ابوعبیده رضی الله عنه اهل مدینه  و ابوعبیده حفظه الله جهان اسلام را به جهاد کمک فرا می خواند

ابوعبیده رضی الله عنه اهل مدینه  و ابوعبیده حفظه الله جهان اسلام را به جهاد کمک فرا می خواند

به قلم: ابراهیم هورامی

آنچه برای اصحاب به عنوان ابزاری جهت امر به معروف و نهی از منکر به کار می رفت ابتدا قرآن کریم بود و اگر در قرآن آیه ای یافت نمی شد و یا در فهم آیه نیاز به توضیحات رسول الله صلی الله علیه وسلم بود به احادیث مراجعه می کردند و در مرحله ی بعدی رای شورا و اجماع آنها مرجع حکم بر دارالاسلام و جماعت می شد که از زبان رهبریت بر دارالاسلام بیان می شد.

در زیر نمونه ای تاریخی ذکر می شود: به عمر بن خطاب رضی الله عنه خبر رسید که ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه در شام محاصره شده و دشمن از هر طرف به او هجوم آورده است…

عمر رضی الله عنه در جواب نامه او نوشت: اما بعد،  همانا هیچ سختی و شدتی بر بنده ایی نمی آید، مگر این که خداوند متعال بعد از آن گشایش و فرجی را نازل خواهد کرد و بعد از هر سختی آسانی است پس: یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱصۡبِرُوا۟ وَصَابِرُوا۟ وَرَابِطُوا۟ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ[آل عمران: ۲۰۰]

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [بر تکالیف دینی و رنج‌های دنیوی] شکیبایی ورزید و [در برابر دشمنان] پایدار باشید و مرزها[ی سرزمین اسلامی] را نگهبانى كنيد و پرهیزگاری پیشه کنید؛ باشد که رستگار شوید.

ابو عبیده رضی الله عنه در جواب نامه عمر نوشت: خداوند متعال می فرماید: { ٱعۡلَمُوۤا۟ أَنَّمَا ٱلۡحَیَوٰةُ ٱلدُّنۡیَا لَعِبࣱ وَلَهۡوࣱ وَزِینَةࣱ وَتَفَاخُرُۢ بَیۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرࣱ فِی ٱلۡأَمۡوَ ٰ⁠لِ وَٱلۡأَوۡلَـٰدِۖ كَمَثَلِ غَیۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرࣰّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَـٰمࣰاۖ وَفِی ٱلۡـَٔاخِرَةِ عَذَابࣱ شَدِیدࣱ وَمَغۡفِرَةࣱ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَ ٰ⁠نࣱۚ وَمَا ٱلۡحَیَوٰةُ ٱلدُّنۡیَاۤ إِلَّا مَتَـٰعُ ٱلۡغُرُورِ }[سوره الحديد: ۲۰]

بدانید که زندگى دنیا، بازیچه و سرگرمى و زیور، و فخرفروشى در برابر یكدیگر و افزون‌طلبى در اموال و فرزندان است؛ [این زندگى،] همچون بارانى است كه گیاهان [روییده از] آن، كشاورزان را به شگفت می‌آورد؛ سپس [این گیاه شاداب،] پژمرده شود؛ آنگاه مى‌بینى كه زرد می‌شود و سپس خاشاک مى‌گردد؛ و در آخرت، [نصیبِ منافقان و کافران] عذابی شدید است؛ و [نصیبِ مؤمنان،] آمرزش و رضایت الهی است. [در هر حال] زندگى دنیا چیزی جز [لذت و] برخوردارىِ فانی [و فریبنده] نیست.

عمر با نامه ابو عبيده بن جراح بالاى منبر می‌رود و آنرا بر اهل مدینه قرائت نمود، سپس گفت: ای اهل مدینه، ابوعبیده من و شما را فرا‌ می خواند پس برای جهاد در راه خدا خارج شوید.

ابوعبیده با این آیه اهل مدینه و حاکمیت بر دارالاسلام را به کمک می طلبد و مومنین اهل مدینه فوراً به ندای او پاسخ می دهند، اما ابوعبیده ی زمان ما در فلسطین یک سال است که مسلمین جهان را به کمک می طلبد تنها «جبهه ی مقاومت» تحت پرچم ایران به ندای او پاسخ داده اند.

بیشتر از ۴۲هزار مسلمان اهل سنت زن و کودک و پیرو جوان در جلو چشمان مسلمین جهان به فجیع ترین شیوه ی ممکن با اسلحه و بمبهای آمریکا و فرانسه و انگلیس و سایر متحدین صهیونیستهای جنایتکار توسط صهیوینستها قتل عام شده اند و تمام مردم جهان از جمله مسلمین اهل سنت جهان این جنایات را روزانه و از کانال ماهواره ها و فضای مجازی با چشم سر می بینند اما صرفنظر از حمایت علنی بسیاری از حکام خائن حاکم بر اهل سنت چون مصر و اردن و آل سعود و … و صرفنظر از گروههای شبه جهادی مثل گروه جولانی و … که در جبهه ی آمریکا و ناتو و صهیونیستها قرار گرفته اند بقیه هم فقط تماشاچی هستند و کاری انجام نمی دهند.

آیا ما در حال تکرار فجایع اندلس و صدها قتل عام دیگر مسلمین توسط کفار و نظاره گر شدن اهل سنت هستیم؟

آیا تنها «جبهه ی مقاومت» تحت پرچم ایران است که راه اصحاب را ادامه می دهد و به ندای کمک ابوعبیده لبیک می گوید؟  

این ننگ را با چه پاک می کنید؟

راز و رمز پیروزی مومنین اهل دعوت و جهاد

راز و رمز پیروزی مومنین اهل دعوت و جهاد

به قلم: خالد سیف الله المسلول

حملات مستقیم دیروز دارالاسلام ایران به رژیم صهیونیستی در واقع حمله ی مستقیم «اهل جماعت» به جبهه ی آمریکا و ناتو و مزدوران عرب و شکستش ابهت پوشالی آنها بود که در ذهن و قلب عده ای شکست خورده ی روحی و خودباخته جا خوش کرده است.

راز و رمز پیروزی مسلمانان بر تمام نیروهای کفر و شرک و تسلط بر سرزمین شان و کنترل نمودن غالبیت آن و حکمرانی آن با شریعت الله ، چنگ زدن آنان به عقیده برگرفته شده از قرآن و سنت به عنوان عاملی درونی و چنگ زدن به جماعت حاکم بر دارالاسلام و اهل جماعت شدن به عنوان یک عامل قدرت بخش ظاهری است.

آن عقیده ی ربّانی که بر اساس عبودیت کامل در برابر الله و احساس نیاز به او بنا شده است و همچنین محکم نمودن گره های ولاء و دوستی نسبت به مومنان و برائت و بیزاری ازکفار سکولار و نداشتن تعلّق و دلبستگی به اسباب مادی است.

پس داشتن یقین به وعده الله که نصرت و پیروزی و رسیدن به قدرت و تمکین وی می باشد به همراه اهل جماعت شدن و دوری از تفرق و فرقه بازی، عاملی اساسی در محقق شدن این هدف می باشد تا اینکه «فتنه ای باقی نماند و دین خالصانه از آن الله گردد» [انفال/ ۳۹] .

قطعا ایمان به قدرت و نیروی الله – عز وجل و داشتن حسن ظن نسبت به او که یاور و جبار و انتقام گیرنده است و اینکه تمام امور در دستان اوست، کمک می کند تا یقین محکمی در درون مجاهد شکل بگیرد، هر اندازه ملتهای کفر و ائتلاف هایشان طغیان کنند و به تجهیزات و تکنولوژی و نیروی نظامی خود افتخار نمایند؛ این هرگز مانعی در برابر تقديرات الله -عز وجل- نسبت به آنان نخواهد بود .

 هر مومن اهل جماعتی که یقینش به وعده های الله -عز وجل- را شکل دهد و بدون هیچ شک و تردیدی آن را تصدیق نماید؛ آنچه را که دشمنان الله ترویج می دهند و روی آن مانور میزنند، در نظرش خوار و کوچک می گردد.{أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ} [ملک/ ۲۰]  ترجمه: «آیا این کسی که لشکر شماست، میتواند شما را در برابر الله یاری دهد؟ ولی کافران تنها گرفتار فریبند!».

اما اگر این میزان از یقین در جماعت حاکم بر دارالاسلام و اهل جماعت متحد نشود، و شخص، مومن اهل جماعت نشود و این درجه از یقین در فرقه های مختلف قرار اده شود بدون شک این درجه از یقین نه تنها منجر به پیروزی نخواهد شد بلکه حرکت به سوی شکست و ذلیلی را تسرییع می کند چون: الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[۱] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب. چون چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ.[۲] در حقیقت آنچه که امت‌های پیش از شما را هلاک ونابود گردانید جدائی و تفرق (از جماعت مومنین) بود.

پس در نبرد با ملت های کفر موازین قدرت را نباید تنها از دیدگاه مادی و دنیوی منحصر نمود، منشأ این فهم کوتاه ، تاثیر گرفتن از بسیاری نظریات جنگی است که به دست افرادی وضع شده که در حساب خود نیاورده اند که پیروزی بدست الله است و تحمل نکرده اند که در میادین نبرد و جهاد استوار باشند و در مواجهه با سختی و بلا صبر و شکیبایی نمایند، بنابراین شیطان این نظریات را برایش مزيّن ساخته است و آنان را دچار سردرگمی نموده تا دوباره به سمت دنیا و پشت کردن به جماعت و اهل جماعت و دارالاسلام گرایش پیدا کنندو اهل تفرق و فرقه بازی شوند .


[۱]  الألباني، السلسلة الصحيحة ۶۶۷

[۲] مسند أحمد ۱۵۳۹

اگر بگوئی آمریکا (سر افعی) در حال نابودی است

اگر بگوئی آمریکا (سر افعی) در حال نابودی است

به قلم: محمد اسامه

امروزه حکومتهای مرتد و احزاب و فرقه های مختلف به ظاهر اسلامگرا و سکولار زیادی وجود دارند که موجودیت خود را به وجود آمریکا گره زده اند و سرنوشت خود را با سرنوشت آمریکا بسته اند به همین دلیل آمریکا سر افعی است، اگر آمریکا در منطقه و یا جهان از بین برود این حاکمیتها و احزاب نیز خودبه خود از بین میروند.

زمانیکه که جکومت سکولار و سوسیالیستی شوروی در اوج قدرت بود اگر به جوجه کمونیستهایی که داخل ایران یا هر جای دیگری بودند میگفتی شوروی فرو خواهد پاشید و از بین خواهد رفت تو را به باد سخره می‌گرفتند چرا که معبودشان در نظرشان آنچنان بزرگ بود که نابودیش را محال می‌دانستند… به همین دلیل به نامه آیت الله خمینی به گورباچف که وعده نابودی شوروی را داده بود زیاد خندیدند اما بعد از نابودی شوروی تا کنون این ما هستیم که به آنها می خندیم

و حال و روز امروز کسانی که دموکراسی و لیبرالیسم آمریکا را معبودشان قرار داده‌اند نیز اینچنین است…

اگر به آنها بگویی آمریکای سکولار و لیبرال از بین خواهد رفت و نابود می‌شود خواهند گفت؛ دیوانه شده‌ای!!!

آمریکا؟؟!! ابر قدرت جهان؟؟!! امکان ندارد شکست بخورد!!!

و این جواب هم‌کیشان قدیم‌شان است زمانی‌ که گفتند:فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً (فصلت/۱۵) امّا قوم عاد به ناحق در زمین تکبّر ورزیدند و گفتند: «چه کسی از ما نیرومندتر است؟

و پروردگار در پاسخ‌ به آنها می‌فرماید: أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً (فصلت/۱۵) آیا نمی‌دانستند خداوندی که آنان را آفریده از آنها قوی‌تر است؟

پس آمریکای سکولار و لیبرال بدون شک نابود خواهد شد و از سرزمینهای اسلامی نیز برچیده خواهد شد اگر ما خود را جزو مومنین اهل جماعت قرار دهیم و به جهاد دامنه دار خود تحت پرچم این جماعت و دارالاسلام ادامه دهیم که هم اکنون دارالاسلام ایران بزرگترین و اصلی ترین پرچمدار این جهاد است.

آمریکا به قول سید قطب رحمه الله «شیطان بزرگ» است و به قول اسامه بن لادن آمریکا «سر افعی» است، جهاد را باید بر این دشمن متمرکز کرد و از جبهات و جنگهای انحرافی دوری کرد.

آمریکا به صورت مستقیم یا از کانال نوچه هایش چون رژیم صهیونیستی و حکام دست نشانده ی عرب و مفتی ها و علمای سوء و گروههای متفرقی که با نام اسلام و قومیت گرائی و غیره در اختیار دارد می خواهد با مطرح کردن مسائل مذهبی و قومیتی و فکری و غیره برای ما جبهات و جنگهای انحرافی درست کند، به این جرثومه فساد چنین اجازه ای ندهیم و در پازل و سناریوی آمریکا بازی نکنیم و اسباب بازی دست این دشمن شماره یک خود نشویم .

‍ آیا پای آمریکا و ناتو و سایر کفار سکولار به سرزمینهای اسلامی را ایران یا سایر فرقه های جهادی کشاند؟ 

آیا پای آمریکا و ناتو و سایر کفار سکولار به سرزمینهای اسلامی را ایران یا سایر فرقه های جهادی کشاند؟ 

به قلم: محمد الکوردی

عده ای از دارودسته ی منافقین به همراه احزاب سکولار و مرتد محلی می خواهند به مخاطب خود بقبولانند که علت حضور آمریکا و ناتو و سایر اشغالگران سکولار در سرزمینهای اسلامی وجود ایران و جبهه ی مقاومت آن و وجود فرقه های مختلف جهادی دیگر است.

احزاب سکولار و مرتد چون در برابر مردم خود تنها هستند و موجودیت آنها با موجودییت این اشغالگران سکولار گره خورده است چنین توهمی را در سر مردم می کارند و دارودسته ی منافقین به ظاهر اسلامگرا نیز با همین هدف اما با ادبیاتی شبه اسلامی و دغل بازانه این توهم را پخش می کنند؛ اما از یاد برده اند که حکومتهای سکولار و اشغالگر فرانسه، بریتانیا و ایتالیا سرزمین های اسلامی را در سال های ۱۸۳۲ تا ۱۹۲۰ میلادی از شرق تا غرب اشغال کرده و میلیون ها نفر از ملت های مسلمان را کشته و آواره نمودند و در آن موقع مطلقاَ چیزی به نام دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی وجود نداشتند.

صهیونیستهای سکولار فلسطین را اشغال و میلیون ها نفر از فلسطینیان را کشتند و آواره کردند ولی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی در آن موقع وجود نداشتند.

حکومت سکولار روسیه در ۱۹۷۸ میلادی افغانستان را اشغال کرد و شهرهایش را ویران ساخت و میلیون ها نفر از مردمش را به اجبار بیرون کرد قبل از آنکه دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی وجود داشته باشند.

حکومت سکولار و اشغالگر چین هم چندین دهه قبل از وجود دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی دست به اشغال ترکستان شرقی زد، صرب های سکولار، “سارایوو” و شهرهای بوسنی را محاصره کرده هزاران نفر را کشتند و مردم را آواره نمودند اما در آنجا جماعتی به عنوان “اسلامی” یا “جهادی” وجود نداشت، روسیه چچن و گروزنی را در سال های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۹ میلادی با خاک یکسان کرد!

آن چیزی که امروز در دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی جریان دارد فقط اراده ی مومنین برای آزادی از چنگال طاغوتهای سکولار و اشغالگر خارجی و مزدوران و مرتدین محلی است که سبب شده است تمام دولت های سکولار در جنگ علیه آنها شرکت داشته باشند.

ملت های منطقه همه تحت نفوذ آمریکا و ناتو هستند که بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز بر آنان سیطره یافته اند. تحمیل کردن این فکر که جماعت های اسلامی مسبب این جنگ ها هستند نتیجه ی سادگی و سطحی نگری است.

به گونه ای وانمود می کنند که جنگ های غرب در منطقه به سبب وجود دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی و مبارزه با تروریسم و افراط گرایی است نه بخاطر دشمنی با اسلام یا تسلط بر ثروت های منطقه !!

اما در حقیقت این همان ادامه ی جنگ های سکولاریستی و استعماریست، در حقیقت بزرگترین جنگِ کفار با امت اسلام است هدفِ آنان از بین بردن دارالاسلام و قوانین شریعت الله، غارت ثروت های ما و به بردگی کشاندن ملت های مسلمان است. وجود دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی تنها دست آویزی برای جنگِ آنان با امت اسلامی به بهانه ی تروریسم می باشد.

در این سرگردانی به مجاهدین اهل جماعت نگاه کن که در حال جهاد با کفار اشغالگر هستند

در این سرگردانی به مجاهدین اهل جماعت نگاه کن که در حال جهاد با کفار اشغالگر هستند

به قلم: محمد اسامه

امام عبدالله ابن مبارک الترکستانی این عالم فقیه اهل جهاد که به «فخرالمجاهدین‌» شهرت‌ داشت‌ که در وقت جنگ حاضر بود اما در هنگام تقسیم‌ غنایم‌ غیبت‌ می‌کرده‌ است‌ در مسیر بازگشت از جهاد با روم و در سال ۱۸۱ق در هیت عراق و در زمان حاکمیت هارون الرشید عباسی بر الجماعة وفات کرد.[۱] از او روایت است که گفته اند: إذا رأيت الناس قد اختلفوا فعليك بالمجاهدين وأهل الثغور فإن الله تعالى يقول : لنهدينهم .

وقال الضحاك : معنى الآية ; والذين جاهدوا في الهجرة لنهدينهم سبل الثبات على الإيمان

هنگامی که مردم باهم اختلاف کردند پس به مجاهدان و سنگربانان بپیوند، چرا که الله عزوجل می‌فرماید: والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا،

آنان که در راه ما جهاد می‌کنند را هدایت و راهنمایی می‌کنیم

علامه ضحاک رحمه‌الله می‌فرماید: مراد از هدایت، راه‌های ثبات بر ایمان هستند که الله عزوجل مجاهدین و مهاجرین را به آنها راهنمایی می‌کند.

البته منظور ابن مبارک از مجاهدین اهل ثغور مجاهدین اهل جماعت و دارالاسلام است نه اهل تفرق. امام قرطبی در تفسیر آیه ی: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا (آل عمران/۱۰۳) می گوید: الله تعالی به پیوند دادن قلبها دستور می دهد و از الفرقة و جدائی نهی می کند، در این صورت بدرستی که جدائی هلاکت و جماعت نجات است. الله به ابن مبارک رحم کند زمانی که  گفت: إنَّ الْجَمَاعَةَ حَبْلُ اللَّهِ فَاعْتَصِمُوا … مِنْهُ بِعُرْوَتِهِ الْوُثْقَى لِمَنْ دَانَا. [۲]

بله، به قول رسول الله صل یالله علیه وسلم: الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[۳] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب.

پس اصلا در مورد فرقه ها و احزاب و گروههای متفرق نپرس و از همه دوری کن چون : إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ.[۴] در حقیقت آنچه که امت‌های پیش از شما را هلاک ونابود گردانید جدائی و تفرق (از جماعت مومنین) بود.

 الان در این سرگردانی، تنها به دارالاسلام ایران به عنوان جماعت و جبهه ی مقاومت آن با مذاهب و تفکرات مختلف اسلامی نگاه کن، مذهب و فکر اسلامی خودت را داشته باش اما به هدف جهاد نگاه کن که همه را یکی کرده است.

 از خودت هم بپرس : در این طوفان الاقصی و حتی قبل از آن تو و امثال تو با صهیونیستهای کافر اشغالگر جنگیده اید یا دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت؟

آیا تو و امثال تو «عملاً» در کنار آمریکا و ناتو (متحدین رژیم صهیونیستی) هستید یا «عملاً» در کنار مجاهدین غزه و فلسطین و بر علیه آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی؟


[۱]  ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبری، به‌ کوشش‌ احسان‌ عباس‌، ج۷، ص۳۷۲

[۲] تفسير القرطبي: ج ۴ ص ۱۵۹

[۳]  مسند أحمد،  4/ 278

[۴] مسند أحمد ۱۵۳۹

اندلس و الان غزه و جنوب لبنان نگاه کن تا بدانی اسلام نابود نمی شود اما مسلمین چه؟

اندلس و الان غزه و جنوب لبنان نگاه کن تا بدانی اسلام نابود نمی شود اما مسلمین چه؟

به قلم: محمد اسامه

در تاریخ اسلام از زمانی که حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تبدیل به شاهیگیر های مختلف شد و تفرق به میان مسلمین رخنه کرد ما شاهد مصیبتهای زیادی بوده ایم .

مسلمین به عنوان مثال نزدیک به هشت قرن در اندلس یعنی در اسپانیا و پرتقال کنونی حاکمیت داشتند و حتی مدتی بر بخشهایی از اروپا و ایتالیا حاکم بودند اما تفرق بلائی بر سر آنها در آورد که هم اکنون هیچ مسلمان بومی در این سرزمینها باقی نمانده است و مسلمین در این دیارها از بین رفتند.

پس اسلام از بین نرفت اما مسلمین در این سرزمینها نابود شدند.

 با این وجود در قدم اول اهل جماعت شوید و دست از فرقه بازی و تفرق به بهانه های قومیتی و مذهبی بردارید و عبرت بگیرید و در قدم دوم فریب کثرت دشمنان دین را نخورید چرا که خداوند متعال هرگز اعداد زیادشان را مدح نکرده است.

در سال ۶۵۶ هجری قمری تاتارها بعد از۴۵ سال کشتار در ترکستان و خراسان و ایران در نهایت وارد بغداد شدند و آن را اشغال کردند و در چهل روز بیش از یک میلیون مسلمان را به قتل رساندند..!!

اما در سال ۶۵۸ در نبرد (عین جالوت) از مسلمین متحد شده شکست خوردند، سپس اکثر تاتارها به دین اسلام گرویدند..!!

 سختی و مصیبت بر امت اسلام زمانی نشانه اوج و پیشرفت آن است و زمانی کسانی که بر انقراض و نابودی اسلام شرط می‌بندند دچار توهم شده‌اند که ما اهل جماعت شویم و دست از فرقه بازی و تفرق برداریم.

{ …وَیَأۡبَى ٱللَّهُ إِلَّاۤ أَن یُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَـٰفِرُونَ }.[سوره التوبة: ۳۲]

دارالاسلام و جماعت ایران ظرفیت اصلاح و ارتقاء و تکامل را دارد و نعمت و فرصتی است برای حرکت رو به جلو و حرکت به سوی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت.

پس نا امید نشو و اهل جماعت و دارالاسلام شو و دست از تفرق و فرقه بازی به بهانه های پوچ قومیتی و مذهبی بردار.

اگر می بینی که هم اکنون تنها قدرت برتر منطقه در جهاد با آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت تحت پرچم آن است و تو تنها به فرقه بازی و حزب سازی و تفرق دلخوش هستی و تنها مثل دارودسته ی منافقین نظاره گر و تماشاچی جنایات صهیونیستهای سکولار در غزه و لبنان شده ای پس بدان مسیر را اشتباهی می روی.

امروز آمریکای سکولار و اتحادیه ی اروپای سکولار و مصر و اردن و ترکیه و آل سعود و امارات و سودان سکولار و تمام متحدین سکولار آمریکا به همراه آمریکای سکولار در کنار رژیم صهیونیستی سکولار هستند بر علیه مسلمین غزه و جنوب لبنان، حالا کمی فکر کن و نگاه کن تو با قلب یا زبان یا با دستت در کدام جبهه قرار گرفته ای؟

سوال واضح و جواب هم واضح است اگر با خودت صادق باشی.

پس تا دیر نشده دست از فرقه بازی و تعصب جاهلی بردار و در جبهه ی مسلمین بر علیه آمریکا «سرافعی» و رژیم سرطانی صهیونیستی و متحدین آنها قرار بگیر.

حقیقت جنگ غزه  و حملات کنونی به جنوب لبنان: جنگ دنیای سکولار با مسلمین

حقیقت جنگ غزه  و حملات کنونی به جنوب لبنان: جنگ دنیای سکولار با مسلمین

به قلم: محمد اسامه

عده ای جاهل که هنوز فرق بین کفار سکولار(مشرک) با کفار یهودی و نصرانی و… را نمی دانند و هنوز نمی دانند که کفار اصلی میان انسانها ۵ دسته هستند: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷) در نوعیت جنگ صهیونیستهای سکولار بر علیه مسلمین غزه دچار اشتباه هم می شوند.

اینها هنوز سرگردان هستند چگونه است که کافری سکولار چون آمریکا و ناتو و مرتدینی سکولار چون محمود عباس و سیسی مصر و ملک عبدالله اردن و حکام سکولار امارات و ترکیه و … به حکومت سکولار رژیم صهیونیستی بر علیه مسلمین غزه و جنوب لبنان و یمن باید کمک کنند.

فقط کافی بود بدانند که همه ی اینها «سکولار» یا به زبان عربی «مشرک» هستند . همین و بس.

اسحاق هرتزوگ رئیس جمهور رژیم سکولار صهیونیستی می گوید : این جنگ فقط جنگ بین اسرائیل و حماس نیست، بله چنین جنگی است که هدف حقیقی‌ آن حفاظت از تمدن غرب و حفظ ارزش‌های فرهنگ غرب می باشد.

متوجه شدید؟

یعنی واقعا هنوز نمی دانید جنگ کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی بر علیه اسلام و مسلمین است؟

سرکردگان ملت کفر آشکار عقیده خود را بیان کرده و بر علیه اُمت اسلام جنگ خود را اعلان می کنند و حاکمیتهای بر مسلمین هم حتی کَکِشان نمی گزد که هیچ بلکه همراه با این کفارسکولار در جنگ بر علیه اسلام هستند.

 حقیقیت کشورهای طاغوتی را می دانیم اما :

  • قلب ما در آنجا به درد می آید که هنوز نیز بسیاری از جماعت ها برای حفظ منافع شخصی خود حتی جرأت سخن گفتن ندارند و در سعی و تلاش هستند تا حاکمان جانی آمریکا و غیره را از خود راضی نگه دارند، همیشه منافع اُمت اسلام بالاتر از منافع شخصی و حزبی بوده و هست.
  • قلب ما در آنجا به درد می آید که گروههای نجدی ادلب نشین و غیره ادلب نشین نجدی و نجدی زده و مفتی های نجدی همسو با اینها عملاً و در جنگ روانی و حتی در جنگ مسلحانه در صف آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند و از کشته شدن مسلمین در غزه و جنوب لبنان توسط وحشی های سکولار و صهیونیست ابراز خوشحالی و شادی می کنند در حالی که بر اساس آیات اولیه ی سوره ی روم ما باید به شکست کسانی راضی باشیم که از نظر دینی از ما دورتر هستند و به پیروزی کفار نصرانی که از نظر دینی به ما نزدیکتر هستند. وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ (روم/۴)

منهج اهل سنت و جماعت و منهج صحیح اسلامی به ما می گوید: ما باید به پیروزی هر مسلمانی بر هر کافری خوشحال باشیم نه بالعکس؛ اما دارودسته ی منافقین و مزدوران بخش جنگ روانی دشمن در قالب مفتی و فرقه های شبه جهادی و غیره برعکس این را به مردم نشان می دهند.

جاهلها: اینکه در دارالاسلام یک مسلمان اهل بدعت بمیرد و ما خوشحالی کنیم فرق دارد با این که یک مسلمان در جنگ با کفار اشغالگر به قتل برسد؛ یعنی احمقترین اسنان هم این را می داند اما شیطان شما را در مسیری برده که این یک زره شعور را هم از شما گرفته است.  

همه این را بدانیم که تمام کفار سکولار از جمله کفار سکولار صهیونیست و مرتدین سکولار محلی اطراف خودمان، تنها زمانی از تو راضی می شوند که : ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش های تو که مجموعاً مفاهیم و معانی دین را تشکیل می دهند مورد رضایت و پسند آنها باشد و آنها در این ۴ معنی و مفهوم از تو راضی باشند.

پس جنگهای متنوع و متفرق روانی و تبلیغی و مسلحانه ی  کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی را جدی بگیر .

واقعیت جنگهای کنونی و دسته بندی های کنونی جهانی و منطقه ای در برابر مومنین همین است.

اهل جماعت نمی شوی در کشتار مسلمین توسط کفار شریکی

اهل جماعت نمی شوی در کشتار مسلمین توسط کفار شریکی

به قلم: خالد هورامی

امام ابن حزم اندلسی رحمه الله می گوید: «اگر فردی [در جامعه ی اسلامی] از  گرسنگی در شهری بمیرد، اهل آن شهر  قاتلان او محسوب می شوند؛ و  دیه ی آن فرد از آنها گرفته می شود». در ادامه می افزاید: «فرد گرسنه به هنگام ضرورت می تواند در راه به دست آوردن حق خود از غذای اضافی نزد دیگران  بجنگد که در این صورت اگر کشته شود، قاتل وی قصاص می شود و اگر کسی را بکشد که مانع رسیدن او به حقش شده، مقتول گرفتار لعنت خداوند می گردد زیرا از حقی منع کرده و بازداشته است و جزو  باغیان محسوب می گردد». [۱]

الان:

مگر کشتار مسلمین غزه توسط صهیونیستهای سکولار را نمی بینی؟

مگر خود مجاهدین فلسطینی در جبهه ای تحت عنوان جبهه ی مقاومت که رهبریت آنرا دارالاسلام ایران بر عهده دارد عضو نیستند و با ایران در یک جبهه نیستند؟

پس تو در کجا ایستاده ای؟

اگر ادعا می کنی با مجاهدین فلسطینی هستی پس باید مثل مجاهدین فلسطینی در کنار ایران باشی، اگر نیستی، پس در ادعایت دروغ می گوئی.

اینهمه جنایت صهیونیستهای سکولار را با حمایت آمریکا و ناتو و حکومتهای خائن منطقه می بینی و تنها نظاره گر شده ای، پس بدان که شریک جرم اینها هستی چه بدانی چه ندانی.

تنها گزینه این است که اهل جماعت شوی و در جبهه ی مقاومت قرار بگیری . راه و گزینه ی دیگری وجود ندارد.


[۱] المحلى، الجزء السادس، المسألة رقم ۷۲۵ ص۲۲۶ و۲۲۷٫

تلنگری ابراهیم وار به مسلمین گرفتار در عذاب تفرق

تلنگری ابراهیم وار به مسلمین گرفتار در عذاب تفرق

ارائه دهنده: عبدالباسط

ابراهیم علیه السلام در جامعه ی خود تنها دعوت دهنده به اسلام بود و لازم بود به شیوه ای این پیام را با شوکی جدی به مردم می رساند . به همین دلیل ابتدا به این دلها و مغز های خواب زده به تعبیری تلنگری وارد کرد. او وارد بت خانه شد و همه بت ها را  به جز بت بزرگتر شکست واز همین موضوع به عنوان یک تلنگر برای متوجه و هوشیار کردن ذهن ها و قلب ها استفاده کرد.

وقتی مردم از این خبر آگاه شدند به او گفتند : أَأَنتَ فَعَلتَ هٰذا بِآلِهَتِنا يا إِبراهيمُ (الأنبياء آیه ۶۲) به مردم جواب داد : بَل فَعَلَهُ كَبيرُهُم هٰذا فَاسأَلوهُم إِن كانوا يَنطِقونَ (الأنبياء آیه ۶۳)

و همین موضوع نقطه عطفی شد در شروع دعوت ابراهیم نبی در برابر جهل و غفلت و تاریکی و قدرتهای ظالم و تالعیین قدرت و ثروتمندان درجه اول شد. به نوعی ابراهیم به تنهایی داعی  اسلام بود در برابر تمام جامعه  شرکی آن زمان.

بعد از آنکه به آنها گفته شد از بت بزرگ سوال کنید قران می فرماید :فَرَجَعوا إِلىٰ أَنفُسِهِم فَقالوا إِنَّكُم أَنتُمُ الظّالِمونَ(الأنبياء آیه ۶۴) و بعد از این تلنگر به آنها گفت :أَفَتَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ما لا يَنفَعُكُم شَيئًا وَلا يَضُرُّكُم (الأنبياء آیه ۶۶) و فرمود :أُفٍّ لَكُم وَلِما تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ۖ أَفَلا تَعقِلونَ (الأنبياء آیه ۶۷)

ابراهیم نبی ابتدا با یک عمل به  اصطلاح شوک آور مرردم را  از غفلت خارج کرد و در بعد آگاه شدن مردم در یک جمله حقیقت را به آنها منتقل کرد . در آنجا دشمنان  و پیروان شهوت پول  و قدرت ساکت نماندندهمانطور که الله متعال می فرماید:وَاللَّهُ يُريدُ أَن يَتوبَ عَلَيكُم وَيُريدُ الَّذينَ يَتَّبِعونَ الشَّهَواتِ أَن تَميلوا مَيلًا عَظيمًا (النساء آیه ۲۷  )

بعد از این عمل به علت ضرری که به مستکبرین وارد شد گفتند :قالوا حَرِّقوهُ وَانصُروا آلِهَتَكُم إِن كُنتُم فاعِلينَ(الأنبياء آیه ۶۸)

حالا وضعیت ملت مسلمان و امت اسلامی چطور است ؟در ابتدا باید اشاره کرد این امت در غفلت هستند. و بیشترین منفعت از این غفلت را  قدرت های غیر بشری و غیر الهی  می برند.حکومت هایی بی پایه و سست که مانند آن بت ها حتی توان دفاع از  خود را هم ندارند.

این قدرت ها در مقابل کسانی که به آگاه کردن می پردازند می گویند: حَرِّقوهُ وَانصُروا آلِهَتَكُم إِن كُنتُم فاعِلينَ (الأنبياء آیه ۶۸)

و چه چیزی  به جز اختلاف و تفرقه این امت را از آگاهی دور می کند؟

چه چیزی این امت را از  دشمن اصلی غافل می کند به جز تفرقه و عدم وحدت؟

امام من و تو در دارالاسلام ایران یا افغانستان و… کیست؟

امام من و تو در دارالاسلام ایران یا افغانستان و… کیست؟

به قلم: خالد هورامی

امروزه اگر به مسلمین بگوئی که امامی که باید بر دارالاسلام حاکم باشد کدام است نمی داند، و طبعاً به او بگوئی که امامی که تو از او در اداره ی زندگی دنیوی خودت و در اداره ی کشورت از او در غیر معصیت الله اطاعت می کنی کدام است، هنوز کسی را برای خود انتخاب نکرده و مثل دوران جاهلیت در سرگردانی به سرمی برد و اگر هم بدون امام بمیرد باز مثل همینها می میرد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در مورد وجوب امام و رهبر مسلمان و حکومت اسلامی از رسول الله استدلال بسیار زیبایی می کند که می فرماید: لازم است دانسته شود که ولايت امر مردم، از بزرگترين واجبات دين است. چون دين بدون آن برپا نميشود، زيرا مصلحت آدمي جز در اجتماع تحقق نمييابد و آنم به علت نياز برخي از ايشان به بعضي ديگر، و در هنگام اجتماع هم ناگزير بايد رئيسي داشته باشد؛ فَالْوَاجِبُ اتِّخَاذُ الْأَمَارَةِ دِينًا وَقُرْبَةً يَتَقَرَّبُ بِهَا إلَى اللَّهِ؛ فَإِنَّ التَّقَرُّبَ إلَيْهِ فِيهَا بِطَاعَتِهِ وَطَاعَةُ رَسُولِهِ مِنْ أَفْضَلِ الْقُرُبَاتِ. گرفتن امارت دینی (مقصود دولتی مطابق دین است) واجب است و نزدیکی است که نزدیک می شوید با آن به الله ، پس با این (امارت  دینی) به الله نزدیک شوید با اطاعت کردن از آن به اطاعت رسولش نزدیک می شوید که از بزرگترین نزدیکی هاست( به الله و رسول). (مجموع الفتاوی ۲/۳۹۰-۳۹۲)

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  •  لاَ يَحِلُّ لِثَلاَثَةِ يَكُونُونَ بِفَلاَةٍ مِنَ الأَرْضِ إِلاَّ أَمَّرُوا عَلَيْهِمْ أَحَدَهُمْ. جايز نيست براي سه نفر که در بياباني بسر برند، مگر آن که بايد يکي از آنان برايشان امير گردانيده شود.(مسنداحمد۲/۱۲)
  •  إِذَا خَرَجَ ثَلاَثَةٌ فِى سَفَرٍ فَلْيُؤَمِّرُوا أَحَدَهُمْ. هرگاه سه نفري به سفر رفتند، بايد دو تنشان يکي را بر خود امير سازند. ( شعيب الأرناؤوط، تخريج مشكل الآثار ۴۶۱۹)

ابن تيميه در شرح این حدیث می گوید: فَأَوْجَبَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَأْمِيرَ الْوَاحِدِ فِي الِاجْتِمَاعِ الْقَلِيلِ الْعَارِضِ فِي السَّفَرِ تَنْبِيهًا بِذَلِكَ عَلَى سَائِرِ أَنْوَاعِ الِاجْتِمَاعِ. آنحضرت – صلى الله عليه وسلم – امير گردانيدن يک نفر را در اجتماع کوچک مؤقتي در سفر واجب گردانيده، تا بدين ترتيب به انواع اجتماعات ديگر اشاره فرمايد.( مجموع الفتاوی۲/۳۹۱)

امام شوکانی هم در شرح این روایت می فرماید: وَإِذَا شُرِّعَ هَذَا لِثَلَاثَةٍ يَكُونُونَ فِي فَلَاةٍ مِنْ الْأَرْضِ أَوْ يُسَافِرُونَ فَشَرْعِيَّتُهُ لِعَدَدٍ أَكْثَرَ يَسْكُنُونَ الْقُرَى وَالْأَمْصَارَ وَيَحْتَاجُونَ لِدَفْعِ التَّظَالُمِ وَفَصْلِ التَّخَاصُمِ أَوْلَى وَأَحْرَى. و در ادامه همین مطلب می فرماید: إنَّهُ يَجِبُ عَلَى الْمُسْلِمِينَ نَصْبُ الْأَئِمَّةِ وَالْوُلَاةِ وَالْحُكَّامِ(نیل الاوطار۹/۱۵۷) قطعا برمسلمین نصب امامان و ولاه امور(امورداران) و حاکمان واجب است.

 فقیه زاهد ابوالمعالی الجوینی ملقب به إمام الحرمين (المتوفى: ۴۷۸هـ)می فرماید: فَنَصْبُ الْإِمَامِ عِنْدَ الْإِمْكَانِ وَاجِبٌ. تعيين و گماشتن امام(مراد امامت زمینی وشورایی تعین شده ازجانب مردم با شورای حل و عقد است)عندالامکان واجب است. (غياث الامم۱/۱۵٫باب حکم نصب الامام)

امام أبو الحسن علي بن محمد بن محمد بن حبيب البصري البغدادي، الشهير بالماوردي (المتوفى: ۴۵۰هـ) يا امام ماوردی می فرماید: وَعَقْدُهَا لِمَنْ يَقُومُ بِهَا فِي الْأُمَّةِ وَاجِبٌ بِالْإِجْمَاعِ وَإِنْ شَذَّ عَنْهُمْ الْأَصَمُّ. عقد امامت براي کسي که مسئوليت آن را به دوش ميگيرد، به اجماع امت واجب است، هرچند اصم به تنهايي با آن مخالفت کرده است. و امام ماوردی در تعریف امامت برای مسلمین می فرماید: الْإِمَامَةُ: مَوْضُوعَةٌ لِخِلَافَةِ النُّبُوَّةِ فِي حِرَاسَةِ الدِّينِ وَسِيَاسَةِ الدُّنْيَا. (الاحكام السلطانیه۱/۵) امامت براي جانشيني مقام نبوت، در پاسداري دين و سياست دنيا ( از جانب مردم و یا اهل حل و عقد) تعیین گرديده است.

پس داشتن امام و رهبر برای مسلمین یک واجب است هر چند مذهب این امام مخالف مذهب ما باشد. همچنانکه مذهب امام زمان ابوحنیفه و احمد بن حنبل و ابن تیمیه و… مخالف مذهب آنها بود.

امام کنونی من و تو در دارالاسلام ایران بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، آیت الله خامنه ای است چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی، همچنانکه امام کنونی مسلمین افغانستان مولوی هبه الله است و باید در غییر معصیت الله از آنها اطاعت شود.