكسان وارزش به حقوق ومسؤولتیهای هرانسان بدون درنظر داشت نژاد، مال و ثروت، مواقع جغرافیائی وجایگاه اجتماعی آن.

مساوات یكی از پایه های اساسی نظام سیاسی اسلام است، اسلام همه مردم را در برابر قانون مساوی ویكسان قرار داده است، آنان را درحقوق سیاسی وغیر سیاسی یكسان میداند، هیچ فضیلت و برتری برای عرب برغیرعرب، سفید پوست برسیاه پوست، ثروتمند برفقیر و غیره درنظرنمی گیرد، و بدین وسیله اسلام تمام نظامهای طبقاتی ونژاد گرائی وتفاوت قرار دادن در بین طبقات اجتماعی را در حقوق وواجباتی كه به عهده دارند محوكرده وتمام امتیازات ناروا را باطل اعلاممی دارد .  [۱]

اندکی دقت شود، آشکار می گردد، این آیه انسانها را مورد خطاب قرار میدهد، نه طبقه وگروه مخصوصی را، وآنان را دعوت میكند كه اصل ومنشاء وپدر ومادر همه ایشان یكی است، وكسانی كه از یك اصل بوجود آمده باشند سزاوار نیست كه برخی از آنان بربعض دیگر از جنبه نژادی ادعای برتری نمایند، وهرچند  در نقاط مختلف پراکنده شده، وازلحاظ جنس ورنگ وزبان باهم اختلاف داشته باشند، به هیچ وجه این اختلافات عارضی باعث از بین بردن رابطه برادری آنان نخواهد شد.

پیامبر اسلام  درخطبه  تاریخی خود درحجة الوداع مردم را از اسارت : «خون»، «زبان»، «رنگ»، «قبیله» و «نژاد» آزاد ساخته به مساوات وعدالت دعوت داده فرمود :” یا أیها الناس، ألا إن ربكم واحد، وإن أباكم واحد، ألا لا فضل لعربی علی أعجمی، ولا لعجمی علی عربی، ولا لِأحمر علی أسود، ولا  لِأسود علی أحمرإلا بالتقوی”.[۲]” ای مردم بدانید : خدای شما یكی است، وپدرتان یکی، نه عرب برعجم برتری دارد، ونه عجم برعرب، نه سیاه پوست برگند مگون، ونه گندمگون برسیاه پوست مگر به تقوی”. ادامه خواندن مشخصه های کلان دولت اسلامی (۱۶۲)

ارکان وپایه های حكومت اسلامی/ سرزمین (وطن) (۱۶۱)

ارکان وپایه های حكومت اسلامی/ سرزمین (وطن) (۱۶۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

۳ – سرزمین (وطن)

الف- سر زمین اسلامی:تمام كره ی زمین وطن امت اسلامی است؛ زیرا تمام زمین در ملكیت الله و از آن او است.

  • ” ملكیت آسمانها وزمین از آن الله است “.( آل عمران/۱۸۹  )
  • ” الله جل جلاله برای كسانی كه ایمان آورده اند وعمل نیكو می كنند وعده كرده است تا ایشان را در زمین خلیفه بگرداند .”(نور/ ٥٥)
  • ” هرآئینه نوشتیم درزبور بعداز تورات كه بند گان نیكو كارمن زمین را به میراث خواهند برد”.(انبیاء/۱۰۵)

بنابراین الله جل جلاله حق تملك زمین را برای مسلمانان عطا فرموده است، تا تمام زمین وطن شان باشد واخذ این حق را بعهدهء شان فرض گردانیده است. البته ادای این فریضه را مقید به توانائی وقدرت ایشان گردانیده است تا تمام توانایی خود را بكارگرفته در فكر طرح پلانها وآماد گی كامل برای احقاق این حق باشند.

  • ای مؤمنان بجنگید با کافرانی كه نزدیك شما اند وباید كه بیابند درشما درشتی را(توبه/۲۳)
  • وبجنگید با كفار تا آنكه هیچ فتنه ای باقی نماند ودین خالص برای الله گردد.(انفال/۳۹)

وتا زمانی كه حكومت غیرالله بر زمین حاكم باشد، فتنه در زمین باقی خواهد بود. وتنها زمانی صلح و سلام به زمین برمی گردد كه تمام عالم تسلیم و منقاد شریعت الله گردند؛ زیرا  اسلام عبارت از صلح وسلام است وبدون آن صلحی وجود ندارد. ادامه خواندن ارکان وپایه های حكومت اسلامی/ سرزمین (وطن) (۱۶۱)

چه زمانى تعيين امير به نظر مردم متخصص بر مى گردد ؟(۱۶۰)

چه زمانى تعيين امير به نظر مردم متخصص بر مى گردد ؟(۱۶۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

از آنچه كه گذشت روشن مى شود كه حكم امارت واجب و تعيين امير از حق امام مسلمانان و يا کسی است که به تائید وی برگزیده شده است. مگر در بعضى حالتها كه لازم می آيد گروهى از مسلمانان متخصص خودشان مستقيما براى خويش اميرى انتخاب كنند. اين حالتها از اين قرار است:

حالت اول هنگامى است كه امير انتخاب شده از طرف امام به دليل كشته شدن يا اسارت و يا ناتوانى مفقود شود و مسلمانان نتوانند به امام مراجعه نمايند و اميران نيز براساس ترتيب، تعيين نشده باشند و يا مشخص شده اند اما همگى آنان مفقودند.

حالت دوم زمانى است كه مسلمانان يا گروهى از آنان در كارى از كارهاى جمعى مخصوصاً تمرين و جهاد، امامى نداشته باشند. پس بر مسلمانان لازم است كه يك نفر از خودشان را براى منصب امارت تعيين كنند زيرا بدون امير بودن مسلمانان، به هيچ وجه قابل قبول نخواهد بود، حال اينكه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  ضمن حديث «إِذَا خَرَجَ ثَلاثَةٌ فِي سَفَرٍ فَلْيُؤَمِّرُوا أَحَدَهُمْ» بديشان دستور تعيين امير داده است.

در باب تعيين امير به فعل صحابه در غزوه ى مؤته استدلال مى شود. پس از كشته شدن سه اميرى كه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  مشخص كرده بود صحابه بر امير بودن خالدبن وليد اتفاق كردند و پیامبر صلی الله علیه وسلم  هم از كارشان اعلام رضايت نمود. امام بخارى : از انس بن مالك  روايت كرده است که: پیامبر صلی الله علیه وسلم  در حالي كه اشك می ريخت، فرمود: «أخذ الراية زيد فأصيب، ثم أخذها جعفر فأصيب، ثم أخذها عبد الله بن رواحة فأصيب، ثم أخذها خالد بن الوليد عن غير إمرة ففتح الله عليه، وما يسرهم أنهم عندنا» قال أنس «و إن عينه لتَذْرِفان» [۱] «زيد پرچم اسلام را بدست گرفت و شهيد شد. سپس، جعفر آن را گرفت و شهيد شد. سپس عبدالله بن رواحه آن را بدست گرفت، ايشان نيز به شهادت رسيدند. سرانجام، خالدبن وليد بدون اينكه توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم  بعنوان امير لشكر تعيين شود، پرچم را بدست گرفت و خداوند او را پيروز نمود.» و در روايت ديگرصحيح بخارى حديثى كه انس روايت كرده بدين مضمون است: «حتى أخذ الراية سيف من سيوف الله حتى فتح الله عليهم» [۲] «تا اينكه شمشيرى از شمشيرهاى خدا پرچم را بدست گرفت و خداوند  آنان را پيروز نمود.» ادامه خواندن چه زمانى تعيين امير به نظر مردم متخصص بر مى گردد ؟(۱۶۰)