تشابه جنگ محمد بن عبدالوهاب با حکومت عثمانی و جنگ دوله با طالبان
به قلم :
ابومحمود کندزی
کسی که از نوشته
ها و فتاوای دعوت نجد درباره ی دولت عثمانی
مخصوصا در فتره ای که با آنها در نجد جنگید، مثل رساله ی حمد بن عتيق تحت عنوان «اسبيل
النجاة والفكاك من موالاة المرتدين والأتراك» آگاهی د اشته باشد و یا بر کتاب ناصر
الفهد در رساله اش تحت عنوان «الدولة العثمانية وموقف دعوة الشيخ محمد بن عبد الوهاب
منها» آگاهی داشته باشد متوجه می شود که محمد بن عبدالوهاب به جرم مشرک بودن (یعنی
بدترین دسته از کفار که از یهود و نصرا هم بدترند و حکم سنگین تری دارند) و همچنین
به جرم مرتد بودن و به کار بردن کلماتی چون عبادت قبور و تصوف و.. هیچ کسی غیر از همفکران خودش را موحد نمی دانست
و دقیقا به همین بهانه ها حکومت عثمانی را هم با همین الفاظ دولت قبوری، مشرک و
قبرپرست و صوفی و… از زمان نشئت گرفتنش تا
زمان خودشان مشرک و مرتد می دانستند والله المستعان.
اگر با دقت نگاه کنی همین الان دوله هم با همین الفاظ و صفات امارت اسلای
طالبان را مشرک و قبوری و در نهایت مرتد می داند . پس مشکل در منهج سلفی نجدی است
نه در افراد . این تفکر به هر کسی برسد او را آلوده و نامتعادل می کند .
البته ممکن است
پرسیده شود چرا دکتر عبدالله عزام و شیخ اسامه بن لادن اینگونه نبودند؟ باید گفته
شود : چون اینها پرورش یافته های منهج سید قطب رحمه الله بودند نه محمد بن
عبدالوهاب نجدی . پاسخ همینجاست .
به همین دلیل
بود که سلفی های نجدی چون ابومحمد مقدسی مجاهدین افغان را مشرک و قبوری و کسانی
چون دکتر عبدالله عزام را مدافع مشرکین و مخالف دعوت توحید معرفی می کرد . یعنی
تکفیر شیخ عبدالله عزام و تمام مجاهدین افغان به سبک خودش .
پس سلفی های
نجدی الان با همان برچسبها و شبهات سلفی های نجدی زمان محمد بن عبدالوهاب بر علیه
حکومت اسلامی عثمانی در حال جنگ با امارت اسلامی طالبان هستند .
ثمره و حماقت برادران گروه دوله در دشمن شناسی و
درجه بندی شرعی دشمنان در افغانستان را ببینید
به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی
– اگر
ما همین چند روز گذشته شاهد قتل عام، نسل کشی و سوزاندن برادران و خواهران وکودکان
مسلمان اهل سنت توسط بمبهای فسفوری و خوشه ای و غیره در باغوز سوریه توسط جنگنده های
آمریکا و متحدینش از طریق هوائی و توسط مزدوران
سکولار اوجالان از طریق زمینی بودیم …
– اگر
ما در ضمن این قتل عام و نسل کشی آشکار مسلمین توسط آمریکا و متحدینش شاهد سکوت مجامع
بین المللی سکولار و طاغوتهای محلی چون ترکیه و غیره بودیم …
– اگر
ما در ضمن قتل عام و نسل کشی این مسلمین توسط آمریکا ومزدورانش شاهد سکوت گروههای مزدور
سلفی نجدی جولانی و دهها گروه سلفی نجدی دیگر و بلکه شاهد تشکیل گردانهائی از سوی این
گروهها برای پیدا کردن فراریان این نسل کشی و کشتارآنها توسط این گروهها ی سلفی نجدی
بودیم ….
– اگر
….
پی بردیم که سلفیون نجدی نسبت به مخالفین خود دقیقا
مثل سایر دشمنان مسلمین از بی رحمی و سنگدلی غیر قابل انکاری برخوردارند که در میان
تمام گروهها و مذاهب و فرق اسلامی این درجه
از سنگدلی نسبت به هم مذهبها را تنها در میان این سلفی های نجدی می توان یافت که علاوه
بر آنکه هیچ رحمی نسبت به مخالفین خود در سایر مذاهب و تفاسیر ندارند هیچ رحم و شفقتی
هم نسبت به هم مذهبها خود در سلفیت نجدی ندارند .
اما ریشه
ی این سنگدلی و خشونت نسبت به مسلمین کجاست؟ پاسخ ساده ست : در عدم شناخت دوست و دشمن
بر اساس منابع شرعی .
این آلودگی هم در تفسیر غلط سلفیت نجدی از اصطلاح مشرک ومشرکین و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و گم کردن
مسیر های وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی نهفته است .
همین سرگردانی و گم کردن مسیر صحیح است که برادران
گروه دوله در افغانستان را به چنین حماقتی می کشاند که به انتقام از خون مسلمین باغوز که در سوریه توسط آمریکا و مرتدین سکولار اوجالان
کشته شده اند بیایند و سربازان امارت اسلامی افغانستان را به قتل برسانند . سربازان
امارت اسلامی که در حال جنگی گسترده با آمریکا و مزدوران محلی او هستند . و لله المستعان
شما این اندازه حماقت را در کدام دوره از تاریخ مسلمین
و حتی در کدام گروه غیر اسلامی دیده اید که برای آزادی ملتشان از دست اشغالگران خارجی
و نوکران آنها جنگیده اند ؟!
– گروه
دوله می داند که آمریکا و مزدوران محلی اش باعث کشتار باغوز شدند
– گروه
دوله می داند که ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه باعث کشتار مسلمین منبج و … شدند
– گروه
دوله می داند که سلفی های نجدی هم فکر خودشان چون گروه جولانی هستند که افراد آنها
را یک به یک از داخل خانواده هایشان می کشد بیرون و بعد یا ذبح می کنند یا گلوله بارانشان
می کنند و یا زیر شکنجه انها را می کشند و…
اما با این وجود در انتقام از مسلمین سوریه کسانی
از امارت اسلامی را می کشد که در حال جنگ با آمریکا و ناتو و حکومت سکولار ترکیه و
مزدوران آمریکا و ناتو در افغانستان هستند .!!
آیا افراد گروه دوله در افغانستان اینهمه کافر آمریکائی
و ارتش ناتو و ترکیه و اینهمه مزدور دست نشانده را ندیدند که انتقام بگیرند؟ اگر دیدند پس چرا کسانی را به قتل می رسانند که
با این کفار می جنگند؟
لازم است همه بدانند: زمانی که امارت اسلامی افغانستان
عملیات مبارک «الفتح» را برای خروج کامل اشغالگران آمریکائی و ناتو و مزدوران آنها
در افغانستان اعلام کرده و هدف نهائی خود را تشکیل حکومتی اسلامی کامل اعلام کرده است،
در چنین زمان حساسی اعمال گروه دوله تماما به نفع آمریکا ومزدورانش در افغانستان است
و ادعاهای آنها در گرفتن انتقام از قاتلین مسلمین باغوز و منبج و باب شعاری بیش نیست چون خواسته یا ناخواسته مثل گروه
جولانی در صف قاتلین باغوز و منبج و باب قرار گرفته اند و به نفع آنها می جنگند .
اللهم إنا نبرأ إليك مما يفعل هؤلاء.
اللهم إني أبرأ إليك مما صنع تظیم دوله و إني بريء
مما فعل تنظیم دوله
اللهم إنا نبرأ إليك من الظالمين ومناصريهم ومحبيهم ومن الذين ساندوا الطغيان
اللهم إنا نبرأ إليك ممايفعل كل مفسد، اللهم إنا
نبرأ إليك من من أفكارهم وأهوائهم
پناهندگی بردران
و خواهران ما در دوله به ترکیه و نرفتین به کشورهای خود و… چرا؟
ارائه دهنده:
عبدالله مسلم
زمانی که مسلمین
در حالت اضطرار قرار می گیرند شریعت این اجازه را به آنها داده است که جهت
حفظ دین، جان، ناموس و حتی در امور جنگی
با کفار به اموری چنگ بزنند که در اصل باید از آنان حذر کرد.
مثلا جهت حفظ جان خوراکهائی حرام تحت شرایطی
مباح می گردند، یا جهت حفظ دین و جان می توان تحت حمایت یک کافر مشرک قرار گرفت ،
یا در جنگ طبق قاعده ی «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ» می توان از فریب و
نیرنگ و دروغ استفاده کرد .
حالا برادران و
خواهران ما در دوله در حالت اضطرار جهت حفظ دین و جان و ناموس و… قرار گرفته اند، و در این بین میان افسد و
فاسد قرار گرفته اند و مجبورند بین بد و بدتر یکی از بدها را انتخاب کنند . یعنی
بین خوب و بد قرار نگرفته اند .
از یکطرف
دارودسته ی مافیائی و مزدور جولانی با منهج به اصطلاح سلفی نجدی قرار گرفته اند که
به ناحق مسلمین دوله را جزو خوارج می دانند و هر کدام از آنها را که پیدا کنند در
ملاء عام ذبح می کنند و در بدترین شرایط زندانی و حبس می کنند و…
از سوی دیگر کفار آمریکا و ناتو را جلو خود می
بینند که از کانال مرتدین اوجالان و حکومت
مرتد ترکیه سیاستهای خود را پیاده می کنند و تحت فشار افکار عمومی جهانی و به عنوان یک قدرت و حکومت مجبور به رعایت بعضی از اصول اخلاقی در مورد اسرای
مسلمان می شوند و سعی می کنند کارهای کثیف و وحشیانه ی خود را توسط مزدورانشان
انجام دهند آنهم مزدورانی که نمی خواهند آنها را نگه دارند بلکه زمانی که تاریخ
مصرفشان تمام شد طی معامله ای حساب شده حذفشان می کنند .
دارودسته ی
جولانی یکی از همین مزدورانی است که برای این کارهای کثیف تولید شده اند که
وحشیانه ترین کارهای را در حق مخالفین آمریکا و ناتو انجام داده اند . شما این اندازه خباثت آشکار را از گروه سکولار
و مرتد ارتش آزاد نمی بینید، چرا؟ چون کفار فعلا به اینها نیاز دارند و می خواهند
اینها را نگه دارند .
حالا خواهران و
برادران ما میان گروه جولانی به عنوان یک افسد و ماندن تحت حاکمیت ترکیه و در میان
مردم عوام ترکیه مختار شوند ، به نظر شما از نظر شرعی و طبق قاعده ی انتخاب «أخف الضررين» کدام یک را
باید انتخاب کنند؟
اهداف متعالی
دوله و… با افکار و برنامه های غیر متعادل سلفیت خاص نجدیت حاصل نمی شود
به قلم :
ابوعبدالله موکریانی
امروزه غیر از
درباریان آل سعود و… در میان جریانات غیر حکومتی به صورت عمده دو جریان مسلح
دوله و گروه جولانی سلفیت خاص نجدیت را نمایندگی می کنند.
سلفیت خاص نجدیت با آنکه دارای دهها فرقه و گروه مختلف است اما هرگز دو فرقه از آنها همدیگر را تحمل نکرده اند مگر اینکه یکی زیر دست آن یکی شده باشد . البته جنگهای میان این گروهها نیز غیر قابل انکار است و تاریخ چند دهه ی اخیر شاهد خونریزیها و جنایات غیر قابل بخششی بوده که جنگ میان دارودسته ی جولانی با دوله برجسته ترین این قتل عامهای وحشتناک بوده است.
این گروهها در
شعار ادعای وحدت دارند اما درعمل منظور آنها از وحدت این است که باید صد درصد تابع
تفسیر خاص نجدیت آنها باشی و حتی یک درصد اختلاف هم مساوی است با اهل بدعت و ضال و
مضل و گاه منافق و مرتد بودن طرف مخالف و در نهایت تحمیل جنگ. اینها نه تنها درد
مشترک همه ی مسلمین با تمام مذاهب را حس نمی کنند بلکه حتی درد مشترک سلفیت خاص
نجدیت خودشان را نیز درک نمی کنند .
پیروان این تفکر ادعا دارند که برای اهداف و
مقاصد زیر در حال قتال هستند:
۱ – نافذ کردن
دین الله عزوجل بر همه دنیا است، و به معنای صحیح دعوت کردن مردم بسوی بندگی الله
و بسوی عبادت او میباشد.
ج- اما بر این
باورند که این هدف تنها از کانال سلفیت خاص خودشان قابل تحقق است و.. به همین دلیل
هرگز موفق به محقق کردن این هدف در میان مسلمین غیر نجدی نشده و نمی شوند چه رسد
به تمامم دنیا .
2 – عزت مسلمانان، رعب،دبدبه و شان و شوکت شان
را پس گرداندن و کفار را ذلیل کردن است.
ج- اما ثمره ی
اعمالشان دقیقا برعکس شده، مسلمین را ذلیل کرده اند به کفار و مرتدین سروری و قدرت
بخشیده اند
۳ – تمامی زمین های غصب شده ی مسلمانان را آزاد
کردن، زمین های که در تحت سیطره و قلمرو ی دنیای اسلام قرار داشت و حالا در تحت
تسلط کفر قرار دارند. نه تنها این، بلکه بر تمام دنیا سیطره و تسلط اسلام و مسلمان
را آوردن هدف ماست.
ج- باز می بینیم
علاوه بر آنکه قادر نبوده اند به این هدف برسند به دلیل عدم همکاری مسلمین بودمی
با آنها کل سرزمینهای تحت تسلط خود را نیز از دست داده اند و…
پس از آنکه
مدتها جنگ داخلی میان طالبان و دوله خاموش شده بود دوله به صورت هماهنگ هم به
شیعان کابل حمله کرد که در نتیجهی آن ۵۰
نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند و هم در کنر جبهه ی جنگ با طالبان را گشود .
سربازان دوله بر جایگاه های طالبان در منطقه (جبه دره ) واقع
در کنر با انواع مختلف اسلحه حمله کردند، و پس از قتل یک طالب و به اسارت گرفتن دو
عنصر دیگر از آنها بر روستاهای (ورسک و تنکی و کربو و ناکوار ) تسلط پیدا کردند .
این جنگهای
داخلی در حالی شروع می شود که آمریکائیان و حکومت مزدور کابل در بدترین شرایط امنی
به سر می برند . این جنگهای داخلی می تواند پس از تضعیف دوله و طالبان به تقویت
کفار اشغالگر و مزدوران محلی منتهی شود .
استدلال و زیر
بناهای صدور فتوای دوله برای جنگ مسلحانه اهل سنت ایران بر علیه حکومت مرکزی
به قلم: ابوصلاح
الدین الکوردی
مجله نهاوند -۲-
مطالبی تحت عنوان «جهاد در ایران… چرا؟ » آورده و در ضمن این مطلب به ذکر دلایلی
در توجیه جنگ داخلی در ایران پرداخته که جای تامل و گاه تاسف و تاثر است که چگونه
دوله بعد از کشته شدن شرعی ها و علمایش به چنین درجه ای از ضعف علمی و استلالی
رسیده است .
در اینجا هدف
دفاع از حکومت شیعه مذهب ایران نیست بلکه توجه مخاطبین به پایه های استدلالات
سلفیت خاص نجدیت است که دوله به عنوان مخلصترین مجری این تفسیر در حال پیاده کردن
آن است. سلفیتی که با دوری از منهج صحیح اهل سنت به راحتی طالبان را مرتد، اکثریت
قاطع مسلمین را مشرک و… می داند .
در این مورد
خاص، رسانه ی رسمی دوله پس از طاغوتی معرفی کردن حکومت ایران می گوید که : علیـه اسلام
و مسـلمین فعالیـت می کنـد، لـذا قتـال بـا آن واجـب اسـت.
در حالی که ما
می بینیم تنها حکومتی که در دنیا برای عقاید دینی خودش هزینه های گزاف مالی و جانی
می دهد همین حکومت است . پس این حکومت برای اسلام به فهم مذهب شیعه ی ۱۲ امامی وسیعترین
فعالیتها و خدمات را در طول چند قرن گذشته داشته است .
در کنار این
حکومت شیعه مذهب ایران با سایر مسلمین و مذاهب اسلامی که با او جنگ نکنند و در
مسیر جنگ با دشمن مشترک و منابفع مشترک باشند متحد و هماهنگ شده و حتی خدمات غیر
قابل انکاری هم انجام داده است . از حماس اخوانی و جهاد اسلامی سلفی و علی باپیر سلفی و … بگیر
تا طالبان حنفی ماتریدی و حوثی های زیدی و …. .
در این صورت
ادعای جنگ این حکومت با اسلام و مسلمین دقیقا مثل اعدای الان آنهاست که طالبان را
مرتد و دشمن اسلام و مسلمین می دانند و منظورشان از اسلام و مسلمین نیز تفسیر خاص
سلفیت نجدیت مورد نظر خودشان است .
مورد دومی که باز جای تامل و تاسف دارد اینکه گفته اند : ۲. قانـون اساسـی حکومـت ایـران، دارای بندهـای مخالـف بـا احـکام اسلامی بـوده و مشـتمل بـر کفرهـای متعـددی اسـت، ولـی بـا ایـن همـه حکومـت ایـران بـر آن اسـتوار می باشـد در حالیکـه علمـای اسلام اجمـاع کـرده انـد بـر کفـر چنیـن قانونی و بـر وجـوب قتـال بـا چنیـن حکومتـی،
?مخالفـت هـای قانون اساسـی ایـران با اسلام، مخالفـت هایی اسـت همچون؛
دوله ادامه
دهنده ی تفکرات زرقاویست یا منهج شیخ اسامه بن لادن تقبله الله؟
به قلم: ابوصلاح
الدین الکوردی
ابومصعب زرقاوی
زمانی که در افغانستان بود هرگز به القاعده بیعت نداد بلکه با گروههای دیگر بود، و
زمانی هم وارد انصارالاسلام در هورامان
غربی شد باز گروهش مجزا بودند . پس از وارد شدن کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا
و انگلیس به عراق ایشان در خلاء قدرتی که
به وجود آمده بود جماعت توحید و جهاد را تشکیل داد .
در این گروه
شرعی های بزرگی چون هیمن هورامی (بانی شاری) و ابوانس شامی و غیره وجود داشتند که
رهبریت منهجی این جماعت را بر عهده گرفته بودند . در این برهه از زمان است که ما
می بینیم نیروهای گروه توحید و جهاد به رهبری ابومصعب زرقاوی با سایر گروههای شیعی
و سنی در کنار هم در شهرهائی چون نجف و کربلا و
کل عراق (غیر از اقلیم کوردستان عراق) بر علیه آمریکائیان و انگلیسی ها در
حال جنگ هستند.
این اتحاد صدمات
زیادی را به کفار اشغالگر زد و طبیعی بود که در پی از بین بردن این اتحاد و
ایجادتفرق باشند . نشر تفکرات سلفیت خاص آل سعود در میان اهل سنت و به کارگیری
تفکرات شیعیان انگلیسی در میان اهل تشیع و انفجار اماکن شیعیان و سنی ها یکی از
ابزارهای اختلاف افکنی آنها بود؛ اما با هوشیاری شرعی های اطراف ابومصعب و دستگیری
انگلیسی ها با ریش مصنوعی که مشغول بمب گذاری در مساجد و مدارس و بازارها بودند و
هوشیاری شیعیان اصولگرا این توطئه هم ثمره ای در بر نداشت .
این مسیر گروه ابومصعب
زرقاوی بود تا زمانی که این شرعی ها زنده بود . با شهادت کاک هیمن بانی شاری و
ابوانس شامی و… تفکر سلفیت خاص آل سعودی
ونظامی ابومصعب زرقاوی بر کل گروه مسلط شد و از این به بعد است که ما عبارت
شیخ در کنار اسم ابومصعب را مشاهده می کنیم . و این شخص درس نخوانده ای که در
زندان قرآن را حفظ کرده است و قبلا مرید ابومحمد مقدسی بود یک شبه تبدیل می شود به
شیخی که فتوا صادر می کند و…
تصور کنید که
دکتر ابوریان چگونه و به فتوای کدام مفتی
دوله کشته شد ؟
به قلم :
ابوصلاح الدین الکوردی
دکتر ابوریان که
یک پزشک حازق بود در سرزمینهای تحت کنترل احرار الشام جهت خدمت رسانی به خانواده
های فقر و بخصوص کودکان بی سرپرست و فقیر فعالیت می کرد . این دکتر مسلمان در برهه
ای از فعالیت خود تصمیم می گیرد فارغ از جنگ میان گروههای مختلف کار خود گسترش دهد
به همین دلیل با مقامات دوله وارد گفتگو می شود و از آنها جهت خدمت رسانی به
مسلمین و حتی برطرف کردن اختلافات جهت خدمت به مسکینان امان می گیرد .
زمانی که این پزشک
مسلمان کار خود را شروع می کند قبل از آنکه پیشرفت زیادی به دست بیاورد توسط شرعی
های موجود در منطقه دستگیر و عقایدش مورد تفتیش قرار می گیرد و چون فهمیده می شود
نسبت به تمام گروههای اسلامی و مسلمین تحت حاکمیت آنها ابراز محبت دارد و همه را
با یک چشم می بیند و آنها را تکفیر نمی کند به دستور جوان کم سن و سالی حيدرة
فتوای تکفیر او صادر شده و با گلوله های انفجاری نصف سر او را منفجر کرده و گلوله
هائی هم در بدنش خالی می کنند. تصور کنید چه اتفاقی افتاده است رعاكم الله ؟!!
این جوانک ها
بودند در بسیاری موارد در باره ی نوازل فتوا صادر می کردند و یکی از عوامل شکست
دوله شدند . اینها تجربیاتی هستند که مسلمین برایش هزینه های سنگینی پرداخت کرده
اند و نباید نادیده گرفته شوند . تجربیاتی تلخ از سلفیت خاص نجدیت که چندین دهه
است مسلمین بارها و بارها آن را تکرار کرده اند اما باز عبرت نمی گیرند و با لباس
و قالب دیگری در شکل مسلحانه و غیر مسلحانه ی جنگ روانی آن را ادامه می دهند .
انفجار
کلیسای نصرانی ها در فیلیپین و شهادت دو عالم مسلمان در مسجد ثمره ی اشتباهات
تکراری جماعت دوله
به قلم :
ابوصلاح الدین الکوردی
چند روز قبل
دوله بر خلاف تمام اصول شرعی – در حفظ اماکن عبادی اهل کتاب و شبه اهل کتاب و عدم
کشتار کسانی که در این مکانها مشغول عبادت هستند – اقدام به انفجار یکی از کلیساهای نصرانی ها نمود
که در نتیجه ی آن نزدیک به ۱۲۰ نفر از نصرانی ها کشته یا زخمی شدند .
البته همچنانکه
می دانیم این اولین اقدام دوله در این زمینه نبوده است بلکه در سرزمینهای مختلف ما
شاهد تکرار چنین اعمال ضد شرعی بوده ایم . اقدامات ضد شرعی ای که تنها به نصرانی
ها محدود نشد، بلکه به تدریج شیعه ها و بعد صوفی ها و در اقداماتی (مثل سوریه) کلاسهای حفظ قرآن گروههای مخالف سلفی
مسلک را نیز شامل شد .
این جرمها در
حالی صورت می گیرد که هزاران نیروی کفار سکولار جهانی و صدها هزار نیروی مزدور و
نظامی محلی در صدها پادگان و مراکز نظامی وجود دارند، و اگر قرار است با کسی جنگ
شو باید با این اشغالگران و مزدوران آنها جنگ شود نه با این مراکز مذهبی که هم
کاری ضد شرعی است و هم هر بچه و پیر زنی
می توانند با یک سبد دستی بمبی را به میان مردم بی سلاح ببرد و بعد از راه دور
منفجرش کند یا ….
این اقدامات غیر
شرعی همیشه باعث کشتار بیشتر مسلمین و تقویت جبهه ی کفار سکولار جهانی و مزدوران
محلی آنها شده است . از یکطرف نصرانی ها گاه اقداماتی تلافی جویانه انجام داده اند
و مسلمین بی گناه را به قتل رسانده اند، و
از سوی دیگر صوفی ها و شیعه ها ناچارا به این نتیجه رسیده اند که زنده بودن آنها
بستگی به عدم وجود جماعت دوله دارد؛ چون در تفکر سلفیت خاص نجدیت دوله، اهل تصوف
جزو مشرکین محسوب می گردند و می دانیم با این بهانه محمد بن عبدالوهاب هزاران مسلمان
را قتل عام کرده و اموال آنها را به غنیمت برد .
در اینجاست که
اهل تصوف ترجیح می دهند هر کسی بر آنها حکم کند الا دوله و سلفیت خاص نجدیت. و می
دانیم اکثریت قاطع بالای ۹۰ درصد از مسلمین جهان به نسبتهای مختلفی دارای تفکرات
تصوف هستند و هرگز دوله نتوانسته مثل القاعده ی شیخ اسامه تقبله الله و طالبان
مردمی شود . البته دوله به تبعیت از سلفیت خاص نجدیت تمام شیعیان را همچون اهل
تصوف مشرک می داند و حتی بالاتر از آن و به تقلید از ابوبصیر طرطوسی تمام شیعیان
را مرتد می داند . در اینجا واکنش اهل تصوف با اهل تشیع باید در برابر این اندیشه
چه باشد ؟
در هر صورت ما
دیروز شاهد عملیات تلافی جویانه ی نصرانی ها به مسجدی در فیلیپین و شهادت دو عالم
دینی در این مسجد و مجروح شدن چهار نفر دیگر بودیم . حمله به این مسجد در فیلیپین یک اقدام انتقامجویانه توسط نصرانی ها و واکنشی به انفجار در کلیسایی واقع در جزیزه جولو
بوده است. گفته شده است که افراد ناشناسی
با پرتاب نارنجک به مسجد شهر زامبوانگا حمله کردهاند. این شهر در جنوب فیلیپین
واقع است. شهر زامبوانگا با ۸۰۰ هزار جمعیت، ششمین شهر بزرگ فیلیپین است.
آیا سلفیت خاص
نجدیت ارزشی برای خون مسلمین قائل است ؟ آیا سلفیت خاص نجدیت روزی از روزها دوباره
به منهج اهل سنت در دوست شناسی و دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان بر می گردد ؟
سیاست ثابت
آمریکائیان در باره ی هم پیمان شدن و صلح؛ هشداری به طالبان و دوله در افغانستان
به قلم : ابوعبدالله
موکریانی
با آنکه ترامپ
در رقابتهای انتخاباتی خود دم از صلح و خاتمه دادن به جنگ در کشورهای دیگر و
جلوگیری از صرف دلارهای آمریکا در سایر کشورها را داد اما کارنامه ی دوران ریاست
جمهوری او تا کنون نشان داده که به هیچ یک از وعده های مقامات آمریکائی نمی توان
اعتماد کرد، چون ۸ ماه بعد از ریاست جمهوری طرح جنگی جدید خود را رائه داد و هم
اکنون بعد از تشکیل اولین کابینه ی خود در
سال جدید میلادی، ضمن تائید حمله ی نظام شوروی به افغانستان و تروریست نامیدن
مخالفین شوروی و آمریکای کنونی ، از کشورهائی چون پاکستان و هند و روسیه در خواست
کرد در این اشغالگری آشکارش با وی همکار و شریک گردند.
مقامات
آمریکائی علاوه بر آنکه به ملت خود دروغ می گویند و خود را مقید به رعایت پیمان و
گفته های خود در برابر آمریکائیان هم نمی دانند در طول تاریخ هم هرگز به هیچ عهد و
پیمانی که با گروهها و حتی کشورها بسته وفا نکردده است ، آمریکا هرگز متحد نخواسته بلکه مزدور می خواهد؛ آنهم مزدوری که تمام پلهای
پشت سرش را خراب نموده و مثل آل سعود مجبور باشد به این مزدوریش جهت بقا ادامه دهد،
و مصیبت بار تر برای مزدوران اینکه: آمریکا هر وقت این مزدور برایش فایده نداشته
باشد و تاریخ مصرفش تمام شود او را طی معامله
ای به فروش می رساند و کسانی هم که اصلا حاضر
به مزدوری برای آمریکا نباشند باید شدیدترین تحریمها، مشکلات اقتصادی، تهدیدات
نظامی و… را تحمل کنند .
اگر به کارنامه
ی روابط ایران و بعضی از جماعتهای جهادی با آمریکا نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که
مشکل بزرگ ایران و این جریانات جهادی با آمریکا تنها در این است که آنها طبق شرایط
خودشان با آمریکا وارد مذاکره می گردند نه طبق شرایط و برنامه های خائنانه ی
آمریکائیان .
اما مقامات
آمریکائی زمانی که نتوانند با فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک مخالفین را در راستای نقشه های خود در سرزمینهای
مسلمان نشین به کار گیرند سعی می کنند با
استفاده از اهرمهای فشاری چون «تفرق» و گروههای مسلح به این هدف برسند . در افغانستان هم به صورت مشخص باید گفت که
آمریکا بعد از ۱۸ سال جنگ و هزینه کردن، آنچه رئیس جمهور آمریکا را سرخورده کرده تا
علناً به چنین اظهاراتی بپردازد؛ عدم پیشرفت در امور جنگ و صلح افغانستان است ودر طولانیترین
جنگ تاریخ آمریکا به سختی گیر کرده است .
اگر مانند بریتانیای
کبیر و شوروی سابق، افغانستان را ترک کند، دیگر قدرت امریکا به عنوان ابر قدرت در جهان ادامه نخواهد یافت و حتی
در معرض تجزیه سرسام آور ایالتهای خود قرار خواهد گرفت. لذا امریکا به برنامه صلح
رو آورده تا طوری جنگ افغانستان را ظاهراً به پایان برساند که جای پای خود را دراین
کشور نگهداشته و از معادن، موقعیت ژئواستراتژیک و مواد مخدر آن استفادهای چشمگیر
نماید.
برای رسیدن به
این هدف، نظامیان امریکا و ناتو و مزدوران محلی آنها جنگ علیه مواضع و اهداف طالبان
و مردمان غیر نظامی ساکن ساکن مناطق تحت کنترل طالبان را به آخرین درجه ی خود تشدید
نموده است تا طالبان را به میز مذاکره بکشاند
که بالاخره این کار هم صورت گرفت و نمایندگان سیاسی طالبان از دفتر قطر و نمایندگان
نظامی طالبان از شورای کویته با حضور کشورهای پاکستان، سعودی و امارات در ابوظبی با
هم گفتگو کردند.
اما بعد از دو بار
گفتگوها میان امریکا و طالبان، نتیجه ی محسوسی مشاهده نشد و امریکا از تمام وسایل فشار
علیه طالبان استفاده کرد و به شکل غیر مستقیم ۶ میلیارد دلار توسط سعودی و ۳ میلیارد
دیگررا توسط امارات به پاکستان پرداخت نمود. این معامله نشان از وخامت اوضاع در امریکا
و ضعف جنگی و نظامی این کشور میباشد به نحوی که بعد از ۱۸ سال جنگ اکنون امریکای قرن
بیست نیست، بلکه وضعیتاش به مراتب از داخل وخیمتر شده و در عرصه بینالمللی نیز جایگاهش
سخت صدمه دیده است. پس امریکا نمیتواند موجودیت خود را درین سرزمین (مقبره امپراطوریها)
تثبیت نماید.
لذا پیشنهادهای صلح
تحمیلی و پیمانهای توهمی نباید افغانها را بفریبد؛ چون امریکا در طول تاریخ خود به هیچ شرط و پیمانش با هیچ گروه
و کشوری وفا نکرده است. مجاهدین افغان باید به جای برنامههای سکولاریستی امریکا و
سایر کفار و مزدورانش که در طول تاریخ از آن خیری را ندیدهاند، به برنامههای اسلام
چنگ بزنند و طبق شرایط اسلامی با همه ی دنیا وارد گفتگو گردند نه طبق شرایط کفری
کافران تا مبارزات و مجاهدتهای آنان نه تنها راهگشای افغانها شده؛ بلکه کمکی برای
تمام مسلمانان جهان گردد.
نکته ی آخر اینکه برادران ما در «دوله» نباید با دامن زدن به جنگهای غیر شرعی داخلی در
افغانستان و در پیش گرفتن سیاستهای تک روانه :
ابزاری در اختیار سیاستهای آمریکا در منطقه
و منحرف نمودن جنگ ازدشمن اصلی به دشمنان درجه چندم
ومشغول نمودن مسلمین به مسلمین
و حتی کشاندن کشورهای منطقه به جنگ افغانستان گردند .
تفرق و جنگ داخلی تنها سودش به جیب آمریکا و متحدینش، و تمام ضررش به مسلمین افغانستان و جهان بر می گردد؛ پس سعی نکنند سناریوی سوریه در افغانستان تکرار شود و همچون گروههای مسلح سوری جهادشان خواسته یا ناخواسته فی سبیل آمریکا و فی سبیل ناتو (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) قرار گیرد .