از دارالاسلام جدا شدی خوراک گرگها می شوی (۱)

از دارالاسلام جدا شدی خوراک گرگها می شوی (۱)

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

 دین اسلام پیروانش را به ملحق شدن به «امت» و «جماعت» دعوت می دهد که نقیض اختلاف و چند دستگی و جدایی و خود مداری و خود محوری و کشمکش و از هم پاشیدن شیرازه ی وحدت مومنین است.

با آنکه این جمع شدن و جماعت بودن می تواند در امور معنوی چون ایمان به الله و پیامبر خاتم و روز قیامت و … باشد که مقید به زمان و مکان نیست اما منظور شریعت، اجتماع بر امور ظاهری است که این امور معنوی خمیرمایه و محرک این اجتماع هستند و این اجتماع و دوری از تفرق نیز مختص یک منطقه جغرافیایی تحت عنوان دارالاسلام است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: فَعَلَیکَ بِالجَماعةِ ، فَاِنَّمَا یَأکُلُ الذِّئْبُ مِن الغَنَمِ القاصِیةِ (ابوداود والنسائی والحاکم) پیوسته همراه جمعیت-الجماعه- باش، چون همواره گرگ گوسفند جدا شده از گله را می خورد.

اتحاد حول محور دارالاسلام که توسط شوراهای مختلف و رهبری فقیه اداره می شود ضامن حفظ وحدت و دوری از تفرق و محافظ امت و جماعت مومنین است. مگر نمی بینیم کسانی که از دارالاسلام دوری کرده و دچار تفرق شده اند چگونه به دام انواع حزبها و جماعتها و دسته های مختلف گرفتار شده اند که مثل گرگ به ایمان و آرامش و زندگی معنوی و حتی مادی آنها حمله کرده اند؟

 حدیث مشهور حذیفة بن یمان که در هر دو کتاب صحیح بخاری و مسلم آمده برای هر کسی که به دنیا و قیامت خود اهمیت بدهد و اجازه ندهد این احزاب و گروههای متفرق مثل گرگ به او حمله کنند کافی است که می گوید رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: دعوتگرانی بر درهای جهنم ایستاده اند، هر کس آنها را اجابت کند به درون آن پرت می شود…گفتم:ای پیامبر خدا، مرا چه امر می فرمایی اگر به آن زمان رسیدم؟ فرمود: به جماعت و امام مسلمانان بچسب و آنها را همراهی کن… گفتم: اگر جماعت و امام نداشتند چه کار کنم؟ فرمود:از تمام گروه ها کناره گیری کن، تنه درختی را بگیر و بر آن حال استقامت داشته باش تا مرگت فرا رسد.

اگر دارالاسلام وجود داشت باید با دارالاسلام و رهبر دارالاسلام بود و چنانچه این دارالاسلام وجود نداشت باید از تمام این گرگها که در قالب احزاب و جماعتهای متفرق اسلامی و غیر اسلامی در کمین مومنین نشسته اند دوری کرد.

حتی کسی چون امام مسلم سر فصل قسمتی از کتاب صحیح خود را تحت عنوان «باب ملازمة الإمام عند ظهور الفتن، و فی کل حال، و تحریم الخروج علی الطاقة و مفارقة الجماعة» عنوان نموده است چون پرهیز از وحدت و گرایش به تفرق صدمات سنگینی بر مومنین وارد می کند که حتی منجر به ریخته شدن به ناحق خون مسلمین می شود که بزرگترین جرم در حق الناس است و شخص را مستحق آتش جهنم می کند و شخص مومنن قاتل باید به اندازه ای که الله می داند در آتش جهنم باقی بماند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: اهل کتاب قبل از شما،هفتاد و دو گروه شدند، این امت هم هفتاد و سه گروه خواهد شد، همه ی آنها وارد آتش خواهند شد مگر یکی، آن هم «الجماعه» است.( أبوداود و ابن ماجه)

شما با دارالاسلام هستی یا منفرد شده ای و گرگها در لباس احزاب و جماعتهای رنگارنگ و متفرق تو را خورده اند؟

ادامه دارد …. ان شاء الله

از دارالاسلام جدا شدی خوراک گرگها می شوی (۲)

از دارالاسلام جدا شدی خوراک گرگها می شوی (۲)

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

تنها ابزاری که مانع تولید ضرارها و تفرق و محافظت از عزت مومنین در برابر دشمنان می شود قدرت حکومتی دارالاسلام است؛ اما گرگها در قالب احزاب مختلف اسلامی و سکولار در کمین مسلمین نشسته اند و تلاش دارند با برجسته کردن پاره ای از مشکلات غیرمکفره و مفاسد اداری مسئولین دارالاسلام و با طرح آرزوها، مسلمین را از جماعت تولید شده توسط دارالاسلام جدا کنند و با تاسیس ضرارها به شرک تفرق بکشانند و مسلمین را در راه اهداف خود خرج کنند و این مسلمین را به کانالی بکشانند که با مرگ جاهلی بمیرند. 

ابن عباس می گوید که پیامبر- صلی الله علیه وسلم-  فرمود: مَن رأی من أمیره شیئا ًیکرهه فلیصبر، فإنه لیس أحد یفارق الجماعة شبرا ًفیموت، إلّا مات میتة جاهلیة . هر کس از امیر خود، کار یا حرکتی را ببیند که از آن بدش بیاید بر آن بردبار باشد، چون هر کس یک وجب از گروه مسلمین (الجماعة) جدا شود و بمیرد بصورت جاهلی مرده است.

این جدایی جدا شدن از دارالاسلام و سرپیچی کردن از اطاعت رهبریت  دارالاسلام است و این مردن با مرگ جاهلی نیز به دلیل تفرق و گرایش به احزاب و گروههای متفرق است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث دیگری این مساله ی اطاعت از رهبریت دارالاسلام و جدا شدن از جماعت تولید شده توسط دارالاسلام و مردن به سبک دوران جاهلیت را اینگونه توضیح می دهد و می فرماید: من خرج من الطاعة و فارق الجماعة فمات، مات میتة جاهلیة. هرکس از اطاعت خارج وجماعت را ترک کرده ودوری گزیند و در این حالت بمیرد، بصورت جاهلی مرده است.

جماعت بعد از تشکیل دارالاسلام مدینه به «السواد الأعظم من امة الاسلام» و تمام مسلمینی گفته می شود که در دارالاسلام بر امامت یک رهبر جمع می شوند و جمعا ًاحکام اسلامی را قبول داشته و به اجرا در می آورند.

در این صورت ملحق شدن به صفوف جماعت از لحاظ سیاسی عبارت است از قبول کردن و پایبند شدن به سیستم عمومی سیاسی اسلام که جماعت در  دارالاسلام پیش گرفته، دیگر فرقی نمی کند صورت و تفصیلات آن سیستم سیاسی هر طور باشد یا هر کس و هر مذهب اسلامی آن را اداره کند. مهم نیست. این هم فرمانبرداری و تسلیم و دوستی(الولاء) کامل را می طلبد.

پس: این گرگها در قالب احزاب و جماعتها و ضرارهای شبه اسلامی تو را به خاطر اختلافات مذهبی شما با رهبریت دارالاسلام فریب ندهند؛ اگر مثل صلاح الدین ایوبی شما یک شافعی مذهب بودی و رهبر دارالاسلام یک شیعه بود، اگر مثل آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی شما حتی مرجعیت عامه شیعیان جعفری را بر عهده داشتی و رهبریت دارالاسلام یک حنفی در امپراطوری عثمانی ها بود و… تمام این اختلافات مذهبی دلیلی برای کناره گیری از دارالاسلام و گرایش به تفرق و خارج شدن از جماعت و مردن به شیوه ی جاهلی نمی شود.

ادامه دارد …. ان شاء الله

جایگاه علم صحیح و یقین شرعی در نقل از دین اسلام

 جایگاه علم صحیح و یقین شرعی در نقل از دین اسلام

به قلم: المطیع لله

ما همه مواد خامی مثل سیب زمینی و گوجه و فلفل و انواع سبزیجات و گوشتها و … را دیده ایم عده ای با دیدن این مواد و خواندن چند کتاب آشپزی چنان از آشپزی خود تعریف و تمجید می کنند که عده ی زیادی را دور خود جمع کرده اند اما زمانی که خوراک تهیه شده توسط اینها را می بینیم متوجه می شویم که با این مواد خام سالم و حلال چنان غذای بدمزه و بدشکلی را تولید کرده اند که حتی باعث مسمومیت مصرف کننده ها می شود.

 عده ای با نام نجدیت و تصوف و اخوانی گری لیبرال و مکتبی گری و … با آیات قرآن و احادیث صحیح و فقه اسلامی که مواد خام سالم و خدشه ناپذیری هستند همین کار را می کنند و اسلامی را به طرفداران خود نشان داده اند که نه تنها مصرف کننده های این اسلام تقلبی از آن سود اسلام راستین را نیم برند بلکه باعث عذاب سایر مسلمین نیز شده اند.

 باید دانست که صحبت کردن و حکم کردن در مسائل شرعی مانند صحبت کردن در مورد هیچ قضیه دیگری نیست. زیرا کسی که می گوید در دین فلان مسئله این گونه است در حقیقت حکمی را به خالق آسمانها و زمین نسبت داده است، زیرا تمام دین از وحی گرفته شده و بس.

وقتی کسی از عالمی سؤال می کند که آیا فلان چیز حلال است یا حرام؟ یا خلاصه از حکم آن می پرسد، در واقع مفاد سؤال او این گونه بوده که: ای کسی که تو علم شرع را خوانده ای! حکم فلان مسئله در شرع خالقمان و در دین رسول الله صلى الله عليه وسلم یا در اسلام چیست؟ زیرا هر کس میداند که هیچ ارگان و مجلس و هیئت و شخصی، بدون استدلال به شریعت و مصادر اسلامی حق ندارد حلال و حرام و حکم تعیین کند…

در تحذير و نهی از سخن گفتن در شرع بدون علم، آیات و روایات زیادی وارد شده که بعضی از آن را ذکر می کنیم: الله سبحانه و تعالی در آیه ۱۹۹ سوره بقره می فرماید:وإنما یأمركم بالسوء والفحشاء وأن تقولوا على الله ما لا تعلمون  او تنها شما را به سوی زشتکاری و گناهکاری فرمان می دهد (و بدیها را درنظرتان می آراید و شما را وا می دارد بر این که آنچه را نمی دانید به خدا نسبت دهید و با پیروی از اوهام و خرافات نادانسته به دنبال معبودهای باطل روان شوید و حلال را حرام، و حرام را حلال بشمار آورید)

امام ابن کثیر در تفسیر گرانبهایش درباره این آیه می فرماید: «یعنی همانا شیطان فقط شما را به کارهای بد، و بدتر از آن به فاحشه مانند زنا و بدتر از آن به سخن گفتن بدون علم در مورد خالقتان (که شامل تمام دین می شود) امر می کند». در این کلام ابن کثیر توجه کنید که بدون علم و آگاهی کافی سخن گفتن در دین را بزرگتر از زنا به حساب آورده است یعنی این گفته خالقمان از گناهان کوچکتر به بزرگتر شروع شده است.درجه اول کارهای بد و سوء، و درجه بالاتر فحشا و زنان و دسته سوم سخن گفتن در شرع بدون علم. یعنی سخن گفتن در شرع بدون علم بسی بزرگتر از زنا می باشد، در وصف قباحت زنا همین بس که رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرمایند: «لا يزني الزاني حين يزني و هو مؤمن»، «هیچ زناکاری در حال زنا کردن دارای ایمان نیست.»

ادامه خواندن جایگاه علم صحیح و یقین شرعی در نقل از دین اسلام

اخوان المسلمين در اروپا  

اخوان المسلمين در اروپا  

به قلم:  نيلوفر قديري

اخوان المسلمين از زمان تأسيس در سال ۱۹۲۸، سياست در خاورميانه را به طور عميقي تحت تأثير قرار داده است. شعار اين سازمان اين است: ” الله هدف ماست، پيامبر رهبر ماست. قرآن قانون ماست. جهاد شيوه ماست. شهادت در راه خدا بالاترين آرزوي ماست….. “
اروپا در سال هاي گذشته به فضايي مناسب براي رشد تفكرات اسلامي و فعاليت هاي سياسي  آن تبديل شده است. از اوائل دهه ۱۹۶۰ اعضاي اخوان المسلمين و طرفداران آن به اروپا رفته اند و كم كم اما پيوسته، شبكه اي گسترده و به شدت سازمان يافته از مساجد، مراكز خيريه و سازمان هاي اسلامي را تأسيس كردند. هدف نهايي اخوان المسلمين برخلاف ديگر جوامع اسلامي اروپا، كمك به مسلمانان براي تبديل شدن به بهترين شهروندان ممكن نيست؛ بلكه هدف آن گسترش قوانين اسلامي در سراسر اروپا و آمريكاست.
چهار دهه تعليم و تلاش، نتيجه داده است. دانشجويان مهاجري كه چهل سال پيش از خاورميانه به اروپا مهاجرت كردند اكنون سازمان هايي را رهبري مي كنند كه نماينده جوامع مسلمانان محلي در تعامل با حاكمان سياسي اروپا هستند. اين سازمان ها كه از سوي كشورهاي ثروتمند حوزه خليج فارس حمايت مالي مي شوند شبكه اي مركزي را تشكيل مي دهند كه تقريباً همه كشورهاي اروپايي را شامل مي شود. اين سازمان ها كم كم نظرات اخوان المسلمين را سرلوحه كار خود قرار دادند و ارتباطات خود را با اين سازمان گسترده كردند. آن ها با كلامي ملايم و با سخن گفتن به زبان هاي آلماني،  هلندي و فرانسوي جاي خود را در دولت ها و رسانه هاي اروپايي باز كرده اند. سياستمداران از همه طيف هاي سياسي در اروپا هرگاه مشكلي مربوط به مسلمانان پيش مي آيد يا هرگاه به رأي مسلمانان نياز داشته باشند، به سراغ اين سازمان ها رفته و با آن ها به تعامل مي پردازند.
اين گروه هاي اسلامي كه با دولت هاي اروپايي به زبان سليس و روان خودشان صحبت مي كنند، در ميان اعضا و طرفدارانشان به زبان عربي يا تركي حرف زده و افكار ديگري را پي مي گيرند. نمايندگان آن ها در راديو تلويزيون هاي اروپا درباره گفتگو ميان مذاهب و ضرورت انسجام در جامعه سخن مي گويند، اما در مساجد درباره خطرات در كمين مسلمانان در جوامع غربي حرف مي زنند. در رسانه ها، وقايعي مانند انفجار مادريد و گروگان گيري در مدرسه سبلان در روسيه را محكوم كرده و با قربانيان ابراز همدردي مي كنند.
اروپايي ها كه بسيار مشتاق برقراري گفتگو با اقليت مسلمان كشورهاي خود هستند از اين سخنان استقبال مي كنند. اين شرايط در آلمان كه اهميت زيادي در اروپا دارد، بيشتر مشهود است. اين تأثير فقط به خاطر اين نيست كه آلمان در قلب اروپا واقع شده، بلكه به اين خاطر است كه اين كشور ميزبان اولين موج از مهاجران اخوان المسلمين بوده و اكنون هم صحنه حضور سازمان يافته ترين شعبه اين سازمان است.
اخوان المسلمين در آلمان
شرايط آلمان و حضور اخوان در آن بسيار قابل توجه است. اخوان المسلمين بيشتر از هر جاي ديگري از اروپا، در آلمان قدرت يافته و حضور و مقبوليت سياسي پيدا كرده است. سازمان هاي اسلامي در ديگر كشورهاي اروپايي اكنون الگوي همقطارانشان در آلمان را پيگيري مي كنند.
در دهه هاي ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، هزاران دانشجوي مسلمان خاورميانه را ترك كردند تا در دانشگاه هاي آلمان به تحصيل بپردازند. هدف اين دانشجويان فقط جذب شدن در مؤسسات آموزشي معتبر فني آلمان نبود بلكه به دليل فرار از رژيم هاي سركوب گر حاكم آن زمان به آلمان مي رفتند. حكومت هاي آن زمان در خاورميانه دست به سركوب گروه هاي مخالف اسلامي زده بودند. در سال ۱۹۵۴ بسياري از اعضاي اخوان المسلمين از مصر گريختند و به آلمان غربي رفتند. در آن زمان دولت آلمان غربي تصميم  گرفته بود روابط ديپلماتيك خود را با كشورهايي كه آلمان شرقي را به رسميت مي  شناختند قطع كند. وقتي مصر و سوريه با دولت كمونيست آلمان شرقي ارتباط برقرار كردند. بُن هم تصميم گرفت ميزبان مخالفان و پناهندگان سياسي سوري و مصري باشد. بسياري از اعضاي اخوان در آن زمان با آلمان آشنا بودند.
سعيد رمضان يكي از اولين اعضاي پيشروي اخوان در آلمان بود. او منشي و دستيار شخصي حسن بنا بنيانگذار اخوان المسلمين بود. رمضان مصري كه رهبري نيروهاي نامنظم اخوان در فلسطين را هم بر عهده داشت، در سال ۱۹۸۵ به آلمان رفت و در كلن مشغول به تحصيل در دانشكده حقوق شد. او در آلمان يكي از سه سازمان اصلي مسلمانان را تأسيس كرد. اين سازمان كه جامعه اسلامي آلمان معروف به IGD نام دارد از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ به رهبري خود رمضان اداره مي شد. رمضان همچنين اتحاديه جهاني مسلمانان را تأسيس كرد كه با كمك مالي سعودي ها ايجاد شد. دولت آمريكا تاكنون از نزديك فعاليت هاي اين اتحاديه را زير نظر داشته است و آن را به كمك مالي به تروريست ها متهم مي كند. در سال ۲۰۰۲ يك هيأت از وزارت دارايي آمريكا به دفاتر اين اتحاديه در ويرجينياي شمالي حمله كردند تا مدارك ارتباط آن را با القاعده، حماس و جهاد اسلامي بيابند.
در سال ۲۰۰۴ هم كميته مالي سنا خواستار بازرسي دقيق منابع و ارتباطات مالي اين سازمان شد. طارق رمضان پسر سعيد رمضان از رهبران بعدي اين دو سازمان بود. بعد از رياست ده ساله رمضان بر جامعه اسلامي آلمان، فاضل يزداني مصري براي مدت كوتاهي اين مسئوليت را به عهده گرفت و ب عد از آن غالب همت سوري كه تابعيت ايتاليايي داشت به اين عنوان رسيد. او يكي از بنيانگذاران بانك تقوي است كه سرويس هاي اطلاعاتي غرب آن را بانك اخوان المسلمين مي خوانند. يوسف ندا ، يكي از مديران مالي اخوان المسلمين بانك تقوي را اداره مي كند. اين بانك در سوئيس، ليختن اشتاين و باهاما شعبه دارد. به گفته سرويس هاي اطلاعاتي غرب اين بانك همچنين چندين مركز اسلامي در سراسر اروپا را هم تأمين مالي مي كند.
رمضان و همت، رهبران جامعه اسلامي  آلمان ، از مهمترين اعضاي اخوان المسلمين در نيم قرن گذشته بوده اند. اطلاعات و گزارش هاي سرويس هاي اطلاعاتي غرب حاكي از آن است كه جامعه اسلامي آلمان شاخه اي از اخوان المسلمين است. اخوان المسلمين همچنين كار ساخت مركز اسلامي مونيخ در سال ۱۹۶۰ را نيز بر عهده داشتند. اين مركز با كمك دولت هاي خاورميانه اي همچون عربستان ساخته شد. اين مركز مجله اي به نام الاسلام منتشر مي كند كه تأمين مالي آن به عهده بانك تقوي است. مطالب اين مجله براي اولين بار نشان داد كه اخوان المسلمين آلمان مفهوم حكومت سكولار را نمي پذيرند.
جامعه اسلامي  آلمان كه مركز اسلامي مونيخ شعبه اي از آن است، مهمترين شاخه اخوان در آلمان است و نمونه اي مهم و قابل توجه از به قدرت رسيدن اخوان در اروپاست. اين سازمان در سال هاي گذشته رشد قابل توجهي داشت و اكنون ده ها سازمان اسلامي را در سراسر كشور زير پوشش دارد. مراكز اسلامي در بيش از ۳۰ شهر آلمان اكنون زير پوشش اين سازمان قرار گرفته اند. اكنون قدرت واقعي اين سازمان در همكاري آن با سازمان هاي دانشجويي و جوانان اسلامي در سراسر آلمان نهفته است. اخوان المسلمين توجه ويژه اي به نسل جوان مسلمان اروپا نشان داده است. از جمله اين ارتباطات، رابطه اخوان با مجمع جهاني جوانان مسلمان است. اين مجمع يك سازمان غير دولتي سعودي است كه هدف آن گسترش وهابيت و برداشت سعودي ها از اسلام است. اين مجمع كه زيرپوشش اتحاديه جهاني مسلمانان قرار دارد، بزرگترين سازمان اسلامي جوانان در جهان است.
اخوان المسلمين همچنين با مركز آموزش امامان جماعت اسلامي اروپا در فرانسه ارتباط دارد. سرويس هاي اطلاعاتي اروپا، اين مركز را به گسترش عقايد افراطي مذهبي متهم مي كنند. اخوان المسلمين مصر، مونيخ را به عنوان پايگاه خود براي فعاليت هايش در آلمان انتخاب كرد اما شعبه سوريه اي اين سازمان، آخن، شهري در نزديكي مرز آلمان و هلند را به عنوان پايگاه خود در آلمان برگزيد. اين شهر كه دانشگاه معروفي هم دارد اكنون جمعيت مسلمان زيادي را در خود جاي داده است. از جمله اين مسلمانان ساكن در آخن، خانواده سوري عطار هستند. اولين عضو از اين خانواده عصام عطار بود كه از بيم تعقيب قضايي در سوريه، در دهه ۱۹۵۰ به آلمان گريخت. در آن زمان او رهبر اخوان المسلمين سوريه بود. اعضاي ديگر اخوان سوريه بعدها به آلمان رفتند. پايگاه عطار در آخن، مسجد بلال بود كه به مركز فعاليت هاي گروه اخوان در اين شهر تبديل شد. اخوان سوري در آخن، رابطه نزديكي با همكاران مصري شان داشتند. پسر عصام عطار با دختر يوسف ندا رئيس بانك تقوي ازدواج كرد. اما رابطه بين اين دو شعبه بسيار عميق تر از اين ازدواج بود. مركز اسلامي آخن از بانك تقوي كمك مالي دريافت مي كرد و كارمندان مركز اسلامي مونيخ و آخن به صورت دوره اي محل كار خود را با يكديگر عوض مي كردند. اما اخوان سوري هيچ گاه به جامعه اسلامي آلمان نپيوستند.
ميلي گوروس

يكي ديگر از كانال هاي ارتباطي اخوان در اروپا، رابطه با ميلي گوروس از گروه هاي تركي اسلامي اروپا است. ميلي گوروس كه ۳۰۰ هزار عضو و صدهزار طرفدار دارد از حقوق مهاجران ترك آلمان دفاع مي كند. ميلي گوروس علاوه بر دفاع از حقوق ترك ها و تأكيد بر عقايد اسلامي، نوعي ابراز احترام هم به ارزش هاي غربي و اصول دمكراسي آن نشان مي دهد. سرويس هاي اطلاعاتي غرب به شدت به اين گروه بدگمان است و آن را سازماني افراطي مي نامد. رهبري پنهان ميلي گوروس را اكنون نجم الدين اربكان نخست وزير پيشين تركيه به عهده دارد. حزب رفاه اربكان در تركيه به دليل فعاليت هايش عليه حكومت سكولار اين كشور در ژانويه ۱۹۹۸ ممنوع اعلام شد.
اهداف و برنامه كاري ميلي گروس شبيه جامعه اسلامي آلمان است و اين دو سازمان رابطه همكاري نزديكي دارند. هدف مشترك اين دو نهاد تلاش براي افزايش نفوذ سياسي و به دست آوردن نمايندگي رسمي مسلمانان آلمان است. مساجد اين دو سازمان با ارائه خدمات اجتماعي، برگزاري كنفرانس ها و فعاليت هاي سازمان يافته در راستاي اين هدف حكومت مي كنند.
از سوي ديگر در سال ۱۹۸۹ سعودي ها تحت نظارت عبدالله التركي رئيس قدرتمند دانشگاه بن سعود در رياض، مركزي به نام شوراي اسلامي در آلمان تأسيس كردند. تركي در كنار ابراهمي الزيات و حسن ازدوگان از مقامات برجسته و عاليرتبه ميلي گروس و احمد خليفه از مقامات مركز اسلامي مونيخ رياست اين شورا را به عهده گرفتند.
در سال ۱۹۹۴ وقتي اسلام گرايان ساكن آلمان دريافتند با ائتلاف و اتحاد بيشتر مي توانند نفوذ سياسي بيشتري به دست آوردند، ۱۹ سازمان اسلامي از جمله جامع اسلامي آلمان، مركز اسلامي مونيخ و مركز اسلامي آخن، يك سازمان ائتلافي تشكيل دادند به نام “zentralret der Muslime” . به گفته سرويس هاي اطلاعاتي آلمان، از اين ۱۹ سازمان دست كم ۹ سازمان به اخوان المسلمين تعلق دارد. اين سازمان كه اكنون همه سازمان هاي اسلامي آلمان را زير پوشش دارد، در كنار جامعه اسلامي آلمان و ميلي گروس، نماينده سه ميليون مسلمان آلمان هستند. رسانه هاي آلماني وقتي مي خواهند نظر مسلمانان درباره هر موضوعي بدانند به سراغ اين سازمان مي روند. اما در حقيقت نظر اين سازمان نظر اخوان المسلمين است.
اخوان المسلمين در سراسر اروپا
اخوان المسلمين و تأمين كنندگان مالي آن ها در خاورميانه تلاش زيادي براي منسجم كردن فعاليت هاي مسلمانان در آلمان انجام داده اند اما اين تلاش ها به آلمان محدود نشده است. سازمان هاي مرتبط با اخوان در سال هاي اخير در سراسر اروپا گسترده شده اند. در فرانسه اتحاديه سازمان هاي اسلامي فرانسه در شوراي اسلامي دولت نقش مهمي دارد.
در ايتاليا اتحاديه جوامع و سازمان هاي اسلامي همواره طرف گفتگوي دولت قرار دارد. اخوان المسلمين همچنين به دنبال منسجم كردن شعبه هايش در بخش هاي مختلف اروپاست. در ۱۵ سال گذشته، اخوان المسلمين چندين سازمان اروپايي همچون فدراسيون سازمان هاي اسلامي اروپا تأسيس كرده كه در آن نمايندگاني از سازمان هاي ملي تشكيل جلسه مي دهند و درباره طرح هاي آينده به گفتگو مي پردازند. شايد تأثيرگذارترين سازمان اروپايي اخوان، سازمان جوانان آن باشد. در سال ۱۹۹۶ سازمان هاي جوانان اسلامي از سوئد، فرانسه و انگليس به فدراسيون سازمان هاي اسلامي در اروپا و مجمع جهاني جوانان مسلمان پيوستند تا سازمان جوانان اسلامي اروپا را به وجود  آورند. سه ماه بعد از آن، ۳۵ هيأت از ۱۱ كشور اروپايي در انگليس جمع شدند و رسماً مجمع جوانان و دانشجويان اسلامي اروپا را تشكيل دادند. مقر اين مركز در بروكسل است. اين مجمع از ۴۲ سازمان ملي و بين المللي با حضور جوانان از بيش از ۲۶ كشور دنيا تشكيل شده است.

منبع: Middle eust Quarterly


مختصری از داستان زندگی سیدقطب

مختصری از داستان زندگی سیدقطب

ارائه: ابراهیم قشمی 

تولد و زادگاه

سيد قطب Sayyid Qutb در سال۱۹۰۶ ميلادى در روستاى «موشه» از توابع استان اسيوط مصر كه به روستاى عبدالفتاح نيز معروف است، ديده به جهان گشود. روستاى موشه يا موشا از نظر جغرافيايى در يكى از سرزمين‏هاى مرتفع مصر و كنار رود خروشان نيل واقع است. اكثر اهالى روستاى موشه مسلمانند و اقليتى پيرو دين مسيحيت در روستا زندگى مى‏كنند.

محيط خانواده

پدرش حاج قطب ابراهيم سر سلسله خاندان قطب بود كه پس از وفات پدر رياست اين خاندان را برعهده گرفت. از خصوصيات بارز وى اين بود كه بسيار انفاق مى‏كرد. بخشش وى به قدرى بود كه وقتى دارايى‏اش تمام شد، زمين‏هاى كشاورزى را يكى پس از ديگرى فروخت تا اين كه مجبور شد منزل بزرگ و زيبايش را نيز بفروشد. از عادات هر ساله او اين بود كه روزهاى عيد سعيد فطر، قربان، عاشورا، نيمه شعبان، سالروز معراج پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ماه مبارك رمضان، همه اهالى روستا را براى تلاوت قرآن به مناسبت روزهاى يادشده در منزل خود جمع مى‏كرد و پس از مراسم دوره‏خوانى قرآن، بهترين طعام‏ها را به مهمانان مى‏داد. از ويژگى‏هاى ديگر پدرش كه سيد قطب از آن ياد مى‏كرد، تواضع او است.

سيد قطب در اين باره مى‏نويسد:

ادامه خواندن مختصری از داستان زندگی سیدقطب

منهج شیخ اسامه بن لادن در برخورد با دارالاسلام ایران و کفار سکولار جهانی  

منهج شیخ اسامه بن لادن در برخورد با دارالاسلام ایران و کفار سکولار جهانی 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

بدون شک  سکولاریستها) مشرکین )   به صورت عموم به همراه یهود دشمنان شماره یک مسلمین محسوب گردیده و جزو کفار اصلی به شمار می روند .الله تعالی می فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لايَسْتَكْبِرُونَ  (المائدة/۸۲)

اما با این وجود سکولاریستهای مرتد محلی، به حکم مرتد بودنشان ، به عنوان یک بیماری داخلی ، بدتر و کثیفتر از کفار اصلی به شمار می روند؛ به گونه ای که از کفار اصلی چون یهود و نصارا جزیه و توبه قبول شده و می توان با زنان پاکدامن آنان ازدواج کرد و سربریده و خوراک دست انها را خورد اما هیچ یک از موارد یاد شده از مرتدین پذیرفته نمی شود و مرتد بین اسلام و مرگ باید یکی را انتخاب کند و در هنگام اسارت نیز توبه ی وی پذیرفته نشده ، نمی توان با زنان آنها ازدواج نموده و حیوان سربریده شده توسط اینها نیز حلال نمی باشد .

ادامه خواندن منهج شیخ اسامه بن لادن در برخورد با دارالاسلام ایران و کفار سکولار جهانی  

وصیتنامه ی شهید خالد اسلامبولی(رحمه الله)

وصیتنامه ی شهید خالد اسلامبولی(رحمه الله)

ارائه دهنده : رسول هورامی (دانشجوی تاریخ )

خالد بن احمد شوقی اسلامبولی یک افسر مصری و عضو جماعت جهاد اسلامی مصر بود که به همراه تنی چند از همرزمان مسلمانش در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ انور سادات رئیس آمریکایی و سکولاریستی رژیم مصر را روانه جهنم کرد.

او در سال ۱۹۵۵ میلادی در مصر متولد شد. و در مدرسه فرانسوی «نوتردام» قاهره تحصیل کرده، سپس به ارتش مصر پیوست. او در سن ۲۰ سالگی با درجه ستوانی در واحد توپخانه ارتش مصر مشغول خدمت شد.خالد اسلامبولی مدتی با جنبش اسلامی «الجهاد» که مخفیانه فعالیت می*کرد همکاری داشت.

او پس از برنامه ریزی دقیق در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۱۴ مهر ۱۳۶۰) هنگامی که واحدهای ارتش و نظامیان کشور مصر در سالگرد جنگ رمضان در برابر انور سادات رژه می*رفتند، در ساعت ۱۲:۴۰ به همراه چند همرزمانش به جایگاه مخصوص حمله کرد. در این حمله علاوه بر انور سادات فرعون مصر، ۵ نفر دیگراز مقامات رژیم او نیز کشته شدند. ۲۸ نفر از جمله ۱۴ افسر آمریکایی نیز زخمی شدند.

خالد اسلامبولی به همراه سه تن از همرزمانش دستگیر و روانه زندان شدند. او و سایر متهمان در قفس*های فولادی در دادگاه شرکت می کردند. وی طی جلسات محاکمه خود انگیزه*اش را از قتل انور سادات، بستن پیمان سازشکارانه کمپ دیوید اعلام کرد که خیانتی بزرگ به آرمان رهایی فلسطین بود.

سرانجام خالد اسلامبولی در ۱۵ آوریل ۱۹۸۲ (۲۶ فروردین ۱۳۶۱) به اعدام محکوم شد و حکم اعدام وی در آوریل ۱۹۸۲ به مرحله اجرا گذاشته شد و به شهادت رسید.

وصیت نامه شهید خالد الاسلامبولی

پدر، مادر، خواهران و برادر عزیزم محمد!

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

بر شما باد التزام به احکام اسلام و عمل به قرآن و ترس از خداوند. من شما را به اطاعت از دستورات خداوند دعوت می کنم. امیدوارم به خاطر مشکلاتی که شما را دچار آنها می کنم، مرا ببخشید و مورد عفو قرار دهید.

خداوند ما را برای شهادت در راه خود انتخاب و هدایت کرد و ان شاء الله ما و شما را در بهشت در کنار یکدیگر جمع خواهد کرد.

حاکم جامعه ما طغیان کرده و جباری را پیشه خود ساخته است. امت اسلامی راهی برای خلاصی از او ندارد مگر با قتل او …

مادرم! ناراحت نباش، چون ما به اذن خداوند در زمره شهدا هستیم. نامه من زمانی به شما خواهد رسید که در دنیای آخرت قرار داریم.

خواهرم انسیه و سمیه و برادرم محمد را به خداوند می سپارم. مبلغ پولی که نزد خواهرم انسیه است، بین فقرا و مساکین تقسیم شود و فرزندانش فاطمه و مروه با تربیت اسلامی و مقید به دستورات شرعی تربیت شوند.

ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد. اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله.

مصر و انقلاب نارس و سقط شده ي آن، تجربه ای نزدیک برای امارت اسلامی افغانستان(۳)

مصر و انقلاب نارس و سقط شده ي آن، تجربه ای نزدیک برای امارت اسلامی افغانستان(۳)

به قلم : احسان هورامی

جالب اينكه بعد از وقوع  انقلاب نمایشی، در چهاردهم آوريل  جماعتی از سلفي‌های كنفرانسي در مسجد عمروبن عاص تشكيل داده و خواستار بازگشت به شريعت اسلامي شدند. آنها حتي از شوراي نظامي حاكم بر مصر خواستند كه به دستورات شريعت اسلامي عمل كند.

بعدها بود كه در واکنش به این دسته از سلفیون، و با همان شعار آنها، در اسكندريه تعدادي از جوانان سلفي متمایل به آل سعود  نخستين حزب سياسي خود را پس از انقلاب به نام «النور» تاسيس كردند كه هدف نخست آن «دفاع از اجراي شريعت اسلامي» بود .با اعلام نتايج انتخابات مصر در مرحله نخست گفته شد كه یکی از جريانات سلفي‌ها توانسته‌اند بيش از ۲۶ درصد از آرا را به دست آورند.

 در حالی که اخوان  با انتخاب عنوان حزب عدالت و توسعه و انتخاب الگوی ترکی پا به عرصه انتخابات مصر گذاشته و تلاش کرده است که از خود وجهه‌ای معتدل و لیبرال نشان دهد، سلفیون و اعضای بارزشان در حزب النور راهی کاملا مغایر انتخاب کردند و صحبت از اجرای کامل احکام اسلامی زدند و بر لزوم اعمال احکام شریعت در جامعه سخن به میان آوردند و به این شکل جریانی موازی و تقلبی در میان اسلامگراهای رادیکال تولید شد همچنان جریان اخوان المفلسین هم از دل اخوان المسلیمن و جهت مبارزه با با آن تولید شده بود.

ادامه خواندن مصر و انقلاب نارس و سقط شده ي آن، تجربه ای نزدیک برای امارت اسلامی افغانستان(۳)

مصر و انقلاب نارس و سقط شده ي آن، تجربه ای نزدیک برای امارت اسلامی افغانستان(۱)

مصر و انقلاب نارس و سقط شده ي آن، تجربه ای نزدیک برای امارت اسلامی افغانستان(۱)

به قلم : احسان هورامی

این روزها که آمریکا و سایر متحدین آن قصد دارند مهره های خود را در حکومت انقلابی امارت اسلامی افغانستان جا بزنند ما را یاد تکرار سناریویی نزدیک می اندازد که در مصر رخ داد. [۱]

در شرایطی که همه نگاه ها در خاورمیانه به تحولات سوریه متمرکز شده است، اولین کابینه ي سكولاريستي مصر پس از انقلاب ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ معرفی گردید و در برابر رئیس جمهور مرسی  به وفادار بودن به قانون سكولاريستي جمهوري عربي مصر سوگند یاد کرد.

بررسی این کابینه ي سكولاريستي که به ادعای نخست وزیر آن، هشام قندیل، “کابینه انقلاب” است از این جهت اهمیت دارد که این کابینه ي  معادله اصلی قدرت را در صحنه سیاسی مصر را توصیف می کند، معادله ای که با تحلیل آن می توان به قضاوت دقیق تری نسبت به سرنوشت انقلاب مصر دست یافت.

در آستانه اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری مصر، اخباری در برخی محافل عربی منتشر شد مبنی بر اینکه اخوان ( در اينجا هر جا كه اسم اخوان آورده شد منظور اخوان الشياطين فعلي است نه اخوان المسلمين امام بناء و سيد قطب و عبدالله عزام و..) و شورای نظامي حاکم بر مصر با میانجیگیری وزارت امور خارجه امریکا به یک توافق جامع درباره تقسیم قدرت دست یافته اند؛ توافقی که اخوان را ملزم می کرد که در ازای معرفی محمد مرسی به عنوان پیروز انتخابات ریاست جمهوری، کنترل وزارت خانه های حساس دولت آینده را به شورای نظامی واگذار کند. 

ادامه خواندن مصر و انقلاب نارس و سقط شده ي آن، تجربه ای نزدیک برای امارت اسلامی افغانستان(۱)

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد (۵ ) [باقی مانده مبحث مبانی امنیت – امنیت ملّی/چگونگی نفوذ]

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد (۵ ) [باقی مانده مبحث مبانی امنیت – امنیت ملّی/چگونگی نفوذ]

استاد مجاهد ابوعبیده عبدالله العدم

ترجمه: م . ابراهیمی

{بیشتر مردم به سبک یکنواختی در زندگی عادت کرده اند و عادات و رفتارهایی تقلیدی و تکراری را دنبال می کنند چه در لباس پوشیدن و یا چه در خوردن و نوشیدن و یا در سفر و نقل و انتقالاتشان و حتی هنگام خوابشان و همچنین در لهجه و لحن سخن گفتشان با دیگران}.

بسیاری از مردم به روندی یکنواخت و شیوه ای معین در زندگی شان عادت کرده اند، این برای انسان عادی مسئله ای ساده است و از آن غفلت می کند و احدی بدان اهمیت نمی دهد اما برای یک انسان مجاهد فی سبیل الله این مسأله مهم و مضری است که باید خود را از آن برهاند، او نباید اسیر عادت باشد یعنی نباید به سبک یکنواختی در زندگی خود عادت کند. مثلاً اینکه عادت کند همیشه به کافه معینی برود و هیچ وقت آن را ترک نکند و یا اینکه عادت کند که دائماً در یک مسیر معین پیاده روی کند چون روزمرگی دشمن درجه یک مجاهد است، در صورتی که روزمرگی و حرکات روزانه خود را هر روز تغییر ندهی – به خصوص اگر در خارج و یا در کشورهای پلیسی فعالیت می کنی- این پرتگاه خطرناکی برای مردان چریکی و یا برای کسانی خواهد بود که در کشورهای خارجی فعالیت می کنند.

“حسن سلامة” فرمانده فلسطینی مشهور که به امیر سرخ مشهور بود، درباره اش می گویند که او اماکن خواب و رفت و آمد خود را همانند تعویض لباسهایش، تغییر می داد! آنقدر اماکن خود را تغییر می داد که انگار لباسهایش را عوض می کند برای همین مدتی طولانی موساد اسرائیلی را قبل از اینکه او را ترور کند، از یافتن خود درمانده کرده بود . شیخ “عبدالله عزام”که کشته شد، دشمنان الله عزو جل توانسته بودند از طریق روزمرگی و عادات تکراری که ایشان داشت در قتل او موفق شوند، او همیشه در یک خیابان واحد حرکت می کرد و دشمنان وقتی تحرکات او را زیر نظر گرفتند متوجه شدند که او این مسیر را تغییر نمی دهد، برای همین این کار برای سازمان اطلاعات آسان شد که بمبی را در مسیر حرکت او بگذارند و در نتیجه بعد از آن ایشان شهید شد -رحمه الله-.

ادامه خواندن امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد (۵ ) [باقی مانده مبحث مبانی امنیت – امنیت ملّی/چگونگی نفوذ]