شهادت خواهرعفیفه دکتر عافیه صدیقی در زندانهای آمریکای سکولار پیام و زنگ خطری دیگر برای خفتگان

شهادت خواهرعفیفه دکتر عافیه صدیقی در زندانهای آمریکای سکولار پیام و زنگ خطری دیگر برای خفتگان

به قلم: مجیب الرحمن فرغانه ای

یک زن مسلمان فقط بخاطر این که گناهش مسلمان ،مسلیمه ای فعال،محجبه، حامیی مسلمین بودن است توسط آمریکای سکولار دستگیر و زندانی میشود و توسط آمریکائی های سکولار مورد انواع اذیت و آزارها و شکنجه و تجاوز قرار می گیرد، این زن نحیف  با جسم ضعیف با جند نفر از افسرانی امریکایی قدرتی مقابله کردن و کشتن آنها را دارد؟ یعنی قدرت بزرگ این دنیا این قدر پست،ذلیل شده که از یک زن ضعیف هم میترسد؟ کارش تا اینجا کشیده شده؟ همین زنهایی مسلمان را می برند زندان شکنجه می دهند و تجاوز می کنند؟

اگر به جایی عافیه صدیقی یک زن کافر و یا یک زن مسلمان زاده ی بی حجاب بود در چی اندازه سر صدا راه می انداختند، چی غاوغایی برپا می کردند، مثل قضیه یی مهسا امینی و دیگران… به قول معروف از یه پشّه فیل درست کردند. به خاطر اهداف خودشان به هر چیز چنگ می زنند تا به عنوان بهانه استفاده بکنند و از این بهانه ها برای ضربه زدن به مسلمین سود ببرند.

خواهر دانشمندمان دکتر عافیه صدیقی فقط به خاطر اینکه گناهش مسلمان ، مادر مسلمان،خواهر مسلمان،خویشاوندی مسلمان،دانشمند مسلمان  بود و در برابر آمریکای اشغالگر و مزدوران محلی اش ساکت ننشست باید دستگیر شود و شکنجه شود، پسرش را در جریان دستگیر شدنش می کشند حتّی  بچّه هاش را هم زندانی می کنند.  بعد از کذشت  6 سال پسر بزرگش را آزاد کردن یک سال بعد هم دخترش را،مگر این زن نحیف تا این اندازه ترسناک بود.  حتّی برایش اسم “زن القاعده” را هم دادند،مجازاتش هم ۸۶ سال حبس بود.

البتّه این ظالمان،ستمگران، تجاوزگران در طول تاریخ  کارنامه یی سیاه شان مثل هم بوده، ولی امروزه  این شیطان صیفتها بی رحمتر،ظالمتر و سرسخطتر شدن، امّا این همّه طغیان هم یه انتها یی دارد، وقت به قله یی اوجش رسیدند باید با  نقته یی سقوط هم  روبرو می شوند. الله متعال درباره یی عاقبت ظالمین می فرماید:اِنّا اَعْتَدْنَا لِلظّالِمِينَ نَاراً اَحَاطَ بِهِمْ سُرادِقُهَا و اِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَ سَاءَتْ مُرْتَفِقاً»؛ (کهف/ ۲۹)  (ما براى ستمگران آتش آماده كرده ايم كه آنها را از هر سو احاطه كرده و اگر تشنه شوند و تقاضاى آب كنند آبى براى آنها مى آورند همچون فلز گداخته كه صورتها را بريان مى كند! چه نوشيدنى بدى! و چه بد محل اجتماعى؟!)

وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ ﴿۴۴/شورا﴾ و هر که را خدا [به کیفر کبر و عنادش] گمراه کند، او را پس از خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهد بود؛ و ستمکاران را [روز قیامت] می بینی چون عذاب را ببینند، می گویند: آیا راهی به سوی بازگشت [به دنیا] وجود دارد؟!

اینها عاقبت ظالمین در آخرت بود،البتّه در این دنیا هم سهم از این عاقبت را خوهند دید، برای این کار، مسلمانان باید تلاش کنند تا  این ظالمین عاقبت این ظلمشان را بچشند.

امروز یکی از زنهایی مسلمان را به شهادت رساندند، ولی در نقاط مختلف دنیا از این زنهایی مظلوم، ستمدیده، زیر شکنجه خیلی زیاد وجود دارند، مسلمانان باید بیدار شوند، به خود بیایند، از این خواهرهایی مظلومیشان حمایت بکنند، این  حمایت کردن را فقط از طریقی جهاد کردن میشود عملی کرد. انها باید به یک دست تبدیل شوند و با متّحد شدن می توانند با دشمن مقابله کنند.

این دشمنان را ببینید اگرچی بین خودشان این همّه اختلاف دارند، امّا در مقابل اسلام با اتّحاد دارند می جنگند، مسلمانها هم اگر همین اسباب را فراهم بکنند حتماً به همان پیروزی که الله متعال وعده کرده بود می رسند.

به خاطر خدا بیدار شوید و به دادی این زنهایی مسلمان برسید.

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران:وظیفه خواص و افراد تأثیرگذار دنیای اسلام، تمرکز بر ایجاد راهها و زمینه‌های عملی برای اتحاد بین مسلمانان است

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران:وظیفه خواص و افراد تأثیرگذار دنیای اسلام، تمرکز بر ایجاد راهها و زمینه‌های عملی برای اتحاد بین مسلمانان است

آیت الله خامنه ای به مناسبت ۱۷ ربیع الاول سال ۱۴۰۱ش که آخرین روز از هفته وحدت است گفت: «وحدت اسلامی» و حضور تأثیرگذار در دنیای جدید امکان‌پذیر و شدنی است به شرط تلاش عملی و ایستادگی در مقابل سختی‌ها و فشارها که نمونه‌ی بارز آن نظام جمهوری اسلامی است که در مقابل قدرتها تسلیم نشد و ایستاد و اکنون به درخت تناوری تبدیل شده است که حتی تصور «کَندن» آن نیز امکان پذیر نیست.
…عید گرفتن روز میلاد پیامبر اسلام (ص) باید برای امت اسلامی فرصتی برای درس گرفتن و الگو قرار دادن آن حضرت، به عنوان «اسوه حسنه» باشد.
…. مشکلات و سختی‌های دنیای اسلام علل متعددی دارد اما یکی از مهمترین این علتها، تفرقه و جدایی مسلمانان از یکدیگر است.
وظیفه خواص و افراد تأثیرگذار دنیای اسلام، تمرکز بر ایجاد راهها و زمینه‌های عملی برای اتحاد بین مسلمانان است زیرا دشمن در نقطه مقابل، با ایجاد یک سلول سرطانی در منطقه و در زمین فلسطین، به نام رژیم جعلی صهیونیستی و استقرار صهیونیست‌های خبیث، فاسد، قاتل و بی‌رحم در آن، به دنبال ایجاد بیشترین اختلاف در میان مسلمانان و کشورهای اسلامی است.
ممکن است برخی بگویند تحقق وحدت در شرایط فعلی با وجود برخی رؤسای کشورهای اسلامی امکان‌پذیر نیست اما روشنفکران، علما، فرزانگان و نخبگان دنیای اسلامی می‌توانند فضا را متفاوت از خواست دشمن کنند که در این صورت امکان تحقق وحدت، آسان‌تر خواهد شد.
آیت الله خامنه‌ای با طرح این سؤال که «منظور از وحدت چیست؟» خاطرنشان کردند: آنچه از وحدت در دنیای اسلام مد نظر است، ‌وحدت در حفظ منافع امت اسلامی است و نه وحدت نژادی و جغرافیایی.
فهم صحیح منافع امت اسلامی و اینکه مسلمانان باید با چه کسانی و چگونه دوستی یا دشمنی کنند و به اشتراک عمل در برابر نقشه‌های استکبار برسند، برای تحقق وحدت، بسیار مهم است.
نقشه سیاسی دنیا در حال تغییر و نظام تک قطبی در حال حرکت به سمت مطرود شدن است و سلطه استکبار جهانی نیز هر روز بیش از گذشته مشروعیت خود را از دست می‌دهد، بنابراین دنیای جدیدی در حال شکل‌گیری است و سؤال بسیار مهم این است که جایگاه دنیای اسلام و امت اسلامی در این دنیای جدید کجاست؟ در چنین شرایطی امت اسلامی می‌تواند جایگاه رفیعی داشته باشد و در دنیای جدید، الگو و پیشرو باشد، ‌به شرط آنکه بتواند به اتحاد کلمه برسد و خود را از تفرقه و وسوسه‌های امریکا و صهیونیست‌ها و کمپانیهای بزرگ رهایی بخشد.
ایشان با طرح یک سؤال دیگر مبنی بر اینکه «آیا اتحاد کلمه مسلمانان و داشتن جایگاه رفیع در دنیای در حال تغییر امکان پذیر است؟»، گفتند: بله، اتحاد بین ملتهای اسلامی ممکن است اما نیازمند تلاش و عمل و ایستادگی در مقابل فشارها و سختی‌ها است.


یک نمونه از امکان تحقق تأثیرگذاری، جمهوری اسلامی ایران است که نهالی کوچک با هدایت‌های امام خمینی(ره) در مقابل دو ابرقدرت آن زمان ایستاد و آن نهال اکنون به درختی تناور تبدیل شده است که غلط بکند کسی حتی فکر کَندن آن را نیز بکند.
ما ایستادیم و پیش رفتیم، البته ایستادگی نیز مانند هر کار دیگر سختی‌هایی دارد اما آن کسانی هم که تسلیم می‌شوند دچار سختی می‌شوند با این تفاوت که ایستادگی موجب پیشرفت و تسلیم باعث عقب‌رفت است.

آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه لازمه تحقق وحدت اسلامی، جلوگیری از تبدیل اختلافات مذهبی به تنازع و درگیری است،‌ خاطرنشان کردند: سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی که با اصل اسلام ضدیت دارند در محافل خود وارد بحث شیعه و سنّی شده‌اند که بسیار خطرناک است.
ایشان با یادآوری تعبیر گذشته خود از «شیعه انگلیسی» و «سنّی آمریکایی» و تلاش برخی برای تحریف آن، گفتند: شیعه انگلیسی و سنّی آمریکایی یعنی کسی که در هر جایگاه و مقام و کشوری، مانند داعش با ایجاد دعوا و تفرقه و تکفیر در خدمت دشمن است.
در هر دو طرف شیعه و سنّی، تندروهایی وجود دارند که ارتباطی به تشیع و تسنن ندارند و این تندروی‌ها نباید زمینه‌ساز اتهام زنی به اصل مذاهب شود و باید با کسانی که به اسم طرفداری از یک مذهب، احساسات طرف دیگر را بر می‌انگیزند، برخورد جدی انجام گیرد. 
جمهوری اسلامی ایران تاکنون هرآنچه در توان داشته برای تحقق عملی وحدت اسلامی به کار گرفته است که نمونه بارز آن حمایت همه جانبه از برادران اهل تسنن در فلسطین است که این حمایت بعد از این هم با همه توان ادامه خواهد داشت.
ما به لطف و عنایت خداوند ایمان داریم و به تحقق عملی آرزوی بزرگ وحدت اسلامی، امیدوار هستیم.

فهرستی از اولویت‌های بیداری اسلامی

فهرستی از اولویت‌های بیداری اسلامی

به قلم: ع. سليمی

اقدام به هرکار و تلاش مهم و صادقانه در راستاي اصلاح فرد و جامعه در پرتو تعاليم تعـالي

بخش اسلام، نيـازمند تعيـين اولويت ها و مهـمترين هاست ، تا مبلغ مخلص با چشمي بازو معرفت مطلوب در مسير راهيان راه ايمان و داعيان دعوت حق گام بر دارد .

نهضت بيداري اسلامي نيز با توجه به عـمق مسئولـيت ها و گـستردگي زميـنه فعاليت در جهت تعميق ارزشهاي ايماني و تحقق « توحيد وتقوا وعدالت وحريت» در گستره ي حـيات بـشريت، بيـش از پيـش نيازمند تعيين اولويت ها و محورهاي مهم ومهمتر انديشه و عمل بوده و براين باور است که، اهـمال آنهـا سبـب سردرگمي و به هرز رفتن توانها و استعدادها خواهد گرديد.ايـنک مواردي بـيست گانه را که بسان منشور و دستورالعملي است، به صاحبان رسالت در ميدان دعوت اسلامي به صورت بسـيار خلاصه ارائه مي نماييم، به اين اميد که مورد توجه مبلغين وداعيان حکيم وموعظه گران مخلص قرار بگيرد. ان شاءالله

۱- به جاي پرداختن به« فروع و جزئيات» اهتمام به «اصول و کليّات»

۲- به جاي توجه بيش از حد به «نوافل و مستحبات » اولويت دادن به « فرائض و واجبات.»

۳- به جاي مشغول شدن به امور« اختلاف و نزاع» برانگيز، اولويت دادن به موارد « اتحاد و وفاق» آميز.

۴- به جاي اهتمام بيش از حد به « شکل و ظاهر» رفتار ، توجه بيشتر به « معني و ماهّيت»کردار.

۵- پرهيز از « افراط و تفريط» و روي آوردن به « اعتدال » و ميانه روي.

۶- دوري از سختگيري و« ايجاد نفرت» و اهتمام به آسانگيري و« تعميق الفت»

۷- گريزاز تنگ نظري و« تقليد» و روي آوردن صاحبان اهليت به « اجتهاد و تجديد»

۸- به جاي پرداختن به « مباحثات ذهني» توجه به« کار و فداکاري»

۹- پرهيز از« احساسات» و عکس العمل گرايي واهتمام به «تفکر» و برنامه ريزي .

۱۰- دوري از«تعصب و تند روي» در مورد ديگران وتوجه به«تحمل وکنار آمدن» با آنان.

۱۱- روي گرداني از« تحريک احساسات» و اولويت دادن به « تعليم و تربيت».

۱۲- فرود آمدن از آسمان «خيالات»، به سرزمين « واقعيات »

۱۳- بجاي توجه بيش از حد به « کميّت» ، اولويت دادن به « کيفيّت»

۱۴- دوري از «تکبر» و انانيت والتزام به« تواضع» و اخوت.

۱۵- به جاي افتخاربيش از حد به « گذشته»، روي آوردن به عمل و برنامه ريزي براي «حال و آينده»

۱۶- به جاي پرداختن به مسائل صرفاً « سياسي» ، اولويت دادن به کار و خدمات « فرهنگي و اجتماعي»

۱۷- گريز از « اختلافات» نزاع برانگيز و توجه به « انتقادات» سازنده و صادقانه و الفت آميز.

۱۸-« محبت با اهل ايمان» و جهاد همه جانبه و«قاطعيت عليه دشمنان».

۱۹- رهايي از تنگ نظري انديشه هاي « محلي و منطقه اي» و اهتمام به رسالت «جهاني» بيداري اسلامي .

سخنان آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران  به مناسبت هفته وحدت

سخنان آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران  به مناسبت هفته وحدت

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم‌

در ابتدا از همه‌ي‌ شما آقايان‌ و خواهران‌ محترم‌ كه‌ از نقاط مختلف‌ تشريف‌ آورديد، مخصوصا از آقايان‌ علماي‌ اعلام‌ و ائمه‌ي‌ محترم‌ جمعه‌ و خانواده‌هاي‌ معظم‌ شهيدان‌ و جانبازان‌ و اسرا، صميمانه‌ تشكر مي‌كنم‌ و توفيق‌ همه‌ي‌ شما برادران‌ و خواهران‌ را از خداوند مسألت‌ مي‌نمايم‌.

مسأله‌يي‌ كه‌ لازم‌ است‌ در آستانه‌ي‌ هفته‌ي‌ وحدت‌ به‌ همه‌ي‌ ملت‌ ايران‌ و همچنين‌ به‌ مسلمانان‌ عالم‌ عرض‌ كنم‌، اهميت‌ وحدت‌ بين‌ مسلمين‌ و ارتباط برادرانه‌ ميان‌ برادران‌ مسلمان‌ در همه‌ جا و در همه‌ي‌ شرايط است‌. در ابتدا بايد معلوم‌ كنيم‌ كه‌ مقصود ما از وحدت‌ مسلمانان‌ چيست‌؟ آيا مقصود اين‌ است‌ كه‌ مسلمانان‌ از مذهب‌ خود دست‌ بردارند و به‌ مذهب‌ ديگري‌ اعتقاد پيدا كنند و عمل‌ نمايند؟ نه‌، مقصود اين‌ نيست‌. ما وقتي‌ به‌ وحدت‌ دعوت‌ مي‌كنيم‌، مقصود ما اين‌ نيست‌ كه‌ فرق‌ مسلمين‌ ـ اعم‌ از شيعه‌ و سني‌ ـ يا فرقي‌ كه‌ داخل‌ تشيع‌ و تسنن‌ هستند، موظف‌ و مجبورند كه‌ از عقيده‌ي‌ خود دست‌ بردارند و به‌ عقيده‌ي‌ سومي‌ يا به‌ عقيده‌ي‌ طرف‌ مقابل‌، گرايش‌ پيدا كنند. اين‌، چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ تحقيق‌ و تفحص‌ و مطالعه‌ي‌ هر كسي‌ وابسته‌ است‌ و بينه‌ و بين‌الله‌ تكليف‌ اوست‌. بحث‌ ما اين‌ نيست‌.

بحث‌ ما اين‌ است‌ كه‌ مي‌خواهيم‌ به‌ همه‌ي‌ مسلمانان‌ ـ از شيعه‌ و سني‌ ـ بگوييم‌ و تذكر بدهيم‌ كه‌ شما يك‌ نقاط مشترك‌ و يك‌ نقاط اختلاف‌ و افتراق‌ داريد. در بعضي‌ چيزها، با هم‌ شريكيد و يك‌ طور فكر و عمل‌ مي‌كنيد و در بعضي‌ چيزها، هر فرقه‌ روش‌ خود را دارد.

نكته‌ اين‌ است‌ كه‌ اولا، آن‌ نقاط اشتراك‌ بيشتر از نقاط افتراق‌ است‌. يعني‌ همه‌ي‌ مسلمين‌، به‌ خداي‌ واحد و قبله‌ي‌ واحد و پيامبر واحد و احكام‌ و نماز و روزه‌ و زكات‌ و حج‌ اعتقاد دارند. شما دو نفر مسلمان‌ را پيدا نمي‌كنيد كه‌ وقتي‌ صبح‌ مي‌شود، براي‌ نماز بلند نشود; مگر اين‌ كه‌ بخواهد به‌ تكليفش‌ عمل‌ نكند، والا همه‌ي‌ مسلمين‌ عالم‌ معتقدند كه‌ صبح‌ و ظهر و عصر و شب‌، بايد نماز خواند و مستحب‌ است‌ كه‌ در نيمه‌ي‌ شب‌، نماز شب‌ بجا آورد. همه‌ي‌ مسلمين‌ عالم‌ معتقدند كه‌ نماز را بايد به‌ طرف‌ كعبه‌ و به‌ زبان‌ قرآن‌ و از آيات‌ قرآن‌ خواند. همه‌ي‌ مسلمين‌ عالم‌، ماه‌ رمضان‌ كه‌ فرا مي‌رسد، آن‌ وقتي‌ كه‌ فهميدند روز اول‌ ماه‌ است‌، روزه‌ مي‌گيرند; مگر كسي‌ كه‌ نخواهد به‌ تكليفش‌ عمل‌ كند و بخواهد فسق‌ كند، والا همه‌ي‌ مسلمين‌ عالم‌ به‌ اين‌ امور اعتقاد دارند.

هم‌ اكنون‌ بيش‌ از يك‌ ميليارد نفر مسلمان‌ در نقاط مختلف‌ عالم‌ زندگي‌ مي‌كنند كه‌ نقطه‌ي‌ تراكم‌ آنها، همين‌ منطقه‌ي‌ بين‌ شرق‌ و غرب‌ است‌ كه‌ از لحاظ استراتژيكي‌ و موقعيت‌ جغرافيايي‌ و وضعيت‌ اقليمي‌ و آب‌ و هوايي‌، حساسترين‌ مناطق‌ عالم‌ دست‌ اينهاست‌. قديميترين‌ تمدنها و عميقترين‌ فرهنگها، در همين‌ منطقه‌يي‌ بوده‌ كه‌ مسلمانان‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كنند. آن‌ وقتي‌ كه‌ ديگر مردم‌ در وحشيگري‌ بودند، همين‌ مردم‌ مسلمان‌ بودند كه‌ دنيا را با علم‌ و معرفتشان‌ اداره‌ مي‌كردند. مسلمانان‌، جمعيتي‌ متشكل‌ و منسجم‌ هستند، كشورهايشان‌ نزديك‌ به‌ هم‌ است‌، ملتها از لحاظ فرهنگ‌ به‌ هم‌ متقاربند و در تمام‌ نقاط دنيا كساني‌ را از خود دارند كه‌ همه‌ي‌ آنها مسلمانند.

ما مي‌گوييم‌: اي‌ مسلمانان‌ عالم‌! در هر جاي‌ دنيا كه‌ هستيد، اگر با هم‌ دشمني‌ نكنيد، عليه‌ هم‌ مبارزه‌ و جنگ‌ نكنيد و دشمنان‌ و دوستانتان‌ را بشناسيد، وضع‌ زندگي‌ شما با آنچه‌ كه‌ امروز است‌، تفاوت‌ خواهد كرد. امروز، دچار تشتت‌ و ضعف‌ و عقب‌ماندگي‌ هستيد. كشورهاي‌ اسلامي‌ ـ غالبا يا عموما ـ فقير و وابسته‌ و اسيرند. دشمنان‌ اسلام‌ مي‌خواهند اسلام‌ را از ميان‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ بزور بيرون‌ برانند. قلب‌ آحاد مردم‌ مسلمان‌، با اسلام‌ و خداست‌. آنها به‌ اسلام‌ علاقه‌مندند. سياستها و قدرتهاي‌ بزرگ‌ جهاني‌ سعي‌ مي‌كنند به‌وسيله‌ي‌ دولتهاي‌ دست‌نشانده‌، مردم‌ را از اسلام‌ دور نمايند. اگر شما با هم‌ باشيد و با هم‌ دعوا نكنيد و نيروي‌ خود را ـ كه‌ عنصر عظيمي‌ است‌ و براي‌ بهتر كردن‌ دين‌ و دنياتان‌، مي‌شود از آن‌ استفاده‌ كنيد ـ عليه‌ يكديگر مصرف‌ نكنيد، اهداف‌ پليد دشمن‌ محقق‌ نخواهد شد.

ما نمي‌گوييم‌ كه‌ سنيهاي‌ عالم‌ بيايند شيعه‌ بشوند، يا شيعه‌هاي‌ عالم‌ دست‌ از عقيده‌شان‌ بردارند. البته‌، اگر يك‌ سني‌ يا هر كسي‌ تحقيق‌ و تفحص‌ كرد، عقيده‌اش‌ هر چه‌ شد، بايد بر طبق‌ عقيده‌ و تحقيق‌ خودش‌ عمل‌ كند. تكليف‌ او با خدايش‌ است‌. حرف‌ ما در هفته‌ي‌ وحدت‌ و به‌ عنوان‌ پيام‌ وحدت‌ اين‌ است‌ كه‌ مسلمانان‌ بيايند با هم‌ متحد بشوند و با يكديگر دشمني‌ نكنند. محور هم‌ كتاب‌ خدا و سنت‌ نبي‌اكرم‌ (صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) و شريعت‌ اسلامي‌ باشد. اين‌ حرف‌، حرف‌ بدي‌ نيست‌. اين‌ حرف‌، حرفي‌ است‌ كه‌ هر عاقل‌ بي‌غرض‌ و منصفي‌، آن‌ را قبول‌ خواهد كرد.

ادامه خواندن سخنان آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران  به مناسبت هفته وحدت

دلیل اینهمه مخالفت با جماعت و دارالاسلام چیست؟

دلیل اینهمه مخالفت با جماعت و دارالاسلام چیست؟

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

الله تبارک و تعالی را سپاس میگویم که نعمت های فراوانش را بر ما ارزانی فرمود و با رحمت های بی دریغش خیر و برکت را در زمین گستراند وبندگانی را برای عبادت خود برگزید و این منتی است بر بندگان،تا خود را از عذاب الهی رهایی بخشند.

قران کریم در جای جای آیه های خویش مومنین و مسلمانان را به پیروی از قران وسنت و شورای اولی الامر و امت و پرهیز از تفرق و گروه گروه شدن امر کرده است و به این شورا هم امر کرده است: «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ» (نساء۵۹) هرگاه در مسئله ای اختلاف نمودید آن را به خدا و رسولش برگردانید.

بعد از پیدایش نابود شدن شورا توسط معاویه و ایجاد تفرق و مذاهب عدید در اسلام و فرقه فرقه شدن مسلمین به تدریج در کنار اهل دعوت راستین کسانی پیدا شدند که  با علم خطایی که داشتند،هم خود گمراه بودند و هم دیگران را گمراه ساختند.این افراد با گمراهی های فکری و با انتشار کتب متفاوت سعی در به دام انداختن مردم در چاه گمراهی بودند و به همین علت عده کثیری از امت اسلامی تابع هوا و هوس هاس بسیاری از این ناجوانمردان شدند و به نام  فلان فرقه و حزب و گروه  بیشتر وبیشتر از دین مبین اسلام دور شدند.

اما با ظهور مجدد شوراهای مختلف در دارالاسلام  کاروان دعوت به سوی وحدت و جماعت دوباره حرکت کرد و با مجاهدت های فراوان این مجاهدان عرصه ی علم و عمل زحماتشان به بار نشست و امروزه میبینیم که عده کثیری از مسلمین به بیداری اسلامی و حرکت در مسیر اتحاد برگشته اند وبحمدلله در سرتاسر این زمین خاکی در حال دعوت و فعالیت هستند و مردم را به بازگشت به قران و سنت و وحدت اسلامی و جماعت تشویق میکنند که جماعت هم تنها توسط  رهبریت واحد دارالاسلام شکل می گیرد؛ اما از انجا که همیشه در مقابل حق،باطل صف آرایی کرده و درصدد نابودی حق و حقیقت میباشد در این زمان نیز معاندان راه  جماعت و دارالاسلام (که همان راه امام ابوحنیفه وجعفر صادق و شافعی و زید ومالک و احمد حنبل و امثالهم میباشد) پی تخریب وبدنام کردن دارالاسلام و جماعت به بهانه های پوچ شیعه یا حنفی یا شافعی و غیره میباشند که بإذن الله هیچ گاه موفق نخواهند شد.

یکی از این مخالفت ها جلوگیری از حق قانونی و شرعی اهل جماعت و حامیان دارالاسلام به خصوص در جوامع سکولاریستی می باشد. ممانعت از دعوت مومنین شریعت گرا و محدود کردن آنها گواه بر این است که این معاندان ترس و واهمه ای بیش از انچه که فکر میکنیم از دارالاسلام دارند و با شنیدن اسم دارالاسلام و بخصوص قدرت نظامی و پیشرفتهای غیر قابل انکار آن تنشان به لرزه در می اید.

سوالی که بنده از این افراد سکولار و کشورهای سکولار دارم این است:اگر ادعایی مبنی بر حقانیت خود دارید پس دلیل این همه عناد و کینه با دارالاسلام  چیست؟آیا نه این که مردم خود عقل دارند و قادرند حق و باطل را از هم دیگر تشخیص دهند؟ اما به مدد ونصرت الله تعالی هیچ گاه کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها به اهداف پلید خود نخواهند رسید و ان شاءالله مردم نیز هر روز بر اندوخته هایشان مبنی بر گمراه بودن و ضد شریعت و اخلاق بودن سکولاریستها پی میبرند و به جماعت بازمیگردند.

و در اخر توصیه ای به دوستانم در گروهها و کانالهای مجازی دارم!از الله بترسید و به انچه که در مورد رهبریت و وحدت اسلامی و دارالاسلام میگویید عمل کنید که خیر دنیا وآخرت فقط وفقط در قران وسنت و جماعت است. خود را مشغول فعالیت های جانبی نکنید و حداقل به انچه که خود ادعا دارید جامه عمل بپوشانید و سدی در مقابل دارالاسلام و خادمی مجانی برای کفار نشوید که عقوبتی سخت در انتظار مخالفان جماعت و وحدت است.

کجاست عقل سلیم؟ کدامین فطرت پاک میپذرد؟

چرا بلوچها و سایر مسلمین باید به سکولاریسم و دموکراسی ملی گراها جواب رد بدهند؟

چرا بلوچها و سایر مسلمین باید به سکولاریسم و دموکراسی ملی گراها جواب رد بدهند؟

به قلم: محمد بلوچ

عده ای از طرفداران احزاب سکولار و کافر محلی وجود دارند که بر اثر تبلیغات متنوع و فریبنده ی سکولاریستها ( = مشرکین= احزاب) واقعاً به چنان توهمی دست پیدا کرده اند که خیال می کنند این احزاب سکولار دست نشانده و کنترل شده توسط آمریکا و ناتو می توانند در خدمت به قوم و مذهب آنها کار مثبتی انجام دهند.

اینها لازم است قبل از هر چیز در مورد حکم سکولاریستها ( = مشرکین= احزاب) و سکولاریسم بر اساس مذهب خودشان اندکی سر تامل فرو ببرند و مطمئن شوند که آیا مذهب و اسلام آنها این اجازه را به آنها می دهد که  قوانین شریعت الله را کنار بزنند و به سکولاریسم معتقد شوند و برای عملی کردن آن در یک جامعه اسلامی بکوشند یا نه؟!

سوره مائده به طور مفصل و با اسلوبی جالب حکم افرادی که از نظام اسلامی اعراض می کنند و برای ایجاد نظام های غیر اسلامی می کوشند را بیان داشته است:

  • با «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» شروع می شود
  • و در «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»حکم محارب فی الارض را بیان می فرماید
  • و در «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما» حکم قطع دست دزد را صادر می فرماید،
  • –         و سپس پیامبر خود را تسلی می دهد ومی فرماید؛ اگر چه هستند افرادی که از نظام اسلامی اعراض کنند و به دنبال نظام های طاغوتی بروند، اما نباید این مایه اندوه تو باشد « يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ».( ای پیامبر! مایه اندوه تو نگردد ( عمل) کسانی که در کفر بر یکدیگر سبقت می‌گیرند، کسانی که به زبان می‌گویند مؤمن هستیم، ولی از دل مؤمن نمی‌باشند.)
  • و در ادامه حکم آنها را با وضاحت کامل بیان می فرماید ؛ « وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ االْكافِرُون». ( و هر کس به آنچه الله نازل نموده حکم نکند پس بی گمان کافر است).
  • و در ادامه با خطاب به پیامبر صلی الله علیه وسلم، به تمام امت اسلام دستور می دهد که در هر عصر و زمان و در هر شرایط، بایستی بر اساس حکم خداوند متعال حکومت کرد، و نباید ادعا های  پوشالی و شعار های دروغین کفار سبب شود که به نظام های غیر اسلامی چنگ بزنید؛ «وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْك». ‏و (به تو ای پیغمبر فرمان می‌دهیم به این که) در میان آنان طبق چیزی حکم کن که خدا بر تو نازل کرده است، و از امیال و آرزوهای ایشان پیروی مکن، و از آنان برحذر باش که (با کذب و حق‌پوشی و خیانت و غرض‌ورزی) تو را از برخی چیزهائی که خدا بر تو نازل کرده است به دور و منحرف نکنند (و احکامی را پایمال هوی و هوس باطل خود نسازند).
  • –         و در آیه (۵۰) با استفهام انکاری می فرماید: «أَفَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (آیا (آن فاسقان از پذیرش حکم تو بر طبق آنچه خدا نازل کرده است سرپیچی می‌کنند و) جویای حکم جاهلیت (ناشی از هوی و هوس) هستند؟ آیا چه کسی برای افراد اهل یقین بهتر از خدا حکم می‌کند؟).

 یعنی چرا باید تعدادی، حکم انسان را بر حکم خالق انسان ترجیح دهند؟!

چرا باید تعدادی سکولاریسم  و شاخه های مختلف آن چون لیبرالیسم یا کمونیسم را بهتر از حکم الله بدانند؟!  چگونه ممکن است یک مسلمان موحد دموکراسی را بر قرآن ترجیح دهد؟! دموکراسی که به معنی حاکم کردن قانون مردم بر مردم به جای حاکم کردن قانون الله بر مردم است.

به تمام این دلایل واضح اسلامی هر کسی که خودش را مسلمان و پایبند به قوانین شریعت الله می داند باید به هر قانونی غیر از قانون شریعت الله جواب رد دهد و در ارتقای جامعه ی اسلامی خودش به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تلاش و کوشش کند هرچند در این مسیر دعوت با انواع مشکلات دست و پنجه نرم کند.

آینده از آن جنبش‌های اسلامی است چرا؟

آینده از آن جنبش‌های اسلامی است چرا؟

به قلم: شهيد (باذن الله) دكتر عبدالعزيز رنتيسي

گسترش جنبش هاي اسلامي نيازي به استدلال ندارد ، افكار مخالف با تفكر اسلامي در كشورهاي عرب و مسلمان آشكارا در حال عقب نشيني در برابر تفكرات جنبش هاي اسلامي است . در راي گيريهاي اخير در كشورهاي مغرب ، پاكستان و بحرين جنبش هاي اسلامي پيروزي هاي بي نظيري به دست آورده اند . جالب است بدانيم اين پيروزي ها در زماني به دست مي آيد كه محدوديتهاي زيادي بر جنبش هاي اسلامي اعمال مي شود و اين جنبش ها از بسياري از حقوق كه گروههاي ديگر از آن بهره مندند برخوردار نيستند . گاهي اجازه تشكيل حزب ندارند و چنانچه اين اجازه به آنان داده شود، اجازه ندارند پايگاه تبليغاتي براي خود داشته باشند و پس از مدت كوتاهي كه از تاسيس اين حزب گذشت با صدور حكم انحلال حزب و يا دستگيري رهبر و يا اعدام سياسي (ترور) آن را از صحنه رقابت خارج مي كنند .

ما هيچ وقت فشارهاي وارده به سازمانها و موسسات خيريه اسلامي را كه در فعاليتهاي اجتماعي ، آموزشي ، بهداشتي و يا فرهنگي و يا غيره مشاركت دارند ، فراموش نمي كنيم .

همچنين تبليغات ظالمانه اي را كه به هدف ضربه زدن به جنبش هاي اسلامي و رهبران و فرماندهان اين جنبش ها صورت مي گيرد ، فراموش شدني نيست . اين حملات تبليغاتي عموما از سوي جريانهايي صورت مي گيرد كه رسانه ها و مراكز تصميم گيري را در دست دارند . اين جريان ها با در اختيار داشتن رسانه ها و مراكز آموزشي و موسسات مختلف و به علت نداشتن وجداني كه اين جريان ها را از كنترل حقد و حسد نسبت به اسلام و پرچمداران آن باز دارد ، حق و باطل را وارونه جلوه مي دهند و از اين كار خود هيچ ابايي ندارند . از جمله خطرات ديگري كه جنبش اسلامي با آن مواجه مي باشد اين است كه دشمنانش حكومتهايي را در دست دارند كه از آن براي سركوب ، تهديد ، از بين بردن و دستگيري و ارعاب اين جنبش ها بهره مي گيرند.

با وجود همه اين مسايل ، جنبش هاي اسلامي خود را به گونه اي نشان داده اند كه قدرتهاي بزرگ جهان نمي توانند آنان را در محاسبات خود ناديده بگيرند . غرب در برابر اين موج فزاينده اسلامي در سردرگمي به سر مي برد . به همين علت گروهي به آمريكا توصيه مي كنند كه هجوم تبليغاتي سختي را بر ضد اين جنبش ها آغاز كند و يا اينكه با زور اين جنبش ها را از صحنه روزگار حذف نمايد ، افراد ديگري مانند فوللر رئيس سابق سازمان سيا از آينده نگران است و براين باور است كه آمريكا بايد جنبش هاي اسلامي را به عنوان يك واقعيت سياسي كه ناديده گرفتن آنان امكان ندارد ، به رسميت بشناسد و اين حقيقت را كه آينده در نقاط مختلف (آمريكا و جهان ) از آن اين جنبش هاست ، بپذيرد .

اين پرسش هنوز به جاي خود باقي است كه با وجود همه مشكلات و موانعي كه بر سر راه جنبش هاي اسلامي وجود دارد چرا اين جنبش ها همچنان در حال پيشرفت و گسترش هستند ؟ آيا نيروي شرارت در جهان خواهد توانست اين موج رو به گسترش را متوقف سازد ؟

گروهي از تحليل گران براين باورند كه مهم ترين علت پيشرفت جنبش هاي اسلامي مديون خدماتي است كه اين جنبش ها به ملتهاي خود عرضه مي دارند . اين مساله زماني تأثير بيشتري از خود برجاي مي گذارد كه بسياري از سازمانها و گروههاي ديگر از كمك به اين ملتها ناكام مانده اند و در ريشه كن ساختن جهل ، فقر و بيماريهاي گوناگون با شكست مواجه شده اند . علاوه بر اين ، سازمانها و گروههاي مذكور (با گرايشات غير اسلامي ) از سوي اين ملت ها به فساد مالي و اداري و اخلاقي و غيره كه مشكلات و مشقتهاي ملتها را مضاعف ساخته اند ، متهم شده اند .

شكي نيست كه اين تحليل در جاي خود درست و صحيح است اما نمي تواند پيشرفت جنبش هاي اسلامي در كشورهاي غني و ثروتمندي كه موسسات مختلفي در آنها تمامي تلاش خود را براي خدمت به ملتهاي خود به كار مي گيرند ، توجيه كند . همچنين اين تحليل نمي تواند دليل مناسبي براي شكوفايي و رشد جنبش هاي اسلامي در اروپا ، آمريكا و نقاط مختلف جهان باشد .

ادامه خواندن آینده از آن جنبش‌های اسلامی است چرا؟

پیش به سوی شکست بتهای سکولار در میان جامعه و خانواده ی خود

پیش به سوی شکست بتهای سکولار در میان جامعه و خانواده ی خود

به قلم: سعیده سنندجی

در گذشته مردم مسلمان ما مسائل فکری خود را از مساجد و از علمای دینی خود می گرفتند به همین دلیل فرهنگ و حیا و اخلاق و رفتارهای آنها هم بر اساس قوانین شریعت الله و اسلام بود؛ اما از زمانی که شبکه های مختلف ماهواره ای کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی به لهجه های مختلف شروع به فعالیت کرده اند می توانیم بگوئیم که اگر یک مسلمان در هفته تنها یک یا دوساعت به سخنرانی های یک عالم دینی در مساجد گوش دهد در برابر آن دهها ساعت را به پای شنیدن اخبار و میزگردها و سخنرانی ها و فیلمهای کفار سکولار خارجی و بومی می نشیند.

این میزان از جنگ روانی کفار سکولار خارجی و داخلی سابقه ای در تاریخ نداشته است به همین دلیل سرپرستان بی مسئولیت و سهل انگار و اکثرا منافق صفت خانواده ها با باز کردن شبکه های ماهواره ای این کفار سکولار درهای انواع شبهات را به روی خود و خانواده ی خود باز می کنند به گونه ای که کفار سکولار و مرتدین محلی را جایگاهی بالاتر از خیلی از بزرگان اسلام قرار می دهند.

یک مسلمان فاسق ،مشروبی و…قابل مقایسه با یک کافر درستکار،امانت دار و… نیست ومرتدین از کفار اصلی هم بدترند حتی اگر ازلحاظ اخلاقی ورفتاری هم بهترین انسان باشند. حالا چگونه عده ای به ظاهر مسلمان دلش آمده که صلاح الدین ایوبی و عمر مختار و سایر مومنین مجاهد را بامرتدی مثل قاضی محمد مرتد مقایسه ومسلمین رابا مرتدین حزب دمکراتی که قاضی مرتد درستش کرده  مقایسه نماید.

افتجعل المسلمین کاالمجرمین ؟ مالکم کیف تحکمون !

رسول الله برای ما برنامه وقانون سعادت در دنیا وقیامت را آورد . اما قاضی محمد مرتد برای مردم ما حزب سکولاریستی کافرومرتدی به اسم حزب دمکرا ت را آورد که هدف نهائی خود را تشکیل جامعه ای سکولاریستی وسوسیالیستی می داند .وعلاوه برآنکه در دنیا همه اش برای ملت ما قتل ، شکست، رواج لختی گری ، سست شدن  معیارهای اخلاقی وخانوادگی و… به ارمغان آورده است وکسی که فریب این مسیلمه ی کذاب کردها را بخورد قیامتش رانیز خواهد باخت .

من ازاین برادر یاخواهر مسلمانمان می خواهم که  بصورت جدی ودلسوزانه در افکار و عقایدشان تجدید نظر نماید ، چون در موقعیت بسیار خطرناکی قرار گرفته اند . اینها در قدم اول باید از رسانه های متنوع احزاب سکولار فاصله بگیرند و بیشتر از دین خود آگاه شوند.

زمانی که آشکار شدند اولین کار اینها شکست این بتهای سکولاری باشد که برای ملت ما درست کرده اند، مثل بت قاضی محمد مرتد یا قاسملو مرتد یا اوجالان مرتد و سایر مرتدین که هر یک پرچمدار یک حزب سکولار و مرتد هستند

بازگشت به شوری و امت در فهم صحیح مساله ی تکثر در مقابل تفــــرق (۳)

بازگشت به شوری و امت در فهم صحیح مساله ی تکثر در مقابل تفــــرق (۳)

به قلم: س. حسینی

بسیاری نتوانسته اند (یا نخواسته اند) بین دو مفهوم «تکثر» و «تفرق» تمایز قائل شوند. عده ای اصولا تکثر را نفی کرده اند. مثلا حکومت های خودکامه به بهانه حفظ وحدت و یکپارچگی نظرات مختلف مردم را زیر چکمه های خود له می کنند و صداها را در گلوها خفه می کنند و همه را ملزم به پیروی از یک فرد (استبداد فردی) یا یک گروه (استبداد گروهی) می کنند. در این صورت آمال و آرزوهای آن فرد یا گروه (چه آمال مثبت چه آمال منفی) مسیر آن جامعه را مشخص می کند و نظرات آن ها بر مردم تحمیل می شود و خود را صاحب حق امر و نهی بر مردم (و حتی دخالت در امور شخصی مردم) می دانند.

 یک انحراف دیگر در نفی تکثر مربوط به احزاب تکفیری است. از دیدگاه آن ها نابخشودنی ترین گناه «داشتن فکری مخالف با فکر آن ها» است. از دیدگاه آن ها حتی ظلم و تجاوز و جنایت قابل تحمل است اما طوری دیگر اندیشیدن به هیچ وجه قابل تحمل نیست. هم چنانکه مثلا جنایت های افراد جانی و بدنیتی چون معاویه و یزید را به سادگی توجیه می کنند و بر آن سرپوش می گذارند (زیرا که آنها را هم مذهب خود می پندارند) اما مثلا یک عارف را به دلیل داشتن فکری مخالف آنها (هر چند که بسیار پاکدامن باشد) به سختی می کوبند و تکفیر و تحقیر و استهزا می کنند و در صورت امکان از بین می برند.

دسته ای دیگر از این طرف بام بر زمین افتاده اند و اصولا وحدت را نفی کرده اند. و تفرق را با عنوان تکثر پذیرفته اند و حتی آن را «رحمت» می دانند. از میان چنین افرادی می توان به تعدادی از علمای اخوان المسلمین و همچنین جماعت دعوت و اصلاح ایران اشاره کرد. مستمسک آن ها حدیث «اختلاف امتی رحمة» است. غافل از اینکه در کلمه امت مفهوم وحدت مستتر است زیرا امت از ریشه «ام» به معنای آهنگ کردن و قصد کردن است و امت به مجموعه ای از انسان ها با یک آهنگ و هدف واحد گفته می شود و اصولا به مجموعه ای از جریان ها و جماعتهای متفرق واژه امت اطلاق نمی شود. در حدیث فوق الذکر صحبت از اختلاف یک امت است یعنی مجموعه ای از انسان ها که در عین داشتن اختلاف (تکثر) دارای یک آهنگ واحد (وحدت) هستند.

در بحثی که قبلا کردیم نشان دادیم تنها راه ایجاد چنین جامعه ای ایجاد شوری در آن جامعه است. و طبیعی است که اختلاف اعضای آن شوری باعث تبادل نظرات و آرای مختلف و شکوفایی آنها می شود و باعث می شود رای نهایی و تصویب شده (که آهنگ واحد آن امت را تشکیل می دهد) به میزان کافی پخته و همه جانبه باشد و نتیجتا این یک «رحمت» برای امت خواهد بود.

پس منظور از «اختلاف» در حدیث فوق اختلاف اعضای شوری با همدیگر است که در نهایت منجر به وحدت می شود و وحدت لازمه ایجاد یک «امت» است. جماعت دعوت و اصلاح می پندارد وجود احزاب و جریان های مختلف در یک جامعه که هر کدام راه خود را میروند یک رحمت است و مفهوم وحدت را تنها در هم دلی آن جریان ها با هم و «تحمل همدیگر» خلاصه می کند. در حالی که در ابتدای این متن خاطر نشان ساختیم وجود جریان های با جهت های مختلف در یک جامعه که منجر به تفرق شود به ضرر جامعه و مانع یک حرکت پربازده برای آن می شود. جریان های با جهت گیری های مختلف را نمی توان به صرف داشتن همدلی، متحد خواند زیرا وحدت مستلزم یک سیاق واحد حرکتی است. و بهتر است بگوییم در این صورت چنین حرکتهایی در اکثر ابعاد حرکتی با هم تفرق دارند و فقط در همدلی با هم متحد خواهند بود و این یک وحدت ناقص است. آنچه که انرژی تمام حرکتها را به طور موثر با هم پیوند می دهد و مانع هدر رفتن انرژی آنها می شود یک وحدت همه جانبه است که فقط در شوری تجلی پیدا می کند. همچنانکه برای سوزاندن چیزی باید اشعه های خورشید را توسط ذره بین در یک نقطه متمرکز کرد تا انرژی پرتوهای خورشید هدر نرود.

 بدیهی است که وجود شورایی با چنین مشخصاتی به هیچ وجه به معنای ملزم کردن اعضای شوری به یک نوع فکر کردن نیست بلکه بالعکس آن ها به فکر کردن بیشتر و داشتن نظرات مختلف و متنوع تشویق می شوند تا رای نهایی هرچه بیشتر پخته و سنجیده باشد. و اعضای شوری رای نهایی را مبتنی بر «بصیرت» می پذیرند زیرا این رای پس از بحث و بررسی و کش و قوس و «تنازع» های مختلف حاصل شده است.

بازگشت به شوری و امت در فهم صحیح مساله ی تکثر در مقابل تفــــرق (۲)

بازگشت به شوری و امت در فهم صحیح مساله ی تکثر در مقابل تفــــرق (۲)

به قلم: س. حسینی

اعضای شوری با کنار هم قرار دادن نظرات متکثر خود در کنار هم و مقایسه آن ها با یک معیار ثابت، بهترین نظر را انتخاب می کنند و در صورت هم ارزش بودن چند نظر، گزینش بین آن چند نظر بر اساس تعداد طرفداران آن نظریه ها صورت می گیرد. در این حالت خاص نظریه با طرفداران بیشتر به عنوان رای شوری شناخته می شود. بنابراین در این شوری معیار گزینش کیفی است و در صورت هم کیفیت بودن نظرات برتر، معیار گزینش از بین آن چند نظر کمی خواهد شد. بدیهی است در این حالت بقیه اعضای شوری به راحتی نظر گزینش شده را می پذیرند زیرا اگر رای آنها طبق معیار کیفی حذف شده باشد به نادرست بودن نظر خود پی برده اند و به راحتی نظر بهتر را می پذیرند و اگر رای آنها طبق معیار کمی حذف شده باشد نظر آن ها نتوانسته نظر هم کیفیت خود را کنار بزند (و بالعکس) و تنها دلیل گزینش نظر دیگر تعداد طرفداران آن خواهد بود که در این صورت پذیرش رای اکثریت و هم ارزش با نظر خود بسیار ساده خواهد بود.

از طرفی این شوری متشکل از نخبگان جامعه است و خصلت تحمل نظرات مخالف در آن ها قوی می باشد. منظور از نخبگان جامعه دانایان «علوم انسانی» دارای تخصص و تعهد است. تخصص افراد در شناخت دو مطلب می باشد: یکی شناخت آن معیار ثابت و مشترک که نظرات مختلف با آن سنجیده می شود و سعی در اجرای آن در جامعه و حل مشکلات جامعه از طریق آن است و دیگری شناخت جامعه روز و مسائل و مشکلات مربوط به آن جامعه است زیرا در نهایت قانون مصوبه شوری در همان جامعه اجرا خواهد شد و سعی در مداوای دردهای آن جامعه است.

 شرایط لازم برای درمان یک جامعه مشابه همان شرایط برای درمان یک فرد است. یک پزشک نیز باید متخصص و متعهد باشد. تخصص او نیز در شناخت دو چیز است: یکی داروهایی که با آن یک فرد را مداوا می کند و دیگری شناخت جسم آن فرد و بیماری او. جامعه بیمار همانند آن فرد بیمار است. علمای انسانی همانند آن پزشک و داروی آن جامعه آن برنامه و معیاری است که در آن جامعه به وسیله شوری اجرا می شود. به علت اینکه در آن جامعه شوری منتخب مردم تمام قدرت را در دست دارد یگر تعدد قوا وجود نخواهد داشت و دیگر در آن جامعه تفرق وجود نخواهد داشت.

غیر از شوری با مشخصات فوق الذکر هیچ راه دیگری برای ایجاد «وحدت همه جانبه» در جامعه همزمان با به رسمیت شناختن تکثر نظرات (در مقیاس اعلای آن) وجود ندارد. اسلام برای اداره جامعه از چنین ساختاری استفاده می کند.