آگاه باشید: مخالف شیعه یا سنی یا حاکمیت بودن به معنی همراه مذهب تو بودن نیست

آگاه باشید: مخالف شیعه یا سنی یا حاکمیت بودن به معنی همراه مذهب تو بودن نیست

به قلم: کارزان شکاک

جنگ روانی کنونی کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی به همراه دارودسته ی منافقین بومی به دلیل رشد رسانه های مختلف ماهواره ای و فضای مجازی چنان پیچیده و متنوع و رنگارنگ و فریبنده شده که به سادگی مسلمین غافل از منهج صحیح اسلامی را با خود در هدفی که انتخاب کرده اند هم مسیر می کنند.

مسلمین با آنکه در مسائل ریز شخصی و … آگاهی هایی دارند اما در فقه اولویات چون شناخت ظاغوت ( طاغوت = کافر و کفار بر اساس آیه ۱۷ سوریه حج ۵ دسته اند: یهودی ها، صابئین، مسیحی ها، زرتشتی ها، سکولاریستها یا مشرکین)، کفر به طاغوت (کفر به این کفارپنج گانه) ، ولاء و براء (برائت از سکولاریستها)، دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و در کل، در پایه های «لا اله – الا الله» شناخت بسیار ناچیز و ناقص و حتی در مواردی کاملاً ناآگاه هستند. به همین دلیل به سادگی در دام تبلیغات متنوع و فریبنده ی این دشمنان سه گانه می افتند.

در مورد مشخص تشیع و حاکمیت بر ایران، متاسفانه دسته هایی از عوام اهل سنت خیال می کنند هر کسی در ماهواره ها یا فضای مجازی یا در فضای حقیقی که مخالف تشیع و نظام حاکم بر ایران بود حتما مدافع مذهب آنهاست اما این تنها یک دام و توهمی است که به صورت برنامه ریزی شده قصد دارد آنها را در راستای اهداف دشمنان شیعه و سنی خرج کند.  

به صورت تاریخی لازم است بدانیم که جاحظ معتزلی (۲۵۵ ه‍ـ) به عنوان اولین کسی شناخته شده که در رد شیعه کتاب تصنیف کرده، با این حال از ائمه‌ی بدعت بوده و ابن حزم رحمه الله دربارش گفته: «كان أحد المجان الضلال»!!

عبد الجبار ناجی در کتابش«التشيع والإستشراق» ضدیت مستشرقین کافر غربی با تشیع را بحث کرده.

در هیچ یک از این موارد، مخالفت و ضدیت آنها با تشیع به معنی همراهی و تائید اهل سنت نیست.

به همین دلیل اهل سنت لازم است به این دشمنان مشترک شیعه و سنی بگویند: «کونك ضد الشيعة لا يعني أنك مع أهل السنة» ضد شیعه بودنت، به معنای آن نیست که با اهل سنت باشی!

امروزه مرتدین و دارودسته ی منافقین زیادی از میان سنی زاده ها یا شیعه زاده ها وجود دارند که با بارکشی از مسائل اختلافی فقهی مذاهب مختلف اسلامی، علیه مذهبی که قصد حمله به آن و بسیج عوام را دارند فعالیت می‌کنند، به همین دلیل مسلمین باید در همان قدم اول بدانند که چه کسی در حال فعالیت بر علیه مذهب مخالف آنهاست و اجازه ندهند از آنها همچون یک ابزار و حتی همچون یک دستمال توالت جهت رسیدن به اهدافشان استفاده کنند.

بدون شک همچنانکه مراجع مختلف شیعه در مواردی با هم اختلاف فقهی دارند، مذاهب اهل سنت هم با هم و با شیعه با وجود هزاران نقطه ی مشترک اما اختلافات فقهی خاصی هم با هم دارند؛ اما وجود این اختلافات سببی برای این نیست که در جبهه ی دشمنان تمام مذاهب اسلامی قرار بگیرند.

بیدار شویم و اجازه ندهیم دشمنان تمام مذاهب اسلامی که با هر نوع حاکمیتی بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی مخالفند ما را در حد یک ابزار ناچیز جهت رسیدن به اهدافشان پائین نیاورند.

وحدتی که منافاتی با بیان حقایق ندارد

وحدتی که منافاتی با بیان حقایق ندارد

 به قلم: اسعد پیرانشهری

عده یا خیال می کنند زمانی که ما می گوئیم بین فرقه های مختلف اسلامی شیعی و سنی بر علیه کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی اتحاد و وحدت داشته باشیم به این معنی است که مثل دموکراسی غربی ها عده ای اقلیت به نفع اکثریت دست از عقاید و مذهب خود بکشند. اما واقعیت اتحاد و وحدت اسلامی چیز دیگری است.

شیخ عاشور می گوید: “مقصود ما یکى کردن همه مذاهب و روى گردانى از مذهبى و روى آوردن به مذهب دیگر نیست، که این به بیراهه کشاندن اندیشه نزدیک کردن مذاهب است. هم سویی، باید بر پایه بحث و پذیرش علمى باشد تا بتوان با این اسلحه علمى به نبرد با خرافات رفت. و باید اندیشمندان هر مذهبى در گفت و گوى علمى خود، دانش خود را مبادله کنند تا در یک محیط آرام، بدانند، بشناسند، بگویند و نتیجه بگیرند.”

در این صورت اتحاد مسلمین، به معناى انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامى و فقهى خودشان نیست؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معناى دیگر است که هر دوى آن باید تأمین بشود: اول اینکه فِرَق گوناگون اسلامى حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همکارى و همفکرى کنند. دوم اینکه فرق گوناگون مسلمین سعى کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهى را با هم مقایسه و منطبق کنند. بسیارى از فتاواى فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهى عالمانه قرار بگیرد، ممکن است با مختصر تغییرى، فتاواى دو مذهب به هم نزدیک شود.

حرف‌ ما  به‌ عنوان‌ پیام‌ وحدت‌ این‌ است‌ که‌ مسلمانان‌ بیایند با هم‌ متحد بشوند و با یکدیگر دشمنی‌ نکنند محور هم‌ کتاب‌ خدا و سنت‌ نبی‌اکرم‌ (صلی الله علیه وسلم) و شریعت‌ اسلامی‌ باشد.

در مرحله ی دوم هم همه ی مسلمین با هم جبهه ی واحدی بر علیه این دشمنان مشترک تشکیل دهند. 

غلو در دین توسط مومنین ابزار دست کفار در ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد

غلو در دین توسط مومنین ابزار دست کفار در ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

الله تعالی می فرماید: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ (مائده/۷۷) بگو : ای اهل کتاب ! به ناحق در دین خود راه افراط و تفریط را طی نکنید. یعنی چیزی غیر از آنچه الله در شریعتش قرار داده اضافه نکنید.

یکی از مواردی که عده ای به ناحق در آن دچار زیاده رویی و غلو می شوند تکفیر به ناحق مسلمین است. این دسته ظوابط تکفیر و فیلترهای ۴ گانه در مورد تکفیر را رعایت نمی کنند و به سادگی دست به تکفیر مسلمین می زنند و باعت تفرقه و تولید جنگ داخلی در میان مسلمین می شوند.

دشمنان نیز از این تفکرات و از این افراد به عنوان یک ابزار جهت تولید تفرق و جنگ داخلی بیشتر و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد راستین استفاده می کند. فقط کافی است به تجربیات جنگ الجزائر دقت کنید تا عمق فاجعه را متوجه شوید.

ای اهل توحید از الله بترسید و هیچگاه غلو نکنید و از افراط در صدور احکام بپرهیزید مبادا با یک کلمه ی شما عصمت یک مسلمانی شکسته و مال و خون و ناموس و آبرویش از بین برود، از الله بترسید و مدام الله را بر کلمات خود مراقب بدانید و یقین داشته باشید که بابت تک تک کلماتتان فردای قیامت پاسخ خواهید داد!!

از ابن مسعود روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: ” هَلَكَ الْمُتَنَطِعُونَ قَالَهَا ثَلَاثًا ” : سه بار فرمودند متجاوزین از حد و اهل غلو نابود شوند. (صحیح مسلم / ۲۰۰۰) .

این غلو کننده ها نه تنها خودشان بلکه اسباب ضربه زدن به دعوت و جهاد مسلمین و خدمت به دشمنان را نیز فراهم می کنند.

 حدو وحدود احترام متقابل در برابر کفار سکولار

 حدو وحدود احترام متقابل در برابر کفار سکولار کنونی

به قلم: صلاح الدین هورامی

نزدیک به چند قرن است که بزرگترین مصیبت پیروان تمام شریعتهای آسمانی تمام جهان قدرت گیری کفار سکولار است.

در سرزمینهای اسلامی هم سکولاریم و سکولاریستها تبدیل به سرطانی شده اند که بزرگترین ضربات را به عقیده و فرهنگ و آداب و رسوم و بدن جامعه ی اسلامی مسلمین زده اند.

 یکی از بزرگترین حییله های این سکولاریستها این است که می گویند ما به عقاید و افکار شما احترام می گذاریم و شما می توانید در مسائل شخصی و فردی خود آزاد باشید و شما هم در عوض به عقاید و باورهای ما احترام بگذارید و در امور اجتماعی و عمومی تابع قوانین سکولاریستی شوید.

با آنکه این حد از آزادی در مسائل عقیدتی و فردی هم که شعارش را می دهند برای مسلمین وجود ندارد و در امور فردی هم تا زمانی یک مسلمان آزاد است که مخالف قوانین سکولاریستی عمل نکند با این وجود هیچ سازشی بین یک مسلمان با یک کافر سکولار وجود ندارد.

سالهای نخست دوره طلایی اسلام دوره مکی بود، دعوت اسلام با گذشت روزها وسعت پیدا می‌کرد و درد سر مشرکین بیشتر می‌شد، مشرکین هر نوع حربه‌ها را استفاده کردند، اما کامیاب نشدند، بالآخره هیئتی را نزد رسول‌اللهﷺ فرستادند و فلسفه (احترام متقابل) را آوردند و گفتند: اگر مال می‌خواهی، مالها را برایت جمع خواهیم کرد، اگر رهبری می‌خواهی رهبرت خواهیم کرد، اگر زن می‌خواهی آن را هم برایت می‌گیریم اما به معبودان ما بدگویی نکن و یا احترام متقابل داشته باش، ما با معبود تو کاری نداریم تو با معبود ما کاری نداشته باش، ما یک مدت پرستش معبود تو را می‌کنیم، تو همچنین یک مدت بندگی معبودان ما را بکن. یک مدت قوانین تو باشد و یک مدت قوانین ما و…

رسول اللهﷺ این معامله شان را رد کرده و نپذیرفت و سورة الکافرون نازل شد که جدائی کامل از قوانین و برنامه های ضد اسلامی کفـار سکولار در آن است.

اما متاسفانه امروزه این تفکر در سرزمین مسلمین به شکل وسیع منتشر شده است و این سخنان باطل از طرف کفار سکولار خارجی و بالعکس از سوی زمامداران سکولار در سرزمینهای اسلامی رد و بدل میشود که می‌گویند روابط من و شما بناء بر احترام متقابل باشد و از شما هم می‌خواهیم که بر اساس همین احترام متقابل روابط تان را با ما تامین کنید!

از نظر شریعت اسلام احترام متقابل در مورد “دین و اعتقاد” هیچ اعتبار ندارد و اگر بنا باشد به دین و اعتقاد  کفار سکولار احترام گذاشته شود، پس رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم و اصحاب فداکار او رضی‌الله‌عنهم به چه دلیلی این همه جنگ و جهاد را علیه ‌کفار سکولار قریش و سایر کفار سکولار برپا کرده‌اند؟

الله در مییان تمام انسانها کفار سکولار را نجس نامیده است و می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای یکسانی که ایمان آوردیه اید به درستی که تنها سکولاریستها نجس هستند.

باید با قاطعیت بگوئیم: یا اسلام یا سکولاریسم و سکولاریستها با عقایدشان هیچ احترامی نزد ما ندارد.

ای دعوتگر سست اراده!!

ای دعوتگر سست اراده!!

ارائه دهنده: آغسار تورکمن

راه رسیدن به بهشت و امکانات گرانبهایش نه تنها با گل و ریحان چیده نشده که دشواری خاص خود را داشته و مشکلات و گرفتاری بسیاری نیز سر راه مؤمنان راستین قرار دارند، از این رو پروردگار حکیم و دانا جهت تشخیص سره از ناسره و مسلمانان صادق و متقلب از یکدیگر راههای و ابزارهایی مقرر فرموده است:

 (آيا مردمان گمان برده‌اند همين كه بگويند ايمان آورده‌ايم (و به يگانگي الله و رسالت پیامبر اقرار كرده‌ايم) به حال خود رها مي‌شوند و ايشان (با تكاليف و وظائف و رنجها و سختيهائي كه بايد در راه آئين آسماني تحمّل كرد) آزمايش نمي‌گردند؟! ‌‏ما كساني را كه قبل از ايشان بوده‌اند (با انواع تكاليف و مشقّات و با اقسام نعمتها و محنتها) آزمايش كرده‌ايم…).  ‏العنكبوت: ١ – ٣

بنابراین لازم است انسان مسلمان در راستای نیل به اهداف دیرینه و پا نهادن به سرزمین مبارک و ستودنی بهشت با گرفتاریها و پیچیدگیهای سر راه دست و پنجه نرم کرده و با شیطان و سایر دشمنانی که همواره در فکر ایجاد مزاحمت برایش هستند، مبارزه سخت و بی امانی شروع نماید و از شهوات و آرزوهای نامشروع نفسانی فاصله بگیرد؛ چون دست یافتن به چنین هدف بزرگ و با عظمت و آرمیدن در سایه رحمت پروردگار نیازمند یقینی ثابت، عزمی راسخ و پولادین و قلبی پالوده از زنگار گناه و معصیت می باشد.

یکی از بزرگان می گوید: به هلاک رفتن سرگردانها جای تعجب نیست، ولی نجات یافتن رادمردان سرافراز انسان را به تعجب وا می دارد و باید بدان اندیشید. چون حقیقتا علل و عوامل بی شماری از سوی اهریمن، نفس و هواپرستی، عرف و عادات و روشهای پیشینیان و جوامع کنونی در راستای به انحراف کشاندن انسانها دست به دست هم داده و شبانه روز در فکر کناره گیری آنان از مسیر درست بندگی و نیل به رضوان الهی، هستند. [۱]


[۱]  العقیدة الصافية، ص: ۱۰۰/ تفسیر عون المنان، سوره‌ی توبه

‍ تأثیر مستقیم وحدت بر زندگی درونی و ظاهری مسلمین

‍ تأثیر مستقیم وحدت بر زندگی درونی و ظاهری مسلمین

به قلم: محمد اسامه

خطرناکتر از بمب اتم و تجهیزات نظامی و تکنولوژیهای پیشرفته برای کفار اتحاد و وحدت اسلامی ما و تشکیل دارالاسلام و جماعت در ایران بوده است و الحمدلله این اتحاد و دارالاسلام ما پابرجاست، یک لحظه از  جماعت و دارالاسلام و اهل جماعت شدن غافل نخواهیم بود، با خونمان آبیاریش خواهیم کرد تا اینکه شاخ و بر گهایش بر این کره خاکی سایه افکند. باذن الله.

 اگر مجتمعی اسلامی را دیدی که در آن با وجود تفاوتهای مذهبی و حتی قومیتی از هر گونه درگیری مذهبی و نژادی پرهیز می کنند، و با اطاعت از الله و رسولش صلی الله علیه وسلم در حفظ وحدت و پرهیز از منازعه و تفرق اسباب« فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُکُمْ» را فراهم نکرده اند، بدانید که قدرت و شکوه و حتی معنویت و شادی و طراوت هم در میان آنها بیشتر است.

بعد از اینهمه جنایات دشمنان و تاراج منابع مادی و حتی تهاجم بر عقاید و فرهنگ مسلمین، وحدت اسلامی همان چیزی است که هم اکنون دنیای اسلام به شدت نیازمند آن است. زمانی که مسلمین با هم متحد می شود قدرتی به وجود می آید که باعث دلگرمی آنها شده و مرعوب دشمنان نمی گردند.

اگر می بینی که فلان مسلمان یا فلان گروه و جماعت و حکومت و ملت مرعوب کفار سکولار و اشغالگر خارجی شده است به دلیل این است که در دام تفرق افتاده و احساس سستی و تنهائی و بی پشتیبانی می کند .

اولین تأثیرات این تفرق بر آنها این است که باطنش را تهی می کند و به گونه ای بی ابهت می گردد که الله تعالی تحت عنوان «تَذْهَبَ ريحُکُمْ» از آن نام می برد.

 زمانی که مسلمین با قدرت وحدت اسلامی به هم دلگرم می شوند به تدریج ترس و رعبی که در قلب مسلمین جای می گیرد از بین رفته و احساس قدرت و شکوه و عزت نفس و نشاط به آنها دست می دهد و با این قدرتی که تولید کرده اند ترس به دل دشمنان الله و مسلمین منتقل می گردد و الله تعالی به تولید چنین ترسی در دل دشمنان امر می کند و می فرماید: تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰)

 تا به حال از خود پرسیده ای که در چه مسیری در حرکت هستی ؟ در مسیر وحدت و اهل جماعت شدن  با آنهمه ثمراتی که برای خودت و سایر مسلمین دارد ؟ یا در مسیر تفرق که آنهمه مصیبت برای خودت و سایر مسلمین به ارمغان آورده است؟

آیا زمان آن فرا نرسیده  که به هوش بیائیم ؟

‍ تولید محتوا بهتر است زمانی که کار میدانی همراه آن باشد

 تولید محتوا بهتر است زمانی که کار میدانی همراه آن باشد

 به قلم: مسعود سنه ای

امروزه و به دلیل وجود فضای مجازی و رسانه های مختلف، بسیاری از دعوتگران و اهل علم تنها به تولید محتوا و نشستن در منزل دل خوش کرده اند و از کار میدانی و فعالیت چهره به چهره غافل شده اند.

بدون شک فضای مجازی و رسانه های مختلف نقش بسیار مهمی در رساندن حق و بیدارگری دارند اما هرگز نمی توانند جایگزینی کامل برای کار میدانی و فعالیت چهره به چهره شوند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنکه تولید محتوا نمی کرد و آنچه از سوی الله آمده بود را بیان و تبلیغ می کرد با این وجود روشنگر و توضیح دهنده ی آیات قرآن بود به همین دلیل به صورت میدانی و چهره به چهره با مردم ملاقات می کرد.

یک روز که رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد قبایل می‌رفت و آنها را به اسلام دعوت می‌کرد شش جوان را دید که با هم نشسته هستند، به آنها نزدیک شد و پرسید اهل کجا هستید؟

گفتند: از مدینه از قبیله‌ی خزرج رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود می‌توانم با شما بنشینم و با شما صحبت کنم؟

گفتند: بله ( یکی از صفات خوب عربها از دیر باز این بود که اگر کسی با آنان سخن بگوید خوب به سخنانش گوش فرا می‌دهند و به او اجازه می‌دهند تا سخنش را تکمیل کند).

رسول الله صلی الله علیه وسلم اسلام را به آنها عرضه نمود که اسلام آوردند و گفتند ما به مدینه می‌رویم و مردم را به دین اسلام دعوت می‌دهیم و سال آینده همراه کسانی که بتوانیم آنان را به اسلام فراخوانیم نزد شما باز می گردیم.

سال آینده همان گونه که قول داده بودند با ۱۲ نفر آمدند که ۹ نفرشان از قبیله خزرج و سه نفر از اوس بودند رسول الله صلی الله علیه وسلم از شنیدن این خبر شادمان شد. امید به واقعیت تبدیل شد زیرا وقتی عده ای از قبیله ی اوس ایمان آوردند معنایش این است که خیر و خوبی آمدنی است و مردم مدینه انسانهای صادق و خوبی هستند و در این اختلاف بی تقصیرند.

گمان رسول الله صلی الله علیه وسلم درست بود؛ در سال آینده ۷۳ مرد و دو زن نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند که نصف شان از قبیله‌ی اوس و نصف دیگر از قبیله‌ی خزرج بود. به این ترتیب هجرت به سوی مدینه ممکن شد.

تبیین مفاهیم و مطالب و پاسخ به سوالات مختلف مخاطبین در کار میدانی و چهره به چهره تأثیر عمیقی بر مخاطب می گذارد.

امروزه که کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های اهل بدعت به صورت بی سابقه ای در حال فاسد کردن نسل جدید ما هستند، در کنار تولید محتوا، کار میدانی و چهره به چهره از نیازهای روز ماست.

جهاد به رهبری حاکم یا رهبر ظالم، فاسق و فاجر چه حکم دارد؟

جهاد به رهبری حاکم یا رهبر ظالم، فاسق و فاجر چه حکم دارد؟

کاتب: أبومحمود کندزی

در همین قدم اول باید بدانیم که منظور از رهبر و امیر، رهبر حاکم بر دارالاسلام است، یعنی سرزمینی که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی تنظیم شده است و احکام شریعت الله بر اساس یکی از مذاهب اسلامی اجرا می شود.

علاوه بر این، منظور از اهل جماعت در منابع اهل سنت و جماعت، یعنی اهل چنین حاکمیتی شدن نه فرقه بازها و گروههای متفرقی که به قتال الفتنه بر علیه هم و حتی بر علیه جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام مشغول هستند.

رهبر چنین سرزمینی، یا منوصبین و امراء و والی های چنین رهبری هر چند ظالم، فاجر و فاسق باشند ضمن انجام امر به معروف و نهی از منکر از کانال شرعی آن، اطاعت از آنها در کارهای نیک و در غیر معصیت الله لازم است و باید فسق و گناه او سبب بی اطاعتی و نافرمانی مومن در کارهای نیک نگردد، زیرا جزای گناه را به او الله تعالی خواهد داد و مجاهد ثواب و اجر اطاعت از امیر در کارهای نیک و در غیری معصیت الله را خواهد برد.

دلیل:  مَن رَأَى من أمِيرِهِ شيئًا يَكْرَهُهُ فلْيَصْبِرْ عليه ، فإِنَّهُ ليس أحدٌ يُفارِقُ الجَماعةَ شِبْرًا فيَموتُ ، إِلَّا ماتَ مِيتةً جَاهِلِيَّةً .[ صحیح البخاري] ابن عباس (رضی الله عنه) روایتی را نقل کرده، می‌گوید که رسول الله ﷺ فرموده: کسی که چیزی را از امیر خود مشاهده کرد که آن را بد می‌دانست، پس صبر نماید، زیرا نیست هیچ کسی که از جماعت (حاکمیت بر مسلمین) به اندازه یک وجب جدا شود، پس اگر بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.

دلیل دوم: در حدیث مسلم از عوف بن مالك الأشجعي (رضی الله عنه) روایت شده که رسول الله ﷺ فرموده: “ألا مَن وليَ علَيهِ والٍ فرآهُ يأتي شَيئًا مِن معصيةِ اللَّهِ فليَكْرَهْ ما يَأتي مِن معصيةِ اللَّهِ ولا ينزِعَنَّ يدًا مِن طاعةٍ.”

رسول الله ﷺ فرموده است: باخبر اگر بر بالای کسی امیری تعیین گردید و او را بر نافرمانی الله تعالی مشاهده کرد، پس این گناه و نافرمانی از الله تعالی ای او را بد بداند، اما از اطاعت امیر خارج نشود.

امام نووی (رحمه الله) فرموده است: “قال جماهیر أهل السنة من الفقهاء والمحدثین والمتکلمین لا ینعزل بالفسق والظلم وتعطیل الحقوق ولا یخلع ولا یجوز الخروج علیه بذلك بل يجب وعظه وتخویفه للأحادیث الواردة في ذلك.[شرح مسلم: ۱۲/۲۲۸]

جمهور اهل سنت که فقهاء، محدثین و متکلمین هستند، (اینها) می‌گویند: که امیر به سبب فسق، ظلم و ندادن حقوق معزول (برکنار) نمی‌شود و نباید از بیعت او خارج شد و به سبب امور ذکر شده قیام هم بر علیه او جایز نمی‌شود، بلکه نصیحت کردن به او و ترساندن او از الله تعالی واجب است، به سبب آن احادیثی که در این مورد وارد شده است.

قال بعض الحکماء: “من فارق الاعتصام بحبلهدحالفه الخسران وعانقه الخذلان وترصدت له المنون وطحنته الحرب الزبون.”[تهذیب الرياسة: ۱/۱۱۱] بعضی از حکماء نیز گفته اند، کسی که ریسمان اتفاق را ترک نمود، پس زیان یاور او خواهد گشت و شرمندگی بر گردنش خواهد افتید و مصیبت ها در انتظارش خواهد بود و جنگ او را در هم خواهد شکست.

درسی ایمانی از مروان حدید در دادگاه نظام سکولار بعثی و آنچه جولانی با ثمره ی جهاد امثال مروان کرد

درسی ایمانی از مروان حدید در دادگاه نظام سکولار بعثی و آنچه جولانی با ثمره ی جهاد امثال مروان کرد

به قلم: مسعود سنه ای

در دادگاه نظامی به ریاست مصطفی طلاس در شهر حمص الشیخ مروان حدید و همراهانش دادگاهی صوری شدند که به صورت مستقیم از رادیو پخش می شد.

طلاس به الشیخ مروان گفت:

قال طلاس للشيخ مروان: أنت عميل.

– تو مزدور هستی؟

قال مروان لطلاس: أنا عميلٌ لله.

+ مزدور الله هستم!

قال طلاس: أنت مأجور.

– مزدت می‌دهند؟!

قال مروان: أنا مأجورٌ من الله.

+ الله مزد من را می‌دهد!

قال طلاس: حكمت عليك المحكمة بالإعدام شنقاً حتى الموت.

در نهایت، دادگاه حکم اعدامش را صادر کرد و او درباره‌ی حکم با لبخندی تمسخر آمیز گفت:

فرد مروان بابتسامة ساخرة: والله يا مسكين لو عرفتُ أنّ بيدك الموت والحياة لعبدتُّكَ من دون الله.

ای مسکین! به خدا اگر می‌دانستم که زندگی و مرگ به دست توست، به جای خداوند تو را عبادت می‌کردم!

اینجا بود که قاضی به مسخره گرفته شد و آنها هم فورا برق را قطع کردند و پخش مستقیم رادیوئی هم قطع شد.

حکم او بعداً لغو گردید و آزاد شد، اما بار دیگر توسط همین نظام سکولار دستگیر شد و در زندان این دژخیمان به شهادت رسید!

رحمه الله وتقبله في الشهداء

بر اثر غفلت مومنین اهل دعوت و جهاد و دسیسه های دشمنان آشکار و پنهان مومنین، ثمره ی جهاد و رشادت هزاران نفر چون  مروان حدید در نهایت توسط جولانی به فروش رسید و سوریه تبدیل شد به ابزاری در دست غرب سکولار و اسرائیل وحشی.

انحراف در عقیده ریشه ی انحرافات فردی و اجتماعی

انحراف در عقیده ریشه ی انحرافات فردی و اجتماعی

به قلم: صلاح الدین هورامی

امروزه بسیاری از افراد و خانواده ها با ناهنجاری های مختلف فکری و رفتاری دست و پنجه نرم می کنند و جهت آسب شناسی، بسیاری دوست دارند بدانند ریشه ی این ناهنجاری ها به کجا بر می گردد.

بدون شک هر شخص همانگونه که فکر می کند و عقیده دارد به همان شیوه هم عمل می کند یعنی عمل فراورده و میوه یی عقیده و فکر شخص است و انحراف در عمل به انحراف در فکر و عقیده بر می گردد

شیخ مجاهدین، دکتر عبدالله عزام  رحمه الله می گوید:

«تمام انحرافاتی که امروزه در سلوک فردی و اجتماعی با آنها رو به رو هستیم، به انحراف اعتقادی بازمی‌گردند؛ در این زمان مردم به این نیاز دارند که از نو اعتقادات خود را بنا کنند، باید تنها خداوند را در مقام الوهیت قرار دهند و بزرگی خداوند متعال در دل‌هایشان رسوخ یابد»[۱]

شخصی که قوانین و برنامه های سکولاریستی و جاهلی را انتخاب کرده است، الله را در مقام اولوهیت قرار نداده بلکه فلان شخص سکولار را اله خود می داند و از او قانون و برنامه می گیرد.

به عنوان مثالی معمولی همه می دانیم که روانشناسی سکولاریستی بر پایه ی زیست شناسی بنا شده و زیست شناسی هم بر پایه ی شیمی و شیمی هم بر پایه ی ماده؛ یعنی روانشناسی هم اکنون در مییان مردن در حال مُد شدن است تفکرات پست ترین انسانها یعنی سکولاریستهاست که الله تعالی این سکولاریستها را نجس نامیده است و می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ایی کسانی که ایمان آورده اید بدرستی که (در میان انسانها) تنها سکولاریستها نجس هستند.

یعنی نه کفار یهودی و نه نصرانی یو نه مجوس و نه صابئی هیچ یک نجس نیستند بلکه تنها کفار سکولار نجس هستند.

حالا این نجسهای ماده گرا برای اداره ی زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی خود راهکارهایی را تدوین کرده اند و بسیاری از این راهکارها بر خلاف قانون شریعت الله و مخرب هستند؛ کسی که به جای قوانین و برنامه های شریعت الله از این راهکارهای سکولاریستی روانشناسها استفاده می کند در واقع در عقیده اش مشکل دارد و این افراد سکولار را در مقام الوهیت قرار داده و به عبادت آنها می پردازد.  

در مسائل حکومتی و اقتصادی هم باز قاعده همین است، از نظر عقیدتی قانون و برنامه ات را از کجا می گیری؟ همان را عبادت می کنی.

پس اصلاح عقیده یعنی اصلاح رفتارهای فردی و اجتماعی.


[۱]  عبدالله عزام، العقيدة وأثرها في بناء الجيل، ص ۱۱