مسلمین در برابر آزمایش حفظ دین اسلام یا ناقص و تهی کردن آن به نفع مشرکین (سکولاریستها)

مسلمین در برابر آزمایش حفظ دین اسلام یا ناقص و تهی کردن آن به نفع مشرکین (سکولاریستها)

به قلم : کارزان شکاک

درسیستم حکومتی مشرکین(سکولاریستها) اساس بر برائت و دوری و بیزاری گذاشته شده است. به نحوی که اگر دارالاسلامی وجود داشته باشد یا قدرت نظامیی وجود نداشته باشد که از آزادی عقیده و آزادی عمل شخص محافظت کند سکونت در میان سکولاریستها نیز منع شده است چنانچه رسول الله صلي الله عليه وسلم از كساني كه در ميان مشركين مقيم گشته اند اعلام برائت و بيزاري جسته است ومي فرمايند: ” أنا بريء من كل مسلم يقيم بين أظهر المشركين “[۱]من از هر مسلماني كه درميان مشركين مقيم شود بري هستم . 

بر همین اساس بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم حتی در دوران مکی که دارالاسلامی وجود نداشت هرگز در پارلمان و مجلس مشرکین (سکولاریستهای) مکه که دارالندوه نام داشت شرکت نکرد، بلکه با فرمان لکم دینکم و لی دین بکلی از خودشان و محتوای چهار گانه ی دینشان دوری کرد.

یعنی:

–           هم از قدرت حکومتی آنها فاصله گرفت

–           هم از قانون و برنامه و آداب و رسوم آنها

–           هم از اطاعت کردن از چنین حاکمیت، قانون و برنامه ای شانه خالی کرد

–           و هم مجازاتها و پاداش دادنهای آنها را پذیرفت

به این شکل رسول الله صلی الله علیه وسلم در همان دوران مکی به صورت عملی نشان داد که مسلمین باید این مفاهیم چهار گانه ی دین را به دین اسلام اختصاص دهد و به این شکل دینش را برای الله خالص گرداند و نباید هیچ یک از این موارد را به غیر اسلام بدهد .

حتی هیچ یک از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در پارلمان مشرکین بعد از ایمان حضور پیدا نکردند در حالی که کسانی مثل عمر بن خطاب که قبل از اسلام در این پارلمان حضور داشت و حتی نقش سفیر آنها در سرزمینهای دیگر را نیز بازی می کرد .

حالا بر چه اساسی دارودسته ی منافقین (سکولارزده ها) تبلیغ می کنند که مسلمین می توانند دینشان را ناقص و از دروت تهی و خالی کنند و بخشی یا تمام محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین را به دین سکولاریسم داده و وارد بازیهای دموکراسی خواهان در پارلمان سکولاریستی گردند؟


[۱] سجستانی، سنن أبی داود: ۳/۴۵ رقم الحدیث ۲۶۴۵   

نهی از هرآنچه در برابر وحدت اسلامی و بیرون راندن کفار سکولار خارجی وتشکیل حکومت اسلامی مانع ایجاد کند

 نهی از هرآنچه در برابر وحدت اسلامی و بیرون راندن کفار سکولار خارجی وتشکیل حکومت اسلامی مانع ایجاد کند

  گردآوری: ابوبکر الخراسانی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: مَا نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ فَاجْتَنِبُوهُ وَمَا أَمَرْتُكُمْ بِهِ فَافْعَلُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَثْرَةُ مَسَائِلِهِمْ وَاخْتِلَافُهُمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ [۱]«هر آنچه شما را از آن منع كردم پرهيز نماييد و آنچه شما را به انجام آن امر كردم به اندازه توانايي به آن مبادرت ورزيد. براستي آنهايي كه قبل از شما بودند به علت زياده روي در سؤال كردن و اختلافشان در مورد پيامبران هلاك شدند».

در صحيح مسلم بيان سبب و علت روايت اين حديث اينگونه آمده است كه: از ابوهريره روايت است كه گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم براي ما موعظه مي كرد. فرمود:(أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ الْحَجَّ فَحُجُّوا) «اي مردم خداوند حج را بر شما واجب كرده است پس حج را ادا كنيد» مردي گفت: اي رسول الله صلی الله علیه وسلم آيا هر سال بر ما واجب است؟ پيامبر صلی الله علیه وسلم سكوت نمود. تا آنجا كه مرد سؤالش را سه بار تكرار كرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:(لَوْ قُلْتُ نَعَمْ لَوَجَبَتْ وَلَمَا اسْتَطَعْتُمْ) «اگر مي گفتم بلي آن بر شما واجب مي شد اما به اندازه توانايي آن را به جا آوريد» سپس فرمودند:«ذَرُونِي مَا تَرَكْتُكُمْ فَإِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِكَثْرَةِ سُؤَالِهِمْ وَاخْتِلَافِهِمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ فَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَيْءٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَإِذَا نَهَيْتُكُمْ عَنْ شَيْءٍ فَدَعُوهُ»[۲]   «در مورد چيزهايي كه از شما واگذاشته ام چيزي نپرسيد. كساني كه پيش از شما بودند بخاطر زياد سؤال كردن، و اختلاف بر سر پيامبرانشان، هلاك شدند هرگاه شما را به چيزي امر كردم آن را به اندازه توان و قدرتتان انجام دهيد و اگر شما را از چيزي نهي كردم آن را رها كنيد» و در روايت ديگري مي فرمايد:( ذَرُونِي مَا تَرَكْتُكُمْ) «در مورد چيزهايي كه از شما واگذاشته ام چيزي نپرسيد». پس اصحابش را به ترك سؤال از آنچه به آن نيازي نيست راهنمايي و ارشاد مي نمايد.

منظور حديث در نهي كردن از سؤال زياد پرسيدن به معني ترك كردن سؤال از آنچه شخص به آن نياز دارد، نيست بلكه منظور از آن نهي از سؤالي است كه انسان به آن نيازي ندارد بطوري كه از آن قصد زياده روي يا سختگيري باشد يا تنگ كردن امري كه در آن فراخي و وسعت وجود دارد، منظور باشد.

ادامه خواندن نهی از هرآنچه در برابر وحدت اسلامی و بیرون راندن کفار سکولار خارجی وتشکیل حکومت اسلامی مانع ایجاد کند

طاغوت ها در طول تاریخ این را خوب می فهمند که (لا اله الا الله) یی که مسلمانان می گویند یعنی چه؟! ا

طاغوت ها در طول تاریخ این را خوب می فهمند که (لا اله الا الله) یی که مسلمانان می گویند یعنی چه؟! ا

نوشته: سید قطب

دعوتگران اسلام باید با صراحت معنی لا اله الا الله را بیان کنند ، این امانت خداوند برگردن آنها است. لذا باید مانند بیان و اظهار نوح-علیه السلام- و پیامبران دیگربعد از او بیان کنند.. حقیقت شهادتین را همان طور که هست برای مردم بیان کنند، چون شهادتین زیر بنا و ستون اسلام است. پیامبر گرامی اسلام – صلی الله علیه وسلم- می فرماید: (خیر ما قلت أنا والنبیون من قبلی: لا اله إلا الله وحده لا شریک له له الملک وله الحمد وهو على کل شیء قدیر ) یعنی:بهترین چیزی که من و پیامبران پیش از من گفته باشیم (لا اله إلا الله وحده لا شریک له له الملک وله الحمد وهو على کل شیء قدیر)می باشد.

شهادت (لا اله الا الله) شهادتی است که مردمانی را اندوهگین و نگران می کند و مردمانی را نیز به وحشت می اندازد! اما هر کس می خواهد مسلمان شود باید آن را شهادت دهد و اقرار کند و بگوید. راه دیگری ندارد باید آن طور که باید و شاید آن را برزبان بیاورد ، یعنی به طریقی که خداوند خواسته و به صورتی که محمد آن را اعلان و بیان نموده بدان اقرار نماید. و آنگاه بر سختی های راه شکیبا و دردهایی را که طاغوت ها سر راهش قرار می دهند را تحمل نماید تا زمانی که خدای متعال اوضاع را به صورتی در می آورد که خود آن را ترسیم نموده…

اگر مسلمانان(لا اله الا الله) را به معنی حقیقی آن دریافتند، وارد اسلام می شوند و مسلمان به شمار می آیند.. و آن هنگام است که فرمایش خدای متعال شامل آنها می شود که می فرمایند: ( وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً ) النساء۱۴۱ یعنی:خدای متعال سرپرستی مسلمانان را به کافران وانمی گذارد. این وعده ی باری تعالی حتمی است، این پیمان خدا است که در این جهان با حقیقت ایمان و حقیقت کفر هماهنگ می باشد.

اما همیشه باید مواظب باشیم حقیقت ایمان را با پوسته و ظاهر ایمان در نیامیزیم. حقیقت ایمان و ظاهر ایمان دو شیء مختلف و جدای از هم می باشند…

حقیقت ایمان یک حقیقت مسلم و ثابتی است مانند سایر قوانین جهان که بر درون و حرکات و رفتار و موضع گیری هایی که از انسان مؤمن صادر می شود تأثیر دارند… حقیقت ایمان حقیقتی بس بزرگ و مؤثر وجود و زندگی است. بخصوص هنگامی که با کفر مواجه می شود، این یکی مسلم و ثابت قدم و ماندگار جهان و آن یکی غربتی و بی پناه و از هم پاشیده است. اگر چه کفر همیشه در تلاش است که ایمان و ایمانداران را زیر سلطه ی خود قرار دهد تا آزادیشان را نابود و به ذلت بکشاند اما هنگامی که حقیقت ایمان تبدیل به پدیده و ظاهر و نما می شود کفر بر آن چیره می شود، چون کشمکش تبدیل به کشمکش میان کفر و نمای ایمان می شود!

پس حقیقت (اگر با خودش صداقت داشته باشد) بر نماد(ظاهر) پیروز می شود، چون نما فقط هیاهو و سخن بی اساس ولاف وگزافه گویی است!

این هم طبیعت هر چیزی است. اگر چه این یکی هم بگوید من ایمان هستم و آن یکی کفر..

ادامه خواندن طاغوت ها در طول تاریخ این را خوب می فهمند که (لا اله الا الله) یی که مسلمانان می گویند یعنی چه؟! ا

سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۳)

سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۳)

مؤلف: شیخ ابراهیم سلیمان

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

بر هرکس که خواهان تحکیم شریعت است لازم و ضروری است که با هر آنچه در توان دارد در راه این دعوت تلاش و مجاهدت نماید و علاوه بر این باید در خصوص آماده سازی توان و نیرو برای معارک و درگیری­های بزرگی که در هر مکانی با آن مواجه می­شود، سعی و کوشش نماید، چرا که حتی اگر برای برپایی شرع خداوند متعال به قطب شمال و جنوب نیز برویم کفار به آنجا می­آیند و ما را راحت نمی­گذارند پس وضعیت چگونه باید باشد وقتی ما خواهان تحکیم شریعت در سرزمین­هایی هستیم که آنها بر آن حکومت می­کنند؟

و کسانی که آمادگی و توان لازم را فرهام نمی­سازند بر وی لازم است که مردم را آگاه سازد و به آنها بیاموزد که آنها هیچگاه به تحکیم شریعت نمی­رسند مگر با قربانی دادن، و تغییر این وضعیت سکولاریستی کنونی به سوی تحیکم شریعت خداوند متعال خواهان بهایی گزاف است که مسلمانان باید از خونشان پرداخت کنند. بر وی لازم است که این را دریابد و آن را به مردم بیاموزد و این کوچکترین چیزی است که مسلمان خواهان شریعت باید آن را انجام دهد.

اگر کسی گفت: چگونه ما را برای تلاش و مجاهدت در راه تحکیم شریعت فرا می­خوانید و شما می­دانید که این کار، فراخوانی برای جنگ با ملت­های کفر خواهد بود؟

در جواب می­گویم: «ولو کره الکافرون» (هر چند كه كافران دوست نداشته باشند)، آیا ما باید از دولت­های کفر انتظار داشته باشیم که به ما اجازه دهند تا شرع خداوند متعال را حاکم کنیم؟ اگر این گونه باشد براستی فریب خورده و خسارتمندی بیش نیستیم. ما چه جایگاهی در این قول خداوند متعال داریم:

‏­«فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ‏‏‏» غافر ۱۴
‏«اكنون كه چنين است، خدا را به فرياد بخوانيد و عبادت و طاعت را خاصّ او بدانيد، هر چند كه كافران دوست نداشته باشند.»

معنی این قول خداوند متعال که بعد از هر نمازآن را تکرار می­کنیم چیست:
«لا إله إلا الله مخلصين له الدين ولو كره الكافرون» یعنی: «هیچ معبود بر حقی نیست جز خداوند، عبادت و طاعت را خاصّ او بدانيد، هر چند كه كافران دوست نداشته باشند.»

ادامه خواندن سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۳)

سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۲)

سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۲)

مؤلف: شیخ ابراهیم سلیمان

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

محمد قطب رحمه الله می­فرماید: «به داعیانی که به دمکراسی دعوت می­کنند صادقانه می­گویم: دمکراسی به شکل موجود آن در زمین هیچگاه آنها را به اسلام نخواهد رساند؛ چرا که دمکراسی به طور اساسی با هر گونه التزام سابق حتی اگر از جانب خداوند متعال باشد در تعارض است و حتی اولین چیزی که این دمکراسی آن را به کنار می­گذارد التزام به آن چیزی است که از سوی خداوند متعال آمده است. سپس به آنها می­گویم دمکراسی هیچگاه آنها را به اسلام نخواهد رساند چرا که کسانی که وارد بازی دمکراسی شده­اند، درها را برای هر فاسد و مفسدی در زمین می­گشایند اما هیچگاه آن را برای اسلام باز نمی­کنند و قضیه الجزایر در این رابطه همچنان حی و حاضر است و از اذهان پاک نشده­ است. حق هر گروهی از بشریت است که اکثریت صندلی­های پارلمان را به دست آورد جز مسلمانان. پس با خود و مردم رو راست باشیم؛ قطعا چیزی که خواهان آن هستیم فقط اسلام است و بر همین اساس نامی جز اسلام نیز برای آن وجو ندارد. این داعیان چنین گمان نکنند که اگر آنها هویت خود را مخفی سازند و نقاب دمکراسی بر چهره زنند به آنها اجازه داه می­شود و می­توانند مسیر خود را طی کنند؟! هرگز بلکه سگان شکاری شامه­ای قوی دارند و از دور تشخیص می­دهند.

­«فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ‏» حجر ۹۴
‏«پس آشكارا بيان كن آنچه را كه بدان فرمان داده مي‌شوی (كه دعوت حق است) و به مشركان اعتنا مكن (كه چه مي‌گويند و چه مي‌كنند).» پایان سخن قطب رحمه الله، از کتاب «لا إله إلا الله عقيدةٌ وشريعةٌ ومنهاج حياة» کتاب بزرگی که شایسته است هر مسلمانی که لا إاله إلا الله را بر زبان آورده است آن را بخواند.

ادامه خواندن سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۲)

سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۱)

سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۱)

مؤلف: شیخ ابراهیم سلیمان

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على الصادق الأمين نبينا محمدٍ وآله وصحبه ومن تبعهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، أما بعد:

فاللهم لك الحمد؛ خلقتنا على الفطرة وأنشأتنا على الإسلام وحببت إلينا الإيمان وزيّنته في قلوبنا وكرّهت إلينا الكفر والفسوق والعصيان، اللهم فجعلنا من الراشدين.

هیچ نعمتی با نعمت اسلام برابری نمی­کند، اسلام راز وجود آدمیت است، نعمتی است که اگر از بنده گرفته شود مانند چهارپایان خواهد شد. راست گفته­اند که: «این دین چقدر عظیم است، اگر اهل آن در سربلند کردنش تلاش کنند.»

دین بزرگ و با عظمتی است كه به تمام زندگی­ سر و سامان می­بخشد و با نظمی عجیب بین مصالح عام و خاص سازگاری ایجاد می­کند. این دین هیچ گوشه­ای از زندگی آدم را رها نکرده است مگر اینکه آن را تصحیح و اصلاح نموده است. از لحظه بیدار شدن بنده تا هنگام خواب، هیچ لحظه­ای از لحظه­های زندگی وجود ندارد مگر اینکه مفهوم اسلام در آن اشکار است بلکه حتی احکام اسلام در زندگی بنده به لحظه خوابش وارد می­شود و خوابی که می­بیند اسلام بر آن حکم می­کند؛ پس قسمتی از خواب اعتباری ندارد و قسمتی از آن بدان بنده بشارت داده می­شود و حکمی بر آن اعمال نمی­شود و قسمتی دیگر واجب است که از آن دوری نماید. پس چه دینی بزرگتر و با عظمت­تر از این دین است؟

براستی مسلمان حقیقی کسی است که خداوند متعال را آنگونه که شایسته و سزاوار پرستش است، عبادت می­نماید و این دین را آنگونه که از جانب خداوند متعال آمده است، بر می­گیرد و در این راه هیچگونه توجهی به هوی و هوس خود و نیز امیال و آرزوهای دیگران نمی­دهد و هرگز آراء و نظرات پلید مردم را بر الله متعال و رسولش صلي الله عليه وسلم مقدم نمی­شمارد.

همانا مسلمان حقیقی کسی است که امر و فرمان خداوند متعال را بدون هیچگونه شک و تردیدی در پیش می­گیرد و برای او کافی است که این دستور از جانب خداوند باشد تا تسلیم آن شود. خداوند متعال می­فرماید:

­«وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ» احزاب ۳۶
«هيچ مرد و زن مؤمنی، در كاري كه خدا و پيغمبرش داوری كرده باشند (و آن را مقرّر نموده باشند) اختياری از خود در آن ندارند (و اراده‌ی ايشان بايد تابع اراده‌ی خدا و رسول باشد).»

بلکه بالاتر از این باید تسلیم کامل هم باشد.

‏­«فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا‏» نساء ۶۵
«‏امّا، نه! به پروردگارت سوگند كه آنان مؤمن بشمار نمي‌آيند تا تو را در اختلافات و درگيري­های خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و كاملاً تسليم (قضاوت تو) باشند.»

پس لازم و ضروری است که هرگونه حرج و ناراحتی را از نفس زدود و به طور مطلق تسلیم امر پروردگار شد تا ایمان صحت یابد.

ادامه خواندن سکولاریسم یا شریعت ؟ چه کسی هزینه ی برپایی حکم شریعت را می دهد ؟ (۱)

روابط متقابل مدارس دینی با حکومت اسلامی

روابط متقابل مدارس دینی با حکومت اسلامی

به قلم : عبدالباسط / مدرسه علوم دینی شیخ ضیائی بندر عباس

با آنکه علمای موجود در مدارس دینی نقش به سزائی در بر افراشته نگه داشتن علوم شرعی و پرورش نسلی تابع قانون شریعت الله در برابر کفار سکولار و منافقین محلی بر عهده دارند، با این وجود نقش اساسی آنها بعد از تربیت این نسل فعال، به تدوین اصول اساسی و پایه‌های مقررات اسلامی جامعه و تعاون آنها در تمام ابعاد با حکومت اسلامی بر می گردد .

در این صورت مدارس دینی پشتوانه های غیر قابل انکار حکومت اسلامی هستند و حکومت اسلامی هم فضای مناسبی برای رشد و تکامل مدارس دینی را فراهم می کند . و به این شکل، هر یک، کمک و پشتیبان آن دیگری است، که لازم است درک گردد؛ و میزان اهمیت این رابطه توسط طلبه های مدارس دینی و حکومت اسلامی روز بروز قویتر و واقعیتر گردد.

در این صورت کفار سکولار جهانی و بخصوص دارودسته ی منافقین که با ادبیاتی شبه اسلامی با جنگ روانی و تبلیغات وسیع ماهواره ای و حتی فضای مجازی خود سعی در بی تفاوت یا حتی بدبین کردن طلبه ها به حکومت اسلامی هستند بدون شک در همان قدم اول دشمن تمامی مدارس دینی و محتوای کتبی هستند که در این مدارس تدریس می شوند . چون دین سکولاریسم به هیچ یک از قوانین شریعت الله ایمان ندارد .

البته در میان حکومت اسلامی هم انگیزه هائی وجود دارد که نظام اسلامی را نسبت به مدارس دینی بی اعتنا یا بیگانه بدارد، اینهم ظلم آشکاری در حق حکومت اسلامی و مدارس دینی است که هر دو صدمه می بینند. بلکه لازم است دلسوزان اسلام و مسلمین در «تکمیل» و «تصحیح» و «تقویت» حکومت اسلامی نهایت جهد و تلاش خود را مبذول دارند.  

وابستگی حکومت اسلامی به علمای دینی

وابستگی حکومت اسلامی به علمای دینی

به قلم : عبدالباسط / مدرسه علوم دینی شیخ ضیائی بندر عباس

حکومت اسلامی به عنوان سپری برای مسلمین در برابر تهاجمات کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی همچون موجودی زنده است که نیاز به حمایت و پرورش دارد. مهمترین کسانی که می توانند در جنگ روانی دشمنان در دفاع از نظام اسلامی نقش ایفا کنند و همچنین نقایص حکومت اسلامی را تشخیص و درمان نمایند علمای دینی هستند .

 در این صورت می توان گفت نظام اسلامی به طبیعت خود، نظامی وابسته‌ به علمای دین است؛ و علمای دین، هم از این حیث که در پدید آوردن این نظام سهم وافر را داشته‌اند و هم از این جهت که مردم درباره‌ نظام به آنها مراجعه می‌کنند و هم از این جهت که خود از جهات مختلف و در مشاغل مختلف، در نظام مسئولند … .باید از وضعیت و موجودیت نظام، آن‌چنان که هست، مطلع باشند؛ نقایص را بشناسند و پیشرفت‌ها را بدانند؛ آن‌جا که کمک لازم است، آنرا تشخیص بدهند؛ آنجا که دشمن به آن توجه پیدا کرده و هدف گرفته است، آنرا شناسایی کنند تا بتوانند نقش صحیح خود را در تداوم این نظام ایفا کنند.

در این صورت مدارس دینی و علمای دین نمی‌توانند از وضع نظام بی ‌خبر باشند و بی ‌خبر بمانند و این بی ‌خبری را تحمل کنند. وابستگی این نظامها به علمای دینی به گونه ای است که حتی کل نظام به نام علمایان آن مذهب معرفی می گردد . مثلا به جای اینکه بگویند امارت اسلامی افغانستان می گویند حکومت طالبان، یا به جای اینکه بگویند جمهوری اسلامی ایران می گویند حکومت آخوندها.

تحجر و عقب ماندگی در عدم درک وضع موجود و نیاز روز مسلمین

تحجر و عقب ماندگی در عدم درک وضع موجود و نیاز روز مسلمین

به قلم:  ابوعبدالله جاف جوانرو

الله تعالی می فرماید: فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (انعام/۴۳)آنان چرا نباید هنگامی که به عذاب ما گرفتار می‌آیند، خشوع و خضوع کنند ؟ ولی دلهایشان سخت شده است و شیطان (هم) اعمالی را که انجام می‌دهند برایشان آراسته و پیراسته است .‏

سید قطب رحمه الله در تفسیر این آیه در مورد این اشخاص از کلمه ی تحجر استفاده نموده و می گوید:  والقلب الذي لا ترده الشدة إلى الله قلب تحجر فلم تعد فيه نداوة تعصرها الشدة….[۱]

تَحَجُّریعنی واپسگرائیمنفی، سنگ شدن که از نوعی سنگ دلی، تنگ نظری و کوته بینی سرچشمه می گیرد و نقطه ی مقابل آن شرح صدر است. متحجرین در میان مسلمین مقدس نمایانی هستند که با تنگ نظری و کوتاه فکری خود جلو، بالندگی و رشد اسلام و اصلاحگری در میان مسلمین را گرفته و به نام اسلام به اسلام و مسلمین صدمه می زنند.

تَحَجُّر در مسائل اداری و حکومتی که نیاز اساسی مسلمین است یعنی اینکه : شخصی که ادعای چنین کار بزرگی را دارد نتواند نیازهای زمان و لوازم هر لحظه لحظه زندگی یک ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در یک وضعیت ایستا و بدون انعطاف، حکم نماید و کار کند و پیش برد که اصلا امکان پذیر نیست.

تَحَجُّر در مسائل حکومتی یعنی اینکه: شخصی که می خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام، برای بنای جامعه استفاده کند در قرون گذشته گیر کرده، و الان مسلمین و نیازهای روز و وضع موجود مسلمین را درک نکند، و برای نیاز یک ملت و یک نظام و یک کشور که نیاز لحظه به لحظه است، نتواند علاج و دستور روز را نسخه کند و ارائه دهد.

چنین روحیه ای همچون یک بلای بزرگ علاوه بر بدنام شدن خود، همچون یک سد در برابر حرکت مسلمین عمل خواهد کرد.


[۱] فی ظلال القرآن، ج‏۲، ص: ۱۰۹۰

وظیفه مشترک علمای فقه و دانشجویان دانشگاهها در مورد مسائل روز حکومتی

 وظیفه مشترک علمای فقه و دانشجویان دانشگاهها در مورد مسائل روز حکومتی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

تشکیل حکومت بر اساس هر مذهب و عقیده ای که باشد وظایف سنگین و بی سابقه ای را بر دوش علمایان همان عقیده و مذهب می گذارد. استثنائی و بی سابقه از این بابت که شرایط بین المللی و جامعه ی کنونی نیازهای خاص خودش را دارد که ممکن است در مواردی با تمام آنچه که در گذشته رخ داده متفاوت باشد.

هم اکنون که ما در سرزمینهائی دارای حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی هستیم که داعیه دار تحقق مقررات اسلامی در همه صحنه های زندگی است، وظیفه ای استثنائی و بی سابقه بر دوش متخصصین امور فقهی نهاده است و آن تحقیق تنقیح همه مباحث فقهی ای است که تدوین مقررات اسلامی برای اداره هر یک از بدنه های نظام اسلامی بدان نیازمند است.

زمانی که فقه اسلامی اداره زندگی فرد و جامعه با آن گستردگی و پیچیدگی و تنوع را از وظایف اصلی خود می داند نیازمند مباحثی تازه و کیفیتی ویژه  متناسب با نیازهای روز مسلمین است؛ و این همان طور که نظام اسلامی را از نظر مقررات و جهتگیری های مورد نیازش، غنی می سازد حوزه فقاهت را نیز جامعیت و غنا می بخشد.

روی آوردن به فقه حکومتی و استخراج احکام الهی در همه شئون یک حکومت، و نظر به همه احکام فقهی با نگرش حکومتی یعنی ملاحظه تأثیر هر حکمی از احکام در تشکیل جامعه نمونه و زندگی سالم اسلامی امروز یکی از واجبات اساسی در حوزه فقه اسلامی است که نظام علمی متخصصین فقه اسلامی، امید برآمدن آنرا زنده می دارد.

در میان درسهای اصلی مورد تدریس در مدارس دینی باید درسهای استدلالی قوی ای مخصوص فقه حکومتی وجود داشته باشد تا مسائل جدید حکومتی و چالشهایی را که بر سر راه حکومت قرار می گیرد و مسائل نو به نو را که برای ما دارد پیش می آید، از لحاظ فقهی مشخص و روشن کنند، و پس از انجام بحثهای مختلف فقهی در این زمینه ثمره ی این بحثها در اختیار روشنفکران و نخبگان گوناگون دانشگاهی و غیر دانشگاهی قرار می گیرد و اینها را به فرآورده هایی تبدیل می کنند که برای افکار عمومی، دانشجویان و ملتهای دیگر قابل استفاده است.

این کار بایستی انجام گیرد، ما این را لازم داریم. محصول این کاوشهای عالمانه علاوه بر انکه نیاز روز خودمان است می تواند در معرض استفاده ملتها و نخبگان دیگر کشورها هم قرار بگیرد