تفاوت وطنی بودن حکومت بدیل اضطراری طالبان و وطنی بودن گروههای مسلح شام

تفاوت وطنی بودن حکومت بدیل اضطراری طالبان و وطنی بودن گروههای مسلح شام

به قلم : ابوخالد کوردستانی
امروزه ما شاهد جبهه و اندماج ناهمگونی در شام هستیم تحت عنوان «الجبهة الوطنیة للتحریر» . همچنانکه از اسم آن پیداست این جبهه متشکل از «سوریه ای ها» است و معیار اتحاد آنها هم سوریه ای بودن و وطن و دین سکولاریسم است نه توحید و قانون شریعت الله .
در این صورت برای مهاجرین جایگاهی وجود ندارد و طبق تجربیات تاریخی تنها به عنوان مزدور از آنها استفاده می کنند و این مزدوران هم تاریخ مصرف مشخصی دارند که در نهایت یا مورد معامله قرار می گیرند و خرج می شوند یا اینکه پس از پایان تاریخ مصرفشان اخراج می گردند .
این یعنی مقدماتی برای دور ریختن مجاهدین صادق از ساحه ی شام و تکرار سناریوئی که احرار شام مدتها پیش در شکل کوچکش انجامش داده بود که در ضمن آن صدها مهاجر اهل سنت به همراه خانواده هایشان قربانی شدند . اگر احرار ثابت کرد که با این سناریوئی که ریخته هدفش جهاد فی سبیل ناتو( از کانال حکومت سکولار ترکیه) و در نهایت خدمت به دین سکولاریسم و جایگزین نمودن کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو در خاک سوریه است، آیا این گروه ملی گرا و ناسیونالیسم وطنی که امثال جولانی در آن عضویت دارند و شروع آن به توافق آستانه بر می گردد چیزی غیر از این می تواند باشد؟ در این صورت دارودسته ی فتاحی در این بازی خائنانه چه نقشی دارند و چه پاسخی برای خونهای ریخته شده و زیردستان باقی مانده دارند؟
اگر در این جبهه ی ملی گرا و ناسیونالیست نمایندگان حکومت سکولار بشار اسد و سایر گروههای معارض مثل ارتش آزاد و… وجود دارد که دیمستورا مثل پل بریمر در عراق نماینده ی مستقل از علوی ها و لیبرالها و دروزی ها و سایر سکولارها را انتخاب می کند، در این صورت این معجون اگر ارتشی ملی و وطنی تشکیل دهد در چه راهی خدمت می کند؟ در راه الله یا در راه کفار سکولار جهانی؟
در برابر این ما شاهد حکومتی بدیل اضطراری اسلامی به نام طالبان هستیم که بر این باور است که هدف فعلی آنها نجات ملت مسلمان افغانستان از کفار سکولار اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا و ناتو است . این حکومت بدیل اضطراری اسلامی به هماه هزاران مجاهد از القاعده و سایر مهاجرین برای تشکیل حکومتی اسلامی در افغانستان جهاد می کند اما فعلا معتقد است که ابتدا باید افغانستان را آزاد کرد و سخن از جاهای دیگر زدن اشتباه است .
آیا چنین حکومت بدیل اضطراری اسلامی که برای قانون شریعت الله و جهاد با کفار و مرتدین محلی جهاد می کند قابل مقایسه با جبهه ی گروههای ملی گرای سوریه است که برای دین سکولاریسم و خدمت به کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو می جنگند؟ آیا حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان که بر علیه آمریکا و ناتو جهاد می کند با کسانی که در راه خدمت به آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه و آل سعود و رادن و … می جنگند قابل مقایسه هستند؟
دارودسته ی فتاحی و پس مانده های انصار لازم است برای اعضای انگشت شمار خود پاسخی شرعی پیدا کنند و گرنه تاریخ از آنها به عنوان تاجران جهاد و خادمین جاهل کفار جهانی یاد خواهد کرد که در راه پیاده شدن اهداف و نقشه های کفار سکولار جهانی و ملی گراهای محلی و دین سکولاریسم، خون و ناموس سربازان خود را مورد معامله قرار داده اند .

توجیهات سبکیرانه ی دارودسته ی جولانی در توجیه حضور نیروهای اشغالگر ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) در سوریه  

توجیهات سبکیرانه ی دارودسته ی جولانی در توجیه حضور نیروهای اشغالگر ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) در سوریه  

به قلم: ابوخالد کوردستانی

بارها و بارها امرای جهاد در میدانهای جهاد از عملکردهای غلط دارودسته ی جولانی در برابر اهل سنت شام و حتی غدر و خیانت آن به مجاهدین اهل سنت عراق و حتی سازمان بین المللی القاعده شکایت کرده اند و در این زمینه روشنگری هائی ارائه داده اند .

در برابر این نقدها و روشنگریهای اهل جهاد، واکنش گروه جولانی و بخصوص دارودسته ی ناچیز و کوچک فتاحی که در این جرمها هم مسیر با جولانی بوده است بسیار جای تأمل می باشد .

مجاهدین از گروههای مختلف بارها به این خائنین به جهاد به صورت واضح و ساده تذکر داده اند که اگر قرار است در راه دین سکولاریسم و جایگزین کردن یک ارباب سکولاری به نام ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه ) و آمریکا (از کانال آل سعود و قطر و…) به جای سکولاری به نام بشار اسد و روسیه بجنگید چرا نام جهاد فی سبیل الله را یدک می کشند در حالی که آشکارا فی سبیل ناتو و آمریکا می جنگند ؟!!

رهبران این دسته از جماعتها مثل وائل علوان و علوش و… اگه در میدانهای جنگ فروخته نشوند و به قتل نرسند در نهایت با قربانی کردن زیر دستان و فروش افرادی که رهبریت آنها را برعهده گرفته اند در نهایت در یکی از کشورهای تابع ناتو یا آمریکا با میلیونها دلار به زندگی خود ادامه می دهند و آنچه می ماند مشتی جنگجوی فریب خورده ی دلسرد و نا امید و گوشه گیر است که دنیا و قیامت خود را فدای توهماتی کرده اند که در نهایت به حاکمیت کفری به جای کفر دیگری و جایگزین شدن یک ارباب سکولار به جای یک ارباب سکولار دیگری بوده است  آنهم با دادن آنهمه هزینه.

این برادران لازمه از خود بپرسند که ترک خانواده و سرزمین و قوم و خویش و مال و دارائی و تحمل آنهمه سختی های راه سفر به چنین سرزمینی و وارد کردن اسم خود به لیست سیاه سازمانهای اطلاعاتی کشور مبداء و… ارزش آن را دارد که همه ی اینها را در راه جایگزین شدن کفر و تحکیم قوانین کفری فدا کنند و خوشان هم با تحمل اینهمه مشکلات و سختی ها ابزار دست کفار محاربی چون آمریکا و ناتو گردند و در چنین راه کفری بمیرند و ثمره ی خونشان هم به اهداف چنین کفاری کمک کند؟!

هر انسان آزادی خواهی که دارای عقل سالمی باشد می داند که چنین جنگیدنی نوعی بازی دادن خود و خدمت به دنیای دشمنان اهل سنت است . در برابر چنین آگاهی هائی ساحران وابسته به دارودسته ی جولانی مثل گروه چند نفری فتاحی توجیهات سبکسرانه و شبهاتی را در قالب مصلحت تراشی های جاهلانه مطرح می کنند تا هم خیانت آشکار خود را بپوشانند و هم اینکه این مریدان فریب خورده را تا زمانی که تاریخ مصرفشان تمام می شود نزد خود نگه دارند .

اینها این سرزمینهای تحت مدیریت ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) و آمریکا (از کانال مزدوران ارتش آزاد و حزب کارگران اوجالان و…) را مناطق آزاد شده و محرر می نامند در حالی این مناطق اشغال شده توسط ناتو و آمریکا هستند . این اشخاص برای اشغال این مناطق توسط ناتو بهانه هائی را آورده اند که قابل ملاحظه هستند . مثل: ادامه خواندن توجیهات سبکیرانه ی دارودسته ی جولانی در توجیه حضور نیروهای اشغالگر ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) در سوریه  

عبرتهائی از تاریخچه ی مختصر دارودسته ی جولانی سرکارگر فعلی فتاحی

عبرتهائی از تاریخچه ی مختصر دارودسته ی جولانی سرکارگر فعلی فتاحی

به قلم: ابوخالد کوردستانی

به دنبال رها شدن جولانی از زندان نصیریها و پناه آوردن به دوله ، ابوبکر بغدادی او را با نصف بیت المالی که در اختیار داشت روانه ی سوریه نمود و بسیاری از سربازان سوری خود را نیز در اختیار وی قرار داد . اما انگار قرار بود که تاریخ این شخص برای همه عبرت تلخی باشد .

 

با تمام این احوال جولانی ابتدا به امیر خودش و سپس به سربازان زیر دستش و در نهایت به کل مسلمین سوریه خیانت و همه را در راه اهداف نفسانی خودش فروخت و با بازی دادن ایمن الظواهری و سپس خیانت به او دارودسته ی مستقلی را به وجود آورد .

دوله به عنوان ولی نعمت او هرگز آغازگر تنبیه او نشد و حتی تحریمش نکرد بلکه زمانی که مزدوران مستقیم آمریکا و ناتو جنگ را بر دارودسته ی جولانی تحمیل کردند دوله با این دیدگاه که این سربازان نافرمان جولانی از خودش هستند و مسلمانند به دفاع از آنها پرداخت و در جنگ با مرتدین مثل مزدوران حزب کارگران اوجالان و ارتش آزاد و… یاری رسان دارودسته ی جولانی شد. همین واکنش باعث قدردانی سربازان جولانی و حتی جدا شدن تعداد زیادی از آنها از دارودسته ی مافیائی رهبر خائنشان شد .

جولانی به صورت تدریجی و در مخالفت با مجاهدین شریعت گرا به همین گروههای مزدوری  که به عنوان اهرم فشار آمریکا و ناتو قبلا با او جنگیده بودند نزدیک شد . بعد از کنار آمدن جولانی با این گروهها واکنش خود جولانی و چند نفری که گزینشی و نمایشی به عنوان هیئت شرعی انتخاب کرده بود عبرت انگیز است . این مجموعه ی شبه مافیائی با دیدن اینهمه جرائم ،غدرها، خیانتها و جنایتهای گروههای مسلح مزدور در حق اهل سنت سوریه خود را به جهالت زده و چنین وانمود کردند که این مزدوران مجاهدانی هستند که جنگیدن با آنها نه مصلحت است و نه جایز بلکه جنگ با دوله که ارباب قبلیش بود خالی از اشکال است و جنگ دوله با این مزدوران جنگ فتنه است !

شگفت انگیزتر اینکه با همین بهانه ها به صورت تدریجی با نوکران ناتو (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) نزدیک و متحد شد و به همین سادگی به نمایندگی از ناتو جنگ بر علیه دوله  و سپس جنگ بر علیه القاعده را جهت راضی کردن این اربابان جدید شروع کرد و به همین راحتی فاز دوم خیانت و غدر خود در حق دوله و القاعده و کل اهل سنت سوریه را زدند .

اما این خیانت آشکار و بهانه های خیانت آلود ساحران شبه مذهبی اطراف جولانی نتوانست همه ی سربازان جولانی را فریب داده و آنها را سحر کند و دیدیم که تعداد زیادی از این سربازان فریب خورده یا به کلی دلسرد شده و از جهاد فاصله گرفتند یا به گروههای مسلح دیگر و بخصوص دوله بیعت دادند . در این زمینه سخنان ابوعبدالعزیز العکیدی و پیام شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی به مهاجرین اهل سنت شام می تواند روشنگر خیلی از مسائل باشد .

یکی از گروههائی که به صورت فراگیر از جولانی جدا شده و به دوله بیعت دادند مناطق نفتی آنها بود که مقرات زیادی را در بر می گرفت. دارودسته ی جولانی که موجودیت خود را در خطر می دیدند به همین سربازان جدا شده ی خود به بهانه تصاحب انبارهای نفت حمله نموده و صدها نفر از آنها را به فجیع ترین شیوه ی ممکن قتل عام و ذبح کردند تا عبرتی باشند برای دیگران .

این جنایت نابخشودنی اگر چه با تبلیغات دروغین ساحران اطراف جولانی و سایر گروههای مزدور می توانست به صورت وارونه و دروغین به خارج نشر یابد اما از دید سربازان جولانی نمی توانست پنهان بماند بخصوص سربازانی که می دیدند برادران دیروز خود  چگونه توسط سایر همقاطاران آنها قتل عام و ذبح می شوند و زنان آنها به اسارت در می آیند و….

این عمل به عنوان خیانت سوم جولانی و دارودسته ی مافیائی او مشهور شده است که پس از آن تعداد زیادی از مخلصین و دنبال کنندگان راه حق از گروه جولانی جدا شده و هر کدام مسیری را پیمودند . عده ای دوباره به دوله بیعت دادند و تعداد زیادی از آنها هم دلسرد شده و کلا میدانهای جهاد را رها کردند که اکثر مهاجرین به دلیل این اقدامات از میدانهای جهاد فاصله گرفتند .

خیانتهای پنهان گروه جولانی به همین ترتیب به صورت پنهان ادامه یافت تا اینکه با همکاری آشکار با ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) حالت رسمی به خود گرفت و دوله هم  به تدریج از حالت حکومت در آمد و با از دست دادن سرزمینهای تحت کنترلش تبدیل به جماعتی شد مثل سایر جماعتها .

دارودسته ی بسیار کوچک و ناچیز فتاحی که در بسیاری از این خیانتها در کنار جولانی بوده اند و در اختیار چنین خائنی بر علیه منافع اهل سنت و خدمت به کفار ناتو انجام وظیفه کرده اند چه چیزی برای اهل سنت ایران خواهند داشت غیر از غدر و خیانت و مزدوری و فروش دین و وطن و اعراض و ناموس مسلمین به کفار سکولار خارجی و در نهایت ریخته شدن به زباله دانی مزدوران و خائنین تاریخ ؟

اهل سنت ایران از این تژادی عبرت انگیز درس خواهد گرفت و اجازه نخواهد تاریخ خیانتهای چنین افرادی در سرزمین آنها نیز تکرار شود .

 

 

سالهای فریبنده برای جوانان اهل سنت در خاک سوریه

سالهای فریبنده برای جوانان اهل سنت در خاک سوریه

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید  :«سیأتی على الناس سنوات خداعات یصدق فیها الکاذب و یکذب فیها الصادق و یؤتمن فیها الخائن و یخون فیها الأمین و ینطق فیها الرویبضه. قیل: و ما الرویبضه؟ قال: الرجل التافه یتکلم فی أمر العامه»[۱] ﺳﺎﻟﻬﺎﯾﯽ ﻓﺮﯾﺒﮕﺮ ﻭ ﮔﻮﻝ ﺯﻧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ. ﺧﺎﺋﻦ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺷﺨﺺ ﺍﻣﺎﻧﺘﺪﺍﺭ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﯿﻦ ﻭ ﺩﺭﺳﺘﮑﺎﺭ ، ﺧﯿﺎﻧﺘﮑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ  “ﺭﻭﯾﺒﻀﻪ ” ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ. ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺍﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺳﺆﺍﻝ ﺷﺪ: ” ﺭﻭﯾﺒﻀﻪ ” ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ  صلی الله علیه وسلم ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺴﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

اگر در ساحه ی  جهاد سوریه تیز بینی باشیم و مفتی های سرشناس آنها را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد اینها مفتی ها (به قول عوام الناس مجانی هائی) هستند که در اموری که در آن صحبت می کنند ارزش و قیمتی ندارند. ادبیات گفتمانی خالی از ادب اسلامی آنها با همدیگر نیز این گفته را تصدیق کرده است .

علاوه بر این، این مفتی های ساکن در دارالکفر و دارالحربها در اموری وارد گفتگو شده اند که از نظر میدانی به اندازه ی یک سرباز عادی تخصص ندارند، و اصلا میدانهای جهاد و قتال را نمی شناسند . پس نسبت به آن چیزی که در موردش صحبت می کنند علم ندارند بلکه جهل بر آنها حاکم است . امور نظامی و جهادی را یک فرمانده ی نظامی و میدانی مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم و کسانی چون صحابه باید مدیریت و هدایت کنند تا به نتیجه ی مطلوب برسد که دیدیم ، نه کسانی که با وجود تسلط بر علم صرف و نحو و بلاغه و….حتی یکبار هم میدانهای جنگ را ندیده اند و با ابتدائی ترین اسلحه های نظامی هم آشنانی ندارند . تخصص اینها در زمینه ای سات و فتواهای آنها در زمینه ای دیگر . جنگ و فرماندهی نظامی و فتوا دادن و دستور دادن در این زمینه را هرگز نمی توان از لابلای کتابها و کتابخانه ها یاد گرفت . پس اینها در این زمینه جاهلاهائی هستند که باید از آنها پرهیز شود .

نکته ی دیگر اینکه عده ای از برادران ما بر این باورند که اینها جاهل نیستند بلکه در دست طاغوتها و کافرها اسیر هستند و نمی توانند سخن حق بگویند و…

اولا اینها قدرت هجرت دارند و حتی کسانی چون ابوبصیر طرطوسی به مناطقی که خودش آن را دارالاسلام می دانست مسافرت کرد اما دوباره با میل و اختیار خودش به دالحرب و دارالکفر انگلیس و ترکیه برگشت . کسانی چون ابومحمد مقدسی و … هم به آسانی می توانند به مناطق تحت کنترل افرادی که آنها را مجاهد می دانند مهاجرت کنند، بخصوص مناطق تحت کنترل طالبان . اما آنها هرگز این کار را نخواهند کرد و در همان دارلاکفرها و دارالحربها خواهند ماند و با پوشش رسانه ای قوی و زورناچی ها و شیپور زنان اطراف خود نقش  الرویبضه های این دوران را بازی خواهند کرد .

غیر از این اشخاص معلوم الحال ، علمای زیر دست این طواغیت و سایرکفار که امکان هجرت نداشته اند به صورت عموم سه دسته هستند:

  • دسته ای که همیشه در زندان و شکنجه و آزار جسمی و مالی و تبلیغاتی هستند این دسته حکم اسیر دارند و برای آنها  دعای رفع قیود می کنیم.
  • دسته ای که علم خود را کنار گذاشته و در لباس عوام زندگی می کنند و کاری به کسی ندارند چه خوب و چه بد، این دسته هم به عنوان برادر مسلمان برای ما مورد احترام هستند.
  • دسته ای که آزادانه در امور حساس نظامی و جهادی  فعالیت می کنند و کسی هم کاری با آنها ندارد، این دسته مورد سوءظن ما هستند، و در موارد حساس مانند کفر و ایمان ویا مسائل حساس مسلمین ازآنها هیچ فتوا و حکمی قبول نمی شود،  زیرا اینها مشمول ایه ی ولن ترضی عنک الیهود و لا نصاری هستند. نه تکفیرشان می کنیم و نه برای فتوایشان اعتنایی قائل می شویم.

کسی را تکفیر نمی کنیم چون اسیر اگر کفر هم بکند برایش عذر می شود آورد همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عمار  رضی الله عنه عذر قائل شد و گفت اگر بازهم مورد شکنجه و اجبار قرار گرفتی کفر هم بکنی مهم نیست.

این افراد زمانیکه به حکومتهای طاغوتی و دوستی کفار رضایت دادند لباس وارثین رسول الله را از تن بیرون آوردند ولی بازهم به احترام علم و علماء مادام که رسما در صف کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی قرار نگرفته اند به سبک خودشان به آنها بد و بیراه نمی گوئیم  هرچند حکمی را ولو در امورات دنیایی هم باشد از آنها نمی پذیریم.

در کنار این اشخاص در میدانهای جهاد هم کسانی هستند که باز از جهل مفرط بخ نسبت به الفبای ابتدائی دشمن شناسی ، جایگاه شورا و وحدت، اهمیت و جایگاه ۳ ابزار و حتی چگونگی روش برخورد با مسلمین مسلح مخالف خود و… رنج می برند . اینها ممکن است در زمینه های دیگری مثل حدیث شناسی و بلاغه و … تخصص داشته باشند اما در زمینه علم جهاد به آسانی می توان تشخیص داد که اینها جاهلانی هستند به تمام معنا و سخنان آنها به جای آنکه یک کار غلط را تصحیح کند بر ادامه ی این کار غلط به شیوه های دیگری مشروعیت می بخشد . به عنوان مثال  صالح حموی یکی از این جاهلها بعد از مسابقه ی ذبحی که میان هیئت جولانی و دوله به راه افتاده است به جای هشدار درباره ی پیامدهای دنیوی و اخروی چنین بدعت و انحراف آشکاری در مورد اسرای مسلمین،  به سربازان جولانی سفارش می کند کار سربریدن این مسلمین را به صورت پنهانی انجام دهند !!!

این سخن یک انسان عالم نیست بلکه از جهل مطلق سرچشمه گرفته است و هیچ انسان دلسوز و مجاهدی این سرگردانان به بازی گرفته شده توسط شیطان، کفار سکولار خارجی و طاغوتهای محلی را با مجاهدینی چون شیخ اسامه بن لادن تقبله الله و کسانی چون ابوانس شامی و عطیه الله لیبی و عمر مختار تقبلهم الله مقایسه نمی کند، و این جاهلهای به بازی گرفته شده توسط دشمنان هرگز با مجاهدین راستین قابل مقایسه نیستند .

در تمامی این موارد جوانان اهل سنت نباید فریب فتواهای این اشخاص را بخورند . چون در هیچ حالتی نمی توان به فتواهای آنها اعتماد کرد و فتواهای آنها در هیچ زمینه ای قابل پذیرش نیست . هوشیاری و حذر جوانان اهل جهاد در مورد این اشخاص لازم و ضروری است .

 

 

………………….

[۱] صحیح الجامع الصغیر : ۳۶۵۰

 

بدعت ذبح کردنهائی که هیچ شفائی برای اهل قبله در برنداشته است

بدعت ذبح کردنهائی که هیچ شفائی برای اهل قبله در برنداشته است

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

به یاد دارم که در میان مسلمین اولین نمایشهای ذبح کردن اسرا و تصویر برداری از این کار توسط انصارالسنه در عراق شروع شد . به دنبال آن سایر گروهها نیز از این بدعت غیر اسلامی استفاده کردند  تا اینکه دوله آن را با اسلوبهای متخلفش تکامل بخشید و این بدعت نامبارک را تحویل صحوات شام و مزدوران آمریکا و ناتو داده است که هم اکنون آن را بر سر خودشان آزمایش و تکرار می کنند .

البته گروههای مزدور شام قبلا هم از این بدعت غیر اسلامی استفاده کرده بودند از سربریدن کودکان و تصویر برداری از آن گرفته تا نوجوانان و پیران و جوانانی که همه ی آنها دارای خانواده های مسلمانی بوده اند .

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی در این زمینه می گوید: “رسول الله صلی الله علیه وسلم در عین شدت  برخورد وقاطعیت با دشمنان جایگاههای ترحم و مهربانی و گذشت وعطوفت و مدارا و نرمش را در جای خودش فراموش نمی کرد. زمان فتح خیبر و اسارت صفیه دختر حُیَّی بن اخطَب یهودی و دخترعمویش، بلال رضی الله عنه که آنان را از داخل قلعه ها بیرون آورد و آنها را از کنار بستگان کشته شده آنها عبورداد. زنی که همراه صفیه بود فریاد کشید و بر صورت خود زد. رسول الله صلی الله علیه وسلم از اقدام بلال رضی الله عنه  ناراحت شد و به او فرمود: مگر رحمت از دل تو بیرون رفته است؟[۱]

رسول الله صلی الله علیه وسلم با این اقدام و انکار نمایش چنان صحنه های وحشتناکی به بازماندگان، دنیای جدیدی را در دل هزاران نفر مثل صفیه کاشت، و دیدیم به محض ارائه ی اسلام بر صفیه ایشان اسلام را پذیرفت و شد ام المومنین صفیه رضی الله عنها .

این یک طرف قضیه ست که نامشروع و ناپسند بودن نمایش کشته ها بر بازماندگان جامعه ی کفار را نشان می دهد حالا چه رسد به نمایش چگونگی کشتن اسرای آنها در میدانهای جنگ. الان برویم سراغ جامعه ی مسلمین .  الله تعالی به صراحت می فرماید: هَاأَنتُمْ أُوْلاء تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ یُحِبُّونَکُمْ (آل عمران/۱۱۹) هان! (ای مؤمنان !) این شمائید که آنان را (به خاطر قوم و خویشی یا دوستی و…) دوست می‌دارید، و ایشان شما را دوست نمی‌دارند .

بر همین مبنای دوستی ماست که کسی چون عمر بن خطاب رضی الله عنه سفارش می کند که اسرای جنگی که از قریش گرفته اند هر کسی قوم و خویشهای خودش را بکشد نه دیگران، و بر اساس همین مبنای دوستی است که کسی چون عبدالله فرزند عبدالله بن ابی به رسول الله صلی الله علیه وسلم سفارش می کند که اگر قصد کشتن پدرش را دارد اجازه بدهد که خودش این کار را بکند نه یک مسلمان دیگر.  چون ممکن است به خاطر شدت دوستیش نسبت به پدرش کینه ی یک مسلمان را به دل بگیرد و در نهایت دستش به خون همان مسلمان آلوده بشود و یک مسلمان را به خاطر یک کافر بکشد و اینطوری قیامت خودش را از دست بدهد .

خوب حالا شما که در جلو دوربینهای فیلم برداری هزاران نفر مثل عبدالله ابن ابی را جلو چشم همسر و فرزند و خواهر و برادر و سایر خویشان مسلمان آنها به فجیع ترین شیوه ی ممکن می کشید چه شفائی برای صدور اینها وجود دارد؟ چرا این بخش از مسلمین را به کلی نادیده می گیرید؟ و کینه نسبت به خوتان را در دلشان می کارید؟ وغیر مستقیم آنها را به جنگ با خودتان و حتی به پیوستن به دشمن هل می دهید؟

در این جور نمایشها نه شفائی برای این دسته از مسلمین وجود دارد و نه پیام خوبی برای جامعه کفار در بر دارد و چهره ای بی رحم از مسلمین را به آنها نشان می دهد که به صراحت توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم نهی شده  است و بر این باورم که کاری است که مفاسد آن بیشتر از منافعش است و بر خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است .

لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً ‏(احزاب/۲۱) سرمشق و الگوی زیبائی درپیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را (با پیروی از قوانینش در تمام مراحل زندگی) بسیار یاد کنند .”

 

حالا لازمه که طرفداران این بدعت نامبارک از خود بپرسند که با این تحریفی که انجام داده اند چند سال باید برای اصلاحش تلاش کرد؟ آیا با این کار به جهاد و مجاهدین و تبلیغ برای تطبیق قانون شریعت الله خدمت کردید یا اسبابی شدید برای نشان دادن الگوهای غیر اسلامی از مجاهدین و تنفر بیشتر از جهاد و مجاهدین و نشان دادن تصویری از بی رحمی و تنفر از جهاد و دلسرد شدن عامه ی مسلمین از اهل جهاد؟

مسلمین باید بدانند که این سبک هرگز در منهج اهل سنت وجود نداشته است به همین دلیل است شما هیچ نشانه ای از این رفتارهای ضد اسلامی و بدعی را در کارنامه ی جهادی شیخ اسامه بن لادن و شیخ عبدالله عزام و امثالهم نمی بینید بلکه کارنامه ی کفار سکولار جهانی در الجزائر و لیبی و آفریقا و غیره مملو از این نمایشهای ضد اسلامی است که عده ای  تحت نام جهاد و مجاهد از آن الگو برداری کرده اند .

 

…………………….

[۱]. دلائل النبوه، احمد بن حسین بیهقی (م ۴۵۸)؛ ج ۴، ص ۲۳۲٫بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۵ ق.

زمانی که یک جوان اهل سنت مهاجر در سوریه در همان مسیر مرتدین سکولار کورد ایرانی قدم بر می دارد

زمانی که یک جوان اهل سنت مهاجر در سوریه در همان مسیر مرتدین سکولار کورد ایرانی قدم بر می دارد

به قلم: کارزان شکاک

زمانی که مسیر اشتباه باشد هرکسی با هر عقیده ای که در آن قدم بگذارد  قطعا به جائی غیر از آنچه که  مورد نظرش است می رسد. البته ممکن است کسانی هم باشند که به عنوان رهبر  آگاهانه زیر دستان  جاهل خود را در مسیر غلط قرار دهند . در این حالت دومی رهبران یا به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم «ائمه المضلین» و «دعاه علی ابواب جهنم» تصوراتی برای خودشان دارند و زیر دستان جاهل آنها هم بر اثر تبلیغاتهای سوء این رهبران برای خودشان تصورات و خواب و خیالهای توهمی ساخته اند .

در اوایل انقلاب ۵۷ ایران سکولاریستهای مرتد کوردستان با شعارهای دروغین و رنگاررنگ ملی گرایانه و اقتصادی عده ی زیادی را دور خود جمع کردند اما بعدها مشخص شد که رهبران این احزاب سکولار و مرتد به صورت مستقیم در اختیار صدام حسین قرار گرفته اند و جنگ آنها با حکومت ایران  و قربانی کردن جوانان کورد هم تا زمانی بود که  صدام حسین می خواست و دیدیم که با صلح صدام حسین جنگ این مزدوران مرتد هم خاتمه یافت .

بعد از چند دهه و در جنگ اخیر سوریه باز ما شاهد تکرار چنین سناریوئی هستیم . اما این بار مجریان این سناریو مسلمانان مهاجر و اهل جهادی هستند که به نیت دفاع از قانون شریعت الله و تطبیق آن در زمین و دفاع از نوامیس و وطن مسلمین به این سرزمین مهاجرت کرده اند.

این برادران ما با چنین نیتی خود را در اختیار رهبرانی قرار داده اند که این رهبران چون جولانی و عبدالرزاق مهدی و ابوقتاده فلسطینی و ابوبصیر طرطوسی و… مستقیما فی سبیل آمریکا و ناتو(از کانال حکومت سکولار ومرتد ترکیه) در حال قربانی کردن زیر دستان خود هستند .

در این سناریوی جدید به جای یک سکولار مرتد یک مسلمان قرار گرفته است و در جای صدام حسین هم  آمریکا و ناتو نشسته و رهبریت کلان جنگ را بر عهده گرفته اند و گرنه مسیر همان مسیر اشتباه است . انگار تاریخ دارد برای کسانی که از آن عبرت نمی گیرند تکرار می شود .

  • اگر درمیان آنها غیر از مفتی های تحت حمایت یکی از طاغوتها رهبر فکر و حتی نظامی شایسته ای وجود ندارد مگر اینهمه رهبر شایسته در تاریخ اهل سنت وجود ندارد که این قدرت تشخیص را به آنها بدهد که فریب کسانی چون جولانی خائن و زیر دستاهایش را  نخورند؟
  • اگر جوانانی از دور و به واسطه ی رسانه های رنگارنگ فریب خورده اند مگر خود مهاجرین پشت پرده ی این احزاب رنگارنگ و جنایات آنها را ندیده اند؟
  • اگر جوانانی از دور و در رسانه های اجتماعی با مغالطه کاری و دوری از اسلوبهای علمی اهل سنت قادر به پاسخ گوئی به تناقضات آشکار این جماعتها نیستند و بیشتر تمایل دارند بر بی سوادی و جهالت خود سرپوش بگذارند آیا این مهاجرین از نزدیک واقعیت را ندیده اند؟ و سرپوش گذاشتن بر این واقعیتها، کتمان حقیقت و خیانت به دین الله و بندگان الله نیست؟
  • آیا این رهبران فکری و میدانی ارزش اینهمه تقلید کورکورانه را دارند؟
  • آیا بر جوان اهل سنت لازم نیست که به خود آید و ساده لوحانه خودش را  فی سبیل طاغوتهائی چون آمریکا و ناتو  قربانی نکند؟

الله تعالی به ما فهم شرعی جهاد در راه خودش را عنایت فرماید  و ما را در مسیر مجاهدین افتخار آفرینی چون خالد بن ولید و محمد فاتح و صلاح الدین ایوبی و اسامه بن لادن قرار دهد  و اهل جهاد را از شر تاجران جهاد حفظ فرماید .

خائنینی که جهاد شام را به فساد کشیدند و  هم اکنون در حال مانوردهی هستند

خائنینی که جهاد شام را به فساد کشیدند و  هم اکنون در حال مانوردهی هستند

به قلم: ابوخالد کوردستانی

زمانی که حکومتهای مختلف و رنگارنگ کفار سکولار جهانی به همراه حکومتهای طاغوتی محلی بر علیه مجاهدین شریعت گرا و قانون شریعت الله  متحد شده اند و به صورت هماهنگ بر علیه مجاهدین – بدون در نظر گرفتن مذهب مجاهدین- وارد جنگی وحشیانه شده اند به هر عاقلی هشدار می دهد که طرف مقابل مجاهدین فرد نیست که به صورت فردی بتوان با آن روبرو شد، همچنین طرف مقابل مجاهدین گروه و جماعت خاصی نیست که بتوان با گروه و جماعت با آن درگیر شد بلکه قدرتهای بزرگی به نام حکومت هستند که جهت مقابله با آنها تنها با وحدت تمام مجاهدین و تشکیل امت واحدی می توان به پیش رفت و این قدرت امت هم تنها از طریق ۳ ابزار  به وجود می آید :

  • حکومت اسلامی علی منهاج نبوه
  • حکومت بدیل اضطراری اسلامی
  • مجلس واحد شورای مجاهدین .

زمانی که در شام حکومت دوله وجود داشت لازم بود که تمام گروهها با آن متحد می شدند، اما دیدیم علاوه بر آنکه این اتفاق نیافتاد و هر گروهی ساز خودش را می زد و خودش را به یکی از طاغوتهای محلی و جهانی وابسته کرد و در راستای منافع این کفار جهانی و منطقه ای وارد جنگ با همدیگر و حکومت مرکزی سوریه شدند، از درون دوله هم خیانتها یکی پس از دیگری شروع شد .

ابتدا جولانی با غدر و خیانت به امیر خود اولین ضربات را به دوله وارد کرد، به دنبال آن مفتی های ساکن در دارالکفر و دارالحربها مثل ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و طارق عبدالحلیم و ابو محمد مقدسی و هانی و.. یکی پس از دیگری با صدور فتواهای دروغین خوارج و مرتد خواند دوله ضربات بعدی را بر پیکره  ی این قدرت بزرگ مسلمین وارد کردند، اما ضربات اصلی را اندیشه های «سلفیت خاص نجدیت» و غلات تکفیری بر دوله وارد کردند که آخرین ضربات را از درون بر دوله وارد کردند و زمینه را برای از هم پاشیدن این قدرت حکومتی فراهم نمودند .

هم اکنون که دیگر ما شاهد حکومتی تحت عنوان دوله نیستیم و از پس مانده های آن جماعتی مثل سایر جماعتها و بلکه کوچکتر از بعضی از جماعتها باقی مانده است، همین خائنین دیروز مثل جولانی و اشرار الشام و….  که با پشتیبانی کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) به شکار مجاهدین دوله می پردازند و بدترین جنایات را در سکوت کامل مفتی های فاسد کننده ی ساکن در دارالکفرها و نوچه های شبهه شرعی جماعتها مرتکب می شوند .

ما حتی اگر، به فرض محال، منهج دولت اسلامی را منهج خوارج مارقین می دانستیم  باز در این صورت با گروهی مسلمان گناهکار طرفیم نه با دسته ای کافر. أخرج ابن أبي شيبة في مصنفه ( ۱۵ / ۳۳۲ ) عن طارق ابن شهاب قال كنت عند علي بن أبي طالب رضي الله عنه فسئل عن أهل النهر أهم مشركون؟ قال: «من الشرك فروا ». قيل: فمنافقون هم؟ قال:«إن المنافقين لا يذكرون إلا قليلا »، قيل: فما هم؟ قال: «قوم بغواعلينا .»

یعنی : ابی شیبة در مصنف خود ( ۱۵ / ۳۳۲ ) از طراق بن هشام  آورده است   که  : من در نزد علی بن ابی طالب رضی الله عنه بودم  که از وی در مورد مردمان اطراف رودخانه ( نهروان ) پرسیده شد که آیا آنها مشرک هستند ؟ ادامه خواندن خائنینی که جهاد شام را به فساد کشیدند و  هم اکنون در حال مانوردهی هستند

قورباغه  ابومحمد مقدسی و مردم سوریه

قورباغه  ابومحمد مقدسی و مردم سوریه

به قلم: ابوخالد  کوردستانی

قاعده ی مورد پذیرش نزد اهل سنت این است که در هر امری از کسی طلب فتوا می شود که در آن مورد فقه و تخصص لازم را داشته باشد . چون ممکن است شخصی در صرف و نحو و بلاغه یا در اموری از شریعت تخصص داشته باشد اما در اموری تخصص نداشته باشد . مثلا شخصی در امر حدیث شناسی تخصص داشته باشد اما در قضاوت فاقد تخصص و زیرکی لازم باشد .

در کنار این اموری وجود دارند که تخصص در آنها حالت عمومیت دارد مثل پزشکی و مهندسی و اسلحه سازی و  جنگ  و… . در این امور الله تعالی قوانین و حدود کلی لازم را صادر کرده است اما تطبیق این کلیات و علم در جزئیات آن بر عهده ی متخصصن امر است و چنانچه کسی در این زمینه ها تخصص ندارد به طریق اولی حق ندارد در آن دخالت کند .

امور جهادی و جنگ مسلحانه هم یکی از این مواردی است که در آن  فقط از علمای صادقی که به علم نظامی خود عامل هستند استفتاء می شود. يعنی از عالمی که در صحنه ی جهاد حضور دارد یا لا اقل در امور نظامی خبره است و قدرت مدیریت جنگ مسلحانه در مکان مورد بحث را دارد. اگر یک پزشک متخصص تنها در مورد جان یک انسان تصمیم می گیرد یک فرمانده و رهبر نظامی در مورد جان و ناموس و مال و وطن و دنیای هزاران انسان تصمیم می گیرد که ممکن است سالهای سال اثرات این تصمیمش بر نسلهای متعددی باقی بماند . پس تنها کسانی می توانند در این زمینه تصمیم بگیرند که تخصص آنها بسیار دقیقتر از تخصص یک متخصص پزشکی باشد .

شيخ الاسلام ابن تيميه می گويد: واجب است در امور جهاد رأی علمایی که اهل دين صحيح ، و خبره در امور دنيا هستند مورد اعتبار قرار گيرد نه علمايی که نظر به ظاهر دنيا در آنها غالب شده است پس رأی چنين عالمی گرفته نمی شود و همچنين رأی عالمی که در مورد امور دنيا خبره نيست نيز گرفته نمی‌شود و در مورد کسی که از او در مسائل جهاد سوال می‌شود شرط است از کسانی باشد که قادر به استنباط (در دين) هستند و همچنين مخلص وآگاه به  طبيعت جنگ باشند و اهل جهاد را هم بشناسند.[۱]

بر خلاف این نگرش اهل سنت ما هم اکنون شاهد مفتی های کتابخانه ای ساکن در دارالکفرها و دارالحربها هستیم که در کنار یکی از طاغوتهای محارب هزاران کلیومتر آنطرفتر به سر برده و متناسب با نیاز طاغوتها برای مریدان خود فتوا بسته بندی و صادر می کنند .

این مفتی های کتابخانه ای و مجازی چنان از امور نظامی و اصول و قواعد جنگ مسلحانه و حتی واقعیتهای میدانهای جهاد و مردمان درگیر در ساحه جنگ مسلحانه غافل هستند که شخص به راحتی می تواند متوجه شود که اینها در فضائی خیالی سیر می کنند و جهاد و واقعیت سرزمینهای جهاد هم در مسیر دیگری در حرکت است . ادامه خواندن قورباغه  ابومحمد مقدسی و مردم سوریه

 عدم عذر به جهل در شرک اکبر و تکفیر عاذر از اسباب تکفیر ائمه و علمای اهل سنت

 عدم عذر به جهل در شرک اکبر و تکفیر عاذر از اسباب تکفیر ائمه و علمای اهل سنت

به قلم: ابوابراهیم هوارمی

فقه سلفیت نجدی  که به عنوان یک مذهب در برابر سلفیت اهل حدیث ابراز وجود نموده است علاوه بر تعریف خاص خود از اصطلاحاتی چون مشرک و مشرکین ، بدعت و اهل بدعت، عذرهای شرعی برای اهل قبله، ارتداد و مرتدین و… اساس فقه خود را بر مشغول کردن مسلمین به مسلمین  و  بخصوص غلو در تکفیر و تشریک مسلمین قرار داده است که بر اساس این فقه و مذهب خاص نجدیت اکثریت قاطع ائمه ی اهل سنت و حتی اکثریت قاطع مسلمین کنونی جهان هم تکفیر می شوند .

زمانی که یک شخص از مذهب سلفیت نجدی بر خلاف منهج اهل سنت در شرک اکبر برای مسلمین عذرهای شرعی قائل نیست در واقع در  این بخش از تفکراتش هم مسیر با معتزله شده است و ربطی به اهل سنت ندارد . کسی که از یکی از مذاهب رایج مسلمین دست کشیده و این مذهب نجدی را می پذیرد ناچارا  به مصیبت تکفیر علمای اهل سنت کشیده می شود که یکی از تبعات این مذهب و فقه نجدی است  که به نام سلفیت و اهل حدیث به ناحق معرفی شده است .

این واضح است که بسیاری از علمای اهل سنت مثل ابن حجر و نووی و غیره با برداشتها و تأویلات خاصی که از آیات و روایات رایج در زمان خود داشته اند قائل به اموری بوده اند که اگر عذرهای شرعی را برایشان در نظر نگیریم همگی آنها باید طبق این مذهب نجدی تکفیر شوند و اگر کسی در این مذهب باقی بماند و علما را تکفیر نکند در واقع بنا به منافعی که ممکن است داشته باشد دچار تقیه شده است .

بخش دوم و مهمتر این منهج خطرناک به تکفیر عاذر بر می گردد که امروزه آن را به حازمیها نسبت می دهند  و بر این باورند که هر شخصی که انجام دهنده ی شرک اکبر را تکفیر نکند و برایش عذرهائی مثل عذر به جهل یا عذر به تأویل و… بیاورد خود این شخص عاذر هم کافر می شود . با این بخش از عقاید این اشخاص به صورت یقینی باید گفت که کل ائمه ی اهل سنت و  تمام آن دسته از علمای اهل سنتی که مانده بودند هم تکفیر می شوند.

این فقه و مذهب التقاطی به گونه ایست که شاید بتوان گفت در میان اهل قبله به این شکل تا به حال وجود نداشته است و انگار به شیوه ای طراحی شده است که تنها هدفش ایجاد تفرق بیشتر میان مسلمین و تولید جنگهای داخلی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان اصلی مسلمین و خدمت کردن به کفار اصلی اشغالگر و طاغوتهای دست نشانده ی آنهاست.

در این صورت باید آشکارا گفت که این تفکرات آفتها و علفهای هرزی هستند که به جان جهاد و  وحدت مسلمین و حتی موجودیت مسلمین افتاده اند و لازم است مجاهدین شریعت گرا به چنین انحرافاتی در صفوف خود توجه و دقت جدی داشته باشند و بدون ایجاد کوچکترین درگیری لفظی، دلسوزانه به سبک اسلامی آن به درمان برادران و خواهران آلوده و بیمار خود بپردازند .

زمانی که سلفیت نجدی و علمای ساکن در دارالکفر ولاء و براء و دشمن شناسی ارائه می دهند

زمانی که سلفیت نجدی و علمای ساکن در دارالکفر ولاء و براء و دشمن شناسی ارائه می دهند

به قلم: ابوابراهیم هورامی

درمنهج ابوبصیر طرطوسی (ساکن انگلیس) و هانی السباعی(ساکن انگلیس) و طارق عبدالحلیم (ساکن کانادا) و ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی (ساکنین اردن حیات خلوت اسرائیل و مرکز جاسوسی آمریکا در خاورمیانه) و علمای درباری آل سعود،  مجاهدین دوله آن زمان که حکومت و قدرتی داشتند خوارج بودند و کشتن آنها بهتر از کشتن کفار اصلی معرفی می شد.

از دیدگاه طارق کانادا نشین سربازان دوله همگی کافر و مرتد هستند. ابوقتاده هم تمام سربازان گروههای مخالف هیئت تحریر جولانی را مرتد معرفی می کند. در برابر ابوبصیر هم گروه جولانی را سگهای جهنم و کشتار آنها را مقدم بر کشتار کفار اصلی می داند.

ابوبصیر قبلا در کتابی سراسر دروغ و افترا با مخلوط نمودن ناشیانه ی عقاید غلات و روافض با عقاید شیعه، تمام شیعیان جهان را مرتد معرفی نموده و قطعا جنگ با اینها را مقدم بر جنگ با کفار اصلی معرفی می کند که هم اکنون یکی از بندهای منهجی گروههای سلفی نجدی شده است.

از نگاه سلفیون نجدی دوله هم علاوه بر تمام شیعاین جهان تمام گروههای مخالف از جمله القاعده ی الظواهری و طالبان و…  همگی مرتد هستند و حکم اینها سنگین تر از حکم کفار اصلی  مثل آمریکا و انگلیس و اسرائیل و نصارا و یهود و ارتش ناتو و…  است .

در این صورت تمام این علمای ساکن در دارالحربها و سلفیت نجدی عملا قتال و جنگ مسلحانه با گروههای اطراف خود را بر قتال با آمریکا و ناتو و اسرائیل و روسیه و سایر کفار اصلی ترجیح می دهند . و حتی  چنین توجیه می کنند که چون عداوت و سنگینی حکم مرتد بیشتر از حکم کافر اصلی است پس دفع این مرتدین به دست کفار اصلی به صلاح است و حتی در مواردی هماهنگ با کفار اصلی با این گروههائی که آنها را خوارج یا مرتد می دانند وارد جنگ می شوند.  در اینجا واضح است که این گروههای کج فهم و فریب خورده آشکارا خواهان پیروزی کفار اصلی بر گروههای مخالف خود هستند که به صورت غیر شرعی حکم خوارج بودن یا ارتداد آنها را صادر کرده اند و به پیروز شدن کفار اصلی بر این گروهها خوشحال می شوند .

این علمای ساکن در دارالکفر ها و دارالحربها همواره با مسلمانان در حال در گیری و بگو مگویند و میان مسلمانان جدائی ایجاد می کنند ولی برای کفار اصلی و ستمکاران دوستان خوبی هستند و یاریشان می رسانند . رسول الله  صلی الله علیه و سلم می فرماید: «یَقْتُلُونَ أَهْلَ الْإِسْلَامِ وَیَدَعُونَ أَهْلَ الْأَوْثَانِ» (صحیح البخاری – و صحیح مسلم)؛ یعنی مسلمان را می کشند و بت پرستان را به حال خود وا می گذارند. بت پرستان همان مشرکین هستند که امروزه به نام سکولاریستها مشهور شده اند .

این یکی از صفات و نشانه های خوارج است که آشکار در میان این مفتی های ساکن در دارالحربها مشاهده اش کرده ایم و گروههای زیادی از مسلمین را نیز به خود آلوده کرده اند .پس هوشیار باش که  اینها برای کفار بهترین و سودمندترین گروه اهل بدعتند. زیرا باعث پراکنده شدن مسلمانان و ایجاد جنگ و درگیری در میان اهل قبله می شوند .خدمت اینها به کفار اصلی و اشغالگران سکولار(مشرک) خارجی بی نظیر است . کفار اصلی همیشه این خادمین را حمایت کرده اند و می بینیم که آنها را زیر پروبال خود نگه داشته اند .

ای برادر مجاهد و دلسوزم  تو بیدار شو و هوشیار باش و فریب نخور. حیف است دنیا و قیامت خودت را به خاطر تنفر و کینه از فلان قوم و گروه یا حسادت  در چنین مسیری هدر دهی.