آیا در اعتماد به پیروزی و آینده ی خودمان به لِيَطمَئِنَّ قَلبي رسیده ای؟

آیا در اعتماد به پیروزی و آینده ی خودمان به لِيَطمَئِنَّ قَلبي رسیده ای؟

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

الله تعالی می فرماید: وَإِذ قالَ إِبراهيمُ رَبِّ أَرِني كَيفَ تُحيِي المَوتىٰ ۖ قالَ أَوَلَم تُؤمِن ۖ قالَ بَلىٰ وَلٰكِن لِيَطمَئِنَّ قَلبي ۖ ﴿بقره/۲۶۰﴾و ( به خاطر بیاور ) هنگامی را که ابراهیم گفت : پروردگارا ! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی . گفت : مگر ایمان نیاورده‌ای‌ ؟ ! گفت : چرا ! ولی تا اطمینان قلب پیدا کنم ( و با افزودن آگاهی بیشتر، دلم آرامش یابد ) .

ما اگر با توجه به واقعیتهای دنیای اطراف خود بخواهیم محاسباتی انجام دهیم می بینیم  که در حرکت رو به جلو ملت مسلمانمان و در مواجهه با کفار سکولار و اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا و انگلیس و طاغوتها و مزدوران محلی پیروز نهائی ما بوده ایم و ما موفق به کسب پیروزی راهبردی خواهیم شد . باذن الله .

ما علاوه بر تجربیات حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی[۱] چون جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان و امارت اسلامی شباب سومالی و سایر جریانات و احزاب متفرق اسلامی، آیات و وعده های الله تعالی را داریم که این حرکت در مسیر نصرت و پیروزی نهائی را  برای ما عینی کرده اند.

ما در ۴۰-۴۵ سال پیش دارای طاغوتهای سکولار و دست نشانده ای بودیم که ملت ما را برای کفار سکولار و اشغالگر جهانی ذلیل و مطیع کرده بودند اما الان با تحمل محاصره ی اقتصادی و تهدیدهای امنیتی با عزت و مستقل و قدرتمندانه در برابر تمام دشمنان ایستاده ایم و نهال باریکی که کاشته بودیم هم اکنون به درخت تنومند و پرشاخ و برگی تبدیل شده است که همه با دیدن ثمراتش به همان «لِيَطمَئِنَّ قَلبي» می رسیم.

دشمنان آشکار خارجی و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) به عنوان دشمنان داخلی در برابر ما مکرهای زیاد و توطئه های زیادی را چیده و می چینند، اما تمام این توطئه ها را به خودشان برگردانده ایم : اَم یُریدونَ کَیدًا فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون (طور/۴۲) یا این که می‌خواهند نیرنگ بزنند (و طرحهای شیطانی بریزند و حیله‌گری کنند، باید بدانند که) کفار به حیلت خود گرفتار می‌آیند.

ادامه خواندن آیا در اعتماد به پیروزی و آینده ی خودمان به لِيَطمَئِنَّ قَلبي رسیده ای؟

مختصری از جریان بیداری اسلامی نوین و سه موج بزرگ اسلامخواهی

مختصری از جریان بیداری اسلامی نوین و سه موج بزرگ اسلامخواهی

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

بیداری اسلامی جدیدی که در میان اهل سنت با فعالیتهای بزرگانی چون حسن البناء و سید قطب و مودودی و… و در میان تشیع با فعالیتهای کسانی چون نواب صفوی و آیت الله خمینی و مطهری و شریعتی و خامنه ای و… شکل گرفته و به انقلابات و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی[۱] بزرگ و کوچکی چون جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان و … منتهی شده است  توانسته است سه موج بزرگ اسلامخواهی  را تولید کند:

موج اول زمانی بود که جریان مبارک اخوان المسلمین به رهبری حسن البناء و فعالیتهای سید قطب و نواب صفوی و آیت الله کاشانی و آیت الله خمینی شکل گرفت که سید قطب در این زمینه می گوید:

 ” در میان تمام این دشمنی‌ها و تجاوزها، فریادی مشترک از گوشه و کنار جهان اسلام برخاسته است که خواستار اتحاد مسلمانان و ایجاد حکومت واحد اسلامی است… این بیداری است… هدایت است… نور است… وجدان تمامی امت است که بیدار می‌شود و راه می‌گشاید و نور می‌افشاند. این دعوت دیگر یک دعوت و خواسته فردی نیست. دعوت یک هیأت هم نیست. سروش آسمانی است که بار دیگر به زمین می‌آید. این همان بارقه‌های امیدی است که علی‌رغم ابرها و تیرگی در افق‌ها هویدا شده است.(سید قطب ـ قاهره، ذیحجه ۱۳۷۰ هـ.) [۲]

این موج اول باعث گرایش به اسلام و حرکت در مسیر وحدت اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی مجری قوانین شریعت الله شد و اسلامخواهی رونق و جان تازه ای گرفت. عده ای که از چنین جریانی غافل بودند با تعجب از خود می پرسیدند که این نیروی محرکه ای که چنین قدرتمند به پیش می رود و دنیای مسلمین و غرب را تکان داده است چیست؟ با کمی تامل متوجه شدند که این نیروی محرکه و موتور قدرتمند قرآن و شریعت الله  و وحدت اسلامی است. به همین دلیل فصلی جدید و موجی گسترده در بازگشت و گرایش به اسلام به وجود آمد.

ادامه خواندن مختصری از جریان بیداری اسلامی نوین و سه موج بزرگ اسلامخواهی

شگردهای دشمنان سه گانه ی ملت ما در جنگ روانی

شگردهای دشمنان سه گانه ی ملت ما در جنگ روانی

به قلم : ابوبکر مهابادی (مدرسه صلاح الدین ایوبی ارومیه)

ما کوردها و حتی بلوچها زمانی که وضعیت اقتصادی و رفاهی و برخورداری از امکانات خودمان را در ایران با همسایه های کورد و بلوچ خود در کشورهای عراق و سوریه و ترکیه و پاکستان می سنجیم متوجه مجموعه دستاوردها و موفّقیّتهایی می شویم که بعضی‌شان واقعاً بی‌نظیرند، که باید همیشه در مدّنظرمان باشد؛ یعنی احساس سرافرازی و حرکت تدریجی در مسیر ترقی بیشتر و تکامل.

تمام این دستاوردها در حالی به دست آمده اند که کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا به همراه حکومتهای مزدور و دست نشانده ی منطقه ای و احزاب و گروههای مسلح مزدور محلی هر آنچه از تحریم اقتصادی و تحمیل جنگ و آشوب طلبی و اغتشاش و … از دستشان بر آمده دریغ نکرده اند.

واضح و روشن است که امروزه سیاستهای بزرگترین قدرتهای سکولار جهانی به رهبری آمریکا در منطقه ی غرب آسیا با شکست مواجه شده و تمام مزدوران محلی آنها نیز با اینهمه غدر و خیانت آمریکا به آنها دچار یاس و نامیدی شده اند.

آمریکائیها و تمام حکام مزدور محلی و تمام گروههای مسلح و غیر مسلحی مزدور محلی علت این شکستهایشان را به‌ خاطر اعمال نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی  ایران می دانند . با آنکه این نکته ی بسیار مهمی است اما باید توجه داشت که بیداری اسلامی جماعتها و اکثریت مطلق اهل سنت منطقه نیز که در مسیر جنگ با دشمن مشترکی چون آمریکا (قریش زمان) و پرهیز از جنگهای داخلی و فرساینده در حرکتند بی تاثیر نبوده است .

بنا بود این مجموعه از کفار جهانی و طاغوتهای محلی و مزدوران ریز و درشتشان هر بلائی که میخواهند سر عراق، افغانستان، عراق، سوریه، یمن، سومالی و… دربیاورند و نتوانستند.  این اتفاق بسیار مهم است یعنی همان چیزی است که ما میخواستیم؛ این همان چیزی است که مسلمین وحدت گرا و شریعت گرا می خواهند.

ادامه خواندن شگردهای دشمنان سه گانه ی ملت ما در جنگ روانی

اسلام سرمایه داران و طبقات بی درد و اسلام محرومان آزادیخواه

اسلام سرمایه داران و طبقات بی درد و اسلام محرومان آزادیخواه

به قلم: شیعه ی علی

در نگرش عده ای که خود را با ادبیات، لغات و قیافه ای شبه اسلامی آراسته و در احزاب مسلح و غیر مسلح و شبکه های ماهواره ای وگاه در منابر مساجد و مکانهای علمی خود را سازمان داده اند ایجاد تفرقه، مقابله با انقلاب اسلامی و تبرّی از اولیای خدا و تهمت و بهتان به آنها و حتی تولید و دامن زدن به جنگهای داخلی و بی ابهت نمودن و تضعیف و ذلیل نمودن مسلمین نوعی شگرد و هنر است، اما در برابر، دعوت به سوی وحدت اسلامی و پرهیز از تفرق و برائت از مشرکان (سکولاریستها) و مقابله با مشرکین جهانی به رهبری امریکا و رژیم صهیونیستی و حمایت از مظلومان و همنوایی با محرومان و ستمدیدگان و حمایت از مبارزات مسلمانان واقعی و حرکت به سوی آزاد سازی سرزمینهای مسلمین از طاغوتهای اشغالگر و نوکران محلی آنها جرم است!

اینجاست که باز با دو اسلام مواجه می شویم ، یکی اسلام اخلاق و فضیلت و معنویت و عدل و قسط وعزت و حمایت از ضعفا و پابرهنگان و محرومان و دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان و جهاد با دشمنان و سازش‌ناپذیری با زورگویان و فتنه‌گران است؛ و دیگری اسلام توخالی و مسخ شده ی آمریکائی که چیزی به نام اسلام است و درواقع در خدمت منافع قدرتهای استکباری و توجیه‌کننده‌ی اعمال آنهاست؛ بهانه‌یی برای انزوای اهل دین و نپرداختن آنان به امور مسلمین و سرنوشت ملتهای مسلمان است؛ وسیله‌یی برای جدا کردن بخش عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از مجموعه‌ی دین و منحصر کردن دین اسلام به اموری کاملا شخصی و درونی است.

اسلام امریکایی، اسلام انسانهای بی‌درد و بی‌سوزی است که جز به خود و به رفاه حیوانی خود نمی‌اندیشند؛ خدا و دین اسلام را همچون سرمایه‌ی تجار، وسیله‌یی برای زراندوزی یا قدرت‌طلبی می‌دانند و همه‌ی آیات و روایاتی را که برخلاف میل و منفعتشان باشد، بی‌محابا به زاویه‌ی فراموشی می‌افکنند و یا وقیحانه تأویل می‌کنند. اسلام امریکایی، اسلام سلاطین و رؤسایی است که منافع ملتهای محروم و مظلوم خود را در آستانه‌ی آلهه‌ی امریکایی و اروپایی قربان می‌کنند و در مقابل، به حمایت آنان برای ادامه‌ی حکومت و قدرت ننگین خود چشم می‌دوزند؛ اسلام سرمایه‌دارانی است که برای تأمین سود خود، پا بر همه‌ی فضیلتها و ارزشها می‌کوبند.

آری، این اسلام امریکایی است که مردم را به دوری از قدرت حاکمیت و تطبیق قانون شریعت الله و فهم و بحث و عمل سیاسی فرا می‌خواند

چه بسیار است که شیطان فعلی را «امر به معروف» و «نهی از منکر» و «جهاد در راه خدا» نشان می‌دهد، درحالی‌که ظلم و تجاوز است

چه بسیار است که شیطان فعلی را «امر به معروف» و «نهی از منکر» و «جهاد در راه خدا» نشان می‌دهد، درحالی‌که ظلم و تجاوز است

به قلم: عمر الکوردی

امام حسن بصری رحمه الله می گوید: «از نشانه های روی گردانی الله تعالی از بنده این است که وی را به چیزی که سودی برای قیامتش ندارد مشغول می سازد.» اما متاسفانه امروزه مسلمین با دامن زدن به جنگهای مذهبی و تفرق و تشکیل دهها حزب مختلف سیاسی و نظامی و دوری از حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی به بهانه های پوچ اختلافات مذهبی و فقهی و … عملا قرآن راتقسیم کرده اند و هرچه به نفع نفسشان  و هوای نفسشان است را می پذیرند وبقیه را به بهانه غیر شرعی و تعصبات جاهلی مذهبی و قومی ترڪ کرده اند و مشمول : الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ [الحجر: ٩۱]«همانان‌ که‌ قرآن‌ را بخش‌ بخش‌ کردند» شده اند .

یعنی‌: آن‌ را به‌ اجزای‌ گونه‌گون‌ و پراکنده‌ای‌ تقسیم‌ کرده‌ و به‌قولی‌: معنای‌ «عضین‌» ایمان‌ آوردن‌شان‌ به‌ بعضی‌ از قرآن‌ و کفرشان‌ به‌ بعضی‌ دیگر از آن‌ است. با تأسف‌ که‌ این‌ آفت‌ هم‌اکنون‌ ـ اگر نه‌ در عقیده‌ ـ اما در عمل، دامن‌گیر اکثریت مسلمین ما نیز شده‌ است و به این شکل در کارهائی خود را مشعول کرده اند که نه تنها سودی برای دنیا و قیامتشان ندارد بلکه کاملا به ضررشان است.

الله تعالی می فرماید : وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (۳۱) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (روم/ ۳۲) و از زمره مشرکان نگردید .‏ از آن کسانی که آئین خود را پراکنده و بخش بخش کرده‌اند و به دسته‌ها و گروههای گوناگونی تقسیم شده‌اند . هر گروهی هم از روش و آئینی که دارد خرسند و خوشحال است ( و مکتب و مذهب ساخته هوی و هوس خود را حق می‌پندارد ) .‏

ادامه خواندن چه بسیار است که شیطان فعلی را «امر به معروف» و «نهی از منکر» و «جهاد در راه خدا» نشان می‌دهد، درحالی‌که ظلم و تجاوز است

التماس مادران برای مرگ، پیامی جدید برای متحجرانی که خود را به مسلمین مشغول کرده و دشمن اصلی را رها کرده اند

     التماس مادران برای مرگ، پیامی جدید برای متحجرانی که خود را به مسلمین مشغول کرده و دشمن اصلی را رها کرده اند

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

با آنکه امروزه مسلمین آگاه و حق طلب پس از گذر از گروههای متعدد و متفرق مسلح و غیر مسلح متعلق به مدرسه ی علمای نجد و کسب آنهمه تجربیات خونین از جنگهای داخلی این گروهها با هم و با سایر مذاهب و فرق اسلامی، راه و جایگاه شایسته ی خود در حرکت در مسیر وحدت و پرهیز از تفرق و تمرکز بر دشمن اصلی و قریش زمان (آمریکا) را پیدا کرده اند اما هنوز افکار انحرافی بکلی از بین نرفته و ریشه‌کن نشده اند.

این افکار انحرافی با شدت بیشتری از طریق شبکه های ماهواره ای منتسب به تشیع و تسنن و با مدیریت دشمنان اصلی و از خاک دشمنان اصلی در حال نشر و تخریب هستند . در میان مسلمین هم کسانی که هنوز نتوانسته‌اند جایگاه وحدت از کانال شورای اولی الامر و پشت سپر یکی از «۳ابزار» برتر را درک کنند، باز هم در حوزه‌ها و در کسوت ملاها و شیوخ و مولوی ها و آخوندها وجود دارند.هنوز کسانی به دلایل اختلافات بسیار ناچیز فقهی و مذهبی شیعی و شافعی و حنفی و … در میان طلبه های علوم دینی و عوام الناس وجود دارند که به جای کینه‌ی امریکا و دشمنان سکولار و اشغالگر و نوکران محلی آنها، قلبهای آنها جایگاه کینه‌ی مجاهدان فی‌سبیل‌اللَّه و جوانان مؤمن و پرچمداران حقیقت و حکومتهای تشکیل شده توسط مذاهب مخالف اسلامی است.

اینها همان متحجرانی هستند که خواسته یا ناخواسته در جبهه ی دشمنان اسلام به رهبری آمریکا قرار گرفته اند و هر چند ممکن است در زبان چیزی بگویند اما «عملا»اسلامی را می خواهند که بر اثر جنگهای داخلی ضعیف و سست و بی ابهت گشته و با خسته و نا امید کردن مردم از اسلام، در نهایت به سکولاریستها و اشغالگران قدرت و نیروئی جدید می بخشد . اینها «عملا»علمای شریعت گرا و دین و معنویت را از مسیر خود و از مردم و خدا دور می‌کنند و مایه‌ی شادی و آسایش دل دشمنان خدا می‌شود.

در زیر داستانی آورده می شود به امید آنکه پیروان فریب خورده ی این متحجران بیدار شوند و دست از جنگ داخلی و تفرق بکشند هر چند مزدوران هرگز دست نخواهند کشید.

ادامه خواندن التماس مادران برای مرگ، پیامی جدید برای متحجرانی که خود را به مسلمین مشغول کرده و دشمن اصلی را رها کرده اند

اسلام مقتدر و آنچه که سکولاریستها(مشرکین) و مزدوران آمریکا و ناتو از مسلمین می خواهند

اسلام مقتدر و آنچه که سکولاریستها(مشرکین) و مزدوران آمریکا و ناتو از مسلمین می خواهند

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

هم اکنون در رسانه های مختلف ماهواره ای منتسب به اهل سنت چون کلمه و وصال و غیره و شبکه های مجازی دیگری که دغلکارانه قصد دارند خود را به اهل سنت ایران منتسب کنند آشکارا زمزمه های پنهان و آشکاری برای آلوده کردن عقیده ی اهل سنت ایران و آماده کردن آنها برای پذیرش دین سکولاریسم و نوکری برای کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی به چشم می خورد.

اینها می خواهند به اهل سنت چنین بفهمانند که علمای دینی و شریعت گرایان وارد مسائل حکومتی و سیاسی نشوند و به کار خودشان بپردازند. آنوقت کار خودشان یعنی چه؟ یعنی نماز و روزه و اذکار خود را بخوانند و تا می توانند ریش بگذارند یا سیواک بزنند و پاچه ی شلوار کوتاه کنند  اما کاری به مسائل قانونی و اجرائی حکومتی در جامعه نداشته باشند و قانون الله را در این مسائل حذف کنند . این یعنی سکولاریسم .

 در اینجا سکولاریسم نمی گوید مسلمان نباشد بلکه از تو می خواهد بخشی از اسلام را داشته باشی و در غیر عمل شخصی در سایر مسائل مربوط به دنیا بروز نداشته باشی و تابع محض قوانین دین سکولاریسم و یکی از مذاهب آن باشی . شما می توانید در دل خودت یک ارتباطی با خدا داشته باشی اما نباید سخنان این خدا را در مورد مسائل حقوقی و اجرائی جامعه گوش دهی. این همان چیزی است که مجریان جنگ روانی دشمن در این شبکه های ماهواره ای با ادبیاتی شبه اسلامی می خواهند.

این مجریان جنگ روانی به همراه آمریکا و ناتو و سایر کفار با آن اسلام و ایمانی مخالفت دارند و می جنگند که به ایجاد نظام اسلامی می‌انجامد و اسلام را قدرتمند می کند . در اینجاست که می توان گفت این دشمنان از اسلام می ترسند اما از کدام اسلام؟ از اسلامی که دارای قدرت ، نظامات، سیاست، حکومت، ارتش، نیروی مسلّح، توانایی‌های علمی و بین‌المللی است.

کفار سکولار و اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا و مزدوران و مجریان جنگ روانی آنها چنین اسلام مقتدر و کاملی را نمی خواهند بلکه اسلامی را می خواهند که از این مفاهیم خالی بوده و قدرتی در اختیار نداشته باشد هر چند این اسلام تهی شده میلیونها پیرو هم داشته باشد.

کمین دشمنان، عذاب تفرق و مشغول شدن مسلمین به مسلمین

کمین دشمنان، عذاب تفرق و مشغول شدن مسلمین به مسلمین

به قلم : مسعود سنه ای

با نگاه به تاریخ متوجه می شویم که یکی از عوامل اساسی تسلط دشمنان بر ملتی به مشکلات داخلی همان ملت بر می گردد . یکی از برزگترین عوامل ضعف داخلی تفرق است که الله تعالی جهت در امان ماندن مسلمین از چنین عذابی امر به وحدت از کانال امتی واحد را می کند و مسلمین را از تفرق برحذر می دارد و می فرماید:

 وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/۲۶) و همه پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع نپیمائید که در اثر تفرقه سست و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلکه همه باید یکدل، پایدار و صبور باشید، که خدا همیشه با صابران است.

مسلمین گاه خود را با خود درگیر می کنند که همین درگیری بین خودشان باعث نابودی آنها می شود در این زمینه داستانی هست که می گوید:  در هندوستان، شكارچيان برایِ شكارِ ميمون سوراخِ كوچكی در نارگيل ايجاد می‌كنند. يک موز در آن می‌گذارند و زيرِ خاک پنهانش می‌كنند. ميمون دستش را به داخلِ نارگيل می‌برد و به موز چنگ می‌اندازد، امّا ديگر نمی‌تواند دستش را بيرون بكشد، چون مشتش از دهانه‌یِ سوراخ خارج نمی‌شود. فقط به خاطرِ اين كه حاضر نيست ميوه را رها كند. در اينجا، ميمون درگيرِ يک جنگِ ناممكن معطّل می‌ماند و سرانجام شكار می‌شود.

همين ماجرا، دقيقاً در زندگیِ ما هم رخ داده است. مسلمین به جای اینکه حواسشان به دشمن اصلی باشد که در کمین شکار آنها نشسته است به خاطر مسائل بسیار ریز فقهی که قابل چشم پوشی هستند خود را درگیر اختلافات و حتی جنگی داخلی بی ثمری کرده اند و متوجّه نيستند كه از دست‌دادنِ بخشی از چيزی، بهتر است تا از دست‌دادنِ كلِّ آن چيز است.

زمانی که کفار سکولار و اشغلگر جهانی از کانال شبکه های مختلف ماهواره ای و علمای سوء جهت ایجاد جنگ مذهبی و داخلی برای ما دام پهن کرده اند و از دور منتظر فرصت مناسب برای شکار ما هستند، دامن زدن به تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین نوعی حماقت و دشمنی آشکار با قانون شریعت الله و مسلمین و خدمتی بی مزد به دشمنان شریعت الله است .

اسلام رهائی بخش؛ وضعیت دنیا، حساسیت زمانه و وظیفه ی سنگین ما

اسلام رهائی بخش؛ وضعیت دنیا، حساسیت زمانه و وظیفه ی سنگین ما

به قلم: شیعه ی علی

کفار سکولار جهانی با آنکه برایشان پول و سرمایه و استفاده ی مادی حرف اول را می زند و به خاطر تاراج اموال مسلمین با مسلمین وارد جنگ شده اند اما هدف اصلی از جنگ تحمیلی و محاصره های اقتصادی آنها تنها این این نیست ، این بخشی از مسأله است. مسأله این است که سیستم جاهلیت جهانی می‌بیند، آینده‌نگری دارد، می‌فهمد و می‌داند که اگر این حرکت بیداری اسلامی به همین ترتیب متحدانه و با مشارکت تمام فرق و مذاهب اسلامی از کانال حکومت اسلامی به پیش برود، ادامه‌ی قدرت استکباری امریکا و دستیاران و دست‌نشاندگانش مشکل، بلکه محال خواهد شد. حق هم با آنهاست، ما هم این را پوشیده نمی‌داریم.

البته ما در شکل‌دهی و راه‌اندازی حرکت اسلامی در جهان، هیچ نقش مستقیم و غیرمستقیمی که از روی برنامه‌ریزی و طراحی ما باشد، نداریم؛ از اول هم نداشتیم. نقش، از آنِ اسلام است؛ یعنی همین که ملت ما توانسته‌اند پرچم اسلام زندگی و زندگی‌ساز و اسلام مبارز، نه اسلام تسلیم در مقابل دشمنان خدا، نه اسلام طاغوت و نه اسلام امریکایی – و تشیع انگلیسی را بلند کنند، در دست محکم نگهدارند و متزلزل نشوند. نفس همین، برای ملتهای مسلمان دنیا امیدبخش است.

وضعیت دنیا و حساسیت زمانه وظیفه ی سنگینی را بر دوش ما می گذارد است؛ و با شناختن این حساسیت، وظیفه‌ی ما و بیش از همه وظیفه‌ی جوانان، مضاعف می‌شود. ما باید حکومت اسلامی خود را آن‌چنان آراسته کنیم و بسازیم که برای اسلام موجب آبرو بشود. یک ایرانِ بی‌سواد و بی‌بهداشت و بی‌رشد؛ ایرانی که آحاد مردم در آن، اتحاد و اتفاقی نداشته باشند، برای اسلام و انقلاب و نهضت اسلامی، هیچ افتخاری درست نمی‌کند؛ بلکه به‌عکس، موجب سرشکستگی هم خواهد شد.

 راه ما، راه آن اسلامی است که دشمنان خدا از آن می‌ترسند و مستضعفان و مظلومان از آن خوشحال و امیدوار می‌شوند؛ نه چیزی که اسمش اسلام است و از اول تا آخر، در خدمت دشمنان اسلام می‌باشد. ما این را به عنوان اسلام قبول نداریم. این، همان اسلام امریکایی و تشیع انگلیسی است.

اسلام ناب، اسلامی است که باید ابوجهلها و ابولهبها و سایر کفار از آن بترسند. اگر اسلامی بود که ابوجهلها و ابولهبها و آمریکائیان و ناتو و روسیه و چین و اتحادیه ی آفریقا و سایر کفار سکولار و اشغالگر از آن نترسیدند و با آن دشمن نبودند، باید در اسلام بودنش شک کنیم. آن اسلامی هم که طبقات مستضعف و محروم به آن امیدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نیست. اسلامی که نتواند آرزوهای خفته و فروکشته‌ی قشرهای مظلوم را در سطح دنیا – نه فقط در سطح کشور خودمان – زنده و احیا کند، شک کنید در این‌که این دین، اسلام باشد.

بیعت و جایگاه آن در شریعت

بیعت و جایگاه آن در شریعت  

نویسنده : ا . الکردی  

تعريف بیعت: تعریف بیعت را از جهات گوناگون ارایه خواهیم .

تعریف بیعت از دوجهت خواهد بود:

الف-در لغت.

ب-در اصطلاح.

الف.بیعت در لغت: بیعت از مصدر باع است مثلا بیعت نمودن بر چیزی که عقد شده است یا بیعت بر چیزی که بر سر آن عهد شده است یا بیعت بر کسی که قرار است به او سرپرستی امری داده شود. وقتی کسی بر چیزی یا کسی بیعت نمود بر اوست که نفسا و طاعتا خالصانه بر آن بیع خود باشد و بر اوست که بر مبایعه و اطاعاتش باشد چه در بیعتش بر عهود و چه در عقود وچه در سپردن سرپرستی امور به کسی.شیخ  محمد عميم البركتي در کتابش می فرماید: الْبيعَة عبارَة عَن المعاقدة والمعاهدة وَالتَّوْلِيَة وعقدها(قواعد الفقه۱/۲۱۶-الناشر: الصدف ببلشرز – كراتشي-الطبعة: الأولى، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۶)یعنی:بیعت عبارت است از معاقده(عقد نمودن) و معاهده(عهد بستن) و تولیه( دادن سرپرستی امور و برعهده گیری آن) و عقد آنهاست.

پس كلمه ي بيعت، آنگونه كه معلوم است از ريشه ي بيع به معناي داد وستد گرفته شده و به جهت همانندي و تشابه با دست دادن فروشنده و خريدار، بدين اسم ناميده شده است(نظام الحكم في الإسلام، ص۲۵۰).ابن خلدون در مورد فعل بیعت همین مطلب را تاکیدا می گوید: بيعة مصدر باع وصارت البيعة مصافحة بالأيدي( تاریخ ابن خلدون۱/۲۶۰)

ب: بیعت در اصطلاح:  ابن خلدون رحمه الله در تعریف اصطلاحی آن می فرماید: اعلم أنّ البيعة هي العهد على الطّاعة كأنّ المبايع يعاهد أميره على أنّه يسلّم له النّظر في أمر نفسه وأمور المسلمين لا ينازعه في شيء من ذلك ويطيعه فيما يكلّفه به من الأمر على المنشّط والمكره وكانوا إذا بايعوا الأمير وعقدوا عهده جعلوا أيديهم في يده تأكيدا للعهد فأشبه ذلك فعل البائع والمشتري ( تاریخ ابن خلدون(ديوان المبتدأ والخبر في تاريخ العرب والبربر ومن عاصرهم من ذوي الشأن الأكبر) ۱/۲۶۱- الناشر: دار الفكر، بيروت-الطبعة: الثانية، ۱۴۰۸ هـ – ۱۹۸۸ م). اما در این متن به این امر اشاره شده است: بیعت عهدی است بر فرمانبرداری مانند اینکه مبایع بر امیرش عهد می بنند که در امور خودش و امور مسلمین تسلیم او می شود و در سختی ها و تنگناها بر عهدش با امیر می ماند . كه خلاصه تعريفش اين مي باشد: بيعت، پيماني است كه بر اطاعت ولي امر و كاردار مسلمان بسته ميشود.از این تعریف ابن خلدون رحمه الله معلوم می گردد که بیعت عامه بر ولاه امر مسلمین سمعا و طاعتا لازم می گردد و وقتی بر امام و ولی الامری بیعت صورت بگیرد به مانند بیعت بین خریدار و فروشنده بایستی بر عهد خود با گوش شنوا و با فرمانبرداری با امام و خلیفه بود. در این تعریف ابن خلدون همچنین ملاحظه می شود که مسلمانان، به هنگام بيعت با امير و كاردار خود، به نشانِ بستن پيماني استوار، دست در دستش مينهند مانند همان بیعت خریدار و فروشنده.

ادامه خواندن بیعت و جایگاه آن در شریعت