آیا متحد شدن با کفار دلیل بر خوب بودن آنها و دفاع از کفریات و خباثت آنهاست؟

آیا متحد شدن با کفار دلیل بر خوب بودن آنها و دفاع از کفریات و خباثت آنهاست؟

به قلم: صلاح الدین مجاهد

کفار اصلی میان انسانها ۵ دسته هستند: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷)

شخص با کفر به شیطان و این ۵ کافر مییان انسانها به وظیفه ی کفر به طاغوت خود عمل می کند. پس ما در همان قدم اول به تمام این کفار و تولیدات فکر و عقیدتی آنها و اخلاق و عادات و رفتارهای ضد اسلامی آنها کفر کرده ایم.

در منهج صحیح اسلامی می بینم که غیر از کفار سکولار سایر کفار می توانند اهل ذمه شوند و با مسلمین در دارالاسلام زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند و اهل جماعت شوند و در تاریخ اسلام می بینم که رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار یهودی  اطراف مدینه و با کفار نصرانی نجران و با کفار زرتشتی الاحساء و حتی با کفار سکولار بنی خزاعه و بنی ضمره و… بر علیه کفار سکولار قریش به عنوان دشمنان اصلی و سر افعی متحد می شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی به دفاع از قوم سکولار بنی خزاعه که هم پیمان دارالاسلام و جماعت مسلمین بود به مکه حمله کرد و پایتخت کفار سکولار جزیره العرب را فتح و آزاد کرد.

پس اتحاد با این کفار به دلیل خوب بودن عقاید کفری و عادات و تقالید کفری آنها نیست بلکه به دلیل نیاز و پیمانی است که دارالاسلام جهت پیشبرد اهداف انقلابی خود با آنها بسته است.

امروزه هم اگر دارالاسلام ایران در جهاد مسلحانه با آمریکا و ناتو با دارالکفرهای چین و روسیه و مرتدینی چون حکومت سکولار و بعثی سوریه متحد شده است دلیل بر خوب بودن عقاید و تقالید این کفار و مرتدین نیست بلکه به دلیل نیاز به آنها در جنگ با آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی است.

فرقه های مختلف اهل سنت و جماعت باید تکلیف خود را روشن کنند یا در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قرار بگیرند یا در جبهه ی آمریکا و ناتو  و صهیونیستها بر علیه دارالاسلام ایران .

جبهه ها واضح و روشن هستند پس کسی نگوید جنگ شیعه و سنی درکار است، بلکه همچنانکه به صورت واضح در ادلب سوریه و شمال سوریه می بینم ارتش ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه وارد شده و جنگ این فرقه ها جنگ فی سبیل آمریکا و ناتو شده است اما با خون و مال اهل سنت .

کسی از خباثت رژیم سکولار بشار اسد حمایت نمی کند اما واضح است که این رژیم در برابر صهیونیستها و آمریکا و ناتو قرار گرفته است همچنانکه کره شمالی و روسیه و چین در برابر آمریکا و ناتو قرار گرفته اند.

حیف است اهل سنت و جماعت این حقایق را نفهمد و جاهلانه در جبهه ی آمریکا و ناتو و صهیونیستها قرار بگیرد و ابزار دست دشمنان اسلام شود.  

شبهه: اگر جهاد ایران صحیح است، چرا مُلاهای اهل سنت و جماعت به همراه ایران وارد جهاد با آمریکا و اسرائیل نمی شوند؟

شبهه: اگر جهاد ایران صحیح است، چرا مُلاهای اهل سنت و جماعت به همراه ایران وارد جهاد با آمریکا و اسرائیل نمی شوند؟

به قلم: خالد سیف الله المسلول

شخص مومنی که در کنار اهل سنت بودن در دارالاسلام اهل جماعت هم شده باشد به سه شیوه و روش می تواند بر علیه سکولاریستها وارد جهاد شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: جاهِدوا المشرِكينَ بأموالِكُم، وأنفسِكم، وألسنتِكُم.[۱] با سکولاریستها (= مشرکین = احزاب) با مال و جان و زبانتان جهاد کنید.

شخص مومن اهل جماعت به اندازه ی توانش با این سه روش وارد جهاد می شود. مهم این است که با اهل جماعت شدن خیال خودش را راحت کرده باشد که جزو فرقه بازهای نظاره گر نیست و برای روز قیامت جوابی برای الله و این مومنین تحت ستم دارد که به اندازه ی توانش وارد جهاد شده است.

کسانی که این شبه را مطرح می کنند یا خودشان اهل تفرق ساکن در دارالاسلام یا خارج از دارالاسلام هستند، به کسی که خارج از جبهه ی مقاومت تحت مدیریت ایران است می گویم: خودت اهل تفرق و اهل بدعت شده ای و در کجا هستی؟ در بلاد کفر زندگی می کنی و به کفار در کشتن مومنین مالیات و خدمات اقتصادی و مدیریتی و غیره پرداخت می کنی و طبق نقشه های کفار پیش می روی؟ یا در دارالاسلام ایران نظاره گر و تماشاچی؟ حتما  در ساحه ی جهاد اهل جماعت نیستی و بعد طعن می زنی که چرا فلان عالم و داعی جهادی اسلحه به دست در میدان نیست؟

مسئله ی بعدی که لازم است همگی بدانند این است که علمای جهادی و داعیان جهادی مانند آدم های عادی نیستند، آنان در بین مسلمین معروف شده اند و صاحب خطبه، کتاب و فعالیت های جهادی هستند و اسم ورسمشان برای همه مشخص شده است و هیچ عالم  جهادی یا غیر جهادی، داعی جهادی و یا غیر جهادی و یا انسان عاقلی نمی گوید که تمام داعیان و علمای جهادی اهل سنت و جماعت ایران و خارج از ایران که در بخش فکری و رسانه ای و جنگ روانی بر علیه آمریکا و صهیونیستها فعالیت دارند باید همگی در داخل میدانهای قتال حضور داشته باشند. اصلاً این امر غیر معقول و غیر ممکنی است.  

الله تعالی می فرماید: وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ (توبه/۱۲۲) ‏مؤمنان نمی شود که همگی (برای قتال) بیرون بروند. باید که از هر قوم و قبیله‌ای، عدّه‌ای بروند تا با تعلیمات اسلامی آشنا گردند، و هنگامی که به سوی قوم و قبیله خود برگشتند آنان را (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداری کنند.‏

نکته ی پایانی اینکه: جبهه ی مقاومتی که دارالاسلام ایران به عنوان ابرقدرت منطقه یکی از بازوان آن است جبهه ای منطقه ای و وسیع است و در میدانهایی مثل غزه که نیاز به حضور فقها و خطبای مساجد هم دیده می شود علمای عامل زیادی در میدانهای قتال هم حضور دارند.  

پس، جهاد در هر سه بخش مالی و جانی و زبانی می تواند صورت گیرد به شرطی که شخص قبل از جهاد اهل جماعت شده باشد و به جهاد خود مشروعیت ببخشد.


[۱]   أبو داود ۲۵۰۴ / أحمد  12268 / النسائي (۳۰۹۶)

امام مورد نظر اهل سنت و جماعت کیست؟

امام مورد نظر اهل سنت و جماعت کیست؟

به قلم: خالد هورامی

ابن خلدون در مورد امام  که با لفظ رهبر یا خلیفه یا امیرالمومنین نیز نام برده شده است می گوید: الخلافة نيابة عن صاحب الشّرع في حفظ الدّين وسياسة الدّنيا.[۱] خلافت، جانشينی از صاحب شريعت – صلى الله عليه وسلم – در حفظ دين و سياست دنياست.

امام أبو عبد الله محمد بن علي بن الحسن القَلْعي الشافعي (المتوفى: ۶۳۰هـ) در کتابش می فرماید: أَجمعت الْأمة قاطبة إِلَّا من لَا يعْتد بِخِلَافِهِ على وجوب نصب الإِمَام على الْإِطْلَاق وَإِن اخْتلفُوا فِي أَوْصَافه وشرائطه فَأَقُول نظام أَمر الدّين وَالدُّنْيَا مَقْصُود وَلَا يحصل ذَلِك إِلَّا بِإِمَام مَوْجُود لَو نقل بِوُجُوب الْإِمَامَة لَأَدَّى ذَلِك إِلَى دوَام الِاخْتِلَاف والهرج إِلَى يَوْم الْقِيَامَة لَو لم يكن للنَّاس إِمَام مُطَاع لانثلم شرف الْإِسْلَام وَضاع.[۲]

مفهوم این سخن قلعی الشافعی این است که امت اسلام همگی بر وجود یک امام برای همه مردم اجماع کرده اند برای امور دینی و دنیوی شان و می گوید که اختلاف امت بر نصب امام و خلیفه برای مردم نیست بلکه اختلافشان بر سر اوصاف وشرایط آن است. قلعی شافعی این سخن را در کتابش در بابی می آورد تحت عنوان وجوب امامت(زمینی وشورایی نه آسمانی و منصوص) و احتیاج به سلطان و عدم غنی بودن از آن در همه زمانها.سخن به حد کافی آشکار است .

در این صورت واضح است که از نگاه اهل سنت و جماعت امامی که باید زندگی ما را در دنیا اداره کند رهبر حاکم بر دارالاسلام است.

رهبر شما اگر یک کافر است پس امام شما یک کافر است و شما را به سوی قوانین کفری و آتش جهنم دعوت می دهد و شما باید در این قوانین از او اطاعت کنی هر چند مخالف دین و مذهب شما باشد: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ﴿ القصص : ۴۱﴾

 اما در دارالاسلام، این امام به سوی قوانین الله دعوت می دهد هر چند مذهبش با مذهب شما مخالف باشد و شما تنها زمانی از امام اطاعت می کنی که فرمانش در معصیت الله و مخالف مذهب شما نباشد: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا ۖ وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ ﴿ السجدة: ۲۴﴾

به عنوان مثال: امام کنونی دارالاسلام ایران آیت الله خامنه ای است و ما تنها در ۱۱ مورد مشخص اطاعت خود را مطلقا به او داده ایم و در صدها مورد فقهی دیگر که بر اساس مذهب شیعه ی ۱۲ امامی فتوا داده ما از او اطاعت نمی کنیم بلکه بر اساس مذهب خودمان عمل می کنیم و این امام هم از ما نخواسته که در این موارد از او اطاعت کنیم حتی از مقلدین شیعه ای که دارای مراجع تقلید مختلف هم هستند نخواسته که حتماً در این مسائل از او تقلید کنند . این نعمتی است که در هیچ دارالکفر سکولاری یافت نمی شود.

در دارالکفرهای سکولار که امام عده ای شده اند افراد جامعه باید حتماً از قوانین کفری حاکم بر جامعه اطاعت کنند هر چند مخالف دین و مذهب آنها باشد. 


[۱]  تاریخ ابن خلدون۱/۲۳۴- الناشر: دار الفكر، بيروت.الطبعة: الثانية، ۱۴۰۸ هـ – ۱۹۸۸ م

[۲]  تهذيب الرياسة وترتيب السياسة ۱/۷۴- الناشر: مكتبة المنار – الأردن الزرقاء- بَاب فِي ذكر وجوب الْإِمَامَة والاحتياج إِلَى السُّلْطَان وَعدم الِاسْتِغْنَاء عَنهُ فِي جَمِيع الْأَزْمَان)

ملتهای اسلامی در مسیر امت شدن با اهل جماعت شدن

ملتهای اسلامی در مسیر امت شدن با اهل جماعت شدن

به قلم: محمد الکوردی

اینکه امروزه دارالاسلام ایران به عنوان قدرتمندترین نیروی اسلامی توانسته است جبهه ای تحت عنوان جبهه ی مقاومت تشکیل دهد که مستقییماً آمریکا و منافع آمریکا و ناتو و صهیونیستهای سکولار را مورد هدف قرار دهد واقعیتی است غیر قابل انکار.

دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت تحت پرچم آن با آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی درگیر مستقیم شده اند که دیگران حتی جرئت ندارند زنگ در آنها را بزنند و دربرن.

اما باید بدانیم که جنگ های آزادی خواهانه را ملت ها به پا می کنند نه جماعت ها، ملت ها بهایش را می پردازند -چه بخواهند چه نخواهند- میلیون ها کشته و زخمی می دهند تا به آزادی و بزرگی دست یابند و این سرنوشتِ محتومِ مسلمانان است.

جنگ هایی که به مسلمانان تحمیل شده، خود آن را انتخاب نکرده اند و راه چاره ای ندارند جز این که در برابرش به پاخیزند همان طور که همه ملت ها در برابر اشغالگران به پاخواستند بدون این که به قربانیان این جنگ ها و خسارت های سنگینِ آن توجهی بکنند، چرا که هیچ بهایی هم طرازِ آزادی و نجات یافتن از ظلمِ اشغالگر جود ندارد.

مسلمانان به سبب کمبود تعدادشان شکست نمی خورند چون بیشتر از یک و نیم میلیارد نفرند و تا کنون به اندازه ی اروپا در جنگ جهانی دوم برای آزاد شدن از دست نازی ها قربانی نداده اند، اروپایی ها در این جنگ ۶۰ میلیون قربانی دادند و تمدن و شهرهایشان بخاطر آزادی نابود شد.

مسلمانان به سبب کمبود ثروت شکست نمی خورند چرا که اراضی مسلمانان اکثریت مطلق ثروت، نفت و گاز جهان را در خود جای داده است.

مسلمانان تنها به یک دلیل شکست می خورند و آن تفرق و اهل جماعت نشدن است آنهم به دلیل تعصبات خشک و جاهلانه ی مذهبی و قومیتی و سپس سستیِ اراده، خیانت حاکمان، و ترس علماست، وگرنه ملت های مسلمان بارها در طول تاریخ قربانی داده اند در برابر این حملات سکولاریستی ایستاده اند و میلیون ها شهید، مجروح و آواره تقدیم کرده اند و این صادقانه ترین روش و پاک ترین راه است.

در مقابل، حکومت های دست نشانده ای وجود دارند که با وَهمِ استقلال مردم را می فریبند، علیه شان توطئه می کنند، با دشمنانشان هم پیمان می شوند و آن ها را به اشغالگرانِ جدید تسلیم می کنند.

با وجودِ همه ی این اوصاف، دشمن هنوز نتوانسته اهدافش را در جنگ های نظامی تحقق ببخشد و اکنون می خواهد با جنگ رسانه ای و روانی و نیز توطئه های سیاسی به منویات و اهدافش دست یابد و آنچه را که با جنگ های نظامیِ وحشیانه از حصولش عاجز مانده این بار به شیوه های دیگر به دست آورد اما باذن الله هرگز موفق نخواهد شد چرا که امت راهشان را با اهل جماعت شدن و پرهیز از تفرق شناخته اند و در قیامشان پابرجا هستند و حرکتشان متوقف نخواهد شد تا وقتی که از زنجیرهای بندگی آزاد شوند.

ملتهای اسلامی چاره ای جز اهل جماعت شدن ندارند، باید تعصبات مذهبی و قومیتی را کنار بگذارند و همگی در بدترین حالت یک «جبهه ی متحد مقاومت» در برابر این کفار اشغالگر و مزدوران محلی آنها شوند.

این مسیر صحیح اسلامی جهت «امت شدن» است که هم اکنون دارالاسلام ایران و سایر اعضای جبهه ی مقاومت اسلامی تا قلب فلسطین خواستار آن هستند و در آن قرار گرفته اند.

تو هنوز به تفرق ذلیلانه دلخوشی یا در این مسیر مبارک و عزتمند قدم گذاشته ای؟

حزب الله لبنان صداقت و ایمان راستین خود در دفاع از جهاد اهل سنت غزه برای بار چندم ثابت کرد

حزب الله لبنان صداقت و ایمان راستین خود در دفاع از جهاد اهل سنت غزه برای بار چندم ثابت کرد

به قلم: مسعود سنه ای

اگر – باذن الله- این اتفاق عظیم و روشن نتواند بیماردلان را درمان و جاهلان را بیدار کند، تنها مرگ و قیامت است که می تواند حقایق را به آنها نشان دهد.
اینها از درک قلب و شنوایی گوش و بیایی چشم خود را محروم کرده اند.

امروز:

مذاکرات آتش بس میان حزب الله و صهیونیستها شکست خورد و فرستاده آمریکا تل آویو را ترک کرد

چرا؟

چون حزب الله لبنان حاضر نشد جنگ در غزه را از جنگ لبنان مجزا بداند.
به همین دلیل هوخشتاین فرستاده ویژه بایدن سفر خود به لبنان را لغو کرد.

پس از این اتفاق تاریخی، رویدادها به هر سمتی برود مهم نیست، مهم این واکنش حزب الله لبنان نسبت به اهل سنت غزه است که تنها از ایمان اسلامی سرچشمه می گیرد و نشان می دهد جنگ حزب الله در سوریه هم جنگ با اهل سنت نیست بلکه جنگ با مزدوران آمریکا و ناتو است خواه این مزدوران شیعه باشند یا سنی.

جنایات صهیونیستهای سکولار در غزه و صداقت تو در عهدی که با الله بسته ای

 جنایات صهیونیستهای سکولار در غزه و صداقت تو در عهدی که با الله بسته ای

به قلم: محمد اسامه

امروزه افراد زیادی هستند که در «زبان» شعار دفاع از مردم مظلوم فلسطین را می دهند اما در «عمل» به ۳ گروه و جبهه تقسیم شده اند:

  1. گروه و جبهه ای که در گفتار و عمل خود صادق بوده و در حال جهاد با صهیونیستهای سکولار (مشرک) به سر می برند و حتی تا رده های رهبری هم در این راه قربانی و شهید تقدیم کرده اند.
  2. جبهه ای که تنها در زبان «ادعا» دارد اما در «عمل» در جبهه ی صهیونیستها و آمریکا و ناتو و سایر متحدین آنها قرار دارند.
  3. گروهی که خنثی و بی ارزش و تماشاچی هستند که ادعای مییانه روی و بی طرفی و خنثی بودن دارند اما این خنثی و بی طرفی و شل روی بودنشان تنها به سود جبهه ی دشمنان است، چون حرکت بین حق و باطل میانه روی نیست بلکه عین «نفاق» است.

با داستانی از صدر اسلام ، خودت را بررسی کن که جایگاهت در میان این سه گروه کجاست؟

داستان انس بن نضر رضی الله عنه برای همه هویداست که گفت : یا رسول الله من در  نخستین نبرد با سکولاریستها (مشرکین) نبودم، اگر دوباره با سکولاریستها (مشرکین) جنگ شود، الله رب العزت مرا خواهد دید که چه کاری خواهم نمود.

هنگامیکه روز احد فرا رسید، رو به جلو در حرکت بود، با سعد بن معاذ مقابل شد، برای او گفت : ای سعد! قسم به رب کعبه بوی جنت از کناره های کوه احد به مشامم میرسد.

 بعدها سعد هنگام تمجید و توصیف از کارنامه های انس بن نضر می گفت : یا رسول الله من توانایی همچون کارنامه های او را نداشتم.

 انس بن مالک می فرمود: ما در حالی او را دریافتیم که بر جسمش بیش از هشتاد جراحت و ضربات شمشیر، تیر و نیزه بود، و در حالی او را دیدیم که به شهادت رسیده بود، سکولاریستها (مشرکین)  جسمش را مثله نموده بودند و به سبب جراحت های بسیار کاملا تغییر یافته که غیر قابل شناسایی بود تا اینکه خواهرش از انگشتانش وی را شناخت.

 انس می فرماید : ما گمان می کردیم که این آیه در شٲن وی و همثالان او نازل گردیده است : مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا [الاحزاب : ۲۳] از میان مومنان مردانی هستند که بر سر عهد شان که با الله بسته اند صادقانه ایستاده اند.

هم اکنون که کودکان و زنان و مردان و زنان پیر و جوان غزه که برادران و خواهران ایمانی ما هستند و با انواع تسلیحات نظامی کشورهای سکولار(سکولار) آمریکا و هند و اروپائی ها توسط جنایتکاران سکولار (مشرک) صهیونیست در حال قتل عام شدن هستند و دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت همسو با آن در حال جهاد با این وحشی های صهیونیست است، توئی که ادعای حمایت از مومنین غزه را داری در کجا ایستاده ای؟

جبهه ی تو، صداقت یا کذاب بودن تو را نشان می دهد.

انحراف از عبدالحمید زاهدان تا عبدالحمیدهای قم در مساله ی فلسطین

انحراف از عبدالحمید زاهدان تا عبدالحمیدهای قم در مساله ی فلسطین

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

رژیم اشغالگر و جنایت پیشه ی صهیونیستی که تا این لحظه بیشتر از ۴۲ هزار کودک و زن و پیرو جوان مسلمان را قتل عام کرده و هزاران نفر دیگر را ناقص العضو و مجروح و مفقود الاثر کرده و تمام زیربناهای غزه را نابود کرده است نماینده ی آمریکا و تمدن سکولار غرب در کشتار مسلمین است.  

موضع شریعت اسلام در برابر کفار اشغالگر فرض عین بودن جهاد تا زمان بیرون راندن اشغالگر از سرزمینهای اشغال شده است و حمایت عمیق دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت از حق مشروع ملت فلسطین هم بر این مبنای شرعی است.

 البته موضع هر انسانی که مسلمان هم نباشد اما آزاده باشد و سرزمینش توسط دیگران اشغال شده باشد باز جنگ و مقاومت تا بیرون راندن این اشغالگر از سرزمینش است نه سازش و به رسمیت شناختن اشغالگر.

موضع گیری های کسی چون مولوی عبدالحمید در زاهدان در قضیه ی فلسطین و سعی در مشروعیت بخشیدن به حاکمیت لکه ی سرطانی صهیونیستهای اشغالگر بر بخشهایی از سرزمین فلسطین، دقیقاً متضاد با این موضع گیری شریعت و دارالاسلام ایران و انسانهای آزاده بوده و خروجی آن کمک به جبهه ی صهیونیستها و آمریکا و تثبیت موقعیت آنها در سرزمینهای اشغالی و سایر سرزمینهای اشغالی مسلمین بوده است.

هر انسان صاحب عقلی می داند که در این موضع گیری ها و توهم وجود حاکمیتی غاصب و اشغالگر در کنار حاکمیت مسلمین بر بخشهایی از سرزمینشان تنها نصرت و یاری جبهه ی دشمنان اشغالگر خارجی وجود دارد نه نصرت و یاری و پشتیبانی و حمایت از اسلام و مسلمین تحت ستم؛ توهمی که یاسر عرفات با مرگ حقیرانه ی خودش آنرا به گور برد.

برای جامعه ی ما وجود افرادی بی سواد رسانه ای گنده گو همچون عبدالحمید و سکولارهای وطن فروشی چون پان بلوچها و پان فارسها و پان ترکها و پان کُردها که هیچ یک تحمل آن یکی را ندارد اما همگی در جبهه ی صهیونیستها و آمریکا و بر علیه کشورشان قرار گرفته اند دردناک است اما دردناکتر از آن افرادی عمامه به سر مدعی علم و عقل در حوزه های علمیه ی قم تحت عنوان مجمع به اصطلاح محققین و مدرسین قم هستند که دچار توهم شرم آور این دشمنان داخلی اسلام و ایران شده اند و در پازل و جبهه ی دشمن بازی می کنند.

اینکه این مجمع برای اشغالگر در سرزمینهایی که اشغال کرده مرز قانونی متصور می شود و سعی دارد به این شکل حاکمیت این اشغالگر را بر بخشهایی از سرزمینهای مردم فلسطین به رسمیت بشناسد حتی برای کم هوش ترین انسان روشن می کند که این سخن از عقلی سلیم تراوش نکرده چه رسد به شریعت اسلام بلکه خیانتی است از نوع خیانت حقرانی چون حاکمیتهای دست نشانده و مزدور امارات و مصر و اردن و آل سعود و غیره اما در سطح کوچکتری.

این مجمع به همراه امثال عبدالحمید زاهدان باید پاسخ دهند از کدام مرز قانونی صحبت می کنند؟

اشغالگر در سرزمینهای اشغال شده چه مرز قانونی برای مومنین و انسانهای آزاده ی دنیا دارد؟

شخصی اگر به زور وارد منزل شما شده باشد و حتی بخشی از خانواده ی شما را نیز از شما جدا کرده باشد برای مومنین باغیرت و حتی کفار آزادی خواه باغیرت چه حق قانونی بر آنها دارد؟

فقط با کمی تامل متوجه خواهیم شد که این موضع گیری خائنانه تنها از سوی دارودسته ی منافقین داخلی و دشمنان دین و ملت سرچشمه گرفته است که در میان مسلمین از زمان عبدالله بن ابی تا کنون در مسیر اهداف دشمنان بازی و حرکت کرده اند و الله تعالی در مورد اینها می فرماید:

هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/۴) دشمنان به حقیقت اینان هستند، و از اینها برحذر باش . خدایشان بکُشاد! چگونه (از حق) برگردانده می‌شوند (و منحرف می‌گردند؟!).‏

پس اگر مومن هستیم باید اینها را دشمن بدانیم و نسبت به سخنان و تحرکات این دشمنان داخلی، هوشیاری و حذر و احتیاط خود را حفظ کنیم و مواظب باشیم که در دام سخنان فریبنده ی آنها نیافتیم اینها نماینده ی همان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» هستند.  

شستشویی مغزی مردم توسط اهل دعوت و جهاد چگونه است؟

شستشویی مغزی مردم توسط اهل دعوت و جهاد چگونه است؟

به قلم: صلاح الدین مجاهد

این روزها که جهاد قهرمانانه و افسانه ای جبهه ی مقاومت در غزه و جنوب لبنان و یمن و غیره در برابر صهیونیستهای جنایتکار سکولار و متحدین سکولار آنها در جریان است بارها و بارها از زبان رسانه های مختلف سکولار و حتی از زبان مردم جاهل اطراف خود شنیده ایم که می گویند این دعوتگران و این اهل جهاد مغز مردم را شستشو می دهند که چنین کارهای شجاعانه ای انجام می دهند و…

اما لازم است باور کنید که این سخن به قول امیر المومنین علی بن ابی طالب رضی الله عنه « كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا الْبَاطِلُ » است، یعنی کلمه ی حقی است اما منظور باطلی از آن دارند.

بلی دقیقا این ها راست می گویند البته :

  1. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می‌دهند از حب دنیا
  2. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از حب گناه
  3. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می‌دهند از عقیده های باطل
  4. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از داشتن ترس مرگ
  5. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از داشتن روابط با نامحرم
  6. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از داشتن حب زیاد به مخلوق به جای خالق
  7. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می‌دهند از اعمال نفاق

و بجای آن تزریق می‌کنند:

  1. دوستی و حب جنت و بهشت جاودانه را
  2. دوستی و حب شهادت  را
  3. دوستی و حب الله جل جلا له را
  4. دوستی و حب رسول الله  صلی الله علیه وسلم را
  5. کفر به طاغوت را
  6. برائت از سکولاریستها (مشرکین) را
  7. دل نبستن بیش از حد به مخلوق را
  8. نترسیدن از کسی جز از خالق یکتا جل جلاله  را

این است راز شستشوئی که اهل دعوت و جهاد در دلها و مغزهای جاهلان و سرگردانها انجام می دهند و آنها را به مسیر توحید و اسلام و جهاد و به دست آوردن یکی از دو پیروزی (پیروز در دنیا یا بهشت همیشگی) راهنمائی می کنند.

پس بگذار تمام دنیا بداند که هدف تمام پیامبران شتشوی قلبها از انواع آلودگی ها و جایگزین کردن قانون شریعت الله در آن بوده و اهل دعوت و جهاد هم ادامه دهنده ی کار پیامبران هستند.

نکاتی از سخنان جدید عبدالحمید خراسانی به نسبت رهبر ایران و مردم ایران

نکاتی از سخنان جدید عبدالحمید خراسانی به نسبت رهبر ایران و مردم ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

چند دهه است که در فضای مجازی و اینترنت دو کار خطرناک جهت تولید جنگ میان شیعه و سنی انجام می شود «بدون آنکه کسی بداند چه کسی و چه منبعی اولین بار این کار را انجام داده است»:

  1. با عقاید شیعیان غلاة و منحرف که از سوی خود شیعیان هم طرد شده اند و حتی تکفیر شده اند به کل شیعیان حمله می کنند
  2. سخنان علمای اهل سنت در مورد این شیعیان غلاة را «قیچی کاری» کرده و چنین به مخاطب تلقین می کنند که این علماء چنین دیدگاه و فتوائی در مورد تمام شیعیان دارند.

این جنگی روانی سازماندهی شده ای است که اهداف پلید و خطرناکی را در میان مسلمین دنبال می کند و بدون شک چنین سخنانی از سوی اهل سنت و جماعت که به راستگوئی و عدالت و انصاف به نسبت مخالفیین مشهور هستند صادر نشده است، بلکه از سوی سربازان جنگ روانی دشمنان طرح ریزی شده است که توسط عده ای مسلمین ناآگاه تکرار شده است.

بهترین راهکار جهت پوچ و باطل کردن این طرح خائنانه این است که پس و پیش این سخنان قیچی کاری شده از کسی که آنرا نشر می دهد خواسته شود، با این کار کل جنگ روانی دشمنان شکست می خورد چون منظور اهل علم روشن می شود.

البته لازم است بدانیم که اشتباه و خطاء ممکن است از سوی مجتهدان امت هم انجام شود چه رسد به کسانی که در چنین جایگاهی نیستند اما انسان «ارزشمند» و «حق طلب» کسی است که به محض آنکه متوجه می شود اشتباه کرده است این «شجاعت» را دارد که بگوید سخن من اشتباه بوده است و سخن اشتباهش را اصلاح کند.

گاه انسان از تمام منابعی که در اختیار دارد تمام تلاش و کوشش را می کند که حق را پیدا کند و زمانی که متوجه می شود حق چیست آنرا بیان می کند اما بعدا متوجه می شود اشتباه کرده است و باید اصلاح کند.

الله تعالی می فرماید: وَلَیۡسَ عَلَیۡکُمۡ جُنَاحٞ فِیمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَٰکِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُکُمۡۚ (الأحزاب/ ۵) هرگاه در این مورد اشتباه کردید (و مثلاً بر اثر عادت گذشته، یا سبق‌لسان، به لغزش افتادید و به خطا رفتید) گناهی بر شما نیست. ولی آنچه را که دلتان می‌خواهد (یعنی از روی عمد و اختیار می‌گویید، گناه است و کیفر دارد)

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إذا حَكَمَ الحاكِمُ فاجْتَهَدَ ثُمَّ أصابَ فَلَهُ أجْرانِ، وإذا حَكَمَ فاجْتَهَدَ ثُمَّ أخْطَأَ فَلَهُ أجْرٌ.[۱]وقتی که حاکم قضاوت و حکم کند و برای این کار دست به اجتهاد بزند و در اجتهاد خود راه صواب و درست رود، دو اجر خواهد داشت و اگر به خطا برود، تنها یک اجر دارد».

پس حق یکی است و خطاکار باید به محض آنکه متوجه شد خطا و اشتباه کرده خطای خودش را اصلاح کند، اگر کسی تمام تلاش خودش را در بیان سخنی انجام دهد هر چند اشتباه کرده باشد و حق طلب باشد گناهی بر او نیست چون او دارای یک اجر است و اجر هم در کنارِ گناه نخواهد بود و اجرش به خاطر خطای ارتکابی‌اش نیست، بلکه فقط به خاطر جستجو و تلاش وی جهت دستیابی به حق است و زمانی که اشتباهش را اصلاح و بیان می کند صاحب سه اجر می شود اجری که به خاطر تلاش جهت بیان حق کرده و اشتباه کرده و دو اجر به خاطر بیان حقی که الان برایش روشن شده است و آنرا بیان کرده است.

افرادی که از این قاعده دوری می کنند و به محض رسیدن به حق از آن اطاعت نمی کنند و اشتباه خود را اصلاح نمی کنند و تابع بغی (تجاوز و سرکشی از حق) و هوی و جهل می شوند همین برای گناهکارشدن و هلاک‌شدن آنها کفایت می‌کند.

بغی قصدِ فساد و ظلم و حسد و تکبر و کذب است چون از حدی که شریعت تعیین کرده که نباید از آن فراتر رود، تجاوز کرده است.  الله تعالی می فرماید: إِنَّ ٱلدِّینَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُۗ وَمَا ٱخۡتَلَفَ ٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡیَۢا بَیۡنَهُمۡۗ وَمَن یَکۡفُرۡ بِ‍َٔایَٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِیعُ ٱلۡحِسَابِ (آل عمران/ ۱۹) «بی‌گمان دینِ (حق و پسندیده) در پیشگاه الله اسلام است و اهل کتاب (در آن) به اختلاف برنخاستند مگر بعد از آگاهی (بر حقیقت و صحت آن؛ این کار هم) به سبب بغی و تجاوز و سرکشی میان خودشان بود (و انگیزه‌ای جز ریاست‌خواهی و انحصارطلبی نداشت). و کسی که به آیات الله کفر ورزد، (بداند که) بی‌گمان الله زود حساب‌رسی می‌کند.

ابن کثیر در تفسیر این آیه می گوید: «آیه به این معنی است که آنان بر همدیگر بغی کردند و به خاطر حسادت و بغض و کینه به همدیگر و پشت‌کردنشان به هم، در مورد حق دچار اختلاف شدند و کینه‌ای که از یکدیگر داشتند آنان را واداشت که با اقوال و افعال همدیگر گرچه بر حق هم باشد، مخالفت ورزند.( تفسیر ابن کثیر: ۱/ ۳۵۴٫)


[۱]  بخاری ۷۳۵۲/ مسلم ۱۷۱۶

سخنان ابوعبیده سخنگوی حماس در مورد سید حسن نصرالله تلنگری دیگر جهت بیداری اهل سنت

سخنان ابوعبیده سخنگوی حماس در مورد سید حسن نصرالله تلنگری دیگر جهت بیداری اهل سنت

به قلم: مسعود سنه ای

بارها و بارها رهبران و سخنگوی حماس و جهاد اسلامی و سایر گروههای جهادی فلسطین و حتی مجاهدین میدانی حماس با ادبیاتی اسلامی و برادرانه در اهمیت و جایگاه ایران و جبهه ی مقاومت چون حزب الله و انصارالله یمن و سایر گروههای جهادی عراق تعریف و تمجیدها و تشکرات کرده اند و یا به مناسبت ترور سید حسن نصرالله بیانه صادر کرده و اعلام می کنند که سید حسن نصرالله در مسیر قدس و در حمایت از ملت فلسطین و مقاومت در برابر دشمن صهیوینستی به شهادت رسید و… اما تمام این موارد توسط گروههایی خاص که خود را در زبان حامی فلسطین می دانند اما در عمل در جبهه ی آمریکا و ناتو(ترکیه) و رژیم صهیونیستی بر علیه جبهه ی مقاومت هستند تحریف و قیچی کاری شده و اجازه نداده اند مخاطبین آنها چنین سخناین را ببینند یا بشنوند.
سخنان ابوعبیده در سالگر عملیات مبارک ۷ اکتبر که مدتها قبل از آن همه منتظر چنین بیانیه ای از سوی حماس و مقاومت اسلامی فلسطین بودند رساتر و بزرگتر از آن بود که اینها بتوانند این سخنان را سانسور و تحریف و قیچی کاری کنند.
ابوعبیده می گوید: “ای خانواده های ما و ای ملت ما و ایی امت ما، آنچه که باعث افتخار مقاومت و گردانهای ما و جنبش مقاومت ما در این نبرد و در همه ی روند آن می شود این است که فرماندهانش را پیش از سربازانش به عنوان شهید تقدیم می کند و خوشحالی صهیونیستها در خصوص ترور فرماندهان ما و رهبران مقاومت در رأس و ابتدای آنها رهبر این جنبش و مجاهد بزرگ اسماعیل هنیه رحمت های الله و خشنودی او بر وی باد، و رهبر بزرگ شهید حسن نصر الله دبیرکل حزب الله، الله ایشان را به عنوان شهید بپذیرد، و غیر از اینها از کاروان شهیدان نیک در همه جبهه ها، بزرگترین دلیل بر این است که این دشمن متکبر از تاریخ درس نمی گیرد و حقایق و واقعیتها و فرهنگ و اراده ی ملت ما را متوجه نیست.”
ابوعبیده که سخنگوی مردان مجاهد حاضر در میدان جهاد است بهتر حامیان خودشان را می شناسد یا دیگرانی که از دور تنها تماشاچی هستند؟ قطعاً ابوعبیده و امثال ابوعبیده. پس چرا سخنان ابوعبیده در مورد سید حسن نصرالله، تماشاچی ها و گروههای همسو با جبهه ی آمریکا و ناتو و صهیوینستها را هراس کرده است؟
عبدالله محیسنی که اهل کویت و از طرفداران سرسخت سابق گروه جولانی و هم اکنون تنها نظاره گری در ادلب است و به بشکه ی شام معروف است گواهی می دهد که دارودسته ی جولانی به نوامیس اهل سنت و به خصوص به زنان و دختران مهاجر تجاوز کرده اند با این وجود با سر هم کردن چند شبهه از ابوعبیده ایراد می گیرد چرا به سید حسن نصر الله گفته شهید و در موقعیتهای مختلف از آنها تشکر و قدردانی کرده است؟
به نظر شما باید از کسی که به اسلحه و با جانش از مسلمین اهل سنت غزه حمایت کرده است تشکر کرد یا از کسانی که به نوامیس اهل سنت تجاوز کرده اند؟
نکته ی مهمی در مورد اتهامات محسینی و گروههای همسو با آن متهم کردن امثال سید حسن نصرالله و آیت الله خامنه ای به داشتن عقیده به تحریف قرآن و توهین به ام المومنین رضی الله عنه است که هرگز نتوانسته و نخواهند توانست آنرا ثابت کنند چون این جریان از شیعیان واقعاً این گونه نیستند؛ تمام آثار مکتوب و سخنرانی های آنها موجود است: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره/۱۱۱)
مورد دیگر جنگ سوریه است که قصد دارند آنرا جنگی شیعی – سنی نشان دهند در حالی که هر انسان کم هوشی می داند که این جنگ بین ایران و متحدین آن با آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی است که گروههایی با شعار سلفی گری و غیره در جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند و اهل سنت را فدای طرحهای اینها کرده اند.
علاوه بر این، شیخ عبدالرزاق المهدی محدث مشهور ساکن در ادلب گواهی می دهد که گروه جولانی زنان و دختران و حتی کودکان اهل سنت را ظالمانه زندانی کرده اند و حتی کسانی که برای مردم غزه کمکهای مالی جمع آوری می کنند را دستگیر و زندانی می کنند.
آیا ابوعبیده باید این گروهها را که در زیر چتر آمریکا و ناتو و ۱۱۳ نهاد کمک رسانی جهانی و منطقه ای هستند و یک سال است تنها نظاره گر جنایات صهیونیستها با اسلحه ی آمریکا و ناتو هستند و حتی مانع کمکهای مادی به مسلمین غزه می شوند چه بنامد؟
تنفر امثال ابوعبیده از این گروهها غیر قابل انکار است، به همین دلیل اینها را تنها در قالب «تماشاچی» و «نظاره گر» نام می برد. یعنی دارودسته ی منافقینی که الله تعالی در زمان جنگ احزاب می فرماید: يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ (احزاب/۲۰) ایشان دوست می‌دارند در میان اعراب بادیه‌نشین، صحرانشین شوند (تا اذیّت و آزاری بدیشان نرسد، و بدین اکتفاء می‌کنند که از از دور تماشاچی باشند و از دور) اخبار شما را جویا شوند.