واکنش مسلمین در برابر تهاجمات کفار سکولار و اشغالگر جهانی به یکی از «۳ابزار»

واکنش مسلمین در برابر تهاجمات کفار سکولار و اشغالگر جهانی به یکی از «۳ابزار»

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

مسلمین برای مقابله با تهاجمات متحدانه ی کفار اشغالگر جهانی و مرتدین محلی نیاز به سپری دارند که در برابر این تهاجمات بتوان در پناه آن با این دشمنان مهاجم مقابله کرد .

قانون شریعت الله و سپس تاریخ مسلمین تنها قدرت نظامی ناشی از «۳ابزار» را به عنوان سپر به ما معرفی می کند که چهارمی ندارد  . این سه ابزار عبارتند از :

۱-    خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست (مثل حکومت رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین رضی الله عنهم)

۲-    حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند (مثل حکومت امویها و عباسی ها و عثمانی ها)

۳-    شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .

غیر از این «سه ابزار» که تنها  و سیله و ابزارهای ضمانت حفظ وحدت و حتی ایجاد وحدت و شورای متخصصین هستند دیگر هیچ ابزار و وسیه ی دیگری برای مسلمین وجود ندارد که بتواند به پیروزی و نصرتی که الله وعده اش را داده دست پیدا کند، و هر چه بعد از این «سه ابزار» آگاهانه، هدفمند و حرکتی وجود دارد کلا تفرق و سستی و ذلیلی و هدر رفتن انرژی مسلمین است.

حالا اگر در سرزمینی یکی از این ۳ ابزار وجود داشت تمام مسلمین باید نظام اسلامی را ـصرف نظر از مذهبش ـ از خود بداند و برای تکمیل و رفع نقص آن، همه کوشش خود را مبذول کند. هم اکنون حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی به صورت عموم از مدارس دینی و مساجد پایه گذاری شده و براساس معارف و احکام دینی و ارزشهای دینی بر اساس یکی از مذاهب اسلامی شکل گرفته اند. مسلمین به صورت عام و علمای دینی به صورت خاص در مقابل چنین نظامی نمی توانند بی تفاوت باشند. هیچ مصلحت و هیچ انگیزه شخصی یا صنفی یا سیاسی نمی تواند و حق ندارد از حمایت حوزه نسبت به نظام اسلامی مانع شود.

بدتر از حمایت نکردن و درصدد تکمیل بر نیامدن و کمر به اصلاح ضعفهای حکومت اسلامی نبستن این است که انسان با زبان یا عمل به دشمنان این تنها سپرهای مسلمین کمک کند! متأسفانه گاهی دیده می شود که پست ترین و رذلترین و بی ارزش ترین دشمنان قانون شریعت الله و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی  به وسیله کسانی تأیید می شوند. چرا؟ به چه بهانه ای؟ چون در نظام، فلان نقص وجود دارد؟ وقتی نقص هست، باید در کنار کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مرتدین محلی قرار بگیری و عملا این دشمنان حکومت اسلامی را تأیید کنی، یا باید تلاش کرد تا آن نقص برطرف شود؟

فقه اسلامی حکومتهای بدیل اضطراری ج.ا. ایران و ا.ا. طالبان یا دموکراسی آمریکا و ناتو

فقه اسلامی حکومتهای بدیل اضطراری ج.ا. ایران و ا.ا. طالبان یا دموکراسی آمریکا و ناتو

به قلم : ابوبکر الخراسانی

بحث از دموکراسی در واقع دفاع از دین سکولاریسم در برابر یکی از مذاهب اسلامی و پناه بردن به ضرر و شری است که بالاتر از آن شری وجود ندرد . چون سکولاریسم و سکولاریستها(مشرکین) طبق آیات قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم سرسخت ترین دشمنان مسلمین و دشمنان درجه یک مسلمین هستند . پس پناه بردن به آنها غیر از شر و ضرر هیچ نفعی دربر ندارد، چون خودش انتهای شر و ضرر است و همه ی ضررها پائین تر از آن هستند.

 با آنکه ما سخن را از شیطان هم قبول می کنیم و مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم می گوئیم صدق و هو کذوب، اما به این معنی نیست که ما دست از مفاهیم چهارگانه ی دین خود (قدرت حکومتی، قانون و برنامه، اطاعت کردن، جزا و پاداش دادن) بکشیم و این مفاهیم چهار گانه را به دین سکولاریسم بدهیم و اسلامی توخالی و تهی داشته باشیم .

در برابر اینها ما ج.ا.ایران را داریم که بر اساس فقه شیعه ۱۲ امامی اداره می شود و ا.ا.طالبان هم بر اساس فقه حنفی .حکومت ایران حکومتی شیعی ۱۲ امامیه که به اتفاق تمام مسلمین فرقه ای اسلامیه  و جزو غلاة نیست یا به قول نجدی ها توسط روافض اداره نمی شود و کل قوانین حاکم بر ایران هم بر اساس همین مذهب اسلامیه . اگر کسی مخالف است لطفا از قانون اساسی ایران دلیل بیاورد و ادعایش را ثابت کند.

در مورد طالبان هم جای شکی نیست که این امارت اسلامی توسط فقه حنفی اداره می شود و آنهائی که کفار سکولار آمریکا و ناتو را در کنفرانسهائی چون بُن به اشغال خاک افغانستان دعوت کردند وخودشان مثل سگهای بوکش در جلو آنها در اشغال کشورشان سهیم بوده اند نیز می دانند که چه جنایاتی آفریده اند و چه خیانت بزرگی در حق دین و ملت افغان کرده اند .

برادران ما باید بدانند که :بین نقد کردن با تکفیر کردن و فتوای جنگ مسلحانه و ترور مخالفین فرق زیادی وجود دارد و هم اکنون در حکومتهای بدیل اضطراری ج.ا. ایران و ا.ا. طالبان تفکرات اسلامی به نسبتهای مختلفی  مثل یک کالا در بازار وجود دارد تنها کسانی از وجود این کالا می ترسند که قدرت رقابت با مخالفین را ندارند . حالا یا جنسشان تقلبیه یا کیفیت نداره یا ….

به همین دلیل زود پناه می برند به توهین و بد دهنی و تکفیر نابجا و حتی جنگ و درگیری و… و خواسته یا ناخواسته قصد دارند با ضعیف کردن مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین زمینه برای تسلط دموکراسی کفار سکولار خارجی و مرتدین و منافقین محلی فراهم شود .

واقعیتهای مسلمین در فقدان حکومتی اسلامی و تفرقهای به وجود آمده

واقعیتهای مسلمین در فقدان حکومتی اسلامی و تفرقهای به وجود آمده

به قلم: ابومحمود کندزی

اولین واقعیتی‌که امت اسلامی در آن بسر می‌برد، عدم تطبیق اسلام و عدم اجرای حدود الهی در سرزمین الهی است و این در حالی‌ست، امت اسلامی که با کمیت نزدیک به ۲میلیارد بسر می‌برند؛ نه تنها توانایی تطبیق اسلام را در زند‌گی ندارند، بلکه خودشان نیز در قالب گروه‌های متفرق با اتخاذ طریقه‌های غلط مانع تطبیق اسلام در زنده‌گی می‌شوند و این بزرگترین خلای سیاسی است که زمینه را برای ورود افکار و مفاهیم غیراسلامی و تطبیق قوانین کفری در زندگی امت اسلامی مساعد نموده و در نتیجه تناقض شدیدی را بین عقیده و عمل شان در زندگی ایجاد نموده است.

دومین واقعیتی‌که مسلمانان در آن قرار دارند، جریان خون مسلمانان توسط کفار و قدرت‌های استکباری و استعماری است  و مسلمین با محرومیت از حکومتی اسلامی که سپر محافظ است، مورد آماج حملات و تجاوزات دشمنان اسلام جهت انتقام‌جویی قرار گرفته و در هیچ گوشه‌ای از جهان مسلمانان در امن نبوده و هرلحظه با خطر مرگ تهدید می‌گردند.  

واقعیت دیگری‌که امت اسلامی در آن واقع شده اند، رقابت گسترده‌ای قدرت‌های استعماری جهان، بخصوص امریکا است که از طریق حاکمیت مبدأ سرمایه‌داری-که قدرت اول جهان گردیده- جهت بلعیدن و غارت اموال و منابع طبیعی و تحت کنترول در آوردن موقعیت‌های استراتیژیک و جیوپولیتیک سرزمین‌های اسلامی می‌باشد.

همه روزه این قدرت‌ها به خاطر تحقق اهداف استعماری‌شان چه به شکل مستقیم و یا به نیابت از خود جنگ‌های بزرگ و خطرناکی را در سرزمین‌های اسلامی راه‌اندازی نموده که از این طریق هم خون مسلمانان را به مثابه‌ی آب می‌نوشند. مثال‌های واضح آن را می‌توان در تهاجم نظامی امریکا به افغانستان و بعداً عراق، یمن و سوریه که باشندگان این سرزمین را به خاک و خون کشانیدند.

خطرناکتر از این‌ها یک واقعیت المناک و غم‌انگیز و یک تجربه‌ی تلخ و دردناک دیگر تبعیت از غرب در دین سکولاریسم در سیاست، اخلاق، رفتار و سبک زندگی آنان است که باید مورد توجه دایم امت اسلامی و بخصوص مورد توجه همه‌ای جریان‌های اسلامی باشد.

بناءً راه‌حل اساسی امت برای نجات از چنین واقعیت‌های زننده و دردناک، چنگ زدن به حکومت اسلامی و وحدت است که پاسدار واقعی امت بوده و زمینه‌ای رفاه و آسایش را آماده می‌سازد. پس مسلمانان بجای چنگ زدن و تقویت عقاید سکولاریستی و نظام‌های غیراسلامی و استعماری و تفرق خانمانسوز، که مسبب قتل و کشتار شان گردیده، به سوی وحدت و تشکیل حکومتی اسلامی بشتابند و اگر از چنین حکومتی اسلامی که مجری قوانین شریعت الله بر اساس هر کدام از مذاهب اسلامی است برخوردارند با جان و مال از آن محافظت کنند که بدون شک عزت امت در آن است.

هرکسی که با یکی از «۳ابزار» دشمنی کند ، در برابرش می ایستیم

هرکسی که با یکی از «۳ابزار» دشمنی کند، در برابرش می ایستیم 

 به قلم : ابوابراهیم هورامی

همچون یک مسلمان ما باید محبتمان برای مسلمان وجود داشته باشد ، از او دفاع کنیم ؛ همچنین باید از کسانی متنفر باشیم که از الله و رسولش و قانون شریعت الله متنفر هستند؛ این از ریشه های دینمان است .

شکر خدا این چیزی است که آن را یادگرفته ایم  و در حد توانمان به آن عمل می کنیم .

اما آیا یک سلفی نجدی که شغلش شده تکفیر نابجای مسلمین و مشرک خواندن اشتباه مسلمین و اهل بدعت خواندن نابجای مسلمین و چشم قرمزکردن و رگ گردن کلفت کردن برای مسلمین و… و تنها خودش را اهل توحید می داند و بقیه را خارج از اهل توحید و…. آیا در جنگ کلامی و نظامی اش با سایر مسلمین لیاقت دفاع شدن دارد؟ و شایستگی آن را دارد که از او در این جنگ روانی و مسلحانه اش بر علیه سایر مسلمین دفاع شود؟ آیا شایستگی این را دارد این شرک تفرقی که به آن دچار شده است و دست و زبانش به آبرو و خون مسلمین آلوده شده است پوشانده و نادیده گرفته شود؟

اگر می گوئید بله ، به ما بگوئید چراو با چه دلیل شرعی؟

آیا درست است در این جنگ تبلیغاتی و مسلحانه ی غیر شرعی طرفداریمان برای کسی باشد که برای مسلمینی غیر از گروه خودش بجز بددهنی و نفرت و کینه و جنگ طلبی هیچ محبت و جانبداری ندارد؟

 البته تنها برای گروه و شیخهای مورد دلخواه خودش محبت دارد نه برای سایر سلفی های نجدی که صدها گروه هستند و هر کدام را به انگی متهم کرده و با آنها جنگ روانی و یا مسلحانه می کند .

 اینها خودشان می دانند که عزت و قدرت و پیروزی تنها در وحدت و پیوستن به  ابزاری قدرتمند است که امتی واحد و جماعتی واحد به وجود می آورد و از این وحدت محافظت می کند و شکست و فشل و بی ابهتی و ذلیلی هم در تفرق و چند دسته شدن و جنگ داخلی است ؛ با این وجود می گویند همه باید تابع مذهب سلفیت نجدی من بشوند تا وحدت داشته باشیم . !! اینها وحدت را اینگونه حالی شده اند و اینگونه تفسیر کرده اند . چون فقط خودشان را موحد می دانند و بقیه را خیر .

اما خارج از دایره ی تنگ این افراد مذهب گرای محدود بین چه وسیله و ضمانتی برای حفظ این اتحاد علما و متخصصین همه ی مسلمین در شورائی وجود دارد تا نگذارد امت واحد و جماعت واحدی که به وجود آمده است هم حفظ شود و هم دچار تفرق و ذلیلی و فشل و بی ابهتی نگردد ؟

ادامه خواندن هرکسی که با یکی از «۳ابزار» دشمنی کند ، در برابرش می ایستیم

برنامه ی فکر و حرکت اسلامی

برنامه ی فکر و حرکت اسلامی

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو
 
وقتی می خواهیم اسلام به صورت یک (( تئوری )) کلاسیک درآید، در واقع، طبیعت برنامه ی تکوین و طرز فکر ربانی اش را از او گرفته ایم و او را در مقابل مسلک های فکری بشر به زانو درآورده ایم! چنان که گویی، برنامه ی ربانی از برنامه های بشری ، کمتر و پست تر است و ما می خواهیم برنامه ی خداوند را در بینش و حرکت، به سطح برنامه های بندگان ارتقاء بدهیم! – پناه برخدا-موضوع از این جهت بسیار خطیر می باشد و چنین شکستی براستی مهلک و کشنده است.

برعهده ی این برنامه ی ربانی است که به ما – دعوتگران اسلام – طرز فکر خاصی را بدهد تا به کمک آن، رسوبات طرز فکرهای جاهلی حاکم در زمین را بزداییم و نگذاریم که عقل هایمان را تحت فشار قرار دهند و در فرهنگمان رسوب و رسوخ نمایند…

اگر بخواهیم این دین را با یک طرز فکر بیگانه با طبیعت آن و از شمار طرز فکرهای جاهلی حاکم در یابیم، او را از انجام وظیفه ای که به خاطر ادا کردن آن آمده است، باز داشته ایم و فرصت رها شدن از اعمال فشارهای برنامه ی جاهلی غالب روزگارمان را از این جهت نیز خطیر و زیان آن هم به راستی مهلک است.

در ساختار دین اسلام، ارزش و ضرورت راه و روش تفکر و حرکت به هیچ روی کمتر از راه و روش بینش اعتقادی و نظام زندگی نیست و اصولا این ها جدای از همدیگر نیستند.

اگر در نظر داشته باشیم که این بینش و این نظام را در یک قالب تئوریک عرضه نماییم، باید از یاد نبریم که (( اسلام )) بدین طریق نمی تواند به صورت یک حرکت واقعی در زمین در آید و لذا باید فراموش نکنیم تنها کسانی از عرضه ی اسلام در این قالب سود می برد که خود در آن حال، درگیر و دار حرکت واقعنگر اسلام باشند و حداکثر استفاده ای که این ها از عرضه شدن اسلام در این شکل، فراچنگ می آورند آن است که در طی حرکت، خود را فراخور نیاز با آن تطابق دهند.بار دیگر تکرا می کنم که باید بینش اعتقادی اسلام بدون وقفه در یک تجمع دینامیک، تجسم پیدا کند و آن تجمع دینامیک نیز همزمان، یک نمودار صحیح و یک ترجمان حقیقی از بینش اعتقادی اسلام باشد.

ادامه خواندن برنامه ی فکر و حرکت اسلامی

آخرین پیام شیخ شیخ مجاهد اسامه بن لادن رحمه الله قبل از شهادت خطاب به امت اسلام درباره انقلابهای مردمی جهان اسلام

 آخرین پیام شیخ شیخ مجاهد اسامه بن لادن رحمه الله قبل از شهادت خطاب به امت اسلام درباره انقلابهای مردمی جهان اسلام

إنَّ الحمدَ لله نحمده ونستعينه ونستغفرُه ونعوذ بالله من شرورِ أنفسنا وسيئات أعمالنا من یهده الله فلا مضل له و من یضلل فلا هادی له و أشهد ألا اله الا الله وحده لا شریک له و أشهد أن محمداً عیده و رسوله،اما بعد:

امت اسلام:

ما همراه تو این حادثه تاریخی بزرگ را دنبال می کنیم و در شادی و سرور و خرمی و لذت تو شریک هستیم،با شادی تو شاد می شویم و با اندوه تو اندوهگین می شویم.گوارایت باد پیروزی هایت و الله تعالی شهیدانت را رحمت کند و مجروحانت را شفا دهد و اسیرانت را آزاد کند.

وبعد:

هلت بمجد بنی الإسلام أیام

بها اختفی عن البلاد حکام

طوت عروشاً إلی أن جاءنا خبر

فیه مخایل للبشری و أعلام

روزهای عزت فرزندان اسلام نمایان گشت، وحکامی از بلاد عرب ناپدید شدند، تختهای پادشاهی برچیده شد تا اینکه به ما خبری رسید که در آن نشانه های بشارت و خوشخبری بود.

مدت زمانی بود که امت سر برآورده و منتظر پیروزی ای بود که نشانه هایش از سوی مشرق نمایان گشته بود،که ناگاه دید که آفتاب انقلاب از مغرب طلوع کرده است .انقلاب از تونس درخشیدن گرفت و امت بدان دلشادشد و چهره های ملتها را نورانی نمود و گلوی حکام را برید و یهود از ترس نزدیک شدن نابودگاه موعودش وحشت زده شد.با سرنگون شدن طاغوت،مفاهیم ذلت و سرسپردگی و ترس و عقب نشینی نیز سرنگون شد و مفاهیم آزادی و عزت و جرأت و شجاعت برانگیخته شدند.نسیم تغییر در عشق آزادی وزیدن گرفت و تونس گوی سبقت را برد و با سرعت برق، سواران سرزمین کنانه(مصر)پرتوی از آزادگان تونس را برگفته و به میدان التحریر بردند و انقلاب عظیمی به راه افتاد و چه انقلابی!انقلابی سرنوشت ساز برای همه مصر و برای تمام امت اگر به ریسمان پروردگارش چنگ زند.و این انقلاب،انقلاب غذا و لباس نبود بلکه انقلاب عزت و غرور و انقلاب فداکاری و جانفشانی بود.

ادامه خواندن آخرین پیام شیخ شیخ مجاهد اسامه بن لادن رحمه الله قبل از شهادت خطاب به امت اسلام درباره انقلابهای مردمی جهان اسلام

وحدت تاکتیکی و موقت یا وحدتی عمیق و پایدار

وحدت تاکتیکی و موقت یا وحدتی عمیق و پایدار  

  به قلم:  شیعه ی علی

 مسلمین به صورت عام خدای یگانه را می پرستند، به نبوت رسول الله صلی الله علیه وسلم و روز قیامت و معاد ایمان دارند . همه ی مسلمین قران را قبول دارند و به سوی یک جهت نماز می خوانند و قبله ی واحدی دارند . با اختلافات بسیار ریز فقهی همه ی مسلمین مثل هم نماز می خوانند و مثل هم حج می کنند و مثل هم روزه می گیرند و … . در کنار این همه ی مسلمین دشمنان مشترکی دارند که امروزه آمریکا رهبریت این دشمنان را بر عهده گرفته است .

آیا محتوای اینهمه مشترکات کافی نیست که مسلمین تفرق و دشمنی و اختلافات را کنار بگذارند و خود را مشمول این حکم الله متعال کنند که می فرماید :”نعمت خدا بر خویشتن را بیاد آرید، آن گاه که دشمنان یکدیگر بودید، پس میان دل هاى شما الفت و مهربانى انداخت تا به لطف او برادران هم شدید.” (آیه ۱۰۳ آل عمران)

قرآن علاوه بر تأکید بر وحدت مسلمانان، در آیه ۶۴ آل عمران به آنان توصیه مى نماید که با پیروان ادیان دیگر نیز بر اساس کلمه توحید، متحد باشند: ” بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم ، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم.”  اگر ما دنبال مشترکاتی جهت وحدت با کفار اهل کتاب هستیم آیا اینهمه مشترکات مسلمین با هم کافی نیست که مسلمین اختلافات ریز فقهی را کنار بگذارند و با هم متحد شوند؟

در اینجا ما با نوعی وحدت پایدار و عمیق مواجه هستیم نه وحدتی تاکتیکی و بنا بر مصالح سیاسی. آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با کمونیست های ایران که آنان نیز با نظام شاهنشاهی مبارزه می کردند و قدرتی بسیار بیشتر از تمام گروههای اهل سنت در ایران داشتند ، دست برادری نداد و آنان را متحد مبارزاتی مردم مسلمان قلمداد نکرد. چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از آیت الله خمینی سؤال شد که آیا شما با عناصر مارکسیستی همکاری می کنید؟ ایشان در پاسخ گفت: “هدف های ما با هدف های آنها مختلف است، ما متکی بر اسلام هستیم و بر توحید و آنها مخالف با هر دو وجه آن هستند. احکام ما، احکام اسلام است و آنها اسلام را نمی پذیرند و لذا ما علاقه مند به همکاری با آنان نیستیم، وهمکاری نداریم و نخواهیم داشت…» 

با این وجود می بینیم که آشکارا وحدتی وسیع  با اهل سنت ایجاد می شود و اهل سنت تحت عنوان برادر مخاطب قرار می گیرند .  در اینجا واضح است که وحدت مورد نظر مسلمین وحدتی تاکتیکی و موقت نیست، بلکه وحدتی عمیق و پایدار است

در جنگ احتمالی آمریکا بر علیه ایران همه ی مردم با شما نیستند، راهکار شما برای آگاه کردن این دسته از مردم چیست؟

در جنگ احتمالی آمریکا بر علیه ایران همه ی مردم با شما نیستند،  راهکار شما برای آگاه کردن این دسته از مردم چیست؟

ارائه دهنده: کارزان شکاک [۱]

ج : قرار هم نيست همه با ما باشند ، زماني كه در جمعيت ۱۰۰۰ نفري از كل مردهاي مدينه در جنگ احد ،  نزديك به ۳۰۰ نفر از آنها منافق بوده و از جنگ رويگردان مي شوند و بر مي گردند درسهاي زيادي وجود دارد ؛ اين در زماني روي مي دهد كه خود رسول الله صلي الله عليه وسلم حضور دارند و مربي و معلم ايشان هستند،  اما آن همه منافق هنوز وجود دارند و با آنكه از طريق وحي با الله در ارتباط بودند و راهنمايي مي شدند هرگز كل يك شهر را نيز نتوانست مسلمان كند و نزديك به يك سوم مردهاي آن شهر كوچك تقلبي و فاسد از آب در آمدند  .

 با اين قياس ،  به قول عوام  ، فاتحه ما خوانده ست ، حالا  در جمعيت چند صد نفري يك روستا يا چند صد هزار نفري يك شهر و استان  يا چند ميليوني و بلكه در جمعيت بالاي يك ميليارد و نصف كنوني مسلمين چند ميليون نفر مسلمان نما  بايد منافق و تقلبي و مريض ايماني باشند ؟ به همين دليل سلف صالح اين امت معياري براي شناخت جنس اصل از تقلبي و فاسد آن ارائه داده اند و گفته اند : الصدق في الإيمان لا يكون إلا .. بالجهاد في سبيل الله  .  در اين دنيا  تنها از طريق آزمايشگا جهاد مي توان مسلمان را از منافق جدا نمود .

البته عده اي از مسلمين گناهكار يا مستضعف نيز وجود دارند كه به دلايلي در ميان و حتي در صف  كفار و منافقين و مرتدين قرار گرفته اند . در دنيا ما طبق ظاهر با آنها معامله مي كنيم ، از نظر زباني يا جسمي در هر لشكري كه باشند ما آنها را جزو همان لشكر و گروه به حساب مي آوريم و نيت و درون و ايمانشان را به روز قيامت و الله واگذار مي كنيم . همان كاري كه رسول الله صلي الله عليه وسلم با عمويش عباس رضي الله عنه انجام داد زماني كه در بدر اسيرگشت .

اگر جهاد و قتال اين اندازه سخت و پر از خون و ترس و بيم ودلهره و گرسنگي و خستگي نباشد مطمئن باش صف مسلمين پرمي گردد از آشغال و ضعيف النفس و فاسد و دورو ،  و جهاد به اين موجودات نيازي ندارد . اينها بايد بروند دنبال خورد و خوراك وزندگي حيواني و شايعه پراكني و دروغپردازي و خيال بافي و… اينها ميوه هاي فاسدي هستند كه الله متعال در موردشان فرموده : ولکن کره الله انبعاثهم فثبطهم وقیل اقعدوا مع القاعدین ” و بايد از ميوه هاي سالم جدا گردند و گرنه باعث فساد همه مي گردند . الله متعال از كانال و آزمايشگاه  جهاد و قتال اينها را تجزيه و پالفته كرده و دور انداخته است ، حالا شايسته است كساني  انتظار داشته باشند ما اين آشغالها را دوباره در ميان خود جاي بدهيم و كفران نعمت كنيم ؟  دور انداختن اين آشغالهاي فاسد منت الله بر بندگان مخلص و صالح خودش است .

ادامه خواندن در جنگ احتمالی آمریکا بر علیه ایران همه ی مردم با شما نیستند، راهکار شما برای آگاه کردن این دسته از مردم چیست؟

کردهای سکولار عبرتی برای مذاکره کننده های با آمریکا و قدرتهای سکولار جهانی

کردهای سکولار عبرتی برای مذاکره کننده های با آمریکا و قدرتهای سکولار جهانی

به قلم: ابوسلیمان هورامی

کردهای سکولار و مرتد بیشتر از ۷۰ سال است که در پناه کفار سکولار جهانی و با پرچم دین سکولاریسم و دموکراسی در برابر قانون شریعت الله و ملت مسلمان خود ایستاده اند . این دسته از کوردها چه زمانی که توسط قاضی محمد مرتد[۱] برای حکومت سکولار روسیه ی سوسیالیستی اداره و مدیریت می شدند و چه زمانی که توسط امثال بارزانی و اوجالان و مهتدی و قاسملو و… در راستای تامین اهداف و منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس و آلمان و فرانسه و…. اداره و مدیریت می شوند همیشه با یک فرمول ثابت از طرف اربابان خود مواجه شده اند : گرفتن وعده ودادن نقد .

چه روسیه ی سوسیالیستی در زمان قاضی محمد مرتد و چه آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی و آلمان و فرانسه و…با قدرت سیاسی که دارند ابتدا برای خود اهداف اصلی را کاملا مشخص می کنند و بدون اعلام آن به طرفهای مذاکره کننده و قربانی ها، در طول مذاکره و عمل با انواع چانه زنی ها و دبه در آوردنها همه ی اهداف خود را پیگیری نموده و هرگز از این اهداف خود یک قدم هم عقب نمی کشند .

با آنکه در عرف سیاسی حقیقت مذاکره «بده بستان» و داد و ستد است اما این قدرتها با پشتوانه ی قدرت نظامی، سیاسی، تبلیغاتی و مالی خود هر گونه مقاومتی در برابر اهداف خود را ناکام می گذارند .  در این صورت می توان گفت تنها کسانی چون آل سعود و کویت و بحرین و امارات و… از مذاکره و هم مسیر شدن با آمریکا سود می برند که جهت گیریها و حرکات شان در مسیر اهداف آمریکا باشد و سودی هم که از این طریق نصیب آمریکا می شود تداوم داشته باشد.

در این صورت زمانی می توان با آمریکا و امثال آمریکا گفتگو کرد که به اقدار و قدرت مورد نظر رسید و گرنه تنها مزدوری و ابزار شدن و در نهایت خرج شدن و نا امیدی و شکست برای معامله کننده های با آمریکا باقی می ماند . به عنوان مثال روسیه ی سکولار سوسیالیست در مساله ی وعده ی حمایت از قاضی محمد مرتد در برابر حکومت مرکزی ایران و وعده ی اعطای جمهوری به سبک جمهوری های خودش به او، این شخص را به اقدامات عملی و گرفتن امتیازاتی نقد وا داشت، زمانی هم که لازم بود قاضی محمد را طبق معامله ای خرج کرد . در اینجا روسیه تنها وعده داد اما در برابر نقدا منافع و امتیازات زیادی گرفت . در این معامله چه چیزی برای این کوردهای سکولار و مسلمین فریب خورده ی تحت کنترل آنها باقی ماند؟ تنها فقر و رواج انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری . چون: الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء (بقره/۲۶۸) شیطان به شما وعده فقر و تنگدستی می دهدو شما را به بد کاری امر می کند.

همین بازی را آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال ۹۳ بر سر بارزانی در آوردند . ابتدا کردهای سکولار را تحریک کردند که با ادعای استقلال طلبی و جدا شدن از عراق رفراندومی برگذار کنند و باز وعده دادند که از آنها حمایت کنند اما زمانی که حکومت مرکزی عراق بیشتر از ۵۰ درصد خاک تحت سلطه ی آنها را گرفت ما هیچ واکنشی از آمریکا و رژیم صهیونیستی و… که خود را حامیان این مزدوران می دانستند،  ندیدیم .

همین الان آمریکا باز از کوردهای سکولار اوجالان در خاک سوریه در همین راستا سوء استفاده می کند و از همان فرمول رایجش پیروی می کند . سبک آمریکائیان و متحدینش در برابر کسانی که حکم ابزار را دارند و باید روزی خرج شوند همین بوده است : با الفاظ ظاهرا اطمینان بخش فقط وعده دهند و از طرف  مقابل امتیازات نقد بگیرند و وعده قبول نکنند. نکته ی مهم این است که آمریکا و تمام طاغوتهای مثل آمریکا اکثرا پس از مذاکرات نیز به آسانی زیر وعده هائی که داده اند می زنند و به آنها عمل نمی کنند .

‏ وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم …. ‏(ابرهیم/۲۲)  و شیطان(سر دسته و رهبر کفار) هنگامي كه كار به پايان رسيد مي‌گويد : خداوند ( بر زبان پيغمبران ) به شما وعده راستيني داد و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده كردم ( و دروغ گفتم ) و من بر شما تسلّطي نداشتم ( و كاري نكردم ) جز اين كه شما را دعوت ( به گناه و گمراهي ) نمودم و شما هم ( گول وسوسه مرا خورديد و ) دعوتم را پذيرفتيد . پس مرا سرزنش مكنيد و بلكه خويشتن را سرزنش بكنيد .


[۱]  بنیانگذار اولین حزب ارتدادی در میان کردها تحت عنوان حزب دمکرات کردستان  

تحلیلی بر سخنان مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان در باره مذاکره با آمریکا

 تحلیلی بر سخنان مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان در باره مذاکره با آمریکا

به قلم : کارزان شکاک

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان در براره مذاکره با آمریکا می گوید : ما اهل مذاکره و گفتمان هستیم، حتی اگر این گفتمان با دشمنان درجۀ یک ما باشد. اصل «گفتمان» در اسلام ایرادی ندارد، چنان‌که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم با بدترین دشمنان‌شان که مشرکین مکه بودند به مذاکره نشستند و فرمودند که با هر نشست و گفته‌ای که به صلح بینجامد همکاری می‌کنم. لذا ما نیز نباید باب گفتمان را ببندیم، بلکه ضمن دفاع از حقوق خودمان، باید با دشمنان‌مان هم مذاکره و گفتمان داشته باشیم .

بدون شک اسلام مخالف دیپلماسی و گفتگو با دشمنان نیست و در این مذاکرات اهداف کلی دیپلماسی را اینگونه بر می شمارد:

  • حفظ کیان اسلام
  • حفظ منافع دار السلام
  • تغییر موازنه به سمت منافع مسلمین

  در کنار این به شدت به پایبند بودن به عهد و پیمان دعوت می دهد و در جاهای مختلفی می فرماید :

–    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ …  (مائده /۱) اي مؤمنان ! به پيمانها و قراردادها وفا كنيد

–  الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا …(بقره/۱۷۷) و (نيكي كردار كساني است كه) وفاكنندگان به پيمان خود بوده هنگامي كه پيمان بندند .

–    ‏الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ‏ .( رعد/۲۰) ‏ ( خردمندان ، يعني ) آن كساني كه به عهد خدا وفا مي‌كنند ، و پيمان ( موجود ميان خود و بندگان ) را نمي‌شكنند

–    وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا .( اسراء/۳۴) و به عهد و پيمان ( خود كه با خدا يا مردم بسته‌ايد ) وفا كنيد ، چرا كه از ( شما روز رستاخيز درباره‌ي ) عهد و پيمان پرسيده مي‌شود .

بر این اساس همچنانکه مسلمین را به پایبند بودن به عهد و پیمان دعوت می کند با هر گونه عهد شکنی دشمنان نیز برخورد جدی کرده و هیچ عذر و بهانه ای را از آنها نمی پذیرد . به عنوان مثال :

  1. منشور مدینه  یا اولین قانون اساسی دولت اسلامی، که مهم ترین و جامع ترین پیمانی است که بوسیله پیامبر اسلام با جوامع دیگر، از اهل کتاب و مشرکین تنظیم و تدوین گردید .

در این پیمان آمده است که هیچ کس نباید در حق هم پیمان خود ستم کند  و  یهودیان و مشرکین پیمان می بندند هرگز بر ضرر رسول خدا و یاران وی قدمی برندارند و به وسیله زبان و دست ضرری به او نزنند…؛ حالا اگر مثل یهودیان بنی نضیر دچار غدر و پیمان شکنی شدند چه ؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم  در اینجا قاطعیت به خرج داده و هیچ عذری را از پیمان شکنان قبول نمی کند و ۱۰ روز به آنها فرصت می دهد که مدینه را ترک کنند و این تصمیم هم اجرائی می شود .

یکی دیگر از مفاد این پیمان نامه این است که :« قریش و دوستانشان پناه داده نمی‌شوند. اگر کسی به مدینه حمله کرد همه دفاع خواهند کرد» حالا اگر مثل یهودیان بنی قینقاع و بنی قریظه دچار غدر و پیمان شکنی شدند چه ؟

رسول الله صلی الله و سلم قاطعانه هیچ عذر و بهانه ای را از آنها قبول نمی کند و قضاوت  «سعد بن معاذ» رئیس قبیله اوس  گه گفت : «رأی من این است که مردان آنان کشته و زنان و فرزندان آنان اسیر گردند». را اجراء کرد .

د رمورد عهد شکنان بنی قینقاع و خیبر هم کوچکترین مدارائی صورت نگرفت و قاطعانه بدون پذیرش عذر و بهانه ای مجازات شدند .

  • صلح حدیبیه هم یکی از پیمانهای مهمی بود که باعث تغییرات مهمی در شبه جزیره ی عربستان و جهان گردید .

بر اساس یکی از مفاد این پیمان نامه دو طرف می‌توانند با هر قبیله‌ای که خواستند هم‌پیمان شوند. (در عرف آن زمان چنین بود که حمله به هم‌پیمان در حکم حمله و تعرض به خود آن طرف تلقی می‌شد.)  حالا اگر مشرکان قریش به عهد خود خیانت کردند و به قبیله ی مشرک خزاعه که هم پیمان پیامبر بود حمله کردند چه ؟

در اینجا باز رسول الله صلی الله علیه وسلم هیچ عذر و بهانه ای را از امثال ابوسفیان نماینده ی قریش نمی پذیرد و قاطعانه تصمیم به فتح مکه و نابودی مرکز و پایتخت مشرکین ان زمان می گیرد .

باز ما چنین قاطعیتهائی را در مورد پیمان شکنانی چون عرنیین و … دیده ایم و هرگز رسول الله صلی الله علیه وسلم در این زمینه اجازه نداده است دشمن دوباره وی را فریب دهد چون خودش می فرماید : لا يلدغ المؤمن من جحر واحد مرتين» مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود .

حتی اگر مسلمین طبق دلایل و مستندات صریح و واضح ترس داشته باشند که دشمنان مرتکب پیمان شکنی می شوند باز این دشمنان مشمول همان حکم خائنین و پیمان شکنان می گردند . الله تعالی می فرماید : « ‏وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ‏(انفال/۵۸) و هر گاه (با ظهور نشانه هایی) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، به طور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمان شان لغو شده است، زیرا خداوند، خائنان را دوست نمی دارد.

علاوه بر این همه می دانیم که زبان گفتمان مشرکین(سکولاریستها) همیشه اسلحه بوده است تا زمانی که ما دست از محتوا و مفاهیم ۴ گانه ی دین خود بکشیم : وَلا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ وَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (البقره:۲۱۷ )

پس اینها تا زمانی با ما می جنگند که ما دست از مفاهیم و محتوای ۴ گانه ی  دین خود بکشیم که عبارتند از :

۱-        قدرت و حاکمیت.

۲-        قوانین، حدود و راه و روشی که مردمان تحت نفوذ این حاکمیت از آن پیروی می کنند.

۳-        اطاعت و فرمانبرداری از قدرت حاکمیت و قانونی که اجرا می کند.

۴-        و در نهایت محاسبه، قضاوت، پاداش دادن یا مجازات کردن.

آمریکا به عنوان قریش زمان هم اکنون از با زور اسلحه قصد دارد با تهی کردن دین اسلام از این مفاهیم  اسلامی تو خالی و مسخ شده برای مسلمین باقی بماند و مسلمین در این چهار مورد تابع و تسلیم  دین سکولاریسم و سکولاریستها (مشرکین)شوند و عملا  تابع ۱- حاکمیت ۲- قوانین ۳- اطاعت از این حاکمیت و قوانین ۴- مجازات کردن و پاداش دادن توسط این حاکمیت وقوانین شوند .

تمام گفتگوها و مذاکره های آمریکا در این راستا است که تا کنون علاوه بر این هزاران بار نسبت به دیگران دچار پیمان شکنی و خیانت و فریبکاری آشکار شده است و تمام تبلیغات دروغین آن طبق قاعد«الحرب خدعة» یکی از تاکتیکهای او در جنگ روانی و نرم  می باشد.

در این صورت هر کسی که تحت چنین شرایطی دم از گفتگو و مذاکره با چنین دشمنی می زند در بهترین گمان چنین به نظر می رسد که بر مفاهیم شرعی عهد و پیمان آشنا نیست و گرنه تحت چنین شرایطی دعوت به مذاکره در واقع دعوت به ذلت و تسلیم شدن محض به دشمن و انحراف از مسیر اصلی شریعت و تحریک دشمن به پیشروی بیشتر و صدمه زدن به مسلمین است .

 تجربیات و عبرتهائی که از پیمان بستنهای آمریکا با اهل قبله داریم عقل هر انسان متعادلی را قانع می کند که آمریکا کلاهبردار غداری است که مذاکرات و گفتگوهای او زمانی انجام می شود که از طریق نظامی نتوانسته باشد مخالفین را به تسلیم وادارد و علاوه بر آن اهل وفای به هیچ عهد و پیمانی هم نیست ، آمریکا هرگز متحد و معاهد نمی خواهد بلکه آمریکا تنها مزدورانی می خواهد که تسلیم شرایط او شده باشند .  

 با آمریکا (قریش زمان) که اینهمه دچار غدر و خیانت شده است تنها باید قاطعانه از موضع قدرت نظامی صحبت کرد و شرایط خود را بر آن تحمیل کرد .