غزه ما را به وحدت اسلامی در برابر ظلم صهیونیستها فرا می خواند

غزه ما را به وحدت اسلامی در برابر ظلم صهیونیستها فرا می خواند

به قلم: صلاح الدین مجاهد

اگر به حمایت همه جانبه ی کفار سکولاری چون آمریکا و اتحادیه ی اروپا و سایر سکولاریستهای مرتد محلی از جنایات رژیم صهیونیستی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که تمام این سکولاریستها(مشرکین) خارجی و محلی هم پیمان با صهیونیستها هستند که با تمام مومنین در حال جنگند و ما هم بر اساس دستور الله « وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً» (توبه/۳۶) باید با تمام این کفار سکولار(مشرک) متحد صهیونیستها وارد جهاد و جنگ مسلحانه شویم.

دقت داشته باشیم که بر اساس آیات متعدد قرآن کریم و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع اهل سنت و جماعت تا قبل از تولید تفکر نجدیت در عربستان سعودی، مشرک و مشرکین دسته ای از کفار ۵گانه هستند که در ایه ۱۷ سوره حج و… به آنها جدای از سایر کفار اشاره شده که امروزه به این کفار «مشرک» گفته می شود: سکولار

به هر حال زمانی که اینها همگی با هم متحد شده اند ما هم باید بگوئیم:   

من مسلمانم!

عزت و قدرت من در وحدت ماست!

تفرقه و فرقه‌گرایی، ذلت و شکست ماست!

من مسلمان محمدی‌ام، پیرو قرآن و سنت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم!

الله متعال می‌فرماید:

  •  وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا(آل عمران/۱۰۳)
  • وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/۴۶)

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إنَّ المُؤْمِنَ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا. وشَبَّكَ أصَابِعَهُ.(بخاری۴۸۱- مسلم ۲۵۸۵)

امروز صهیونیست‌های سکولار با کمک همان کفار سکولار خارجی و داخلی در غزه خون می‌ریزند، کودکان را می‌کشند، خانه‌ها را ویران می‌کنند و ملت فلسطین را به مرگ تدریجی محکوم کرده‌اند.

الله تعالی می‌فرماید: وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِين (نساء/۷۵)

ای امت اسلامی!

  • وحدت ما، شمشیر ماست در برابر ظلم!
  •  جهاد ما، عزت ماست!
  • تفرقه ما، پیروزی دشمن است!

فریاد ما باید یکی باشد:

مرگ بر آمریکا و اسرائیل، مرگ بر صهیونیسم، زنده باد وحدت امت اسلامی، زنده باد جهاد فی سبیل‌الله.

بیانیه‌ای از سوی رهبر انقلابی اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا پایتخت یمن برای امت اسلامی

بیانیه‌ای از سوی رهبر انقلابی اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا پایتخت یمن برای امت اسلامی

به قلم: فضل احمد هراتی

امروز، در حالی‌که خون کودکان و زنان بی‌گناه در غزه بر زمین جاری است و ملت مظلوم فلسطین در محاصره کامل به سر می‌برد، رهبر اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا پایتخت یمن، سید عبدالملک بدرالدین الحوثی، با بیانیه‌ای کوبنده، جهان اسلام را به بیداری و مسئولیت‌پذیری فراخواند.

او سکوت بیش از دو میلیارد مسلمان را در برابر جنایات بی‌رحمانه رژیم صهیونیستی محکوم کرد و آن را هم‌ردیف با همکاری آشکار برخی دولت‌های عربی دانست که با قراردادهای اقتصادی و سیاسی، دست دشمن صهیونیستی را برای ریختن خون فلسطینیان باز گذاشته‌اند. عبدالملک الحوثی با صراحت تأکید کرد که سکوت و بی‌عملی در برابر فاجعه غزه، خیانت آشکار به دین، به امت اسلامی و به انسانیت است.

رهبر انصارالله ضمن هشدار نسبت به فاجعه انسانی در غزه، اعلام کرد که بیش از ۲۵۰ هزار کودک فلسطینی در خطر مرگ تدریجی بر اثر گرسنگی و سوء تغذیه قرار دارند و این جنایت، لکه ننگی است بر پیشانی هر دولت و ملتی که دم از اسلام و انسانیت می‌زند اما در برابر آن خاموش مانده است.

او از امت اسلامی خواست تا صفوف خود را در کنار جبهه مقاومت – از ایران و یمن گرفته تا حزب‌الله لبنان و حماس قهرمان – متحد سازند و با تمام توان به یاری ملت فلسطین و مقاومت در غزه بشتابند. عبدالملک الحوثی تأکید کرد که فلسطین سنگر اول امت اسلامی است و اگر امروز رها شود، فردا نوبت مکه، مدینه، دمشق، بغداد و کابل خواهد بود.

این بیانیه هشداری است روشن برای همه ملت‌های مسلمان:

یا امروز در کنار فلسطین می‌ایستیم و عزت خود را حفظ می‌کنیم،

یا فردا در برابر دشمن صهیونیستی و اربابانش، ذلت و نابودی را تجربه خواهیم کرد.

فراخوان و فریاد امروز ما باید یکی باشد: اتحاد و تشکیل جبهه ای واحد از تمام مسلمین در برابر دشمنانی واحد

اسلام مبارزه مي کند

اسلام مبارزه مي کند

شهيد سيد قطب(رحمه الله)

ارائه دهنده : حـذيـفـه

آنهايي که خيال مي کنند که مکتبهاي اجتماعي ديگر دنيا مي توانند آنچنان که اسلام مي تواند ، با ستمگريها و ستمگران و ياغيان و قلدران مبارزه کرده و از ستمديده ها و زجر کشيده هاي محروم اجتماعات بشري دفاع کند يا کاملا” اشتباه مي کنند يا کاملا” مغرض هستند يا از اسلام و حقيقت آن چيزي درک نکرده اند ، اين از يک طرف ;و آنهايي که خيال مي کنند مسلمان هستند ولي با ستمگريها و بيدادگريها نمي جنگند و از حقوق همه رنج ديده ها و ستم کشيده هاي جهان دفاع نمي کنند يا کاملا” در اشتباه هستند يا بي شک منافق هستند يا از اسلام چيزي نفهميده اند و اين از طرف ديگر. اصولا” اسلام در اساس و جوهر خود جنبشي آزاديبخش است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات بشري را اصلاح و آزاد مي کند . اگر کسي واقعا با نور اسلام هدايت يافت ، او ديگر از هيچ نيرويي نمي ترسد و جز به قدرت الهي در قبال هيچ زورمندي سر تعظيم فرود نمي آورد و چنين فردي در برابر هيچ گونه ظلم وستمي ساکت نمي نشيند ، اگرچه اين ظلم و ستم بر شخص او نباشد و در گوشه دور افتاده اي بر انساني ديگر روا داشته شود .

اگر شما ديديد که ظلم و ستم روا داشته مي شود و فرياد ستمديدگان بلند مي شود و مردم مسلمان آماده براي دفع ظلم و برچيدن بساط ستم نيستند ، شما بايد بدون هيچ گونه ترديدي در مسلمان بودن آن مردم شک کنيد زيرا امکان ندارد که مردمي اسلام را به عنوان عقيده و طرز فکر بپذيرند ولي ظلم وستم و زندان و تبعيد را به مثابه قانون و نظام عملا قبول کنند زيرا از دو حال خارج نيست : اسلام يا هست يا نيست . اگر هست که اسلام مبارزه و جهاد پي گير و دامنه دار و سپس شهادت در راه خدا و در راه حق و عدالت و مساوات است و اگر نيست نشانه اش آن است که همه به ورد و ذکر مشغولند و به تسبيح و سجاده چسبيده اند و صبح و شام منتظرند که خود به خود از آسمان خير و برکت و عدالت و آزادي ببارد . ولي هرگز هم آسمان چيزي بر آنها نخواهد فرستاد و خداوند هيچ گروهي را که به ياري خود نشتابند و بر خود اطمينان ندارند و قانون خداوندي را در جهاد و مبارزه اجرا نمي کنند ياري نخواهد کرد :

إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم

“خداوند در وضعيت هيچ قومي دگرگوني ايجاد نمي کند مگر آنکه خود در وضع خود تغييري بدهند”

اسلام عقيده و طرز فکر انقلابي و سازنده اي است به اين معني که اسلام وارد قلب کسي نمي شود مگر آنکه يک دگرگوني در آن ايجاد می نمايد . دگرگوني در فکر و انديشه ،در احساس و ادراک ،دگرگوني در تمام شئون زندگي ، در روابط فرد و اجتماعات. اسلام انقلابي به وجود مي آورد که خواستار برقراري مساوات کامل بين همه مردم دنياست بطوري که هيچکس را بر ديگري جز با پرهيزکاري برتري نباشد . اساس و پايه اين انقلاب شرف و عزت انساني است که به خاطر هيچ مخلوق يا هيچ حادثه و پديده اي نبايد پايمال شود . اين انقلاب بر پايه عدالت همه جانبه و کاملي استوار است که اجازه نمي دهد مورد تجاوز قرار گيرد يا بر احدي ظلم وستم روا دارد. آن گاه که انسان حرارت اين طرز فکر و عقيده را احساس کرد ، به طور فطري و با تمام قوا در راه تحقق خارجي هدفهاي مقدس آن مي کوشد و هرگز نمي تواند آرام و خاموش بماند مگر آنکه اين انديشه به مرحله عمل خارجي درآيد و اين مفهوم آن است که ما مي گوييم

“اسلام يک عقيده و طرز فکر انقلابي و سازنده است “

آنهايي که اسلام آورده اند کساني هستند که با جان ودل در راه خدا حقيقتا” مي جنگند و آنهايي هستند که در راه اعتلا و برتري کلمه حق -نام الله- مشغول جهادند و نام خدا وقتي سراسر روي زمين را فرا ميگيرد که ظلم و ستم و قلدري و زورگويي از بين برود و بساط هر گونه ستمگري برچيده شود و مردم ، همه،همانند دانه هاي شانه ، برابر و مساوي باشند و کسي را بر ديگري جز با پرهيزکاري و تقوا برتري نباشد . روي اين حساب آنهايي که در هر نقطه و جامعه اي در روي زمين ظلم و ستم را به چشم خود مي بينند و بعد زبان و قلم خود را به حرکت در نمي آورند که از حق و عدالت دفاع کنند دلهاي اينها از نور و تابش اسلام خالي است و اگر جرقه اي در دل آنها پيدا شود بي درنگ به مبارزه و مجاهده در راه حق برمي خيزند . اگر روح ملی گرائی و قوميت مي تواند ما را وادار کند که با استعمار کينه جو و ستمگر بجنگيم و اگر روح سوسياليسم از ما مي خواهد که با زمين خوار و فئوداليسم تبهکار و سرمايه داري متجاوز مبارزه کنيم ، اگر روح آزادي فردي مي گويد که با طغيان و ديکتاتوري و استبداد و زور گويي به ستيزه برخيزيم ، روح اسلام همه اين مفاسد -استعمار ،فئوداليسم و زورگويي -را تحت عنوان ظلم و ستم که وجه مشترک بين همه آنهاست به ما معرفي کرده وآنگاه دستور مي دهد که بدون سازش و آرامش ، بدون شک و ترديد همه با هم عليه آن بجنگيم و اين بي شک مزيت بزرگ اسلام در ميدان مبارزات بشري در راه آزادي و عدالت و شرافت انساني است….

در برابر طرح صهیونیستی اشغال غزه بر جهاد با آمریکا«سرافعی» تمرکز کنیم

در برابر طرح صهیونیستی اشغال غزه بر جهاد با آمریکا«سرافعی» تمرکز کنیم

به قلم: ابواسامه محمود

امت اسلامی با قلبی آکنده از اندوه و خشم، تجاوز جدید رژیم صهیونیستی برای اشغال کامل غزه را به شدت محکوم می‌کند. این طرح که با حمایت آشکار قدرت‌های استکباری به‌ویژه آمریکا و برخی دولت‌های غربی و مزدورانی داخلی چون محمود عباس و سایر صهیونیستهای عرب حاکم بر اردن و مصر و سوریه و امارات و آل سعود و.. پیش می‌رود، ادامه زنجیره‌ای از جنایات وحشیانه علیه ملت مظلوم فلسطین است؛ جنایاتی که شامل قتل‌عام کودکان، تخریب خانه‌ها، نابودی زیرساخت‌ها و محاصره کامل مردم بی‌دفاع غزه می‌شود.

علمای امت، گروه‌های مقاومت و ملت‌های مسلمان تأکید می‌کنند که فلسطین تنها یک مسأله منطقه‌ای نیست، بلکه آزمون بزرگ ایمان و غیرت امت محمدی است. امروز، سکوت در برابر اشغال و کشتار، خیانت به آرمان فلسطین و نادیده گرفتن فریادهای استغاثه مردم غزه خواهد بود.

امت اسلامی از تمام مومنین اهل دعوت و جهاد می‌خواهد که فراتر از محکومیت لفظی، با اقدام عملی—از ضربه زدن به تمام منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و مزدورانشان تا پشتیبانی همه‌جانبه از مقاومت فلسطین—به مسئولیت شرعی و تاریخی خود عمل کنند. غزه امروز سنگر عزت امت است، و دفاع از آن دفاع از کرامت و شرف همه مسلمانان جهان است بیائید بار دیگر این قسم مشهور شیخ اسامه را تکرار کنیم که گفت:

“أقسم بالله العظيم الذي رفع السماوات بغير عمد لن تحلم أميركا ولا من يعيش فيها بالأمن قبل أن نعيشه واقعا في فلسطين وخروج القوات الأجنبية من جزيرة العرب”.

آمریکا سر افعی است و صهیونیستها همچون حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر اردن و مصر و عربستان و امارات و… بدون حمایت آمریکا چند روز هم نمی توانند در برابر مجاهدین دوام بیاورند؛ پس بر نابودی «سر افعی» تمرکز کنیم.

نکاتی از سناریوی انگلیسی یاسر الخبیث کویتی پس ازاتحاد مسلمین و پیروزی آشکار ایران بر آمریکا و صهیونیستها

نکاتی از سناریوی انگلیسی یاسر الخبیث کویتی پس ازاتحاد مسلمین و پیروزی آشکار ایران بر آمریکا و صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

یاسر الحبیب (الخبیث) ابتدا در کویت و در سال ۲۰۰۴ به جرم توهین به شخصیتهای اهل سنت روانه زندان شد اما تنها بعد از سه ماه زندانی شدن توسط آمریکا و انگلیس از زندان آزاد شده و انگلیس فورا به او پناهندگی داد و در لندن صاحب روزنامه ي «shianewspaper»، حوزه ي علميه «امامين عسكرين»، حسينيه ي «خدام المهدي» و سايت «القطره» شد.

یاسر الخبیث لندن نشین همچون شیطان یاری آمریکائی نشین از غلاة منحرف منتسب به تشیع و همسو با جریان صادق شیرازی هستند که از اساس با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و رهبران و تشیعی که توسط این نظام تبلیغ می شود مشکل اساسی و ریشه ای دارند.

رهبر ایران در برابر سنی آمریکائی از آنها تحت عنوان شیعه انگلیسی نام برده است که هر دو دولبه ی یک قیچی هستند که نه ربطی به تشیع دارند نه تسنن.

به صورت مشخص، یاسر الخبیث از بوقهای تشیع انگلیسی در ۱۱ شوال ۱۴۳۱ق در سالروز وفات ام المومنین عایشه رضی الله عنها طی مراسم جشن گونه ای سخنرانی توهین آمیزی جهت تولید تفرق بیشتر مسلمین ارائه داده و تاسیس شبکه ماهواره ای فدک را در انگلیس اعلام می کند.

البته در کارنامه ی این شخص در کنار توهین به اهل سنت، توهینهای رکیکی هم به بزرگان شیعه چون «آيت الله بهجت»،‌ «آيت الله سيّد محمد باقر صدر»،‌ «آیت الله خمینی»، «آیت الله خامنه ای»،«آيت الله مكارم شيرازي»، «سید حسن نصرالله»، «آیت الله سیستانی» و سایر بزرگان و مراجع شیعه که مخالف عقاید غالیانه و منحرف او هستند داشته است.

با این وجود و همزمان با توهینهای این خبیث به ام المومنین رضی الله عنها دو واکنش اساسی نشان داده می شود:

۱- جریان سنی های آمریکائی و بخصوص نجدیت وابسته به دستگاه آل سعود از شیخ عبدالعزیز آل شیخ مفتی اعظم آنها گرفته تا افراد متفرقه ی این جریان در سراسر دنیا با استناد به سخنان این الخبیث شروع کردند به تبلیغات گسترده علیه شیعه و حمله کردن به تمام جریان تشیع؛ واو را نماد «شيعه» و كار هايش را بر اساس عقيده «شيعه» معرفي كردند، همان شغل کثیفی که چند دهه است درپیش گرفته اند: با عقاید و رفتارهای غلاة منتسب به تشیع به کل شیعیان حمله کردن و سیاه نمائی و شیعه هراسی کردن.

۲- واکنش ایت الله سید علی خامنه ای به عنوان پرچمدار جریان اصلی شیعیان که با فتوائی که جزء يكي از ۱۰ رويداد مهم ديني در سال ۲۰۱۰ شناخته شد آتش فتنه خاموش شد که طی آن فتوا داد: «اهانت به نماد های برادران اهل سنّت از جمله اتّهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم حضرت محمّد ( صلّی الله علیه وآله ) می شود.»

آیت الله خامنه ای در سخنرانی های ابتدای انقلاب و در نماز جمعه بارها با لفظ ام المومنین برای عایشه رضی الله عنها استفاده کرده اند و در تمام آثار خود نشان داده اند که توهین به مقدسات مذاهب اسلامی و تحریک عواطف سایر مسلمانان، منطق شیعه نیست، بلکه توهین تنها به اهداف دشمنان تشیع کمک می کند وتوهین ابزاری است جهت ایجاد انگیزه برای دشمنی با شیعیان و گسترش تفرقه و تقویت دشمن استکباری.

واضح است که یاسر الخبیث، از طیف شیعه انگلیسی سرباز جنگ روانی دشمن در تولید آتش تفرقه بین مسلمین است و همچون سنی های آمریکائی بر اساس طرح و سناریوی دشمنان بازی می کنند.

حالا در جریان جنگ تحمیلی صهیونیستها که به نیابت از آمریکا و غرب بر علیه ایران شروع شد، تمام جهان اسلام به اکثریتی مطلق و اقلیتی تماشاچی تبدیل شد:

۱- اکثریت مطلق که یا اشکارا در جبهه ی مقاومت ایران قرار گرفتند و خود را در کنار ایران قرار دادند، یا عده ای بدون اعلام پیوستن آشکار به ایران، به صورت موازی و مستقل به صهیونیستها و آمریکا حمله کردند و خواستار پیروزی ایران و شکست صهیونیستها بودند و به ضرباتی که بر صهیونیستها وارد می شد خوشحال بودند. و به این شکل اتفاق و اتحادی جهانی به نفع ایران در میان اکثریت مطلق مسلمین جهان شکل گرفت

۲- اقلیتی که اکثرا جزو گروه منافقین و مسلمین سرگردان شده توسط رسانه های دشمن بودند که به دلیل فشار اکثریت مسلمین دنیا که حامی ایران بودند موضع تماشاچی و نظاره گر بودن گرفتند و به اصطلاح می گفتند ما با هیچ کدام نیستیم و…

این اتحاد فراگیر مسلمین و اینکه صهیونیستها و حامیان غربی آنها به هیچ یک از اهداف جنگ تحمیلی خود بر ایران نرسیدند و جنگ در نهایت به پیروزی ایران ختم شد و جایگاه ایران را نزد تمام مسلمین شیعه و سنی بالاتر برد نمی توانست به نفع غربیها و صهیونیستها باشد به همین دلیل با فعال کردن کسانی چون یاسر الخبیث توطئه ای مکارانه ای چیدند که حداقل به این اتحادی که بین تمام مسلمین جهان به نفع ایران به وجود آمده است ضربه بزنند و بخصوص نجدی ها وهمان گروه تماشاچی را به بهانه ای این شخص بر علیه ایران و تشیع فعال کنند

یاسر الخبیث به جای حمله ی همیشگی به ایران و توهین به آیت الله خامنه و کل نظام، اینبار موزیانه طی پیامی آمده و از آیت الله خامنه ای حمایت کرده و در همین پیام چند توهین به اهل سنت را نیز چاشنی آن کرده است تا به این شکل سم خود را تزریق کند و به سنی های آمریکائی که هم سنگرانش هستند خوراک تبلیغی و بهانه ای جهت از سرگیری حملات تخریبی و ضربه زدن به اتحاد به وجود آمده ی میان مسلمین بدهد.

بله! دموکراسی در کلیات و جزئیات با اسلام در تناقض قرار دارد     

بله! دموکراسی در کلیات و جزئیات با اسلام در تناقض قرار دارد     

          به قلم : عثمان بخاش

ارائه دهنده : معتصم هورامي

دکتر یوسف قرضاوی طی خطبۀ نماز جمعه در ۲۱ اکتوبر سال انقلاب ليبي، مردم لیبا را به گمان این که اسلام با دموکراسی و مدنیت تفاوت ندارد، برای ایجاد “دموکراسی، جمهوریت و مدنیت اسلامی” فرا خواند. وی خواست تا مصر، لیبیا و تونس یک جا شده و تشکیلی را اساس بگذارند. “برای این که امور ما ثبات پیدا کند، ضروریست تا به ایجاد تشکیلات میان خود بپردازیم زیرا دنیا هم در حال ایجاد چنین تشکیلات قرار داشته و در آسیا و اروپا دیدیم که از ایجاد این تشکیلات جز صاحبان آن ها هیچ طرفی خیر ندید، پس چرا انقلابیون میان خود همچون تشکیلاتی را ایجاد نمی کنند.”

قبل از هرچيزي ، دعوت به وحدت کشور های اسلامی را می ستائیم، زیرا آن شرعاً واجب می باشد. اما وحدت واجب است تا تحت سایه ي شريعت و  دولت خلافت باشد… و مفهوم بسیار خطرناکی که ما را تکان می دهد، تداوم رژیم و نظام های فاسد و مزدور سكولار امروزی می باشد. گذشته از آن، گناه و عذاب الله سبحانه و تعالی – که همه ما از آن پناه می طلبیم – بر ما نازل خواهد شد اگر این مفهوم میان ما غالب باشد که “فرقی میان اسلام، دموکراسی و مدنیت” وجود ندارد”! و دموکراسی انتخاباتي را گویند که به مردم حق می دهد تا از طریق آن در قوه مقننه سهم بگیرند و برخی آن را مجلس شورا دانسته طوری که مشورت عمل شرعی بوده و نصوص زیادی بر آن وارد گردیده است.

این که دموکراسی صرف انتخابات بوده و مجلس مردمی هم وظیفه شوری را انجام می دهد، نظر فاسدي بوده که با حکم شرعی در تضاد و تناقض قرار داشته و این تصور شان از حقیقت کاملاً خارج است. چون دموکراسی در حقیقت، بیش تر از انتخابات بوده و نظامی است که از عقیده سکولاريزم (بی دینی) نشأت یافته و بر مبنای فکر جدائی دین از زندگی استوار می باشد. پس ارگان قانونگذاري، ولو هر نامی به آن خطاب گردد، نهادیست که به نمایندگی از طرف مردم ( بدون دخالت دادن احكام شريعت و دين )  قانونگذاري می نماید، زیرا اربابان دموکراسی بدین باورند که حاکمیت درین نظام از مردم است. پس تناقض آن در کلئات به وضوح معلوم می شود، به دلیل این که قانونگذاري  در اسلام بر عقیده استوار بوده و آن این است که احدی جز الله سبحانه و تعالی حق تشریع و قانونگذاري  را ندارد.

بله! اسلام بر ایجاد شورائی امر می کند که امت توسط انتخابات آن را ایجاد نموده و به نام مجلس امت یا شورای امت یاد می شود، نه این مجلس و نه  خلیفه حق ندارند تا در احکامی تقنین کنند که از دایره وحی الهی خارج باشد.

اما نظام دموكراسي از جمله توليدات سکولاريزم بوده که طبقه حاکم با تشریع و حرام و حلال ساختن، انسان را در مقام ربوبیت می نشاند. درحالی که نصوص شرعی وارد شده از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع اصحاب رضوان الله علیهم اجمعین ثابت می سازد که بیعت با خلیفه فرض می باشد تا انسان حق تحریم و تحلیل را پیدا نکند.

ربعی بن عامر رضی الله تعالی عنه جوهر نظام اسلام را طی پاسخ به پرسش رستم که “شما با خود چی دارید؟ ، فرمانده فارس به بهترین وجه معرفی کرده گفت: الله سبحانه و تعالی ما را فرستاده تا کسی را که می خواهد از بندگی بندگان به بندگی الله سبحانه و تعالی آزاد ساخته و از تنگی دنیا به فراخی او رهنمائی نموده و از جبر ادیان به عدل اسلام هدایت شان کنیم.”

اما کلمه “دولت مدنی” که درین اواخر زبان اکثریت مسلمانان به آن عادت پیدا کرده، چیزی جز تلاش ناکام سکولاریزم برای فریب مسلمانان نیست.

بناءً طبیعی است که افرادی بگویند: ما معنی اسلامی؛ شورا و دموکراسی اسلامی را جستجو می کنیم؟ ما به آن ها می گوئیم: آن چه را که شما در تلاش پیدا کردنش هستید، تعبیر کلمات نیست. درحقیقت الله سبحانه ما را از مشابهت به کفار منع نموده می فرماید: “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ” ( البقرة آية ۱۰۴) ای کسانی که ایمان آورده اید، نگوئید (راعنا) بلکه بگوئید (انظرنا) و بشنوید و کافران راست عذاب دردناک. و اگر فرض کنیم که کلمات وارد شده در معنی با هم شباهت داشته باشند، باز هم الله سبحانه و تعالی ما را از منابع بشر بي نياز نموده و لازم گردانیده تا به کلمه اسلامی آن پايبند باشیم، پس شما چه مشکل دارید که مخالفت و عدم مخالفت معنی را در کلمات جستجو می کنید؟

پس بر ماست تا از دعوت به وحدت هایي را به طور قطعی ترک کنیم که نه تنها بی نتیجه بوده بلکه با دین عظیم ما هم مخالف است! و واجب است تا برای وحدت تحت سایه ي شريعت و خلافت دعوت کنیم که نه تنها واجب بوده بلکه امت را یکجا ساخته از آن ها حفاظت کرده و از تطبیق اسلام سرپرستی می نماید. پس آیا مناسب نیست تا به مردم مصر، تونس و لیبیا یادآوری نمائیم که بیعت با شريعت و  خلیفۀ واجب است که امور امت را مطابق اسلام سرپرستی نماید.؟ پیروی از الله سبحانه و تعالی در دعوت به سوی ایجاد خلافت انجام می شود نه در دعوت به سوی نظام های سكولاريستي که از طرف مردم اروپا تشکیل شده باشد.

بشریت دیروز شاهد مرگ سكولاريزم نوع  کمونيزم مارکسیستی در شرق اروپا بود و امروز شاهد مرگ سكولاريزم  سرمایه داری در غرب است. چون هر دوی این نظام ها را گروه استعباد (پرستش) مردم ایجاد نموده اند. صبح جدید اسلام به روی بشریت خواهد درخشید که همه مردم را از زندگی تنگ مادی نجات بخشیده و به سوی سعادت آخرت و پیشرفت حقیقی دنیا رهنمون می شود. و امت توسط تطبیق شریعت الهی و حمل آن نام الله سبحانه و تعالی را بلند خواهد کرد. برای رسیدن به همین هدف، ما از شما دعوت می کنیم تا یکجا با ما کار کنید تا برای حصول رضای الله سبحانه و تعالی در تأسیس خلافت بر منهج نبوت کامیاب شویم که الله سبحانه و تعالی و بنده و رسولش مژده بازگشت آن را داده است.

الله سبحانه وتعالی می فرماید: “وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا “(المائدة ۴۸)

چرا ابو محمد المقدسی حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند؟

چرا ابو محمد المقدسی حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند؟

به قلم : ابوخالد کردستانی

اخیرا مشاهده کردیم که علاوه بر کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و عبدالله محیسنی و مفتی های اجاره ای  ارتش آزاد کسان دیگری همچون عبدالرزاق المهدی و ایمن هاروش و عبدالکریم نجیب به عنوان شیوخ اشرار الشام (احرار)در خصوص جایز بودن جنگ در راستای نقشه های ترکیه (ناتو) و امریکا فتوا صادر کردند.

ابو محمد مقدسی که خود نیز یکی از عوامل تفرقه و کشت و کشتار اهل سنت توسط همدیگر و ایجاد جنگ فرقه ای در سوریه و شام است ضمن اعلام اینکه عامل سقوط حلب را همکاری برخی افراد می داند که با اردوغان همکاری می کنند و گفته است که آنان حلب را به وی فروخته اند، حامیان اردوغان را گمراه تر از خود او می داند چرا که آنان اعتقاد دارند اردوغان به دنبال احیای خلافت است اما خود اردوغان چنین ادعایی ندارد.

البته اگر صحوات شام توهم خلیفه بودن اردوغان را در سرمی پرورانند، خود ابومحمد مقدسی  هم  هرگز پاسخ نداده است که حکم شاه اردن علی التعین چیه؟ آیا طاغوت است یا به قول دین فروشان ولی امر مسلمین است ؟

اهمیت حکومت اسلامی و دارالاسلام  در وضع موجود مسلمین

اهمیت حکومت اسلامی و دارالاسلام  در وضع موجود مسلمین

به قلم : سید مراد کامیارانی

دارالاسلام سرزمینی است که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی و یا شورای اسلامی و اجماع تمام مسلمین اداره می شود . چنین سرزمینی که دارای حکومتی اسلامی است سپری دربرابرهرنوع درنده ، مضرات ودشمن امت اسلامی می باشد.

ای کاش مسلمین اهمیت دارالاسلام و حکومت اسلامی را درک کرده وبه آن افتخارمی کردند وبه یاری وگسترش این  حکومت اسلامی باجان ودل همگام حرکت می کردند. ای کاش جوانان مسلمان تحت تأثیرفرهنگ قومیت زبان وسمت ونژاد نمیرفت، ای کاش فرزندان مجاهد این امت را فرزندان جان برکف اسلام برادر وفرزند خود واصیلی این امت می دانست.افسوس که اکثریت نیست.

ای کسیکه مجاهدین حکومت اسلامی  رامزدور ودست نشانده غرب دانسته به نام های زشت والقاب تحقیرآمیز خطاب می کنی یکبار برغزوات پیامبر   نگاه بنداز ویک بار به جنگ های خلفای راشدین واصحاب   وسایرفرماندهان اسلامی نگاهی بنداز که چه تفاوتی بین آن ها ومجاهدین  حکومت اسلامی وجود دارد؟

آیا حکومت اسلامی ما  بخاطر جنگ بامشرکین زیاده روی کرده است؟

آیا تمام فرق و مذاهب اسلامی و تمام تفاسیر آن را در خود جای نداده است؟

آیا مذاهب مختلف اسلامی را در انجام عبادات فقهی خاص خود محدود کرده است؟

آیا در خدمت رسانی و مراکز درمانی ، آموزشی و… میان مذاهب اسلامی فرق گذاشته است؟

آیا به خاطر مذهب با مسلمین جنگیده است؟

و…

اگر ازاسلام ونحوه جهاد وبرخورد با اسیران واختیارات مجاهدین از شریعت خبرمی داشتی هرگز به تبعیت از دین فروشان آل سعود و علمای سوء آن هارا تروریست خطاب نمی کردی. پس تو خواسته ونخواسته بامخالفت با  دارالاسلام و حکومت اسلامی آن درتائید  دین سکولاریسم و نظام دموکراسی ودرتداوم بردگی مسلمین و استعمار واستثمار توسط کافران ودرآه وناله فرزندان یتیم زنان بیوه اسیران زندان نشین فقرای مظلوم جوانان سردرگم وبی هدف مهرتایید می گذاری،  آیا این را می دانی  ؟

این را یقین بدان  که : چراغ چشم امت آرزوهای بی شمار قلب مسلمین،امید های زنان ومردان  مسلمان  حکومت اسلامی و امت تحت پوشش آن است ، تا علاوه بر فراهم نمودن «اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف»انتقام  آنها را ازکفار سکولار خارجی ومنافقین محلی  گرفته ، آنان را از شر دین سکولاریسم و  نظام دموکراسی برده گی غربی نجات داده و این مسلمین یک ونیم میلیاردی را رهبری کند.

نكاتي چند از آخرين پيام ايمن الظواهري : “امتی واحد در جنگی واحد و در جبهات گوناگون”

نكاتي چند از آخرين پيام ايمن الظواهري : “امتی واحد در جنگی واحد و در جبهات گوناگون”

به قلم: احسان هورامی

ايمن الظواهري اخيرا پيامي صوتي تحت عنوان “امتی واحد در جنگی واحد و در جبهات گوناگون” را منتشر نمود كه عده اي از تحليلگران آن را ناشي از آشفتگي هاي فكري اين شخص در مديريت يك جماعت جهادي مي باشد . در اين پيام جديد وي مي توان به چند نكته اشاره نمود :

با آنكه ايمن الظواهري حكومت سكولار آمريكا را پرچمدار و رهبر كنوني جنگ بر عليه مسلمين معرفي مي كند اما باز چنين اتحادي را تحت عنوان صليبي بودن شرق و غرب معرفي مي نمايد. در حالي كه واضح است، قدرت شرق، يعني چين، كشوري سكولار كمونيستي است و غرب هم به رهبري آمريكا و اتحاديه ي اروپا، كشورهائي سكولار ليبرال هستند.

هيچ يك از اين دو جناح به هيچ يك از قوانين نصرانيت اعتقادي نداشته و رسما خود را سكولار مي نامند . اما ايمن الظوارهي با ادبيات چند قرن گذشته و عصر صلاح الدين ايوبي و قبل از آن به توجيه وضع موجود مي پردازد. بر همين اساس مي توان گفت كه اين شخص از درك وضع موجود عاجز است .

با آنكه به جنگ كنوني جهاني بر عليه مسلمين اشاره مي كند و با تاكيد بر اخوت اسلامي و اتحاد، مجاهدين را از محدود شدن به نقشه هاي كنوني باز مي دارد اما در پيش گرفتن اين سياست هم بر خلاف سياستهاي قبلي وي مي باشد كه بر اثر آن خود هزاران انسان بي گناه ريخته شد.

الظواهري در اين پيام مي گويد: امروز کسانی هستند که می خواهند ما را به تقسیمات گذشته برگردانند. تقسیماتی که دشمنان اشغالگر آن را برایمان رسم کردند. (و زبان حالشان می گوید) پاکستان برای پاکستانی ها و سوریه برای سوری ها و فلسطین برای فلسطینی ها،این سخنان به مصلحت چه کسانی است؟”

اما همين شخص زماني كه شعله هاي جنگ در سوريه را شعله ور مي كرد بر اين امر تأكيد داشت كه سوريه را به اهل سوريه بايد سپرد و ديگران را غير مستقيم خارجي مي ناميد كه بر اثر اين سياست غلط هزاران انسان بي گناه به قتل رسيدند. و در همين پيام حديثي از رسول الله صلي الله عليه وسلم مي آورد كه می فرماید: « خون مسلمانان دارای ارزشی یکسان است؛ و آنان بر ضد غير مسلمانان، يكپارچه‌اند؛ كوچكترين مسلمان مي‌تواند غير مسلمان را به ذمه خود درآورد.»[۱]. جاي تعجب است كه از يك سو به كشتن مسلمين تشويق مي كند و از ديگر سو به جايگاه خون مسلمين مي پردازد. اين دمدمي بودن نشان از نبود يك استراتژي صحيح شرعي است.

در مورد آمريكا مي گويد: می بینی که بیشترین نقش را در این ائتلاف شوم، آمریکا ایفا می کند سپس سایر دولتها بر حسب قدرت و مصلحت شان، در این جنایات دست دارند. با این حال چگونه با این ائتلاف جنایتکارانه برخورد کنیم؟ “

در اين صورت آمريكا دشمن شماره يك مسلمين در وضع موجود است كه داراي عقايد سكولاريستي مي باشد و با تمام متحدينش بر همين اساس سكولاريستي متحد مي شود. در اين صورت اولين قدم دشمن شناسي و در جه بندي دشمنان است، كه متأسفانه در عمل جماعتي كه هم اكنون ايمن الظواهري آن را هدايت مي كند از آن محروم مي باشد .

ايمن الظواهري از عباراتي چون شرق و غرب صليبي، حكومتهاي چيني( با چه عقيده اي؟) هندي، روافض صفوي و… به نحوي سخن به ميان مي آورد كه بيشتر شبيه سخن ملاي يك روستاي پرت است تا رهبر يك جماعتي كه مدعي بين المللي بودن است.

اينها نشان از ضعف ايدئولوژيكي است تا جائي كه كساني چون هاني السباعي ساكن در انگليس را حكيم و امين خود و طارق عبدالحليم و ابوبصير و… را علماي خود مي دانند و به اينها پناه مي آورند.

از روي اين موارد و موارد مشابه مي توان به بخشي از تفاوتهاي القاعده ي ايمن الظواهري با القاعده ي اسامه بن لادن تقبله الله پي برد.

………………………………………..

[۱] سنن ابی داود حدیث ۴۵۳۰ (آلبانی گفته است حدیث صحیح است.)

ای برادر مجاهدم؛سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۲)

ای برادر مجاهدم؛سوگند به پروردگار پیروز خواهیم شد .. ( ۲)

دیوان اعلام

جماعت پشتیبانان اسلام در کردستان ( پاک )

مترجم: ع . کیانی

ارائه دهنده : ابوسلیمان بیسارانی

پس کشته شدن در راه خداوند پیروزی است، و نیز همچنان که زندانی شدن و شکنجـه شدن در راه خداوند پیروزی است برای کسی که در راه خدا حبس مـی¬شود. کسی که به خاطر دین خداوند به زندان افتاده است، عاقبت یا روزی از دیوارهای زندان رهایی پیدا کرده و آزاد می¬شود و یا اینکه در داخل زندان فوت مـی¬کند. از زندان خارج نمی شود مگر خارج شدن پیروزمندانه¬ای که با آن هر اندازه که خدا بخواهد اجر کسب کرده است. و خداوند در آخرت او را مورد رحمت و عدل خود قرار می¬دهد. و در دنیا نیز ذکر و نام او را بلند و رفیع می¬گرداند و در اعمال و کارهای وی خیر و برکت و فزونی قرار می¬دهد. همانند شیخ الاسلام ابن تیمیه : که در زندان وفات نمودند اما دعوتش پیروز شد آن هم چه پیروزی بزرگی، که بعد از چندین قرن از وفاتش هنوز ندای دعوتش ماندگار و پا برجاست و از بین نرفته است. و از امثال وی، مانند سید قطب : .

و اگر فرد زندانی در زندان وفات نکند و از زندان خارج شود. ثابت قدم و پیروزمندانه از زندان آزاد می¬شود درحالی که در این مدت از فوائد بزرگی بهره¬مند شده است. نخست اینکه اجر و پاداش بزرگی نصیب وی شده است، و در این فرصت به دور از مشکلات و دغدغه¬های زندگی با پروردگار خود به خلوت نشسته است. و دیگر اینکه خوف و ترسی در قلبش از کفار و طاغوتیان و ظالمان زمانه نمی¬ماند و از آنها نمی-هراسد و از کسی جز خداوند بیمی به خود راه نمی¬دهد.

و همچنین توانسته است با صبر و استقامت خود، دشمنان خداوند را خوار و تحقیر کنند و از خود ناامیدشان کند. آیا این پیروزی در زندگی دنیا و قبل از آخرت نیست؟ بله؛ سوگند به پروردگارم که این پیروزی است. (وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ) یوسف ۲۱٫ پیامبر یوسف چندین سال از عمر خود را با افترایی که برای او درست کردند را در زندان سپری نمود. (فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ) يوسف ۴۲؛ گفته شده که یوسف ۷ سال و یا ۱۲ و یا گفته شده است ۱۴ سال صبر نمود تا اینکه گشایش و فرج الهی از راه رسید و خداوند وی را از زندان آزاد نمود. و به وی در روی زمین تمکین و قدرت بخشید. و خداوند می¬فرماید:

(وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) يوسف ۲۱ «و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم. و تا به وی از علم تعبير خواب به او بیاموزيم؛ خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند» و خداوند صبر یوسف را ضایع نکرد بلکه آن را با نصرت و تمکین جواب داد.

(وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ * وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ) یوسف۵۶-۵۷ «و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم و البته اجر آخرت، براى كسانى كه ايمان آورده و پرهيزگارى مى‏نمودند، بهتر است.» خداوند وعده داده است به اجری بزرگ و خیر و برکتی فراوان در قیامت.

پس با تقوای الهی و صبر بر اتفاقات و مصیبتهایی که روی می دهد، يوسف بدان مقام رسید. که همانا مقام نصر و تمکین است.

(إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ) یوسف۹۰

«بي‌گمان هركس تقوا پيشه كند و (در برابر گرفتاريها و مصيبتها) شكيبائي و استقامت ورزد (خداوند پاداش او را خواهد داد) چرا كه خدا اجر نيكوكاران را ضائع نمي‌گرداند.»

إِذَا قُدِّرَ عَلَيْكَ أُخَّيَّ أَمْرًا ** بمَكْرُوهٍ تَعَاظَمَ أَوْ بَلِيَّهْ

ای برادرم هرگاه امر مکروه و ناخوشایندی و یا مصیبتی برای تو مقدر گشت و شدت یافت

فَلا تَعْجَلْ وَثِقْ بِاللهِ وَاصْبر ** فَلِلرَّحْمنِ أَلْطَافٌ خَفِيَّهَ

هرگز شتاب مکن و بر خدا تکیه کن و صبر پیشه نما چرا که خدای رحمان الطافی دارد که تو از آن بی خبری

وَإِيَّاكَ ا لمطَامِعَ وَالأَمَانِي ** فَكَمْ أُمْنِيَّةٍ جَلَبَتْ مَنِيَّهْ

برحذر باش از طمع و آروزهای طولانی چه بسیار آرزوهایی که به مرگ ختم شده است

پس ای بندهگان خدا مطمئن باشید که راه جهاد پیروزی است و این اجتناب ناپذیر است. مهم نیست که جهـاد در ابتدای راه خود باشد یا اینکه در نفس مجـاهد چه مـی-گذرد. هر چه باشد، جهاد با خود نصر و پیروزی به همراه دارد و نوید بخش پیروزی است و این عقیده ماست، بدان ایمان داریم و رسیدن به این پیروزی به اذن خداوند حتمی است و اگر هم آن نصرت اندکی بر اهل اسلام به تأخیر بیافتد به خاطر حکمتی است که خداوند خواسته است.

نصر و پیروزی به تأخیر می¬افتد چون بنیه امت اسلامی هنوز به طور کامل تمام نشده است و به نهایت بلوغ خود نرسیده است و هنوز تمام توان و نیروی خود را به کار نگرفته است تا قدرت خود را بشناسد حال اگر پیروزی در این شرایط نصیب مسلمانان شود شاید اندکی طول نمی¬کشد که حفظ آن برایش دشوار خواهد شد.

پیروزی تا زمانی که این امت آخرین توان خود را به کار می¬گیرد به تأخیر خواهد افتاد تا دیگر هیچ چیز گرانبهایی نمانده باشد که آن را در راه خدا تقدیم نکند.

پیروزی تا زمانی که این امت به آخرین توان خود برسد به تأخیر می¬افتد تا متوجه باشد که این نیروها به تنهایی و بدون تأیید الهی تضمین¬کننده پیروزی¬شان نخواهد بود.

پیروزی هنگامی از سوی خداوند نازل می¬شود که امت اسلام تمام نیروی خود را به کار گیرد و به خداوند توکل نماید.

پیروزی به تأخیر می¬افتد تا زمانی که این امت اتکال و ارتباط خود را با خداوند بیشتر کند، تا در این معانات و مشکلات تنها متوجه او باشد. و همین ارتباط تنها تضمین¬کننده راه پیروزی و حفظ استقامت بر آن است. تا پس از آنکه خداوند نصر و پیروزی را نصیب مؤمنان کرد از مسیر حق و عدالت و خیری که خداوند ﻷ آن را برایشان خواسته است منحرف نشوند.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چرا که امت اسلام هنوز در پیکار و نبرد و بذل جان و مال خود تنها برای خداوند و راه و شریعت وی خود را آماده نساخته، جهاد برخی به خاطر جاه و مال بوده و جهاد برخی به خاطر شجاعت و شهرت و بعضی هم برای حماسه و تعصب بوده است در حالی که خداوند می¬خواهد جهاد تنها برای او و در راه او باشد، خالی از تمامی اغراض و اهداف شخصی، در حدیث آمده است: «سُئِلَ رسول الله صلی الله علیه وسلم عَنِ الرَّجُلِ يُقاتِلُ شَجَاعَةً ، ويُقاتِلُ حَمِيَّةً ويقاتِلُ رِياءً، أَيُّ ذلِك في سَبِيلِ اللَّهِ؟ فَقَالَ رسول الله صلی الله علیه وسلم : مَنْ قاتَلَ لِتَكُون كلِمةُ اللَّهِ هِي الْعُلْيَا فهُوَ في سَبِيلِ اللَّهِ» (مُتَّفَقٌ عليه )

از رسول خدا صلی الله علیه وسلم در باره¬ی مردی که از روی شجاعت یا تعصب قومی یا تظاهر و ریا می¬جنگد، سؤال شد که: کدامیک در راه خداست؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هركس بخاطر سرافرازی دین خدا بجنگد، این جنگ، جهاد در راه خداست.»

خداوند تنها عمل کسی را قبول می¬کند که محض برای خشنودی و رضایت او باشد و در آن هیچ غرض شخصی و حزبی نباشد. و شاید به همین خاطر است که قید «فی سبیل الله» در جهاد از نقطه نظر اسلامی دارای جایگاه و ارزش خاصی است.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون در این شری که امت اسلامی با آن در مقابله و پیکار است هنوز مقداری خیر وجود دارد و خداوند می¬خواهد که این تنها شر باشد که برداشته می¬شود و به تنهایی به هلاکت می¬رسد. در حالی که ذره¬ای از خیر در آن باقی نمانده است.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون باطلی ( به نام سکولاریسم و… ) که امت اسلامی با آن می¬جنگد هنوز عده¬ای چهره آن را به تمامه ندیده¬اند و فریب و تزویر آن را نشناخته¬اند هنوز ساده لوحان و زود باورانی هستند که در دام آن گرفتارند و ماهیت واقعی آن را نشناخته¬اند و به هـواداری آن پرداخته و از فسـاد و تبـاهی آن بی¬خبرند در حالی که خـداوند مـی¬خواهد تا همه حقیقت عریان آن را ببینند و کسی برای آن متأسف نباشد.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون هنوز شرایط برای استقبال خیر و عدلی که در راه است فراهم نشده است در این موقعیت اگر پیروزی هم بدست آید موقتی خواهد بود و استقرار نخواهد داشت و این جنگ و صراع تا زمانی که آمادگی برای استقبال و استبقای حق مهیا شود ادامه خواهد یافت.

پیروزی به تأخیر می¬افتد چون …

به خاطر تمامی اینها و چیزهایی که فقط خداوند می¬دانـد پیروزی به تأخیر مـی¬افتد. و اگرچه درد و رنج¬ها بیشتر می¬شود اما این خداوند است که از مؤمنان دفاع می¬کند و نصر و پیروزی را برایشان به ارمغان می¬آورد تا در نهایت پیروزی از آن ما باشد.

نصر و پیروزی سختی و مشکلات خود را دارد و در بحبوحه¬ی گرفتاريها و ناراحتيها فرا می¬رسد و راهی دشوار و پرحادثه است و آن دم که امت هزینه آن را با جان و مال خود بپردازد خداوند پیروزی همیشگی را نصیبشان خواهد نمود.

(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْـرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْـرَ اللَّهِ قَرِيبٌ) بقره ۲۱۴

«‏آيا گمان برده‌ايد كه داخل بهشت مي‌شويد بدون آن كه به شما همان برسد كه به كساني رسيده است كه پيش از شما درگذشته‌اند؟ (شما كه هنوز چنين رنجها و دردهایي را نديده‌ايد). زيانهاي مالي و جاني (و شدائد و مشكلات، آن چنان ملّتهاي پيشين را احاطه كرده است و) به آنان دست داده است و پريشان گشته‌اند كه پيغمبر و كساني كه با او ايمان آورده بوده‌اند (هم‌صدا شده و) مي‌گفته‌اند: پس ياري خدا كي (و كجا) است‌؟! (ليكن خدا هرگز مؤمنان را فراموش ننموده است و) بيگمان ياري خدا نزديك است.» ‏

هر اندازه که پیروزی به تأخیر افتد اما باز از راه خواهد رسید. برخی گمان می¬کنند که واقعیات و حوادث موجود بر خلاف این است. اما باید بگوییم که سرانجام همان خواهد شد که خداوند رقم زده است و در لحظاتی که به نظر می¬رسد باطل پیروز شده و حق مغلوب گشته نصرت خداوند خواهد آمد و این حرکت باطل، حرکتی محکوم به شکست خواهد بود. چون بر خلاف مسیر تاریخ و در مقابل سنت آفرینش است. اگر باطل برای اندک زمانی غلبه کند. اقتضای حکمت الهی است تا در خلال آن خداوند کسانی را به ابتلا و امتحان بیازماید ولی در نهایت این سنت ازلی و ابدی اوست که حکمفرما خواهد بود و بر آن سنت است که آسمان¬ها و زمین افراشته شده و دعوت پیامبران استوار گشته است.

مؤمنان واقعی بر صدق و راستی وعده¬های الهی و اینکه حق همیشه بر باطل پیروز است شک و تردیدی به خود راه نمی¬دهند. و اگر خداوند آنها را با غلبه زودگذر باطل امتحان کند می¬دانند که خداوند می¬خواهد نقص و ضعفشان را به آنان گوشزد کند و اینکه علت شکست از جانب خودشان است. تا آن را اصلاح و برطرف¬کنند و خود را برای پیروزی و استقبال از آن آماده کنند.

و هر قدر در علاج ضعف خود بکوشند خداوند مدت ابتلا را برایشان کوتاه و مختصر می¬گرداند. پس بر دستان چنین کسانی است که هر آنچه را که خواهد محقق می¬سازد.

(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ) انبیاء ۱۸

«بلكه ما حق را بر سر باطل مى‏كوبيم تا آن را هلاك سازد؛ و اين گونه، باطل محو و نابود مى‏شود.»

‏ و این خداوند است که موانعی را که مخالفان بر سر راه حق قرار می¬دهند درهم خواهد کوبید.

پس منافقان و بیمار دلان و اهل کفر از ( سکولاریستهای ) یهودیان و نصاری ( و سکولاریستهای مرتد محلی ) بدانند که اگر چه بعضی از ما کشته می¬شود و بعضی دیگر مجروح و اسیر می¬شود و به عبارتی هر چند شکسته شویم ولی هرگز شکست نخواهیم خورد. سوگند به ذاتی که آسمانها و زمین را آفریده است ما در هیچ چیزی شکست نخورده¬ایم. خداوند با ماست و مولا و ناصر ماست ولی کافران هیچ مولا و یاوری ندارند.

(أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها * ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ) محمد۱۰ ۱۱

«مگر در زمين نگشته‏اند، تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از ايشان بوده‌اند به كجا كشيده و چه شده است؟ خداوند آنان را نابود ساخته است، و براي كافران امثال اين عواقب و مجازاتها خواهد بود، چرا كه خداوند سرپرست و ياور مؤمنان است، وليكن كافران هيچ¬گونه سرپرست و ياوري ندارند.

اگر با خود بگویی که این چگونه ممکن است در حالی که باطل چنین در سیر و جولان است می¬گوییم روزی که جنگ احزاب رخ داد را به یاد بیاورید که خداوند درباره¬ی آن می¬فرمایید:

(إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا‏) أحزاب ۱۰

‏«(به خاطر بياوريد) زماني را كه دشمنان از طرف بالا و پائين (شهر) شما، به سوي شما آمدند (و مدينه را محاصره كردند)، و زماني را كه چشمها (از شدّت وحشت) خيره شده بود، و جانها به لب رسيده بود، و گمانهاي گوناگوني درباره (وعده) خداوند داشتيد (قوي‌الايمان به وعده الهي مطمئن، و ضعيف‌الايمان نامطمئن بود).» ‏

«در بحبوحه جنگ و آن وضعیت تشویش و نگرانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به اصحاب خود ش در حفر خندق کمک می¬کرد و گرسنگی و ترس آنها را بی¬تاب وتوان کرده بود پیامبر صلی الله علیه وسلم به هنگام ضربه نواختن خود بر خاک و سنگ¬های خندق، مژده و بشارت پیروزیی را به آنها می¬دهد که تصورش را هم نمی-کردند و از فردایی صحبت می¬کند که در آن سرزمین ایران و روم و یمن را فتح خواهند نمود همان آینده¬ای که آرزویش را داشتند. اهل ایمان که به صدق سخنان پیامبر صلی الله علیه وسلم ایمان داشتند انتظار آن روز را می¬کشیدند و گام¬هایشان را استوارتر ساختند. اما اهل کفر و نفاق آن دم به تمسخر نشستند و وی را تکذیب کردند و یکی از آنان می¬گفت: محمد به ما وعده داده است که به ثروت¬های سرزمین کسری و قیصر روم دست خواهیم یافت در حالی که الان برای ما بیرون رفتن برای قضای حاجت نیز دشوار گشته است!» (تفسیر فی ظلال قرآن )

ولی اراده خداوند طور دیگری رقم خورد و دیری نپایید که سرزمین¬های کسری و قیصر و یمن به دست مسلمانان فتح شد و حاکمان آن سرزمین¬ها از قله رفیع پادشاهی به درّه¬های پست ذلت روانه شدند و خداوند بر کار خود چیره و غالب است اما بیشتر مردم این را نمی¬دانند.

و این سنت خداوند در برابر اهل باطل در هر عصر و زمانی است و در زمانه ما که تمامی گروها ( سکولاریست و…)و نیروهای کفر با وجود اختلاف¬های دینی، زبانی، منطقه¬ای و با پرچمهای گوناگون جمع شده¬اند و سعی می¬کنند که (أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ) توبه ۳۲ «نور خدا را با دهان خود خاموش كنند». این کافران حتما شکست می¬خورند و خسارتمند می¬شوند و این دین خداوند است که پیروز و سربلند تا روز قیامت باقی می¬ماند.

(يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ) توبه ۳۲

«آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند؛ ولى خداوند نمى‏گذارد تا اینکه روشنای نور خود را كامل كند، هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.»

ابن¬کثیر : آورده است که: “خداوند می¬فرماید: کافران از اهل کتاب و مشرکین می¬خواهند (أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ) یعنی: دین خداوند و هدایت و حقیقت دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم را تنها به دلیل افتراء و جدالشان با پیامبر صلی الله علیه وسلم خاموش کنند. مثال چنین کسانی در این حالت به شخصی تشبیه شده است که می-خواهد پرتو نور خورشید یا روشنایی نور ماه را با دهان خود خاموش کند و این هرگز امکان پذیر نیست چون باد روشنایی را از بین نمی¬برد. و روشنایی که پیامبر صلی الله علیه وسلم بدان مبعوث شده است لاجرم ظاهر و کامل می¬شود. (وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ) توبه ۳۲ «ولى خداوند نمی¬گذارد تا اینکه روشنای نور خود را كامل كند، هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.».” (ابن کثیر ج ۴ ص ۱۳۶ )

پس این منافقان و کسانی از مریض¬دلان و بازدارندگان مردم از جهاد که آنها را حمایت و پشتیبانی می¬کنند،{چه بسیار مردم را از راه خدا بازداشتند اما چه کسـی می-تواند در برابر سیل آن هنگام که جاری گردد، بایستد؟ و با زبانهای خود مانع دین خدا شدند اما سوگند به خدا مگر کسی می¬تواند مانع تقدیر خداوند گردد؟ و با احمقان خود در برابر این راه جنب و جوش کردند و به پا خاستند همانگونه که اسب دم خود را بر رانهای چپ و راست خود می¬زند، و با سخنوران و حیله¬گران خود انواع حوادث را در مسیر آن پدیدار شدند، اما این راه به مانند نور خورشید است که نادان همواره در طمع سراب حاصل از این نور به سر می¬برد اما حتی یک قطره از آن را نیز نمی¬تواند در کوزه خود جمع کند و کودک پوشش خود را بر می¬گیرد تا با حجاب آن خود را از این نور مخفی کند اما این نور همچنان می¬تابد. و چه بسیار تهدید کردند و بیم دادند تا جایی که سیل آنها و یارانشان را فرا گرفت و باطل را در سپیدی که شبش به مانند روز روشن است پخش کردند تا روزش را مانند شب کنند اما به نتیجه¬ای نرسیدند جز این فرموده خداوند: (بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ) أنبياء ۱۸ «بلكه حق را به جان باطل می‌اندازیم، و حق مغز سر باطل را از هم می‌پاشد و باطل هرچه زودتر محو و نابود می‌شود.»

و چون دیدند این دین به مانند چراغها، دنیا را روشن می¬کند با دهان خود در آن دمیدند، می¬خواهند نور خدا را خاموش کنند.!! اما چراغ ستاره را کی می¬توان با دمیدن خاموش کرد و نور ماه را کی می¬توان با کف دست جمع کرد…} (و حی القلم)

پس آن منافقان و کوران دلان بدانند که ما در راه جهاد جز به یکی از دو راهی شهادت و یا پیروزی منحرف نخواهیم شد.

و نحن اناس لا توسط عندنا ** لنا الصدر دون العالمین او القبر

و ما مردمی هستیم که وسط و اعتدال نمی¬شناسیم در میان تمام دنیا یا باید در صدر قرار گیریم یا در قبر (یا پیروز شویم یا بمیریم)

تهون علینا فی المعالی نفوسنا ** و من یخطب الحسناءلم یغلها المهر

نفس و درونمان در فرازها بر ما سنگینی نمی¬کند و آن کس که به خواستگاری زن زیبا روی رفته، مهریه او را زمین¬گیر نمی¬کند

و این شعار ماست: (قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ) توبه ۵۲

‏ «بگو: آيا درباره ما جز يكي از دو نيكي انتظار داريد؟ (يا پيروزي و يا شهادت) ولي ما درباره شما چشم به راه هستيم كه يا خداوند (در اين جهان يا آن جهان) به عذابي از سوي خود گرفتارتان سازد و يا (در اين جهان) به دست ما مجازات شويد. پس شما چشم به راه (فرمان و خواست) خدا باشيد و ما هم با شما در انتظاريم.»

شیخ الاسلام ابن تیمیه : در سال ۶۹۹ به هنگام حمله¬ی مغولان تاتار به سرزمین اسلام، نامه¬ای خطاب به مردم حلب نوشت. و در آن مسلمانان را به مقابله و قتال با کفار تشویق نمود. و همواره در آن تاکید می¬نمود که پیروزی از جانب خداوند است و نصرت خداوند برای اهل اسلام است و می¬فرمود: «به یقین بدانید که نصر و پیروزی برای مؤمنان است و عاقبت نیک برای اهل تقواست و خداوند با کسانی است که اهل تقوا و احسان هستند. و این قوم (مغول) سرکوب و نابود خواهند شد و خداوند ناصر و یاور و انتقام گیرنده ما در برابر آنهاست و لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم پس به نصرت و پیروزی بشارت دهید: (وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) آل عمران ۱۳۹ «و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان مي‌آيد ) سست و زبون نشويد و غمگين و افسرده نگرديد، و شما برتر هستيد (و پيروزي از آن شما است) اگر كه به راستي مؤمن باشيد.» و این چیزی است که حقیقت آن را قبلا نیز یافته¬ایم و حمد و سپاس برای پروردگار عالمیان.» (کتاب الجهاد،۲/۱۵۸ )

عمر المختار : هنگامی که نامه¬ای از ایتالیا بدست وی رسید و در آن وی را به صلح و سازش و ترک جهاد تشویق نمودند. اینگونه در جوابشان نوشت: “ما از هواپیما¬ها و تانک و توپ دشمن و لشکرهای مسلح از حبش و سبایس (برخی مسلحان تجهیز شده در لیبی) نمی¬ترسیم و حتی از سمی که آن را در چاههای آب ریخته و گیاهان و علف-ها را با آن آغشته¬اند هراسی نداریم چون ما سربازان خداییم و لشکر خدا همیشه از پیروزشدگان است.” (کتاب الجهاد،۲/۱۵۸ )

بله ما هم پیروز خواهیم شد.. اما خداوند تنها زمانی ما را نصرت خواهد داد که دین وی را نصرت دهیم:

(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُـرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ) محمد ۷

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر (دين) خداوند را ياري كنيد، خداوند شما را ياري مي‌كند (و بر دشمنانتان پيروز مي‌گرداند) و گامهايتان را استوار مي‌دارد.»

و این شرطی از جانب خداوند است و تنها زمانی یاری از آسمان نازل می¬شود که دین خدای آسمان را نصرت دهیم. اما چگونه خدا را نصرت دهیم؟!

خداوند را با اقامه¬ی دین او، با جهاد در راه او، با تحکیم شریعت وی در زمین و عمل به سنت¬های پیامبر صلی الله علیه وسلم نصرت خواهیم داد.

خداوند را با نصرت دین او و اولیایش نصرت خواهیم داد ومراد ما از نصرت خداوند این نیست که خداوند محتاج کسی است که وی را یاری دهد بلکه خداوند از تمامی عالمیان بی نیاز و حاجتمند یاری نیست. بلکه این ما هستیم که هر آینه محتاج درگاه اوییم. و اگر تمام انس و جن دست به دست هم دهند تا خداوند را در چیزی ضررمند سازند، نخواهند توانست و اگر تمامی آنها جمع شوند تا خداوند را در چیزی نفع رسانند باز نخواهند توانست. پیامبر صلی الله علیه وسلم از آنچه از پروردگارش نقل مي¬کند می¬فرماید: «يَا عِبَادِي إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضُرِّي فَتَضُرُّوني، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُوني، يَا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أوَّلَكُمْ وآخِركُمْ، وَإنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أتقَى قلبِ رجلٍ واحدٍ منكم ما زادَ ذلكَ فِي مُلكي شيئاً، يا عِبَادِي لو أَنَّ أوَّلكم وآخرَكُم وإنسَكُم وجنكُمْ كَانوا عَلَى أفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئاً،…». (رواه مسلم ) «اي بندگانم شما قدرت ضرر رساندن به من را نداريد تا به من ضرر برسانيد و هم قدرت نفع رساندن به من را نداريد تا به من نفع رسانيد. اي بندگانم اگر ـ قلب ـ اول و آخر و انس و جن شما بر پرهيزگارترين قلب يک مردتان باشد، اين امر ـ تقوایتان ـ چيزي به ملک من نمي¬افزايد. و اگر ـ قلب ـ اول و آخر و انس و جن شما بر عاصي¬ترين قلب یکی از شما باشد، اين امر نقصانی بر ملک من نمي¬آورد!…»

بلکه خداوند بی نیاز از قتال و جهاد و انفاق ماست و غنی از عالمیان است . (وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ) عنكبوت ۶ «كسى كه جهاد و تلاش كند، در حقيقت براي خود جهاد و تلاش كرده است. چرا كه خداوند بي‌نياز از همه جهانيان است.» كسى كه جهاد و تلاش كند، براى خود جهاد می¬كند؛ چرا كه خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

طبری : درباره¬ی این آیه¬ی کریمه می¬فرماید: «کسی که با دشمن خود از مشرکین می¬جنگد. گویی برای خویش می¬جنگد چون وی آن کار را به چشم داشت پاداش و اجرت آخرت از سوی خداوند و دور شدن وگریختن از عذاب آخرت انجام می¬دهد و گرنه خداوند را چه نیازی به این کار اوست. بلکه خداوند بی نیاز از تمام مخلوقاتش است و خلقت و آفرینش و حکم و اراده فقط مخصوص ذات اوست.» (تفسیر طبری ۱/۱۲۲ )

پس وای بر کسی که گمان کند خداوند نیازمند کمک است. خداوند معبودی قوی و عزیز و جبار است، غنی و بی نیاز است اما تقدیرش سبحانه و تعالی اینگونه رفته است که دشمنانش را بر بندگانش مسلط می¬سازد تا آنها را بیازماید و خود به حالشان آگاه است. و هر که به جهاد و پیکار برخیزد این کار را برای خودش و نصرت دینش و ذلت دشمنانش و یاری برادرانش و زیاد شدن ایمان و یقینش انجام داده است و برای انسان زیاد شدن ایمان کافی است.

ایمان نیرو و توان عظیمی است که انسان را بر همه نیروی¬های زمین و تمامی خواسته¬های نفسانی چیره می¬سازد. ایمان انسان را آزاده می¬سازد طوری که هیچ سلطانی جز اراده¬ی خداوند بر وی حکمفرما نیست، از کسی جز خداوند بیمی ندارد، برای کسی جز خداوند خضوع نمی¬کند، از کسی جز خداوند حاجتی نمی¬خواهد و به کسی جز وی امیدوار نیست و توکل و امیدواریش به اوست.

اگر برای سربازان ( سکولاریست خارجی و مرتدین سکولارمحلی ) شیطان سریع-ترین هواپیماها و قوی¬ترین زره¬ها و محکمترین تانک¬ها و پیشرفته¬ترین مسلسل¬ها هم باشد برای جنود الرحمن ایمان با قدرتی است که بدان هواپیما¬ها فرو می¬افتند و تانک¬ها منهدم می¬شود وتجهیزات ساقط می¬شود و واقعیت بغداد و قندهار و کابل و کرکوک و.. از ما نزدیک است. پس حمد و ستایش خدایی را که پروردگار آسمانها و زمین است.

يا قائدَ الظلم لا تَغترَّ إن لَنا ** رُكناً شَديداً وَقَد وافاك إرشادُ

ای سردمدار ظلم و ستم به خود مغرور مشو، چرا که ما پایگاه مستحکمی داریم و این برای آگاهی تو بس است

فالطائرات وَ مَا توَحيهِ مِنْ عُدَدٍ ** وَالقاذفاتُ وَأعدادٌ وَإعدادُ

هواپیماها و هر آنچه از سرباز و امکانات در خود دارند و آن همه خمپاره¬ها و آتش بارها و تجهیزات و لشکریان

وَقمةُ العلم في تَطويرِ أَسلحةٍ ** والراجماتُ وَأبطالٌ وَأجنادُ

و اوج علم و پیشرفت سلاح و موشک اندازها و کماندوها و سربازان

تَبقى أَمام جنود الله خَاضِعةً ** فَالله أَكبرُ وَالتَقوى هي الزَادُ

تمام اینها در برابر سربازان خداوند خاضع و ذلیل¬اند. پس همانا الله بزرگتر است و تقوی توشه راه ماست

وقتی که این عقیده و ایمان راسخ در دل انسان مؤمنی جای گرفت و در ضمیر و وجودش مستقر شد مانند آزمایشی است که عطا شده و محنتی است که هدیه شده است. پس ای مسلمان مجاهد بر آن صبر گیر و صابر باشد و استقامت پیشه کن و بدان کسانی که تو را در این راه تنها گذاشته¬اند به تو هیچ ضرری نمی¬رساند و برایت کافی باشد که خداوند با توست و مأیوس و محزون مباش چرا که خداوند می¬فرماید: (لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ) نور ۱۱ «گمان مبريد كه اين حادثه برايتان بد است، بلكه اين مسأله برايتان خوب است». بسیاری از ابتلاها ظاهر آن، شر و بدی است. ولى مى¬دانيد كه خداوند پيامبران و خداپرستان راستين و شهيدان و نيكوكاران را بدين¬گونه بلاها گرفتار مى¬سازد كه آنان را بيازمايد.

سختی و مشقت هر قدر که بیشتر شود محنت و معانات هر قدر که فزونی یابد باز در خود سپیده دم امید و پیروزی را دارد. هر بلا و مصیبتی که برای انسان مؤمن پیش می-آید ابتلا و خالص شدن و ورزیدگی و خیر است. نشانه لطف خداوند درباره آنان و بزرگوارى و برگزيدگى آنان است. و این ابتلاها خود فرصتی برای محاسبه و مراجعه نفس است پس صبری نیکو لازم است و خداوند تنها مستعان و یاری رسان است.

و به سخنان بیمار دلان نباید اهمیت داد و تنها توکل بر پروردگار جهانیان لازم است، که هر قدر دشمن با قدرت و جبروت باشد باز خداوند در کمین گاهشان به انتظار نشسته است. ما امتی هستیم که هرگز مأیوس نمی¬شویم آنگونه که خداوند می-فرماید: (ولا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ) يوسف ۸۷ « از رحمت خدا نااميد مشويد» پس مجاهد امیدوارترین و خوش¬بین¬ترین مردم به رحمت خداست و از دورترین¬شان به یاس و ناامیدی و بد¬بینی است. و چطور اینگونه نباشد در حالی که او با پروردگاری است که قدرتش تحدی نمی¬شود و برای رحمتش حد و اندازه¬ای نیست.

پس به اذن خداوند ، امیدوار و منتظر خواهیم ماند و مشکلات راه را ناچیز مـی¬دانیم و به خداوند اطمینان و توکل خواهیم بست:

(يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ * وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ) روم ۵ ـ۶

«خداوند هر كس را بخواهد يارى مى‏دهد و او صاحب قدرت و مهربان است، ‏ اين وعدّه‌اي است كه خدا داده است ، و خداوند هرگز در وعده‌اش خلاف نخواهد كرد، وليكن بيشتر مردم نمي‌دانند‏.»

اللهم انصر دينك ومكن لجندك على أرضك

اللهم احفظ قادتنا وعلمائنا يا رب العالمين

واختم اللهم لنا بالشهادة مقبلين

والحمد لله رب العالمين