چکیده ای سخنان مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام افغانستان در نشست بزرگ علمای دین در کابل

چکیده ای سخنان مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام افغانستان در نشست بزرگ علمای دین در کابل

 متشکرم! پیروزی که منجر به آزادی کشورمان و به دنبال آن استقرار نظام اسلامی شد را به همه تبریک می گوییم.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

: پیروزی جهاد افغانستان به طور کلی پاداش بزرگی برای تمام امت و به ویژه مردم افغانستان است، خداوند همه قربانیان را قبول کند.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

 : در این بیست سالی که همه فداکاری کردند، خسته اند، خداوند متعال قبول فرماید، برای خانواده شهدا و ایتام آرزوی سلامتی دارم، هر که از جهاد ما در گفتار و عمل و اخلاق حمایت کند، خداوند او را بپذیرد.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

 برادران عزیز! موفقیت جهاد افغانستان نه تنها مایه مباهات افغان ها بلکه برای مسلمانان سراسر جهان است و همه مردم متدین جهان از پیروزی طالبان خوشحال هستند.

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

: مردم انتظار دارند تا شعارهای که در جریان جهاد داده می‌شد عملی شود.

ادامه خواندن چکیده ای سخنان مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام افغانستان در نشست بزرگ علمای دین در کابل

ترجمه فارسی نوار صوتی أسامة بن لادن (راه نقش بر آب كردن نقشه هاي دشمن)

ترجمه فارسی نوار صوتی أسامة بن لادن (راه نقش بر آب كردن نقشه هاي دشمن)

أسامة بن لادن 

إن الحمدَ  لله نحمده و نستعينه و نستغفره , و نعوذُ بالله من شرور أنفسنا و سيئات أعمالنا , من يهده الله فلا مُضل له و من يُضلل فلا هادي له , و أشهدُ ألا إله إلا الله وحده لا شريك له و أشهد أن محمداً عبده و رسوله .

 أما بعد به امت اسلامي گرانقدر به صورت عام و خصوصا به اهل شكيباي خودم در جبهه هاي جنگ مرزها عراق  ،اهل علم وفضل،به فرماندهان گروههاي جهادي و اعضاي شوري آن، و به شيوخ قبيله ها آزاده وبا صلابت، و به همه برادران مجاهدم. السلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

صحبتي كه الان با شما دارم راجع نقشه هاي صلبيها و يهودان به رهبري امريكا و همكاري هم پيمانانشان در منطقه براي سرقت ثمره جهاد مبارك در سرزمين دو نهر(عراق) ميباشد،و ما بايد براي خنثي كردن آن چه كار بايد انجام بدهيم.

بر شما پوشيده نيست كه امريكا نتوانست با راههاي مختلف نظامي وسياسي در عراق نيروهاي خود را تثبيت نمايد. براي همين وقتي فهميد با جنگ نمي تواند كاري انجام دهد راهكارهاي سياسي وتبليغاتي خود را براي فريب دادن مسلمين زيادتر كرد،واز جمله مكرهايش سعي در فربيب دادن عشاير و خريدن آنها كرد. و گروههاي به نام (مجالس صحوات)بيداري تشكيل داد آنطور كه ادعا ميكنند.و عشاير زيادي از اين كار امتنا كردند،كه اينگونه دينشان و شرفشان را بفروشند.واز خداوند طلب ثبات برحق و ذخيره اي براي نصرت اسلام را براي آنها دارم. وخداوند در نفسشان و اهلشان و اموالشان بركت قرار دهد، وجزاي خيري نصيبشان بگرداند.

در اين بين بعضي از ضعيف النفسها مانند گمراه، گمراه كننده عبدالستار ابو ريشه و همدستانش به ملت و امت خيانت كردند. وبراي خودشان بدبختي دنيا ،رسوايي و ننگ كه تا ابدا دامنگيرشان است خريدند.(مگر اينكه توبه كنند). و بدترين تجار آنهاي هستند كه با دين خودشان و پيروانشان تجارت ميكنند، وآن را به اين دنياي پست ميفروشند.اما شيران اسلام او را مهلت ندادند و بوش نتوانست از او سودي ببرد.وخسارت دنيا و آخرت نصيبش شد، بدرستيكه خسارت آشكاري است.

من نصيحت ميكنم به كساني كه در اين راه گمراهي هستند، دستشان را از اين كفر وننگ بشورند با توبه نصوح به امت باز گردند. خداوند ميفرمايد: ((آنهايكه بعد از اين توبه كنند و راه اصلاح را در پيش گيرند،خداوند بخشنده ومهربان است)) سرباز گيري امريكا از منافقين عشاير يك هدف است و هدف ديگر سعي امريكا از خلال نمايندگانش در منطقه تشكيل يك حكومت دست نشانده مانند حكومتهاي خليج به جاي مالكي به اسم حكومت وحدت ملي .

ادامه خواندن ترجمه فارسی نوار صوتی أسامة بن لادن (راه نقش بر آب كردن نقشه هاي دشمن)

آنهایی که مصلحت و مفسده را می پرستند

آنهایی که مصلحت و مفسده را می پرستند

سید قطب رحمه الله می گوید:

” كلّ من جَبُنَ عن قول كلمة الحقّ، تحجّج بالمصلحة والمفسدة حتى أصبحت المصلحة والمفسدة طاغوتاً يُعبدُ من دونِ الله.

همه ی کسانی که از بیان کلمه حق می ترسند دلیل آن را مصلحت و مفسده ذکر می کنند چنانکه رفته رفته مصلحت و مفسده به طاغوتی تبدیل می گردد که به جای الله عبادت می شود.

چه زمان ما بر کفار پیروز شدیم و چه زمان شکست خوردیم؟

چه زمان ما بر کفار پیروز شدیم و چه زمان شکست خوردیم؟

ارائه: عبدالباسط خُنجی

پیروز شدیم…

روزگاری که شعارمان لااله الا الله بود. روزی که سربازانمان پیشانی خود را قبل از نبرد، برای سجده بسوی خداوند خاک آلود می کردند. روزی که ارتش ما در زمین تکبیر می گفت تا به دنبال آنان، ملائکه در آسمان تکبیر گفته و از الله اکبر آنان کوه ها به لرزه آیند و قلب دشمنان از جا کنده شده و پیروزی و ظفر به دست آید…

چنانکه اقبال می گوید:

ماییم آنان که اگر در آن حال که جنگ، زمین را جامی سرخ می نوشاند، به نماز فراخوانده شوند

صورت ها را بسوی حجاز گردانده و در گوش روح الامین تکبیر می گوییم تا او نیز تکبیر گوید

پیروز شدیم، آن روز که خالد بن ولید به پیکارگاه یرموک آمده بود و در حالی که ارتش روم چونان دریایی ناآرام در برابرش قرار داشت، یکی از ترسوها به او گفت: “امروز ای خالد به کوه سلما و آجا فرار خواهیم کرد” خالد چشمان خود را به آسمان دوخت و انگشت سبابه اش را بلند کرد و گفت: “نه به خداوند سوگند که نه به سلما و نه به آجا بلکه پناه ما بسوی الله است!” و آنگاه فتح مبین نصیب آنان شد.

پیروز شدیم، آنگاه که “قتیبة بن مسلم” (۱) کابل را در محاصره گرفت یکی از عباد انگشتش را بلند کرد و گفت “یا حی یا قیوم” “(ای زنده ی استوار) قتیبه به او گفت: “به الله سوگند که این انگشت تو نزد من از صدهزار جوان ورزیده و صدهزار شمشیر برنده قوی تر است”

و پیروز شدیم، آنگاه که صلاح الدین در حطین صبر کرد تا خطبا در روز جمعه به بالای منبر بروند تا در لحظه ی اجابت دعا قرار گیرد…

و آنگاه که سلطان “قطز” (۲) در عین جالوت فریاد “وا اسلاماه” سر داد.

پیروز شدیم آنگاه که “نورالدین محمود” (۳) در هنگام فتح عکا به سجده افتاد و از خداوند خواست که در راه او شهید شده و او را در شکم درندگان و پرندگان محشور کند…

پیروز شدیم، روزی که عبدالعزیز بن عبدالرحمن به یکی از کارگزارانش گفت: “اگر خداوند با تو باشد از که می ترسی؟ و اگر با تو نباشد به که امید خواهی داشت؟”

ادامه خواندن چه زمان ما بر کفار پیروز شدیم و چه زمان شکست خوردیم؟

Дорул исломни рахбари қаршисида бўйин товлайдиган мўъминларга нисбатан ислом ва мусулмонларни муносабати

Дорул исломни рахбари қаршисида бўйин товлайдиган мўъминларга нисбатан ислом ва мусулмонларни муносабати

Пайғамбаримизни ёронларидан уч киши табук ғазотида қатнашмасдан орқада қолиб кетишган эди. Мана бу уч кишини хар бирини ,  минглаб мўъминлардан ташкил топган лашкарни орасида ўзини ўрни бор эди; аммо уларнинг ва бошқа мўъминларнинг  қилган муомаласи, рафтори ана ўша кундан бошлаб кейинги даврларда хам исломий харакатни йўлига ўзини таъсирини кўрсата олди. Албатта уларни қилган рафтори, доим сўзлари ва рафториларини кўрмаганликка олинадиган мунофиқлар ( секулярзодалар)ни рафторини умуман аксини кўрсатган.  

ادامه خواندن Дорул исломни рахбари қаршисида бўйин товлайдиган мўъминларга нисбатан ислом ва мусулмонларни муносабати

دارُ الاِسلامنِی رَهبَرِی قَرشِیسِیدَه بُویِین تاولَیدِیگن مُؤمِنلَرگه نِسبَتاً اِسلام وَ مُسُلمانلَرنی مُناسَبَتِی

دارُ الاِسلامنِی رَهبَرِی قَرشِیسِیدَه بُویِین تاولَیدِیگن مُؤمِنلَرگه نِسبَتاً اِسلام وَ مُسُلمانلَرنی مُناسَبَتِی

پَیغَمبَرِیمِیزنِی یارانلَرِیدَن اوُچ کِیشِی تَبُوک غَزاتِیدَه قَتنَشمَسدَن آرقَدَه قالِیب کِیتِیشگن اِیدِی. مَنَه بُو اوُچ کِیشِینِی هَر بِیرِینِی، مِینگلَب مُؤمِنلَردَن تَشکِیل تاپگن لَشکَرنِی آرَسِیدَه اوُزِینِی اوُرنِی بار اِیدِی؛ اَمّا اوُلَرنِینگ وَ باشقه مُؤمِنلَرنِینگ قِیلگن مُعامَلَه سِی، رَفتارِی اَنَه اوُشَه کوُندَن باشلَب کِییِینگِی دَورلَردَه هَم اِسلامِی حَرَکَتنِی یُولِیگه اوُزِینِی تأثِیرِینِی کوُرسَتهَ آلدِی. اَلبَتّه اوُلَرنِی قِیلگن رَفتارِی، دائِم سُوزلَرِی وَ رَفتارلَرِینِی کوُرمَگنلِیکگه آلِینَدِیگن مُنافِقلر( سکولرزاده لر) نِی رَفتارِینِی عُمُوماً عَکِسینِی کوُرسَتگن.

مَنَه بُو اوُچ کِیشِی تَبُوک غَزاتِیدَه عُذرسِیز قَتنَشمَسدَن آرقَدَه قالِیب کِیتِیشگن اِیدِی. اَمّا اوُلَر الله وَ رَسُولِینِی قَرشِیسِیدَه اوُزلَرِینِی صادِقانَه رَفتارلَرِینِی بَیان قِیلِیشَدِی وَ پَیغَمبَر هَم اوُلَرگه بِیرگن جَوابلَرِیدَه مَرحَمَت قِیلَدِیلَر: ” سِینِی سُوزِینگ تُوغرِی، اَمّا حاضِر الله تَعالی بُو مَسَلَه بُویِیچَه حُکم چِیقَرگوُنِیچَه کِیتَوِیر.”  

ادامه خواندن دارُ الاِسلامنِی رَهبَرِی قَرشِیسِیدَه بُویِین تاولَیدِیگن مُؤمِنلَرگه نِسبَتاً اِسلام وَ مُسُلمانلَرنی مُناسَبَتِی

دیدگاه ابن القیّم دربارۀ امامیه

دیدگاه ابن القیّم دربارۀ امامیه

به قلم: مجاهد دین

ابن القیّم رحمه الله دربارۀ اینکه اگر کسی که به طلاق سوگند بخورد سپس سوگندش را بشکند، آیا طلاقش می‌افتد یا نه، وجوه مختلفی از اقوال علما دربارۀ آن را می‌آورد، سپس در وجه هفتم دیدگاه شیعۀ #امامیه در این باره را بیان می‌کند و می‌گوید:

«الوجه التاسع: إن فقهاء الإمامية من أولهم إلى آخرهم ينقلون عن أهل البيت أنه لا يقع الطلاق المحلوف به وهذا متواتر عندهم عن جعفر بن محمد وغيره من أهل البيت. وهب أن مكابرا كذبهم كلهم وقال قد تواطئوا على الكذب عن أهل البيت ففي القوم فقهاء وأصحاب علم ونظر في اجتهاد وإن كانوا مخطئين مبتدعين في أمر الصحابة فلا يوجب ذلك الحكم عليهم كلهم بالكذب والجهل وقد روى أصحاب الصحيح عن جماعة من الشيعة وحملوا حديثهم واحتج به المسلمون ولم يزل الفقهاء ينقلون خلافهم ويبحثون معهم والقوم وإن أخطأوا في بعض المواضع لم يلزم من ذلك أن يكون جميع ما قالوه خطأ».

ترجمه: «وجه هفتم: فقهای امامیه از اولشان تا آخرشان از اهل بیت نقل کرده‌اند که کسی که به طلاق سوگند بخورد و سوگندش را بشکند، طلاقش نمی‌افتد و این موضوع در نزدشان از جعفر بن محمد و دیگر اهل بیت، متواتر می‌باشد. و  این مغرور شدن است که شخص متکبری همۀ آنان را تکذیب کند و بگوید بر دروغ بستن بر اهل بیت همدستی کرده‌اند! برای اینکه در بین آنان (امامیه)، فقها و اصحاب علم و نظر در اجتهاد وجود دارد و اگرچه که دربارۀ موضوع صحابه دچار خطا و بدعت شده‌اند اما چنین چیزی موجب این نمی‌شود که بر همۀ آنان حکم به دروغگو و جاهل بودنشان داده شود، و به تحقیق که صاحبان کتب حدیثی صحیح، از جماعتی از شیعیان روایت کرده‌اند و به حدیثشان عمل کرده و مسلمانان به حدیثشان احتجاج کرده‌اند، و فقها (ی اهل سنت) پیوسته مخالفت‌های آنان را نقل کرده و با آنان بحث کرده‌اند و آنان (امامیه) اگرچه در بعضی از مواضع خطا کرده‌اند، اما از آن چنین لازم نمی‌آید که همۀ آنچه که می‌گویند خطا باشد».[۱]

اگر این متن را بدون مشخص کردن اسم گوینده‌اش می‌آوردم، به نظر شما غلات تکفیری، گوینده‌اش را چند بار لعن و نفرین و تبدیع و تفسیق و تکفیر می‌کردند؟

در نزد غالیان و اهل بدعت (از هر فرقه و مذهبی که باشند) که ولاء و براءشان بر اساس شرع نیست، ظلم کردن به دشمن و مخالفشان، و حتی دروغ بستن بر آنان جایز است، چون هدفشان تنها مخالفت کردن با مخالفانشان است و برای رسیدن به این مخالفت، اگر لازم باشد به مخالفشان ظلم هم می‌کنند. اما مسلمان واقعی، به دشمن خود ظلم نمی‌کند و  چیزی که نیست را به او نسبت نمی‌دهد.

تصور کنید یکی بیاید و بگوید شیطان یا همان ابلیس، از ابتدای خلق شدنش، بد بود و قبلا از مومنان و مقربان درگاه الهی نبود.

حال یکی بیاید و بگوید: نه برادر، اشتباه می‌کنی، بلکه شیطان ابتدا از مقربان بود و مومن بود و عبادت خدا را می‌کرد، اما بعدا منحرف شد و از درگاه الهی و جایگاهی که داشت رانده شد.

سپس آن شخص برگردد و بگوید: آی داد بی داد فلانی از شیطان دفاع کرد، فلانی با شیطان موالات دارد، فلانی دارد برای شیطان تبلیغ می‌کند، فلانی شیطان را تزکیه کرد و…

داستان ما با غالیان نیز اینگونه است، اگر بگویی در دشمنی کردن با مخالفانت، تابع شرع باش و بر اساس جاهلیت با او مخالفت نکن. و اگر ظلمی که در حق دشمنش کرده است را بر او رد و انکار نمایی، فریاد می‌زند و می‌گوید فلانی از مخالفان اهل سنت دفاع کرده است!!! انگار اگر یکی مخالف اهل سنت بود پس جایز است با او به هر شیوۀ شرعی و ناشرعی مبارزه کرد!


[۱] الصواعق المرسلة في الرد على الجهمية والمعطلة، ج ۲ صص ۶۱۶-۶۱۷٫

احزاب عامل تفرق و دارالاسلام عامل تولید و نگهداری از جماعت واحد مسلمین

احزاب عامل تفرق و دارالاسلام عامل تولید و نگهداری از جماعت واحد مسلمین

ارائه دهنده: کیوان مریوانی

این روزها در ایران ما می بینیم که نجدی چیزی می گوید و مکتب مفتی زاده چیزی و شیعه ی انگلیسی و سنی لیبرال یا متحجر آمریکائی چیزی و درویش و صوفی ها و غیره هم برای خودشان مسیرهای متفاوتی را می روند. با مثالی خدمت شما عرض کنم که : در چراغ راهنمایی ورانندگی روشن بودن چراغ قرمز به معنی توقف و همچنین عبور با احتیاط است. فرض کنیم در مورد چراغ قرمز ما این دو حکم – منع و دیگری جواز عبور – را داشته باشیم نتیجه ان چه خواهد بود؟! .. مصیبت …

در هر جامعه ، حکومت ، حزب و یا اجتماع کافی است برای هر امر مشخصی و یا حتی تعداد محدودی از انها دو قانون و نه بیشتر وجود داشته باشد بیقین چنین مجتمعی قادر نخواهد بود به شیوه ای منسجم و متوازن حیات و اداره خویش را به پیش ببرد..

در جامعه های پیشرفته که نمونه بارز آن جامعه پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم  است توانسته اند هم داشتن “آراء مختلف” و هم “قانون واحد” را یکجا بپذیرند اما جوامع دیگر یا با نفی آراء مختلف سیستمی دیکتاتوری بوجود آورده اند و یا اینکه با پذیرفتن آراء مختلف بجای قانون واحد هر روز بر تشتت و عقب ماندگی خود افزوده اند..

جامعه مسلمانان ، بخصوص احزاب سلامی با چنین مشکل اساسی دست و پنجه نرم می کنند این احزاب بجای عمل کردن براساس قانونی واحد براساس آراء مختلف و چه بسا متناقض عمل می کنند و این یکی از اساسیات کلی تفرق بین ما مسلمانان است.

شما حق دارید براساس تحقیق خود،  دست هایت را  در نماز مثل حنبلی ها روی سینه قرار دهی یا مثل شافعی ها رو ناف قرار دهی یا متثل حنفی ها پایین تر از ناف یا مثل مالکی ها و جعفری ها و زیدی ها و غیره دستانت را رها کنی و دست بسته نماز نخوانی اما این تا زمانی است که شما یک فرد هستید اما هنگامی که وارد نماز جماعت می شوی دیگر اینجا یک قانون عمل می کند  قانون تبعیت از امام …

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إنَّمَا جُعِلَ الإِمَامُ لِيُؤْتَمَّ بِهِ، فَلا تَخْتَلِفُوا عَلَيْهِ، فَإِذَا كَبَّرَ فَكَبِّرُوا، وَإِذَا رَكَعَ فَارْكَعُوا، وَإِذَا قَالَ: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، فَقُولُوا: رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ. وَإِذَا سَجَدَ فَاسْجُدُوا، وَإِذَا صَلَّى جَالِساً فَصَلُّوا جُلُوساً أَجْمَعُونَ»: «امام برای این قرار داده شده که به او اقتدا شود، پس با او مخالفت نکنید؛ زمانی که تکبیر گفت، تکبیر بگویید و آنگاه که رکوع کرد، رکوع کنید. و زمانی که “سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ” گفت، “رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ” بگویید. و وقتی سجده کرد، سجده کنید. و اگر نشسته نماز خواند، همگی نشسته نماز بخوانید». 

 اجتهاد عثمان بر این بود که نمازش را در منی کامل بخواند برخی از اصحاب مانند ابن مسعود اعتراض کردند که نباید نماز کامل خوانده شود همانطور که پیامبرو ابوبکر و عمر کامل نخواند اما هنگامی که عثمان به اجتهاد خود عمل کرد افرادی که منتظر بودند با ابن مسعود نمازشان را بصورت قصر بخوانند دیدند که برخلاف انتظار انها ابن مسعود به امام عثمان اقتدا نمود و نمازش را کامل خواند و فرمودند : فخلاف شرّ.

ادامه خواندن احزاب عامل تفرق و دارالاسلام عامل تولید و نگهداری از جماعت واحد مسلمین

مدیریت اختلافات مذاهب اسلامی در قرن حاضر

مدیریت اختلافات مذاهب اسلامی در قرن حاضر

نویسنده: صلاح الدین عباسی

     تعداد مذاهب و فرق اسلامی، بسی بیش از ۷۲ عدد است. این مذاهب و فرقه ها در فقه، کلام، روایات، احادیث و تاریخ با همدیگر اختلاف دارند. در این میان دو مذهب شیعه و سنی به دلایل عمدتا سیاسی، چند سال است که اختلافاتشان از لای کتابها و کلام علما خارج و به خیابانها و میادین کشیده شده است. هر چند شیعه و سنی با هم اختلافات زیادی دارند اما جالب توجه است که در میان این دو مذهب گروههایی وجود دارند که به مذهب مقابل نزدیکتر از سایر گروههای مذهب خویش می باشند. مثلاً گروه زیدیه شیعه به سنی‌ها نزدیکتر است تا به سایر گروههای شیعه. یا شیعه اثنی عشری به سنی شافعی نزدیکتر است تا به علوی‌ و نصیری واهل حقهای شیعه. شافعی‌ها و صوفیهای سنی به شیعه اثنی عشری نزدیک‌ترند تا دیدگاههای سلفی و وهابی اهل سنت.

     آن چه واقعیت دارد و اجتناب ناپذیر است، وجود اختلاف در میان این مذاهب و میان گروههای داخل هر مذهب است. شرح و ریشه یابی و چرایی و چگونگی و هر گونه توضیحی در مورد اختلافات در اینجا مورد بحث نیست. این اختلافات، سابقه تاریخی صدها ساله دارند. بارها به خونریزی و کشتار و غارت کشیده شده اند. مذاهب اسلامی هزاران صفحه نوشتار و روایات در اثبات و رد همدیگر نقل کرده و نوشته اند. کتابخانه هر کدام از مذاهب اسلامی، دارای کتابها و مقالات متعدد در رد ونقد مذاهب دیگر می باشد…..

      چنانچه اشاره رفت، این اختلافات بارها به جنگ و خونریزی میان پیروان مذاهب کشیده شده است. مجموع کشته های جنگهای میان سنی و شیعه و شافعی و حنبلی و اثنی عشری و اسماعیلی و خارجی و غیر خارجی، بیشتر از تعداد کشته های جنگهای بین مسلمانان و غیر مسلمانان است.

     سوال این است، آیا در قرن پانزدهم اسلامی و بیست و یکم میلادی، تبدیل اختلاف به جنگ، امری منطقی و عقلانی است؟ آیا همچون ۱۴۰۰ سال و ۷۰۰سال و ۴۰۰سال پیش، در دوران معاصر نیز، جنگ و برخورد و خونریزی میان مردم و حکومت‌های معتقد به مذاهب متفاوت ادامه پیدا کند؟ آیا در قرن حاضر نیز عراقیها و ایرانیها و افغانیها و شیعه ها و سنی ها و خوارج، مثل دوران ایوبیان و فاطمیان و صفویان و عثمانیان، همدیگر را لت و پار کنند، غارت کنند، ویرانی به بار بیاورند؟

آیا مسلمانان در دوران کنونی نیز باید رودرروی هم قرار گیرند، چرا که بیش از۱۴۰۰سال پیش سقیفه ای و غدیری بوده است. بنی هاشم جانشینی را حق خود دانسته و بنیهای دیگر حق خود. که علی با معاویه حکمیت را پذیرفته و نباید می پذیرفت.

ادامه خواندن مدیریت اختلافات مذاهب اسلامی در قرن حاضر

کفران نعمت با دامن زدن به تفرق

کفران نعمت با دامن زدن به تفرق

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

خداوند متعال می فرماید: هُوَ الَّذِیَ أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ ‏(انفال/۶۲او همان کسی است که تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان تقویت و پشتیبانی کرد.‏ یعنی بعد از نصرت الله، عاملی که باعث تقویت و پشتیبانی مومنین می شود خود مومنین هستند و این نعمتی است که الله تعالی در آیه ی بعدی در مورد آن می فرماید: وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ‏(انفال/۶۳) و (خدا بود که) در میان آنان الفت ایجاد نمود ( و دلهای پر از حقد و کینه آنان را به هم نزدیک و مهربان کرد، به گونه‌ای که) اگر همه آنچه در زمین است صرف می‌کردی نمی‌توانستی میان دلهایشان انس و الفت برقرار سازی . ولی خداوند ( با هدایت آنان به ایمان و دوستی و برادری) میانشان انس و الفت انداخت ، چرا که او عزیز و حکیم است.‏

به همین دلیل در آیه ی بعدی الله تعالی خطاب به رسول الله صلی الله علیه وسلم که رهبر دارالاسلام و حکومت اسلامی است می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ‏(انفال/۶۴) ای پیغمبر ! خدا برای تو و برای مؤمنانی که از تو پیروی کرده‌اند کافی و بسنده است.

در اینجا واضح است که الله تعالی با قرآن و شریعتش قلبهای مومنین را به هم نزدیک کرده و بین آنها الفت و انس ایجاد کرده است و با وحدتی که میان این مومنین ایجاد کرده آنها را بعد از نصرت خودش تنها عامل تقویت و پشتیبانی همدیگر و رهبر دارالاسلام معرفی می کند.

البته در همین سوره و در چند آیه قبل الله تعالی هشدار داده است که: وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ ‏(انفال/۴۶) و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و ( در میان خود اختلاف و) کشمکش مکنید،  ( که اگر کشمکش کنید) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود ( و ترس و هراسی از شما نمی‌شود).

پس الله تعالی با ایجاد وحدت میان قلبهای مومنین با ۱- الله واحد ۲- قرآن واحد ۳- پیامبر واحد ۴- قبله ی واحد، به آنها نعمت بزرگی داده است که هیچ چیزی و هیچ کسی غیر از الله قادر نخواهد بود اینگونه میان مومنین الفت و وحدت ایجاد کند، حالا اگر مومنین این موارد وحدت آفرین را رها کرده و با مطرح کردن مسائل قومیتی و نژادی و زبانی و مسائل ریز فقهی قابل چشم پوشی در واقع کفران نعمت کرده است و خودش و دیگران به سمت و سوی درماندگی و ناتوانی سوق می دهد که ثمره ای غیر از ،از بین رفتن شکوه و هیبت مومنین ندارد که در نتیجه ی آن ترس مومنین از دل کفار برداشته می شود و دشمنان در اشغال سرزمین های مومنین و زور گوئی به مومنین طمع می کنند.

پس آن خطیب اهل سنت یا آن فعال مجازی اهل سنت یا شیعه یا حتی آن مداح شیعه که سخنان آنها در جلسات مذهبی یا خوانندگی و مدّاحی یا منابر به این نتیجه منتهی بشود که به وحدت مسلمین لطمه وارد کند و دشمنان ما را در اهداف جنگی روانی شان موفّق بکند بدون شک آنها دچار کفران نعمت شده اند و فرصت سربلندی و با عزت زندگی کردن و قدرت گیری و آزاد سازی زمین را هدر داده‌اند و کفران کرده‌اند و مشمول کسانی شده اند که الله تعالی در موردشان می فرماید:أَلَم تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلوا نِعمَتَ اللَّهِ كُفرًا وَأَحَلّوا قَومَهُم دارَ البَوارِ(ابراهیم/۲۸)آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟!

این روزها که مثل روز روشن است که دشمنان با مطرح کردن مسائل نژادی و قومیتی و ناسیونالیستی و با برجسته کردن مسائل ریز فقهی مذهبی مورد اختلاف قصد دامن زدن به تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین را دارند، پس حتی بیان مطالبی که در قلب مومنین نسبت به هم کینه ای ایجاد کند یا آنها را نسبت به هم بد بین یا بی خیال کند بدون شک کفران نعمت و حرکت در مسیر اهداف و نقشه های دشمنان است .