مشروع شدن جهاد در اسلام، در واقع جهت
از بين بردن فتنه ها و باز كردن راه براي وارد شدن نور اسلام در خانه ها بوده است
و بارزترين ارمغان آن ، آوردن امنيت و آسايش و پياده نمودن عدالت اسلامي در جامعه
مي باشد ، و همين اصل گرانبها بود كه چون توأم با اخلاق ، شفقت بر مسلمين و شدت بر
كافران بود ، سبب شد تا مسلمانان به عزت و سيادت برسند و قله هاي پيروزي را يكي پس
از ديگري در أندلس ، آفريقا و ماوراء النهر فتح نمايند .
و به عكس ، از روزي كه از اين پله كان
پائين آمديم و ميدان را به رقيبان وا گذاشتيم و به حضور تعداد اندكي اكتفا كرده و
توجه خاصي به آن مبذول نداشتيم سبب شد تا مصداق گفته پيامبر عظيم الشان اسلام قرار
گيريم كه فرمودند : چون معامله عينه با هم انجام دهيد و دم گاوها را گرفته و به
زراعت دل ببنديد و جهاد را به خود واگذاريد ، ( در اين صورت ) خداوند بر شما خواري
و پستي را مسلط مي كند و آنرا از شما بر نمي دارد تا اينكه دوباره به دين خود (
يعني جهاد ) برگرديد .
آري دوري ما و امت مسلمه از جهاد ، سبب شد تا برگۀ تاريکی از تاريخ را ورق زنيم و نقش خود را در دنيا از دست داده ، و هر نوع شكنجه ، ظلم و هتك حرمت را به مساجد ، مقدسات و خواهران ما روا بدارند و ترك جهاد ، سرآغاز ظلم ما نسبت به نسل هاي بعدي است .
ابراهیم علیه السلام در جامعه ی خود
تنها دعوت دهنده به اسلام بود و لازم بود به شیوه ای این پیام را با شوکی جدی به
مردم می رساند . به همین دلیل ابتدا به این دلها و مغز های خواب زده به تعبیری
تلنگری وارد کرد. او وارد بت خانه شد و همه بت ها را به جز بت بزرگتر شکست واز همین موضوع به عنوان یک
تلنگر برای متوجه و هوشیار کردن ذهن ها و قلب ها استفاده کرد.
وقتی مردم از این خبر آگاه شدند به او
گفتند : أَأَنتَ فَعَلتَ هٰذا بِآلِهَتِنا يا
إِبراهيمُ (الأنبياء آیه ۶۲) به مردم جواب داد : بَل فَعَلَهُ كَبيرُهُم هٰذا
فَاسأَلوهُم إِن كانوا يَنطِقونَ (الأنبياء آیه ۶۳)
و همین موضوع نقطه عطفی شد در شروع دعوت ابراهیم نبی در برابر جهل و غفلت و تاریکی و قدرتهای ظالم و تالعیین قدرت و ثروتمندان درجه اول شد. به نوعی ابراهیم به تنهایی داعی اسلام بود در برابر تمام جامعه شرکی آن زمان.
بعد از آنکه به آنها گفته شد از بت
بزرگ سوال کنید قران می فرماید :فَرَجَعوا إِلىٰ أَنفُسِهِم فَقالوا إِنَّكُم
أَنتُمُ الظّالِمونَ(الأنبياء آیه ۶۴) و بعد از این تلنگر به آنها گفت :أَفَتَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ما
لا يَنفَعُكُم شَيئًا وَلا يَضُرُّكُم (الأنبياء آیه ۶۶) و فرمود :أُفٍّ لَكُم وَلِما تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ۖ أَفَلا
تَعقِلونَ (الأنبياء آیه ۶۷)
و همگی به رشته (ناگسستنی قرآن) خدا
چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که بدان گاه که ( برای
همدیگر) دشمنانی بودید و خدا میان دلهایتان ( انس و الفت برقرار و آنها را به هم )
پیوند داد ، پس ( در پرتو نعمت او برای هم) برادرانی شدید ، و بر لبه گودالی از
آتش ( دوزخ ) بودید ( و هر آن با فرا رسیدن مرگتان بیم فرو افتادنتان در آن میرفت
) ولی شما را از آن رهانید، خداوند این چنین برایتان آیات خود را آشکار میسازد،
شاید که هدایت شوید.
مسلمین با داشتن هزاران مساله ی وحدت
بخش عقیدتی و دنیوی با هم لازم است همچون
یک مسأله ی اجتماعی و ایمانی به پروژه ی استراتژیک وحدت نگاه کنند که خالق انسانها
به عنوان یک نعمت از آن یاد می کند. وحدت در مسائل عقیدتی محکم ترین نوع اتحاد
است.
در کنار این، الله متعال از تفرقه،
اختلاف و دو دستگی به کرانه گودال آتش یاد کرده که وحدت، اتحاد و یک دستگی خطر فرو
افتادن در چنین گودالی را برطرف میسازد: وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ
النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا .
مسلمین تا زمانی که متحد و یکپارچه
بودند در همان دوران ۳ خلیفه ی نخست عزت و شکوه مسلمین و آزاد سازی سرزمینهای تحت
کنترل کفار را نشان دادند و بر بخشهای وسیعی از زمین حکمرانی کردند، اما زمانی که
خوارج فتنه های خود را بر علیه خلیفه ی سوم شروع کردند و جنگهای داخلی معاویه
ودیگران بر علیه خلیفه ی چهارم و پنجم مسلمین در گرفت، مسلمین به تدریج از هم
پراکنده شدند و کار به جائی رسیده که هم اکنون خواری و ذلت به آنان روی آورده و از
هر سوی تاراج می شوند و حیثیت و حاکمیت خود را در اکثریت مطلق سرزمینها از دست داده
اند.
وحدتی که در عین وجود اختلافات، با تاکید
بر اشتراکات به دست می آید
به قلم: ابوابراهیم هورامی
الله تعالی می فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ
مُخْتَلِفِینَ * إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ (هود/۱۱۸-۱۱۹) ولی آنان همیشه متفاوت خواهند ماند، مگر کسانی
که خدا بدیشان رحم کرده باشد.
و در جای دیگری می فرماید: قُلْ هُوَ
الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن
تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ
انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ (انعام/۶۵) بگو : خدا میتواند
که عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد (و شما را دچار
بلاهای آسمانی یا بلاهای زمینی همچون زلزلهها) و یا این که کار را بر شما به هم
آمیزد ( و در نتیجه حقیقت امر بر شما مشتبه شود) و دستهدسته و پراکنده گردید (و
جنگها در میانتان برپا گرداند) و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار
همدیگر سازد . بنگر که چگونه آیات را بیان و روشن میگردانیم تا بلکه (بیندیشند و
به خود بازگردند و حقیقت را) بفهمند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در
تبیین این دسته از آیات می فرماید: الجماعة رحمة والفرقة عذاب [۱] جماعت و
وحدت رحمت است و تفرقه عذاب.
حالا با چنین نگرش شرعی در مورد عذابِ تفرق، منظور از وحدت در «وضع موجود» مسلمین چیست؟
بدون شک زمانی که امروزه مذاهب مختلف
اهل سنت مدعی وحدت با هم هستند به این معنی نیست که یک حنبلی تبدیل به شافعی یا
مالکی و یا حنفی گردد و یا اینکه یک حنفی و شافعی و مالکی مذهبش را رها کرده و
حنبلی گردد . باز زمانی که شیعیان نیز دم از وحدت با هم می زنند به این معنی نیست
که مثلا یک شیعه ی زیدی تبدیل شود به ۱۲ امامی یا مراجع تقلید مختلف آنها همگی
کنار نهاده شده و یکی انتخاب گردد.
به همین ترتیب زمانی که در شکل کلان صحبت از
وحدت اسلامی میان تمام مذاهب اسلامی مطرح می گردد منظور ترک مذهب و تبدیل به مذهب
دیگری شدن نیست، بلکه تا زمانی که شورای اولی الامر واحد مسلمین تشکیل نشده که با
«اجماع» واحدش رای واحدی را به مسلمین ارائه دهد و وحدت و یکی شدن شرعی را به وجود
آورد، منظور این است که مسلمین دست از تفرق بر داشته و «اجتماع» واحدی را تشکیل
دهند؛ در این نگرش با آنکه «اجتماع» واحد مسلمین به حکم ضرورت جایگزین «اجماع» واحد
شده است بیشتر اتحادی مد نظر است که در آن دو یا چند چیز در مورد یا مواردی اشتراک
دارند و از جنبه هائی نیز با هم اختلافاتی دارند.
مثلاً انسانها با تمام اختلافات ظاهری
در عنوان انسان با هم اشتراکات بی شماری دارند، مسلمین نیز در عنوان اسلام با هدفی
مشترک، هزاران اشتراک عمده و ریز دارند؛ به همین دلیل اگر بخواهند با محوریت قرآن
و سنت و سیره ی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم به اتحادی جهت محافظت از خود و تأمین
امنیت در برابر دشمنان اشغالگر و در کمین نشسته و اعتلای دین اسلام و رسیدن به
جامعه ای مترقی و مرفه دست یابند چنین امری بسیار ساده است.
اگر انسانهای غیر مسلمان و سکولار با
تأکید بر منافع و اشتراکات ناچیزفکری و عقیدتی که با هم دارند توانسته اند به
اتحادی فراگیر در برابر مسلمین دست یابند، پس برای مسلمین با اینهمه اشتراکاتی که
با هم دارند رسیدن به اتحاد هم عقلی است و هم شرعی و تنها نیاز به صداقت و اراده ی
مسلمین و رعایت لوازم اتحاد دارد، که تسامح و احترام به مختصات مذهبی همدیگر یکی
از ابتدائی ترین این لوازم است.
سخن آخر اینکه: وَلاَ تَکُونُواْ
کَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ
وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (آل عمران/۱۰۵)و مانند کسانی نشوید که پراکنده و
متفرق شدند و اختلاف ورزیدند (آن هم ) پس از آن که نشانههای روشن (پروردگارشان)
به آنان رسید، و ایشان را عذاب بزرگی است .
[۱] رواه عبد الله بن أحمد في (زوائد
المسند) (۴/۲۷۸) (۱۸۴۷۲). الهيثمي في (مجمع الزوائد) (۸/۱۸۲): الألباني في (صحيح
الجامع) (۳۱۰۹).
اهمیت شناسائی نقاط ضعف و منافذ نفوذ
دشمن در میان خود
به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو
زمانی که دشمن زبان گفتمان دشمن سکولار و مشرک ما همیشه این بوده است:
وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ
عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/۲۱۷) ( مشرکان ) پیوسته با شما خواهند جنگید
تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند
در این صورت باید یقین داشته باشیم که این دشمن جنگ طلب تما زوایای
زندگی ما را تحت نظر گرفته تا نقطه ضعفی پیدا کند که از همین نقطه ضعفها در میان
ما نفوذ کرده و زهر خود را بریزد . یکی از مهمترین وظایف دلسوزان اسلام و مسلمین
این است که این نقاط ضعف و قابل نفوذ را شناسائی کنند و پس از درمان و تلاش جهت
رفع ضعف در برابر دشمنان بدون هدر دادن وقت به عنوان یک وظیفه صف آرائی کنیم .
تفرق و کشمکش و منازعه ی مذهبی و مشغول شدن مسلمین به مسلمین و رها
کردن دشمنان اصلی یکی از بزرگترین و مهمترین نقاط ضعف و کانال نفوذ دشمن بوده است.
از خودمان بپرسیم در جهت رفع این ضعف بزرگ چکار کرده ایم؟
در کنار این، اقتصاد سالم، قوی و پویا نیز به عنوان یک وسیله و ابزار
نقش تعیین کننده و کلیدی در تقویت مسلمین
و عامل مهمّ سلطهناپذیری و نفوذناپذیری جامعه ی
مسلمین است؛ اما در زمانی که مسلمین از لحاظ ایمانی در جایگاه صحیح و درستی قرار
نگرفته اند که همچون شعب ابی طالب سخت ترین محاصره های اقتصادی و فقر مالی و حتی غذائی
و گرسنگی را به خاطر دین و عقایدشان تحمل کنند، اقتصاد ضعیف، نقطهی ضعف و زمینهساز
نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان محسوب می گردد .
علت اساسی دشمنی آمریکا با حکومت بدیل
اضطراری اسلامی ایران [۱]
به قلم : شاهو سنه ای
زمانی که شخص مسلمان با اقرار و عمل به «لا اله الا الله» کفر به
طاغوت خود را اعلام می کند، همین کفر به طاغوت برای آنها دشمن تولید می کند. در
کنار این، دسته ای از کفار به نام مشرکین (سکولاریستها) همیشه با زبان اسلحه با
مسلمین خواهند جنگید تا زمانی که مسلمین دست از «مفاهیم و محتوای چهارگانه ی دین»[۲]
خود بکشند و این مفاهیم را تحویل دین سکولاریسم کنند که الله تعالی می فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ
إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/۲۱۷) ( مشرکان ) پیوسته با شما خواهند جنگید
تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند.
پس مساله ی آمریکا (قریش زمان) با
حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی جدی و زیر بنائی و اساسی است و مذهب شیعه یا سنی
بودن اینها برایش مهم نیست . یعنی برایش فرق ندارد این حکومتهای مجری احکام اسلامی
شافعی مذهب باشند مثل صومالی و یمن یا حنفی باشند مثل افغانستان یا مالکی باشند
مثل مالی و شمال آفریقا یا شیعه ی ۱۲ امامی باشد مثل ایران یا اتحادی از شیعیان
زیدی و شافعی ها باشد مثل یمن .
در این صورت دشمنی آمریکا به عنوان
رهبر فعلی مشرکین جهان با ایران، دشمنی با شخصی خاص مثل آیت الله خمینی یا
رفسنجانی یا آیت الله خامنه ای یا سایر شخصیتهای این حاکمیت نیست؛ بلکه آمریکا با
مجموعه ی نظام ایران دشمن است که مردم ایران این نظام را پذیرفته اند و همگام با
این نظام در حرکت اند.
در اینجا به سادگی می توانیم چرائی تلاشهای
براندازی خواهانه ی آمریکا (قریش زمان) در ایران را درک و فهم کنیم که از آغاز پیدایش این نظام تا کنون در جریان
بوده است. در این صورت مسائلی چون انرژی هسته ای و برجام و دخالت ایران در کشورهای
همسایه و … تماماً نمایشها و بهانه هائی جهت عوام فریبی هستند . چون ایران زیر
بار برجام رفت اما دشمنی ها تمام نشد بلکه بهانه های دیگری چون موشکهای دور برد
و… تولید شدند.
دشمنی آمریکا (قریش زمان) با نظام
جمهوری اسلامی ایران ریشه ای، زیر بنائی، منهجی و بنیادی است و به استقلال ایران
گره خورده است نه احساساتی و به خاطر حادثه ای مربوط به روز، آمریکا می خواهد نظام
و مردم ایران را تسلیمِ خواستها و بایدهای خود کند. دقیقاً همان سیستم و رهبران
دست نشانده ای که در عربستان و امارات و کویت و پاکستان و افغانستان وغیره ساخته
است.
[۱] هر حکومت اسلامی که بعد از خلافت راشده و قبل از بازگشت خلافه علی منهاج النبوه بر اساس یکی از مذاهب اسلامی بیاید حکومت بدیل این خلافة است که در حالت اضطرار انجام وظیفه می کند. مثل حکومت اموی ها و عباسیان و عثمانی ها و ایوبیان و …
[۲] ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و
برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش
زمانی که معاویه
بنیانگذار سلسله ی پادشاهی امویان بر علیه خلافت اسلامی و امیرالمومنین علی ابن
ابی طالب رضی الله عنه و پس از آن با امیر المومنین و خلیفه ی مسلمین حسن بن علی رضی الله عنهما وارد جنگ و درگیری شد و سمع و
طاعة نکرد علاوه بر آنکه فتوحات قطع شد مسلمین به انواع جنگهای داخلی نیز گرفتار
شدند .
ایمان داریم که
وعده ی الله حق است اما نصرت الله بعد از تفرق نمی آید که منبع سستی و فشل و شکست است،
بلکه بعد از اتحاد و وحدت می آید که منبع قدرت و عزت و شکوه است. تفرقه اندازان در
واقع مانع تحقق وعده ی الله تعالی می شوند همچنانکه بعضی از گناهان ما نیز مانع
بعضی از نعمتهای الله می گردند .
مسلمین با وحدت و پرهیز از تفرق و گرفتن اسباب
شرعی بر الله تعالی توکل می کنند و الله تعالی چنین مومنینی را ذلیل دست دشمنان
نمی کند، اما آندسته از گروههای متفرقی چون گروه جولانی و فتاحی و انصار و… که
بر ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) و آمریکا توکل کرده اند، و یا گروههای مسلح
سکولار کوردی که به مزدوران آمریکا چونامارات و آل سعود و رژیم صهیونیستی و … دل بسته اند آیا
انتظار نصرت از سوی الله را دارند؟ این محال است؛ و الله تعالی تنها کسانی را دوست
دارند که در یک صف واحدی در حال جهاد باشند نه تفرقه اندازانی که به سوی عذاب در
حرکتند .
الله تعالی می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ
الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۴) خداوند کسانی
را دوست میدارد که در راه او متحد و یکپارچه در خط و صف واحدی میرزمند، انگار دیوار
سربی بزرگی هستند .
اینها جماعت هستند و رحمت و اهل اخلاص و ایمان و
یقین ؛ و تفرقه اندازان مشوقین به سوی عذاب چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم
می فرماید: الجماعة رحمة، والفُرقة عذاب[۱]
پس نصرت فقط از طرف الله است و بس… و الله تعالی هرگز تفرقه اندازان را نصرت نداده و نمی دهد.
مجادله
با مسلمین و ارتباط آن با قساوت قلب، محروم شدن از علم ، تولید خشم و یاری جبهه ی
دشمن
به
قلم: آغسار تورکمن
در
قرآن سوره ای به نام مجادله وجود دارد که به معنی بحث و گفتگو آمده است اما
گفتگوئی که شبیه جروبحث و کشمکش و جنگ روانی با دشمن است که در ضمن آن هر یک از
طرفین می خواهند نظر خود را به دیگر بقبولاند و یکی از طرفین شکست خورده و دستچاچه
و بهت زده می شود. در اینجا هدف شکست دادن و محکوم کردن طرف مخالف است.
مسلمین با داشتن منابع مشترکی چون قرآن سعی دارند با کمک هم به حقایقی
دست یابند و سعی ندارند در مورد مسائل فقهی و مختصات فقهی مذهب یا تفسیر خودشان با
سایر مسلمین وارد مجادله شوند هر چند ممکن است در جنگ روانی خود با کفار با حکمت و
موعضه ی حسنه از این شیوه استفاده نموده ( وَجادِلهُم
بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ ۚ) و حتی پس از شکست آنها باعث حیرت و تعجب آنها نیز شوند: فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
.
در این صورت نمیتوان خیری در کل کل کردن و مجادله ی مسلمین بر سر
مختصات فقهی همدیگر پیدا کرد، و آن دسته
از مسلمینی که به نام شیعه یا سنی یا حنفی و سلفی و اخوانی و مکتبی و صوفی و… همواره
در شبکه های ماهواره ای و مجازی در حال مجادله با همدیگر بوده و حتی از این مجادله
نیز لذت می برند، به گمان خود در حال انجام کار خیری هستند در حالی که نیکی در ترک
این مجادله با مسلمین است .
خداوند می فرماید: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ
أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی
الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً (کهف/۱۰۳-۱۰۴)(ای پیغمبر) بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه سازم؟ آنان کسانیند که تلاش و تکاپویشان در زندگی دنیا هدر میرود (و بیسود
میشود) و خود گمان میبرند که به بهترین وجه کار نیک میکنند.
هیثم بن جمیل گوید: «قلت لمالك رحمه الله
یا أبا عبد الله الرجل یكون عالماً بالسنن یجادل عنها؟ قال: لا، ولكن یخبر بالسنة فإن
قبلت منه وإلا سكت».«به مالک بن انس رحمه الله گفتم: ای ابا عبدالله اگر مردی به سنت
آگاه باشد بوسیله آن با مردم مجادله می کند؟ فرمود: خیر، بلکه سنت را به مردم می رساند،
اگر قبول کرد چه بهتر وگرنه ساکت شود». [۱]
و اسحاق بن عیسی گفت: كان مالك رحمه الله
یقول: «المراء والجدال فی العلم یذهب بنور العلم من قلب الرجل».[۲]امام مالک
می گفت: «نزاع و مجادله در علم، نور علم را از قلب شخص می زداید».
با ایجاد تفرق و مشغول شدن به هم، دشمنان را جَری نکنیم
به قلم: کارزان شکاک
خداوند می فرماید: وَأَطِیعُواْ اللّهَ
وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ
إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ (انفال/۴۶) و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و (در میان خود) کشمکش مکنید، ( که اگر کشمکش کنید) درمانده و ناتوان میشوید
و شکوه و هیبت شما از میان میرود (و ترس و هراسی از شما نمیشود) شکیبائی کنید که
خدا با شکیبایان است .
همچنین الله متعال می فرماید: وَلَا
تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ * مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا
شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (روم/۳۱-۳۲) و از زمره مشرکان
نگردید. از آن کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کردهاند و به
دستهها و گروههای گوناگونی تقسیم شدهاند. هر گروهی هم از روش و آئینی که دارد
خرسند و خوشحال است ( و مکتب و مذهب ساخته هوی و هوس خود را حق میپندارد) .
در این دسته از آیات و آیات مشابه
خداوند مسلمین را از کشمکش و درگیری های داخلی و شرک تفرق نهی می کند و کار تفرقه
اندازان را شبیه کار مشرکان (سکولاریستها)می داند و کسانی که دچار این جرم می شوند
را در این صفت شبیه مشرکین (سکولاریستها) می داند . پس تفرق و کشمکش داخلی مسلمین
جرم بزرگ و خطر اصلی و تهدید بزرگ داخلی آنهاست.
با این وجود ما افرادی را می بینیم که با
نام شیعه یا سنی سعی دارند این خطر اصلی را پنهان و مخفی کرده و واقعیت سازی کنند؛
در کنار این با سوء استفاده از ناآگاهی و احساسات ملی یا مذهبی و فقهی مسلمین و با بهره گیری از مکر و حیله های تبلیغی، خطرهائی که اصلاً وجود ندارد
و متعلق به قرنها پیش بوده را عمده و بزرگ کنند، تا ابزاری برای تفرق و درگیری های
داخلی میان مسلمین گردد.
مسلمینی که باید در عمل به دستورات
اسلام و ایجاد برادری اسلامی و حرکت به سوی وحدت و قدرت بیشتر مسابقه دهند اگر
هوشیار نباشند ناخواسته در دام دشمنان افتاده و در مسیر سرپیچی از قانون شریعت
الله و تفرق و ذلیلی و سستی و شکست و نابودی وارد مسابقه با هم خواهند شد.
دفاع از آمریکا و متحدینش با نقاب دفاع از اهل سنت یا تشیع
کاتب: بِراهُندگ بلوچ
زمانی که الله جل جلاله به
دنبال کوچکترین مشترکات میان شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم با سایر
شریعتها و بخصوص شریعت نصرانیت است و می فرماید : قُل
يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا
نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا
أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ﴿
آل عمران/۶۴﴾ بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی
که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او
قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.»
هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»
حالا چرا عده ای از مسلمین با اینهمه مشترکات در قرآن، پیامبر، قبله، عبادات و هزاران مشترکات واحد دیگر، باید چند اختلاف اجتهادی قابل چشم پوشی (که هرگز تا زمان رسیدن به شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد آن از بین نمی روند) را اسبابی برای ایجاد تفرق و دشمنی و حتی جنگ داخلی کنند؟ آیا این بیماری و یا دسیسه ی دشمنان آگاه و جهالت دوستان نادان نیست؟
چنگ زدن به این موارد بسیار محدود اجتهادی، و ایجاد تفرق و ضعیف کردن
جبهه ی مسلمین، بیانگر یک توطئه ست؛ و هرگز نباید خیال کرد اگر فلان مجری شبکه ی
ماهواره ای یا فلان کانال و گروه مجازی به معتقدات تشیع یورش برده و با توهین و
فحاشی و بد دهنی و تکفیر نابجا و زنده کردن اختلافات مرده و محاکمه ی مرده هائی که
آراء آنها هم اکنون نیز مرده محسوب می گردد و رای دیگری جایگزین شده و…. به معنی
حمایت از اهل سنت و دفاع از عقاید اهل سنت محسوب می گردد، یا اگر شیعه ای در شبکه
های رسانه ای خود مرتکب این توطئه ی آشکار گردید و همان برخورد را با گذشته و حال
اهل سنت کرد چنین فرض شود که از عقاید شیعه دفاع کرده است؛ دامن زدن به تفرق میان
مسلمین و مخالفت بر امر الله جل جلاله که
می فرماید: وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ
ريحُكُم (انفال/۴۶) در واقع تلاش جهت سست نمودن اراده و قدرت مسلمین و از بین
بردن ابهت مسلمین و ضعیف و ذلیل کردن مسلمین است. به نظر شما چه کسانی از چنین
وضعی سود می برند؟
در این صورت باید فهمیده شود که هدف پشت پرده ی این توطئه های حساب
شده ی دشمنان و بازی خوردنهای جاهلهای احساسی، دفاع از آمریکا و متحدین آن چون
ناتو و رژیم اشغالگر قدس و تمام طاغوتهای دست نشانده و احزاب مزدور محلی است نه
دفاع از اهل سنت و یا تشیع.
پس بیائید در این جنگ روانی و نرم دشمن
فریب نخوریم و خود را ابزار دست دشمنان آگاه و دوستان جاهل نگردانیم و اجازه ندهیم
احساسات جاهلی ما را به هلاکت بکشاند که الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى
التَّهْلُکَةِ (بقره/۱۹۵) خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید