الله ج چگونه مفتی های دارالکفرهای را فضح می کند؟

الله ج چگونه مفتی های دارالکفرهای را فضح می کند؟

به قلم: مجاهد خراسانی

این روزها سخنان گرمی وجود دارد که می خواهد ثابت کند «دوله» یا همان چیزی که مردم به آن می گویند «داعش» به القاعده خیانت کرده و بیعتش را شکسته وووو

در اینجا اصلاً بحث سر القاعده و «دوله» نیست بلکه هدف توجیه خیانت جولانی رهبر هیئت تحریر الشام هم به ابوبکر بغدادی و «دوله» است و هم به القاعده و ایمن الظواهری.

یعنی تمام این سرو صداها توسط مریدان این خائن و جاسوس بزرگ یعنی جولانی انجام می شود؛ چون همه می دانیم که جولانی سربازی از سربازان ابوبکر بغدادی بود که به او خیانت کرد و بعد به ایمن الظواهری خیانت کرد و الظواهری به او گفت ناکث .

رهبر القاعده در عراق ابوحمزه المهاجر مصری بود که به دولت عراق اسلامی بیعت داده بود . می دانید یعنی چه؟ یعنی القاعده در عراق تمام شد. البته برای کسانی بدانند بیعت یعنی چه؟

به هر حال در این درگیری ها کسانی از مفتی های ساکن در دارالکفرها بودند که به سفارش اربابانشان جهت گرم نگه داشتن جنگ داخلی میان اینها هر یک از یکی از طرفها دفاع می کردند.

أبو بصیر الطرطوسي از کبار علمای مورد پذیرش دارودسته ی جولانی در خطاب به أبو محمد المقدسی از علمای مورد پذیرش  القاعده الظواهری می گوید:  تو سگ بزرگ هستی!

ابومحمد مقدسی هم گواهی می دهد و شهادت می دهد که جولانی جاسوس حکومت سکولار و کافر ترکیه است. ترکیه هم عضو ناتو است.

البته ابو محمد مقدسی از طرف طرفداران جولانی فقط به لواط و زنا متهم نشده!…کمی به طارق عبدالحلیم فشار بارید در مورد ابوقتاده و دیگران کشف اسرار  می کنند.

اینها کسانی هستند که عده ای جاهل به آنها دل خوش کرده اند.

اینها هرگز دارالکفرها را ترک نیم کنند و به دارالاسلام مهاجر نمی کنند و شغلشان تنها ایجاد تفرق میان اهل دعوت و جهاد است

آیا عده ای بیدار نمی شوند؟

طارق عبدالحلیم نجدی از مفتی های گروههای

طارق عبدالحلیم نجدی از مفتی های گروههای اهل تفرق را در چند سطر بشناس

به قلم: عبدالله مهاجر

بعد از آنکه اسامه بن لادن با عقاید سید قطبی و اخوانی کشته شد ایمن الظواهری با عقاید نجدی جای او را گرفت . نجدیت یا پیروان محمد بن عبدالوهاب همیشه قابله ی تفرق و جنگ داخلی در برابر همدیگر و سایر مسلمین و پیام آور ذلیلی و شکست بوده اند.

 طارق عبدالحليم نجدی که در کانادا زندگی می کند ممورد تائید ایمن الظواهری است  و در عیش و نوش و دلارگیری غرق شده است، در فتوایی خنده دار که حتی روافض و مرجئه‌ها را هم به خنده می اندازد، فتوای کاملا وحشیانه را صادر نمود و مسبب قتل و اسارت هزاران مسلمان در باغوز گردید، فتوای او با این لفظ صادر و نشر گردیده است:

▪️هؤولاء ليس لهم إلا القتل .. في الباغوز وغير الباغوز، ونسائهم ليس لهم إلا القتل .. وكل من هم في السجون ليس لهم إلا القتل .. والله قتلوكم لإهمالكم سنة نبيكم في قتلهم قتل عاد، وتورعتم بأبرد التورع .. قلنا لا يأخذكم فيهم رأفة ولا رحمة .. ونساؤهم أشد حرورية منهم .. لا تعبثوا بسنة نبيكم .. فوالله إن قسد أفضل منهم ألف مرة ومرة، دينا وخلقا .. لكنكم قوم تجهلون

ما قسمتهای مهم و مدنظر از این فتوا را ترجمه و در اختیار مخاطبین قرار می دهیم، ترجمه: (اعضای دولت اسلامی) حکمشان کشتن و به قتل رساندن است چه در باغوز و غیر باغوز، زنانشان هم همینطور جز کشتن حکمشان چیزی دیگری نیست، و تمام کسانی از آن ها که در زندان هستند هم باید به قتل رسانده شوند… هیچگونه رحمی به آنها نکنید و زنانشان از خودشان بیشتر خارجی هستند… قسم به الله ملحدان قسد هزار مرتبه دینشان و اخلاقشان با فضیلت تر است از دین و اخلاق آنهاست (اعضای دولت اسلامی).

سبحان الله از این همه حقد و توحش که وجود این بلعام باعورا وجود دارد. این عقده‌ای روانی در این فتوا چند نکته را به مسلمین ثابت می کند:

  1. نصرت کافران و مرتدین بر مسلمین را شرعی می کند و با تطهیر جنایات کفار و مرتدین جواز قتل مسلمین را صادر می نماید تا هر چه بیشتر دارالکفر و استخبارات آمریکای شمالی و کانادا را از خود راضی گرداند. و این همان برنامه ای است که مفتیان دارالکفرنشین مانند ابومحمد المقدسی، ابو قتاده فلسطینی، طارق عبدالحلیم، هانی السباعی و.. که دولت های طاغوتی به آنان داده اند را پی ریزی و دنبال می کنند. و هر چه بیشتر ما را قانع می کند که این علماء دارالکفرنشین بدور از ساحه جهاد صحواتند، همگی عمیل طواغیتند
  2. طارق عبدالحلیم می گوید که ملحدین مزدور قسد که دارای منش سکولاری و  کمونیستی آپوئیستی اوجالان هستند، بر مسلمانان برترند. سبحان الله از این همه جهل که در طارق و جنبش صحواتی جمع شده است!
  3. ثابت می شود که علماء دارالکفرنشین صحوات صلاحیتی در مشورت گیری برای امور مسلمین ندارند.
  4. حتی سنگدل ترین مسلمانان هم راضی به اسارت خواهران مسلمان به دست ملحدین و کفار نیستند، اما این طارق که خوی ناموس فروشی او به مانند هم کیشان صحواتی اش وجود دارد، آشکار از اسارت و تجاوزهای قسد به زنان مسلمان شادمان می گردد.
  5. در طول تاریخ علماء الطواغیت شرشان از بدترین شرها بوده و بیشترین خنجر را به پیکر مسلمین مظلوم وارد آورده اند، اینان بلندگوی دشمنان اسلام در این جنگ روانی در لباس اسلام هستند. از آنان دوری گزینید و فقط تابع قال الله و قال الرسول به فهم سلف امت باشید، نه بلعام های آلت دست استخبارات که در لباس اسلام ظاهر می شوند و شرترین مردمانند.

و در آخر به انصار فریب خورده صحوات مثل دارودسته ی جولانی و پروه چند نفره ی مُلا فتاحی قول یکی از شعراء را می آوریم که می گوید:

ای که پنجاه رفت و در خوابی☆☆ مگر این پنج روزه در یابید.

باب توبه و دوری از تعصب باز است. پس بیدار شوید و توبه کنید قبل از اینکه الله روحتان را از جسمتان جدا کند.

نقش دارودسته ی جولانی در بی تحرکی و سکوت القاعده در سوریه

نقش دارودسته ی جولانی در بی تحرکی و سکوت القاعده در سوریه

به قلم: ابوخالد کردستانی

ابومحمد مقدسی که زمانی مورد پذیرش تمام گروههای مسلح نجدی سوریه اعم از گروه جولانی و القاعده و احرارالشام و جیش الاسلام علوش و غیره بود شهادت و گواهی می دهد که جولانی جاسوس ترکیه است و جولانی بود که مکان ابوبکر بغدادی را به آمریکا گزارش داد و…

به این شکل ما شاهد یک باند مافیایی در ادلب سوریه هستیم که با جهاد و خون و ناموس و مال و سرزمین مسلمین معامله و تجارت می کنند و طرف معامله ی آنها نیز ناتو و آمریکا به عنوان سرسخت ترین و کثیفترین دشمنان اهل دعوت و جهاد هستند.

بخش بزرگ القاعده که بعد از شیخ اسامه بن لادن توسط دکتر ایمن الظواهری رهبریت می شود به تفکرات نجدیت گرایش پیدا کرده است، و در سوریه بعد از خیانت جولانی به آن از کانال گروهی به نام حراس الدین فعال شد اما چندین سال است که کسی شاهد عملیاتی توسط القاعده در سوریه نیست و کسی نمی پرسد چرا؟

رهبران حراس الدین بین روزهای ۱۷ و ۲۶ ژوئن ۲۰۲۰م توسط دارودسته ی جولانی بازداشت شدند و پایگاه‌های این گروه نیز بسته شد و زمانی که القاعده خواست با چند گروه دیگر که از گروه جولانی جدا شده و از جولانی برائت کرده بودند ائتلافی تحت عنوان «ثابت قدم» برای جهاد تشکیل دهد که خطری برای دارودسته ی جولانی می شد بعضی از مقامات ارشد آن دوره در حمله‌های پهپادی آمریکا کشته شدند.

القاعده مدت‌ها است عقیده دارند که هیات تحریر شام رنگ عوض کرده است و برای راضی کردن ترکیه و جامعه سکولار جهانی از آرمان جهادی‌ها دور شده است و دنبال توافقات سیاسی با دشمنان جهاد و مجاهدین است به همین دلیل در سال ۲۰۱۶ از گروه جولانی جدا شدند و از جولانی و گروهش برائت کردند.

در روز ۱۲ ژوئن بود که ائتلافی تحت عنوان «ثابت قدم» به رهبری القاعده (حراس الدین) تشکیل شد و تنها دو روز بعد از تشکیل این ائتلاف، ابوقاسم اردنی، جانشین رهبر القاعده سوریه، و بلال صنعانی، فرمانده نظامی القاعده (حراس الدین) ، در حمله پهپادی نیروهای آمریکایی یا ترکیه ای کشته شدند. روز ۲۴ ژوئن نیز شاهد کشته شدن یکی دیگر از مقامات القاعده (حراس الدین) به نام ابوعدنان حمصی بود.

همزمان با این ترورها دیدیم که گروه جولانی هم به سرعت وارد عمل شد و دو فرمانده سابق خود را که به حراس الدین پیوسته بودند به همراه تعدادی از مجاهدین القاعده (حراس الدین) را بازداشت کرد که نهایتا به بروز درگیری مسلحانه بی‌سابقه‌ای بین القاعده (حراس الدین)  و گروه جولانی در استان ادلب شد.

فرماندهی مرکزی القاعده روز ۲۴ ژوئن پیامی منتشر کرد که خواهان پایان درگیری بود، اما مشخصا هیات تحریر شام را مقصر معرفی می‌کرد. این درگیری‌ها بین القاعده (حراس الدین)  و گروه جولانی بالاخره روز ۲۶ ژوئن با میانجیگری گروه‌های دیگر جهادی پایان یافت و هیات تحریر شام با صدور فرمانی هر گونه فعالیت نظامی، از جمله ایجاد ائتلاف و اتاق عملیات، را بیرون از چارچوب ائتلاف نظامی خودش یعنی “فتح المبین” ممنوع کرد و به این شکل القاعده (حراس الدین) در سوریه بی تحرک شده و سکوت کرده است  چون نمی خواهد بر اساس دستورات صادر شده از سوی آمریکا و ترکیه بجنگد یا صلح کند و…. .

به همین دلیل آخرین پیام ائتلاف «ثابت قدم» روز ۲۶ ژوئن منتشر شد و بعد از آن کلیه فعالیت‌های رسانه‌ای این ائتلاف نیز متوقف شده است. القاعده (حراس الدین) نیز از ۲۶ ژوئن به بعد هیچ پیامی درباره فعالیت‌های خود منتشر نکرده است.

این چهره ی واقعی گروه جولانی و مافیای آن در برابر القاعده (حراس الدین)  و تمام اهل جهادی است که تسلیم طرحهای ناتو و ترکیه و آمریکا نشده باشند.  

استراتژی ابو محمد الجولانی و جبهه فتح الشام در شمال غرب سوریه

استراتژی ابو محمد الجولانی و جبهه فتح الشام در شمال غرب سوریه

به قلم: م. وریج کاظمی

ابو محمد الجولانی ادعا می کند که با واقعیت های جدید منطقه ای در حال سازگاری است و از جاه طلبی ها در خصوص جهاد فراملی دست کشیده تا بر اداره سرزمین های تحت کنترل خود متمرکز باشد. او در مصاحبه ای گفت: « وقتی از داعش جدا شدیم گزینه خوبی نداشتیم و من باید سریع تصمیم می گرفتم، بنابراین نزدیکان خود را جمع کردم و به آنها گفتم که در حال بیعت با القاعده هستم اما آنها این موضوع را نوعی خودکشی توصیف کردند، ولی هیچ کس نتوانست گزینه بهتری برای من فراهم کند. با این حال من قول دادم که ما از سوریه به عنوان سکوی برای عملیات خارجی استفاده نکنیم و اجازه ندهم دیگران برای چنین هدفی از آن استفاده کنند. من روشن کردم که منحصراً بر مبارزه خود علیه حکومت بشار اسد و متحدانش در سوریه تمرکز خواهیم کرد». بدین ترتیب جبهه النصره به جبهه فتح الشام تغییر نام داد و در نهایت با ادغام تعدادی از گروههای محلی تحت عنوان هیئت تحریر الشام در ادلب مستقر شد و ایدئولوژی مبتنی بر فقه اسلامی را برگزید؛ دقیقا مانند هر گروه محلی سنی در سوریه.

به مرور زمان جولانی اکثر گروههای تندرو و غیر سوری در تحریر شام را که مخالف تغییر شکل ایدئولوژیک بودند کنار زد و یا آنها را اخراج کرد اگرچه هنوز هم رابطه بین آنها مبهم و نامشخص است. جولانی سعی کرد سلولهای فعال داعش در ادلب را از بین ببرد اما از مقابله با شاخه های القاعده مانند حراس الدین(شاخه رسمی القاعده در ادلب) طفره رفت تا حدی که در مقاومت در برابر حمله روسیه و حکومت سوریه با آن گروه هماهنگ شده بود. البته گروه خارجی حزب اسلامی ترکستان که جناح مبارز اویغور از چین هستند همکاری نزدیک با جولانی دارند. این افراد تقریبا حدود هشت سال در سوریه فعالیت دارند و جولانی معتقد است که آنها صرفا متعهد به دفاع از ادلب در برابر حملات هستند و خط مشی مبارزات آنها در چین به ما مربوط نمی شود و تا زمانی که قوانین ما را رعایت کنند می تواند جزئی از ما باشند.

با این حال تحریر الشام به دنبال تاسیس امارت اسلامی در سوریه است از این رو ادعا می کند که از پیوستن به دولت نجات ملی حمایت می کند و علاقه ای به حکومت تک حزبی ندارد و در نظر دارد برنامه میان مدت خود را بر ایجاد ثبات در منطقه تحت کنترل از طریق اتحاد با نیروهای سکولار انقلابی محلی سوریه برقرار سازد.

جولانی متعهد شد گروه وی یک سازمان ملی گرای سوری بدون برنامه جهاد جهانی بوده و تلاش های بسیاری برای خروج از لیست سازمان تروریستی انجام داده است. بدین ترتیب او قصد دارد موقعیت خود را در توافقات سیاسی آینده تثبیت نماید و این استراتژی جدید در پاسخ به تغییرات چشمگیر درگیری های سوریه است که پس از توافق های دو سال گذشته روسیه، ایران و ترکیه برای پایان دادن به خشونت ها ایجاد شد. البته این خواسته جولانی به راحتی حاصل نخواهد شد زیرا این امر به متقاعد کردن قدرت های بزرگ برای ایجاد تغییرات اساسی در سیاست های ضد تروریستی خود برای پذیرش بزرگترین گروه جهادی سوریه و اجازه دادن به آنها برای نقش آفرینی در آینده سوریه بستگی دارد، موضوعی که به سادگی حل نخواهد گردید. 

با این حال روسیه توافق نامه مهمی را با ترکیه امضا کرد که از اهمیت استراتژیک برخوردار است. این توافق نامه شامل آتش بس در ادلب و ایمن سازی مسیرهای مواصلاتی بود. این موافقت نامه پس از آن انجام شد که مخالفان سوریه با حمایت ترکیه در ادلب به دنبال پیشروی نیروهای حکومت سوریه با پشتیبانی هوایی روسیه مجبور به عقب نشینی شدند و نیروهای حکومت سوریه مناطق جنوبی و شرقی ادلب را به دست گرفتند و موفق شدند کنترل بزرگراه استراتژیک M5 را به دست گیرند. شکی نیست که برای جلوگیری از کشیده شدن به یک درگیری نظامی بزرگتر منطقه ای، روسیه و ترکیه چنین توافقنامه ای را امضا کردند که شامل گشت زنی مشترک در امتداد بزرگراه استراتژیک دیگری(M4) در ادلب بود.

ادامه خواندن استراتژی ابو محمد الجولانی و جبهه فتح الشام در شمال غرب سوریه

مولوی نقشبندی و توهمات انقلابی شدن

مولوی نقشبندی و توهمات انقلابی شدن

به قلم: عبدالرحمن براهوئی

کسی که اسم خودش را مولوی و شیخ و مُلا و آخوند می گذارد شایسته است قبل از انجام هر عملی که آنرا به شریعت نسبت می دهد نسبت به آن عمل آگاهی و فقه داشته باشد و گرنه کارش فتنه و فساد محض است و صدمه زدن به دین و جان و ناموس و مال و ارزشها و آبروی مسلمین.

در قیام بر علیه دارالاسلام و جماعت که حتی مفاسد و ظلمهائی در آن وجود داشته باشد و حتی مثل حاکم زمان امام ابوحنیفه و امام احمد بن حنبل و غیره رهبری جائر و ستمگر بر آن حاکم باشد شخص باید تابع منهج و فقه اهل سنت و جماعت باشد و گرنه کارش تبدیل به «قتال الفتنه» می شود. یعنی جنگ مسلحانه ای که منجر به فتنه است که در آن تمام قیام کنندهها در مسیری مخالف منهج اهل سنت و جماعت در حرکت هستند و سرانجام کارشان نیز به نابودی  خودشان و صدمه دیدن اطرافیانشان و سایر مفاسد کشیده می شود.

پس این در قالب جهاد فی سبیل الله جای نمی گیرد بلکه در قالب «قتال الفتنه» تعریف می شود. شیخ ابومصعب سوری تقبله الله که سابقه ی مشخصی در عضویت در اخوان المسلمین سوریه و عضویت در جماعتهای جهادی اخوانی در سوریه چون الطلیعه المقاتله در دهه ی ۱۳۵۰شمسی را در کارنامه ی خود دارد و در دهه ی ۱۳۶۰ش هم کارنامه ای درخشان در اخوان المسلمین سوریه و دیدار با دکتر عبدالله عزام و شیخ اسامه بن لادن در پیشاور پاکستان و جهاد افغانستان را در کارنامه ی خود ثبت کرده است می گوید:

“شناخت و علم به مهمترین سلاح این زمان تبدیل شده است، و امکان ندارد که افراد جاهل و ناآگاه بتوانند این جنگ و درگیری را فرماندهی کنند هر اندازه اخلاص هم داشته باشند.

این نتیجه ای است که پس از تجربه شخصی و طولانی به آن رسیده ام (الله عزوجل اخلاص و قبول را نصیب فرماید) این مدت را در وسط درگیری های تجربه بیداری اسلامی از سال ۱۹۸۰م تا به حال اواخر ۲۰۰۴م گذرانده ام. همچنین از راه شرکت حضوری در فعالیتهای جریان جهادی معاصر در این مدت که بسیار حائز اهمیت می باشد این تجربه را بدست آورده ام.”

مولوی عبدالغفار نقشبندی که به پاکستان فراری شده است غیر از آداب حیض و نفاس و دستشوئی و طهارت و سایر احوال شخصیه به اضافه ی چند شعار رسانه ای که هر دکاندار و راننده و هر بچه ی کوچه بازاری می تواند بدهد از انقلاب و جنگ مسلحانه چه می داند؟ هیچ.  

این شخص قبلاً با گواهی غیر شرعی خودش و به دور از قواعد فقهی مذهب امام ابوحنیفه و سایر مذاهب اسلامی محرک و مسبب اصلی ریخته شدن آنهمه خون جوانان ما در جمعه خونین مسجد مکی و سایر مناطق بلوچستان شد و در بخش جنگ روانی «جبهه» ی کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی یکی از سربازان جنگ سرد و روانی بود و زمانی که می بایست به خاطر این سخنانش حساب پس بدهد پا به فرار گذاشت و هم اکنون در حال بازکردن میدانی دیگر جهت قربانی کردن جوانان ما در راستای جهالت و هوا و هوس خودش در بخش جنگ مسلحانه است.

در میان اهل سنت شخصی می تواند انقلابی باشد که به مفهوم «اهل جماعت» بودن و امر به معروف و نهی از منکر در سطح حکومتی با دست یا زبان یا قلب بر اساس منهج اهل سنت و جماعت نیز آگاه و واقف باشد و گرنه مسیری که می رود همان مسیر اهل بغی و اغتشاشگران و فتنه گران و قتال الفتنه خواهد بود که در آن، چه کشته شوی و چه بکشی جزو قاتلین فتنه گرخواهی بود.

مفتی هایی که برای اهل دعوت و جهاد آفت شده اند

مفتی هایی که برای اهل دعوت و جهاد آفت شده اند

به قلم: ابوایمن

عده ای تحت عنوان مفتی و اهل جهاد مثل ابوبصیر طرطوسی و هانی السباعی ساکن انگلیس و طارق عبدالحلیم ساکن کانادا و ابومحمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی ساکن اردن(حیات خلوت اسرائیل و مرکز جاسوسی آمریکا در منطقه) وجود دارند که در قلب کفار هستند و فتوا می دهند که باید با این کفار جنگ شود، اما در کجا؟ در سرزمینهای دیگر نه محل سکونت آنها!! جالب و مشکوک نیست؟

در کنار این باز در کمال تعجب می بینیم که بسیاری از مجاهدین را مزدور همین دولتهای حاکم برخودشان معرفی می کردند که مجاهدین باید از افکار و جماعت آنها دوری کنند؟ آیا چنین سم پراکنی بر علیه مجاهدین هم برای شما مشکوک نیست؟

به نظر بنده این دسته که اینگونه شعور اهل دعوت و جهاد را به بازی گرفته اند بی حیاهائی هستند که مشمول این سخن عمر بن خطاب قرار می یگرند که می گوید: هرکس حیایش کم باشد، تقوایش کم است.و هرکس تقوایش کم باشد قلبش مرده است.[۱]

 عده ای سعی دارند ابوقتاده و مقدسی و هانی و طارق و امثالهم را رهبران فکری تیار جهادی بدانند اما صحیحتر این است که گفته شود اینها از نویسندگان تفکر جهادی خاص نجدیت هستن آنهم گروهی از نجدیت چون سایر گروهها و جریانات نجدیت اینها را قبول ندارن .چه رسد به سایر اهل دعوت و جهاد غیر نجدی. تیار جهادی را طیف وسیعی تشکیل میدهد.

در کنار این دسته ما شاهد دسته ای دیگر هستیم که اگر به جهاد هم بروند باز هم سودی برای اهل جهاد ندارند، اما چرا سودی ندارند؟ چون علم جهاد و قتال با دشمنان اسلام را ندارند، بلکه اینها نویسندگان خوش قلمی هستند که هدفدار می نویسند.

مثالی عرض میکنم: عبدالرزاق مهدی نزد دارودسته ی جولانی در ادلب سوریه. این شخص با آنکه در زمینه ی تاریخ فرقه ها و مذاهب اسلامی و بخصوص شیعه دچار اشتباهات واضح و حتی افترائاتی شده است و با عقاید غلاة شیعه به قضاوت در مورد شیعیان جعفری می پردازد اما در علم حدیث بسیار خبره و جای اطمینان است، هیچگاه به جهاد هجرت نکرد بهتره بگیم جهاد به سوی او آمد، چون اهل شام بود و ناخواسته وارد ماجرا شد.

حالا این شخص که فقط علم حدیث دارد نه میداند جهاد معاصر چیست نه میداند اصول مبارزه نظامی و سیاسی با دشمن چیست؟ نه میداند دستگاه های اطلاعاتی چه برنامه ای دارند نه اصلا سابقه جا به جا کردن یک اسلحه را دارد میتواند تبدیل به رهبران جهاد شوند؟؟ و بگویند قتال با جیش الحر سکولار  اشتباه است؟ سیاست تعیین کنند برای مجاهدینی که از تورا بورا تا صحرای انبار و غرب آفریقا تجربه جنگ و جهاد دارند، و این میشود که سیاست های شیخ اسامه بن لادن را هم این شخص عبدالرزاق مهدی به هیچ میپندارد و حتی بعدا به جماعت های به نام معتدل و آبکب خودشان مثل تحریر الشام هم تاختند، چون هیچی نمی دانند از اصول جهاد فقط تحت تاثیر یک سری اخبار و داستان های تاریخی هستند. یک ضرب المثل آفریقایی هست که می گوید :لشکر گوسفندانی که توسط یک شیر رهبری میشود میتواند، لشکر شیرانی که توسط یک‌ گوسفند رهبری میشود را شکست دهد!

ما در جماعتهای جهادی مثل امارت اسلامی افغانستان یا دارالاسلام ایران اشخاصی را داشتیم که درسته در علوم حدیث یا اینگونه مسائل علمشان به علمای دار الکفر نشین نرسد اما این مشایخ جهاد میدانند علم جهاد علم مبارزه علم چگونگی برخورد با دشمنان علم چگونگی برخورد با سیاست های دستگاه اطلاعاتی علم حاکمیت علم سیاست ووو حالا معلوم است ممکنه در برخی مسائل علمی اشتباه نیز داشته باشند اما آیا حکومت قدرتمندی که دارالاسلام ایران ساختن و جهادی که ۴۴ سال ادامه دادند و بعد از ۲۰ سال جنگ که امارت اسلامی کردند کافی نیست تا به شما ثابت شود علم سیاست و جهاد دارند؟

بله ، دارالاسلام و بخصوص دارالاسلام یاران هیچگاه اختیار جهاد خودش را در دست عده ای نمیدهد که علاوه بر اینکه علم جهاد ندارد در کنار دستگاه اطلاعاتی کفاری نشسته اند که قصد نابودی دارالاسلام و جریان جهادی مومنین را دارند.

من دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان را به عنوان دو جماعت و دو دارالاسلام نام بردم که از سیاست های اینها تبعیت نکرد وگرنه بحثم دفاع کردن یا نکردن خوب یا بد بودن این دو جماعت و این دو دارالاسلام نیست.


[۱] مسند أحمد روایة البغوی ۷۶

دارودسته ی جولانی و فرقه های اطراف ادلب کپی اربکی های افغانستان و صحوات عراق و مالی و سومالی و…!

دارودسته ی جولانی و فرقه های اطراف ادلب کپی اربکی های افغانستان و صحوات عراق و مالی و سومالی و…!

به قلم: مجاهد مهاجر

این روزها که حکومت سکولار بشار اسد به اتحادیه عرب برگشته است و زمزمه های فروش فرقه های مختلف ادلب و اطراف آن به گوش می رسد و هر چند وقت یکبار یکی از فرماندهان القاعده نجدی اظواهری یا فرقه نجدی دوله و… در رسانه ها پخش می شود در حالی که همگی در سرزمینهای تحت حاکمیت جولانی (جاسوس ترکیه) هستند به سخنانی می رسیم که سالها قبل در مورد این فرقه های مختلف و رنگارنگ و جهاد فی سبیل ناتو اینها از کانال حکومت سکولار ترکیه گفته شده بود.

بارها و بارها گفته شده است که رهبران گروههای مسلح و متفرقی که در پناه ترکیه ،آمریکا ، آل سعود ، قطر و امارت در برابر نیروهای حکومتی سوریه قرار گرفته اند،  مزدور و صحواتی هستند که با خون و مال و ناموس و دین مردم بازی و تجارت می کنند ؛ به همین دلیل مسلمین را از شر چنین دستگاهها و مافیاهای مخوفی برحذر داشته ایم  . اما عده ای از مردم که قدرت تحلیل و دنبال گرفتن واقعیتها را ندارند،  تا با چشم خود خیانت و مزدوری این احزاب خائن را نبینند باور نمی کنند .

هیچ مسلمانی شک ندارد که حکومت سکولار ترکیه علاوه بر آن که قانون شریعت الله را کنار نهاده است به صورت عملی عضو ارتش کفار ناتو می باشد و هر جا که لازم بوده  (مثل افغانستان و لیبی و سوریه و عراق و … ) در خدمت کفار و بر علیه مسلمین جنگیده است ،  در نتیجه حکم چنین حکومت سکولاری همچون همان کفاری است که در ارتش آنها عضو شده است .

  ﻗﺎﻝ ﺷﻴﺦ ﺍﻹﺳﻼﻡ ﺍﺑﻦ ﺗﻴﻤﻴﻪ :ﻭﺍﻹﻧﺴﺎﻥ ﻣﺘﻰ ﺣﻠّﻞ ﺍﻟﺤﺮﺍﻡ – ﺍﻟﻤﺠﻤﻊ ﻋﻠﻴﻪ – ﺃﻭ ﺣﺮّﻡ ﺍﻟﺤﻼﻝ – ﺍﻟﻤﺠﻤﻊ ﻋﻠﻴﻪ – ﺃﻭ ﺑﺪّﻝ ﺍﻟﺸﺮﻉ – ﺍﻟﻤﺠﻤﻊ ﻋﻠﻴﻪ – ﻛﺎﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍً ﻣﺮﺗﺪﺍً ﺑﺎﺗﻔﺎﻕ ﺍﻟﻔﻘﻬﺎﺀ  .( ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻟﻔﺘﺎﻭﻯ ۳/۲۶۷ )

ﻭﻗﺎﻝ ﺍﺑﻦ ﻛﺜﻴﺮ : ﻓﻤﻦ ﺗﺮﻙ ﺍﻟﺸﺮﻉ ﺍﻟﻤﺤﻜﻢ ﺍﻟﻤﻨﺰّﻝ ﻋﻠﻰ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺧﺎﺗﻢ ﺍﻷﻧﺒﻴﺎﺀ ﻭﺗﺤﺎﻛﻢ ﺇﻟﻰ ﻏﻴﺮﻩ ﻣﻦ ﺍﻟﺸﺮﺍﺋﻊ ﺍﻟﻤﻨﺴﻮﺧﺔ ﻛﻔﺮ ، ﻓﻜﻴﻒ ﺑﻤﻦ ﺗﺤﺎﻛﻢ ﺇﻟﻰ ﺍﻟﻴﺎﺳﺎ ﻭﻗﺪﻣﻬﺎ ﻋﻠﻴﻪ ! ﻣﻦ ﻓﻌﻞ ﺫﻟﻚ ﻓﻘﺪ ﻛﻔــﺮ ﺑﺈﺟﻤﺎﻉ ﺍﻟﻤﺴﻠﻤﻴﻦ . ( ﺍﻟﺒﺪﺍﻳﺔ ﻭﺍﻟﻨﻬﺎﻳﺔ ۱۳/۱۱۹ )

این حکم حکومتهای سکولاری چون ترکیه درنزد اهل سنت است ، حالا با چه استدلالی گروههای متحد با القاعده ایمن الظواهری (نه القاعده اسامه بن لادن) فریب جوانکی جاسوس به نام جولانی را خورده و تحت پرچم ناتو و چنین حکومتی قرار گرفته اند؟  آیا همین حکومت متحد آمریکا و دیگر جنایتکاران عرب و غیر عرب بر علیه مسلمین نیست؟ مگر اسامه بن لادن آمریکا و ناتو و صهیونیسم جهانی را دشمن شماره یک مسلمین معرفی نکرده بود؟

حالا چه شده که با دوستان آمریکا و اسرائیل دوستی می شود و با ریش بلند و شمایل مجاهدین و لباس قندهاری و خون هزاران جوان نا آگاه و فریب خورده از منافع آمریکا و اسرائیل حمایت می شود؟

این یکی از ثمرات فرقه بازی و حزب بازی و تفرق است و باید منتظر باشیم که همچون اربکی های افغانستان چه وقت این اربکی های سوریه نیز توسط اربابانشان رها شده و به فروش می رسند؟

بعد ازشکست آمریکا درویتنام یک هلیکوپتر بر پشت بام سفارت آمریکا برای فراری دادن اعضای سفارت نشست وقتی آخرین عضو آمریکایی ازنردبان گذشت نردبان روهمراه با وطن فروشان وخائنان ویتنامی، به سمت مردم خشمگین هل داد. آمریکا این است، دارودسته ی جولانی و ملا فتاحی هم منتظرهمچین روزی باشید.

آیا جمع چند نفره ی ملا فتاحی که چندین سال است در هیچ جبهه ای شرکت نکرده و عملاً به دستور ارباب بزرگشان ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) راکد شده اند هنوز در توهم جهاد و رباط به سر می برد و نمی خواهد از مستی و توهم این شعارهای دلخوشکنک بیرون بیاید؟

آیا عده ای مجازی نمی خواهند دست از این توهمات در مورد جهاد در شام بردارند؟ مگر خیال کرده اند اهل دعوت و جهاد فرق بین جهاد فی سبیل الله و قتال الفتنه و قتال فی سبیل ناتو فریب این مجازی ها را نمی دانند؟

دغل بازی و حیله گری مُلا فتاحی ادلب نشین در تحریف جنگ ایران با دوله(داعش)

دغل بازی و حیله گری مُلا فتاحی ادلب نشین در تحریف جنگ ایران با دوله(داعش)

به قلم: کیوان مریوانی

در ابتدا لازم است به دو نکته ی مهم اشاره کنیم:

  1. بدون شک در جنگ بین دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم با رومی ها در جنگهای موته و غیره دارالکفر ساسانیان نیز سود می برد چون قرنها بود بین روم و ایران جنگ و جدال وجود داشت. باز زمانی که دارالاسلام تحت حاکمیت خلفای راشدین به ساسانیان حمله کرد بدون شک رومیها سود بردند؛ هم اکنون نیز در جنگ ما با سکولاریستها( مشرکین / احزاب) نه تنها تمام مذاهب اسلامی سود می برند بلکه کفار یهودی و نصرانی و مجوس و صابئین هم سود خواهند برد.
  2. با شهادت بزرگانی چون شیخ عطیه الله لیبی و ابومصعب سوری و غیره یکی از پروژه های سیستمهای اطلاعاتی کفار سکولار جهانی و محلی پرورش و میدان دادن به فرقه ها و گروههای تکفیری در میان اهل دعوت و جهاد است که این روزها فرقه ی نجدیت نماد بارز این مخربین در سرزمینهای مختلف و میدانهای مختلف دعوت و جهاد بوده است .

با این پیش زمینه، همه می دانیم که فرقه ی نجدی دوله که توسط ابومصعب زرقاوی پایه ریزی شده است یکی از بندهای عقیده اش این است که «الروافض طائفه الشرک و الرده» که عنوان کتاب ابوبصیر طرطوسی لندن نشین است؛ و به این شکل فرقه نجدی دوله جنگ بر علیه تمام شیعیان دنیا را اعلام کرد. البته در کنار این، فرقه نجدی دوله جنگ بر علیه صوفی ها و امارت اسلامی افغانستان و اروپا و آمریکا و روسیه و سایر کفار و فرقه های دیگری چون فرقه ی نجدی جولانی و احرار الشام و غیره در سوریه را نیز اعلام کرد.

حالا دفاع ایران در برابر جنگ تحمیلی فرقه ی دوله بدون شک به نفع اروپا و آمریکا و طالبان و فرقه ی نجدی جولانی و تمام دشمنان دوله تمام شد. بر این اساس حسین سلامی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارالاسلام ایران پس از تروریستی اعلام کردن سپاه توسط اروپائیان اعلام کرد: «اگر مجاهدت های مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ویژه با محوریت نیروی قدس و فرماندهی شهید سلیمانی نبود، قطعاً آتشفشان تروریستی که توسط آمریکاییها ایجاد شد، دامنگیر اروپایی ها میشد و امنیتی که امروز در اروپا حاکم است، از بین میرفت».

مُلا فتاحی نجدی ادلب نشین که خودش یکی از مزدوران جولانی نجدی است و جولانی هم به گواهی کسانی چون شیخ ابومحمد مقدسی نجدی و تمام اهل شام یکی از جاسوسان ترکیه (ناتو) است و در این جبهه ی جنگ بر علیه فرقه ی نجدی دوله یکی از فعالین این جبهه بوده اند در توضیح این سخن سلامی می گوید: ” البته در حقیقت منظور حسین سلامی از ارهاب، توصیف نشر توحید و دعوت اسلامی می‌باشد. ما خیلی وقت این موضوع را فهمیده‌ایم و اعلان کرده‌ایم که هدف از درست شدن روافض، جلوگیری از تبلیغ اسلام و ایجاد تفرقه و مشغول کردن مسلمانان از خودشان بوده”

آیا هر بچه مدرسه ای نمی تواند بفهمد که منظور حسین سلامی چه بوده؟ همه می دانیم منظور، فرقه ی نجدی دوله (داعش) است که جلو آن گرفته شد، آیا خود مُلا فتاحی یکی از کسانی نیست که با فرقه ی نجدی دوله جنگیده اند؟ آیا همین الان طالبان و القاعده ی الظواهری با فرقه ی نجدی دوله (داعش) نمی جنگند؟ یعنی هر کسی که با فرقه ی نجدی دوله جنگید در برابر نشر توحید و دعوت اسلامی ایستاده است و در بین مسلمین تفرقه ایجاد می کند و…؟

پس اینهمه دغل بازی و تحریف حقایق چه سودی برای مُلا فتاحی ادلب نشین دارد؟

علاوه بر این حقه بازی ها نکته ی مهم : سطح نازل سخنان مُلا فتاحی است که میزان فهم و درک پائین مخاطبینش را نشان می دهد.

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی خطیب مسجد مکی زاهدان در درکات سکولاریسم

 مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی خطیب مسجد مکی زاهدان در درکات سکولاریسم

به قلم: براهندک بلوچ

مدتی بود تصمیم داشتم که در مورد این خطیب مسجد مکی زاهدان سکوت کنم چون یقین دارم این شخص آگاهانه و برنامه ریزی شده در حال ایراد سخنرانی هائی است که تناقض آن برای خودش هم واضح و روشن است؛ اما گاه سخنانی می گوید که برای عوام محرک و سببی برای افتادن در ارتداد و کفر محض می شود و چاره ای جز روشنگری نیست.

به عنوان مثال در همین جمعه (۲۳ دی ۱۴۰۱ش) به صراحت با بیان پایه ها و شعارهای «دین سکولاریسم» می گوید: ” ما روی انسانیت فکر می کنیم … ما بر روی مساله عقیده فکر نمی کنیم ، ما روی اهل سنت فکر نمی کنیم، ما روی قوم فکر نمی کنیم”.

انسانیت واژه ای است که در این چند دهه ی گذشته توسط سکولاریستها ( به زبان عربی = مشرکین / احزاب) وارد ادبیات گفتمانی مسلمین شد و در تاریخ اسلام و حتی قبل از آن هیچ سابقه ای در میان ملل شرقی ندارد.

انسانیت یا انسان گرائی ترجمه ی «اومانیسم» غربی (humanism یا humanismus ) است که به معنی «انسان محوری» در برابر «الله محوری» و «شریعت محوری» قرار گرفته است.

انسانیت یا اومانیسم پایه ی اصلی «دین سکولاریسم» و دموکراسی سکولاریستهاست. سکولاریسم بر اساس «انسان محوری» بنا شده است و دموکراسی هم که به معنی «حاکمیت قوانین مردم بر مردم» به جای حاکمیت قوانین الله بر مردم به وجود آمده است در برابر تئوکراسی یا حاکمیت خدا و شریعت قرار گرفته است.  

با این توضیحات ساده متوجه می شویم که در انسانیت یا اومانیسم یا دموکراسی، اینکه شخص خدا را قبول دارد یا ندارد مسلمان است یا مسیحی یا یهودی یا شیطان پرست یا هر چیزی اصلا مهم نیست و طبعاً عقیده ی اسلامی و قانون شریعت الله هم هیچ جایگاهی ندارد، دقیقاً همان چیزی که مولوی عبدالحمید زاهدان به صراحت بیان کرد.

در  انسانیت یا اومانیسم آنچه اهمیت دارد خواهشهای نفسانی انسان است هر چند مخالف صریح قانون شریعت الله (ج) باشد.

در همین انسانیت یا اومانیسم و دموکراسی است که انواع قوانین ضد اسلامی توسط سکولاریستها تصویب می شود، حتی کار به جائی کشیده شده است که توهین به الله (ج) و پیامبرش صلی الله علیه وسلم و تصویب همجنس بازی و ازدواج با محارم و فاحشه گری و شراب خوری و تمام مفاسد اخلاقی و رفتاری توسط سکولاریستها قانونی شده است.

این خطیب مسجد مکی زاهدان صرفنظر از شعارهائی که می دهد آشکارا در حال تبلیغ برای سکولاریسم و کنار زدن عقیده و فکر اسلامی و حتی کنار زدن منهج اهل سنت نزد بلوچهاست و دارد در «جبهه»ی سکولاریستها بر علیه عقیده ی اسلامی و اهل سنت فعالیت می کند، هر چند غدارانه و در کمال وقاحت به دنبال این سخنان اعلام کند که این مطالب را پیامبر خاتم  به ما یاد داده است و ادامه ی مسیر پیامبرانی چون ابراهیم است.!

در برابر این اتهام  به پیامبران و دروغی که به پیامبران نسبت داده است باید بگوئیم که برای پیامبر خاتم و ابراهیم و تمام پیامبران مساله ی اصلی عقیده بود، همین عقیده ی اسلامی بود که باعث شد ابراهیم از پدر مشرکش برائت کند و او را داخل آتش بیاندازند و محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از عمویش ابولهب برائت کند و از مکه فراری شود.

معیار برای پیامبران و تمام مومنین «عقیده» است، هویت هر مسلمانی هم عقیده ی اوست و بر اساس این عقیده است که به انسانها نگریسته می شود. معیار و محک برای ما عقیده ای است که در آخرین شریعت نازل شده است نه خواسته های انسان.

مولوی: روزی می رسد که این ملت بلوچ بیدار می شوند آنوقت نه تنها باید پاسخگوی این زندگی شاهانه ات با آنهمه نیروی مسلح آشکار و… باشی که بر جیب بلوچها و حماقت اطرافیانت بنا کرده ای بلکه علاوه بر این باید پاسخگوی این کفریات و دعوت به کفر سکولاریسم هم باشی.

مسیر نجدی های  اجناد القوقاز و جماعه الالبان سرانجام نجدی های گروهک مُلا فتاحی در ادلب سوریه

مسیر نجدی های  اجناد القوقاز و جماعه الالبان سرانجام نجدی های گروهک مُلا فتاحی در ادلب سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

اواخر پائیز امسال (۱۴۰۱ش) بود که یکی از متحدین دارودسته ی جولانی تحت عنوان “اجناد القوقاز” (سربازان قفقاز) از  پایگاههای خود  واقع در منطقه ​”جسر الشغور” در حومه جنوب غربی ادلب و حومه شمال شرقی لاذقیه  ناپدید شد؛ امنی های جولانی در این زمینه سکوت کرده بودند و حتی دیگران را نیز از خبرگیری در این زمینه نهی می کردند تا اینکه چند روز گذشته در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، عبدالحکیم الشیشاني رهبر “اجناد القوقاز” را دیدیم که در شهر باهموت اوکراین در صفوف ارتش کفار سکولار اوکراین با ارتش سکولار روسیه در حال جنگ است.!

در گرماگرم همین خبر بودیم که دارودسته ی جولانی در بیانیه‌ای اختصاصی به «القدس العربی» خبر خروج گروه نجدی آلبانیایی «جماعه الالبان» از ادلب و اطراف آن به اوکراین را تأیید کرد و سایر رسانه ها نیز بیان کردند که این گروه نجدی متحد جولانی به نمایندگی از آمریکا و ناتو ادلب را به سمت اوکراین برای جنگ با نظامیان روسیه ترک کرده اند.

«جماعه الالبان» در سال ۲۰۱۲ در ادلب از گروهی از  عناصر «آلبانی»، «کوزوو»، «مقدونیه » و «دره پرشوو» در جنوب صربستان تأسیس شد. این  جماعت نجدی توسط «عبدالجشاری»  ملقب به (ابو قتاده آلبانی) که در اسکوپیه، پایتخت مقدونیه شمالی به دنیا آمد، اداره می‌شود.

در این نقل و انتقالها دو نکته ی بسیار مهم وجود دارد:

  1. حضور دارودسته ی جولانی در جنگ اوکراین به نمایندگی از آمریکا و ناتو و از کانال حکومت سکولار ترکیه پس از دیدار ابومحمد جولانی در منطقه «الشغر» در شمال شهر جسرالشغور در ریف غربی ادلب با  رهبران مهاجرین چچنی، روسی و اویغوری و … .
  2. روش خرج نمودن و اخراج مهاجرین موجود در ادلب و اطراف آن توسط دارودسته ی جولانی که در نتیجه ی سیاستهای چندگانه ی جولانی و فشار سیستماتیک به مهاجرین و گروههای مهاجر و خارجی توسط دارودسته ی جولانی است.  

حکومت سکولار ترکیه که متحد امنیتی رژیم صهیونیستی و آمریکا و از اعضای فعال ناتو است طرفی است که بر انحلال و خرج این گروههای مهاجر در شمال سوریه به عنوان اولین قدم در انهدام تمام مخالفین نظام بشار اسد نظارت می‌کند و این روند در حال انجام است. جولانی به عنوان جاسوس ترکیه (به گواهی شیخ ابومحمد مقدسی و …) این گروههای مهاجر را مجبور به انحلال سازمانشان کرده است و مجبورشان کرده است که زیر پرچم او باشند و…

البته دسته هایی از این گروههای مهاجر که می دانند در حال فروخته شدن توسط جولانی هستند به صحرای سوریه  رفتند و برخی از آن‌ها هم به گروه دوله (داعش) ملحق شده اند.

این سرانجام حتمی تمام مهاجرینی است که سرنوشت خودشان را به جولانی نجدی (جاسوس عصر) سپرده اند؛ یا جهاد فی سبیل آمریکا و ناتو، یا ملحق شدن به جماعت دوله(داعش) یا سرزدن به بیایانهای سوریه  یا اگر تحت تعقیب نباشند سکونت در ترکیه و اورپا و آمریکا.

این مسیر آینده و حتمی گروهک نجدی مُلا فتاحی و امثال او در ادلب سوریه است؛ البته اگر قبل از آن به شیوه های مختلفی توسط امنی های جولانی و متحدین آنها چون هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا و ناتو ترور و حذف فیزیکی نشوند.