فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

فقط کمی فکر کنید اگر دارالاسلام ایران در منطقه تضعیف شود برای مومنین اهل دعوت و جهاد چه اتفاقی می افتد؟ (۱)

به قلم: صلاح الدین مجاهد

ابتدا باید برای عده ای از مومنینی که آشنایی کافی با منهج اهل سنت و جماعت ندارند و بیشتر تابع رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی شده اند جای تعجب باشد که چرا کسی چون ماموستا کریکار بنیانگذار انصارالاسلام و امارت اسلامی هورامی غربی فتوا می دهد و به تمام اهل سنت و جماعت بیان می کند که در صورت جنگ بین ایران با با آمریکا یا صهیونیستها یا غرب یا هر کافر دیگری باید بدون شک از ایران حمایت کرد؟

این منهج اهل سنت و جماعت است که از دارالاسلام (با هر مذهب اسلامی که اداره شود) در برابر هر دارالکفری مهاجمی حمایت کرد، همان کاری که امثال ابن تیمیه و صلاح الدین ایوبی انجام دادند.

اهل سنت و جماعت می دانند که در صورت تضعیف دارالاسلام و تقویت پایگاه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی در سرزمینهای اسلامی نه تنها حاکمیتهای اهل بدعتی چون فاطمی ها صدمه می بینند بلکه کل مسلمین، اعم از شیعه و سنی صدمه خواهند دید.

اینجاست که صلاح الدین ایوبی به یاری حکومت شیعیان مصر در برابر کفار محارب نصرانی می شتابد و ابن تیمه هم به یاری حاکمیت بر شام در برابر کفار محارب سکولار مغول می آید، حاکمیتی که ابن تیمیه آنهمه توسط آن اذیت شده بود و در نهایت در زندان همین حاکمیت هم وفات کرد.

پس تنها مومنین آگاه به منهج اهل سنت و جماعتی که دارای انصاف و عدالت هستند می توانند در برابر چنین حاکمیتهایی بر اساس این حکم الله عمل کنند که می فرماید: ‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائدة /۸)

‏ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری و عدالت گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری و عدالت نکنید . دادگری و عدالت کنید که عدالت ( به ویژه با دشمنان ) به پرهیزگاری و تقوا نزدیکتر ( و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا ) است . (با اطاعت از دستورات الله از خشم) خدا پرهیز کنید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

با این مقدمه به چند پیامد‌های فاجعه بار برای منطقه در سایه تضعیف نقش دارالاسلام ایران می پردازیم.

ایران در زمان حاکمیت سکولاریستی پهلوی ها یکی از متحدین اصلی صهیونیستها و مهره ی دست نشانده ی آمریکا بود. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران دیدیم که نه تنها نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل در تهران بسته شد وهیات اسرائیلی بیرون رانده شد بلکه گامی اتخاذ کرد که هیچ کشوری در آن زمان جرات انجام آن را نداشت؛ ایران مقر نمایندگی دیپلماتیک رژیم صهیونیستی را به سازمان آزادی بخش فلسطین داد تا به عنوان اولین سفارت فلسطین در جهان شناخته شود و پرچم فلسطین در این سفارت برافراشته شد و در آن لحظه مقاومت فلسطین از انزوا و عزلت خارج شد.

ایران علاوه بر آن سفارت آمریکا و لانه ی جاسوسی آن در ایران را تسخیر کرد و گروگانهایی گرفت و نشان داد آن زمان که ایران حامی منافع غربی‌ها بود به پایان رسیده است و هم اکنون ایران بازوی اصلی مقاومت اسلامی در منطقه است.

این اقدام برای فلسطینی انجام شد که در آن هیچ شیعه ای وجود نداشت و همه ی مسلمین آن اهل سنت هستند، به دنبال آن بود که کمکهایی به نفع شیعیان عراق و لبنان و… صورت گرفت.

پس جبهه ی مقاومت اسلامی با بازوی قدرتمند ایران ابتدا به حمایت از اهل سنت فلسطین فرا منطقه ای شد و تاکنون و بعد از ۴۷ سال هنوز و تا همین لحظه (۴بهمن ۱۴۰۴ش) در حال تهدید شدن و پرداخت هزینه و تحمل فشار و جنگهای تحمیلی آمریکا و صهیونیستها به این منظور است.

 زمانی که جنبشهای سکولاریستی چپ و لیبرال ملی گرای عرب به صورت نوبتی خود را به آمریکا و غرب واگذار کردند، دارالاسلام ایران به تنها ریه و راه تنفسی جنبش‌مقاومت فلسطین تبدیل شد.

از مردم مومن و اهل دعوت و جهاد فلسطین بپرسید بزرگترین حامی شما در این سالها چه کسی بوده است؟ قطعا خواهند گفت دارالاسلام ایران.

دارالاسلام ایران بود که تنها در جنگ ۱۲ روزه ی با آمریکا و صهیونیستها نزدیک به یکهزار ایرانی قربانی داد و بزرگترین فرماندهان نظامی خود تا بالاترین سطوح را فدای صداقت خود در این جبهه ی مقاومت اسلامی کرد.

به نظر شما تضعیف نقش ایران در منطقه به نفع مومنین جبهه ی مقاومت اسلامی فلسطین است یا صهیونیستها و آمریکا و صهیونیستهای عربی چون حکام دست نشانده ی بر اردن و مصر و سوریه و امارات متحده عربی و آل سعود و…؟

اینجاست که متوجه می شویم اولین جماعتی که از تضعیف نقش ایران در منطقه ضررمند می شود مومنین اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت هستند. بخصوص اهل سنت فلسطین.

ادامه دارد … ان شاء الله

امارت اسلامی افغانستان باید جبههٔ خود را مشخص کند

امارت اسلامی افغانستان باید جبههٔ خود را مشخص کند

به قلم: فضل احمد هراتی

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم هنگامی که امت اسلامی را بنیان نهاد و مسیر دعوت و جهاد را ترسیم کرد، جبهه ی خود را با وضوح و صراحت مشخص ساخت، نه بر پایهٔ قوم، قبیله یا منفعت زودگذر، بلکه بر محور ایمان، عدالت و حق.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در مدینه برای استقرار دولت اسلامی، با چندین قبیله و گروه پیمان صلح و همزیستی عادلانه بست. این پیمان‌ها بر پایهٔ احترام متقابل و عدم دشمنی با اسلام بود، نه بر مبنای منافع زودگذر یا وابستگی قومی.

در «میثاق مدینه»، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم میان مهاجران، انصار و یهود مدینه پیمان بست تا در برابر دشمن مشترک متحد باشند. همچنین با قبایل ضمره، جهینه، مزینه، اشجع و بنی‌مدلج پیمان بست تا از مسیرهای تجارتی مسلمانان محافظت کنند و از تجاوز دشمنان جلوگیری شود.

اما وقتی برخی قبایل مانند بنی‌قریظه و بنی‌نضیر پیمان شکستند و به دشمنان اسلام یاری رساندند، رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بی‌درنگ با آنان برخورد قاطع کرد.

این تاریخ به ما می‌آموزد که جبهه‌داشتن در اسلام به‌معنای انتخاب آگاهانه میان حق و باطل است، نه سازش، نه بی‌طرفی.

جبهه سه بُعد اساسی دارد:

۱٫ جبههٔ اقتصادی: استقلال مالی، کنترل منابع داخلی و رهایی از سلطهٔ اقتصادی آمریکا و غرب.

۲٫ جبههٔ سیاسی و دیپلماتیک: تعامل هوشمندانه با شرق و کشورهای همسو، تعیین خطوط قرمز در برابر دشمنان غربی.

۳٫ جبههٔ عقیدتی و فرهنگی: پاسداری از ارزش‌های ایمانی و هویتی امت در برابر نفوذ فکری و فرهنگی غرب.

جبههٔ روشن در برابر غرب

امروز دشمن آشکار امت اسلامی، نظام سلطهٔ غرب به رهبری آمریکا است؛ همان نیرویی که سال‌ها در افغانستان، عراق، سوریه و فلسطین خون مسلمانان را ریخت و هنوز در پی تحمیل فرهنگ و سیاست خود است.

امارت اسلامی اگر می‌خواهد استقلال سیاسی و دینی خود را حفظ کند، باید جبههٔ خود را در برابر این محور مشخص سازد.

این جبهه باید شامل همکاری و هم‌سویی با کشورهای مستقل و مخالف سلطهٔ غرب باشد، از جمله ایران، چین، روسیه و دیگر کشورهای شرقی و مسلمان که در برابر فشارهای آمریکا ایستاده‌اند.

چنین هم‌پیمانی می‌تواند توازن جدیدی در سیاست منطقه‌ای ایجاد کند و مانع از انزوای امارت اسلامی گردد.

همان‌گونه که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم با قبایل هم‌پیمان شد تا دشمن مشترک را مهار کند، امروز نیز امارت اسلامی باید با کشورهای شرقی، اسلامی و ضد استعماری پیمان‌های عزتمندانه برقرار کند.

وظیفهٔ امروز امارت اسلامی:

تدوین استراتژی جامع ملی بر پایهٔ سه محور: اقتصاد مستقل، سیاست مقاوم، و هویت ایمانی.

گسترش همکاری با محور شرقی (ایران، چین، روسیه و کشورهای مسلمان مستقل).

جلوگیری از نفوذ غرب در ساختارهای اقتصادی و فرهنگی.

حفظ وحدت داخلی و مقابله با هرگونه فتنهٔ قومی و فکری.

پاسخ قاطع به هر تجاوز دشمن برای حفظ عزت و اقتدار.

بر این اساس اگر امارت اسلامی جبههٔ خود را روشن و منسجم سازد، فشار دشمنان کاهش یافته و موقعیتش در جهان اسلام تقویت خواهد شد.

اما بی‌طرفی و ابهام در تعیین جبهه، راه را برای نفوذ غرب و تضعیف استقلال کشور باز می‌کند.

امروز زمان آن رسیده است که امارت اسلامی، همچون رسول‌الله صلی الله علیه وسلم، جبههٔ خود را با وضوح و ایمان تعیین کند جبهه‌ای در برابر سلطهٔ آمریکا و غرب، و در کنار امت اسلامی و متحدان شرقی که بر پایهٔ عدالت، عزت و استقلال ایستاده‌اند.

وقتی شریعت آسمانی به ابزار سیاستهای سکولاریستی تبدیل می‌شود

  وقتی شریعت آسمانی به ابزار سیاستهای سکولاریستی تبدیل می‌شود

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

علما و احزابی که در پاکستان به نام دین تشکل سیاسی ساخته‌اند، اما عملاً در چارچوب حکومت سکولار و نظام وابسته به آمریکا مشارکت می‌کنند، دیگر در جایگاه «راهنمای امت» قرار ندارند؛آنان با این انتخاب، دین را به خدمت قدرت و شریعت را به حاشیه سیاست رانده‌اند.

واقعیت تلخ این است که مشارکت فعال در ساختار سکولاریستی با ادعای دفاع از شریعت جمع نمی‌شود.

وقتی قانون اساسی غیرالهی پذیرفته می‌شود و وقتی پیمان‌های امنیتی غربی مشروع شمرده می‌شود و وقتی تجاوز به سرزمین مسلمانان با واژه‌های نرم توجیه می‌گردد دیگر نام این رفتار «فقه سیاسی» نیست؛ تحریف دین است.

تاریخ این الگو را خوب می‌شناسد؛ چهره‌هایی که دیروز در افغانستان در کنار آمریکا و ناتو ایستادند و امروز در پاکستان برای نظام وابسته مشروعیت دینی می‌سازند.

نام‌ها عوض می‌شود اما نقش همان است که دین برای آرام‌سازی افکار عمومی باشد نه برای ایستادن در برابر طاغوت.

وقتی سکوت در برابر تجاوز با نام «مصلحت» تزئین می‌شود وقتی ظلم ساختاری با عنوان «ثبات منطقه‌ای» توجیه می‌گردد و وقتی دارالاسلام به جای حمایت،به «طرف منازعه» تقلیل داده می‌شود این دیگر بی‌طرفی نیست هم‌راستایی با قدرت مسلط است.

قرآن هشدار داده است: دل‌هایی که حق را می‌شناسند اما به آن عمل نمی‌کنند در معرض قساوت و انحراف قرار می‌گیرند و خطر این انحراف، برای امت کمتر از تجاوز نظامی نیست.

پس مشارکت در نظام سکولار، با ادعای شریعت‌خواهی جمع نمی‌شود و توجیه تجاوز، نصیحت دینی نیست؛ سیاسی‌کاری با لباس دین است و تجربه افغانستان نشان داد که هرجا دین ابزار قدرت شد نخست استقلال رفت سپس امنیت و در نهایت خود دین قربانی شد.

امت آگاه است و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، این مسیرهای آزموده و شکست‌خورده را نه تکرار می‌کند، نه مشروع می‌داند.

وحدت شرط نصرت؛ نگاهی قرآنی به وضعیت جهاد معاصر

وحدت شرط نصرت؛ نگاهی قرآنی به وضعیت جهاد معاصر

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

الله متعال راه نصرت و پیروزی مسلمانان را به‌روشنی در قرآن کریم و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم  بیان کرده است؛ همان‌گونه که راه شکست، ناکامی، فشل و زوال هیبت را نیز به‌صراحت مشخص فرموده است. این بیان الهی، مجمل و مبهم نیست؛ بلکه روشن، محکم و غیرقابل انکار است.

الله متعال می‌فرماید: إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد/ ۷) اگر الله را یاری کنید، الله شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد.

یکی از راههای یاری کردن الله ( که از یاری هر مخلوقی بی نیاز است) ایمان به دین او اطاعت از شریعتش است که یکی از قوانین شریعتش پرهیز از تفرق و چند دستگی و درگیری داخلی است چنانچه در هشدارى روشن می‌فرماید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/ ۴۶) با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت‌تان از میان می‌رود.

این آیه به‌صراحت نشان می‌دهد که فشل، ناکامی و از بین رفتن هیبت، نتیجهٔ مستقیم نزاع و تفرقه است، نه کمبود امکانات یا ضعف ظاهری.

می توانیم به صورت خاص بگوئیم که این سخن متوجه عامه ی مردم نیست بلکه خطاب آن به اهل دعوت و جهاد و جریان‌های شریعت‌گراست که در سرزمین‌های اسلامی علیه اشغالگران آمریکایی و مزدوران محلی آنان مبارزه می‌کنند.

امروز در بسیاری از بلاد اسلامی، شاهد آن هستیم که گروه‌های جهادیِ شریعت‌گرا، با وجود وحدت دشمن، متفرق، مجزا و بعضاً متنازع عمل می‌کنند؛ هرکدام با نام، پرچم و تشکیلاتی جداگانه که نمی توانند به صورت منسجم همدیگر را تقویت کنند همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی متفق علیه فرموده است: المؤمنُ للمؤمنِ كالبنيانِ يشدُّ بعضُه بعضًا . مؤمن نسبت به مؤمن همچون بنایی است که اجزایش یکدیگر را استوار می‌کنند.

بنابراین، هرگونه تعصّب تشکیلاتی، گروهی یا اسمی که به تفرقه ی صفوف اهل جهاد بینجامد، از نگاه شرع مردود است؛ هرچند با شعارهای دینی و جهادی توجیه شود.

پس وحدت بر محور توحید، شریعت و منهج صحیح، شرط تحقق نصرت الهی است و تفرقه، نزاع و چندپارگی، سبب محرومیت از نصرت و استمرار ضعف امت می‌گردد و هر دعوتی که به اختلاف در صفوف اهل شریعت دامن بزند، با سنت‌های الهی در تعارض است و بازگشت به وحدت، نه یک گزینه ی سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی است.

وقتی دشمن واحد است و در کمین، جنگ داخلی خیانت به امت است

وقتی دشمن واحد است و در کمین، جنگ داخلی خیانت به امت است

به قلم: خالد سیف الله مسلول

شاخه‌ای از تنظیم القاعده در یمن موسوم به «انصار الشریعه» در رساله‌ای اعلام کرده است که درگیری‌های جاری در ولایت‌های جنوبی، به‌ویژه «ابین» و «شبوه»، به‌طور مستقیم تحت مدیریت آمریکا و اسرائیل قرار دارد؛ و عربستان سعودی، امارات متحده عربی و نیروهای وابسته به آنان، مجریان میدانی این پروژه‌اند.

در این رساله همچنین به عملیات‌هایی چون «سهام الشرق» و «سهام الحق» اشاره شده و بر ادامه ی جنگ و احتمال گسترش نظامی تأکید گردیده است.

اگر این تحلیل را بپذیریم  که آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای‌شان طراح و بهره‌بردار این بحران‌اند  آنگاه پرسش اساسیِ شرعی این است: آیا در چنین وضعیتی، قتال داخلی میان مسلمانان، جایز است یا حرام؟

اصل قرآنی به ما می گوید که نزاع داخلی  برابر است با از بین رفتن و زوال قدرت مومنین و به صراحت می گوید: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/ ۴۶) نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت شما از بین می‌رود.

بر این اساس و بر مبنای منهج صحیح اسلامی تمام فقهای امت اتفاق دارند که هرگاه دشمن متجاوز خارجی حضور دارد نزاع و جنگ داخلی میان مسلمانان موجب تقویت دشمن و تضعیف امت می‌شود و حرام است و اگر مسلمانان و در برابر اشغالگری و سلطه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی ایستاده‌اند، اصل بر حرمت خون، مال و عرض آنان است و فقه اسلامی اجازه نمی‌دهد که اختلاف در منهج یا اجتهاد، به مشروع‌سازی قتال داخلی منجر شود، آن هم در حالی که دشمنان اسلام آشکارا در حال مدیریت میدان‌اند.

در این میان یکی از بزرگ‌ترین آفات جنبش‌های اسلامی در قرن اخیر خطا در دشمن‌شناسی شرعی بوده است.

هرگاه دشمن اصلی (آمریکا، صهیونیسم، و بازوان منطقه‌ای‌شان) به حاشیه رانده شود و تمرکز سلاح به‌سوی مسلمانان دیگر برود، نتیجه همیشه یکسان بوده است، یعنی تداوم اشغالگری و فرسایش نیروهای اسلامی و ریختن خون مسلمان به سود دشمن.

این قاعده‌ای است که در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، سومالی و امروز در یمن بارها تکرار شده است.

پس  وحدت، یک تاکتیک نیست بلکه یک واجب شرعی است و وحدت امت، صرفاً مصلحت سیاسی نیست بلکه واجب شرعی است بخصوص وقتی دشمن واحد است و هر مسیری که به توقف قتال داخلی و کاهش تفرقه مذهبی و تمرکز بر دشمنان متجاوز خارجی بینجامد، به روح شریعت نزدیک‌تر است از هر راهی که اختلاف را تعمیق کند؛ حتی اگر با نام جهاد و توحید عرضه شود.

در این صورت حق است که بگوئیم  اگر آمریکا، اسرائیل، عربستان و امارات دشمنان واقعی یمن و امت اسلامی‌اند، جنگ مسلمان با مسلمان، تکفیر متقابل و چندپاره‌سازی جبهه ی اسلامی نه جهاد، بلکه خدمت ناخواسته به دشمن است.

و امت اسلامی تنها زمانی نفس راحت خواهد کشید که فقهِ اخوت، دشمن‌شناسی شرعی و اولویت امت، بر هیجان، تعصب و نزاع داخلی غلبه کند.

ما اهل سنت و جماعت ایران چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

ما اهل سنت و جماعت چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۲)

به قلم: محمد اسامه

این فریاد اهل دعوت و جهاد بر سر این دسته از خطبای مساجد و علمای دارای تریبون و رسانه  از هوا نیامده است بلکه ریشه در قرن‌ها تفرقه، تحقیر، مرزبندی‌های تحمیلی و ظلم داخلی دارد که می خواهیم به این جریان تاریخی بگوئیم بس است؛ جبهه ی مشترک دشمنان کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی و دارودسته ی منافقین بومی را نگاه کنید و بس کنید اگر خودتان هم یکی از اعضای این جبهه نیستید.

ما اهل دعوت و جهاد حق داریم با بررسی تاریخ به این خروجی مهم برسیم که جریاناتی به نام مذهب و در هنگامی که امت به آنها نیاز داشتند یا مومنین را رها کردند یا بدتر از آن، به جانب کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی رفتند؛ آیا در زمان حمله ی مغولهای سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت خوارزمشاهیان و عباسیان ندیدیم؟ آیا در زمان حمله ی اروپائی های سکولار به سرزمینهای تحت حاکمیت عثمانی ها ندیدیم؟

در این اغتشاشات دی ۱۴۰۴ش و حتی در اغتشاشات هرزه های سکولار ۱۴۰۱ش ایران و قبل از آن هم، انتظار داشتن واکنشی متحد و صریح بر اساس منهج اهل سنت و جماعت از این دسته از خطباء و علماء میان اهل سنت و جماعت ایران در برابر این هرزه های سکولار و اجیر شده  انتظاری غیر شرعی و بالاتر از حد توان آنها نبوده و نیست؛ اما اینها در تمام این موارد مومنین اهل دعوت و جهاد و عوام مسلمین اهل سنت را که به روشنگری های آنها جهت محافظت از خود و فرزندان و دارالاسلام نیاز دارند را از خود ناامید کرده اند.

پس حق داریم بگوئیم که این دسته از خطبا و علماء به‌جای اصلاح امت، امت را می‌سوزانند، به‌جای یاد دهی دشمن‌شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی،  مسلمین را به هم مشغول یا بی خیال می‌کنند، و به‌جای اتحاد و اقامه ی عدل، خون مسلمان را آگاهانه یا جاهلانه مباح می‌شمارند و این، دقیقاً همان چیزی است که دشمنِ اصلی امت می‌خواهد.

مگر ندیدیم که شیخ عزالدین حسینی در اوایل انقلاب اسلامی ایران چگونه حتی در کنار حزب کمونیست و مارکسیست لننیست کومله کُردستان بر علیه حاکمیت مذهبی ایران قرار گرفت و چه مصیبتهائی برای مردم آن دیار درست کرد و ندیدیم که چگونه مولوی عبدالغفار نقشبندی چگونه برای اهل سنت بلوچستان فتنه و مصیبت درست کرد و هم اکنون بخشی از جبهه ی اپوزیسیون مرتدین سکولار ایران شده است البته با شعارها و قیافه ای شبه اسلامی همچون شیخ عزالدین حسینی؟

اینها تنها نمونه هائی از این دسته از خائنین آشکار شده هستند که جبهه ی خود را روشن کرده و آشکارا به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی پیوسته اند.

خطبای مساجد و علمای صاحب قلم و رسانه ی ما بدانند که عصر روشنگری و بالا رفتن آگاهی هاست و اهل دعوت و جهاد میان حنفی ها و شافعی ها و سایر مذاهب اسلامی کارنامه ی شماها را در دارالاسلام ایران نگاه می کنند، اگر به همین روش «عوام زدگی» ادامه دهید که منهج صحیح اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را پنهان می کند و مومنین را از وظایف خود نسبت به دارالاسلام غافل نگه می دارد و حتی آنها را به سمت و سوی جبهه ی کفارخارجی و مرتدین داخلی سوق می دهد  بدانید که:این  انحرافات آشکار ناخواسته جوانان ناپخته و کم تجربه ی اهل دعوت و جهاد خشمگین را به‌سوی پروژه‌های انحرافی و ویرانگر بر علیه امثال شماها هل می‌دهد و این کار شما خیانت به امت است، نه حفظ آن.

اگر امروز شماها با بصیرتی شرعی به خود نیائید و این  ظلم آشکار خود را متوقف نکنید، فردا انحراف به‌نام عدالت، و افراد تکرو و یا گروههای خوارج صفت جهت اجرای عدالت خواهند آمد و آنگاه همه بازنده‌ایم جز آمریکا، صهیونیسم، و طاغوت‌های دست نشانده و مزدور منطقه.

پس قبل از آنکه مومنین آگاه به وضع شما و منهج اسلامی، همچون مصر و سایر سرزمینهای اسلامی شماها را همچون یک مانع در برابر حرکت رو به جلو مومنین به سمت حکومت اسلامی بر منهاج نبوت ببینند و خشم خود را بر شماها خالی کنند به خود بیائید و همچون امام احمد بن حنبل رحمه الله و ابن تیمیه رحمه الله و سایر بزرگان سلف این امت در برابر کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی موضعی شرعی و قاطع بگیرید هر چند توسط عوامی که با ماهواره های دشمنان سحر شده اند مورد انتقد قرار گیرید.

این را هرگز فراموش نکنید اگر مومن و اهل سنت و جماعت هستید که بیان منهج صحیح اسلامی مهمتر از منافع شخصی است.

ما اهل سنت و جماعت ایران چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۱)

ما اهل سنت و جماعت چرا از بعضی از خطبای  خود خسته و خشمگینیم (۱)

به قلم: محمد اسامه

اجازه دهید در همین ابتدای سخن از امام احمد بن حنبل رحمه الله شروع کنیم زمانی که بیشتر از ۱۵ سال از عمر خود را در زندانی حاکمیتهای معتزلی مامون و معتصم و واثق عباسی گذراند و در تحمل آنهمه شکنجه در دوران محنة شهره ی زمان خود و بعد از خود شده است.

آنهمه ظلم و بی عدالتی نسبت به این امام بزرگوار در چنین حاکمیت «ملکاً جبریاً» باعث نشد دست از منهج صحیح اسلامی بکشد، او در چگونه برخورد کردن با حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی که به دلیل انهدام خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به وجود آمده اند، مسیر صحیح را طی کرد و انتظاراتش از این حاکمیتهای بدیل اضطراری اسلامی هم در حد خودشان بود، به همین دلیل زمانی که دشمنان خارجی در کمین نشسته و تولید اغتشاش و هرج و مرج و فتنه ی داخلی توسط مرتدینی چون بابک خرمدین را می دید فوراً و بدون معطلی جانب این حاکمیت را می گیرد.

در زمان امام احمد بن حنبل رحمه الله و بعد از آن، موردی که به این حالت اضطرار بر می گردد و از یکپارچگی کنونی مسلمین محافظت می کند پاسخ به این سوال است که در حالتهائی میان یک یا چند امیر و رهبر صالح اما ضعیف با یک امیر و رهبر فاجر قوی، مسلمین گیر می کنند؛ باید از کدام یکی حمایت کنند؟

 کسانی چون امام احمد بن حنبل رحمه الله  سفارش می کنند که جانب امیر فاجر قوی را بگیریم و می گوید: «اما فرد فاجر قوتش برای مسلمانان و فجورش برای نفس خودش است و اما صالح ضعیف صلاحش برای نفسش و ضعفش برای مسلمانان است، پس باید به همراه قوی فاجر قتال نمود و پیامبر صلی­الله علیه وسلم فرموده­اند:«وَإِنَّ اللَّهَ يُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِر» «خداوند متعال این دین را با فرد فاجر نصرت می­بخشد.»[۱] 

بر این اساس نه تنها جانب این حاکمیت فاجر عباسی را می گیرد و صالحینی چون عبدالرحمن اشعث و قیام قراء را رها می کند بلکه زمانی که مرتدین طرفدار بابک خرمدین در بخشهائی از آذربایجان دست به شورش می زنند با فتوا و نامه نگاری به بزرگان مردمی و جهادی آن زمان مومنین را به جهاد با این مرتدین آنهم تحت پرچم حاکمیت معتزلی های ظالم و فاجر دعوت می کند و فتوای جهاد بر علیه این مرتدین می دهد.

زمانی هم بزرگانی چون جماعت قراء به رهبری عبدالرحمن اشعث قصد قیام بر علیه این حاکمیت را دارند با دلایلی روشن آنها را ازچنین اقدامی نهی می کند همچنانکه عبدالله بن عمر رضی الله عنهما اهل حرّه مدینه را از قیام نهی کرد و با آنها هم مسیر نشد در حالی که عبدالله بن عمر بزرگترین سردار جهادی آنزمان بود.  

چند روزی است که دارالاسلام ایران که اصلاً قابل مقایسه با حاکمیتهای «ملکاً عاضاً» و «ملکاً جبریاً» زمان عبدالله بن عمر و احمد بن حنبل نیست از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی مورد تهدید قرار می گیرد و مرتدین سکولار داخلی هم با هدایت و طبق نقشه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی دست به آشوب و جنگی شهر مسلحانه زدند که شاید بتوان گفت از فتنه ی بابک خرمدین در زمان احمد بن حنبل هم خطرناکتر و وحشیانه تر بود.

 چون با آنکه هرزه گری و فساد فکری و اخلاقی و جنسی سکولاریستهای کنونی بدتر از گروه بابک خرم دین است، اما علاوه بر این، روشهای قتل مسلمین توسط این سکولاریستها درچند روز گذشته، و تعداد مساجد و قرآنهائی که اینها آتش زدند بسیار بدتر و بیشتر از تمام مساجد و قرآنهائی است که در چند سال شورش بابک خرم دین صدمه دیدند.

با تمام این احوال ما از علما و خطبای خود انتظار داشتیم در برابر جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی موضع گیریی شفاف و شرعی چون امام احمد بن حنبل رحمه الله داشته باشند، حتی اگر چون امام احمد به مدت ۱۵ سال هم توسط این حاکمیت زندانی و شکنجه شده باشند و یا چون ابن تیمیه در زندان این حاکمیت هم وفات کنند؛ چون بیان منهج بالاتر از مسائل فردی و شخصی است؛ اما ما از این خطبای اهل سنت و دسته هائی از آخوندهای میان شیعه، شاهد چنین موضع گیری شرعی نبودیم.

اینجاست که اگر بگوئیم مومنین اهل دعوت و جهاد امروز از چنین خطبای رسمی مساجد و صاحب تریبون خسته اند سخنی گزاف نگفته ایم، خسته ایم از این نان به نرخ روز خوری و عوام زدگی و غفلت از منهج صحیح اسلامی، خسته ایم از اینهمه سهل انگاری توجیه‌شده با نام مذهب، و خسته از سیاست‌هایی که به‌نام «مصلحت»، کرامت و عزت اهل سنت و جماعت را در برابر کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی له می‌کند.


[۱] (سنن دارمی ـ باب : «ان الله يؤيد هذا الدين بالرجل الفاجر» ـ صحفه ۳۱۴ ـ شماره ۲۵۱۷ 

درد دلی دلسوزانه برای رهبری دارالاسلام ایران و افغانستان به مناسبت جنگ شهری اخیر آشوب طلبان در ایران

درد دلی دلسوزانه برای رهبری دارالاسلام ایران و افغانستان به مناسبت جنگ شهری اخیر آشوب طلبان در ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

با آنکه در چند روز اخیر و در دارالاسلام ایران اعتراضات اقتصادی توسط عده ای و با حمایت باداران خارجی خود چون آمریکا و اسرائیل تبدیل به آشوب و جنگ شهری شد، با این وجود لازم است ما به زمینه های داخلی ابزار وجود این خائنین و غلامان نیز اشاراتی داشته باشیم .

در دارالاسلام (چه در امارت اسلامی افغانستان و چه در ایران) واقعیتی نگران‌کننده وجود دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت:

وجود دست‌ها و عناصر نفوذی که با پوشش مسئولیت‌های اداری، امنیتی یا اقتصادی، سیاست‌هایی را اجرا می‌کنند که برای مسلمانانِ تحت حاکمیت، سخت، فرساینده و غیرقابل‌تحمل است.

این سیاست‌ها غالباً با توجیه‌هایی مانند «شرایط بد اقتصادی منطقه ای» اعمال می‌شود، اما در عمل، مستضعفین را هدف می‌گیرد و به فشار، محدودیت‌های ناروا و روش‌های غیر اسلامی می‌انجامد، روش‌هایی که شباهت آشکاری به الگوهای غیرشرعی و حتی سکولار دارد.

در حالی که : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ  (نحل/ ۹۰) خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان می‌دهد؛ ریشه ی مسئله چیست؟

  •  فشار اقتصادی بی‌ضابطه بر طبقات ضعیف که علت اساسی آن ارثیه ی حاکمیتهای قبلی و محدودیتهای کنونی است که کفار جهانی بر دارالاسلام تحمیل کرده اند
  • عدم ارائه ی ایمان صحیح به مسلمین و عدم تولید مومنی که از او انتظار عمل مومنانه در انجام وطیفه و در برابر مشکلات داخلی و تهدیدات خارجی کفار محارب و اشغالگر داشت.
  • تصمیم‌گیری‌های اداری و اجرائی که اصول و مبانی حاکم بر نظام اسلامی را نادیده می‌گیرد
  • سهل انگاری در برابر مفاسد اجرائی و  ظلم بعضی از افراد با نام «مصلحت» و «امنیت»

این‌ها اگر مهار نشود، چهره ی دارالاسلام را مخدوش می‌کند و اعتماد عمومی را از بین می‌برد.

این مسئله باید بی‌واسطه و شفاف به حاکم دارالاسلام، شورای رهبری و دستگاه‌های نظارتی برسد. زیرا اگر ظلم به نام اسلام انجام شود، آسیب آن دوچندان است.

مومنین باید وارد میدان شوند چون گروه منافقین هم اکثراً با لباس دینی ظاهر می شوند و این منافقان همیشه با پرچم دشمن نمی‌آیند، گاه با لباس خدمت، امضای اداری و زبان توجیه‌گر وارد می‌شوند و با اعمال خود، مردم را از عدالت اسلامی دل‌زده می‌کنند.

این نفوذ دارودسته ی منافقین و مفاسد اجرائی اگر مهار نشود نارضایتی می‌آفریندو همچون چند روز گذشته در دارالاسلام ایران ممکن است همین گروه منافقین با حمایت کفار سکولار و اشغالگر خارجی این نارضایتی و اعتراض را تبدیل به آشوب و جنگ شهری کنند تا  جهت مداخله در کشور بهانه به دست دشمنان اسلام بدهند.

راه برون‌رفت از این مشکلات رسیدگی فوری به شکایات مستضعفین و بازبینی سیاست‌های اقتصادی و امنیتی با معیار شرع و برخورد قاطع با عناصر ظالم حتی اگر در ساختار  نظام باشند و بازگرداندن عدالت، رحمت و کرامت مؤمن به مرکز تصمیم‌گیریهاست.

پس بدانیم که دارالاسلام با قدرتِ نظامی صرف حفظ نمی‌شود بلکه با عدالت پایدار می‌ماند و اگر رهبری دارالاسلام از رنج مستضعفین آگاه شود و جلوِ ظلم را بگیرد این خود تقویت دارالاسلام و خشنودی خداوند است.

ای شیخ، مولوی، آخوند و ماموستا دست از آزارِ مستضعفین بردارید، امت، عدالت و وحدت می‌خواهد، نه همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را 

ای شیخ، مولوی، آخوند و ماموستا دست از آزارِ مستضعفین بردارید، امت، عدالت و وحدت می‌خواهد، نه همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را 

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

این روزها که ایران از سوی کالاس رئیس سیاست گذاری خارجی اتحادیه اروپا و از سوی ترامپ به صورت مستقیم تهدید به حمله نظامی و تغییر حاکمیت می شود، کلی گوئی و دوپهلو حرف زدنهای دسته هائی از شیخ و مولوی و آخونها نوعی اذیت و آزار مستضعفین منطقه و تمام اهل ایمان ایران است که نیاز به موضع گیری صریح آنها در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و آشوب طلبهای سکولار و مرتد داخلی دارند که این آشوب طلبها در جنگ شهری که به راه انداختند در خدمت به برنامه ها و سناریوهای کفار خارجی از هیچ جنایتی نسبت به ایرانی ها ( که هم وطنان خودشان هستند) دریغ نکردند.

پس حق خودمان است به دسته هائی از خطباء و حتی علماء بگوئیم: ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند لطفاً دست از آزارِ مستضعفین بردارید؛ سکوت و بی طرفی شما همسوئی با این کفار خارجی و مزدوران داخلی است چه رسد به سخنان دوپهلو و کلی گوئی های شما که گاه یکی به میخ می زنید و یکی به نعل، و انسان خیال می کند با عده ای از دارودسته ی منافقین طرف است نه مدعیان منهج صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه و اهل بیت.

پس ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند لطفاً دست از آزارِ مستضعفین بردارید؛ با کلی گوئی، سکوت، تماشاچی شدن، همسوئی خواسته یا ناخواسته با دشمنان خارجی و داخلی باعث تحقیر مومنین نشوید و ما را خسته نکنید.

امت اسلامی یک امت است و عدالت و حقیقت و رُک گوئی می‌خواهد، نه مشتی عوام زده که از ترس عوامی که توسط رسانه ها سحر شده اند جرئت بیان حق بر اساس مذهب خود را هم ندارند یا سکوت می کنند و تفرقه‌ساز شده اند.

جابر بن عبدالله  در تفسير آيه ي : لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (الحدید/۲۵) با يكي از دستهايش قرآن (مصحف) را بر داشته و در دست ديگرش نيز شمشيري (سيف) داشت و مي فرمود: أمَرَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نَضرب بهذا من عَدِلَ عن هذا . يعني: پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)  به ما دستور داده است كه با اين شمشير گردن كساني را بزنيم كه از اين قرآن  سرپيچي نمايند.[۱]

هم اکنون که اغتشاشگران و یا بهتر است بگوئیم آشوب طلبانی که در ایران جنگ شهری راه انداخته اند نه تنها از قرآن و قوانین شریعت الله سرپیچی می کنند بلکه قرآنها را نیز می سوزانند و مساجد را آتش می زنند و حاکمیتی سکولار می خواهند که در آن هیچ جایگاهی برای قانون شریعت الله وجود ندارد و علاوه بر آن کفار محارب و اشغالگر خارجی هم از این مرتدین حمایت می کنند؛ آیا سکوت امثال شما همسوئی با این دشمنان داخلی و خارجی و اذی و آزار مُسْتَضْعَفِين  و تمام مومنین نیست؟

ای شیخ و مولوی و ماموستا و آخوند می دانید که اسلام، امت را بر ایمان بنا کرد، نه بر نژاد و قومیت و مسائل اقتصادی و… و اعلام کرد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ( حجرات/۱۰) تنها مؤمنان برادر یکدیگرند.

بدون شک اهل ایران همچون اهل افغانستان و سایر کشورهائی که قصد دارند استقلال خود را حفظ کنند با مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمهای کمر شکن کفار محارب و اشغالگر خارجی و عوامل داخلی دیگر مشکلات اقتصادی و حتی درمانی را تحمل می کنند، در اینجا نباید اجازه ی سوءاستفاده از دردِ مستضعفین را به دشمنان داد.

البته در داخل کشور هم زمانی که مشکلات اقتصادی و… وجود دارد دارودسته ی منافقین و برخی جریان‌های منتسب به اسلام در کنار مرتدین سکولار و کفار خارجی از رنجِ واقعی مردم سوءاستفاده ی فکری می‌کنند؛ با طرح شعارهایی کلی، اما با منهجی که به خنثی کردن و حتی همسو کردن مسلمانان با کفار خراجی و مرتدین محلی می‌انجامد.

 ای شیخ، مولوی، آخوند و ماوستا لطفاً دست از آزارِ مستضعفین و مومنین بردارید.


[۱] ابن تيمية ،  قواعد الملة و مقاصد الدين ، (ص۶۴۱) / باب تفسير اية لقد أرسلنا رسلنا بالبينات

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۳)

اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ش هرزه های وحشی و سکولار ایران و زنجیرهائی جاهلی و خطبائی به‌نام مذهب و انحراف از مذهب (۳)

به قلم: ابوابراهیم هورامی

تا اینجا متوجه شدیم که دستور صریح تمام مذاهب اهل سنت و جماعت و جمهور علماء بر این است که باید موضع خودت را در برابر اهل بغی مشخص کنی و در کنار حاکمیت بر دارالاسلام بر علیه کفار اصلی اشغالگر و مزدوران داخلی آنها قرار بگیری؛ آیا این بی تحرکی ها به دلایل مذهبی در میان فرقه های معروف به اهل سنت و جماعت و یا در میان شیعیان به دلیل اینکه افرادی مسلمان در حاکمیت هستند که نظر اسلامی آنها مخالف نظر شماست باعث نگرانی و تلنگری برای بیداری و یکپارچگی بیشتر امت اسلامی نیست؟

آیا کفاری چون آمریکا و صهیونیستها و این اغتشاشگران وحشی مزدور برایشان مهم است که کدام یک از شما بر حاکمیت باشد؟ چرا متوجه نیستید اینها مخالف اجرائی شدن قوانین شریعت الله و تشکیل هر نوع حاکمیت اسلامی هستند و برایشان حاکمیت شیعه و سنی فرقی ندارد.

اسلام ۱۴۰۰ سال پیش، مرزهای قبیله‌ای، نژادی و سلطنتی را شکست و به‌جای آن امت واحده را بنا نهاد و الله تعالی فرمود: «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» (انبیاء/ ۹۲) همانا این امتِ شما، امتی یگانه است.

اما امروز، همان مرزهایی که جاهلیت با قوم و قبیله و حتی مذهب ترسیم کرده است، میان مسلمانان دیوار خون و دشمنی ساخته است

.این مرزها اسلامی نیستند، قرآنی نیستند، و برخاسته از اراده ی امت نیستند؛ بلکه محصول جاهلیت هستند زمانی که مسلمان را تبدیل به تماشاچی می کند در حالی که برادر مسلمانش توسط دشمنان کافر داخلی و خارجی در حال صدمه دیدن است.

حتی کار به جائی رسیده است که همین کفار سکولار خارجی با آنکه به حاکمیتهای دست نشانده و احزاب سکولار محلی پرچم‌های رنگارنگ دادند، اما عزت را زا آنها گرفتند، قانون سکولاریستی دادند، اما عدالت اسلایم را گرفتند و دولت ساختند، اما امت را نابود کردند.

سود این طرحهای خائنانه نه به مستضعف می‌رسد،  نه به مؤمن، بلکه به همان کفار و به سکولارزده‌های داخلی و نخبگان وابسته می‌رسد که با نام «وطن»، «ملت» و «حاکمیت»، وابستگی به همین کفار اشغالگر خارجی و ذلت و از دست رفتن استقلال حقیقی را توجیه می‌کنند.

در اینجا بزرگترین فاجعه آنجاست که برخی خطبا و علمای مذاهب مختلف اسلامی با نام اسلام، با شعار قومیت و با ادبیات مذهبی، همان کاری را می‌کنند که کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی انتظار حداقلی از این افراد دارند: تماشاچی نگه داشتن طرفدارانشان تا زمانی که نوبت به خودشان می رسد.

این‌ خطباء و علماء مذاهب مختلف اسلامی که می بینند کفار سکولار و اشغالگر خارجی چون آمریکا و صهیونیستها و غربی های همسو با آنها به همراه مرتدین سکولار محلی با طراحی اغتشاشات دی ۱۴۰۴ ایران در حال انجام چه جنایتی نبت به معترضین هستند و چه اهدافی در سر دارند اما سکوت می کنند و تماشاچی هستند اینها  نه وارثان مذهب امام خود و عدالت اسلامی‌اند، نه نماینده ی کرامت انسان؛ بلکه صورتِ مذهبیِ همان دارودسته ی منافقین قدیمی هستند.

امروز در همه سرزمین‌های اسلامی توسط این کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار محلی مستضعف زیر فشار است و قدرت در خدمت بیگانه.از این مرز تا آن مرز، زبان‌ها فرق می‌کند، پرچم‌ها عوض می‌شود، اما رنج یکی است. و دشمنان اسلام دقیقاً از همین تفرقه  یمذهبی و قومیتی و جغرافیایی و سیاسی سود می‌برند.

تعصبات کور قومیتی و مذهبی و قوانینی که امت را تکه‌تکه کرد، قوانینی که مسلمان را در برابر مسلمان قرار داد، و قوانینی که وفاداری به «فعلان مولوی و شیخ و آخوند و ماموستا» را بالاتر از وفاداری به «ایمان» نشاند، قوانین کفری‌اند؛ حتی اگر به دست مسلمان اجرا شوند.

تا وقتی مسلمان اسیر مرزهای تحمیلی مذهبی و قومیتی در برابر این دشمنان آشکار خارجی و داخلی است و مطیع علماء و خطبای مذهبی‌نماست و از وحدت ایمانی فاصله گرفته، نه کرامت بازمی‌گردد، نه عزت، و نه آرامش.

این آگاهی، دعوت به فهم است؛ دعوت به بازشناسی ریشه ی رنج‌ها.

امروز دارالاسلام ایران درگیر جنگ با جبهه ی کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی است که این جبهه در برابر تمام مومنین جهان وجود دارد و نیاز به همسوئی مشترک بین تمام مومنین و بخصوص میان تمام اهل دعوت و جهان دارد.