سکولاریستها و ابزارهای تولید تفرق (۳)

سکولاریستها و ابزارهای تولید تفرق (۳)

به قلم: ابوبکر الخراسانی

اینکه شما از تشیع یا تسنن یا بردار و خواهر و پدر و مادرت متنفر باشی یا نه، چیز نو و عجیبی  نیست؛ بلکه مهمتر از آن این است که با وجود تنفرت دارای عدالت باشید، و این تنفر باعث نگردد که از مسیر عدالت دور گردی ، چنانکه الله تعالی فرموده است:

” يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ  ” . 

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! قيام كننده براى خدا و شاهدان ( نمونه های عینی ) به عدل و داد باشيد. و البته نبايد دشمنى عده‏اى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. دادگرى كنيد كه آن به تقوا نزديك‏تر است، و از خدا بترسيد كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است . (سوره المائدة : آیه / ۸ )  

چانچه می دانیم فرقه هایی چون معتزله ، صوفیه ، صفویه ، قادیانی ، بریلوی ، مرجئه و… از مذاهب اهل سنت منشعب شده اند، حالا یک شافعی مذهب به خود حق می دهد که طبق موازین خود اینها را اهل سنت ندانسته و علاوه بر آن تلاش کند که احادیث و تاریخش را از فرقه های منحرف، اسرائلیات و خرافاتی که وارد مذاهب گشته پالفته گرداند و علاوه بر آن علمای آن دارای چنان قدرت حکومتی گردند که جلو خرافه بافان فرقه ساز را گرفته و مسلمین را به سمت و سوی شورای منطقه ای و جهانی تمام مذاهب اسلامی، و در نهایت وحدت حقیقی، سوق دهند؛  دقیقاً باید همین حق را نیز به طرف مقابل خود بدهد که آن نیز همین « تنها مسیر وحدت و اصلاحگری» را پیموده و از دسته های غالی و منحرف اظهار برائت نماید و علاوه بر آن  تلاشش را جهت زدودن اسرائلیات و انحرافات وارد شده به رسمیت بشناسد و چنانچه نمی تواند یا نمی خواهد  کمکی به آن بکند در برابرش سد نگردد .

در پایان باید بگویم : در این مواردی که به عنوان نمونه هایی از جریانات معاصر سرزمینهای مسلمان نشین، تشریح نموده ام، هر کسی که هدفش حق بوده و بخواهد آن را پیدا کند تنها یکی از این اسناد و دلایل برایش کافی است؛ اما کسی که هوس باز بوده و دنباله رو هوسش باشد  هزاران دلیل هم برایش کفایت نمی کند، همچنانکه الله تعالی می فرمایند :

‏ إِنَّ الَّذِینَ حَقَّتْ عَلَیْهِمْ کَلِمَتُ رَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ ‏ * ‏ وَلَوْ جَاءتْهُمْ کُلُّ آیَةٍ حَتَّى یَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِیمَ ‏

‏بیگمان کسانی که ( خودخواه و سیاه‌دل هستند و به اوج طغیان رسیده‌اند و از جهالت به گرداب ضلالت افتاده‌اند و سعی در رستگاری خود از کفر و نفاق ندارند ) حکم پروردگارت نسبت بدیشان این است که ( همچون فرعون ) ایمان نمی‌آورند ( مگر وقتی که عذاب را با چشم خود ببینند ) .‏

‏هرچند که همه دلائل روشن ( و تمام آیات و معجزات الهی ) به سراغ آنان بیاید ، ( ایمان نمی‌آورند ) تا زمانی که عذاب دردناک را مشاهده کنند ( که در این هنگام ایمان آوردن سودی نمی‌بخشد ) .‏ (سوره یونس آیه ۹۶ /۹۷ )

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏
‏به زودي آنچه من به شما مي‌گويم به خاطر خواهيد آورد ( و به صدق گفتار من پي خواهيد برد ) . من كار و بار خود را به خدا وا مي‌گذارم و حوالت مي‌دارم . خداوند بندگان را مي‌بيند ( و پندار و گفتار و كردارشان را مي‌پايد ) .‏ (سوره غافر آيه ۴۴ )

سکولاریستها و ابزارهای تولید تفرق (۲)

سکولاریستها و ابزارهای تولید تفرق (۲)

به قلم: ابوبکر الخراسانی

چنانچه در سراسر دنیای سکولار مشاهده می کنیم تمام کسانی که دین اسلام را رها کرده و دچار فرقه سازی مذهبی گشته اند از غده های چرکینی سرچشمه گرفته اند که از منبع خرافه منشعب گشته اند و اکنون نیز، همین بساط را گسترانده اند و در برابر بیداری بزرگ امت اسلامی از خرافه و فرقه های خرافی بهره می برند. علمای دین، وظیفه و رسالتی بزرگ دارند که در برابر این گردباد سهمگین بایستند و نگذارند مسلمین زجر دیده  گرفتار آن شوند.

با اینکه علمای همه ی مذاهب می دانند که در برابر خرافه ها، بویژه خرافه هایی که سبب روی گردانی مردم از دین می شوند، مسؤولیت دارند  ؛ و رسالت آنان ایجاب می کند که راه را بر سرازیر شدن خرافه ها ببندند، و اینکه  نه خود برداشتهای سست و بی مبنی را به نام دین بازگویند و نه بگذارند دیگران با برداشتهای خرافی از دین، به دین گریزی دامن بزنند؛ اما با این وجود ، این رسالت بزرگ تنها با نصیحت، اندرز و سخنرانیهای مستدل و قوی  به سرانجام نمی رسد. بلکه بایستی با الگوگیری از آموزه های قرآن ، سیره رسول صلی الله علیه و سلم و خلفای راشدین و گرفتاریها و مصائب امامان و علمای بزرگ اسلام ، به این واقعیت یقسن پیدا کرد که اگر صدها امام و رسول در میان مردم وجود داشته باشند و چنانچه دارای قدرت اجرایی حکومتی نباشند هرگز نخواهند توانست به صورت مطلوب با خرافات و خرافه سازان مبارزه کنند .

خرافه سازی ، فرقه سازی و حتی دین سازی جرمی است بدتر از دزدی و زنا و قتل و دیگر جرمهایی که برای کنترل و ممانعت از وقوع آنها نیاز به یک قدرت نظامی و حکومتی می باشد ، به همین دلیل چنانچه کسانی مایل باشند که مذهبی از مذاهب منتسب به اسلام اصلاح گردد ، چاره ای نیست جز اینکه کنترل پیروان آن مذهب در اختیار علمای همان مذهب قرار گیرد.

بدون بهره گیری از ابزار حکومتی ، وجود صدها امام و عالم و خطیب نیز نمی تواند در تکمیل پروسه ی اصلاحات کامل باشند . اگر کسانی در این گفته تردید دارند و نمی توانند وضعیت اسف بار احزاب، مذاهب و فرقه ها را در کشورهای سکولار کنونی دریابند، مناسبتر این است که به سیره ی امام مذهب خود و پیروان همین امام در گذر زمان دقت کنند، تا با مراجعه به تاریخ،  برای امروز الگو بگیرند.

سکولاریستها و ابزارهای تولید تفرق (۱)

سکولاریستها و ابزارهای تولید تفرق (۱)

به قلم: ابوبکر الخراسانی

در این روزگار که قدرتهای سکولار جهانی، صهیونیزم بین المللی ، مرتدین  و منافقین محلی  با خرافه سازی و خرافه پراکنی، بخشی از برنامه های خود را پیش می برند، باید هوشیارانه مسائل را زیرنظر داشت که مبادا، با برداشتهای غلط و خرافی خود و یا میدان دادن به جاهلان، مغرضین و خرافه بافان به نام دین، زمینه را برای پیشروی هرچه بیش تر قدرتهای اسلام ستیز فراهم آورد.

آن چه که به استعمار ومذاهب سکولاریستی چون سوسیالیسم و لیبرالیسم میدان داد که به غارت ملتهای مسلمان بپردازند، خرافه پروری و خیانت کسانی بود که در مسند حکومت قرار گرفته و ارگانهایی چون تعلیم و تربیت، هدایت گری و تبیین و آموزش دین را از طریق مزدوران تحت کنترل خود درآورده اند . اینان با قدرت اجرایی حکومتی و با میدان دادن به فرقه سازان و ملحدین در قالب آزادیهای فردی  و با بهره گیری از دین فروشان  توانستند، با اندیشه های خرافی تولید شده،  تمام آموزه های خیزش آفرین و برانگیزاننده عقل و فکر را از کارایی انداخته و شور مقاومت، ایستادگی و جهاد در راه خدا و تطبیق قانون الله را از مسلیمن گرفته و با ظهور دهها و بلکه صدها حزب سکولاریستی مرتد و دهها فرقه و حزب به ظاهر اسلامی، یکپارچگی و توحید مسلمین را نابود گردانند؛ و از طریق دین فروشان توانستند عبادتهای فردی و اعمال مستحبی، ذکر و… را بسیار بزرگ جلوه دهند، تا مسلمانانی اگر سراغ جهاد می رفتند که ثواب این عمل  بزرگ بهره شان شود، به عبادتهای فردی و اعمال مستحبی، که به آنان القاء شده که پاره ای از اینها، ثواب جهاد در راه خدا را دارند، بسنده کنند.

 سکولاریستهای جهانی و منافین و مرتدین کنونی دریافته اند که قدرت، قوت، بی باکی و جنگاوری مسلمانان، از کجا سرچشمه می گیرد؛ از این روی به تلاش برخاستند تا آن سرچشمه را با جایگزینی قوانین سکولاریستی و ایجاد تفرقه در میان مسلمین کور کنند. و از این سیاست راهبردی بهره ها برده اند.

زمانی که قانون اجرایی جامعه از الله گرفته شد و به بشر سپرده شد خود به خود زمینه برای رشد انواع فرقه ها، مذاهب و احزاب سکولار و یا به ظاهر اسلامی فراهم می گردد .

مومن بدون انگیزه و سنگر وجود ندارد

مومن بدون انگیزه و سنگر وجود ندارد

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

در مواجه با دشمنی سکولار مثل آمریکا و مزدوران محلی اش که از هیچ توطئه ی نظامی و روانی بر علیه ما دریغ نکرده اند هنر این نیست که در هنگام حملاتش واکنش نشان دهیم، بلکه هنر این است که نقشه ها و توطئه ها و نقطه ای که آماج حمله‌ی آنها است را بشناسیم و برای مواجهه و مقابله‌ و خنثی کردن توطئه و طرحهایشان، طرح، انگیزه و فکر داشته باشیم.

الله تعالی فرموده است که: وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ (انفال/۴۶) و (در میان خود اختلاف و) کشمکش مکنید، (که اگر کشمکش کنید) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود (و ترس و هراسی از شما نمی‌شود).

حالا دشمنان جهت ایجاد تفرق و منازعه میان مسلمین طرحها و توطئه ها می چینند؛ در مقابل با دشمنان باید با اتحاد کلمه، همدلی، همکاری و مجاهدت عمومی به دستور صریح الله عمل کرد و به این شکل طرحهایشان را خنثی کرد.  این یعنی انگیزه و راهکار شرعی و اعتماد به وعده های الله تعالی جهت پیش گیری قبل از آنکه دشمن بتواند کاری انجام دهد.

زمانی که اجازه نمی دهیم مجریان جنگ روانی با سوء استفاده از جهل مسلمین و پاره ای از مسائل فقهی مذهبی میان ما اختلاف و جنگ داخلی راه بیندازند، یعنی اینکه ما نقطه ای که آماج حمله ی آنهاست را شناسائی کرده ایم و راهکار مقابله ارائه داده ایم و اجازه نداده ایم که دشمن با سرنوشت ما بازی کند.

زمانی که فهمیدیم که الله تعالی به اندازه ی توانمان از ما تکلیف و مسئولیت می خواهد: لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ (بقره/۲۸۶) این یعنی اینکه به تعداد تمام مومنین وظیفه شناس و از خدا ترس در برابر تهاجم فرهنگی و عقیدتی، اقتصادی و نظامی دشمن سنگر وجود دارد و مومن آگاهی وجود ندارد که در یکی از سنگرهای مقابله با دشمن قرار نگرفته باشد.

شما در کدام سنگر جنگ روانی، اقتصادی یا مسلحانه قرار گرفته ای؟  

غرباء و فرقه ی ناجیه در کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم و مسئولیت آنها در برابر مسجدین

غرباء و فرقه ی ناجیه در کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم و مسئولیت آنها در برابر مسجدین

به قلم: ابوابراهیم هورامی

با بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم اسلام غریبانه در مکه ظهور کرد و غیر از عده ای اندک از قبایل مختلف کسی به آن ایمان نیاورد و اکثر مردم مکه جزو کفار مشرک بودند. به دنبال اینکه الله تعالی با قدرت نظامی حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه وسلم به این دین و مسلمین عزت و قدرت بخشید اما بعدها در سرزمینهای مختلف مثل اندلس و زمان حاضر مسلمین در اکثر سرزمینهای خود از این نعمت قدرت نظامی حکومتی محروم گشته و بار دیگر مثل مسلمین مکه تحت سلطه ی کفار نصرانی یا یهودی یا مشرک قرار گرفته اند.

اینجاست که ما به یاد همان روایت رسول الله صلی الله علیه وسلم می افتیم که می فرماید: بدأ الإسلام غريباً وسيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء [۱]: اسلام با غربت اغاز شده و غريب گونه هم خواهد برگشت، پس خوشا به حال غريبان .

یکی از معانی این حدیث این است که مردم از اسلام دور مي شوند، و به احکام آن جاهل مي شوند مگر عده ای از غرباء که در میان این مردم هستند.

حالا مشخصه های بارز این غرباء چیست؟

  1. از قبایل قوم خود جدا شده اند با عقیده ی صحیح اسلامی یا حتی با هجرت. قيل و من الغربا؟، قال النازع من القبائل [۲]
  2. کساني که هنگامي مردم در فساد هستند، فساد را از بين مي برند و اصلاحگری می کنند. قيل: يا رسول الله، ومن الغرباء؟ قال: الذين يصلحون عند فساد الناس[۳]
  3. اهل قبله را به خاطر گناه تکفیر نمی کنند . فقالوا : يا رسول الله ومن الغرباء ؟ قال : الذين يصلحون إذا فسد الناس، لا يمارون في دين الله ، ولا يكفرون أهل القبلة بذنب …[۴]
  4. سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم را زنده کرده و به بندگان الله آموزش می دهند. فقيل: يا رسول الله من الغرباء؟ قال: الذين يحيون سنتي ويعلمونها عباد الله[۵]

اینها مشخصه های بارز غرباء یا همان فرقه ی ناجیه ای هستند که باز رسول الله صلی الله علیه وسلم با ذکر یکی دیگر از مشخصه های آنها که قتال و جنگ مسلحانه است می فرماید:

  •  لا يزال من أمتي؛ أمة، يقاتلون في سبيل الله، لا يضرهم من خالفهم، يزيغ الله قلوب قوم يرزقهم منهم، يقاتلون حتى تقوم الساعة.[۶] هميشه از امت من؛ گروهي، در راه خدا قتال مي کنند، مخالفانشان نمي توانند به آنان ضرري برسانند، و خداوند قلوب قومي را منحرف مي گرداند و از آنان روزيشان مي دهد، و پيوسته مبارزه مي کنند تا اينکه قيامت فرا مي رسد .

نکته ای دیگر در مورد غرباء که ممکن است برای عده ای جالب توجه باشد این است که دین اسلام بار دیگر در مسجد نبوی و مسجد الاقصی غریب می گردد اما بعد از این غربت بار دیگر اسلام به آنها برمی گردد؛ چنانچه از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که گفت : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ان الإسلام بدا غريبا وسيعود غريبا کما کان ، و هو يارز بين المسجدين کما تارز الحيه في حجرها .[۷] اسلام با غربت و غريبي آغاز گشته است و غريب گونه هم بر خواهد گشت و به ميان مسجدين جمع مي گردد همانطور که مار در لانه خويش جمع مي گردد.

در مورد مسجد نبوی در مدینه آمده است: قيل يا رسول الله و من الغربا، قال الذين يصلحون اذا فسد الناس و الذي نفسي بيده الايمان الي المدينه کما يحوز السيل و الذي نفسي بيده ليارزن الاسلام الي ما بين المسجدين کما تارز الحيه الي حجرها[۸]

همچنین در مورد مسجد بیت المقدس آمده است: قال رسول الله عليه سلام لا تزال طائفة من امتي علي حق ظاهرين لعدوهم قاهرين لا يضرهم من خالفهم الا ما اصابهم من لاواء حتي ياتيهم امر الله و هم کذالک قالوا يا رسول الله و اين هم قال ببيت المقدس و اکناف بيت المقدس[۹]

هم اکنون خطاب من به غرباء زمان حاضر این است: می بینید که مسجد نبوی در اشغال آمریکا و مزدوران آل سعود و مسجد بیت المقدس نیز در اشغال رژیم صهیونیستی است و قانون شریعت الله و محتوای چهار گانه ی دین در آنها غریب شده است، کی قرار است بار دیگر  شریعت کامل را به این اماکن برگردانید و به این غربت خفت بار پایان دهید؟


[۱] رواه مسلم في صحيحه

[۲] سنن ترمذی

[۳] الابانة الکبري لابن بطة / مصنف ابن ابي شيبه

[۴] الابانة الکبري لابن بطة

[۵] مسند شهاب القضاعي

[۶] صحیح مسلم/ النسائی / حاکم فی المستدرک

[۷] صحيح مسلم کتاب ايمان / ۴۲۱

[۸] مصنف عبدالرزاق

[۹] مسند امام احمد

ظلم، انحراف و سرگردانی آشکار در بیانیه ی اخیر سخنگوی دوله در مشرک نامیدن اهل کتاب و ….

ظلم، انحراف و سرگردانی آشکار در بیانیه ی اخیر سخنگوی دوله در مشرک نامیدن اهل کتاب و ….

ارائه دهنده: مسعود سنه ای

الله تعالی فرموده است :

  • يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان پلیدند. برای همین است امر می کند:
  • وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (روم/۳۱) و از زمره مشرکان نگردید .‏ وَلَاتَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (انعام/۱۴)
  • مَاكَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ (توبه/۱۱۳)
  • وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ(بقره/۲۲۱)

 در اینجا الله تعالی به همه امر کرده که جزو مشرکین نباشید، خوب، این باید برای همه روشن و واضح باشد تا جزء این مشرکین پلید نشوند و برایشان دعای بخشش و مغفرت نکنند یا با دختران و زنانشون ازدواج نکنند و از حیوان ذبح شده توسط اینان نخورند.

در اینجا امر و نهی الله تعالی مثل این است که بگوید گوشت خوک و مردار و نوشیدنی های مست کننده نخورید و زنا نکنید و انسانی را به ناحق نکشید و دزدی نکنید . حالا زمانی که فرموده جزو مشرکین نباشید و با آنان رابطه ی  زناشوئی برقرار نکنید و برایشان طلب مغفرت هم نکنید باید واضح و روشن باشد و شخص بداند این موجودات کدامها هستند که دچار نافرمانی از الله تعالی نشوند.

این مشرکین هم باید مثل یهودیان و نصرانیها و مجوس و صابئین قیافه و شکل مشخصی داشته باشند، اگر تنها برای عده ای روشن باشد و آن عده هم به اجتهاد و تأویل خاص خودشان یکی را مشرک بدانند و گروه دیگرندانند که نمی شود. یهودی یهودی است، مجوس هم مجوس است، نصرانی هم نصرانی است، این دیگر آشکار و واضح است و نیاز به اجتهاد گروهی متخصص ندارد؛ هر کسی که کمی با اینان آشنا باشد می تواند بگوید فلانی یهودی است یا نصرانی است یا مجوس است یا صابئی است. مشرکین هم همینطوری هستند . آنها هم قیافه ی مشخصی دارند.

در اینجا :

 باید تعریفمان را از مشرک و مشرکین اصلاح و قرآنی کنیم: مشرک یعنی ابوجهل، ابولهب، امیه بن خلف و… یعنی کسی که در قوانین اجرائی و اداری جامعه اش به هیچ یک از قوانین شریعتهای آسمانی اعتقاد ندارد نه به نصرانیت نه به یهودیت و نه به اسلام، و حتی شبهه اهل کتاب (مجوس و صابئین) هم قبول ندارد. الان به این مشرک می گویند: سکولاریست. چه طوری ما الان به دهری ها می گوییم کمونیست و ماتریالیست و آتئیست. پس مشرکین به زبان امروزی یعنی سکولاریستها.

طرف به صراحت می گوید من سکولاریست هستم، یعنی من مشرک هستم. الان می شود فهمید که چه چیزی یک یهودی را از یک نصرانی یا مسلمان جدا می کند؟ خیلی ساده ست. همینجوری که یک مجوس را راحت می شود از یک یهودی یا مسلمان تشخیص داد، به همین راحتی هم می شود یک سکولار را از یک یهودی جدا کرد، یا یک مسلمان را از یک سکولار مشرک جدا کرد.

ادامه خواندن ظلم، انحراف و سرگردانی آشکار در بیانیه ی اخیر سخنگوی دوله در مشرک نامیدن اهل کتاب و ….

در جنگ با آمریکا (قریش زمان) اتحاد با مرتکبین شرک اکبر و حمایت از آنان آری یا خیر؟

در جنگ با آمریکا (قریش زمان) اتحاد با مرتکبین شرک اکبر و حمایت از آنان آری یا خیر؟

گردآوری و ارائه: کارزان شکاک

برای پاسخ به این سوال مهم ابتدا لازم است این را بدانیم که الله تعالی با نعمت ایمان به شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم میان مومنین انس و الفت برقرار کرده است چنانچه می فرماید: وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (انفال/۶۲) پس اولین قدم وحدت به خود مومنین برمی گردد که همچون جماعتی واحد با دنیای اطراف خود وارد عمل می گردند.

حالا در برابر این مومنین دسته های مختلفی از کفار یهودی، مشرک، نصرانی، مجوس و صابئین وجود دارند که همگی به نسبتهای مختلف و در مراحلی مختلف به عنوان دشمن و مانع برای مومنین ابراز وجود می کنند و لازم است این دشمنان به شیوه یا شرعی مدیریت شده و از سر راه برداشته شوند.

به همین دلیل ابتدا به اهل کتاب سفارش می شود: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران/۶۴) بگو: ای اهل کتاب! بیائید به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خداوند یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او نکنیم، و برخی از ما برخی دیگر را، به جای خداوند یگانه، به خدائی نپذیرد. پس هرگاه ( از این دعوت) سر بر تابند ، بگوئید: گواه باشید که ما مسلمان هستیم .

اما اینها نمی پذیرند بر اساس این نقاط مشترک با مسلمین متحد شوند . یعنی با رد چنین پیشنهادی دیگر نقطه مشترک عقیدتی بین اینها و مسلمین باقی نمی ماند . می دانیم که هیچ نقطه مشترک عقیدتی هم بین مشرکین با مسلمین وجود نداشته و ندارد.

پس برای پیدا کردن نقطه مشترک باید رفت سراغ گزینه های دیگر. در این مرحله مشترکات بین تمام انسانهای مسلمان و کافر «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» از بین بردن گرسنکی و آوردن رفاه اقتصادی و از بین بردن ترس و آوردن امنیت و منافع دنیوی است، بسیاری از انسانها بدون در نظر گرفتن عقاید طرف مقابل، بر روی این مشترکات تمرکز می کنند.

در این مرحله یکی از ابعاد سیاست خارجی رسول الله صلی الله علیه وسلم در برخورد با دشمنان و جذب بیشتر متحدین از میان کفارو خنثی کردن و تجزیه ی نیروهای مخالف و حتی دادن امتیاز بود، تا با این وسیله مانع از اتحاد نیروهای مخالف با دشمنان حکومت اسلامی و امت مسلمین بشود، و عظمت نیروهای دشمن را خرد کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ایجاد انگیزه در کفار به کشاندن آنها به پای میز مذاکره و بستن قرارداد، از هیچ توافق جزئی و از هیچ قدر مشترکی هم صرف نظر نمی کردند. 

ادامه خواندن در جنگ با آمریکا (قریش زمان) اتحاد با مرتکبین شرک اکبر و حمایت از آنان آری یا خیر؟

پاسخی شرعی و مختصر به شبهه ی سلفیون درباری نجدی در اطاعت از حکام

پاسخی شرعی و مختصر به شبهه ی سلفیون درباری نجدی در اطاعت از حکام

به قلم: ابوابراهیم هورامی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ، وَلَا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي، وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ فِي جُثْمَانِ إِنْسٍ»، قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ يَا رَسُولَ اللهِ، إِنْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ؟ قَالَ: «تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ، وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ، وَأُخِذَ مَالُكَ، فَاسْمَعْ وَأَطِعْ»[۱] «پس از من ائمه‌ای خواهند آمد که بر هدایت من نبوده و به سنت من عمل نمی‌کنند. در میان آنها مردانی خواهند بود که دارای قلب‌هایی همانند قلب شیطان در بدن انسان هستند. حذیفه می‌گوید: گفتم: یا رسول الله، اگر چنین زمانه‌ای را دریافتم، چه کنم؟ فرمود: از امیر حرف شنوی کرده و اطاعتش می‌کنی، حتی اگر تو را بزند و مالت را بگیرد باز هم بشنو و اطاعت کن».

در اینجا آشکار است که عبارت امیر آمده یعنی رهبر و پیشوا. در این صورت باید پرسید ولی امر مسلمین در شریعت اسلام چه کسی است؟ یا چه کسی به عنوان ولی امر تعیین می گردد؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حج خداحافظی (الوداع) می فرماید: «…وَلَوِ اسْتُعْمِلَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حَبَشِىٌّ يَقُودُكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِيعُوا»[۲] «… و هرگاه غلامی بر شما امیر شود که شما را به وسیلۀ کتاب خدا رهبری می‌کند، از او بشنوید و فرمان برید»

در این صورت شرط اطاعت به حکم کردن بر اساس کتاب و شریعت الله است همچنانکه باز به این لفظ از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل است که می فرماید: «اسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَإِنْ أُمِّرَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حَبَشِىٌّ كَأَنَّ رَأْسَهُ زَبِيبَةٌ ما ٲقام فیکـم کتاب الله» «بشوید و فرمان برید هرچند غلامی حبشی بر شما امیر شود که سرش گویا دانه کشمشی است مادام که به کتاب الله بر شما فرمانروائی کرد.

یا به صراحت رسول الله صلی الله علیه وسلم در جای دیگری در مورد این امیران می فرماید : «فَاسْمَعُوا لَهُمْ وَأَطِيعُوا فِي كُلِّ مَا وَافَقَ الْحَقَّ» پس از ایشان بشنوید و فرمان برید در هرچه که با حق موافق است.

حق چیست؟ الله تعالی می فرماید: وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ (کهف/۲۹) بگو : حق (همان چیزی است که ) از سوی پروردگارتان (آمده) است (و من آن را با خود آورده‌ام و برنامه من و همه مؤمنان است) پس هرکس که می‌خواهد (بدان) ایمان بیاورد و هرکس می‌خواهد (بدان) کافر شود .

در این صورت: رهبر و ولی امر شرعی مسلمین تنها کسی است که بر اساس حقی که از جانب الله تعالی نازل شده جامعه را اداره می کند نه بر اساس قوانین کفری سکولاریستی و دموکراسی لیبرالها و کمونیستها.


[۱] رواه مسلم ۱۸۴۷٫ (۴۸۱۳).

[۲] رواە :مسلم برقم :۴۸۶۴ فی:[باب وُجُوبِ طَاعَةِ الأُمَرَاءِ فِي غَيْرِ مَعْصِيَةٍ وَتَحْرِيمِهَا فِي الْمَعْصِيَةِ ]

در امور عمومی و اجتماعی اهل تقوا هستی؟

 در امور عمومی و اجتماعی اهل تقوا هستی؟

به قلم: سیروان هه ورامی

غیر از امور شخصی و فردی یکی از مواردی که ما را به علائم وجود تقوا در اشخاص راهنما می گرداند تقوا در امور اجتماعی و عمومی و بخصوص در امور سیاسی است.

داشتن تقوا در این مسائلی که به دیپلماسی مومنین با دنیای خارج از درون خودش مربوط می گردد هم مهمتر است و مهم مشکلتر و هم خیلی اثر گذارتر جهت تبلیغ قانون شریعت الله به دیگران.
باید نگاه کنیم که ما نسبت به مسلمین و مومنین چه واکنش و قضاوتی داریم؟ آیا واکنش و عملکرد ما طبق قانون شریعت الله است یا طبق هوای نفس خودمان؟ علاوه بر این باید در سیاستها و دیپلماسی خود نسبت به دشمنان و کفار نگاه کنیم که آیا طبق قانون شرعیت است یا طبق هوای نفس و برداشتهای اشتباه؟

اگر طبق قانون شریعت الله با مسلمین و غیر مسلمین برخورد می کنیم و حتی قضاوت و گفتار ما نیز بر مبنای قانون شریعت الله است پس باید امیدوار باشیم که آثار پرهیز از گناه و اشتباه و گرایش به تقوا در امور عمومیو اجتماعی در ما به وجود آمده است .

تقوای در گفتار یعنی گفتن سخن درست و استواری که منطبق با قانون شریعت الله باشد و از هر گونه دروغ و بهتان و ظلمی پاک و مبرا باشد چنانچه الله تعالی می فرماید : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً ‏(احزاب /۷۰) ای مؤمنان ! از خدا بترسید ( و تقوای الله داشته باشید) و سخن حق و درست و استوار بگوئید.‏

در اینجا واضح است زمانی که یک مسلمان حنفی ، شافعی، سلفی، حنبلی، شیعه، مالکی، اخوانی، مکتبی و… نسبت به مسلمان مخالف خود یا نسبت به دشمنان کافر خود دچار تهمت و افتراء و حتی دروغگوئی می گردد و یا دچار توهین و بد دهنی و تکفیر نابجا می گردد درواقع از جاده ی تقوا و ترس از الله تعالی دچار انحراف و کجروی شده است .

پس نگاه کنیم که در مورد دوست و دشمن، مومنین و غیر مومنین گفتار، قضاوتها و اعمال ما چگونه است؟

اگر طبق قانون شریعت الله تعالی نسبت به مومنین « رُحَماءُ بَينَهُم» و « أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ» و نسبت به کفار « أَعِزَّةٍ عَلَى الكافِرينَ » و « أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ » هستیم باید امیدوار باشیم که نشانه هائی از تقوای الله تعالی در ما به وجود آمده و اگر بر خلاف این است باید در گفتار و کردار و قضاوتهای خود تجدید نظر کنیم.

شما تا به حال در این مسائل مهم طبق فرموده ی « حاسِبُوا اَنْفُسَکُم قبلَ اَن تُحاسَبُوا» خودت را مورد محاسبه قرار داده ای قبل از آنکه توسط خالق انسانها مورد محاسبه قرار گیری؟

آیا جزو زیرکها هستی و به محاسبه ی خودت می پردازی یا دلت را به آرزوهای باطل و خیالات خوش کرده ای؟ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ وَالْعَاجِزُ مَنْ أَتْبَعَ نَفْسَهُ هَوَاهَا وَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ»[۱] هوشیار و دانا کسی است که نفس خود را کنترل کند و برای بعد از مرگ آمادگی نماید. نادان و ناتوان کسی است که تابع هواهای نفسانی خود باشد و آرزوهای بی‏جا نسبت به خداوند داشته باشد.

شما جزو کدام دسته ای؟


[۱] رواه الترمذی و ابن ماجه

سکینه و اعتماد به الله ابزار درونی ما در جنگ با آمریکا و مزدورانش

سکینه و اعتماد به الله ابزار درونی ما در جنگ با آمریکا و مزدورانش

به قلم: کارزان شکاک

امروزه که مسلمین به صورت عام و جامعه ی ما به صورت خاص در معرض انواع جنگهای روانی و هویتی قرار گرفته اند، لازم است با بازگشت به خویشتن بار دیگر آرامش، سكینه، طمانینه و وقار را در خودشان به وجود بیاورند و به این شکل بار دیگر هویت واقعی اسلامی خودشان را پیدا کنند.

بدون شک آرامش و سکینه از اعتماد و حسن ظن به الله تعالی ناشی می شود. زمانی که از طریق شریعت الله اهداف شرعی خودت را انتخاب کردی و در راه رسیدن به این هدف تلاش می کنی درواقع دین الله را نصرت داده ای که نزدیکترین ثمره اش کسب عزت و نجات بندگان الله است. اینجاست که  خود را مشمول این قاعده و حکم الله تعالی کرده ای که می فرماید:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم (محمد یا قتال /۷) ای مؤمنان ! اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند (و بر دشمنانتان پیروز می‌گرداند) و گامهایتان را استوار می‌دارد (و کار و بارتان را استقرار می‌بخشد) .‏

اگر ما مسیر را درست برویم دارای سکینه و اعتماد و آرامشی می گردیم مثل اقیانوس عمیقی که هر بادی نمی تواند آنرا متلاطم و به هم بریزد . فقر و محاصره ی اقتصادی مثل شعب ابی طالب هم در چنین مومنی کارساز نیست.  محاصره ی نظامی مثل جنگ احزاب هم نمی تواند زره ای از اعتماد و اطمینان او به الله و وعده هائی که داده است کم کند.

اینجاست که مومنین می دانند که وعده ی الله تعالی بروبرگرد ندارد و قطعاً پیروزی با ماست حتی اگر ما ثمره ی این پیروزی را نیز مثل سمیه و یاسر و حمزه و …با چشم خود نبینیم، اما مطمئن هستیم که مسیری که داریم طی می کنیم و به دست سایر مومنین می سپاریم مسیر صحیحی است و در نهایت به اهدافمان می رسیم.

پس اینهمه جنگ روانی کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها به همراه شعبده بازی ها و سحر دارودسته ی منافقین دل شما را نلرزاند و شما را دچار شک و تردید نکند.

زمانی که به دور از تفرق و از کانال یکی از «۳ابزار» برتر در حرکتی شک نکن که باذن الله آینده قطعاً مال مومنین است و آمریکا و مزدورانش مسیر زوال و نابودی تدریجی را طی خواهند کرد.