امارت اسلامی حداقل در این سخنان، ماهیت اصلی مهاجرین نجدی ادلب نشین سوریه را بشناسد (۳)

امارت اسلامی حداقل در این سخنان، ماهیت اصلی مهاجرین نجدی ادلب نشین سوریه را بشناسد (۳)

به قلم: عبدالرزاق سمنگانی

مُلا فتاحی نجدی از سربازان ادلب نشین جولانی نجدی که حافظ تانکها و سربازان و منافع و اهداف ناتو و آمریکا در خاک سوریه شده اند در ادامه می دهد:  “خیلی وقت بود که به  دنبال چنین جوابی  برای افرادی بودم که به نام دفاع از خلافت، به حرکت توحیدی شیخ محمد ابن عبد الوهاب معترض بودند و آن را زیر سوال می بردند زیرا خلافت و خلیفه زمانی مصون است که موحد باشد  و از توحید دفاع کند چونکه خلیفه مقصود لذاته نیست بلکه مقصود لغیره است . منتقدین شیخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله  که اشک تمساح میریختند و مانند روافض  مظلوم نمایی میکردند برای خلافتی که خواسته یا ناخواسته شرک را با انواع و اقسامش  نشر داده است از روی دلسوزی نبوده و نیست ، بلکه بدلیل  بغض از مسئله توحید و موحدین است و از این ناراحتند که  بتهای فکری و منهجی آنها شکسته شد”.

در این سخنان مُلافتاحی نجدی هم چند نکته ی مهم وجود دارد:

  • این نجدی ها با به کارگیری اصطلاح قبوری که معادل مشرک برای آنهاست، در نهایت بر اساس نواقض دهگانه (ناقض سوم: من لم يكفر المشركين أو شك في كفرهم أو صحح مذهبهم) چنین مسلمینی را به ناحق  تکفیر می کنندو جنگ بر علیه این مسلمین را برای خود توجیه می کنند
  • از آنهمه جنایت و مسلمان کشی محمد بن عبدالوهاب در سرزمین وحی و عربستان حمایت می کند
  • از بغی و خیانت محمد بن عبدالوهاب در برابر حکومت عثمانی ها که از پشتیبانی کفار انگلیسی و فرانسوی و از اسلحه و مهمات انگلیسی ها و جاسوسانی چون لورنس برخوردار بود حمایت می کند
  • دلیل اینهمه خیانت به حکومت عثمانی ها را این می داند که فکرشان در مساله ی توحید مثل نجدی ها نبود و در نظر نجدی ها حکومت عثمانی ها قبوری و مشرک بودند و به همین دلیل قیام بر علیه آنها موجه است.
  • تمام منتقدین تفکرات محمد بن عبدالوهاب که از اهل سنت و شیعیان هستند را مورد حمله قرار داده و تنها خودشان را موحد و اهل توحید می دانند. همان چیزی که همین الان هم در گروهها و سایتهای تلگرامی نجدی ها می بینیم که تنها خودشان را موحد می دانند.

الان کمی فکر کنیم:

مگر فرقه نجدی دوله(داعش) که بر علیه امارت اسلامی افغانستان بغی کرده است و آنهمه جنایت مرتکب می شود چیزی غیر از این گفته است؟ نه، هرگز.

پس فرق جولانی و مُلا فتاحی و شاشو نجدی و هزاران نفر نجدی مثل اینها در چه هست؟ در هیچی.

کسانی که هنوز از دارودسته ی نجدی و خائن جولانی و گروه چند نفره ی مُلا فتاحی حمایت تبلیغی می کنند :

  1. یا خائنی مثل خودشان هستند و نوکر آمریکا و ناتو که واقعیت آنها را از مسلمین افغانستان پنهان می کنند
  2. یا جاهلهایی هستند که خیال می کنند این گروههای نجدی فی سبیل الله بر علیه روسیه و بشار اسد و … در حال جهاد هستند و هنوز نمی دانند اینها اربکی های سوریه هستند که برای منافع آمریکا و ناتو می جنگند.

نکته ای که نباید فراموش کرد این است که مجاهدین از آمریکا و سایر کفار جهانی و منطقه ای بر علیه شوروی ها استفاده کردند اما هرگز اجازه ی اشغالگری به آنها ندادند و ارتش آنها را وارد افغانستان نکردند و این فرق دارد با امثل جولانی و مُلافتاحی و دیگران که مثل دوستُم و کرزای و دیگران ارتش کفار را وارد سرزمینهای آزاد شده و ادلب و غیره کردند.

زمانش رسیده است که دشمنان سایبری و مجازی افغان و همچنین احمقهای مجازی را نیز در کنار این نجدی های ادلب نشین بشناسیم.

امارت اسلامی حداقل در این سخنان، ماهیت اصلی مهاجرین نجدی ادلب نشین سوریه را بشناسد(۲)

امارت اسلامی حداقل در این سخنان، ماهیت اصلی مهاجرین نجدی ادلب نشین سوریه را بشناسد(۲)

به قلم: عبدالرزاق سمنگانی

مُلا فتاحی بعد از آنکه اهل سنت مخالف خودش را قبوری معرفی می کند و طبعاً آنها را مشمول حکم کفار مشرک می کند ادامه می دهد از شیخ شاشو سوال کردم: “آیا این تآثیرات بدلیل  نفوذ چند دهه دخالت روافض میباشد؟ ایشان فرمودند: روافض تاثیر داشته اند، اما اصل موضوع  به زمان حکمرانی عثمانی ها برمیگردد. زیرا آنها بویژه در اواخر حکومت خود در حقیقت  قبوری بودند و این فکر و اندیشه را نشر می دادند .اظهار کردم، پس برخورد شیخ محمد ابن عبد الوهاب با آنها در میدان علمی و گاها در میدان نظامی توجیه شرعی داشته است.

شیخ فرمودند ، اینکه برخورد شیخ محمد با آنها توجیه شرعی داشته یا نه ، یک  مسئله ، و قبوری بودن انها موضوع دیگری است که این دو با هم  متفاوتند. چون آنها به تمام معنای کلمه ، قبوری بودند و به قبور استغاثه و استعانه می کردند. تا قبل از انقلاب سوریه مراقد و قبوری که مردم برای شفا ی امراض و یا  صاحب فرزند شدن و غیره به آنجا   می رفتند معمول بود ، اما زمانیکه حلب به دست ما مجاهدین افتاد  تمامی آنها را از داخل مساجد  بیرون کشیدیم  و به قبرستانها انتقال دادیم چون‌ مساجد بسیار اندکی وجود داشتند  که قبر در داخلشان  نباشد.”

در این سخنان مُلا فتاحی و شاشو نجدی که از سربازان جولانی نجدی هستند چند نکته ی مهم وجود دارد:

  1. شیعیان را نیز مثل سایر اهل سنتی که توحیدشان مثل نجدیت نیست، قبوری و جزو کفار مشرک می دانند
  2. حکومت عثمانی ها را مثل تمام نجدی ها حکومتی قبوری و مشرک می دانند چون بر اساس بر اساس نواقض دهگانه ( ناقض سوم:  من لم يكفر المشركين أو شك في كفرهم أو صحح مذهبهم) تمام حاکمیت عثمانی ها و هر کسی که توحیدش مثل آنها نباشد را به ناحق  تکفیر می کنند.  
  3. خروج و قیام بر علیه چنین اشخاص و حکومتهایی و اهل بغی شدن نزدشان مشروع و جایز است همچنانکه نجدی های آل سعود در کنار کفار انگلیسی و سایر کفار بر علیه عثمانی ها وارد جنگ شدند و طبعاً خروج و اهل بغی شدن فرقه ی نجدی دوله (داعش) در افغانستان هم در نظرشان مشروع و جایز است هر چند به آن اقرار نمی کنند و مصلحتشان در دشمنی با داعش در این است چنین حقیقتی را کتمان کنند.
  4. بعد از اینهمه کشت و کشتار و خیانت به اهل سنت و آنهمه جنایت و ویرانی و از بین رفتن نوامیس اهل سنت ثمره ی این چند سال فعالیت این نجدی ها این بوده که مراقد و قبوری که اهل سنت به زیارت آنها می رفتند را نابود کنند یا چند قبر صالحان و صحابه که در مساجد بوده را نبش قبر کرده و بقایای جسد این بزرگان اهل سنت را در قبرستانها مختلف به صورت مجهول دفن کنند و بدون شک اگر توانائی آنرا داشته باشند و از افکار عمومی سایر مسلمین نترسند با قبر رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز چنین برخوردی خواهند کرد.  

این است واقعیت فرقه ی نجدی جولانی و گروهک چند نفره ی مُلافتاحی و تمام شاشو های نجدی در طول این چند دهه ی گذشته بوده است.

آیا فرقه ی نجدی دوله (داعش) چیزی غیر از این گفته و غیر از این انجام داده است؟

پس لطفاً فریب نجدی های ادلب نشین که مزدور آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار و دموکراسی خواه ترکیه شده اند را نخوریم، ادلب نشین هائی که تانکهای ناتو و آمریکا را وارد سوریه کرده و در اطراف خود می بینند و از این اشغالگران در برابر اهل سنت سوریه حمایت می کنند و باز خیال می کنند کسی ماهیت آنها را نمی داند.

اگر دسته ای احساساتی واقعیت این نجدی های ادلب نشین را نمی دانند اما بر اهل فهم و عقل واقعیت آنها از همان ابتدای خیانتشان واضح و روشن شده بود.  

ادامه دارد…. ان شاء الله

امارت اسلامی حداقل در این سخنان، ماهیت اصلی مهاجرین نجدی ادلب نشین سوریه را بشناسد(۱)

امارت اسلامی حداقل در این سخنان، ماهیت اصلی مهاجرین نجدی ادلب نشین سوریه را بشناسد(۱)

به قلم: عبدالرزاق سمنگانی

مُلا عبدالرحمن فتاحی با پنهان کردن واقعیت عقاید نجدی اش خیلی سعی کرده است خودش را یکی از حامیان امارت اسلامی افغانستان معرفی کند و دسته هائی از برادران مارت اسلامی نیز یا نخواسته اند واقعیت عقاید نجدی اش مشخص شود یا از واقعیت عقاید نجدی این شخص بی خبر بوده اند.

اگر واقعیت سخنان و عقاید مُلا عبدالرحمن فتاحی را با عقاید فرقه دوله (داعش) مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که سرچشمه ی عقاید هر دوی آنها محمد بن عبدالوهاب است و هر دوی آنها به بهانه ی قبوری و مشرک بودن همچنانکه حکومت عثمانی ها را تکفیر کرده اند و خروج و شورش بر علیه آنرا مشروع می دانند به همین شکل امارت اسلامی افغانستان را نیز قبوری و مشرک می دانند و طبعاً قیام بر علیه آنرا نیز مشروع می کنند.

در زمینه ی قبوری و مشرک خواندن امارت اسلامی افغانستان تنها فرق فرقه دوله (داعش) با فرقه ی نجدی جولانی و دارودسته ی نجدی مُلافتاحی تنها در میزان صداقت آنهاست. داعش صادقانه هم به صورت موردی می گوید امارت اسلامی قبوری و مشرک است و بر علیه آن قیام می کند اما فرقه ی نجدی جولانی و دارودسته ی چند نفره ی مُلافتاحی نه صداقتش را دارند نه غیرتش را.

مُلا فتاحی در آخرین سخنانش می گوید: “چند روز پیش با چندتن از برادران به دیدار دکتر ابراهیم شاشو رفتیم ، ایشان  از چهره های سر شناس علمی مناطق محرر میباشد . حدود نزدیک  به سه ساعت که در خدمت ایشان بودیم . موضوعات مختلفی  را ذکر و استفسار نمودیم یکی از این موضوعاتی  که برای بنده بسیار قابل توجه بود مسأله ی متاثر بودن بسیاری از مردم از تصورات  فرق ضاله من جمله تصوف و مشایخ طریقت است در حدی که میتوان گفت اینها قبوری هستند “.

در همین ابتدای امر و دیدار با این شاشوی نجدی که به همراه دیگران به انقلاب و آرزوهای مردم مسلمان سوریه شاشیدند به صراحت صوفی ها را قبوری معرفی می کند. و قبوری نزد نجدیت معادل مشرک و مشرکین است چنانچه محمد بن اسماعیل صنعانی از علمای نجدی در نهایت در کتاب «تطهير الإعتقاد من أدران الإلحاد» می گوید: وجب علی الأئمّة والملوک بعث دعاة إلی التوحید، فمَن أقرّ ورجع حُقن علیه دمه وماله وذراریه، ومَن أصرّ فقد أباح الله منه ما أباح لرسوله من المشرکین.

بر رهبران و حکام واجب است که به سوی این قبوری ها دعوتگرانی بفرستد تا آنها را به سوی توحید دعوت کند، هر کسی به این توحید اقرار کرد و از قبوری بودن و شرک برگشت خونش و مالش و سایر متعلقاتش را حفظ کرده است اما اگر کسی بر این عقاید شرکی قبوری ها اصرار ورزد هر چه رسول الله صلی الله علیه وسلم از کفار مشرک مباح کرده بود از اینها نیز مباح می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم چه چیز کفار مشرک را مباح کرده بود: ۱- خونشان ۲- مالشان ۳- زنانشان ۴- فرزندانشان ۵- سرزمینشان را.

متوجه شدید؟

یعنی اگر کسی توحیدش مثل توحید نجدیت نباشد و مثل آنها فکر نکند دچار شرک شده است و جزو قبوری ها و کفار مشرک شده است و به همین سادگی هم خونش هم مالش و هم زن و فرزند و سرزمینش برای آنها مباح می شود.

به نظر شما فرق جولانی و مسلا فتاحی نجدی با سایر نجدی ها در چه هست؟ هیچی. تنها در میزان صداقت آنهاست که عده ای دارند و عده ای ریاکاران دغلبازی هستند که از این میزان صداقت هم بی بهره اند.

ادامه دارد … ان شاء الله

سرخوردگان مهاجر در احزاب به اصطلاح جهادی سوریه

سرخوردگان مهاجر در احزاب به اصطلاح جهادی سوریه

به قلم: منصور امارتی

این روزها که کفار جهانی به همراه مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین داخلی جنگ تبلیغی و گسترده ای را از کانالهای مختلف ماهواره ای و مجازی و منابر مختلف مساجد و غیره برعلیه اهل دعوت و جهاد شروع کرده اند، یکی از دامهایشان کشاندن این جوانان به میدانهای جنگی است که ثمره ی جنگ این جوانان، در معادلات جهانی و منطقه ای خدمتی است به اهداف کوتاه مدت و یا بلند مدت آنها.

 این جوانان که ثمره ی تلاش سالها دعوت و خود سازی و جهاد هستند به ناگاه غافلگیر می شود زمانی که می شنوی که آنها آن میدانی راکه پر از دعوت و فعالیت نموده بودند، به ناگاه خلوت کرده و به بلادی که گفته شده بود در آنجا جهاد فی سبیل الله در جریان است و حدود الهی در آن اقامه می­شود یا جبهـه­ای که گفته شده بود، آرمان و پرچمی پاک و اسلامی در آنجا برافراشته شده است، هجرت مـی­کردند، و آن جوانان در سرزمینشان دعوت و تلاش خود را در به یکباره و بعد از اینکه مراحل مهمی از آن را پیموده بودند، ترک کرده و از سرزمین خود، خارج می­شدند در حالی که می­دانستند بازگشت برایشان بسیار مشکل و حتی غیر ممکن خواهد بود.

پس به آن بلاد یا آن جبهه می­رفتند تا بعد از آن با این حقیقت مواجه شوند که کسی که آنها را به آمدن به آنجا تشویق کرده بود، در خبرهایش از آنجا، مبالغه نموده است و آن خبرها را بر اساس تحقیقی جامع و فراگیر و نظری واقعی و تیزبینانه، بنا ننموده است، بلکه تنها محرک او عاطفه و حماسه­گری و سطحی نگری بوده است.

زمانی که شخص مهاجر چنین وضعی را می بیند و با چنین رفتار غیرمنتظره و غافلگیرانه­ای روبرو می شود تصمیم به کناره گیری از این وضع می گیرد که یا بعضی از آن افراد به سرزمینشان بر می گردند و ممکن است با زندانی و محدودیتهای جدی مواجه شوند و یا اینکه راه برگشتی برای خود باقی نگذاشته اند و مجبور می شوند در یکی از دارالکفرهای سکولار مثل ترکیه و غیره به زندگی ذلت بار خود ادامه دهند.  

البته ممکن است برخی دیگر از این مهاجرین از روی ناچاری پراکنده شده و در سرزمین­ها و جبهات مختلف پخش ­شوند. گروهی این جبهه را پسندیده و بدان می­پیوندند، گروهی دیگر آن سرزمین را پذیرفته وآن را برای کار خود اصلح­تر می­یابند، و به همین صورت هر گروه به جایی رفته و سپس هر گروه برای شروع تلاش­هایی پراکنده­ و اقداماتی بدون برنامه و منهج مشخص را صورت می­دهند و هر کدام شروع به فراخوندن جوانانی می­کند که خود آنها را می­شناسد، و آنها را به ترک دعوت و ملحق شدن به خود فرا می­خوانند، و دست به انجام دادن مقارنات و مقایساتی بین جبهات و جمع­آوری اموال و امکانات و نیرو می­زنند، اما بعد از مدتی، سهل و آسان می­بینی که گزینه­ی جدیدشان را هم تغییر داده و آن جبهه یا آن مکان را ترک نموده و به جبهه یا مکان یا عمل دیگری منتقل می­شوند و…

گروههای مختلفی که امروزه در سوریه وجود دارند ثمره ی این تغییر و تحولات شده اند، بخصوص مهاجرینی که نه راه پس دارند نه پیش و مجبورند نا امیدانه با وضعی که وجود دارد بسازند؛ وضعی که در آن «ناتو» از کانال حکومت سکولار ترکیه ارباب است و بقیه فرمانبر آن. 

ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

به قلم: طاهر جان فرغانه ای

لازم می دانم بگویم که ابومعصب زرقاوی زمانی که در افغانستان بود نه به القاعده بیعت داد و نه به طالبان و حتی زمانی که در هورامان و نزد جماعت انصارالاسلام هم بود باز بیعت نداد بلکه گروه چند نفره ی خودش را داشت.

ابومصعب زرقاوی نه از علم دانشگاهی برخوردار بود نه از فقه شریعت و تنها بر اثر برخورد با علمای دعوت نجد و پیروان محمد بن عبدالوهاب چون ابومحمد مقدسی بود که به مسیر جهاد کشیده شد.

ابومصعب زرقاوی گروه توحید و جهاد را تشکیل داد و جهت جذب بیشتر مجاهدین به القاعده شیخ اسامه بن لادن بیعت داد اما این گروه بعد از خودش تبدیل به دولت اسلامی عراق به رهبری ابوعمر بغدادی شد و ابوحمزه المهاجر مصری به عنوان آخرین امیر القاعده در عراق به دولت عراق اسلامی بیعت داد و القاعده کلاً منحل شد.

در اين مرتبه مختصرا اشاره ای به ارتباط بین دولت اسلامی عراق و القاعده می کنیم، و برای تفهیم و تبیین صحیح اين موضوع لابد دو بیانیه “شهادة لحقن دماء المسلمین” و در جوابش؛ بیانیه”عذرا أمیر القاعدة” را در کنار هم قرار داد و با هم قرائت کرده و در کنار هم تحلیل نمود.

الفاظ و عباراتی که در بیانیة “شهادة لحقن دماء المسلمین” پیرامون و حول اين کلمات و موارد می چرخد: أمیره.. جز .. مشورت.. ولا .. اطلاع.. ولاة أمرنا..دولتکم.. أمر منکم.. جنودا له.. رجالا أوفیا .. تجدد بیعت از طرف دولت اسلامی.. أمیرنا.. مشايخنا.. سقوط هیبةالجماعة.. إلی أمرائه.. أمیرنا.. أمر لأمیر..

اگر مبنا بر اعتداد و اعتماد به اين الفاظ باشد، بايد دانست که؛ مدلول و غايت اين الفاظ و عبارات دلالت بر بیعت جهاد وطاعت در آن و وحدت در امر جهانی جهاد می باشد! نه اينکه ادعای دادنِ بیعتِ امامت به طالبان از طريق بیعت با القاعده شود! نه اينکه اين ولاء و ارتباط ملزم و نافذ در داخل دولت اسلامی باشد و بتواند آن را منعقد و يا منحل نمايد!! هیچ کدام از خطوط اين بیانیه و هیچ يک از جملات وارد شده در آن دلالت بر اينکه دولت اسلامی به القاعده و سپس طالبان بیعت امامت داده است، نمی کند! و هیچ يک به صراحت به اين موضوع اشاره نمی کند!.. القاعده در عراق به دولت اسلامی بیعت داد ومنحل شد، حال چه معنايی دارد که؛ قاعده به دولت به شرط یبیعت بدهد که دولت به قاعده بیعت دهد!!.. من المعضلات؛المضحکات المبکیات!!در اين مساله بیانديش و اين تفريق را رعايت کن تا ندانسته حکم اشتباهی صادر نکنی.

ادامه خواندن ارتباط فرقه نجدی دوله (داعش) با القاعده شبهه ای جهت توجیه خیانت جولانی

آیا وقت آن رسیده است که به هیئت تحریر الشام بگوییم که آنها به کفر نزدیک‌تر هستند تا ایمان؟

آیا وقت آن رسیده است که به هیئت تحریر الشام بگوییم که آنها به کفر نزدیک‌تر هستند تا ایمان؟

به قلم: شیخ ابومحمد مقدسی

جماعت هیئة تحریرالشام مخالفان خود را متهم به سرقت می‌کند در حالی‌که این جماعت اموال و سلاح بیشتر فصایل را به سرقت برده است!

هیئة، اخیراً انبارهای سلاح‌های جماعت حراس‌الدین(القاعده)  را به سرقت برده است که حراس‌الدین (القاعده) آن را اخیراً به شکل قرضی برای عملیاتی در جبل الترکمان خریداری کرده بود. هیئة، یک تانک و یک توپ ۱۴٫۵ را نیز از حراس‌الدین (القاعده) سرقت کرد و در حال حاضر نیز به دنبال بقیه سلاح و انبارهای سلاح حراس است. حال بگویید سارق کیست؟!

آیا هیئة تحریرالشام، حراس‌الدین (القاعده) را تکفیر می‌کند که اینگونه مصادره سلاح و مقرهای آنان را مباح دانسته و بتواند از آنان سرقت کند؟!

و یا اینکه اموال مسلمین را مباح می‌داند و هرگز به حرمت‌های آنان توجهی ندارد؟! و یا همانند طواغیت، دارایی دیگران را مصادره می‌کند؟!

اما شرایط ظالمانه‌ای که اخیراً جولانی آن را تحمیل کرد، داستان دیگری دارد که نشان دهنده درستی گفته‌های مردم درباره اوضاع این روزهای هیئة تحریرالشام با اطلاعات ترکیه است!

مهم‌ترین و بارزترین و خبیث‌ترین این شروط عبارت است:

۱- باید حراس‌الدین(القاعده)  به شکل یک تیپ نظامی با ۵۰۰ جنگجو باشد که با اتاق عملیات فتح المبین در ارتباط باشد. آنها مشخص می کنند که در کجا مقر، اردوگاه و مکان‌های آموزشی داشته باشند و چه کسی آموزش بدهد و باید با ابو حسن ستیمه مسئول نظامی هیئة در ارتباط باشند آنها باید در کارهای نظامی با اتاق عملیات فتح المبین در ارتباط باشند؛ هرگز هیچ‌کاری را بدون موافقت این اتاق عملیات انجام ندهند.

۲- و هیچ‌گونه فعالیتی در زمینه‌ی امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشند و اگر شاهد امر منکری باشند، تنها باید مسئولین این کار در هیئت را آگاه سازند.

۳- واگر فردی از فرماندهان جهادی کشته شود، حق تسلیت گویی ندارند آنچنان که درباره شیخ ابو مصعب عبد الودود و دیگران انجام دادند.

۴- و در حراس‌الدین (القاعده) اشخاصی تحت پیگرد قرار دارند که یا باید به هیئة تحریرالشام تسلیم شوند و یا این جماعت آنها را با استفاده از زور بازداشت خواهد کرد.

۵- هیئة تحریرالشام، همکاری با سازمان‌های کمک بشری و استفاده از آنان را ممنوع اعلام کرده است مگر اینکه از طریق هیئة انجام گردد.

۶- و هم چنان ایجاد مقر را تنها با هماهنگی هیئت مجاز می دانند.

و شرایط ظالمانه‌ای دیگری که گویی در این شرایط ابو بکر صدیق رضی الله عنه به مرتدین می‌گوید: “يا جنگ یا تسلیم بدون قید و شرط”

ایکاش پیشنهاد آنها به همینجا ختم می‌شد! اما شرایط بیشتر از این پیچیده است. آنها می‌گویند هرکس با این شرایط مخالف است در خانه بماند و اگر قصد دارید علیه ما کار امنیتی انجام دهید، ما هم علیه شما اقدامات امنیتی خواهیم داشت.

حرف‌های آنان و شرعی‌های این جماعت که می‌گفتند امروز جهاد در شام بر همه واجب است، کجا رفته است. آنها می‌گفتند جهاد هیچ شرطی ندارد تا جایی که برخی درباره شرط توحید به مجادله برخواستند. پس چگونه با استفاده از این شروط ذلت‌بار، دیگران را از جهاد باز می‌دارید و شرایطی را مطرح می‌کنید که الله تعالی آن را نازل نکرده است؟!

همه شرایطی که جولانی تلاش می‌کند آن را تحمیل کند را رها کنید و تنها بر روی شرط اول تمرکز کنید! فرماندهان مشارکت کننده در طرحی که ترک‌های سکولار آن را تحمیل کرده‌اند و کسانی که از جزئیات آن آگاهی دارند، توضیح داده‌اند که حقیقت این شرط بر این اساس است: طرح ترکیه اجرا گردد که افسران ترک کار نظارت بر آن را بر عهده دارند. بر اساس طرح ترکیه، ۴۰ تیپ متشکل از ۲۵ تیپ از فصایل جبهه وطنی و گروه‌های وابسته به آن و ۱۵ تیپ از هیئة تحریرالشام و گروه‌های وابسته به آن تشکیل می‌شود که هر تیپ شامل ۵۰۰ جنگجو خواهد بود. تمامی این تیپ‌ها با افسران حکومت سکولار ترک (از اعضای ناتو) در ارتباط بوده و مستقیماً توسط آنان حمایت شده و دستورات لازم را دریافت می‌کنند. از این مسئله می‌توان دریافت که حقیقت پیشنهاد جولانی از چهارچوب طرح ترکیه خارج نمی‌شود اما ارتباط مستقیم با افسران ترک را مخفی می‌کند.

بنابراین، به نظر می‌رسد که اظهار نظرها در مورد هیئة تحریرالشام بعد از امروز تنها محدود به سخن گفتن درباره بازداشت‌های ظالمانه و سرقت سلاح و حمله به مقرهای گروه‌هایی که مخالف این طرح های تحمیلی هستند، نخواهد شد. به نظر می‌رسد اظهار نظرها در مورد هیئة، محدود به حکم محافظت از گشت‌زنی های ترکیه و روسیه و اجرای مخفیانه‌ای توافق‌های بین‌المللی المللی و دیگر امور نخواهد بود.!

ادامه خواندن آیا وقت آن رسیده است که به هیئت تحریر الشام بگوییم که آنها به کفر نزدیک‌تر هستند تا ایمان؟

جنگیدن مسلمین در کنار هیلتر بر علیه آمریکا و … و جنگیدن در کنار روسیه بر علیه آمریکا و …

جنگیدن مسلمین در کنار هیلتر بر علیه آمریکا و … و جنگیدن در کنار روسیه بر علیه آمریکا و …

به قلم: مسعود سنه ای

در تاریخ می خوانیم که حکومت عثمانی با حکومت سکولار آلمان به رهبری هیتلر بر علیه روسیه و آمریکا و متحدین آنها متحد شد. در اینجا جماعت و حاکمیت مستقل مسلمین جهت جنگ با سایر کفار با کافری متحد شده است که شرعی است. 

محمد امین حسینی است که در زمان خودش (مفتی عامِ [بیت المقدس])  و رئیس مجلسِ اسلامی أعلی نیز بود و همچنین رئیس لجنه‌ی عربی نیز بود، در تصاویری با هیتلر دیده می شود و تصویر دیگر از(احترام نظامی)(به شیوه‌ی نازی ها)از محمد امین حسینی به سربازانِ نازی موجود در فیلقِ اسلامی است!!

کسانی از مسلمین که به همراه آمان نازی و هیتلرِ بر علیه سایر کفار می جنگیدند به فتوای همین علمای اهل سنت وارد این جنگ می شدند و کسانی از همین اهل سنت حنفی مذهب نیز که در هند بودند به فتوای مولوی های خود و نجدی های آل سعود با عثمانی ها وارد جنگ می شدند.

 فرق بین اینها در این بود که مسلمین همراه جماعت عثمانی به همراه دارالاسلامی مستقل بودند که در کنار کافری بر علیه کافری بدتر می جنگیدند که مصلحت دارالاسلام و عموم مسلمین در شکست آمریکا و انگلیس و روسیه ی آن زمان بود اما کسانی که در ارتش انگلیس بودند به فتواهی فرقه ها و مولوی ها متفرقی در راه اهداف انگلیس و بر علیه مسلمین و کفار می جنگیدند و د رواقع جنگشان برای براورده کردن اهداف و تفشه های انگلیس بود.

امروزه نیز کسانی هستند که در سوریه و ادلب و یمن و لیبی و سومالی و نیجریه و مالی و غیره فی سبیل آمریکا و ناتو و اتحادیه ی آفریقا و سایر کفار می جنگند.

پس از کثرتِ داعیان به سوی جهنم در این زمان تعجب نکن که فتوای جوازِ دوری از جماعت و اهل جماعت و دارالاسلام شدن و مشارکت در فرقه ها و احزاب مختلف را می دهند که در نهایت فی سبیل کفار و در راه اهداف کفار مبارزه می کنند و می جنگند.

الله تعالی در مورد این افراد که در خسارت عمل می‌کنند و خودشان به این گمانند که کارشان نیکو و مصلحت است میفرماید:(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا –الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا)الکهف۱۰۳-۱۰۴

سید قطب رحمه الله می گوید: ” كلّ من جَبُنَ عن قول كلمة الحقّ، تحجّج بالمصلحة والمفسدة حتى أصبحت المصلحة والمفسدة طاغوتاً يُعبدُ من دونِ الله. همه ی کسانی که از بیان کلمه حق می ترسند دلیل آن را مصلحت و مفسده ذکر می کنند چنانکه رفته رفته مصلحت و مفسده به طاغوتی تبدیل می گردد که به جای الله عبادت می شود. “

مسلمان اگر اهل جماعت شود و در صف دارالاسلام مبارزه و جهاد کند در هر صورت نزد الله تعالی عذری برای کارش دارد اما اهل تفرق و فرقه بازی هیچ عذری ندارند هر چند با شعارها و عوام فریبی هائی بخواهند انحرافات خود را مخفی کنند.

به نظر شما فرق سربازان حنفی هندی که در ارتش انگلیس می جنگیدند با دارودسته ی جولانی در ادلب چیست که در راه ناتو و از کانال ترکیه در حال جنگ هستند؟

توهم اهل جهاد بودن جولانی در آزادی قدس نزد متوهمین

توهم اهل جهاد بودن جولانی در آزادی قدس نزد متوهمین

به قلم: مجاهد مهاجر

عده ای با بهره گیری از احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد اهل شام سعی در گمراه کردن جوانان مشتاق جهاد و پنهان کردن چهره ی واقعی ابومحمد جولانی هستند که ابومحمد مقدسی رسماً او را جاسوس ترکیه نامیده است و ایمن الظواهری رهبر القاعده هم او را ناکث می نامد.

این جوانان مشتاق جهاد با دیدن چند کلیپ و تصویر خیال می کنند جولانی شخصیتی جهادی مستقلی است که قصد دارد شریعت الله را پیاده کند و بعد از آزاد سازی سوریه به اسرائیل حمله کند وووو

اما جولانی سالهاست که تابع سیاستهای دیکته شده ی آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه است و ارتش ترکیه را نیز به ادلب آورده و در کنار ارتش آمریکا در حال مانور دهی در ادلب و اطراف آن هستند و به همراه اسرائیل جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند که یکی از شمال سوریه فعالیت دارد و اسرائیل هم تقریبا در آسمان تمام سوریه.

علاوه بر این، جولانی با گروههای سکولار سوریه ای متحد شده و حکومتی دموکراسی خواه و ملی گرا را در ادلب سوریه تشکیل داده اند و بارها گفته است که هدف ما جنگ با هیچ کافر خارجی مثل اسرائیل و آمریکا و غیره نیست. به عنوان مثال در مصاحبه با روزنامه‌نگار آمریکایی مارتین اسمیت می گوید:

“ما جزئی از انقلاب سوریه هستیم و قرار دادن ما در لیست تروریسم، سیاست ظالمانه‌ای است… هیچ‌گونه تهدیدی برای غرب ایجاد نکرده‌ایم و از این کشورها می‌خواهیم که سیاستشان را بازبینی کنند… ما مخالف سیاست و کارهای غرب در منطقه هستیم، اما اینکه علیه ایالات متحده اقدام به جنگ کنیم چنین چیزی صحت ندارد و به آن تصریح هم‌ نکرده‌ایم… حتی زمانیکه با القاعده بودیم، حملات خارجی جزو برنامه‌های ما نبود.”

لطفاً جولانی خائن و ناکث و جاسوس را آنگونه که هست بشناسید نه آنگونه که شکست خوردگان طرفدار جولانی در فضای مجازی معرفی می کنند.

به زودی بعد از پذیرش جهانی بشار اسد  باید شاهد اخراج یا ترور و یا فروش مهاجرین موجود در ادلب سوریه و سایر مخالفین باشیم همانگونه که آمریکا اربکی ها و مزدوران غنی را در افغانستان خرج کرد .

این سرانجام هر فرد یا گروهی است که اختیار خودش را به دست کفار سکولار جهانی و منطقه ای می دهد

عبدالحمید خراسانی سرباز ا. ا. افغانستان: می دانی منافق، ولایت فقیه و کشور اسلامی یعنی چه؟ (۲)

عبدالحمید خراسانی سرباز ا. ا. افغانستان: می دانی منافق، ولایت فقیه و کشور اسلامی یعنی چه؟ (۲)

به قلم: براهندک بلوچ

  1. در معارف اسلامی در مورد سرزمینها و حاکمیتها تنها دو اصطلاح وجود دارد: ۱- دارالاسلام  2- دارالکفر

«قانون و حکم» و «سلطه و حاکمیت» معیار و ملاک تشخیص «دارین» در دنیا می شوند و آنچه که به عنوان خون در رگ حاکمیت جریان پیدا می کند و به آن حیات می دهد «قانون و حکم» است و «قانون و حکم» مناط، ملاک و  معیار زیر بنائی جهت تشخیص «دارالاسلام» از «دارالکفر» می شود.

  • در این صورت می توانیم بگوئیم : دارالاسلام، خاك و سرزميني است که «قانون اساسی» آن طبق شریعت الله باشد، و قانون الله غالب است، و بر اساس قانون شریعت الله اداره می شود، و اطاعت از اين قوانين آشكار مي گردد، و طبق همين قانون و با پشتوانه ي همين قانون  امر به  خوبي و نهي از بدي صورت مي گيرد
  • و دارالکفر، جامعه ای است که «قانون اساسی» آن بر اساس شریعت الله نباشد و قانون شريعت الله در امور حكومتي، قضايي، آموزش و پرورش، اقتصاد و ديگر جنبه هاي زندگي اجتماعي انسانها كنار گذاشته شده است. 

در زیر تنها به چند رای از بزرگان مذهب ابوحنیفه می پردازم . به عنوان مثال:

امام السرخسی حنفی مذهب رحمه الله  از بزرگان این مذهب چون امام ابویوسف و امام محمد شیبانی رحمهما الله نقل می کند که دار الاسلام یعنی: هر جائی که در آن حکم اسلام حاکم باشد «وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ[۱]  السرخسی رحمه الله  در جای دیگری می گوید: و سرزمینی با اجرای احکام و قوانین اسلامی تبدیل می شود به «دارالمسلمین» سرزمین مسلمین   [2].

امام الکساني حنفی رحمه الله  نیز می گوید: هر «دار» يا به اسلام مضاف می گردد يا به كفر، و دار به اسلام اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام اسلام تطبيق شود، و به كفر اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام كفر تطبيق شود،…  زيرا ظهور اسلام و يا كفربخاطر ظهور احکامشان است . [۳] امام ابن عابدين حنفی مذهب می گوید: دارالحرب تبدیل به دارالاسلام می شود با اجراء کردن احکام اسلامی در آن.  [4]  امام الكاساني در “بدائع الصّنائع” می گوید: در بین اصحاب ما (یعنی در بین حنفی مذهبها) در اینکه دارالکفر با مسلط شدن احکام اسلام تبدیل به دارالاسلام می شود اختلافی وجود ندارد.[۵]

به این شکل حنفی ها در تعریف دارالکفر هم می گویند: سرزمينی كه در آنجا امر و حکم  رئيس كافران  جاری می شود و در آنجا مسلمانان از كفار می ترسند، بنابراين دارالکفر آن سرزمينی است كه در آنجا سلطان برای حاكم مسلمان نيست  (یعنی حکومت اسلامی وجود ندارد) و غلبه در آنجا برای احکام کفر است. [۶] پس تشخیص «دارالاسلام» از «دارالکفر» چه در عصر نبوت و چه در هر زمانی نیازی به تخصص خاص و حتی نیاز به سواد خواندن و نوشتن خاصی ندارد بلکه تنها نیاز به بیان شریعت و قلب و گوش حق پذیری دارد.

ای سرباز بگو: ایران که در یمن دخالت کرد آیا حکومت علی عبدالله صالح کمونیست، اسلامی و دارالاسلام بود؟ یا حکومت صدام حسین سوسیالیست بعثی اسلامی و دارالاسلام بود؟ یا نکند خیال می کنی حکومت اسرائیل اسلامی و دارالاسلام است که ایران از حماس و جهاد اسلامی و سایر گروههای جهادی حمایت می کند و…؟!

 حالا بر می گردیم به سخن رسول الله و باز گوش بده: یا خیر بگو یا سکوت کن و با این سخنانت ایران را که همسایه ی توست اذیت نکن؛ و این را نیز بدان که همین الان هزینه ی این سخنان جاهلانه ی تو را دیگران پرداخت می کنند و اسباب شر شده ای؛ تو سرباز هستی نه مولوی یک مسجد یا مجری یک تلویزیون یا صحاب یک کانال و گروه اینترنتی که هر چه خواستی بگوئی، پس سرباز بمان و نشان بده که افغانستان از حالت قبیله ای و جزایر قدرت به سوی کشور شدن قدم بر می دارد و نظام آن مثل سایر کشورها دارای سلسله مراتب خاص خودش است.


[۱]فَكُلُّ مَوْضِعٍ ظَهَرَ فِيهِ حُكْمُ الشِّرْكِ فَالْقُوَّةُ فِي ذَلِكَ الْمَوْضِعِ لِلْمُشْرِكِينَ فَكَانَتْ دَارَ حَرْبٍ، وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ فَالْقُوَّةُ فِيهِ لِلْمُسْلِمِينَ / ( المبسوط ۱۲-۲۵۸) همچنین نگاه کنید به : “المبسوط” (۱۰/۱۱۴)، و”بدائع الصنائع” للكاساني (۷/ ۱۳۰)، و”المعتمد” لأبي يعلى (۲۶۷)، و”الآداب الشرعية” لابن مفلح (۱/۲۱۲)این مذهب حنفی هاست. /

[۲] (السیر الکبیر ۵/۲۱۹۷) / والدار تصیر دارالمسلمین بإجراء أحکام الإسلام

[۳]  (بدائع الصنائع للکاسانی ۹/۴۳۷۵)/ إن كل دار مضافة إما إلی الإسلام وإما إلی الکفر، وإنما تضاف الدار إلی الإسلام إذا طُبقت فيها أحکامه، وتضاف إلی الکفر إذا طبقت فيها أحکامه، كما تقول الجنة دارالسلام والنار دار البوار، لوجود السلامة فی الجنة والبوار فی النار، ولْن ظهور الإسلام أو الکفر بظهور أحکامهما

[۴] الدر المحتار ۴/ ۳۵۶ ) / ودار الحرب تصير دار الإسلام بإجراء أحكام أهل الإسلام فيها»

[۵] “لا خلافَ بين أصحابنا في أنّ دارَ الكفر تصير دارَ إسلامٍ بظهور أحكامِ الإسلام فيها”.

[۶] اصطلاحات الفنون۲/۲۶۵، و المبسوط ۱۰/۱۱۴ / الدار التي يجري فيها أمر رئيس الکافرين ويخاف فيها المسلمون من الکفار، فعلى هذا تکون دار الکفر هي الدار التي لا يکون فيها السلطان والمنعة للحاكم المسلم والغلبة فيها لْحکام الکفر

عبدالحمید خراسانی سرباز ا. ا. افغانستان: می دانی منافق، ولایت فقیه و کشور اسلامی یعنی چه؟ (۱)

عبدالحمید خراسانی سرباز ا. ا. افغانستان: می دانی منافق، ولایت فقیه و کشور اسلامی یعنی چه؟ (۱)

به قلم: براهندک بلوچ

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَن كانَ يُؤْمِنُ باللَّهِ والْيَومِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا، أوْ لِيصْمُتْ، ومَن كانَ يُؤْمِنُ باللَّهِ والْيَومِ الآخِرِ فَلْيُكْرِمْ جارَهُ، یا در لفظ بخاری: ومَن كانَ يُؤْمِنُ باللَّهِ واليَومِ الآخِرِ فلا يُؤْذِ جارَهُ. [۱] هرکس ایمان به الله و روزقیامت می دارد پس باید که نیک سخن بگوید و یا اینکه باید سکوت نماید، و هرکس ایمان به الله و روزآخرت می دارد باید که همسایه اش را اکرام (و احترام) نماید ( و همسایه اش را اذیت نکند).

با مبنا قرار دادن این سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم به بررسی سه اصطلاحی می پردازم که عبدالحمید خراسانی از سربازان ا.ا. افغانستان گفته است: ۱- مسئولین منافق ایران ۲- ایران با ولایت فقیه اهل سنت ایران را سرکوب و از حقوق شهروندی محروم کرده است ۳- در امور داخلی کشورهای اسلامی دست اندازی ها و مداخلات بی جای خود را داشته اند

  1. منافق کسی است که در باطن کافر، و در ظاهر شبیه مسلمین[۲]اظهار ایمان می کند و کفر باطنی خود را پنهان می کند. یعنی زمانی که تو به یکی می گوئی «منافق» یعنی او را تکفیر کرده ای و کافر می دانی و این فرق دارد با مسلمانی که دارای صفاتی از صفات منافقین باشد مثل دروغگوئی یا خلاف وعده و… .

پس ای سرباز: دیدی با جهالت خودت سر از گروه تکفیریها در آوردی و سرت به سنگ خورد؟

  • «ولایت فقیه» در میان شیعیان جعفری همان «ولایت مجتهد» در میان مذاهب مختلف اهل سنت و جماعت است و این ربطی به حقوق شهروندی که ادعایش را داری ندارد. دقت کن:

امام أبو حنيفة رحمه الله در مورد « فَإِنْ كَانُوا في الْقِراءَةِ سَواءً، فَأَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ، » می گوید: در اینجا منظور فقیه ترین و عالم ترین شخص است برای امامت.امام شافعی رحمه الله که در سال ۲۰۴ق در الفقه الاکبر در بحث شروط امامت و رهبری  «دارالاسلام» می گوید: و علم؛ به گونه ای که صلاحیت افتاء داشته باشد و اهل اجتهاد باشد.[۳] قاضى باقلانى (متوفاى ۴۰۳ ه.ق) و قاضى ابویعلى الفراء حنبلی ( متوفای ۴۵۸ق) نیز اجتهاد و علم را یکی از شروط انتخاب رهبر دارالاسلام مى دانند.[۴]

امام الحرمین الجوینی می گوید: از شرایط امام و رهبر این است که از اهل اجتهاد باشد، به گونه ای که در حوادث نیاز به استفتاء دیگران نداشته باشد  و این مورد (داشتن شرط اجتهاد برای رهبر) مورد اتفاق همه است، وهذا متّفق علیه».[۵]  أبو القاسم مكي الرميلي المقدسي می گوید: شرط اجتهاد درباره رهبر مورد اجماع فقها است. و اینکه اکثر رهبران مسلمین بعد از خلفای راشدین غیر مجتهد بوده اند به این دلیل است که اینها تنها با قدرت نظامی به حاکمیت رسیده اند.[۶]   

سید شریف جرجانی ترکستانی که در سال ۸۱۶ق وفات کرده در شرح خود بر کتاب المواقف قاضي عضد الدين الايجي می گوید: جمهور فقها و اهل علم  بر آنند که  اهل امامت و کسی که شایسته و مستحق رهبر شدن دارالاسلام است باید در اصول و فروع مجتهد باشد …. تا توانایی داشته باشد دلایل و حجج الهی را اقامه و شبهات را در عقاید دینی حل کند و در مورد مسائل روز نیازی به فتوای دیگران نداشته باشد و خودش در مورد مسائل روز و نوازل و مستحدثه مستقل باشد.[۷]

پس ای سرباز: دیدی با جهالت خودت در برابر اجماع اهل سنت و جماعت و تمام علمای اسلامی قرار گرفته ای و فریب رسانه های کفار سکولار و دارودسته ی منافقین و جاهلین را خورده ای و در این زمینه هم سرت به سنگ خورد؟


[۱] مسلم۴۷/ بخاری۶۴۷۵/ مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَلْیَقُلْ خَیْرًا أَوْ لِیصْمُتْ، وَمَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَلْیُکْرِمْ جَارَهُ، وَمَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَلْیُکْرِمْ ضَیْفَهُ

[۲]– قاموس قرآن، ج ۷، ص ۹۸

[۳] امام شافعی . فقه الاکبر . ص ۳۹  / و العلم؛ بحیث یصلح ان یکون مفتیا من اهل الاجتهاد

[۴] الاحکام السلطانیه، ص۲۰ و التمهید، ص ۱۸۱.

[۵] الجوینی، عبد الملک بن عبد الله، الإرشاد: ص۴۲۶٫/ وقال: «من شرائط الإمام أنْ یکون من أهل الاجتهاد، بحیث لا یحتاج إلی استفتاء غیره فی الحوادث، وهذا متّفق علیه».

[۶] …مجتهدًا كالقاضي وأولى، بل حكى فيه الإجماع…/  قال: وكون أكثر من ولي أمر الأمة بعد الخلفاء الراشدين غير مجتهد إنما هو لتغلبهم فلا يَرِدْ

[۷] الجمهور علی ان اهل الامامه و مستحقها من هو مجتهد فی الاصول و الفروع لیقوم بامر الدین متمکنا من اقامه الحجج و حل الشبهه فی العقائد الدینیه مستقلابالفتوی فی النوازل و احکام الوقائع نصا و استنباطا لان اهم مقاصد الامه حفظ العقائد و فصل الخصومات و لم یتم ذلک بدون هذا الشرط / الجمهور على أن أهل الإمامة ومستحقها من هو مجتهد في الأصول والفروع …   متمكّناً من إقامة الحجج وحلّ الشبه في العقائد الدينية، مستقلاً بالفتوى في النوازل …