هنر برخورد با نظام جاهلی  / استفاده از احساسات مردمان تحت سلطه ی کفار سکولار جهت فشار بر دستگاه حاکمه

هنر برخورد با نظام جاهلی  / استفاده از احساسات مردمان تحت سلطه ی کفار سکولار جهت فشار بر دستگاه حاکمه

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

چنانچه می دانیم دسته ای از کفار سکولار قریش دور هم گرد آمدند و جهت نقض پیمان محاصره به تلاش پرداختند. اولین فرد نیکوکاری که در این امر مهم گام برداشت، هشام بن عمرو بود، که با زهیر بن امیه- که فرزند عاتکه دختر عبدالمطلب بود- ملاقات کرد و احساسات او را نسبت به رنج و محنت دائی هایش تحریک کرد و زهیر هم به خواسته و پیشنهاد او جواب مثبت داد.

سپس هشام نزد مطعم بن عدی رفت و به او گفت : آیا قبول داری دو نسل از اولاد عبد مناف در میان این محاصره ی غیر انسانی و وحشتناک هلاک شوند و آیا رحم و شفقت به ما اجازه می دهد که نسبت به این محاصره سکوت کنیم؟ مطعم نیز به صف آنها پیوست. سپس هشام به سوی بختری بن هشام رهسپار شد و آنچه را به مطعم گفته بود به او نیز گفت و نزد زمعه بن اسود رفت و مسأله ی خویشاوندی و حقوق انسانی را با او در میان نهاد و احساسات او را نیز در این باره تحریک کرد. زمعه گفت:آیا کس دیگری را سراغ داری که ما را در این امر مهم یاری کند؟ هشام گفت: آری و نام تک تک آنها را ذکر کرد.

 قرار گذاشتند شب به «حطم الحجون» در ارتفاعات مکه بروند. به آنجا رفتند و قرار گذاشتند این پیمان را نقض کنند. زهیر گفت: ابتدا من مسأله را در جریان می گذارم و سخن می گویم. فردای آن روز به محل گرد همایی خود رفتند. زهیر در حالی که جامه ی زیبایی بر تن داشت، هفت بار کعبه را طواف کرد. سپس مردم را موردخطاب قرار داد گفت:  «ای مردم چگونه می پسندید در منزل خود غذا بخورید و لباس بپوشید در حالی که بنی هاشم و فرزندان عبدالمطلب در محاصره از گرسنگی و برهنگی جان دهند؟! نه چیزی به آنها فروخته شود و نه چیزی از ایشان خریده گردد!! قسم به خدا تا این قرار داد ظالمانه را پاره نکنید آرام نخواهم نشست.

ابوجهل در حالی که در گوشه مسجد نشسته بود، گفت: بی خود کردی به خدا پاره نمی شود، زمعه گفت: به خدا تو بی خود کردی و دروغ گفتی و تو بانی تمام این ظلم و ستم ها هستی و زمانی که این قرارداد ننگین را نوشتی، هیچ کس از ما آن را قبول نداشت! ابوالبختری هم به سخن آمد و گفت: به خدا زمعه راست می گوید ما در اصل هم چنین پیمانی را قبول نداشتیم و همه ی این کارها زیر سر توست. مطعم بن عدی هم گفت: شما راست  می گویید و هر کس خلاف آن را بگوید دروغ گفته است. به خدا قسم آن را پاره و مفادش را باطل اعلام می کنیم. هشام بن عمرو نیز آنها را تأیید کرد. ابوجهل گفت:این تصمیم را در شب و در جایی دیگر گرفته اید؟! ابو طالب هم در گوشه ای از مسجد نشسته بود چرا که ماه حرام و زمان حج بود. مطعم برخاست که ورقه را پاره کند، دید موریانه جز جمله ی «باسمک اللهم» تمام آن را خورده است[۱].

ادامه خواندن هنر برخورد با نظام جاهلی  / استفاده از احساسات مردمان تحت سلطه ی کفار سکولار جهت فشار بر دستگاه حاکمه

چگونه دشمن شناسی شرعی من را بیدار کرد؟

چگونه دشمن شناسی شرعی من را بیدار کرد؟

به قلم: باوکی هیوا (تراشکار)

سلاوی خوای گه وره تان لی بی

درکتابی تاریخی خواندم که : درسال نهم هجری درماه ربیع الاول / ژوئن  630 مسیحی ، رسول الله  صلی الله علیه وسلم علی بن ای طالب را به جنگ با قبیله ی طی  روانه ساخت وبه وی دستور داد که بت ایشان «فلس» را درهم شکند . علی رضی الله عنه  با شکست آنها وگرفتن غنایم واسرای زیاد ی بتشان را نیز در هم شکست .

اما نکته ای که برایم جالب بود اینکه حاکم این قبیله عدی بن حاتم طائی بود ودین مسیحی داشت  که درهنگام این حمله ابتدا به شام فرار کرد که مسیحیان برآن حکم می راندند . اما رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور نداد که عبادتگاههای شرکی مسیحیان تخریب ویا اموال عبادتگاهایشان تسخیر شود.

این موضوع برای من، روشنگر دل وقلبم شد که خداوند متعال از طریق رسولش چقدر زیبا صورت عملی دشمن شناسی وروش بر خورد با آن را به مانشان می دهد .

 مشرکین (سکولاریستها) که امروزه همگی در زیر پرچم سکولاریسم  علیه مسلمین متحد شده اند بدون شک دشمنان شماره یک اسلام وتمام ادیان آسمانی هستند: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۖ (مائده/۸۲). وقطعاً برخورد ما باید با آنها با برخوردمان با دیگر مذاهب آسمانی وبخصوص با فرقه ها ومذاهب اسلامی که نظریاتی مخالف با ما دارند باید متفاوت باشد .

من به پیروزی جماعتی که از کانال دارالاسلام شکل گرفته و همین الان (از چند دهه پیش تا همین الان) جنگ با آمریکا «سر افعی» و متحدین آن را به پیش می برد اطمینان دارم ومی دانم که آینده مال این دارالاسلام و متعلق به این الجماعة و متعلق به این برنامه وسیاستی است که خداوند ۱۴۰۰سال پیش برای بندگانش در مبارزه با دشمنانشان ترسیم کرده وامروزه امثال شما در دنیا پرچمدار آن هستند.

امیدوارم که خداوند مرا همچون یکی از پیروان این راه صحیح جهادی فرقه ی ناجیه و اهل الجماعة و دارالاسلام بمیراند.

علت عدم همراهی اهل سنت ایران با سکولاریستها سرکوب حکومتی است یا …؟

علت عدم همراهی اهل سنت ایران با سکولاریستها سرکوب حکومتی است یا …؟

به قلم: باوکی حسام ( معلم بازنشسته )

ملت ما قرنهاست که با دین و احکام دینی زندگی کرده اند  این سکولاریستها ی مرتد بودند که در ترکیه ، عراق ، سوریه ، ایران ، آذزبایجان و… جنگ وتفرقه و چند دستگی را بر ملت بی رهبر ما تحمیل کردند . و سکولارهای مرتد محلی هم به تقلید از آنها خود را بر ملت ما تحمیل کردند و به دروغ خود را رهبر و نماینده ی کردهای مسلمان یا بلوچها و تورکمنها و عربهای مسلمان نامیدند .

اما الان ملتها بیدار شده اند عجیب است چگونه ورشکستگی سکولاریسم در سرزمینهای مسلمان نشین رانمی بینید ؟! چگونه بیداری اسلامی مردم وبیزاری از حکام سکولارشان را نمی بینی؟ کردهای کردستان عراق و هورامان غربی را ندیدی که با چه خشونتی از جانب مرتدین سکولارسرکوب شدند؟ یا بلوچهای بیچاره ی پاکستان را در این ۸۰ سال حاکمیت فدرالیستهای سکولار بر آنها نمی بینی؟

اعتصابات مصنوعی سکولارها هم سر نمی گیرد .میدانید چرا؟ چون مردم ماهم بیدار شده اند و دیگر نه فوشها وشعارها ی سکولارها ونه دروغپردازی آنها فایده دارد . شما عدم همراهی مردم با بر نامه های سکولارها را به خشونت دولت و… نسبت میدهید .انگار سکولارها یادشان رفته که با مردمی تحصیل کرده وآگاه طرفند که خودشان همه چیز را می بینند و خودشانند که وقایع را می سازند. چرا نمی خواهید بپذیرید که تاریخ مصرف دیکتاتوری سکولاریسم و احزاب رنگارنگ و متضاد سکولار که در زیر نقاب دروغین دمکراسی، سوسیالیسم، لیبرالیسم و… خود را مخفی نموده دیگر به سر رسیده وخوراک فاسد وتارخ رفته ای است که مردم دیگر حاضر به مصرف آن نیست ؟!

اهل سنت ایران قطعاً  ارزش زحمات ودلسوزی های مجاهدین را درک خواهد که احتیاج به زمان دارد . اما چیزی که احتیاج به زمان ندارد این است که ملت کرد و بلوچ و تورکمن و عرب و سایر قومیتهای ایران فهمیده اند که سکولاریستها دشمنان سعادت و آرامش دنیا ودین وقیامت  آنها هستند .

کُرد اگر چه مدتی دنبال تریاک ودیگر مخدرات برود اما چون نتیجه اش را دید زود برمی گردد . الان هم نتیجه ی شوم کارهای سکولارهای کومله ، دمکرات ، پارتی ، یکیتی ، پ .ک.ک ، پژاک و… را دیده است به خاط همین است که می بینیم به تبلیغات سکولارهای مرتد گوش نمی دهند ومسیر خود را از مرتدین جدا کرده اند .

اینکه الان شما وطن را ترک نکرده اید ودر حال مجاهد سازی وبیدارسازی عمومی اسلامی هستید و همچنین به دور از اختلافات مذهبی وفرقه ای دشمن شماره یک همه ی مذاهب وتفاسیر یعنی « سکولاریسم » را معرفی کرده اید ؛ قطعاً بزرگترین ضربه را بر مرتدین سکولار وارد نموده اید .

به همین  دلیل از خداوند می خواهم که به شما وهمه ی مبارزین صبر و توفیق عنایت  فرماید وبرای روز دفن سکولارهای مرتد وتشکیل جامعه ای اسلامی سلامتتان گرداند.

برادران و خواهران ایمانیم  می خواستم  از طرف خود و خانواده ام نکاتی را به عرضتان برسانم :

  1. به هیاهو وبرچسبزنی ها وشعارهایی که  سکولارها ازسرنا امیدی سر می دهند اصلاً  گوش ندهید
  2. شما ثمره ی سالها رنج وزحمت ملت ما هستید هرگز به سکولاریستها اعتماد نکنید .  آنها روزی هزار رنگ وچهره عوض می کنند . تنها سکولاری برای ملت ما ضرر ندارد که درقبر باشد .
  3. همین وجود شما برایشان مرگ آور است .پس تا روز مبارزه وقتال با دیکتاتوری سکولاریسم وعمومی شدن فرهنگ دعوت و جهاد سالم وفعال بمانید .
  4. ۴-     لطفاً طبق اصول مبارزاتی که بیان کرده اید حرکت کنید  و بدانید که همه ی تشنه گان راه جهاد و طایفه ی منصوره باشما خواهند بود .

ما حکم خدا را می خواهیم وبه چیزی غیر از آن راضی نمی شویم ، از خداوند می خواهم که  یکی از دو پیروزی  [شهادت یا پیروزی دنیوی ] را نصیبمان گرداند . آ مین . لطفاً شما هم برای عاقبت به خیری خودم و فرزندانم دعا کنید .

واجب بودن انتخاب رهبر و امام در شریعت الله

واجب بودن انتخاب رهبر و امام در شریعت الله

به قلم: سلیمان یعقوبی

یقین داریم که یکی از معانی دین عبارت است از قدرت حکومتی که در پناه این قدرت حکومتی قوانین شریعت الله به اجرا رد می آیند و اطاعت مردم جهت شریعت الله گرفته می شود و بر اساس این قوانین و توسط این قدرت حکومتی مردم مجرم مجازات می شوند و به کسانی که مستحق پاداش هستند پاداش داده می شود.

علاوه بر این ایمان داریم که برای این حاکمیت اسلامی و دارالاسلام باید رهبری از میان خود مومنین انتخاب شود که بتواند قوانین شریعت الله را اجرا کند و این سیستم حکومتی را در کنار شوراهای مختلفی که وجود دارند مدیریت کند.  پس یکی از بزرگترین آرمانها و فرایض اسلام  انتخاب رهبری آگاه و فقیه در شریعت است، که در نگهداری و پاسداری از اسلام و سیاست اسلامی برای زندگی دنیا جانشین پيامبر است، مسلمانان مسئولیت خود را به جا نمی‏آورند تا هنگامي كه بر امامی که با کتاب خدا بر آنها سیاست می‏راند اتفاق و اجماع نکنند.

آيه‏ي زير به طور ضمني به اين اصل اشاره دارد: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تُؤَدُّواْ ٱلۡأَمَٰنَٰتِ إِلَىٰٓ أَهۡلِهَا﴾ [النساء: ۵۸]. «بي‌گمان خداوند به شما (مؤمنان) دستور مي‌دهد كه امانتها را (اعم از آنچه خدا شما را در آن امين شمرده، و چه چيزهايي كه مردم آنها را به دست شما سپرده و شما را در آنها امين دانسته‌اند) به صاحبان امانت برسانيد».

مفهوم آیه این است که همه‏ي امانتها را به افراد شایسته واگذار کنید یکی از این امانتها، امانت دولت‏داری و رهبری است، پس باید این امانت را به افراد شایسته‏اي واگذار نمود که از عهده‏ي آن برآیند.

پیامبر نيز می‏فرماید: «لاَ يَحِلُّ لِثَلاَثَةِ نَفَرٍ يَكُونُونَ بِأَرْضِ فَلاَةٍ إِلاَّ أَمَّرُوا عَلَيْهِمْ أَحَدَهُمْ».  [رواه احمد]. «جائز نیست براي سه نفر كه در صحرایی با هم باشند مگر اینکه یکی از آنها امیر باشد». وقتي در چنین جمع کوچکی امیر لازم باشد در جامعه چگونه نیازي به آن نيست؟ و چگونه شریعت آن را واجب نمی‏گرداند؟ اگر برای سه نفر چنين تشريعي باشد برای جامعه به طريق أولي لازم مي‏گردد تا از ظلم و تجاوز در امان باشند.

و از قوی‌ترین برهانها در این مورد اجماع امت است، صحابه بعد از فوت حضرت رسول بر وجوب امامت اجماع کردند و قبل از هر چیز به تعیین امام پرداختند، حتی آن را بر تجهیز و تدفین رسول خدا مقدم دانستند.

قرطبی در این مورد می‏فرماید: نه در میان امت و نه در ميان ائمه در وجوب نصب امام اختلافی وجود ندارد، مگر دیدگاه ضعیفی که از اصم روایت شده و اشتباه است!!.

یکی دیگر ازدلايل نصب امام این است که بسیاری از واجبات شرعی بدون امام (يا حكومت) اجرا نمی‏شوند، مثلاً اقامه‏ي حدود، اجرای احکام، مرزبانی، تجهیز سپاه، برقراری امنیت، تعیین قاضی و غیره تنها از عهده‏ي امام برمی‏آیند، و بنا بر قاعده‏ي اصولی «هر چیزی که واجب بدون آن ممکن نباشد خودش هم واجب است» این احکام واجب بدون امام قابل اجرا نیستند پس امام باید باشد تا آنها اجرا شوند.

گذشته از این دلايل، نبود امام باعث مشکلات فراوانی مانند هرج و مرج و سرگرداني مي‏شود، به وجود آمدن چنین مشکلاتی، بودن امام را واجب می‏گردانند به گونه‏ای که هیچ شک و شبهه‏اي باقی نمی‏گذارند و راه فراری از آن وجود ندارد.

امیر المومنین علی می‏فرماید: لازم است مردم حاکمی داشته باشند چه صالح باشد چه فاسد، گفتند: ای امیرالمؤمنین ما حاکم عادل و صالح را دیده‏ایم و ضروري بودنش را احساس می‏کنیم، اما حاکم ظالم و فاجر چرا ضروری است؟ فرمود: موجب اقامه‏ي حدود و ایجاد امنیت می‏شود و جهاد با دشمنان را به راه می‏اندازد و غنايم را تقسیم می‏کند.

جایگاه تبلیغ و جنگ در راه ناسیونالیسم و قومیت گرائی در شریعت اسلام

جایگاه تبلیغ و جنگ در راه ناسیونالیسم و قومیت گرائی در شریعت اسلام

ملی گرائی و ناسیونالیسم شعاری است که کفار سکولار می خواهند به عنوان ابزار تفرق و عامل هویت بخش به مسلمین تحمیل کنند، و در برابر، اتحاد و هویت اسلامی مسلمین را نابود کنند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم  می فرماید: يَا آيها النَّاسُ أَلَا إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ وَإِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ أَلَا لَا فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى أَعْجَمِيٍّ وَلَا لِعَجَمِيٍّ عَلَى عَرَبِيٍّ وَلَا لِأَحْمَرَ عَلَى أَسْوَدَ وَلَا أَسْوَدَ عَلَى أَحْمَرَ إِلَّا بِالتَّقْوَى». [امام احمد و بزار آن را روايت كرده‏اند].ای مردم، پروردگار شما یکی است، پدر شما یکی است، هيچ عربي هیچ فضل و برتري بر غیرعرب ندارد، و غیرعرب نيز هیچ فضلی بر عرب ندارد، سفید فضلی بر سیاه و سیاه فضلی بر سفید ندارد مگر به واسطه‏ي تقوا».  

باز رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید که دعوت به چیزی غیر از این و دعوت به جاهلیت با دعوت به اسلام هيچ گونه همخواني‏اي با هم ندارند و می فرماید:مَنْ ادَّعَى دَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ فَإِنَّهُ مِنْ جُثَا جَهَنَّمَ فَقَالَ رَجُلٌ يَا رسول‏الله وَإِنْ صَلَّى وَصَامَ قَالَ وَإِنْ صَلَّى وَصَامَ» [احمد و ترمذی و ابن حبان].هر کس مردم را به جاهلیت فراخواند در آتش جهنم زانو خواهد زد. مردی گفت: ای رسول خدا اگر چه نماز هم بخواند و روزه هم بگیرد؟ فرمود: بله اگر چه نماز بخواند وروزه هم بگیرد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم دعوت به قومیت و قوم گرائی را پليد و گنديده معرفي می کند و جابر روایت می کند: غَزَوْنَا مَعَ النَّبِيِّ وَقَدْ ثَابَ مَعَهُ نَاسٌ مِنْ الْمُهَاجِرِينَ حَتَّى كَثُرُوا وَكَانَ مِنْ الْمُهَاجِرِينَ رَجُلٌ لَعَّابٌ فَكَسَعَ أَنْصَارِيًّا فَغَضِبَ الْأَنْصَارِيُّ غَضَبًا شَدِيدًا حَتَّى تَدَاعَوْا وَقَالَ الْأَنْصَارِيُّ يَا لَلْأَنْصَارِ وَقَالَ الْمُهَاجِرِيُّ يَا لَلْمُهَاجِرِينَ فَخَرَجَ النَّبِيُّ فَقَالَ مَا بَالُ دَعْوَى أَهْلِ الْجَاهِلِيَّةِ ثُمَّ قَالَ مَا شَأْنُهُمْ فَأُخْبِرَ بِكَسْعَةِ الْمُهَاجِرِيِّ لِلْأَنْصَارِيَّ قَالَ: فَقَالَ النَّبِيُّ دَعُوهَا فَإِنَّهَا خَبِيثَةٌ.

جابر می‏گوید: همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم به جنگی رفتیم، بسیاری از مهاجرين همراه ایشان بودند، یکی از مردان مهاجر آب دهانش را روي مردي انصاري انداخت، كه مرد انصاری را خیلی عصباني كرد، و با فریاد کردن و داد زدن از انصار کمک خواست، و مرد مهاجر هم از مهاجرین مدد طلبید، تا اینکه خبر به رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید و ایشان هم تشریف آوردند و فرمودند: چرا به جاهلیت دعوت می‏کنید؟ سپس فرمود: چه شده است؟ جریان را تعریف کردند، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اين گونه دعوا را رها کنید چون پليد و خبیث است.

در جای دیگری پیامبر می فرماید: إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ وَفَخْرَهَا بِالْآبَاءِ مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ وَفَاجِرٌ شَقِيٌّ أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ. [ابو داود و ترمذی].همانا خداوند کبر جاهلیت و افتخار به پدران را از شما دور گردانیده است، انسانها مؤمن متقي باشند يا فاجر زيانكار، همه فرزندان آدم هستند و آدم نيز از خاک به وجود آمده است».

و به کسانی که در راه قومیت و ملی گرائی می جنگند می‏فرماید: وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً فَقُتِلَ فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ[رواه مسلم].هر کس زیر پرچم گمراهي قومیت بجنگد و برای آن به خشم بیاید و بدان دعوت کند و آنرا یاری دهد و در این راه کشته شود، مرگش مرگی جاهلی است».

این پیامی برای تمام کوردها و بلوچها و عربها و فارسها و غیره است که مواظب باشند عده ای با نام قومیت و قوم گرائی آنها را در راه اهداف سکولاریستی و کفری دشمنان اسلام و مسلمین خرج نکنند.

قوم گرائی در واقع نقابی برای جا انداختن سکولاریسم و مخالفت با قوانین شریعت الله و دارالاسلام است. پس فریب شعارهای قوم گراها را نخوریم. 

«ایمان» مسلمین را در سخنان و اعمالشان در برادری و وحدت اسلامی و نپذیرفتن سرپرستی کفار ببین

«ایمان» مسلمین را در سخنان و اعمالشان در برادری و وحدت اسلامی و نپذیرفتن سرپرستی کفار ببین

«ایمان» یعنی اینکه شخص قلبش بر چیزی آرام گرفته باشد و بر آن مستقر شده باشد که ثمرات این ایمان هم در سخنان و اعمالش خودش را نشان می دهد مگر اینکه شخص مومن دارای جهل باشد و در سخنان و اعمالش دچار خطاها و اشتباهاتی شود یا دچار فراموشی شود و گرنه شخص مومن آگاهی که دچار فراموشی یا خطا نشده باشد سخنان و اعمالش نشانگر ایمان او به الله و تصدیق و حی و قوانین الله است.

حالا الله تعالی در جاهای مختلفی به مسلمین امر می کند که وحدت داشته باشند و از تفرق دوری کنند و بیان می کند که تمام مومنین با هم برادر هستند . در اینجا شخصی که به این دستورات و احکام ایمان داشته باشد با سخنان و اعمالش ثابت می‏کند که همه‏ی مومنی برادر هستند هر چند ميان برخی از آنها مشکلات و اختلافاتی هم وجود داشته باشد چون الله تعالی فرموده است: إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَ أَخَوَيۡكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ [الحجرات: ۱۰].فقط مؤمنان برادران همديگرند، پس ميان برادران خود صلح و صفا برقرار كنيد، و از خدا ترس و پروا داشته باشيد، تا به شما رحم شود. ‏

این شخص مسلمان اگر مومن باشد به این شکل تمام مومنین را برادر خود می داند و اگر مومن باشد از تفرق هم دوری می کند چون می داند که الله تعالی به چنگ ‏زدن به يك ريسمان واحد و وحدت امر مي‏كندو می فرماید:وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ [آل عمران: ۱۰۳].و همگي به رشته‏ي (ناگسستني قرآن) خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

تا اینجا اگر شخص مومن باشد تمام مومنین را برادران خود می داند و از هر گونه تفرقی هم دوری می کند و می رسد به مرحله سوم که باز اگر مومن باشد دوستی و ولايت و سرپرستی خودش را در خدا و پيامبر او و مؤمنین حصر می‏کند و سرپرستی هیچ کافری را نمی پذیرد چون الله تعالی می فرماید:

  •  إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رَٰكِعُونَ ٥٥﴾ [المائدة: ۵۵].تنها خدا و پيغمبر او و مؤمناني ياور و دوست شمايند كه خاشعانه و خاضعانه نماز را به جاي مي‌آورند و زكات مال به در مي‌كنند. ‏
  • يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ أَتُرِيدُونَ أَن تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا مُّبِينًا ١٤٤﴾ [النساء: ۱۴۴].اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! كافران را به جاي مؤمنان به دوستي نگيريد. مگر مي‌خواهيد حجّت و برهان آشكاري عليه خود به دست خدا دهيد (بر اين كه شما هم جزو منافقانيد؟)». ‏
  • لَّا يَتَّخِذِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَلَيۡسَ مِنَ ٱللَّهِ فِي شَيۡءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُواْ مِنۡهُمۡ تُقَىٰةٗۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ٢٨﴾ [آل عمران: ۲۸].مؤمنان نبايد مؤمنان را رها كنند و كافران را به جاي ايشان به دوستي گيرند، و هر كه چنين كند (رابطه‏ي او با خدا گسسته است و بهره‌اي) وي را در چيزي از (رحمت) خدا نيست-مگر آن كه (ناچار شويد و) خويشتن را از (اذيّت و آزار) ايشان مصون داريد و (به خاطر حفظ جان خود تقيه كنيد)- و خداوند شما را از (نافرماني) خود برحذر مي‌دارد و بازگشت (همگان) به سوي او است». ‏

پس : اظهار برادری با تمام مومنین و پرهیز از تفرق و گرایش به اتحاد و به سرپرستی نگرفتن کفار و عدم پذیرش حاکمیت کفار از نشانه های «ایمان» است و این موارد یکی از علامات «ایمان» شخص به الله و آیات الله و قوانین وشریعت الله محسوب می شود که ما در سخنان و اعمال شخص می توانیم این «ایمان» و مومن بودن شخص مسلمان آگاه را تشخیص دهیم. 

ملتی واحد با قرآنی واحد و پیامبری واحد و کعبه و عباداتی واحد

ملتی واحد با قرآنی واحد و پیامبری واحد و کعبه و عباداتی واحد

الله تعالی می فرماید: إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُونِ [الأنبیاء: ۹۲]. اين امت شما امت يگانه‌اي بوده (و آيين واحد و برنامه‏ي يكتايي دارند) و من پروردگار همه‏ي شما هستم، پس تنها مرا پرستش كنيد (چرا كه ملّت واحد، با برنامه‏ي واحد، بايد رو به خداي واحد كند).

پس باید ‏ایمان داشته باشیم که مسلمین در اساس یک امت واحدی هستند با الله و پیامبرو قرآن و کعبه و عباداتی واحد؛ البته با دشمنانی مشترک.

پس ریشه و اساس این اتحاد و اجتماع مسلمین به الله و اسلام و گردن نهادن به شریعت و دستورات الله بر می گردد و هر کسی که تابع فرمان الله باشد می داند که مومنین با این مشترکاتی که دارند همه با هم برادرند هر چند داراي زبان، رنگ و قومیتهای مختلفی هم باشند؛ هیچ عربی بر غیرعرب و هیچ سفیدی بر سیاه فضل و برتري ندارد مگر به وسيله‏ي تقوا، و اسلام همه‏ی اهل قبله را در خود جای می‏دهد مگر کسی که نخواهد تابع دستورات الله تعالی شود و بغض و کینه و تنفر و جاهلیت و قوم پرستی و پیروی از هوای نفس و برنامه های شیطان را به عنوان برنامه برای خودش انتخاب کند .

پس جایگاه و منزلت هر یک از ما به نوع ارتباطمان با الله واحد و پیامبر و قرآن و کعبه و عبادات واحدی بستگی دارد که همه در این موارد با هم مشترک هستیم، و تنها کسانی از این جایگاه محروم و طرد می‏شوند که خودشان این مشترکات را نخواهند و به جای این مشترکات اسلامی چیزهای دیگری از سوی شیطان را انتخاب کرده باشند.

دعوت به پيوند دوستي و دشمني به جز بر اساس اسلام، جاهلیت است و اسلام آن را مشروع نمی‏داند و موجب خشم و غضب خدا و رسول الله صلی الله علیه وسلم می‏گردد و کسانی که به ناسیونالیسم و قومیت گرائی و بخصوص کسانی که به قوانین سکولاریستی تمایل دارند یا دعوت می دهند در واقع به مسیری غیر از مسیر مومنین قدم گذاشته اند.

اگر امروزه در میان کوردها  بلوچها و عربها وفارسها و تورکها و پشتونها و اوزبیکها و غیره جریاناتی قومیت گرا و سکولار پیدا شده اند که با کفار و دشمنان الله چون آمریکا طرح دوستی ریخته اند نشانه ی آن است که این عده مسیرشان را از مسیر مومنین و مسلمین و اسلام جدا کرده اند.

الله تعالی می فرماید: يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ تُلۡقُونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَقَدۡ كَفَرُواْ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلۡحَقِّ﴾ [الـمتحنة: ۱] اي مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خويش را به دوستي و سرپرستی نگيريد. شما نسبت بديشان محبت مي‌كنيد و مودت مي‌ورزيد، در حالي كه آنان به حق و حقيقتی ايمان ندارند كه برای شما آمده است.

آیا سکولاریستها(مشرکین)  به قوانین و حقی که از سوی الله برای ما آمده است که در مسائل حکومتی و اجرائی جامعه و زندگی دنیوی پیاده کنیم ایمان دارند؟ هرگز، هرگز.

پس بدانیم که اتحاد و وحدت ما مسلمین تنها با مسلمین و بر اساس مشترکات اسلامی است نه با دشمنان قانون شریعت الله و سکولاریستها(مشرکین) و سایر کفاری که « قَدۡ كَفَرُواْ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلۡحَقِّ»  به حق و حقيقتی ايمان ندارند كه برای شما آمده است.

متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه  راه حقیقت

متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه  راه حقیقت

ارائه: مسعود سنه ای

اخیراً یکی از گروههای حنفی مذهب با «مجاهد دین» از فعالین برجسته ی عقیدتی شافعی مذهب مصاحبه ای انجام داده است که مناسب دیدم با گردآوری کل مصاحبه آنرا جهت نشر به سایت بنیان جهاد علیه سکولاریسم ارسال کنم. 

من بر این باورم که تجربیات و نکات بسیار مفیدی در این گفتگو وجود دارد که می تواند چراغی بر فراز راه بسیاری از جوانان ما باشد تا بار دیگر مرتکب این اشتباهات و حرکت در این مسیرهای اشتباه نشوند.  

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال ۱: استاد محترم، لطفأ خودتان را معرفی کنید، چه تحصیلاتی دارید و به کاری مشغولید؟

مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۰۴ ب.ظ]

به نام خدای مهربان، من بنده ای گناهکار و کوتاهی کننده در حقوق پروردگارم هستم که به عفو و بخشش پروردگارم بسیار نیازمندم، با اسم مجاهد دین در تلگرام فعالیت می کنم، و شخصیت حقیقی ام مجهول نیست بلکه فقط برای عموم پنهان است و کسانی چون ماموستا بهروز عزیزی از پاوه و ماموستا برزان ملکی از سنندج هویت واقعی من را می شناسند. در مورد تحصیلات دینی ام، من طلبه هستم و اگر الله توفیق بدهد طلبه نیز خواهم ماند. و من قبلا چند سالی انیماتور بودم بعدا سراغ بورس رفتم و اکنون در بازارهای مالی سرمایه گذاری می کنم و نیز در سایت ترجمیک، گاهی اوقات ترجمه عربی به فارسی انجام می دهم.

اتمام

سؤال۲ : اسمی که برای همه آشناست! مجاهد دین( یکی معروفترین داعیان و محققین غیرمقلد در زمان گذشته) قبل از اینکه غیرمقلد شوید، چه مسلک و مذهبی داشتید؟

مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۰۸ ب.ظ]

بله، اگر الله متعال قبول کند، مجاهد دین هستم، و این اسم مستعاری است که برای خودم انتخاب کرده ام. و من از پدر و مادری شافعی مذهب و اشعری مسلک به دنیا آمده ام بر این اساس من قبل از اینکه به قول شما غیر مقلد شوم، در فقه شافعی و در عقیده اشعری بوده ام.

اتمام

سؤال ۳:  علت جذب شما به سلفیت( وهابیت و یا غیرمقلدیت) چه بود و معمولا چرا بعضی از عوام و یا خواص جذب سلفیت می شوند؟ و بیشتر چه شخصیتی از غیرمقلدین برای شما تاثیر گذار بود؟

مجاهد دین, [۰۴/۰۶/۲۰۲۲ ۱۰:۱۱ ب.ظ]

علت جذب شدن من به آنچه که به سلفیت یا وهابیت یا غیر مقلدیت شناخته می شود، در واقع چیزی جز توحید نبود. و تنها چیزی که هر شخص از عوام مردم غیر آگاه به علوم دینی را جذب وهابیت می کند در مرحله اول، شعار توحید است، و به من چنین تفهیم و منتقل شد که اولا در قرآن آمده است که مردگان نمی شنوند و دوما مشرکان نیز بت هایی که نمی شنیدند را صدا می زدند و هدفشان از صدا زدن آنها فقط شفاعت خواهی از آنان به درگاه الله بود و به این آیه استناد می شد:

﴿وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى﴾ [الزمر: ۳]

«و کسانی‌که به جای او معبودان (و اولیایی) گرفتند (و گفتند) این‌ها را نمی‌پرستیم جز برای این‌که ما را به الله نزدیک کنند».

 و نتیجه ای که گرفته می شد این بود که فقط ما موحد هستیم و این مردم که به اولیاء و انبیاء متوسل می شوند مشرک هستند و ما به اهل توحید پیوسته ایم و از اهل شرک جدا شده ایم. و این مردمان نیز همان کاری را می کنند که مشرکان اولیه می کردند!

در حالی که آنچه من در آن زمان یاد گرفته بودم (و یا هر شخص عامی دیگری که برای اولین بار با این شعار توحیدی در ظاهر زیبا اما در باطن اشتباه و پر از تدلیس مواجه می شود و یاد میگیرد) توحیدی پوشالی و خوارجانه بود، و از فهم حقیقت شرک مشرکان در ربوبیت، و از اعتقاد آنان به شفاعتی نافذ و بدون نیاز به اذن الله، و از تاویل درست این آیات و اقوال جمهور علمای مسلمین درباره تفاوت اخذ اسباب با اخذ ارباب آگاه نبودیم.

برای همین وقتی در این مرحله اول، عقیده داعیان وهابی را تلقی به قبول کردی و فهم آنان از توحید را درست پنداشتی، پس در ادامه و مراحل بعد نیز، بخاطر حسن ظنی که به آنان داری، هر آنچه که آنها بگویند را نیز تلقی به قبول خواهی کرد، مانند مذموم بودن تقلید از مذاهب اربعه و مانند درست بودن قیام برای جهاد و قتال علیه این مردم مسلمانی که در پندار وهابیان مشرک هستند و…

و شخصیت خاصی از آنان را مد نظر ندارم که بیشتر بر من تاثیر گذاشته باشد، اما بطور کلی بیشتر علاقه به سلفی های جهادی و علمای آنان داشتم.

اتمام

ادامه خواندن متن کامل مصاحبه ی «مجاهد دین» با گروه  راه حقیقت

لطفاً اختلاف عقل‌ها یمان را بپذیر و آنرا به اختلاف دل‌ها تفسیر نکن

لطفاً اختلاف عقل‌ها یمان را بپذیر و آنرا به اختلاف دل‌ها تفسیر نکن

به قلم: مسعود سنه ای

امروز که ما دارای دارالاسلامی قدرتمند به عنوان سپری غیر قابل انکار هستیم بیشتر از هر زمانی نیازمند اتحاد اسلامی با تمام فرقه ها و تفاسیر اسلامی و حتی نیازمند تشکیل جبهه ای واحدو مشترک از مسلمان و غیر مسلمان در جنگ با آمریکا به عنوان «سر افعی» و دشمن اصلی هستیم.

یعنی خود را چنان به سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدیک کنیم که علاوه بر آنکه بتوانیم همچون دارالاسلام مدینه در مسیر وحدت اسلامی حرکت کنیم، با متحد کردن کفار یهودی اطراف مدینه و نصرانی های نجران و مجوس الاحساء و مشرکین بنی خزاعه و بنی ضمره و … جبهه ی مشترکی را بر علیه دشمن اصلی که مشرکین قریش بودند تشکیل دهیم.

اگر کسانی به این درجه از فهم و فقه در دین رسیده اند در این عصری که عده ی زیادی از مسلمین فریب جاهلیت موجود را خورده اند؛ ارزش خود وتوانائیهایتان در خدمت به دین پاک را در این عصر غربت بدانید و سید قطب وار عمل نمائید.

سروران گرامی:  هدف مشترک ما  تشکیل جامعه ای اسلامی است که در آن اصول و لوازم «أطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» تحقق یابند  و به قول کاک ناصر سبحانی رحمه الله ما بتوانیم در چنین جامعه ای در ۵ مور حیاتی ۱- امنیت در دین و عقیده و عمل به کل دین ۲- امنیت در جان ۳- امنیت درنسل وناموس ۴- امنیت در عقل و روان ۵- امنیت در مال و مسئله ی مهم اقتصاد  برای همگان؛ مجری رفع گرسنگی وفقر و ناامنی و برپا دارنده ی رفاه و امنیت  عمومی باشیم . این وظیفه ی دنیوی دین وحکمت حکومت دنیوی اسلام برای بندگان خداست .

لطفاً اختلاف عقل‌ها یمان را بپذیر و آنرا به اختلاف دل‌ها تفسیر نکنید. بیشتر به تمرین بردباری بپردازیم و مواظب زبانمان باشیم همچنانکه از فرجمان مراقبت می کنیم  .

در مورد کفر یا ایمان اشخاص هم؛ لطفا احتیاط کنید و به  قواعد تکفیر، موانع تکفیر و «فیلترهای ۴گانه» باید دقت کرد . تکفیر  فقط کار خدا ورسول صلی الله  علیه وسلم  است که صحابه و تابعین وعلمای بزرگوار روشنگری نموده اند . لطفاً به آثار  این بزرگان  مراجعه کنید .

 از خداوند  تبارک وتعالی می خواهم  که من وشما را از دایره ی کفر و ارتداد دور و محفوظ بدارد . آمین

می گوید زندگی تلخ شده و شیطان بر دلم مسلط شده ….

می گوید زندگی تلخ شده و شیطان بر دلم مسلط شده ….

ترجمه: سلیمان یعقوبی

اویس قرنی رحمه الله می گوید:

اگر یکی برای مقابله و جنگ با دشمنش بیرون رفت :

  • احساس کرد سپرش سنگین است … و آنرا دور انداخت
  • بعد از طی کردن مسیری باز احساس کرد شمشیرش هم برایش سنگین است … و آنرا دور انداخت
  • و مواد خوراکی و آبی که به همراه دارد نیز برایش سنگین بود .. و آنرا دور ریخت
  • به دنبال این با دشمنش روبرو شود، بدون سپر و شمشیر و با شکم گرسنه ….

آیا امکانش هست چنین شخصی پیروز شود؟

به همین شکل:

  • هر کسی که ذکر الله نزدش سنگینی کند … و دست از ذکر الله بکشد
  • و سنتهای راتبه ی نماز برایش سنگین بود که انجامشان دهد …. و سهل انگاری کرد
  • و انجام واجبات برایش سنگین بود … و آنها را به تاخیر انداخت
  • و  قوانین و دستورات شریعت الله  نزدش سنگین بودند …. و به آنها گوش نداد

به دنبال این می آید و از بدی حالت خودش و زندگیش شکایت می کند و می گوید شیطان بر دلم مسلط شده است!!

چنین شخصی واقعاً انسان درمانده و بیچاره ای است

با نفس خودت دربیافت قبل از آنکه با دشمن دربیافتی