متاسفانه به دلیل
اینکه با صدر اسلام فاصله ی زیادی داریم واکثرمسائلی که به نام«سنت عملی»
پیامبرصلی الله علیه وسلم مطرح است به صورت شعارگونه مانده است، ومدعیان پیروی
از«سنت» رسول الله صلی الله علیه وسلم «سنت» را در مسائل فقهی شخصی خاص مذهب
خودشان خلاصه کرده اند، به نسبت «سنت عملی» پیامبرصلی الله علیه وسلم در باب
برخورد ودعوت و هدایت دیگران وهمچنین برخوردهای سیاسی ایشان و شیوه ی حکومت داری
توجه چندانی نشده است وشاید بسیاری متوجه نشده باشند که پیامبر درآن امورهم مطالب
و اعمالی داشته اند که قابل تأمل هست.
این دسته از
مسلمین با برجسته کردن بخشهائی از سنت موجود در مذهب خود که مخالف با مذاهب دیگر
اسلامی است آشکارا امور جزئی و شخصی را
چنان برجسته می کنند که در طول تاریخ به خاطرش خونها ریخته اند. هنوز در میان
مسلمین این اختلاف وجود دارد که مثل حنفی ها دست را پائینتر از ناف بگیریم یا مثل
شافعی ها بالاتر از ناف یا مثل حنبلی ها بر روی سینه یا مثل مالکی ها و شیعه ها
اصلا دست نگیریم ، و چون هر کسی بر آنچه دارد اصرار می ورزد و ادب اختلاف را بلد
نیست، همین سنتها باعث از بین رفتن فرضها و حتی واجبات بی شمار و حتی انجام حرامها
و گناهان بزرگی چون تفرق، جنگهای داخلی و قتل نفس شده است.
پرداختن به این امور جزئی و بزرگنمائی کردن آنها
مسلمین را از اولویتهای شریعت و امور کلان و اساسی که حکم اسلکلت دارند محروم کرده
است .
واکنش شرعی مسلمین در برابر جنگ
مسلحانه ی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و جنگ تبلیغی و سرد اسلامی آمریکائی و تشیع
انگلیسی
به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو
اگر می بینیم که بر اثر بیداری اسلامی
مسلمین احساس عزت نموده و به اسلام خودشان افتخار می کنند و به آینده ای روشن امید
بسته اند، باید این را نیز بدانیم که این بیداری و قدرت گیری مسلمین مورد رضایت کفار
سکولار و اشغالگر خارجی و دارودسته ی منافقین و سکولارزده ها نبوده ونیست .
کفار جهانی و مرتجعین منتسب به اسلام
که در میان اهل سنت به اسلام آمریکائی (متحجر – لیبرال و سکولار) و در میان تشیع
به تشیع انگلیسی شناخته شده اند از چنین بیداری واهمه دارند. همه فهمیده اند و
دانستند که اسلام از جا برخاسته و حرکت را آغاز کرده و بازوان خود را باز کرده است
و به مسلمانان امید و به مستضعفان نوید میدهد؛ و این هم خواهد شد.
ترفندهای تبلیغاتی آمریکا و متحدینش و استفاده ی ابزاری از دین فروشان از کانال شبکه های ماهواره ای و مجازی و احزاب مسلح و یا اردوگاه نشین خود فروخته، خود دلیل محکمی بر عجز آنان در مقابله با انقلاب اسلامی مسلمین و نشان بارزی بر تداوم این راه مقدس در زادگاه نظام نوین اسلامی است.
مسلمین، بهتر از هر کس دانسته اند که تنها
سنگر مستحکم در برابر زر و زور اردوگاه استکبار و بویژه امریکای غدار – که امروز
علناً دم از سلطهگری بر ملل مظلوم و ضعیف میزند – تمسک به اسلام و قرآن و پایبندی
به اصول نجاتبخش آن است، و انحراف از این اصول، راه را بر نفوذ دشمنان اسلام باز،
و آنان را در سلطهی انتقامجویانه بر ملتی که بزرگترین ضربه را بر منافع نامشروع و
حیثیت دروغین مستکبرین وارد آورده، کامیاب میسازد.
به همین دلیل مسلمین باید این جنگ گرم
و روانی و تبلیغی دشمنان را درک نموده و از قدرت حکومتی حکومت اسلامی خود که به
عنوان سپری در برابر دشمنان خونخوار سکولار خارجی و مرتدین جنایتکار محلی از آنها
حمایت می کند پشتبانی و دفاع کنند و با ترفندها و توطئههایی که از سوی این دشمنان
کافر خارجی و دست نشاندگان محلی آنها و بخصوص متولیان جنگ تبلیغی و روانی اسلام
امریکایی و تشیع انگلیسی صورت می گیرد مبارزه ای جدی و شرعی نمایند .
دارودسته ی منافقین، معنویتهای عوام فریبانه و تجربیاتی که باید از آنها
درس گرفت
به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو
قرنهاست که اسلام و حرکتهای شریعت گرای
انقلابی مسلمین از علمای طواغیت و بخوصوص دارودسته ی منافقین که اسلامی
سازشکار با طاغوتها و ظالمین را تبلیغ می
کردند بیشتر از کفار اصلی و کفر صریح آنان لطمه دیده است. امروز هم خطر اسلام آمریکائی
که به عنوان خادم و مبلغی برای آمریکا و سایر کفار اصلی و نوکران محلی آن تبلیغ می
شود از خطر ابزارهای نظامی و سیاسی امریکا کمتر که نیست
بلکه بیشتر است.
اینها که در لباس عالم دینی و با داشتن
شبکه های ماهواره ای و منبرهای سخنرانی و حتی مقامات اداری و سیاسی هم فعالیت
دارند دشمنانی داخلی هستند که باید همچون یک بیماری واگیر از آنها برحذر بود و
آنان را در سخن و اشاره و جهت گیریشان باید متهم کرد و هرگز درصدد جلب کمک آنان
نباشیم.
بعضی از این آفتها ادعای معنویت و
معنویت گرائی دارند اما باید گفت آدم معنوىیى که با ظلم مىسازد، با طاغوت مىسازد،
با نظام ظالمانه و سلطه مىسازد، این چطور معنویتى است؟ اینگونه معنویت های عوام
فریبانه در اسلام جایگاهی ندارند.
مسلمین در برابر کارنامه ی سیاه این
اشخاص چگونه می توانند چشم خود را ببندند؟ اینها تجربه است. مسلمین با بررسی کارنامه ی اینها و چنگ زدن به
وحدت اسلامی و دوری از تفرق و جنگهای داخلی در حال حرکت به سوی اسلام راستین است
که از شرق تا غرب دنیای اسلام، همه جا را فراگرفته و این همان چیزی است که دشمنان
اسلام را دستپاچه کرده است.
به هیاهوی تبلیغاتی کفار سکولار جهانی و
جنجال و قدرتنماییای که میکنند، نگاه نکنید؛ آنها به همراه نوکران جنگ روانی و
دست نشاندگان محلی شان از اسلام ترسیدهاند و حرکت عظیم اسلامی، آنها را سراسیمه
کرده است؛ به همین دلیل مجبورند به قدرت نظامی متوسّل شوند.
اما این قدرت نظامی هم به دردشان نمی
خورد چون ایمان و عقیده ی جهادی مسلمین و حرکت وحدت گرای آنها با زور اسلحه از بین
نمی رود. مسلمین در حال بیدار شدن و برخاستن هستند و دشمنان این موضوع را فهمیدهاند.
آیندهی مسلمین، آیندهای است که اسلام ترسیم کرده است. ما موظّفیم با این همه تجربیاتی
که داریم از اشتباهات گذشته و خطاکاران کنونی درس بگیریم و آگاهانه ، هدفمند و
حرکتی از کانال یکی از «۳ابزار» برتر این پیشرفت را تسریع و تسهیل کنیم.
یا دین اسلام یا دین سکولاریسم، کدامیک را می پذیری؟
به قلم: ابوعبدالله موکریانی
در برابر کفار سکولار و اشغالگر جهانی و دارودسته ی مرتدین تنها آهن
و قدرت نظامی از کانال یکی از «۳ابزار» برتر[۱] است که از ما و عقاید و اندیشه
های ما حمایت می کند . تنها قدرت نظامی است که حرف اول را می زند.
زمانی که دین اسلام به صورت کامل آن تبلیغ می گردد و حتی زمانی که حکومتی
اسلامی تشکیل می شود بدون شک کفار سعی خواهند کرد با انواع روشهای نظامی و روانی و
اقتصادی به جنگ با آن بیایند.
انواع شکنجه ها و محاصره و
تحریم اقتصادی – اجتماعی مسلمین در شعب ابی طالب قبل از تشکیل حکومت اسلامی و
جنگهای احد و احزاب و دهها جنگ کوچک و بزرگ بعد از تشکیل حکومت اسلامی گواه روابط
متقابل دین اسلام و دین مشرکین (سکولاریستها) است .
در این صورت جنگ اسلام با مشرکین و برائت و بیزاری مسلمین از مشرکین(سکولاریستها)
اصلی است انکار ناپذیر که نشان می دهد هیچ گونه سازشی بین این دو وجود ندارد و
جنگی دائمی بین آنها حاکم است تا اینکه یکی تسلیم دیگری گردد.
مشرکین(سکولاریستها) یا واقعاً مسلمان می شوند و با منحصر کردن
مفاهیم و محتوای چهار گانه ی دین[۲] به دین اسلام، دین خود را برای الله خالص می
کنند یا اینکه در قالب منافقین فرو می روند و تنها در ظاهر و به صورت اجباری محتوا
و مفاهیم چهار گانه ی دین را به دین اسلام می دهند.
مسلمین هم یا مقاومت می کنند و دین خود را برای الله خالص می کنند (مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ) یا اینکه به سبک دارودسته ی منافقین به میل خود یا اجباراً دست از
محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین خود کشیده و تسلیم محتوا و مفاهیم چهار گانه ی دین
سکولاریسم می گردند. الله تعالی در مورد این دسته می فرماید:
وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ
حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن یَرْتَدِدْ مِنکُمْ
عَن دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی
الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (بقره/۲۱۷) ( مشرکان ) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از آئینتان
برگردانند، ولی کسی که از شما از آئین خود برگردد و در حال کفر بمیرد، چنین کسانی
اعمالشان در دنیا و آخرت بر باد میرود، و ایشان یاران آتش ( دوزخ ) میباشند و در
آن جاویدان میمانند .
پس، همه باید بدانیم که شخص یا دین اسلام را دارد یا دین مشرکین (سکولاریستها) را . شخص نمی تواند هم مسلمان باشد هم سکولار، هم مسلمان باشد هم دموکراسی خواه.
باید واضح و روشن و بدون کوچکترین ترس و تردیدی به این مشرکین (سکولاریستها)
گفت: قُلْ
یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ ….. لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ
دِینِ (سوره کافرون آیه ۱ و۶) بگو : ای کافران !…دین
خودتان برای خودتان، و دین خودم برای خودم !
[۱] قانون شریعت الله و سپس تاریخ مسلمین تنها قدرت
نظامی ناشی از «۳ابزار» را به ما معرفی می کند که چهارمی ندارد . این سه ابزار
عبارتند از : ۱- خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار
و وسیله ست (مثل حکومت رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین رضی الله
عنهم) ۲- حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ
النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند (مثل حکومت امویها و عباسی ها و عثمانی ها) ۳-
شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و
حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .
غیر از این «سه ابزار» که تنها و سیله
و ابزارهای ضمانت حفظ وحدت و حتی ایجاد وحدت و شورای متخصصین هستند دیگر هیچ ابزار
و وسیه ی دیگری برای مسلمین وجود ندارد که بتواند به پیروزی و نصرتی که الله وعده
اش را داده دست پیدا کند، و هر چه بعد از این «سه ابزار» آگاهانه، هدفمند و حرکتی
وجود دارد کلا تفرق و سستی و ذلیلی و هدر رفتن انرژی مسلمین است.
[۲] ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و
برنامه ۳- اطاعت از این قانون و حاکمیت ۳- مجازات کردن و پاداش دادن بر اساس این
قوانین و توسط این حاکمیت
الحمد لله و کفی والصلاة والسلام على
عبده المصطفى وعلى آله و صحبه الذين اصطفى و على من اتبع هديهم و اقتفى أثرهم و
اكتفى، وبعد …
کسی که به حال کنونی امت مان نظری بیندازد
به خاطر تناقضات بزرگی که در ظاهر امت می بیند به ناچار دچار احساس غریبی می شود.
به خاطر امکانات بسیار زیادی که در تملک این امت است و بین حقیقت کنونی اش که امتی
است به جای مانده و غرق در وارونگی ها و شکست ها و عقب نشینی های پی در پی در تمام
زمینه ها ..
این امت تمام امکانات و نیروهایی را که
دولتها و امتهای در حال پیشرفت ـ بر حسب تعبیر امروزی ـ در رؤیاهایشان می پرورانند
در اختیار دارد و بلکه به مراتب بیشتر از آن را ..
از ناحیه ی نیروی بشری ما صاحب جمعیتی بیش
از یک میلیارد و دویست و پنجاه ملیون نفر هستیم که اغلب آن را جوانان تشکیل می دهند
و این نیروی اساسی و بلکه ستون فقرات هر امتی به شمار می آید
و از لحاظ انرژی های طبیعی (نفت، گاز و
…) صاحب چنان قابلیت هایی هستیم که سرزمین هایمان ذخایر درجه¬ی یک این منابع به
حساب می آیند و حرص و طمع و اشتیاق شدید دولتهای استعماری، چه در گذشته و چه در
حال، برای تقسیم سرزمین هایمان خود دلیل قاطعی است برصحت آنچه که بیان شد.
دشمنانمان حتی به خاطر موقعیت جغرافیایی
که این امت در آن قرار گرفته بر ما حسد می¬ورزند چرا که موقعیتی حساس و استراتژیکی
است. همه ی اینها به اضافه ی آب های فراوان و زمین های حاصلخیز، ودیگر مسائلی
مانند وحدت دین و اعتقادات و نگرش های میان امت ..
امت ما توانمندی ها، پتانسیل ها و شایستگی
های لازم را برای نمایندگی بشریت و به دست گرفتن رهبری آن را دارد و شرعاً نیز چنین
چیزی از آن خواسته شده است چنانکه خداوند می¬فرماید:
«شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها پدیدار شده¬اید (مادام که) امر به معروف و نهی از منکر می¬نمایید و به خدا ایمان دارید.»
و این آن چیزی است که این امت فقیر باید
از نو آن را درک کند .. تا حقیقت و ارزش خویش را بشناسد و پی ببرد که برای این به
وجود آمده است که نمونه و پیشگام باشد، پیشوا در خیر باشد نه در شر، پیشوایی در
سرمشق شدن و قدرت باشد نه در ضعف و سستی و تبعیت از دیگران.
پیام تبریک شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی به مناسبت فرا رسیدن
عید سعید قربان ۹۸
بسم الله و
الحمد لله
الله أکبرُ الله
أکبرُ الله أکبر، لا إله إلا الله، الله أکبر، الله أکبر ولله الحمد
اما بعد:
السلام علیکم
ورحمه الله و برکاته
تقبّلَ اللهُ منّا
ومنكم صالحَ الاعمال، أعادهُ اللهُ علينا وعليكم بالخيرِ واليُمنِ والبركاتِ وفي
أحسنِ حالٍ على المسلمینَ جميعاً، مع اختلافِ
مذاهبهم وآراءهم ومدارسهم و تَنَوُّعِ
لغاتهم وألسنتهم وقومیاتهم .
روز دهم ماه ذی
الحجه که روز عید بزرگ قربان است را به همه ی مسلمین تبریک می گویم واز الله تعالی
خواستارم که جهاد و اعمال ۹روز گذشته، به خصوص روز عرفه را، از ما بپذیرد که در
فضیلت و بزرگی این دهه مبارک فرموده است: وَالْفَجْرِ* وَلَیَالٍ عَشْرٍ (الفجر/۲-۱) قسم به سپیده دم و قسم به شب های دهگانه؛ و الله سبحانه و
تعالی به مسلمین سفارش می کند که در این ایام مبارک: وَيَذْكُرُوا
اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ (الحج/۲۸)
ونام الله را یاد کنند در روزهای مشخص.
از ابن عمر رضی الله عنهما هم روایت است که رسول
الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَا مِنْ
أَيَّامٍ أَعْظَمُ عِنْدَ اللهِ، وَلَا أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعَمَلِ فِيهِنَّ
مِنْ هَذِهِ الْأَيَّامِ الْعَشْرِ، فَأَكْثِرُوا فِيهِنَّ مِنَ التَّهْلِيلِ،
وَالتَّكْبِيرِ، وَالتَّحْمِيدِ» «هیچ ایامی نیست که عمل صالح در آن محبوبتر از
این ایام دهگانه باشد؛ پس در آنها بسیار تهلیل (لا اله الا الله) و تکبیر (الله
اکبر) و تحمید (الحمدلله) بگویید»[۱] از سَمُرَة بن
جُنْدُب رضی الله عنه روایت شده که
گفت: رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمودند: محبوب ترین سخن نزد الله چهار چیز
است: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله والله اکبر است و با هر کدام از
اینها که شروع کردی اشکالی ندارد.[۲]
امروز لازم است
که مسلمین بار دیگر با کفر به طاغوت و مقتضای «لا اله» و منحصر کردن مفاهیم و محتوای
چهار گانه ی[۳]
دین به دین اسلام، دین خود شان را برای الله تعالی خالص کنند چنانچه می فرماید: اَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ (زمر/۳)
آگاه باشید! تنها دین خالصانه برای خدا
است و بس. در این صورت: فَادْعُوا اللَّهَ
مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ (غافر/۱۴) اکنون که چنین
است، خدا را به فریاد بخوانید و دین را خاصّ او بدانید، هر چند که کافران دوست
نداشته باشند.
با این مقدمه ی
ضروری است که «الا الله» وَالتَّكْبِيرِ وَالتَّحْمِيدِ ما روح می گیرد، و ما را
در مسیر کسانی قرار می دهد که الله تعالی در موردشان فرموده است: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن
بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا
(بقره/۲۵۶) کسی که کفر به طاغوت کند (و از طاغوت نافرمانی کند) و به الله ایمان بیاورد، به محکمترین دستاویز چنگ
زده است ( و او را از سقوط و هلاکت میرهاند و) اصلاً گسستن ندارد .
در این صورت
همان بخش اول شهادتین، یعنی «لا اله» کفر به تمام طاغوتها[۴] را می
رساند که، یکی از طاغوتها همین سکولاریستها و باورهایشان هستند. برائت از مشرکین و
سکولاریستها بخشی از کفر به طاغوت و قسمتی از توحید را شامل می شود که در آن،
اجتهادی وجود ندارد. اما علاوه بر این و به صورت مختص و ویژه، در حج اکبراصل دیگری
تحت عنوان برائت و بیزاری از همین سکولاریستهای نجس[۵] مطرح
می شود و الله متعال می فرمایند:«وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى
النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
وَرَسُولُهُ» (توبه/۳) و این اعلامى است
از ناحیه ی الله و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که الله و پیامبر او از مشرکان بری و بیزارند… .
واکنش دشمنان «بیداری اسلامی» در برابر
حرکت و نام این جریان
به قلم: ابوعبدالله موکریانی
دشمنان اسلام با تولید جریانات موازی و
شبیه اسلام، معجونی را به خورد مسلمین اکثراً ناآگاه داده اند که در این اسلام
تقلبی از خود بیگانگی و نوعی تخدیر و به خواب رفتن مسلمین دیده می شود . به همین
دلیل این دشمنان از عبارت«بیداری اسلامی» واهمه و ترس دارند و دوست ندارند برای
جریان نوین مسلمین از این عبارت استفاده شود. چرا؟ چون زمانی که اسلام در هیئت حقیقی
و قوارهی واقعی خود بروز و ظهور پیدا میکند، تن اینها میلرزد و دوران عظمت و شکوه
مسلمین و ذلیلی خود را تجسم می کنند.
این دشمنان از اسلامِ بردهی دلار و غرق
در فساد و اشرافیگری و اسلامی که از محتوا و مفاهیم چهار گانه اش تهی و خالی شده
است نمی ترسند؛ از اسم اسلامی که امتداد و انتهائی در عمل و در تودهی مردم نداشته
باشد، نمی ترسند؛ اما از اسلام عمل، اسلام اقدام، اسلام تودهی مردم، اسلام توکل
به خدا، اسلام حسن ظن به وعده الهی که فرمود: «و لینصرنّ الله من ینصره»، می ترسند.
زمانی که این اسلام کامل و مدعی به
میدان می آید و حتی نشانه هائی از این اسلام مدعی و شریعت گرا پیدا می شود کفار
سکولار و اشغالگر جهانی به همراه مزدوران دست نشانده ی محلی شان به خود می لرزند « كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ * فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ (
مدثر/۵۰-۵۱) انگار آنان گورخران رمندهای هستند، گورخرانی که از شیر گریخته و رمیده
باشند .
بر این اساس این دشمنان تمایل ندارند
بیداری اسلامی رخ دهد و حتی عبارت بیداری اسلامی هم به کار رود . اما اینها چه
بخواهند چه نخواهند بیداری اسلامی حقیقی رخ داده است و در حال پیشروی قدرتمندانه
رو به جلو بوده و در میان تمام جوامع امتداد یافته و در میان تمام طبقات جامعه رسوخ پیدا کرده است و به
این آسانیها هم دشمنان نمی توانند آن را از راه خودش منحرف کنند.
پس به این دشمنان و مزدوران محلی آنها می گوئیم
: موتوا بغیظ اننا باقون رغم انوفکم
حاکمیت دارودسته ی منافقین(سکولارزده
ها) در سیستم دموکراسی از توهم تا واقعیت
به قلم: کارزان شکاک
متاسفانه به دلیل جهل مسلمین به مبادی اسلامی خود ما شاهد فعالیت گسترده ی دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) تحت عناوینی چون کمونیستهای مسلمان،اسلام گرایان دموکرات ، مسلمین سکولار، سکولار لیبرالهای مسلمان و سایر ترکیبات نامبارکی بوده ایم که همچون سدی محکم در برابر جریان بیداری اسلامی و جهاد مسلمین جهت بازگرداندن حکومت اسلامی و اخراج کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی عمل کرده اند.
این گروه با نامها و رنگهای متنوع و با
تمام توهمات و رؤیاهائی که برای مسلمین ضعیف الایمان و فریب خورده بافته اند هرگز
در رسیدن به خیر اسلامی و یا قسمتی از خیر طبق قانون شریعت الله از طریق پارلمان و
دموکراسی سکولاریستها موفق نبوده اند .
اینها در ابتدا چنین وانمود می کنند که : قانون
سکولاریستی کفر است و ما تا زمانی که به اکثریت نرسیده ایم و یا حکومت را در دست
نگرفته ایم فقط مخالف سیاسی هستیم و میخواهیم سخن اسلام را به اعضای پارلمان و
مسئولین سکولار برسانیم!
اما واقعیت این است که اینها دروغ گو و فریبکاران بی حیائی هستند که حیا برایشان بی مفهوم شده است برای همین هر کاری را انجام می دهند و هر سخنی بر زبان می رانند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إذا لم تستح فاصنع ما شئت
حاکمیت مشرکین(سکولاریستها) در دارالاسلام و حاکمیت مسلمین در
دارالکفر مشرکین
به قلم: ابوعبدالله موکریانی
دارالاسلام یعنی سرزمینی که بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی اداره می
شود و حاکم آن نیز مسلمان است.
در این دارالاسلام قدرت حکومتی و قانون و برنامه بر اساس دین اسلام
است و از مردم خواسته می شود از چنین حکومت و قانونی اطاعت کنند و چنانچه کسی
سرپیچی کند بر اساس همین قانون و توسط همین حکومت مجازات می گردد .
اما در حکومت سکولار قدرت حاکمیت در اختیار کفار مشرک (سکولار) است و
قوانین هم سکولاریستی هستند و از مردم هم خواسته می شود که از این حکومت و قوانین
اطاعت کنند و هر کسی از این حکومت و قانون سرپیچی کند توسط نیروهای نظامی و قدرت حکومتی
مجازات می گردد.
در این صورت هر کسی که خیال
کند یک کافر مشرک (سکولار) یا یک کافر یهودی یا نصرانی یا مجوس و صابئی می تواند
از طریق فعالیتهای تبلیغی و انتخاباتی در
دارالاسلام به حاکمیت مسلمین برسد یا می تواند قوانین اسلامی را به نفع عقیده ی
دین خودش عوض کند، در واقع در توهیم و یا دروغ آشکار و فریب کاری واضحی افتاده
است.
به همین شیوه زمانی که دارودسته ی منافقین (سکولارزده ها) تبلیغ می
کنند که از طریق بازیهای سیاسی و فعالیتهای
دموکراتیک در میان حکومتهای سکولار می توانند قانون شریعت الله را به
کرسی حکومت برساند و حکومت را از سکولار بودن به اسلامی بودن تغییر دهند، اینها
نیز آگاهانه مسلمین را فریب داده و با دروغها و توهماتی که می بافند سعی دارند با
نهادینه کردن دین سکولاریسم مسلمین را از مسیر اصلی اسلامی منحرف نموده و به خطواط
الشیطان بکشانند.
این همان توهمی است که امثال اردوغان و غنوشی و مورسی و غیره دروغ
بودن آن را ثابت نموده و تازه به دوران رسیده هائی چون جبهه سنت و سهاب و سایر
گروههای مسلح با شعارهای شبه اسلامی و به نام اهل سنت در پی کشاندن اهل سنت به
چنین توهمات و دروغهای آشکاری هستند.